پاسخ رامبد جوان به تمام حاشیه های «خندوانه »

 

از توییت جنجالی تا بدل‌های مرتضی پاشایی

 احمد صبریان 95/3/29

«خندوانه» حالا به بخشی از خاطرات جمعی ما تبدیل‌شده است. برنامه‌ای که در بدترین دوران رسانه ملی، گل کرد و توانست اعتماد مخاطبی را که دیگر از تلویزیون ناامید شده بود، دوباره جلب کند.بااین‌حال و مثل هر برنامه موفق دیگری، خندوانه هم حاشیه‌های خودش را دارد. همان‌طور که جناب خان و نیما و مسابقه‌هایش را دارد.اما در میان تمام المان‌هایی که خندوانه را موفق کرده‌اند، شاید سهم رامبد جوان سهم دیگری باشد. او بر روی لبه تیغ تیزی راه می‌رود که سقوط از هر طرفش می‌تواند برایش به معنای پایان خیلی‌ چیزها باشد. قرار است خندوانه به کجا برسد یا لااقل خیال دارد ما را با خود به کجا ببرد؟ رامبد جوان در گفت وگویی صریح وبی پرده  به تمامی حاشیه های ریز ودرشت برنامه خندوانه پاسخ گفت و از برنامه اش دفاع کرد.

برای این‌که این برنامه تبدیل به یک برنامه‌ روتین نشود چه نقشه‌ای دارید؟

خیلی کارها می‌شود کرد. ما الان کلی ایده‌های کوچک و بزرگ داریم و حتی اگر از همین الان بخواهیم همه را اجرا کنیم دو سال دیگر هم می‌توانیم روی آنتن باشیم. یک بخش پول و هزینه است، یکسری ایده‌ها واقعاً جذاب و مهم‌اند، باید هم انجام شوند اما واقعاً هزینه‌بر هستند. مورد دوم این است که ما به‌اندازه‌ کافی نیرو نداریم. نه اینکه خندوانه نیرو نداشته باشد، اصولاً نیرویِ انسانیِ متخصصِ درجه‌ یک خیلی زیاد نیست.  کسی که خیالت راحت باشد تمام ویژگی‌هایی که می‌خواهی را دارد و سلیقه‌اش هم با برنامه جور است. متأسفانه آن‌قدر به شادی، کمدی، بامزگی و طنازی کم‌بها داده‌ایم که آدم‌هایش هم کم است. استارت ما خانواده‌ باحال بود با این هدف که سرپا شویم. اوضاعمان درست‌تر شده است و الان می‌توانیم مسائل جدید‌تری را ارائه دهیم.

اما این بعضی وقت‌ها جواب نمی‌دهد

چیزی که باید از خروجی‌ کار روی آنتن برود می‌بایست جذابیت یک برنامه را داشته باشد. مهم این نیست که شرکت‌ کننده در مسابقه چقدر از پس آن بر خواهد آمد. عرضم این است که این ایده‌ها و خیلی ایده‌های دیگر همچنان وجود دارند. حتی ایده‌هایی که بعضی‌هایش وام گرفته از پروژه‌های موفق جهان هستند که به نظرم اصلاً بد نیست. این تصور که آدم‌ها از روی همدیگر کپی می‌کنند، بد و غلط است، درست نیست. مثلاً بدیهی است که من به یک ایده فرانسوی نگاه کنم و آن را اجرا کنم، اما قابل توجه است زمانی محصول من موفق خواهد شد که من بتوانم آن را از فیلتر، فرهنگ، جنس، برنامه‌ و نورپردازی‌ام رد کنم و آن را ارائه دهم و شما آن را تماشا کنید و بگویید بد هم نیست می‌توان تماشایش کرد.راجع به مسابقه‌ کتابخوانی، استندآپ، همین لباهنگی که راه انداختیم ایده‌‌های جدید داریم و قطعاً هم آن‌ها را انجام خواهیم داد.

تیتراژی که برای برنامه‌تان مدنظر قرار داده بودید و پارسال در جشن حافظ آن را رونمایی کردید، تیتراژ بسیار خوبی بود، چرا جلوی اجرایش را گرفتند؟

گفتند از آن برداشت سیاسی می‌شود. مقداری جزئیات هم گفته شد، اما ترجیح می‌دهم منتقلشان نکنم، درست است برای ما تیتراژ گرانی هم شد، اما موضوعی‌ است که گذشته و رفته.

بهترین برنامه‌‌ خندوانه در این دو فصل و اندی که اجرا کردید کدام بوده است؟

مسابقه کمدین‌ها برایم خیلی جذاب و هیجان‌انگیز بود، اما قسمت‌هایی که از نظر موضوع برایم جذابیت داشتند؛ شبی بود که جانبازان اعصاب و روان آمدند، آن برنامه برایم حیرت‌انگیزترین برنامه بود.

 واقعاً فراموش‌نشدنی است. مشخص است که من وظیفه‌ خودم می‌دانم که به آن دوره احترام بگذارم. کدام کشور دوره‌ای را که جنگیده، شهید داده و آثارش هنوز وجود دارد، نادیده می‌گیرد و فراموش می‌کند؟ این جزو ذات بشر است و باید به آن احترام گذاشته شود. این‌که می‌گویند، جانباز آورده پس سفارش شده، این‌طور نیست. چه سفارشی؟ یعنی ما آن‌قدر ابله و نمک‌نشناس هستیم برای اینکه جانباز به برنامه‌مان بیاید، باید به ما سفارش شود؟

 درباره حواشی که درموردمترو و اسپانسر گرفتنتان پیش آمد توضیح دهید؟

ما پارسال متهم شدیم پانصد میلیون تومن از مترو گرفتیم و... اولاً نمی‌دانم چرا اسپانسر داشتن یکهو تبدیل به پوئن منفی می‌شود.

نه این چیز دیگری مطرح شده ماجرای دعوت و...

ماجرای اهل قلم، اولاً متأسفانه به نظرم تعداد زیادی‌ از آنها اهل قلم نااهل قلمی بودند. اصولاً موضوع کتاب دغدغه‌ ماست و همیشه به آن پرداخته‌ایم. نه ربطی به ارشاد دارد، نه به اهل قلم و نه به نمایشگاه کتاب. در آن دوره هم گفتیم چشم، ما هم انجام می‌دهیم. روزی که اهل قلمی‌ها آمدند، اولاً هیچ هماهنگی با ما نبود، یعنی ما کاره‌ای نبودیم و نیستیم، اصلاً هر جا که گروهش را دعوت می‌کند و هماهنگ می‌شوند بیایند، خودشان تنظیم می‌کنند و فقط ما می‌گوییم فلان ساعت اینجا باشید و این پوشش را داشته باشید، بعد هم وقتی می‌آیید، فلان ساعت باید تحمل بکنید. همه این‌ها را هم به همه می‌گوییم. حتی اضافه‌تر هم می‌گوییم که وقتی کار زودتر تمام شد، خوشحال باشند و اگر کار طول کشید، دلخور نشوند، قرار بود، ساعت سه آنجا باشند، دوازده آمدند. این زود آمدن هم اصلاً به بچه‌های خندوانه ربطی نداشت. از طرف دیگر قرار بود، دویست نفر را بیاورند، اما سیصد نفر با خودشان آوردند. این اضافه شدن تعداد مهمانان هم باز نه به ما ربطی داشت و نه تقصیر ما بود، اما روی کار ما تاثیر می گذاشت؛ چون ما یک‌سری تماشاچی داریم و ظرفیت استودیوی ما هم در نهایت  ۵۷۰ نفر است، آن روز اما این اتفاق افتاد و ما به ناچار بدون‌این که مقصر باشیم با ۱۰۰ مهمان اضافه مواجه شدیم. سیصد نفر تماشاچی هم داشتیم. مهمانان ارشاد گفتند ما پول دادیم، آمده‌ایم و... ما هم گفتیم خیلی خب صبر کنید تا اوضاع را درست کنیم، اول باید برای این تعداد جا پیدا کنیم و از مردمی که آمده‌اند بخواهیم استودیو را ترک کنند.  بعد من آمدم برایشان حرف زدم، عذر ‌خواهی کردم . گفتم  اگر خسته شدید، معذرت می‌خواهم. گفتند که بچه‌هایتان با ما بد حرف زده‌اند، بچه‌های من با هیچ‌‌کس بد حرف نزده و نمی‌زنند، اما گفتند که به ما توهین شده.اما بخشی از ماجرا مثل زود آمدن و تعداد زیاد مهمانان به ما ربطی نداشت. همین را هم گفتم و بعد هم به این اشاره کردم که بالاخره همه چیز تمام می‌شود و می‌رود. اما بعد رفتند و ادعا کردند که خند‌وانه هشتصد میلیون تومان پول خواسته، اصلا اینطور نیست و به ما ربطی ندارد، یک ریالش متوجه ما نیست. ما قرار نیست حتی یک ریالش را بگیریم. تلویزیون آنقدر جای بی در و پیکری نیست که یک برنامه بخواهد برای خودش پول تهیه کند، اصلاً اینطور نیست و اجازه نمی‌دهند که دریافت مستقیم داشته باشید..

در رابطه با موضوع پاشایی هم حاشیه‌هایی به وجود آمد؟

موضع پاشایی را من درک می‌کنم. این بازی‌ بود که ما توی آن رفتیم و بدیهی است که انتظار می‌رود که چنین واکنش‌هایی اتفاق بیفتد، من با آن مشکلی ندارم و به نظرم خوب هم هست. اما این‌که ما پول می‌گیریم یا هشتصد میلیون تومان پول خواستیم این شیطنت است. غرض‌ورزی در آن هست، چون ما که نمی‌توانیم این را بخواهیم. این که گاز اشک‌آور را زدند، «شلیک گاز اشک‌آور»، یا این که ما با تماشاچیان بدرفتاری می‌کنیم. این هم یک مدت بود. انتشار فهرست این که پوشش خانم‌ها چه باید باشد و چه نباشد. اینها شیطنت است و عادی نیست.

 و ماجرای توییتر و توییتی که گفته می‌شد شما آن را پاک کرده‌اید ؟

آن شیطنت نبود، به نظرم گاف بود و نمی‌دانم از کجا آمد. من به هیچ‌کدام از وسایل خودم دسترسی مستقیم ندارم. ادمینی دارم که توییترم را می‌گرداند و همان ادمین کانال تلگرامم را می‌گرداند و همین طور اینستاگرامم را. من به او می‌گویم که این را استفاده کن، مثلاً می‌گوید که والیبال تبریک بگوییم، می‌گوید چیزی داری؟ می‌گویم یک تبریک بگو، بزن «دمشون گرم»، می گوید عکس بگذارم،  می‌گویم خودت انتخاب کن و یکسری کارهای کلی را خودت انجام بده. اصلاً من دسترسی به این‌ها ندارم. خود برنامه سازی آنقدر پیچیدگی و ویژگی دارد که پرداختن به حاشیه به نظرم حماقت مطلق است. مثلا به نظرم احمقانه است که من بیایم در برنامه بگویم که ماجرای هشتصد میلیون تومانی که اهل قلم گفته بودند، دروغ است و به خندوانه ربطی ندارد، این می شود لوس بازی و بها دادن بیش از اندازه به آن، پس از آن می گذرم. من آدمی نیستم که برنامه و خودم را دچار حماقت بکنم و بخواهم جواب‌های ابلهانه ‌بدهم.

یک جاهایی می‌رسد که آنقدر دوز آن حاشیه بالاست که مجبور می‌شوید جواب بدهید، مثل قضیه امین حیایی و ژوله.

بله ما مجبور شدیم آن را مدیریت کنیم.

اما آن حاشیه به چیزهایی ربط داشت که نمی‌توانستید بی تفاوت باشید.

بله، داشت به مسیرهای عجیبی ورود پیدا می‌کرد.

عده‌ای می‌گویند خندوانه آنقدر اجتماعی شده که دارد مثل ماه عسل می‌شود؟

نه کجا؟ مثال بزنید.

راجع به همین برنامه‌ افغانستانی‌ها و تأثیر حسی که روی مخاطب می‌گذارد.

به نظرم اینطور نیست، وظیفه ما در خندوانه این هست که با چنین موضوعاتی مواجه بشویم. ممکن است یک جاهایی غم‌انگیز به نظر بیاید، اما به نظرم در غم‌انگیزی امید و حال خوب وجود دارد که در ماه عسل هم همین است، خندوانه هم همین است، امید می‌دهد در نتیجه جاهایی ممکن است شباهت پیدا کند و ایرادی ندارد. ولی برای  ما چیز روتینی نیست، مدل ما اینطور نیست که اشک در بیاوریم، اما یک وقتایی هم اشکمان در می‌آید و هیچ اشکالی ندارد، آدمیزاد هستیم.

سکانس‌هایی خاطره‌انگیز از سینمای حاتمی‌کیا  

 26/3/95

نویسنده : احمد صبریان 

بیراه نیست اگر بگوییم ژانر سینمای دفاع مقدس، یگانه ژانر ایرانی سینمای ایران است و شاید تنها فیلم‌های دفاع مقدس را می‌توان «سینمای ملّی» قلمداد کرد زیرا تمام شاخصه‌های سینمای ملی و بومی را دارد. ابراهیم حاتمی کیا در طول سال‌های جنگ  و حتی پس از آن آثار درخور توجهی را خلق و در کارنامه سینمایی اش فیلم‌های  متفاوتی را درباره دفاع مقدس با پرداختن به روحیات و درونیات رزمندگان و باورها و اعتقاداتشان ثبت کرده   است. بی‌تردید هر کدام از آثار سینمایی حاتمی کیا ارزش‌های خاص و ویژه خود را دارد . وی اگر چه فیلم  هایی همچون« دعوت» یا «به رنگ ارغوان» را ساخته   ولی باز هم در پس زمینه داستان‌ها و روایاتش در این فیلم‌ها به واقعیت‌های پیدا و پنهان جنگ نیز اشاره کرده است. بی‌تردید سینمای حاتمی کیا سینمایی دلی است که مخاطبان پر و پا قرصش را دارد و با رقم زدن سکانس‌هایی خاطره انگیز تصویر‌هایی ماندگار را در ذهن تماشاگرانش حک کرده است. وب سایت سینمایی هفت فاز در نوشتاری به مرور برخی از این سکانس‌های خاطره انگیز پرداخته است که مرور آن‌ها تداعی گر لحظات خوشی است که حاتمی کیا  برایمان رقم زده است.

