داستانی کلیشه ای، لذت کشف و هدر دادن قابلیت های یک بازیگر

 

نقدی بر فیلم های « دختر» میرکریمی، «اژدها وارد می شود» مانی حقیقی و «خانه ای در خیابان چهل و یکم»

نویسنده : احمد صبریان

شعار های سطحی دختران دور یک میز

رضا میر کریمی در جدید ترین فیلمش «دختر» به سراغ جامعه مدرن و تقابل سنت و مدرنیته رفته اگرچه داستانش به شدت کلیشه ای و نخ نماست.سکانس آغازین بسیار شلوغ و شعاری است و در ادامه  کارگردان انتظاری را که با نحوه فرم و روایت‌ برای مخاطب ایجاد می‌کند بی‌پاسخ رها می کندو روند پیشرفت داستان از نیمه نخست به بعد بدون توجیه مناسب تغییر می یابد. فیلمی که اساس درامش را  برقرار نشدن ارتباط و دیالوگ دختری با پدرش قرار داده است. به ناگاه با تغییر روایت اصلی به ارتباط مخدوش و گسسته احمد با خواهرش و مشکلات ریشه‌دار آن‌ها  می پردازد.میر کریمی در تلاش برای ربط این دو خط داستانی باتحمیل ابهامی بدون کارکرد، سعی در پیشبرد روایت دارد. مخاطب بدون آن‌که درک مشخصی از پیشینه شخصیت‌ها داشته باشد اطلاعاتی از طریق درد دل کردن‌های بی‌ربط شخصیت‌ها با هم  به دست می آورد. بخش قابل توجهی از  تلاش کارگردان در «دختر»صرف این می‌شود که ستاره می‌خواهد با پدرش صحبت کند، اما نمی‌تواند .در دقایق پایانی نیز چند دختر دور میز جمع  می شوند و یک سری شعار ها و دیالوگ‌های سطحی و بدون کارکرد دراماتیک درباره اهمیت خانواده ، آزادی، مهاجرت و ازدواج  می دهند.  تکلیف فیلم با خودش مشخص نیست و کارگردان زمان را با لحظات زائد تلف کرده وحتی  از جمع‌بندی نهایی ناتوان است ودر نتیجه « دختر» جز سرخوردگی چیز دیگری برای مخاطب ندارد.

حسی دلنشین با طعم کشف

فیلم «اژدها وارد می شود»  مخاطب  را بر صندلی میخکوب می کند و دلش نمی خواهد فیلم  پایانی داشته باشد .یک حس دلنشین با طعم کشف  وجود تماشاگر را فرامی گیرد. فیلم جدید مانی حقیقی مخاطب را با لذتی از نوع و جنسی دیگر مواجه می کند.داستانی که نقش‌آفرینانش یک مامور ساواک، یک زمین‌شناس و صدابردار فیلم خشت و آینه (ابراهیم گلستان) هستند.« اژدها وارد می‌شود» سرشار از خرده داستان‌های رازآلودی است که از دل هم بیرون می‌آیند و فیلم را پیش ‌می‌برند. داستان‌هایی که مرز میان واقعیت و خیال را از میان برمی‌دارند. گویی هر آن‌چه  بر پرده می آیدخرافه‌ها و دروغ‌های جذاب و گاه هراس آلودی‌ است که با دقت کنار هم چیده شده‌اند.فیلم حقیقی از معدود آثار سال‌های اخیر سینمای ایران است که لذت کشف را برای مخاطبش به ارمغان می‌آورد. اصلا فیلمی است در مورد کشف کردن. درباره ماجراجویی‌های جسورانه آدم‌هایی که بی‌محابا سراغ آشکار ساختن رازی مخوف می‌روند که زیر زمین پنهان شده است. فیلمی پر از استعاره و ایهام که از خط روایی جذابی بهره می‌برد و البته نشانه‌هایش از جهان جنون‌آمیزش بیرون نمی‌زند. مانی حقیقی با اتکا به فضاسازی‌ها و ترکیب‌بندی‌هایش، جهانی کابوس‌وار را به تصویر می‌کشد و آشنایی زدایی اش بی نظیر است و از ساختار سنجیده‌اش ظاهری آشفته  می‌گیرد.  «اژدها وارد  می شود» یک فیلم پست مدرن موفق  است .