مهاجر  1368

 حاتمی کیا درباره «مهاجر» می‌گوید:  "برای فیلم «مهاجر» واکنشم این بود که نیروهایی که در جزیره‌ها می‌جنگیدند را عده‌ای رها کرده و به کارهای دیگر پرداخته‌اند. فیلم« مهاجر» در سال 68 و فضایی که بر اثر رحلت امام (ره)ایجاد شده بود، به وجود آمد. این فیلم واکنش من به وضع موجود است که باید به گذشته و داشته‌هایمان برگردیم.»    اگرچه «مهاجر» ساختاری حساب شده‌ و حرفه‌ای‌تر از «دیده‌بان» دارد و درونمایه و تم رفاقت، بین دو شخصیت اصلی، جذاب و سرپاست. دوتایی مردانه‌ای که شبیه آن را دردیگرفیلم‌های حاتمی‌کیا تنها در «آژانس شیشه‌ای» دیده‌ایم. دو رزمنده‌ای که فاصله بین آنها را پهپادی به نام «مهاجر» پر می‌کند که مسئولیت کنترل آن را بر عهده دارند. سکانسی که اسد(ابراهیم اصغرزاده) به امید یافتن رفیقش که در منطقه دشمن ناپدید شده ،مهاجر را به پرواز درمی‌آورد و محمود (علیرضا خاتمی) و گروهش آن را به اختیار خود درمی‌آورند از سکانس‌های جذاب فیلم «مهاجر»است. گویی تمام جبهه و ماموریت شناسایی و سرکوب دشمن در سایه رابطه بین آنها قرار می‌گیرد. رفقا از هم دورند و فرصتی برای دلدادگی شعاری، مرسوم فیلم‌های جنگی آن دوران نیست. تا پایان فیلم همدیگر را نخواهند دید. تنها مهاجر است که در آسمان پرواز می‌کند و احساسی که بین آنها در تپش است.

از کرخه تا راین 1371

 از کنار کرخه و خاک و خون و آتش گذشته و رسیده این جا، کنار راین که بینایی‌‌اش را برگرداند اما چشمش روشن شده به سرطانی که ممکن است هر دم از پا بیندازدش. سعید(علی دهکردی) این جا در آلمان حسابی دلتنگ است و پس از فهمیدن خبر بیماری از خانه‌ خواهرش لیلا(هما روستا) زده بیرون تا شاید جایی، پناهی برای دردش پیدا کند. نه فقط به نسبت آن روزهای سینمای ایران، که حتی همین حالا هم نشان دادن رزمنده‌هایی که از ارزش‌های جنگ بریده‌ باشند تابو محسوب می‌شود و حاتمی‌کیا به خاطر اختیاراتی که داشته و دارد توانست در این مسیر قدم گذارد. در این سکانس، سعید شخصیت اصلی و پایبند فیلم را می‌بینیم که لب رود راین  آمده و فریاد عصیان سر می‌دهد که خدایا چرا من؟ چرا این جا؟ همان موقع مرد مستی هم در کنارش قرار می‌گیرد  که او هم در عوالم خود سیر می‌کند. انگار تمام آن دلخوری‌هایی که سعید از رفیق همرزمِ از راه برگشته‌اش داشته و همه‌غم دوری‌اش از خانه این جا سرریز کرده. «از کرخه تا راین» و به ویژه این سکانس نشانی است از جایگاه آن رزمنده‌ها با دیگران و روزگار پس از جنگِ ابراهیم حاتمی‌کیا و حکایتِ «شکایتِ نی از جدایی‌ها» و این که این جماعت ور دیگری هم دارند و قرار به رستگاری همه هم نیست.

بوی پیراهن یوسف  1374

  وقتی صحبت از انتخاب صحنه‌ای منتخب از« بوی پیراهن یوسف» باشد، نخستین چیزی که به ذهن می‌آید دستان لرزان دایی غفور (علی نصیریان) است و حرکت تلوتلوخورانِ اسلوموشن به سمت یوسف گمگشته در سکانس پایانی بازگشت اسرا. جایی که در آن احساسات گراییِ مختص حاتمی کیا به اوج خود می‌رسد و به سیاق صحنه‌های پایانیِ ملودرام پساجنگ پیشین کارگردان( از کرخه تا راین)، بی‌بروبرگرد احساسات تماشاگرش را به غلیان در می‌آورد. اما از این سکانس معروف که بگذریم، به دیگر صحنه‌ تاثیرگذار فیلم می‌رسیم. جایی در همان نیم ساعت نخست فیلم و صحنه‌ای که دو زن فیلم، شیرین (نیکی کریمی) و نسرین (شیرین بینا) به تماشای فیلم‌های ویدئوییِ باقی مانده از یوسف می‌نشینند. موسیقیِ جانسوز همیشه حاضرِ مجید انتظامی روی تصویر قرار می‌گیرد و تصاویر ویدئویی از رزمندگان غواص در حین آماده سازی برای عملیات، با چند نما از شیرین و نزدیک شدن تدریجی به او که محو تماشای تصاویر شده میان کات می‌شود. تصاویری به ظاهر ساده، اما حامل احساسی ژرف و به شدت تاثیرگذار در انتقال حس غربت رزمندگان پیش از عملیاتی در دل دشمن. با یک شاه پلان؛ پلانی که رزمندگان غواص دست در دست هم و رو به عقب به دل دریا می‌زنند. دیدن تصاویری از عزیز غایب و انتقال حس فقدان آن که درونمایه اصلی فیلم را شکل می‌دهد و مواد لازم را برای ملودرام فیلم ساز مهیا می‌کند. خود جنگ و مواجهه‌ بازماندگان با آن برای حاتمی کیای احساسی، بیش از آنکه تراژیک باشد ملودراماتیک است. 

آژانس شیشه‌ای 1376

خسرو دهقان، منتقد قدیمی، روزگاری گفته بود به نظرش مسعود کیمیایی و ابراهیم حاتمی‌کیا «ایرانی»ترین فیلمسازانی هستند که می‌شناسد. منظور رسیدن به پسند و خلق و خو و روحیه‌ای است که به چنین تاثیر فراگیری در میان مخاطبان منجر شده و به فرهنگ عمومی مردم راه یافته است. بازسازی حس و حال و بروز بی‌پرده عواطف شرقی/ ایرانی. ‌فیلم‌های حاتمی‌کیا را به خاطر آورید. بهترین لحظات و سکانس‌هایی که در گنجینه خاطرات سینمایی‌مان ثبت شده‌اند؛ لحظات برون ریزی احساسی آدم‌ها. لحظاتی که خالق فیلم‌ها، ژست خودآگاه اخموی خویشتن‌دارش را کنار می‌گذارد و به ناخودآگاه احساساتی و زودرنجش مجال بروز می‌دهد. سعید (علی دهکردی) در «از کرخه تا راین» که تازه فهمیده مرگ در دو قدمی‌اش است کنار رود راین  وبر سر خدا فریاد می‌زند که «چرا این جا؟». یا در «بوی پیراهن یوسف» دایی غفور (علی نصیریان) بالای سر قبر یوسف‌اش نشسته و درد دل می‌کند و فغان برمی‌آورد که «وقتش شده یه دونه قایم بخوابونم زیر گوشت». یا نطق تکان دهنده مرد بدبخت جنوبی وقتی که برای نخستین بار کنترل هواپیمای دزدیده شده را به دست می‌گیرد در «ارتفاع پست»؛ «این قصه یه مرد بدبخته که می‌خواد با زن و بچه‌اش کوچ کنه. اونم یه کوچ اجباری.» و بهترینش لحظه وداع اولیه و ناقص حاج کاظم (پرویز پرستویی) و عباس (حبیب رضایی) در «آژانس شیشه‌ای». نقطه اوجی دست نیافتنی در روحیه «ملودرام ایرانی». احساساتی و اشک‌درآور. جایی که دو مرد روبه‌روی هم ایستاده‌اند و عباس در لحظه تردید مرادش تصمیم گرفته برای راحت کردن کار حاج کاظم، آژانس را ترک کند. موسیقی مجید انتظامی اوج می‌گیرد و عباس شروع می‌کند: «حاجی فک نکنی موروم‌انگلیس‌ها، نه. یا فک می‌کنی موروم سر زمین‌مان؟» حاج کاظم می‌گوید «نه» .عباس ادامه می‌دهد: «پیش نرگس هم نمرم. فقط به خاطر شما موروم...مو که سفری شدم...ایشالا این‌دفعه از قافله جا نمونم» و بعد دو مرد هم را در آغوش می‌کشند و حاجی بالاپوش عباس را بر تنش می‌نشاند و سرش را می‌بوسد. مردم که از تماشای چنین منظره‌ای گل از گل‌شان شکفته و آزادی را در یک قدمی حس می‌کنند خوشحال کف می‌زنند و عباس که گویی به شعور و شرف و حرمت رفاقتش با حاجی توهین شده، برمی‌گردد و بر سرشان فریاد می‌زند «تمومش کنین» و بعد چون نمی‌تواند حاجی را تنها بگذارد در آژانس می‌ماند و در جواب اصرارهای احمد کوهی (قاسم زارع) که ازاو می‌خواهد آنجا را ترک کند، می‌گوید: «این دم آخری ذلیلم نکن». این یک رفاقت مردانه ماندگار در تاریخ سینمای ایران است هم‌ارز سید و قدرت در «گوزن‌ها» و احمد و رضای «دندان مار» .

موج مرده  1379

 سردار مرتضی راشد (پرویز پرستویی) فرمانده پایگاه ساحلی، فیلم «دن کیشوت »پسرش را تماشا می‌کند که به او تقدیم شده است. همزمان نیز همچون مراسمی آیینی لباس فرماندهی اش را بر تن می‌کند. فیلم او را در حال تمرین رزم با دشمن و چرخیدن دور خود نشان می‌دهد. نمایش رفتار دن‌کیشوتی در مقابل دشمنی فرضی. دشمنی که ساعاتی پیش همسرش و معشوقه پسرش را نجات داده و به آنها برگردانده است در زمانه صلح. زمانه‌ای که هیچ منطقی، آشوب او را توجیه نمی‌کند و برنمی‌تابد. زمانه‌ای که فرماندهان یقه سفید او را به اجرای شو متهم می‌کنند و پسرش فاصله‌ای نجومی با اوگرفته و همسرش او را مقصر این گسست می‌داند. این جا حتی دوگانه همیشگی حاتمی‌کیا (همان انقلابی‌گری و سازشکاری یا آرمانگرایی و مصلحت گرایی) درمقابل چشمان تماشاگر کمرنگ می‌شود و سردار راشد حتی از همراهی آنها نیز محروم است. در تدوینی موازی همراهان راشد در پایگاه به سردستگی تنها یاورش (با بازی شهید محمد ناظری ) آماده حمله به ناو« وینسنس» می‌شوند. عملیات سری لو می‌رود و سردار راشد به قایق می‌زند و در پهنه عظیم دریا تک‌افتاده‌تر از همیشه به سمت غول آهنی «وینسنس »می‌رود. ناوی که از چشم پسرش مثل یک آسیابان برای دن‌کیشوت خسته است و برای اسطوره، خاطره کابوسی است که آرامش را از او ربوده. آخرین تصویر فیلم از زاویه دوربین ساکنان وینسنس است. قایق تندرویی که موجی به خلیج داده. موجی که خواهد مرد.

چ  1392

مدیسا محراب‌پور: آتش نیروهای مخالف چند دقیقه‌ای است خاموشی گرفته. عقب نشینی کرده‌اند و پاوه سقوط نکرده. در میان همه خنده‌ها و آغوش‌های پیروزی، چمران اما تنهاست. انگار که از خاک پاوه کنده شده باشد، فکرش کیلومترها آن طرف تر سیر می‌کند: کنار همسر و جگرگوشه‌هایش و در پس آخرین نگاه‌ها و خنده‌های پیش از وداع. این یکی از احساسی‌ترین سکانس‌های کارنامه حاتمی‌کیاست. چمران همسو با مردان سرسخت و وظیفه‌شناس آثار حاتمی‌کیا بر سر دوراهی عشق و وظیفه ایستاده و با خودش کلنجار می‌رود. او تصمیمش را گرفته و قرار است تا آخرین نفس برای عقیده‌اش مبارزه کند و خوب می‌داند مردان اسلحه و عقیده، تنها هستند و احتمالا روزی در خاکریزی تنها و در آغوش خاک که حق و وظیفه شان است، آرام خواهند گرفت. فرمانده، درمیان رنگ و لعاب‌های گیرای تصویر، عزیزترین‌هایش را در آغوش می‌گیرد. تصمیمش را گرفته، هواپیمایشان که از زمین بلند شود او می‌ماند و اسلحه و سرنوشتی ناشناخته و خوب می‌داند که باید شبیه همه مردان سرسخت وظیفه شناس، خاطره‌ها و عزیزترین‌ها را در گذشته جا بگذارد. فرمانده نگاتیوها را پاره پاره می‌کند. اما نمی‌داند سی و اندی سال هم که بگذرد و جاده خاکی و جنگ‌زده‌ای که آن روزها تنها می‌پیمودش به سمت میدان نبرد پاوه هم سرسبز و آزاد شود، باز این خاطره‌ها هستند که می‌مانند و آخرین نگاه‌ها و خنده‌های پیش از وداع.