یک پایان بندی فاجعه بار

 برخی فیلم‌ها پس از نمایش در ذهن تماشاگر  هنوز تمام نمی شوند و او را درگیر می‌کنند.  برخی آثار نیز به محض پایان در ذهن تماشاگر هم  به ایستگاه پایانی می رسند، برخی فیلم‌ها هم  این ظرفیت و توانمندی را ندارند که برای مخاطب جذابیت ایجاد کنند تا با آن ها همراه شود .  ولی «خانه‌ای در خیابان چهل و یکم»  حمید رضا قربانی جزو فیلم هایی است  که نه در ذهن تماشاگر که حتی روی پرده هم  آغاز نمی شود. مادری که یک فرزندش مقتول است و دیگری قاتل و زنی که در این بین، باید به قصاص یا عفو برادرشوهرش رضایت دهد. فیلم روی کاغذ، خط داستانی پرچالش و دراماتیکی دارد که البته در اجرا خبری از آن  نیست و انگار تمام راش‌های فیلم برداری شده به هم چسبانده  شده است.  کارگردان توانایی عجیبی در هدر دادن قابلیت‌های فوق‌العاده بازیگر درجه یکی همچون علی مصفا داشته است گرفتن یک بازیِ خنثی از بازیگری چون مصفا کار ساده‌ای نیست و فیلمساز در این زمینه کاملاً موفق بوده است. در خانه ای در خیابان چهل و یکم با فیلمی کشدار و بدون تعلیق مواجه ایم  که هیچ رغبتی برای همراه شدن با داستان در مخاطبش ایجاد نمی کند. فیلم در  نیمه نخست توانایی ایجاد درامی تاثیر گذار را دارد ولی ناگهان همه چیز منجمد می شود و فیلم  با یک پایان  بندی به شدت فاجعه بار، خوشبختانه مخاطب را رها می کند.

عشق پیرانه سر، تجربه ای ناکام و حکایتی کسالت بار

 

نقدی بر فیلم های «نیمه شب اتفاق افتاد» ، «آخرین بار کی سحر را دیدی؟» و «پل خواب»

 

نویسنده : احمد صبریان

دغدغه های اجتماعی و احساسی یک زن

تینا پاکروان در دومین فیلمش سراغ عشق و دلدادگی پسری جوان  به زنی بیوه که هر دوموقعیت اجتماعی ضعیفی دارند رفته است. «نیمه شب اتفاق افتاد»  پیرنگی عاشقانه،   دلنشین و بی تکلف دارد که به پیشبرد  داستان کمک می کند .بازی حسی رؤیا نونهالی، یک ستاره اسکندری متفاوت و بازی باور پذیر شقایق فراهانی باوجود نقشی کوتاه از امتیازات فیلم است.  اما حامد بهداد چنین نقشی (خسرو)  رادر «کافه ستاره» سامان مقدم ایفا کرده که عاشق ملوک ( رویا تیموریان ) می شود.تینا پاکروان فیلمی با دغدغه های اجتماعی و احساسی یک زن با لحنی تأثیرگذار پرداخت و روایت  می کند. کارگردانی حساب شده «نیمه شب اتفاق افتاد»  سبب شده این ملودرام احساسی و غیر متعارف که شاید حرف خاصی برای مخاطب دغدغه مند امروزی نداشته باشد تا حد زیادی باور پذیرباشد. فیلم به لحاظ مضمونی ا ز«خانوم» ساخته پیشین کارگردان ضعیف تر است اما  از نظربازی ها، تکنیک و ساختار ا ز آن بالاتر می ایستد. با وجود پایان بندی تحسین برانگیز، برخی صحنه های زائد «نیمه شب اتفاق افتاد»  را از داستان گویی سر راست دور می کند .همچنین  حجم  زیاد موسیقی در کنار تصاویر پرداخت شده احساسی، فیلم را  اندکی شعار زده کرده است .