بادیگارد  1394

صحنه پایانی "بادیگارد" نه تنها یکی از بهترین سکانس‌های فیلم‌های حاتمی‌کیا که از تاثیرگذارترین پایان‌بندی‌ها و تراژیک‌ترین مرگ قهرمانان جهان فیلمساز است. حاتمی کیا  با تاکیدهای به جا مانند استفاده از اسلوموشن و حاشیه‌های صوتی بار ملودراماتیک این سکانس را تقویت می‌کند. مرگ حاج حیدر ذبیحی (پرویز پرستویی)عاشقانه‌ترین و غمناک‌ترین شهادتی است که حاتمی‌کیا تا به امروز برای قهرمانش تصویر کرده است. در جبهه حق و برای جوانی که آنقدرها هم شبیه به او فکر نمی‌کند جلوی گلوله می‌ایستد، همه تردیدهایش را می‌کشد و رستگار می‌شود. حالا می‌تواند راحت بخوابد. اما سکانس برتر از آن  راضیه است.   استفاده خلاقانه حاتمی‌کیا از چادری که راضیه بر جنازه حاج حیدرش می‌کشد، هم ردیف صحنه تعمیرگاه در «گروهبان» کیمیایی، یکی از بهترین دو نفره‌های زناشویی تاریخ سینمای ایران را می‌سازد.

سریال های الف ویژه بود جه هایی کلان اما بی فرجام

 26/03/95

نویسنده : احمد صبریان 

درچند سال اخیر رسانه ملی علاوه بر ساخت سریال های روتین شبانه، مجموعه های  نوروزی ، سریال های مناسبتی ماه های  محرم و رمضان و  ... ساخت سریال های «الف ویژه »را در دستور کار قرار داده است. سریال‌های « امام علی(ع)» و« مختارنامه» داوود میر باقری،« تنهاترین سردار» و«ولایت عشق »مهدی فخیم زاده،  «در چشم باد» مسعود جعفری جوزانی ،«کلاه پهلوی» سید ضیاء الدین دری،«شوق پرواز» یدا... صمدی،«معمای شاه» محمد رضا ورزی، «جلال الدین» شهرام اسدی  و...  ازجمله سریال هایی هستند که به عنوان «الف ویژه » روی آنتن  شبکه های مختلف سیما رفته‌اند.

پرسش هایی که پاسخ روشنی  ندارند

برای بسیاری از مخاطبان حرفه ای و عام  تلویزیون هنوز این پرسش مطرح است که «الف ویژه»  به کدام تولیدات تلویزیونی اطلاق می شود و تفاوت این گونه سریال ها با دیگر مجموعه ها چیست؟ آیا سریال های« الف ویژه» به معنای آثار سفارشی است که با هزینه های گزاف برای مخاطبان خاص ساخته می شود و درساخت این گونه سریال ها ذائقه مخاطب تا چه حد در نظر گرفته می شود؟ آیا سریال‌های فاخر به لحاظ مضمونی بیشتر محدود به ژانر تاریخی است؟ برخی  نیزاین گونه آثاررا همردیف مجموعه های تاریخی و دینی می پندارند. برخی نیز براین  باورند که سریال‌های «الف ویژه» دکوربندی‌های عظیمی  دارندو معمولا در شهرک‌های سینمایی تولید شده یا برای آن شهرک سینمایی برپا می‌شود یا بازیگران و عوامل خارجی در آن حضور دارند. .ماهیت این  گونه سریال ها  ،رویکرد و هدف ساخت آن ها ، اولویت های مضمونی ، فرجام برخی از این آثارکه یا در میانه راه تولید به دلایلی متوقف مانده یا پس از تولید به پخش نرسید ه اند پرسش هایی است که هنوز از سوی مدیران تلویزیون به آن هاپاسخی روشن داده نشده  است. بی شک شفاف سازی در خصوص سریال های «الف ویژه» می تواند مسیری روشن پیش روی مخاطبان رسانه ملی ترسیم کند.

هر کسی از ظن خود یار این آثارمی شود

تصویری کلیشه‌ای درباره ماهیت و چیستی سریال‌های فاخر وجود دارد و چنین تصور می‌شود «الف ویژه»‌ها همان سریال‌های تاریخی هستند .اگر چه سهم و حجم اثر به لحاظ هزینه تولید، تعداد بازیگر و عوامل در کنار مدت زمان اثر و بهره‌گیری از ظرفیت‌ها و تجهیزات تکنیکی معیار ی برای سنجش این نوع مجموعه‌ها است، ولی مضمون و درونمایه، سطح کیفی اجرا و کارگردانی از  دیگر مولفه های این گونه آثارتلویزیونی است.  ولی واقعیت این است که مدیران تلویزیون هنوز تعریف دقیقی  ازسریال‌های فاخر و «الف ویژه» ارائه نکرده اندو هر مدیری برمبنای اولویت‌های فکری خود، مولفه‌هایی برای آن ارائه می‌کند. ولی با توجه به سریال های الف ویژه ای که تا کنون روی آنتن رفته اند می شودبه این نتیجه رسید که سریال‌های «الف ویژه» جدا از هزینه هنگفتی که صرف ساخت آن ها می شود با توجه به ظرفیت‌هایی که در حوزه فرهنگسازی دارند، از ماندگاری بیشتری برخوردارند و دامنه تاثیرشان بر سطوح مختلف اقشار اجتماعی  نیزگسترده ترو عمیق تر است.

  از« سرزمین کهن» تا «مولانا» هنوز در گیر تولید

 

فاز سوم سریال «سرزمین کهن» کمال تبریزی که ساخت آن مدت‌ها در ابهام قرار داشت از یک ماه گذشته در جریان تولید قرار گرفت. سریال الف ویژه «انقلاب دوم» به کارگردانی جواد شمقدری  با مضمون تسخیر لانه جاسوسی پس از برآورد بودجه ساخته می‌شود. تحقیق و مطالعه برای نگارش ساخت سریال «سلمان فارسی» از دو ماه پیش ازسر گرفته شده و امرا... احمدجو در کنار داوود میرباقری در نگارش این سریال مشارکت دارد. جمال شورجه مشغول تکمیل فیلم نامه و آماده‌سازی مقدمات تولید  سریال «حضرت موسی» کار نیمه تمام مرحوم فرج ا... سلحشور است.  منصورابراهیمی سرپرست نویسندگان سریال «سعدی» نیزاز پایان نگارش این سریال الف ویژه و پروژه فاخر نمایشی خبر می دهد. مسعود جعفری جوزانی  کارگردانی مجموعه «پوریای‌ولی» را پس از ساخت دکورها آغاز می کند.  سریال «خواجه نصیرالدین طوسی»  در حال نگارش است و سریال« ابونصر فارابی»  نیزمرحله تحقیق و نگارش را می‌گذراند . نیمی از پژوهش فاز دوم سریال الف ویژه «مولانا» در مرکز گسترش فیلمنامه‌نویسی رسانه ملی انجام شد ه و پیش بینی می شود تا بهار 95 به پایان برسد.

«الف ویژه» هایی سرگردان و بی فرجام

در سال‌های اخیر نام آثار متفاوتی در زمره  سریال های «الف ‌ویژه» فقط رسانه ای شده اما دیگر خبری از ادامه این پروژه هامنتشر نشده است و این آثار در برزخ بلاتکلیفی دست و پا می زنند و به نوعی می توان  از آن ها به عنوان« پروژه های سرگردان »یاد کرد .الف ویژه هایی چون: سریال زندگی امام خمینی(ره)، حماسه میشان، خبرنگاران، شهید مطهری، شهید تهرانی مقدم، احمد متوسلیان، شهید چمران، باد و بادگیر، پنجه شکسته ،صاعقه خاموش ،حضرت ابوطالب و...در حالی که قراربود تمام این سریال‌ها به مرور زمان و با اولویت‌بندی مشخص و دقیق جلوی دوربین بروند. محمد حسین لطیفی  قرار بود  در«هنگام بیداری» که مراحل ساخت دکور را سپری کرد به بخش‌های شهادت رییسعلی دلواری و ماجراهایی که پس از آن اتفاق می‌افتد،پردازد.  فیلم نامه سریال «سال‌های خوب زندگی»،  با مضمون زندگی شهید محمدابراهیم همت هنوز در دست بررسی است.« فصل بی‌پروایی» فریدون جیرانی با مضمون انقلاب اسلامی  با این که مراحل پیش تولید را سپری کرد اما دیگر خبری از آن نیست. فیلم نامه پرویز شیخ‌طادی در باره  شهید باکری بلا تکلیف است.سرنوشت سریال «مسیح کردستان» مرادپور  در باره زندگی شهید مهدی باکری و" همچنین مردان دره گرگ" به کار گردانی جمال شورجه نیز مشخص نشده است. 

علاج  واقعه قبل از وقوع باید کرد

  اگر چه تولید سریال های الف ویژه متوقف نشده است  ولی واقعیت این است رسانه ملی در بخش بودجه دچار مشکلات جدی است و همین موضوع موانعی  برای تکمیل و ساخت بسیاری ازاین  سریال ها فراهم کرده است. اما پرسش این است چه ضرورتی دارد که چند سریال الف ویژه همزمان کلید بخورند؟ چرا ساخت چنین سریال هایی پس از برآورد بودجه به کارگردانان پیشنهاد نمی شود؟ در حالی که بسیاری از پروژه های الف وضعیت مشخصی ندارند و در مراحل مختلف از نگارش فیلم نامه گرفته  تا پیش تولید و  فیلم برداری متوقف مانده اند چه ضرورتی دارد نگارش سریال هایی جدید را سفارش داد یا  وعده ساخت آن ها را به کارگردانان و مخاطبان داد.در حالی که تلویزیون هیچ بودجه‌ای برای ساخت سریال‌های الف ویژه ندارد و در پی  مشارکت بابخش‌های خصوصی است بهتر نیست به جای اعلام خبر پایان نگارش  فیلم نامه فلان یا آغاز پیش تولید بهمان سریال الف به فکر سر و سامان دادن پروژه هایی بود که در میانه راه متوقف شده یا بلا تکلیف مانده اند. با توجه به این نکته که تولید سریال های الف ویژه  به بود جه های بالا و هنگفت  نیاز دارد و همچنین به بن بست خوردن بسیاری از این پروژه ها  بهتر نیست علاج واقعه پیش از وقوع کرد؟

 

اتفاقی خوشایند برای رعایت حق مولف در عرصه سینما و موسیقی

 

 26/3/95

نویسنده : احمد صبریان 

اصلاحیه تغییر تیتراژ پایانی «بارکد» برای صدور پروانه نمایش این فیلم سینمایی توسط بهرام رادان، بازیگر این فیلم رسانه‌ای شد تا مسئولان شورای پروانه نمایش به اعمال این ممیزی تجدیدنظر کنند. حجت‌ا...ایوبی، رئیس سازمان سینمایی  نیزدر پاسخ به سوالی در مورد خبر توقف نمایش عمومی فیلم «بارکد» به دلیل پخش صدای یاسر بختیاری ملقب به «یاس» در تیتراژ این اثر گفت: طبق آخرین خبری که از معاونت ارزشیابی و نظارت گرفتم، پیش از این اصلاحاتی به فیلم وارد شده بود که موسیقی فیلم هم جزو همین اصلاحات بود و طبق آخرین تصمیمی که گرفته شده، صدای این خواننده زیرزمینی در ایران مجوز ندارد و  پخش نمی شود. در نهایت فیلم «بارکد» با اعمال اصلاحیه‌ها از جمله موسیقی تیتراژ پایانی از 19 خرداد  در سینماهای کشور اکران ‌شد.حذف صدای یاس و برخی صحنه‌ها و دیالوگ‌های این فیلم درحالی  انجام شدکه علی جنتی 18 خرداد در نشست امضای تفاهم‌نامه میان دانشگاه آزاد و سازمان سینمایی اعلام کرد فیلم«بارکد» مشکلی برای نمایش ندارد. مصطفی کیایی نیز گفت: صدای یاس در تیتراژ این فیلم قرار داشت و در جشنواره فجر نیز با همین موسیقی به نمایش درآمد.وی  تصریح کرد:«پس از جشنواره فجر برای اکران فیلم اقدام کردیم و تقاضای پروانه نمایش دادیم. پس از مدتی هم پروانه نمایش فیلم صادر شد  ولی دو روز مانده به آغاز اکران فیلم، وزارت ارشاد به ما اعلام کرد باید صدای یاس از فیلم حذف و برخی صحنه‌های فیلم نیز اصلاح شود.درنتیجه ما نیز صدای یاس و برخی دیالوگ‌های فیلم را حذف کردیم.

الزام فیلم‌ها برای اخذ مجوز موسیقی «باکلام»

سازمان سینمایی  درپی حاشیه‌ای که  به خاطراستفاده از موسیقی با کلام در پایان فیلم «بار کد»ایجاد شد اعلام کرد  که این ترانه‌ ابتدا باید از دفتر موسیقی وزارت ارشاد مجوز جداگانه بگیرد وپخش موسیقی باکلام روی تیتراژ فیلم‌های سینمایی منوط به کسب مجوز از دفتر موسیقی شد. این اقدام اگرچه ممکن است با واکنش های مختلف سینماگران مواجه شود، اما در این نکته تردیدی نیست که ملزم کردن کارگردانان  فیلم‌های سینمایی برای اخذ مجوز موسیقی «باکلام» در آثارشان اتفاق خوشایندی است. چرا که از این طریق می توان بستر لازم را برای رعایت حق  مولف ( کپی رایت  در عرصه سینما و موسیقی) فراهم کرد. زیرا خوانندگان و ترانه سرایان مطمئن خواهند بود که آثارشان تنها با کسب اجازه از آن ها در آثار مختلف سینمایی و موسیقایی مورد استفاده قرار می گیرد .

قانونی که پیش از این رعایت نمی شد

مدیر کل دفتر موسیقی وزارت ارشاد گفت: با مکاتباتی که اخیرا با سازمان سینمایی داشته‌ایم از این پس قرار شد فیلم‌های سینمایی برای اخذ مجوز موسیقی «باکلام» به دفتر موسیقی مراجعه کنند.فرزاد طالبی در گفت‌وگو با فارس درباره موضوع مجوز موسیقی‌های با کلام فیلم‌های سینمایی گفت: بنابر ضوابط وزارت ارشاد فیلم‌های سینمایی نیازمند اخذ مجوز موسیقی «باکلام» از دفتر موسیقی هستند.وی افزود: این قانون از گذشته هم وجود داشته است و قانونی نیست که به تازگی وضع شده باشد. البته این قانون منحصر به موسیقی «با کلام» می‌شود و موسیقی متن فیلم‌ها نیازی به مجوز دفتر موسیقی ندارد.مدیر کل دفتر موسیقی وزارت ارشاد  تصریح کرد: این قانون که از قبل هم وجود داشته،‌ بنا به دلایلی رعایت نمی‌شده است.

  نحوه دریافت مجوز برای ترانه فیلم‌ها

حبیب ایل بیگی معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی درباره لزوم دریافت مجوز جداگانه ازسوی دفتر موسیقی ارشاد برای ترانه‌های پایانی فیلم‌ها و قطعاتی که در عنوان‌بندی یا میانه فیلم‌های سینمایی پخش می‌شود، اظهار کرد : فیلم سینمایی و قطعه ترانه یا آلبوم موسیقی دو اثر جداگانه هستند. امروز یک آلبوم موسیقی از یک خواننده منتشر می‌شود وسپس به آلبومی تصویری و کلیپ  تبدیل  شده یا کنسرت آن در شبکه نمایش خانگی به‌صورت تصویری توزیع می‌شود. زمانی که این آلبوم در قالب آلبوم موسیقی عرضه می‌شود باید از دفتر موسیقی وزارت ارشاد مجوز بگیرد و زمانی که قرار است به شکل تصویری  یا نماهنگ ارائه شود از سازمان سینمایی مجوز می‌گیرد.وی ادامه داد: زمانی یک فیلمساز برای موسیقی فیلم خود از یک قطعه آهنگ یا ترانه استفاده می‌کند که جداگانه ساخته شده و خواننده و ترانه‌سرای آن هم مشخص است؛ طبق رویه موجود باید برای این اثر مجوزهای لازم اخذ شود.معاون ارزشیابی و نظارت  سازمان سینمایی تاکید کرد: فیلمساز باید برای استفاده از اثری که مجوز دارد از صاحب اثر و سازندگان آن اجازه بگیرد و اگر اثر مجوز ندارد باید ابتدا از دفتر موسیقی مجوز لازم را بگیرد سپس می‌تواند از آن اثر در فیلم خود استفاده کند.وی افزود:  این روند پس از نمایش فیلم نیز وجود دارد و اگر موسیقی متن یک فیلم بخواهد بعد از نمایش به‌صورت جداگانه منتشر و عرضه شود باید از دفتر موسیقی  وزارت ارشاد مجوز جداگانه بگیرد.

برنامه‌های ترکیبی تلویزیون گوی سبقت را ربوده‌اند

ارزیابی خراسان از ویژه برنامه‌های شبکه‌های مختلف تلویزیون در ماه رمضان

نویسنده : احمد صبریان sabrian@khorasannews.com

در حالی که هر ساله با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان تلویزیون مجموعه‌های مناسبتی مختلفی را برای این ایام تدارک می‌دید امسال  دست پری در خصوص سریال‌های رمضانی ندارد. مجموعه تلویزیونی «پادری» به کارگردانی محمدحسین لطیفی پس از اخبار ساعت 21روی آنتن شبکه یک می‌رود.  سریال «برادر»  ساخته جواد افشار نیز هر شب  ساعت 21:10از شبکه دو سیما روی آنتن می‌رود. ولی شبکه سه سریال جدیدی برای ماه رمضان ندارد و مجموعه‌های «زیرزمین» و «پنجمین خورشید »  را  باز پخش می‌کند .  اما شبکه چهار و پنج و دیگر شبکه‌ها همچون چند سال اخیر دست خالی و بدون تولید هیچ سریالی به استقبال ماه رمضان آمده اند در حالی که  تهیه کنندگان برنامه‌های نمایشی و ترکیبی  با رویکردایجاد فضای معنوی با تولید ویژه برنامه‌های جدید ،متنوع ،متفاوت وهمخوان با فضای روحانی ماه رمضان در قالب جنگ‌های شبانه،مجله‌های فرهنگی وهنری ،مسابقه و سرگرمی ،مشاعره ادبی ومجموعه مستند‌های کوتاه سینمایی در پی پاسخگویی به نیاز مخاطبان شان  هستند. اگر چه ماه رمضان  خیلی‌ها چشم انتظار تماشای سریال‌هایی هستند که برای این مناسبت تولید شده‌اند اما با مروری به ویژه برنامه‌های مناسبتی شبکه‌های مختلف سیما به نظر می‌رسد امسال برنامه‌های ترکیبی گوی سبقت را از سریال‌های مناسبتی ربوده اند.  حال این که این ویژه برنامه‌های ترکیبی در مقایسه با سریال‌های مناسبتی تا چه حد می‌تواننددر جذب مخاطب موفق باشند به نقد و بررسی بیشتری نیاز دارد.

 شبکه یک 

 آفتاب شرقی : کاری از گروه معارف شبکه یک سیما به تهیه کنندگی سعید عباسی  است که با حضور کارشناسان مختلف به مباحث ماه مبارک رمضان  ازجمله تفسیر سوره قدر(دکتر حاجی عبدالباقی - شنبه ها)، بهره‌مندی از مجالس دینی در ماه رمضان (حجت الاسلام مستشاری - یکشنبه ها)،رویکرد به توبه و بازگشت به خدا(بهرام پور-دوشنبه ها)، سبک زندگی دینی (حجت الا سلام برادران-سه شنبه ها)، تربیت دینی خانواده (حجت الاسلام تراشیون -چهارشنبه ها) و رحمت و مغفرت در ماه مبارک رمضان (حجت الاسلام علوی تهرانی- پنجشنبه ها) می‌پردازد.

 درس‌هایی از قرآن:  باسخنرانی حجت‌الاسلام قرائتی  وتهیه کنندگی محمود متوسل با محوریت مباحث ماه مبارک رمضان  روی آنتن می‌رود.

 حدیث سرو : این برنامه به معرفی علما و زندگی بزرگان  دین می‌پردازد.

مستند «قیام لله»:  این برنامه کاری از موسسه روایت فتح به کارگردانی امیر سبحان جعفری  است که افرادی  را معرفی می‌کند که فرمان مقام معظم رهبری برای اقتصاد مقاومتی را انجام داده‌اند .

شبکه دو

پورنگ و قصه‌های «محله گل و بلبل»: این برنامه     با  اجرای داریوش فرضیایی وسوژه‌ها و موضوعات متناسب و جذاب همراه طیف گسترده مخاطبان است.مجموعه گفت‌وگو محور «رو به راه»:  این برنامه که پیش از این هر هفته یک پرونده اجتماعی را برای مخاطبان باز می‌کرد و طی چهار روز از چهار منظر مختلف به آن می‌پرداخت، برای ایام رمضان  برنامه‌های ویژه‌ای را  با اجرای مژده لواسانی تدارک دیده است.

درس اخلاق حضرت آیت ا... مکارم شیرازی: پس از خبر 20:30 و قبل از پخش سریال «برادر» پخش خواهد شد.

 شیدایی:  این جُنگ شبانگاهی   با موضوع تسهیل ازدواج جوانان به صورت زنده  موضوعاتی همچون سنت‌های حسنه در ماه رمضان ،همراهی و مساعدت افراد جامعه با یکدیگر  رابررسی می‌کند.

مستند «از لاک جیغ تا خدا» : این برنامه   در ماه رمضان   به صورت ویژه و با بخش‌های متفاوت به مخاطبان تقدیم می‌شود.

کوی محبت: با هدف پرداختن به سیره اهل بیت (ع) از بقاع متبرکه، امامزاده‌ها و اماکن زیارتی روی آنتن می‌رود و با حضور استادان حوزه و دانشگاه و کارشناسان ابعاد شخصیتی ائمه اطهار (ع) را   بررسی می‌کند.

مسابقه «ثانیه‌ها» : این مسابقه با ساختاری متفاوت و متناسب با ماه رمضان با حضور شرکت کنندگانی از اقشار مختلف و طراحی پرسش‌هایی همخوان با ماه مبارک رمضان و دیگر تغییراتی که توسط  گروه سازنده به منظور جذابیت بیشتر و رقابتی سالم و دانش افزا انجام شده با   اجرای علیرضا خمسه در ماه رمضان رویکردی ویژه خواهد داشت.

با هم برای هم:  به تولیدات مردمی در زمینه فیلم، عکس و دلنوشته با موضوعات متناسب با ماه رمضان می‌پردازد. این برنامه به موضوعات متنوعی چون آداب و رسوم ماه رمضان، روزه اولی ها، کودکان و ماه رمضان، غبار روبی مساجد، مراسم ختم قرآن، سفره اکرام، سفره‌های ساده افطار و سحر و...  می پردازد.

نمادو: دوربین این برنامه طی ایام ماه پرفضیلت رمضان به نقاط مختلف کشور سفر می‌کند و  با تهیه و نمایش مستندهایی از جشنواره‌ها و مراسم ماه رمضان در نقاط مختلف  نگاهی جامعه شناسانه به  این موضوعات ارائه می‌کند .

مستند «ستارگان محراب»: این برنامه   به معرفی ائمه جماعات شاخص و برجسته مساجد تهران می‌پردازد که از روحانیون برجسته و امامان جماعت بنام دوران معاصر خویش بوده اند.

شبکه سه

فصل دوم مستند «دوباره زندگی» :این برنامه با افراد گوناگون از ادیان مختلف و در فضاهای متفاوت،  در باره دیدگاه شان به مقوله مرگ گفت و گو می‌کند.

سمت خدا:  این برنامه  به موضوعاتی چون سیره تربیتی انبیا در قرآن، شرح زیارت جامعه، وصیت‌های پیامبر اکرم (ص) و امیر المومنین (ع) و همچنین سیره تربیتی امیر المومنین (ع) در نهج البلاغه و بررسی ابعاد مختلف مسئله امامت با استناد به قرآن کریم خواهد پرداخت.

نمایشگاه قرآن کریم: همزمان با برپایی نمایشگاه قرآن مجید در مصلای تهران  پخش می‌شود.

سفره‌های آسمانی :این مجموعه مستند به غذاهای آیینی میان اقوام ایرانی و شیوه‌های تهیه این گونه غذاها می‌پردازد. پوشش،گویش، آداب، رسوم، کار و جغرافیای اقوام ایرانی نیز مد نظر این برنامه   است.

 شب‌های قدر: در 3 قسمت 70 دقیقه‌ای به صورت زنده به تهیه کنندگی محمد رضا ماندگاران و حضور حجت الاسلام حسین انصاریان از حسینیه همدانی‌ها و مهدیه تهران، پخش خواهد شد.

زلال احکام:  این برنامه به تهیه کنندگی محمدرضا عطارد  وبا حضور حجت الاسلام فلاح زاده به سوالات  شرعی مردم  پاسخ می‌دهد.

  سمت خدا: ویژه برنامه سحرهای ماه مبارک رمضان  به تهیه کنندگی سید عبدالمجید رکنی است که با حضور حجت الاسلام فرحزاد و اجرای نجم الدین شریعتی به شرح فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی می‌پردازد.

شبکه چهار

زمرد: با هدف آسیب شناسی اجتماعی و جست وجوی راهکارهایی برای جلوگیری از سوء رفتارهای رایج در جامعه و بهبود تعاملات اجتماعی بر مبنای آموزه‌های اخلاقی، ملی و اسلامی با اجرا و کارشناسی علی درستکار و تهیه کنندگی مهدی محمدیان پخش خواهد شد.

جویبار: میزبان صاحبنظران و کارشناسان  ازجمله دکتر سنگری، دکتر آهی، دکتر اکرامی، شکارسری، غزوه و محدث خراسانی و ... در حوزه شعر و ادب خواهد بود. این برنامه به تهیه کنندگی کوروش انصاری  واجرا و کارشناسی سعید بیابانکی و دکتر نبی،  به بررسی جایگاه و نقش قرآن، در رشد و تعالی شعر و ادبیات پارسی خواهد پرداخت.

معرفت:  این برنامه به تهیه کنندگی سید محسن مناجاتی منتخبی ازگفت وگوهای عارفانه دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی با اجرا و کارشناسی دکتر منصوری لاریجانی را روانه آنتن پخش می‌کند.

شبکه پنج

جشن رمضان: این برنامه باهمراهی هنرمندان و ورزشکاران نام آشنا و با حضور مسئولان لشکری و کشوری هر شب به مدت ۸۰ دقیقه به طور زنده و با حضور  شهروندان از باغ موزه قصر روی آنتن خواهد رفت.نمایشگاه صنایع دستی و تولیدات مددجویان و کارآفرینان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) ،نمایشگاه عکس و برنامه‌های آموزشی و فرهنگی ویژه کودکان و نوجوانان از جمله برنامه‌های «جشن رمضان » است.

زائر رمضان: این برنامه  درارتباط زنده با مشهد مقدس ،احسان و باز شدن سفره‌های ساده افطار را که برای زائران امام رضا (ع) تدارک دیده شده است به نمایش می‌گذارد.