تیشه به  ریشه فیلم با پایانی ویرانگر

 نخستین تجربه اکتای براهنی جزو فیلم هایی است که خیلی زود تکلیفش رابا مخاطب مشخص می‌کند. «پل خواب» با اقتباسی از «جنایت و مکافات» داستایوفسکی (که البته بیشتر برداشت آزادی از این فیلم است) استفاده خلاقانه‌ای از زبان سینما  نکرده و با ریتمی کند حکایت کسالت بار جوانی در آستانه فروپاشی  را روایت می کند اگر چه موقعیتی خزنده که شهاب در آن فرو می‌رود به خوبی گسترش  یافته و قصه مخاطب را با خود همراه می‌کند  ولی نحوه روایت مانع ازگره‌افکنی ، گسترش  و پیشرفت داستان  شده است . خوشبختانه شخصیت‌هایی مثل هومن سیدی و راننده‌های آژانس کمک زیادی می‌کنند لحن قصه  به گونه ای باشد که مسیر رو به اضمحلال« راسکلنیکف» ایرانی در «پل خواب» بیشتر به چشم آید. فیلم برداری، طراحی صحنه ، تدوین و موسیقی بی‌ ایرادند و با حس و حال فیلم تطبیق دارند.اما فیلمساز  نتوانسته است  دقت کافی رادر چیدن جزئیات داستانی فیلمش تا  پایان حفظ کند و با یک پایان‌بندی ویرانگر  تیشه بر ریشه فیلم می زندو به همین سبب  ویژگی های فیلم خیلی زود در ذهن مخاطب کمرنگ می‌شوند در فیلم هیچ خرده‌روایتی وجود ندارد و کارگردان می توانست داستانش را سرراست تعریف ‌کند اتفاقی که متأسفانه نیفتاده و «پل خواب» را به یکی از فیلم‌های هدر رفته جشنواره تبدیل کرده. فیلمی که نه آن قدر خوب است که بشود تمام قد از آن دفاع کرد و نه آن‌قدر ضعیف که  نتوان  بازی هومن سیدی ،فیلمبرداری ، طراحی صحنه و برخی موقعیت های طنز را در آن نادیده گرفت و فراموش کرد.

ناکام در آسیب شناسی اجتماعی 

  جدیدترین فیلم فرزاد موتمن بی شک یکی از بی منطق ترین و بدترین فیلم های جنایی،معمایی و پلیسی سینمای ایران است. «آخرین بار کی سحر را دیدی؟» بی مقدمه با یک قتل آغاز می شود ودر ادامه  کارگردان با پیگیری جنایت ، باز پرسی های کشدار و پرسش های  گاه بی ربط با داستان اصلی  همگام به طرح مضامینی فرعی همچون مهاجرت، بارداری غیرقانونی، فرار از خانه، اعتیاد، دوستی های خیابانی، غیرت و تعصب و...   می پردازد وبه اصطلاح  می خواهد آسیب شناسی اجتماعی کند  که  البته ناکام می ماند. فیلم به سبب ریتم کند ،  داستانی بی فراز و فرود و گاه یکنواخت و شیوه هایی که کارآگاه  پلیس برای ماجراجویی برمی گزیند، نمی تواند سحر را برای مخاطب جذاب و مهم کند و فقط شناسایی قاتل و انگیزه قتل که البته از نیمه فیلم برای مخاطب قابل پیش بینی است او را پیگیر داستان می کند.شخصیت پردازی های گنگ و مبهم ،خرده داستان هایی که در خدمت روایت اصلی نیست وچینش نادرست موقعیت ها  اجازه نمی دهد  درام شکل گیرد . موتمن از قتل سحر تحلیلی جامعه شناسانه و روشن ارائه نمی کند وترجیح  داده است  با «آخرین بار کی سحر را دیدی؟» فقط تجربه ای شکست خورده در سینمای پلیسی  داشته باشد.

خیــــــــــــــانت بــــا دوز بـــــــالا

نمایش بی پرده خیانت پیش چشم مردم

نویسنده : احمد صبریان

 

پیش از این که به تماشای فیلم «هفت ماهگی »در جشنواره فیلم فجر مشهد بنشینم چیز هایی در باره فیلم شنیده بودم . مثلا این که فیلم در نقد و نکوهش لاابالی گری و بی تفاوتی در برخی خانواده هاست. این که بهترین  فیلم کارنامه هاتف علیمردانی  است،  داستان جذابی دارد ،بازیگرانش بازی های خوب و متفاوتی ارائه کرده اند، قشر وسیع تری از جامعه را مخاطب قرار داده است.اما با تماشای فیلم تمام آنچه در باره فیلم در ذهنم  رشته بودم پنبه شد. فیلمی که به اصطلاح قرار است در باره  موضوعاتی چون خیانت ، پایبند نبودن به تعهدات  اخلاقی و اجتماعی ، بی بند و باری ، ولنگاری و... به جامعه و خانواده ها هشدار دهد در سطحی ترین شکل ممکن و با دستاویز قرار دادن دیالوگ های سخیف ، ادا و اطوار های آزار دهنده بازیگران زن و مرد، شوخی های  رکیک و گریم های  زننده خودبه نوعی قبح این موضوعات را نزد تماشا گر می شکند و بی پرده و با لحنی بی پروا خیانت را در کانون  دوخانواده چنان نهادینه  به نمایش می گذارد که این  پرسش را برایت ایجاد می کند چطور می شود تماشای چنین فیلمی را به دیگران توصیه کرد و خانواده ای بخواهند با فرزندانشان به دیدن چنین فیلمی بنشینند. فیلمی که خود پرده های حجب و حیا را با صراحت تمام نادیده می گیرد چطور می تواند مروج اخلاق مداری  باشد. به وجود چنین خانواده ای در جامعه ات شک و تردید می کنی که مگر ممکن است این همه رفتار های لا ابالی گرانه ، حرف های  زشت و ناشایست  و شوخی های رکیک کلامی  و ادا و اطوار هایی آزاردهنده  در یک فیلم جمع شده باشد  و زندگی باری به هر جهت آدم های  «هفت ماهگی» آزرده خاطرت می کنداگرچه این گونه فیلم ها برای نکوهش این نوع سبک زندگی ساخته شده و به نقد آن می پردازد اما نباید از خاطر برد که کاش برای تماشای آن هم درجه بندی سنی لحاظ می شد تا خانواده ها با اطمینان و آسودگی خاطر به تماشای آن ها می رفتند.

پرداخت شتابزده یک بحران

فیلم هایی از  جنس « هفت ماهگی » را سالیان بسیاری است  کارگردانان مختلف با نگاه های متفاوت برای تماشاگران روایت کرده اند و بی تردید باز هم  آثاری از این دست بر پرده سینما به نمایش در می آید.  هاتف علیمردانی در « هفت ماهگی » با به تصویر کشیدن دو خانواده متوسط جامعه و روابط میان آن ها و  همچنین نمایش بحران های اخلاقی  واجتماعی  موجود بین  آن ها،قضاوت را بر عهده مخاطب می گذارد. وضعیت بحرانی مهرداد (حامد بهداد) و رعنا (باران کوثری) و وقوع زلزله سبب بیان بسیاری از ناگفته ها می شود. متاسفانه کارگردان نتوانسته پرداخت درست و کاملی ازاین روابط  ارائه کند و بحران فیلم را منطقی و باورپذیر جلوه دهد .خرده روایت ها درفیلم کارکرد چندانی ندارد ودر راستای پیرنگ اصلی داستان نیست.

خیانت بدون انگیزه کافی

آن چه «هفت ماهگی» را از دیگر فیلم هایی از نمونه های مشابهش متمایز می کند  دوز بالای خیانت در آن است. جالب این که آدم های فیلم  نیزانگیزه ای کافی ،منطقی  وتوجیه پذیربرای  خیانت هایشان  ندارند. علاوه برشخصیت های اصلی (مهرداد، طناز، سالومه و امیرحسین ) که بدون  پایبندی به زندگی و اخلاق خیانت می کنند کارگردان  در میانه فیلم در مورد رعنا هم که تنها  شخصیت مثبت فیلم است، شائبه خیانت  را مطرح می کند. سکانس وقوع زلزله و نمایش تحول یکباره مهرداد پس از مرگ مغزی رعنا نیز به شدت تصنعی و نچسب است. همه دغدغه  کارگردان  ارائه پیام اخلاقی  مستقیم به  بدترین شکل ممکن و گل درشت است . بی شک خیانت‌ ، واقعیتی  تلخ است ولی کارگردان این نکته مهم را از خاطر برده است که اغراق در نمایش خیانت آن هم در جمع یک خانواده، بیش از آن که یک هشداراخلاقی باشداصل  قضیه را لوث می‌کند. رنگ و لعاب دادن به  بی اعتمادی، خیانت و بی اخلاقی ازتاثیر گذاری فیلم برای ارائه یک آسیب شناسی روانشناختی  می کاهد. نگارش دقیق فیلمنامه وپردازش سنجیده و دقیق‌آدم های داستان «هفت ماهگی» را ازسقوط به ورطه شعار زدگی و  سطحی نگری نجات می داد. ولی متاسفانه نحوه پرداخت ساده انگارانه و دم دستی سبب شده  است فیلم در حد متوسط بماند.