انس با قرآن: به ترتیل خوانی قرآن کریم اختصاص دارد که به صورت زنده از حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) پخش می‌شود. این برنامه شامل تفسیر و نکات مربوط به هر جزء قرآن با تفسیرآیت ا... محمدی ری شهری است که با اجرای عباس سلیمی پخش خواهد شد.

 مجله «روزآمد»:  این برنامه در ماه مبارک رمضان به پایتخت صنعت ایران سفر می‌کند و از همت و ایمان و اراده مردمان استان مرکزی در مسیر توسعه اقتصادی و اقتصاد مقاومتی گزارش‌های مستندی را با اجرای رضا امیرحمدی، هیراد حاتمی و ملیحه بسطامی روی آنتن می‌برد.

شکست عشقی آدم هایی بی شناسنامه

 

نقدی بر فیلم «تابو» ساخته خسرو معصومی

نویسنده : احمد صبریان 

 16/3/95

«سالار» یکی از ملاکان بانفوذ منطقه که آرزوی فرزند  داردتصمیم می‌گیرد برای چهارمین بار ازدواج کند. «آق‌عمو »که معتاد به مواد مخدر است و در گاوداری« صالح» مشغول به کار است، می‌پذیرد در ازای پرداخت بدهی‌ که دارد، دخترش را به عقد سالار برادر صالح در بیاورد. بهار که از قبل دل در گرو کسرا داشته، در مقابل این پیشنهاد به شدت مخالفت می‌کند و....

فیلمی که دیر ساخته شد

 خسرو معصومی انگیزه اش از ساخت جدید ترین فیلمش «تابو» را چنین بیان می کند:«در این فیلم به موضوعات مختلفی پرداخته‌ام که مهم‌ترین آن مقوله چند همسری است. به نظرم «تابو» فیلم جذابی است و آن را کامل‌ترین فیلمم می دانم.» شاید اظهارات این چنینی کارگردان ،حواشی فیلم حین تولید و پس از ساخت نظیر غرق شدن الناز شاکردوست  در جریان ضبط سکانسی از فیلم، شایعه توقیف وممانعت ارشاد از ارائه پروانه نمایش به آن، باز ماندن از حضور در جشنواره فجر ،تنها نماینده سینمای ایران  در جشنواره ونیز و دریافت چهار جایزه اصلی جشنواره سانفرانسیسکو و مهم تر از همه قرار گرفتن فیلم در گروه سینمایی «هنر و تجربه» که  اصولا آثاری متفاوت از سینمای متعارف امروز ایران  را به نمایش می گذارد، اشتیاقم را برای تماشای «تابو » بیشتر کرد.

 با توجه به تجربه شیرین فیلم های«دوران سربی»، «رسم عاشق کشی» و «جایی در دور دست » خسرو معصومی  این بار امابافیلمی  نخ نما به لحاظ مضمونی مواجه شدم که حرف چندانی برای مخاطب ندارد زیرا خیلی دیر ساخته شده است. چرا که در جامعه شهری و حتی روستایی  معاصر، ازدواج‌هایی از جنس آن چه در«تابو» اتفاق می افتد کمتر شکل می گیرد. بی شک اصل سینما داستان‌گویی است  ولی معصومی  متاسفانه در«تابو» بر خلاف چند ساخته پیشینش نمی تواند داستانش را به درستی برای تماشاگر روایت کند وهنگامی که مخاطب داستانی را باور نمی‎کند،  به یقین فیلم هم به دلش نمی‎نشیند.البته کارگردان  نیز این نقد را می پذیرد و اظهار می کند:« مضمون  فیلم  یعنی چند همسری در منطقه شمال خیلی اتفاق می‎افتد. در این جا خیلی‏‎ها فیلم را دوست ندارندولی تماشاگران در جشنواره‏‎های خارجی با آن همذات پنداری کردند.» نکته اما این است که خسرو معصومی در نشست های نقد و بررسی فیلمش در شهرهای مختلف وهمچنین در گفت و گو با رسانه ها  در دفاع از« تابو» ،ایرادات و کاستی های فیلمش را برآیند تنوع سلیقه مخاطبان می داند. توجیهی غیر موجه و به عبارتی عذر بدتر از گناه. اگرامروز نمی توان مخاطب را به تماشای فیلمی واداشت که در  نحوه روایت و داستان‌گویی ، فیلم نامه، بازیگری،شخصیت پردازی  و... اشکالات اساسی دارد نتیجه تنوع سلیقه تماشاگران نیست بلکه کاستی های «تابو» به این خاطر پر رنگ تر به چشم می آید که  مخاطبان فیلمش بر خلاف تماشاگران جشنواره های غربی در سال های اخیر به تماشای فیلم هایی نشسته اند که  کارگردانان شان جدای از داستان‌گویی به نقد اجتماعی پرداخته و حتی موضوع مطرح شده درآثارشان را آسیب شناسی کرده اند.اتفاقی که در« تابو »حتی در کم ترین سطح ممکن هم رخ نمی دهد.

بد منی که ناگهان منجی می شود

شخصیت های فیلم «تابو » هویت چندانی ندارند و کارگردان نیز هیچ پیشینه ای از آدم های داستانش به مخاطب ارائه نمی کند .به همین خاطر نیز تماشاگر تا پایان فیلم هرگز عشق  سالار (جمال اجلالی) به بهار(الناز شاکر دوست) را درک نمی کند و نمی تواند انگیزه و چرایی  این دلدادگی و در نهایت شکست عشقی را دریابد .همان طور که بهانه های کسرا(هادی دیباجی) برای گریز از ازدواج با «بهار »نمی تواند تحول یک باره  او و رضایتش با این ازدواج را باورپذیر کند. از طرفی نیز نمی توان دلیل محکمه پسندی برا ی  این پرسش یافت  که چرا«سالار» که به« بهار» عشق بسته و پس از فرار در پی انتقام  از «کسرا »است با یک خطابه «بهار»خیلی  ناگهانی و در چرخشی 180 درجه لباس بدمن داستان را از تن درمی آورد ، آدم خوب داستان ومنجی «بهار» می شود و در دقیقه نود به نفع رقیب میدان عشق را به «کسرا» واگذار می کند.

پرتاب دختری از پایتخت به شمال

 کارگردان «تابو» تا پایان، تکلیفش را با مخاطب مشخص نمی کند که فیلمش  اثری جدی یا شوخ طبعانه است. در سکانس عروسی، « سالار» تماشاگر رقص و آواز و شادی است اما به یک‌باره فرار«بهار» شکل می‌گیرد .حضور شخصیت‌هایی که همواره در اطراف «سالار» پرسه می زنند  تماشاگررا یاد نوچه‌های دوران فیلمفارسی می‌اندازد که هیچ تناسبی با سینما و روزگار امروز ندارد.  حتی اگر از کارگردانی و فیلم نامه ضعیف، آدم های بی شناسنامه و پرداخت نشده ای که در حد تیپ مانده اند بگذریم باز هم نمی توان از بازی نچسب، لوس و تصنعی  الناز شاکر دوست چشم پوشید. «بهار»ی که انگار او را با همان ویژگی هایش در فیلم های تین ایجری که شمارآن ها در کارنامه اش نیز کم نیست از مرکز پایتخت به روستایی در شمال پرتاب کرده اند.اگرچه خسرو معصومی انتخاب شاکردوست  رابرای  بازی در نقش اصلی فیلمش (بهار)یکی از بزرگ‎ترین اشتباهاتش می داند و معتقد است شاکر دوست روح یک دختر روستایی را نداردو با  این گمان انتخابش کرده است که در «باد در علفزار می‎پیچد» توانسته از عهده بازی در نقش یک دختر روستایی برآید  اما با پیگیری اظهاراتش در گفت و گو با رسانه ها می توان به این نکته رسید که حضور شاکر دوست در «تابو»  یک «انتخاب »نبوده بلکه نوعی «اجبار»برای تامین هزینه های فیلم بوده که از سوی سرمایه گذار به کارگردان «تحمیل» شده است. معصومی در خصوص انتخاب اشتباه الناز شاکردوست در این فیلم اظهار کرده است :«در  فیلم«باد در علفزار می‎پیچد» روح یک دختر روستایی در خانم شاکردوست وجود داشت اما در فیلم «تابو»  این گونه نبود چون پول دستش بود . اگر چیزی وفق مرادش نبود، دل به بازی نمی‎داد. سرمایه گذار (آقای امامی) پول را به ایشان داد و ‎به شاکر دوست گفت  که ۸۰۰ میلیون به او می‎دهد که برای ساخت این فیلم هزینه کند. من نیز هیچ اظهارنظر و دخالتی در سرمایه این فیلم نداشتم.»

حاشیه نشینی سریال‌های ماورایی و اظهارات متناقض

 17/3/95

نویسنده : احمد صبریان 

اوایل دهه 80 تا ابتدای دهه 90 بخش اعظمی از تولیدات مناسبتی تلویزیون  به ویژه در ماه رمضان سریال‌های ماورایی بود که مردم  پیگیر پر و پا قرص آن هابودند . ولی با وجود تاثیر گذاری بسیار این گونه سریال ها بر مخاطبان به یک باره  ساخت آثار ماورایی در تلویزیون رنگ باخت و چند سالی است دیگر چنین آثاری ساخته نمی شود . با  وجوداستقبال خوب مخاطبان از سریال های ماورایی، حاشیه نشینی  یا به عبارتی حذف ناگهانی و یک باره این گونه مجموعه های مناسبتی  از فهرست تولیدات  تلویزیون در چند سال اخیر تعجب بر انگیز است .

کلیدخوردن با «گمگشته»

آغازگر سریال  های ماورایی«گمگشته» رامبد جوان بود  و قاسم جعفری  نیزباسریال‌ «کمکم کن» روایتی از دوران برزخ انسان  را به نمایش گذاشت. علیرضا افخمی هم وجود شیطان در کالبد جسمانی انسان  را در«او یک فرشته بود»  به مخاطبان نشان داد.  حسین سهیلی زاده هم با«آخرین گناه» موضوع چشم برزخی  را روی آنتن فرستاد. سیروس مقدم نیز درسریال «اغما» به حضور شیطان در ابعاد گوناگون  پرداخت و «روز حسرت» را  با موضوع برزخ روی آنتن برد . «ملکوت» محمدرضا آهنج هم با موضوع برزخ و روابط بین دنیای باقی و دنیای فانی پخش شد. جالب این که سال 90  که آخرین سال ساخت و پخش سریال‌های ماورایی بودشبکه یک «سقوط یک فرشته» بهرام بهرامیان با موضوع شیطان، شبکه دو «سی‌امین روز» جواد افشار با موضوع برزخ و شبکه سه «پنج کیلومتر تا بهشت»  علیرضا افخمی را با محوریت روح و دنیای برزخی به نمایش گذاشتند.  

شانه خالی کردن مدیران ارشد تلویزیون از پاسخگویی به چالش ها

علیرضا افخمی کارگردان سریال «او یک فرشته بود» درخصوص کناره گیری یک باره سریال های ماورایی از آنتن رسانه ملی  به فارس می گوید: مدیران ارشد تلویزیون  از چالش‌هایی که پس از ساخت چنین سریال‌هایی با آن روبه رو می‌شدند، شانه خالی کردند. زمانی که میرباقری معاون سیما بود تبعات احتمالی حوزه‌های علمیه و نقد افرادی که خود را در این حوزه صاحب نظر می‌دانستند مدیریت  می کرد اما پس از برکناری میرباقری و زمان دارابی وی به کلی عطای این موضوع را به لقایش بخشید و گفت اصلا سریال‌های ماورایی نمی‌سازیم. افخمی تاکید می کند: پس از تولید سریال «پنج کیلومتر تا بهشت» تا الان هر طرحی در حوزه تولید سریال‌های ماورایی ارائه کردم با مخالفت روبه رو شد و با صراحت اعلام کردند دوست ندارند چنین کارهایی بسازند.

 بازخوردها و خط قرمزها

علیرضا کاظمی پور نویسنده سریال‌های «او یک فرشته بود» و «کمکم کن»  معتقد است مدیران از پخش سریال‌های ماورایی بازخوردهایی گرفتند که آنها را محتاط کرد.  وی اظهار می کند:« سریال‌های مناسبتی جدا از ویژگی‌های مثبت، پیامد هایی منفی در جامعه ایجاد می‌کند. مثل ظهور امام زاده‌های جعلی که چندی پیش مسئولان آمار آن را منتشر کردند.پس از پخش «او یک فرشته بود» موج انتشار کتاب‌هایی درباره شیطان، اجنه و ... شدت پیدا کرد و عده‌ای از این سریال برای تشدید خرافه‌پرستی‌ استفاده کردند. ما برای این که سریالی در این ژانر بسازیم، باید سوژه‌ای را انتخاب کنیم  که در معرض اتهام و تحریف عقاید اسلامی قرار نگیریم. باید مدام خط قرمزها را رعایت کنیم که تبلیغ خرافه پرستی نشود یا آیات قرآنی را نقض نکرده باشیم. وی کمرنگ شدن سریال های ماورایی را با مدیریت  تلویزیون مرتبط می داند و می گوید: در این سال ها صدا و سیما مدیریت ثابتی نداشته است و همین موضوع باعث می‌شود ندانیم با کدام مدیر باید در ارتباط باشیم و حرف و دیدگاه کدامیک برایمان تایید شده است. نبود مدیریت ثابت یکی ازآفت‌های تلویزیون بوده است.