صراحت بیش از حد

 علیمردانی در«هفت ماهگی» خیانت، شک و تردید و  بی بند و باری اخلاقی را با صراحتی بیش از اندازه به نمایش گذاشته است در حالی که پرداختن به  چنین مشکلاتی  به لحنی تاثیرگذار نیاز دارد نه بی پروا با دیالوگ هایی سخیف.  واقعااین همه خیانت و رابطه پنهان می تواند در یک خانواده متراکم باشد؟ شخصیت های داستان به ویژه طناز با بازی (پگاه آهنگرانی) و سالومه (هانیه توسلی ) در سطح هستند  حتی مادر خانواده که زنی منطقی و معقول جلوه می کند تحت تاثیر شرایط خودش را لو می دهد و حضور در یک پارتی  رقص و آواز را به دخترش پیشنهاد می کند. شک وی به همسرش پس از تصادف ،رفتن به مرزن آباد، شرکت در مراسم ترحیم و بدحالی اش در گفت وگو با مرد ماهی فروش، آن قدر گیرا نیست که همراهی برانگیز باشد. بر خلاف فضا سازی مناسب و استفاده از طراحی صحنه چشمگیر، گره های داستانی نه تنها کشش لازم را برای پیگیری مخاطب ندارد بلکه استفاده از نمادهای نخ نمایی مانند رقص مختلط در مهمانی و گریم و حرکات زننده طناز و سالومه ، تا حد زیادی آزاردهنده است. 

پرسشی از مسئولان جشنواره 

چنین به نظر می رسد  رییس سازمان سینمایی، مسئولان، مدیران و سیاست گذاران جشنواره فیلم فجر  و به ویژه هیئت انتخاب باید در انتخاب فیلم های جشنواره دقت کافی و لازم را داشته باشند در این صورت  راهکار های مناسبی ارائه می شود تا حریم امن جامعه در نتیجه نمایش این گونه فیلم هاآسیب نبیند . به راستی این جای سوال دارددر حالی که فیلم هایی نجیب و شریف به بخش مسابقه جشنواره را ه نیافته اند این فیلم بر اساس چه معیار هایی اجازه نمایش در این بخش را یافته است.

بازیگر نقش اصلی فیلم «غسال» بود

گزارشی از نشست نقد و بررسی پرفروش ترین فیلم «هنر و تجربه»

احمد صبریان 

 در ادامه نشست‌های نقد و بررسی  فیلم های گروه «هنر و تجربه» در  مشهد، شامگاه شنبه پردیس سینمایی هویزه میزبان  یکی از فیلم های جنجال بر انگیز سینمای ایران بود. فیلمی که سال ۸۲ ساخته شد ولی اکنون پس از ۱۲ سال در گروه هنروتجربه اکران شده است . فیلم «خواب تلخ »که در بسیاری از سینماهای تهران برای آن سئانس فوق العاده در نظر گرفتند، تاکنون  پرفروش ترین فیلم گروه هنر و تجربه بوده است. فیلم داستان غسالی  را روایت می کند که در مواجهه با فرشته مرگ قرار می‌گیرد. امیر یوسفی کارگردان فیلم پس از نمایش آن در مشهد ، در جمع پر شور مخاطبان ، دانشجویان سینما و منتقدان در سالن حضور یافت تا پاسخگوی پرسش های تماشاگران باشد. استقبال از نمایش و نشست نقد و بررسی فیلم«خواب تلخ» متفاوت ترین نشست نقد و بررسی هنر و تجربه در مشهد بود زیرا بسیاری ایستاده یا نشسته بر پله های سالن فیلم راتماشا کردند . فاصله12 ساله تولید تا اکران ، داستان عجیب و غریب فیلم  و کنجکاوی تماشاگران سبب شد پس از نمایش فیلم تا آخرین لحظه در سالن بمانند تا  پاسخ هایشان را از کارگردان بگیرند. «خواب تلخ » برای مشهدی ها طعم شیرینی داشت و استقبال از این نشست نشان داد مشهدی ها  جزومخاطبان فرهیخته سینما و هواداران فیلم های خاص با مضامین متفاوت فرهنگی هستند.

می خواستند از ساخت فیلم  منصرف شوم
محسن امیر یوسفی با اشاره به این که پس از 12 سال از زمان ساخت، «خواب تلخ» هنوز هم  در جذب نظر مخاطبان موفق است اظهار داشت: راستش را بخواهید اینک پس از دوازده سال برای پاسخ به پرسش های شما باید فکر کنم. چون خودم الان یک تماشاگر شده‌ام. هنگامی که فیلم کوتاه «دست‌های سنگی» را می‌ساختم هیچ گاه فکر نمی‌کردم بخواهم با الهام از این فیلم کوتاه فیلم بلندی بسازم.  وی با بیان این که  در«خواب تلخ» داستان جدال پیرمردی با مرگ را روایت می‌کند تاکید  کرد: کارگردانان  اندکی درسینمای ایران علاقه مند تولید آثاری با سوژه‌های خاص هستندو سوژه  هایی چون «مرگ» کمتر مورد توجه آن ها قرار می‌گیرد.  چون بیشتر مردم از افرادی که شغل‌های خاص مانند مرده شویی دارند، تصوری اشتباه و غیر واقعی  دارند، فیلم سازان  نیز تمایل اندکی برای ساخت فیلم هایی با این موضوعات دارند زیرا گمان می کنند تماشاگران از این گونه آثار استقبال نمی کنند.  کارگردان «خواب تلخ» با اشاره به این که پیش از تولید «خواب تلخ»بسیاری از اطرافیان تلاش می‌کردند وی را از ساخت این اثر منصرف کنند یادآور شد: هیچ گاه فکر نمی‌کردم پس از 12سالی که از ساخت  «خواب تلخ» می‌گذرد فیلم با استقبال ویژه مردم مشهد مواجه شود که حتی از اصفهان نیز بیشتر بود. مشهدی ها برای «خواب تلخ» سنگ تمام گذاشتند و من از این استقبال هیجان زده شدم و بسیار خوشحالم.
وی با اشاره به این که در ساخت این اثر از طنز نیز بهره برده است، تصریح کرد: ساخت  فیلم برای مخاطبان خاص به  کارگردان انگیزه می‌دهد اما متأسفانه اکران فیلم را دچار محدودیت می‌کند . اگر گروه «هنر و تجربه» تشکیل نمی‌شد اکران «خواب تلخ» سرنوشت مشخصی نداشت.امیر یوسفی با بیان این که برای نگارش بخش های عمده ای از فیلمنامه «خواب تلخ» از مشورت بازیگران غیرحرفه‌ای و شناسایی کامل شخصیت‌ها  بهره برده است گفت همه دوست دارند مورد توجه قرار بگیرند و فیلمی بسازند که بترکاند. اما من در این فیلم به سراغ سوژه ای رفتم که آمادگی بیشتری برای ساختش داشتم.
کلاهی که سر سینما گذاشتند
کارگردان خواب تلخ در باره انگیزه ساخت این فیلم به ذکر خاطره ای پرداخت و گفت: پدرِ یکی از دوستانم فوت کرده بود  وفضایی مهیا شدکه به بهشت زهرا (س) برویم و شستن جنازه را از نزدیک ببینیم. من کمی اکراه داشتم و خیلی علاقه‌مند نبودم این مراسم رااز نزدیک ببینم. چون فکر می‌کردم فرد فوت شده رضایت ندارد این قدر حریمش شکسته شود و گروهی از آدم‌ها وی را در آن وضعیت ببینند. تا به خودم  جنبیدم دیدم در کنار جمعیت و در ازدحام نگاه‌های هیجان زده دیگران هستم. تنها فردی بودم که از جمعیت فاصله گرفتم چون این صحنه برایم صحنه جذابی نبود ولی مردمرده شوی توجه مرا جلب کرد. با خودم گفتم آیا می‌شود با این هیجان فیلمی ساخت؟ آن هم در مورد اتفاقی که روزی برای همه ما می‌افتد و جهان‌شمول است.
امیریوسفی در ادامه تاکید کرد: لفظ «مخاطب خاص» باعث شد سینمای ایران ضربه بخورد و کلاه بزرگی سرش برود. لفظ «مخاطب خاص» راآن قدر بسط دادند که پای پروانه نمایش چنین فیلم‌هایی در وزارت ارشاد نیزبه طور رسمی از لفظ« مخاطب خاص» استفاده کردند. عنوانی که فکر می‌کردند چقدر خوب و متفاوت است اما یعنی این که ۱۲سال صبر کنی تا گروهی به نام«هنر وتجربه» بیاید و این فیلم را اکران کند.
بازیگر نقش اصلی فیلم یک مرده شوی واقعی بود
کارگردان «خواب تلخ»  در باره بهره گرفتن از نابازیگر در این فیلم تصریح کرد:من همیشه با کلمه«نابازیگر» مشکل دارم چون فکر می‌کنم این پسوند«نا» معنای نتوانستن را متبادر می‌کند و شان بازیگران این سینما را پایین می‌آورد. آن‌ها بیشتر«بازیگران مستند یا غیر حرفه‌ای» هستند و امنیت شغلی هیچ گروهی را هم به خطر نمی‌اندازند. در طول این سال‌ها  در جشنواره ها و اکران های مختلف تماشاگران و منتقدان  درباره بازیگراصلی (اسفندیار) می گویند چقدر جلوی دوربین خوب  بازی کرده و چقدر واکنش‌هایش طبیعی و کنترل شده است. جنس" خواب تلخ" این گونه نبود که یک سوپراستار و بازیگر شناخته شده آن را بازی کند. ضمن این که بازیگر نقش اصلی این فیلم یک مرده شوی (غسال) واقعی بود. امیریوسفی گفت: این فیلم در باره  مقابله با مرگ و نپذیرفتن آن است و از نظر من جایی که شخصیت اصلی فیلم مرگ را می پذیرد فیلم تمام است ضمن این که خیلی هم به پایان های باز اعتقاد ندارم.وی افزود: برایم مهم این است که فیلم  « خواب تلخ»زنده ماند و به همگان ثابت شد یک فیلم را هرگز نمی توان کشت.