پرهیز از ورطه تکرار

رضا جودی تهیه کننده سریال های«اغما» و «صاحبدلان »معتقد است سریال های ماورایی هیچ گاه به ورطه تکرار نخواهد افتاد و کمرنگ شدن یکباره ساخت و تولید سریال های مناسبتی را  نتیجه سلیقه مدیریتی پس از میرباقری می داند.  وی اظهار می کند: تولید این دست سریال‌ها سفارش سازمان و مدیران بود و شاید با برگشت آقای میرباقری دوباره تولید سریال‌های ماورایی از سر گرفته شود. ایشان تسلط خوبی روی موضوعات قرآنی دارندیادم است حین تولید سریال «اغما» همراه با ایشان به حوزه علمیه قم رفتیم و به خوبی پاسخ سوال همه طلاب را با بیان روایاتی دادند.

پس زدن بیننده با تکرار موضوعات

محمدرضا آهنج کارگردان سریال «ملکوت»  بر این باور است که تولید  سریال های ماورایی با موضوعیت ماه رمضان در مقطعی جواب داد و پرداختن بیش از حد جواب نمی دهد ، چراکه ما را به سمت تکرار نزدیک‌تر می‌کند.آهنج خاطر نشان می کند‌بحث مبدا و مقصد وجود انسان و دنیای ملکوت و ماورا مواردی بود که  پس از پخش سریال «ملکوت» در باره آن ها به ما انتقاد شد که برای پاسخگویی به برخی پرسش ها به حوزه علمیه قم رفتیم . سوال‌ها همان موضوعاتی بود که پیش ازتولید  سریال «ملکوت»آن ها رامطرح کرده بودم ولی به آنها اهمیتی داده نشد. معتقدم در ساخت سریال های ماورایی باید جانب اعتدال را پیش برد. چون در این موارد آن قدر زیاده روی می‌شود که به تکرار می‌افتد و باعث می‌شود تا بیننده آن را پس بزند. 

 روزنه  امید

در حالی که علیرضا افخمی هیچ اعتقادی به تکراری شدن سوژه‌ها ندارد و معتقد است هر نوع تفکری با زاویه نگاه جدید و توسط هنرمندی جدید می‌تواند محصول کاملا جدید و بدیع در هر زمینه‌ای را به وجود آوردعلیرضا کاظمی پور بر این باور است  که سریال‌های  ماورایی به ورطه تکرار افتاده اند. رضا جودی بر این نظر است که این گونه آثار هیچگاه به ورطه  تکرار نخواهد افتاد  ولی آهنج معتقد است در ساخت سریال های ماورایی آن قدر زیاده روی می‌شود که به تکرار می‌افتد. از صحبت های متناقض این نویسندگان و کارگردانان  نمی توان در خصوص استمرار ساخت  این نوع سریال ها به پاسخ روشنی دست یافت. طبق اعلام رسمی صدا و سیما ‌تعداد بیننده‌های سریال های مناسبتی رمضان در سال 84  بیش از 85 درصد بوده است. اما  اکنون با توجه به گسترش روز افزون شبکه های ماهواره ای  و تغییرذائقه مخاطب نمی توان به تکرار این موفقیت در جذب مخاطب با سریال های ماورایی امید داشت. در شرایطی که افخمی می گوید پس از برکناری میرباقری ،دارابی  عطای سریال‌های ماورایی  را به لقایش بخشیده کاظمی پور معتقد است مدیران از پخش این سریال‌ها بازخوردهایی گرفتند که آنها را محتاط کرده است و رضا جودی  امیدوار است با  بازگشت میرباقری دوباره تولید سریال‌های ماورایی از سر گرفته شود. این در حالی است که مرتضی میرباقری در حکمی علیرضا برازش را به عنوان مدیر شبکه یک سیما منصوب کرد. به گزارش خبرآنلاین، علیرضا برازش پیش از این نیز مدیریت شبکه یک و دو سیما را برعهده داشته و زمان مدیریت در این شبکه ها به مفاهیم ماورایی علاقه خاصی داشته است. سریال های «اغما» و «او یک فرشته بود» در زمان مدیریت او ساخته شد.با توجه به این که خبر آنلاین از منصوب شدن علیرضا برازش به عنوان مدیر شبکه یک سیما خبر داده است و با در نظر گرفتن اظهارات متناقض کارگردانان و نویسندگان سریال های ماورایی اکنون این سوال پیش می آید که آیا می توان با انتصاب مدیر جدید که در کارنامه اش ساخت دو سریال ماورایی را دارد به این امید داشت که مجموعه های مناسبتی از حاشیه نشینی به در آیند؟‌

خاطره گویی سینماگران از معمار انقلاب

احمد صبریان

12/3/95  روزنامه خراسان

سینمای ایران پس از انقلاب حیات خود را  به ویژه با   اظهار نظر  امام خمینی(ره)پس از تماشای فیلم «گاو» داریوش مهرجویی مدیون نظر بنیانگذار انقلاب بوده است  زمانی‌که برخی از تعطیلی کامل آن سخن می‌گفتند. با این وجود بضاعت 37 ساله سینمای پس از انقلاب، برای ساخت فیلم‌هایی درباره بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی تنها دو فیلم «فرزند صبح» و «صنوبر» بوده است   که  هیچ کدام نیز اکران عمومی نشده‌اند. با این وجود برخی  کارگردانان و بازیگران  و سینما گران که در تهیه و تولید فیلم‌هایی در  این زمینه فعالیت داشته یا به نوعی باامام(ره) در مقاطعی و به دلایل مختلفی همراه بوده‌اند از به تصویر کشیدن چهره یا همراهی با ایشان خاطراتی دارند. خاطراتی که به نوعی زوایای پنهان معمار انقلاب اسلامی را آشکار می‌سازد و لحظات خوش و شیرینی را برای مخاطب تداعی می‌کند.

برای بازی شرط گذاشتم

شکرخدا گودرزی - بازیگر نقش امام خمینی(ره) در سریال «معمای شاه» - معتقد است ایفای چنین نقشی برای هر بازیگری می‌تواند یک آرزو باشد. وی با اعتقاد بر اینکه باید در ایفای نقش امام(ره) به روح نقش نزدیک شد، خاطرنشان می‌کند: ایفای چنین نقشی برای هر بازیگری می‌تواند یک آرزو باشد. بازی در نقش امام (ره) تمرکز بسیار بالایی می‌خواهد و یک حس و حالی دارد که آدم از بیانش قاصر است و بیان کردن آن حس و حال دشوار است. حتی یکی از شرط‌های من برای بازی در این نقش، این بود که کار دوبله شود؛چراکه من همه‌ حالات و حرکات را می‌توانم ایفا کنم ولی اگر سخن گفتنم به این حرکات شبیه نباشد، مردم قبولش نمی‌کنند.

لطف خدا شاملم شد
محمد آزادی  مهربانی ایفاگر نقش امام خمینی (ره) در فیلم «سال‌های حادثه» به کارگردانی سعید چاری بر این باور است که فقط به کمک روح بزرگوار امام همام بود که این نقش را ایفا کرده است. وی درباره نقش و حس و حال آن به سینما پرس اظهار می‌کند:نخست تنها تهیه کننده «سال‌های حادثه» بودم و قرار بود نقش دیگری را در آن بازی کنم و حتی برای انتخاب بازیگر نقش امام خمینی (ره) بر روی صورت بسیاری از بازیگران مطرح سینما تست گریم انجام دادیم که زیاد مورد اقبال عموم قرار نگرفت و کارگردان به یکباره تصمیم گرفت من هم تست گریم دهم و لطف خدا شاملم شد و گریم من تایید شد.

تنها خبرنگاری که در هواپیما از امام عکس گرفت

 رسول صدرعاملی، روزنامه‌نگار همسفر امام‌خمینی (ره) در پرواز تاریخی انقلاب (پاریس - تهران)   در طول سه ماه حضور ایشان در فرانسه (نوفل لوشاتو)  از دقایق و لحظه‌های همراهی با امام خمینی(ره) در این پرواز خاطرات  بسیاری دارد. وی   اظهار می‌کند: مهمانداران زن فرانسوی هواپیما به احترام حضور امام در پرواز، داوطلبانه روسری بر سر گذاشته بودند.  امام از همان ابتدای پرواز به طبقه دوم رفتند، البته خبرنگاران امکان حضور در آن طبقه را نداشتند. برای اذان صبح بیدار شدند ونخستین طلیعه نور آفتاب که به داخل تابید، هواپیما وارد آسمان ایران شد.تنها خبرنگاری بودم که خودم را نزدیک امام رساندم و عکس معروف (چهره امام کنار پنجره هواپیما) را گرفتم.

برایم تعجب برانگیز بود
داریوش مهرجویی   درباره دلیل توجه « امام خمینی» به فیلم« گاو» گفته است:   تلویزیون به طوراتفاقی فیلم « گاو» را نشان داد و امام(ره) این فیلم را مشاهده کردند و در نطقی گفتند: «ما نمی‌گوییم سینما اساسا بد است. نظیر فیلم « گاو» می‌تواند فیلم فرهنگی و آموزنده‌ای باشد و فکر و روح بیننده را تعالی دهد».  این حرف امام(ره) برای سینمای ایران بسیار تعیین کننده بود. مهرجویی می‌گوید: نه تنها نظر من، بلکه نظر تمامی مورخان این است که حضرت امام خمینی(ره)، خط مشی سینمای ایران را مشخص کرد که چگونه باشد.   ما در نوفل‌لوشاتو با حضرت امام(ره) آشنا بودیم و در آن جا با ایشان و تمام خانواده‌شان مصاحبه کرده بودیم و  برایم تعجب برانگیز بود که ایشان با نام من آشنا بودند.

در کوچه پس کوچه‌های نوفل‌لوشاتو

داریوش ارجمند که در ایام انقلاب در فرانسه حضور داشت  از ملاقات با امام خمینی (ره)در نوفل لوشاتو  خاطره‌ای را ذکر می‌کند. ارجمند می‌گوید:   یک شب خیلی بارانی و سرد  پرسان پرسان رفتیم   محل  اقامت امام خمینی (ره)را پیدا کنیم.   یک کافه را دیدیم و یک موتورسیکلت جلوی کافه بود. در کافه پرسیدم:  «می‌دانید خانه آقای خمینی کجاست ؟»  صاحب موتورسیکلت  پرسید:«همان که ریش سفید بلند دارد؟»  گفتم: «بله.» از کوچه پس کوچه و خیابان که پشت موتور رفتیم جایی ترمز کرد و گفت: «این جا را باید بپیچی به راست برو.»  گفتم:« چرا تا آن جا مرا نمی‌بری ؟»گفت: «من در حالت طبیعی نیستم و او انسان مقدسی است . من تا این جا بیشتر نمی‌آیم.از صحبت مرد  خیلی تعجب کردم .البته امام (ره) این فضای اسلامی را در آن‌جا به وجود آورده بودند.

به سربلندی ایران فکر می‌کرد

مجتبی راعی  که سال 80  فیلم "صنوبر" را درباره امام خمینی(ره) جلوی دوربین برده معتقد است وقتی آدمی جزو تاریخ یک کشور می‌شود، هر کس با هر نوع تفکری که آن تاریخ را بنویسد، نمی‌تواند از کنار آن آدم رد شود.تاریخ معاصر ایران را هیچ کس بدون امام خمینی(ره) نمی‌تواند بنویسد.راعی زمانی  می گوید: یادم هست زمانی که امام از دنیا رفتند، همه‌ قشرها و تیپ‌های مختلف اجتماعی برای تشییع ایشان حضور داشتند و طبیعی است که نسل امروز ما هم می‌خواهد درباره‌ امام بیشتر بداند.راز قدرت امام در زمان حیاتشان و پس از آن، جا داشتن در قلب‌های مردم بود. امام به سربلندی ایران فکر کرد و اگر از امام فقط یک شخصیت مذهبی جدای از ملی بودن بسازیم به ایشان جفا کرده‌ایم.

مردی که شوکه شد

عبدالرضا اکبری  که در فیلم سینمایی «فرزند صبح»  در نقش حضرت امام(ره) بازی کرده است می‌گوید: این نقش‌ها حساس‌ترین نقش‌های عمر بازیگری ا م تا کنون بوده است    ‌ فیلم بیشتر در حاشیه دریاچه نمک (قم) فیلم برداری شده، نزدیک روستای قدیمی بودیم، زمانی که با لباس و گریم آماده شده بودم فردی که از آن‌جا می‌گذشت با دیدن من  در گریم و لباس امام خمینی(ره)شوکه شد، فکر می‌کرد امام را دیده است.

نگاه کردن به میهمانان
بهروز افخمی که در سال‌های ابتدایی انقلاب در تلویزیون مشغول کار بوده  خاطره‌ای از دیدار با امام (ره) تعریف می‌کند و می‌گوید:   آن روز چیزی در رفتار امام دیدم که برایم خیلی جالب و هیجان انگیز بود،  امام جلوی پنجره‌ای نشسته بودند.در حین گفت وگو و برای گرفتن نماهای بسته تر از چهره امام (ره)  پررویی کردم و رفتم جلوی پنجره نشستم که بتوانم نیم‌رخ بگیرم بعد اتفاقی افتاد که اصلا پیش‌بینی‌اش را نمی‌کردم، امام  داشتندبه همه کسانی که برایشان حرف می‌زدند نگاه می‌کردند. اما من از گروه جدا شده و این طرف، آمده بودم   امام  دائم برمی‌گشتند و بعضی جمله‌ها را خطاب به من می‌گفتند و من دستپاچه شدم، اصلا نمی‌دانستم چگونه عکاسی کنم ولی خیلی زود متوجه شدم که این کار را برای رعایت ادب انجام می‌دهند، در واقع این کار را انجام می‌دادند که من حس نکنم جدا افتادم و مورد بی‌اعتنایی قرار گرفتم. وقتی فهمیدم قضیه از این قرار است اعتماد به نفسم را به دست آوردم و چند تا کلوزآپ خیلی خوب از امام گرفتم.

حضور تعجب برانگیز پیمان معادی درجدید ترین پروژه سینمای غرب درباره ایران

10/3/95

نویسنده : احمد صبریان 

جشنواره رقابتی فیلم «انسی» فرانسه یکی از چهار جشنواره بین المللی  فیلم های پویا نمایی تحت حمایت انجمن بین المللی فیلم  پویا نمایی(آسیفا) است  که از 24 خرداد در شهر انسی  به عنوان پایتخت فیلم های پویا نمایی  جهان کلید می خورد و تا29 خرداد  به نمایش پویانمایی های جهان  می پردازد.سینمای ایران اگرچه طی چند سال اخیر فیلم های «بچه گربه» شیوا صادق اسدی ، «دوچرخه» سارا شعبانی و «Lina Luke» به کارگردانی صمدی معین و "عکس" مریم خلیل‌زاده را در این جشنواره داشته اما امسال نماینده ای در این رقابت ها ندارد.

غیبت سینمای ایران و یک کنجکاوی تامل بر انگیز
با توجه به غیبت سینمای ایران در این رویداد سینمایی آن چه جشنواره  پویانمایی «انسی »فرانسه را برای سینما دوستان ایرانی ،تماشاگران، منتقدان و رسانه های  جهان تامل بر انگیز کرده حضور بازیگری محبوب و صاحب نام از سینمای ایران در این رویداد سینمایی است. به گزارش سینما پرس، این جشنواره امسال ازیک پویا نمایی با عنوان «اسب‌های پنجره»  یاWindow Horses ساخته «آن ماری فلمینگ »کارگردان آسیایی تبار کانادایی  و سازنده فیلم کوتاه «من فرزند نجات یافتگان هولوکاست بودم» رونمایی  می کند که پیمان معادی در آن صدا پیشگی کرده است.مهم تر از حضور پیمان معادی به عنوان صدا پیشه در این پروژه سینمایی مضمون آن است . بنا به نوشته نسیم آنلاین ،این پویا نمایی با فرهنگ ایرانی ارتباط مستقیم دارد و به داستان یک دختر شاعر کانادایی با اصالت چینی و ایرانی  می پردازد که برای حضور در یک جشنواره شعر به ایران سفر می کند.  این  در حالی است که سایت جشنواره تورنتو ی کانادا با اعلام این که این فیلم21 آگوست(31 مرداد) پس از نمایش در جشنواره انسی  با حضور کارگردان در تورنتو به نقد و بررسی گذاشته می شود در باره داستان فیلم آورده است :«فیلم درباره‌ یک شاعر جوان ایرانی آسیایی‌ ساکن ونکوور و روایت‌گر روبه رویی‌اش با ماجراهایی است که باعث شده وی همیشه تصور کند پدرش او را در کودکی رها کرده است.
 یک خوشبینی که رنگ می بازد
اگر چه تجربه ساخت و نمایش فیلمی با محوریت ایران توسط غربی ها  تا حد زیادی سوء ظن بر انگیزاست اما نام پیمان معادی  در فهرست نقش آفرینان  این گمان  راکمرنگ می کند. اما  وقتی برای کسب دانستنی های بیشتر در باره فیلم به  سراغ صفحه IMDb   این فیلم می روید  این خوشبینی رنگ می بازد. با مراجعه به صفحه اختصاصی فیلم«اسب‌های پنجره»  در سایت معتبر سینمایی IMDb  می توان به این نکته دست یافت  که برخی چهره های معاند خارج نشین ،مطرود و بد نام در این پروژه سینمایی  حضور دارندکه طی سالیان اخیر با بازی در فیلم های هالیوود ، ارزش های ایرانی و فرهنگ و اعتقادات و باور های ایران زمین را به باد سخره گرفته و به آن اهانت کرده اند از شهره آغداشلو گرفته تا نوید نگهبان که در بیشترآثار ضد اسلامی و ضد ایرانی  ماهیت خود رانشان داده  اند.شهره آغداشلو با فیلم های «سنگسار ثریا» و «گلاب »و نوید نگهبان هم با «بابا جون» نخستین فیلم فارسی زبان رژیم صهیونیستی. امید ابطحی هم که سابقه بازی در سریال «هوملند» و فیلم ضد ایرانی برنده اسکار «آرگو» را در کارنامه دارد در کنار پانته آ مصلح ،مهدی درویش ،الن پیج، بازیگر شناخته شده  آمریکایی، ساندرااو، دان مک کالر،نانسی کاون،ادی کو، ،کریستین توماس  دیگر بازیگرانی هستند که در فیلم  پویا نمایی«اسب های پنجره» صدا پیشگی کرده اند.
 یک امتیاز مثبت  در برابر  یک  ا متیازمنفی
حضورپیمان معادی در پروژه های بین المللی موضوع چندان جدیدی نیست  .وی سال 2014 در فیلم «کمپ ایکس‌ری»  با مضمون خشونت‌های زندان گوانتانامو ایفای نقش کرد و در این فیلم با «کریستین استوارت» همبازی بود .اگرچه  حضورش درفرش قرمز فیلم در جشنواره ساندنس واکنش ها و حواشی زیادی  برایش به همراه داشت اما فیلم«کمپ ایکس‌ری» با اما واگرهای فراوان پس از دو سال درکشور اکران شد. پیمان معادی سال 2015در فیلم «آخرین شوالیه ها»  ساخته «کازاوکی کاریا» کارگردان ژاپنی با «شهره آغداشلو»،«مورگان فریمن» و «کلایو اوون » همبازی شد. معادی پس از آن  پیشنهادایفای نقش یک راننده تاکسی پاکستانی را در سریال «عدالت کیفری» به کارگردانی «استیون زایلیان» پذیرفت . مدتی بعد بازی در نقش یک خون آشام هم به وی پیشنهاد شد پس از آن پیمان معادی با پیشنهاد بازی در نقش مازیار بهاری در فیلم ضد ایرانی «گلاب»  به کارگردانی«جان استوارت» مجری سرشناس آمریکایی   مواجه شد ولی آن را نپذیرفت. فیلم در باره خاطرات 118 روز زندان مازیار بهاری خبرنگار بی بی سی، در ایران بود.همبازی شدن با شهره آغداشلو و رد کردن بازی در «گلاب» امتیازات مثبت و منفی است که به سادگی نمی توان از آن گذشت به ویژه وقتی پای حرف های پیمان معادی بنشینی.  
 هرگز در فیلم های ضد ایرانی  بازی نمی کنم
تنها چیزی که باعث می شود هنوز به این اثر جدید عنوان ضد ایرانی ندهیم، صحبت های پیمان معادی است که جایزه خرس نقره‌ای بهترین بازیگر مرد را برای اجرای نقش نادر در «جدایی نادر از سیمین »از جشنواره فیلم برلین دریافت کرد.  وی که متولد سال ۱۳۴۹ در نیویورک است در نشست پرسش و پاسخ فیلم «کمپ ایکس ری» خاطر نشان کرد: آنچه در این فیلم برایم مهم بود نگاه انسانی و اخلاقی آن بود و از آنجا که با تمام معیارهای اخلاقی‌ام هماهنگ بود در آن بازی کردم.فقط درفیلم هایی بازی می کنم که با استانداردهای ایران همخوان  باشد. من به دلیل معیارهای اخلاقی ام  هیچگاه پیشنهاد بازی در فیلمی که ضد کشور ومذهب خودم باشد  را نمی پذیرم چه برسد به اینکه بخواهم در ساخت چنین فیلم هایی مشارکت داشته باشم.پیمان معادی با اشاره به بازی در فیلم های مختلف خارجی توضیح داد: پیشنهادهای درخشانی برای حضور من در سینمای هالیوود مطرح شده است. پیشنهادهایی با رقم های بالا و چشمگیر. یکی از بهترین پیشنهادهایی که به من شده است بازی در یک فیلم سینمایی هالیوودی بود که بی شک می تواند جزو فیلم های مطرح باشد. خوشحالم که این پیشنهاد را نپذیرفتم و توانستم در فیلم سینمایی بسیار متفاوت «ابد و یک روز» در سینمای ایران بازی  و به آن افتخار کنم. بی شک نقش هایی که در ایران بازی می کنم تاثیرگذارتر از نقش هایم در هالیوود است. من برای بازی در نقش های مختلف سینمای هالیوود با بسیاری از دوستانم در ایران مشورت و از نظرات آنها استفاده کردم. هالیوود آن جذابیت معروف را برای من ندارد و تنها یک فضای کاری متفاوت برای من به شمار می رود.
نگاهی مثبت به ادبیات ایران با حضور بازیگران  ضد ایرانی!
کارگردان فیلم «اسب های پنجره» پیش از این فیلم های «زندگی جادویی وخشک سام» و «پسر فرانسوی» را در کارنامه دارد.رزی مینگ، یک شاعر جوان کانادایی به یک جشنواره شعر در شیراز دعوت شده است. او در خانه با پدربزرگ و مادربزرگ چینی اش زندگی می کند. در ایران، او خودش را بین شاعران و ایرانیان پیدا می کند و از همه کسانی که داستان های او را خوانده اند می خواهد به او درباره پدرش بگویند. ساسان، استفان، رزی، گلوریا، رامین، مهران، شهرزاد  و مهرناز شخصیت های اصلی این فیلم هستند.
شهره آغداشلو در این فیلم نقش مهرناز را ایفا می کند که استاد ادبیات دانشگاه تهران است و مدیریت این جشنواره شعر را نیز بر عهده دارد. همچنین امید ابطحی در این فیلم نقش رامین عموی رزی را ایفا می کند. در این فیلم همچنین نوید نگهبان ایفاگر نقش مهران به عنوان پدر رزی است.هر چند بخواهیم نگاهی خوشبینانه به حضور پیمان معادی در این فیلم داشته باشیم اما ازحضور شهره آغداشلو، امید ابطحی و نوید نگهبان به عنوان کسانی که ماهیت شان با بازی در فیلم های ضد ایرانی محرز شده است و در این فیلم به عنوان دوستداران ادبیات فارسی ایفای نقش می کنند نمی توان  به سادگی گذشت. روایت های مختلف از داستان فیلم و همچنین انتخاب تعجب برانگیز پیمان معادی به عنوان صدا پیشه نقش «پیمان»، فیلم «اسب های پنجره» را در هاله ای از ابهام قرار می دهد که با حضور بازیگران معاند و مطرود خارج نشین چگونه می توان ادعا کرد این فیلم نگاهی مثبت به ایران و ادبیات ایران دارد؟!

 

فیلمهای شکست خورده پرستاره‌

 

 

 4/3/95

نویسنده : احمد صبریان 

از میان تولیدات سینمای کشور هر ساله برخی فیلم‌ها مجال اکران می‌یابند و به نمایش عمومی در می‌آیند.  تهیه کنندگان وکارگردانان نیز با در نظر گرفتن بازگشت سرمایه شان تلاش دارند با انتخاب بازیگران چهره وستاره‌های محبوب مردم،انتخاب داستان جذاب و مخاطب پسند و در نظر گرفتن زمان مناسب برای اکران فیلم هایشان در گیشه موفق ظاهر شوند و آثارشان جزو پر فروش‌های سینما در سال‌های مختلف، فهرست شود. اما همیشه معادلات جور در نمی‌آید و برخی موارد دست به دست هم می‌دهند فیلمی با وجود نقش آفرینی چهره‌ها ،برخورداری از مضمونی جذاب و در اختیار داشتن سالن‌های کافی و مناسب  نتواند نبض گیشه را در دست گیرد و با جذب مخاطب انبوه به باشگاه میلیاردی‌ها بپیوندد. مرور فیلم‌هایی که با وجود حضور بازیگران نام آشنا ،کارگردانان  صاحب نام و سوژه‌های جذاب در گیشه شکست خورده‌اند گواه این ادعاست که در سینما  هیچ چیز قابل پیش بینی نیست و همیشه غافلگیر کننده است و به قول بهرام بیضایی« اتفاق خودش می‌افتد. » سینماست و هزار حرف و حدیث که باید با آن کنار آمد تا نفس گرمش و حس و خون در رگ هایش جاری شود.

برگی که برنده نبود
حضور رضا صادقی و نخستین و تنها بازی اش در یک فیلم سینمایی باعث شد «بی خداحافظی» از شانس‌های اصلی فتح گیشه سال 91 باشد. فیلم احمد امینی در عید نوروز هم اکران شد تا دیگر کسی در موفقیت این فیلم در گیشه شک نداشته باشد اما برخلاف تصورات، این فیلم  با بازی پگاه آهنگرانی و محمدرضا فروتن شکست خورد و با فروش 470 میلیونی با سینما خداحافظی کرد.

موفقیتی که تکرار نشد
موفقیت فیلم«دنیا» با بازی هدیه تهرانی، محمد رضا شریفی نیا،گوهر خیر اندیش، الهام حمیدی و سروش گودرزی، منوچهر مصیری  راوسوسه کرد این تجربه را تکرار کند. وی در فیلم «ازدواج صورتی»  سراغ داستانی عشقی رفت وتهیه کننده هم برای فیلم سنگ تمام گذاشت تا بفروشد. خسروشکیبایی و فاطمه گودرزی ایفای نقش‌های اصلی فیلم  را به عهده گرفتند. بهرام رادان  هم که آن زمان در سینما تغییر مسیر داده و با فیلم‌های «گیلانه» رخشان بنی اعتماد و «شمعی در باد»  پوران درخشنده مورد توجه منتقدان قرار گرفته بود به صرافت افتادیک فیلم تجاری پرفروش دیگر در کارنامه اش ثبت کند اما همه چیز برخلاف انتظارها پیش رفت.  «ازدواج صورتی»  با 115 میلیون فروش شکست خورد.

معمایی که نفروخت
فیلم«آل » ساخته بهرام  بهرامیان  وبه تهیه کنندگی علی معلم که تبلیغاتش از مرحله پیش تولید آغاز شده بود، در بدترین زمان ممکن اکران شد.آناهیتا نعمتی، مصطفی زمانی، همایون ارشادی و هنگامه حمید زاده بازیگران فیلم بودند. فیلم با وجود فیلمبرداری در ارمنستان و دارا بودن داستانی معمایی و جنایی نتوانست در گیشه موفق عمل کند و فقط 230 میلیون تومان فروخت.