ستاره‌های سینما با نقش‌های متفاوت میهمان فیلم اولی‌های فجر

۷ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۱:۵۶

نویسنده:احمد صبریان

فیلم اولی‌ها/نگاه نو سی وچهارمین جشنواره فیلم فجر

امسال برخلاف چند سال پیشین در بخش «نگاه نو» جشنواره که به نخستین فیلم‌های کارگردانان اختصاص دارد،فیلمسازانی به میدان آمده‌اند که هم شاگردی بزرگان سینما را کرده و هم مضامین و سوژه‌های اجتماعی جنجالی ،به روز ومتفاوتی را به میدان رقابت‌ها آورده اند. جشنواره فیلم فجرهر ساله در بخش‌های مسابقه سینمای ایران  (سودای سیمرغ) ،هنر و تجربه و مستند  میزبان فیلم‌ها ،کارگردانان و بازیگران مختلف است.  ولی امسال بر خلاف  چند سال پیشین  در بخش «نگاه نو» جشنواره که به نخستین فیلم‌های کارگردانان اختصاص دارد،فیلمسازانی به میدان آمده‌اند که هم شاگردی بزرگان سینما را کرده و هم مضامین و سوژه‌های  اجتماعی جنجالی ،به روز ومتفاوتی را به میدان رقابت‌ها آورده اند.  آن چه دربخش فیلم اولی‌ها یا «نگاه نو» فجر امسال بیشتر به چشم می‌آید نقشهای متفاوت ستارگان ،بازیگران و چهره‌های معروف سینمای ایران در این رویداد سینمایی است.امسال  نیزستارگان و بازیگران با اعتماد به فیلم سازان جوان در نخستین تجربه‌های کارگردانی آن‌ها حضور یافته و علاوه بر اعتبار بخشیدن به آثار  آن ها،توانایی‌های خود را در ایفای نقش‌های متفاوت به تماشا  و قضاوت گذاشته‌اند .نکته قابل توجه درمورد رقبای این دوره از«نگاه نو»، حضور  پر رنگ و متفاوت  شمار زیادی از بازیگران مطرح عرصه سینما،   در این فیلم‌هاست. البته پیش از این هم بسیاری از بازیگران حرفه‌ای در فیلم‌های کارگردان‌های تازه‌کار حضور داشته‌اند که این همکاری  موفقیت‌هایی را برای  خودشان وفیلمسازان جوان به همراه داشته است. مروری به نقش‌های مختلف این بازیگران صاحب نام سینما در فیلم‌های بخش« نگاه نو» جشنواره فجر سی و چهارم خالی از لطف نیست..