نسخه غیر مجاز گیشه را کور کرد
«فیلم نقاب» کاظم راست گفتار با بازی امین حیایی و پارسا پیروزفر،سارا خویینی‌ها و گوهر خیراندیش و یک سوژه جنجالی پس از چند سال توقیف، بهار سال 86 به نمایش درآمد و در ابتدا هم فروش خوبی داشت اما در میانه‌های اکران، نسخه غیرمجاز فیلم به بازار آمد و چند وقت بعد هم اکران فیلم متوقف شد تا برخلاف انتظارها «نقاب» با280 میلیون فروش در گیشه شکست سختی بخورد.

«مزار شریف»
فیلم «مزار شریف» برزیده با وجود دستمایه قرار دادن کشته شدن دیپلمات‌های ایرانی در افغانستان و حضور چهره‌هایی چون مسعود رایگان،مهتاب کرامتی و حسین یاری و تکنیک‌های فیلمبرداری و جلوه‌های ویژه اش که مورد توجه منتقدان قرار گرفت اکرانش با مجموع ۱۹۶ میلیون تومان در تهران به پایان رسید. این فیلم که به لحاظ اقتصادی یک شکست کامل است اکران خود را در شهرستان‌ها در همان ۱۷ سینمایی که داشت همچنان ادامه داد و ۲۳۹ میلیون تومان فروش کرد.

تصوری اشتباه که معادله را به هم ریخت
عطشانی  پس از«تلفن‌همراه آقای رئیس جمهور»، «دموکراسی تو روز روشن» و «آقای الف»، در فیلم«نقش نگار» خواست با کمک بازی ناصر ملک مطیعی یکی از سوپراستارهای پیش از انقلاب یک اتفاق بی‌سابقه را رقم بزند و تصور می‌کرد مردم برای دیدن ملک مطیعی بعد از سال‌ها بر پرده سینما حتما دست به جیب خواهند شد و با فروش چند میلیاردی فیلم در زمره اتفاق‌های سال 94 قرار خواهد گرفت اما نشد آنچه باید می‌شد.در ترکیب بازیگران قواعد فروش رعایت شده است: بهرام رادان، آتیلا پسیانی، گوهر خیر اندیش، الهه حصاری،سعید چنگیزیان، رضا ناجی و ناصر ملک مطیعی تیم مناسبی از هنرمندانی هستند که بتوانند یک فیلم را لااقل در جدول فروش سینما در باشگاه میلیاردی‌ها قرار بدهند اما   پس از نزدیک به 50 روز از اکران اثر رقم فروش با احتساب تهران و شهرستان‌ها به 500میلیون تومان هم نرسید.

برداشتی آزاد از یک فیلمفارسی
فیلم‌های «لنگر گاه»،«بی بی‌چلچله»  و« خواهران غریب» و «نوک برج»  جزوآثار  نسبتاپر فروش کارنامه کیومرث پور احمد به شمار می‌روند. وی البته یک فیلم ناکام را نیز در کارنامه اش به یادگار دارد. فیلمی که آن را بر اساس برداشتی آزاد از فیلم «سلطان قلب ها» ساخت. نوستالژی این فیلم سینمایی پیش از انقلاب و بازی محمدرضا گلزار ستاره بی‌رقیب آن سال‌ها و چهرهایی چون الناز شاکر دوست، ویشکا آسایش و گوهر خیر اندیش و همچنین حمیدرضا حامی به عنوان خواننده آهنگ های« من و گنجشک‌های خونه»  و« غم تنهایی» در این فیلم این گمان را نزد بسیاری تقویت کرد که آن را جزو پرفروش‌ترین‌های سال بدانند.بر خلاف انتظار «گل یخ» گیشه خوبی نداشت و با 380 میلیون تومان فروش، دوازدهمین فیلم سال 84 شد.

دور همی بی‌نتیجه ستاره‌های سینما و فوتبال
در روزهای اوج پرسپولیس و علی پروین، علی اکبر ثقفی سراغ ساخت فیلم «فوتبالیست ها» رفت. حضور علی پروین، حمید استیلی و دیگر بازیکنان تیم فوتبال پرسپولیس کافی بود تا این فیلم جزو شانس‌های رکوردشکنی در سینمای ایران باشد. «فوتبالیست ها» اما با 36 میلیون تومان فروش در رتبه سی و یکم جدول فروش سال 81 قرار گرفت تا ناکام بزرگ گیشه آن سال باشد.این در حالی بود که  ازحضور چهره‌های سینمایی همچون فاطمه گودرزی، جمشید اسماعیل خانی و سعید امیر سلیمانی  بهره برده بود.
خاطره تلخ یک ملاقات
«ملاقات با طوطی» علیرضا داوودنژاد همه چیز را برای ساخت یک فیلم پرفروش فراهم کرده بود؛ از داستان و سوژه جنجالی تا کلکسیونی از بازیگران محبوب. فیلم داوودنژاد اما در گیشه شکست خورد و با فروش 194 میلیونی به رتبه‌ای بهتر از سیزدهم جدول سال 83 نرسید. این در حالی بود که جمعی از ستارگان از جمله مهتاب کرامتی ،ویشکا آسایش، محمد رضا فروتن، ایرج نوذری، میترا حجار، مرجان شیر محمدی و ماهایا پطروسیان در آن ایفای نقش داشتند و فیلم نیز مضمونی جنایی و حادثه‌ای داشت. اما به مذاق منتقدان و تماشاگران خوش نیامد و داوودنژاد نتوانست خاطره شیرین «مصایب شیرین» را تکرار کند.

ستاره‌ها ناجی نیستند
بازی عزت ا... انتظامی، هدیه تهرانی و هانیه توسلی در کنار پروداکشن ویژه فیلم باعث شد فیلم «جایی برای زندگی» محمد بزرگ نیا  ازشانس‌های گیشه سال 84 باشد؛ اما با نمایش 158 میلیونی«جایی برای زندگی» همه چیز برخلاف انتظار پیش رفت و هدیه تهرانی نتوانست نجات بخش فیلم بزرگ نیا باشد و شاید بازتاب‌های منفی فیلم هم در این شکست بی‌تاثیر نبود. چرا که کارگردان از نمایش فیلمش به طور ناقص در جشنواره گلایه داشت و فیلم به صورت ناتمام و بدون پایان به نمایش در آمد.

پس کوچه‌های بن بست در قفسی
 «پس‌کوچه‌های شمرون» کامران قدکچیان و «قفس طلایی » با وجود بهره گیری از لوکیشن‌های جذاب ایران و خارج از کشور محمد زرین‌دست به عنوان فیلم‌هایی متعلق به جریان سینمای تجاری در گیشه شکست خوردند؛ فیلم‌هایی که بازیگران چهره و پولساز داشتند ولی به واسطه تلقی سنتی سازندگان شان نتوانستند مورد توجه مخاطبان امروز سینما قرار گیرند. محمد زرین‌دست که از نوع اکران «قفس  طلایی» آزرده‌خاطر شده پس از پایان نمایش عمومی این فیلم اعلام کرد که احتمالا از سینما خداحافظی خواهد کرد.اکبر عبدی،محمد رضا شریفی نیا،شاهرخ استخر، امین حیایی،نیلوفر خوش خلق،سروش گودرزی و کامبیز دیرباز نیز نتوانستند این دو فیلم را نجات دهند.

وسوسه‌ای بی‌نتیجه و ناکام
سعید سهیلی کارگردان فیلم‌های پر فروشی چون «سنگ، کاغذ، قیچی»،«چارچنگولی»،«چهار انگشتی»و «گشت ارشاد» یک فیلم شکست خورده نیز در کارنامه اش به ثبت رسانده است. وی پس از فروش بالای فیلم «پر پرواز» برای ساخت «شب برهنه» سراغ شادمهرعقیلی خواننده محبوب آن سال رفت .پس از رسانه‌ای شدن حضوراین خواننده در فیلم سهیلی بسیاری ثبت یک فیلم پرفروش همچون «پر پرواز» را در کارنامه  سهیلی پیش بینی می‌کردند.«شب برهنه» با بازی شادمهر عقیلی ،علی قربان زاده،زهرا محمودی ونادیا دلدار گلچین  به نمایش درآمد و در گیشه شکست خورد. این فیلم با 121 میلیون تومان فروش  دررتبه شانزدهم سینمای 81 قرار گرفت.

مضمونی سیاسی و ملتهب

مسعود کیمیایی کارگردان مطرح سینما   یک شکست تجاری را به نام خود ثبت کرده است. وی اواخر دهه 70 و دراوج شرایط ملتهب سیاسی آن زمان فیلم سیاسی«اعتراض» را با بازی چهره‌های مطرحی چون داریوش ارجمند،محمد رضا فروتن ،میترا حجار، زنده یاد مهدی فتحی،بیتا فرهی،پولاد کیمیایی ،پارسا پیروز فر،حسام نواب صفوی،شیلا خداداد و رامین پرچمی جلوی دوربین برد. بسیاری بر این گمان بودند که با پرداختن به مضمون ملتهب و سیاسی آن روزها و استفاده از چهره‌های محبوب آن سال‌ها «اعتراض» در صدر پرفروش‌های سال  خواهد بود. ولی«اعتراض» برخلاف انتظاردر گیشه شکست خورد و با 89 میلیون تومان فروش در رتبه پانزدهم گیشه سال 79 ایستاد.

یک پیش‌بینی اشتباه
حتی آن‌ها که در جشنواره فجر، فیلم «یه عاشقانه ساده» سامان مقدم را ضعیف‌ترین ساخته او می‌دانستند پیش بینی این فروش پایین را برای آن نمی‌کردند. همه فیلم‌های سامان مقدم از گذشته تا به حال یک مخاطب حداقلی داشتند و اکنون با حضور مهناز افشار این امید وجود داشت «یه عاشقانه ساده» فروش خوبی داشته باشد؛ اما این بار هم پیش بینی‌ها غلط از آب درآمد و این فیلم 360 میلیون تومان فروخت  .مصطفی زمانی واحمد مهرانفرهم برای جلوگیری از شکست یک فیلم روستایی مدرن هیچ کاری از دستشان بر نیامد.

انگار خدا نخواست
«هرچه خدا بخواهد» با فیلمنامه‌ای از پرویز شهبازی و با حضور جمع زیادی از بازیگران سینمای ایران از رضا عطاران تا ترانه علیدوستی و کارگردانی که در ابتدا قرار بود پرویز شهبازی باشد اما چند روز مانده به شروع فیلم برداری، شهبازی از کارگردانی این فیلم انصراف داد و دستیارش نوید میهن دوست جایگزین او شد. نتیجه کار اما برخلاف انتظارها مورد توجه تماشاگران قرار نگرفت و «هرچه خدا بخواهد» با فروش120 میلیون تومانی در گیشه شکست سختی خورد.

شیر و عسلی تلخ
 آرش معیریان هم که سال‌های دورتر با فیلم های «کما »و« شارلاتان »جمعیت میلیونی را به سینماها می‌کشاند، باز همان فرمول‌ها را در شیر و عسل پیاده کرد و نتیجه اش فروش ضعیف 300 میلیونی در تهران  شد یعنی چیزی حدود 75000 نفر فیلم را دیده اند. این فیلم از حضور چهره‌ها و ستاره‌هایی چون پوریا پور سرخ، مهران غفوریان، فتحعلی اویسی، افسانه پاکرو، احمد پور مخبر، فلور نظری و مهران رجبی سود برد ولی ستاره‌ها هم نتوانستند مانع شکست تجاری این فیلم شوند.

فیلم‌هایی که کمتر از حد انتظار فروختند
*«کیش و مات» جمشید حیدری 980 میلیون
*«آقای هفت رنگ» شاه‌حسینی مجموع 765 میلیون
*«دختر میلیونر» اکبر خامین 635 میلیون
«دلخون» محمدرضا رحمانی 590 میلیون
*«هر شب تنهایی» رسول صدرعاملی 190 میلیون
*«پستچی سه بار در نمی‌زند» حسن فتحی 580 میلیون
*«وقتی همه خوابیم» بهرام بیضایی 500 میلیون
*«بیست» عبدالرضا کاهانی 410 میلیون
*«امشب شب مهتابه» محمدهادی کریمی، 220 میلیون
*«پاتو زمین نذار» ایرج قادری 285 میلیون
* «حریم» رضا خطیبی 270 میلیون
* «تردید» واروژ کریم‌مسیحی 265 میلیون
*«خاک آشنا» بهمن فرمان‌آرا 180 میلیون
*«شبانه» کیوان علی‌محمدی و امید بنکدار 170 میلیون
*«تردست» محمدعلی سجادی 110 میلیون
*«تاکسی نارنجی» ابراهیم وحیدزاده 110 میلیون
* «شکار روباه» مجید جوانمرد 95 میلیون
*«صداها» ساخته فرزاد موتمن 90 میلیون
*«محافظ» محمدجواد کاسه‌ساز 65 میلیون
*«پنجمین سوار سرنوشت» سعید مطلبی بعد از 30 سال توقیف 60 میلیون
*«تنها دوبار زندگی می‌کنیم» بهنام بهزادی 60 میلیون
*«ماجراهای اینترنتی» حسین قناعت 50 میلیون
*« آخرین ملکه زمین» محمدرضا عرب 30 میلیون
*«چهره به چهره» علی ژکان 30 میلیون
* «استشهادی برای خدا»  علیرضا امینی 30 میلیون
* «شاعر زباله‌ها»محمد احمدی 25 میلیون
*«در میان ابرها» روح‌ا... حجازی 20 میلیون