شهاب حسینی درگیر بیماری اختلال دو قطبی
احسان بیگلری  که در فیلم‌های «اتوبوس شب» و «50 قدم آخر»  کیومرث پور احمد و «درباره الی»  اصغر فرهادی دستیار کارگردان بوده است  امسال« برادرم خسرو» نخستین تجربه کارگردانی اش را به جشنواره فجر آورده است . شهاب حسینی که در فیلم‌های «آفریقا»، «پنج ستاره» و «حوالی اتوبان » با  فیلم اولی‌ها همکاری کرده جدای از نقش آفرینی در این فیلم از سرمایه‌گذاران  آن به شمار می‌رود . قرار بودساره بیات  که در فیلم "ناهید" نخستین ساخته آیدا پناهنده بازی تحسین برانگیزی داشت در این فیلم بازی کند ولی هنگامه قاضیانی  که در فیلم «ساکن طبقه وسط» ساخته شهاب حسینی مقابل او حضور داشت جایگزین ساره بیات شد. ناصر هاشمی نیز پس از سال‌ها در این اثر سینمایی بازی کرده و بیتا فرهی از دیگر بازیگران  شناخته شده  این اثراست. فیلم « برادرم خسرو» ماجرای خسرو را روایت می‌کند که به بیماری اختلال دو قطبی مبتلا است و برای درمان مجبور  است چند هفته‌ای در خانه برادر بزرگترش به سر برد.کارگردان معتقد است فیلمش هیچ شباهتی به  آثاری که سال‌های اخیر درسینمای ایران به نمایش در آمده ندارد واگر تماشاگران به دنبال فیلمی باشند که روانشناختی بوده و روایت آرامی دارد، از تماشای «برادرم، خسرو» لذت خواهند برد.
لیلاحاتمی نقشی متفاوت در یک داستان عجیب و غریب
سهیل بیرقی که دستیار کارگردانانی چون واروژ کریم مسیحی در«تردید»، رسول صدر عاملی  در«هر شب تنهایی» و«زندگی با چشمان بسته»، عبدالرضا کاهانی  در«اسب حیوان نجیبی است»، «بی خود و بی‌جهت»و «استراحت مطلق»، ،حسن فتحی در«کیفر» و بهرام توکلی  در«من دیه گو مارادونا هستم» بوده نخستین فیلمش با عنوان «من» را با مشاوره کاهانی ساخته است. لیلا حاتمی که  بیشتردر فیلم‌هایی بازی کرده که کارگردان‌های باتجربه سینما پشت دوربین آن‌ها بوده‌اند  این هفتمین بار است که در فیلم نخست یک کارگردان بازی می‌کند: «سیمای زنی در دوردست» علی مصفا، «شاعر زباله‌ها» محمد احمدی، «چیزهایی هست که نمی‌دانی» فردین صاحب‌الزمانی، «آشنایی با لیلا» عادل یراقی، «سربه‌مهر» هادی مقدم‌دوست و «در دنیای تو ساعت چند است؟» صفی یزدانیان؛ امسال   نیزدرفیلم «من » در نقشی متفاوت  و بازی حسی و باور پذیر به «نگاه نو» جشنواره  فجر آمده است.  نقش متفاوت بهنوش بختیاری از نکات قابل تامل فیلم است. مانی حقیقی  و امیر جدیدی  نیزدر این فیلم ایفای نقش کرده‌اند .خلاصه داستان فیلم «من» با این مضمون منتشر شده است: «ما رو نرقصون آذر!» سهیل بیرقی  گفته است:«هیچ وقت نمی‌گویم بروید فیلمم را ببینید، هر چند اگر ببینید خیلی خوشحال می‌شوم. فیلم ساخته شده و فکر می‌کنم هر توضیحی در مورد آن درست نیست» .
مریلا زارعی تلخی دوری  از فرزند
مسعود مددی که مجتبی راعی را هم به عنوان مشاور کارگردان در کنار خود داشته است «گیتا» را  به جشنواره فجر می‌آورد. مددی از  همان نخست برای نقش اصلی فیلم به مریلا زارعی فکر کرده بود و  زارعی پس از  خواندن فیلم نامه  از نقش بسیار خوشش آمد و این پیشنهاد را پذیرفت . وی پیش از این در فیلم‌های کارگردان اولی‌های زیادی چون «خوابم می‌آد» رضا عطاران بازی کرده است. بنا به شنیده ها« گیتا» یکی از تلخ‌ترین فیلم‌های جشنواره امسال ویک درام اجتماعی است که  نقش و بازی مریلا زارعی بسیار تلخ و قصه یک مادر و فرزند را روایت می‌کند. گیتا (با بازی مریلا زارعی)  که حمید رضا آذرنگ نقش همسر او را ایفا می‌کندپس از گذشت دو سه سال از رفتن پسرش  (متین) به خارج از کشور هنوز به شدت دلتنگ اوست گیتا تلاش می‌کند تا با این موضوع کنار بیاید، اما با گذر زمان متوجه واقعیت‌های جدیدی می‌شود  و دوری پسرش را برنمی تابد. ولی سرنوشت ماجرای غیرمنتظره‌ای برایش رقم می‌زند . بهناز جعفری، سارا بهرامی و نادر فلاح نیز در این فیلم بازی کرده‌اند .
پیمان معادی نقش فلافل فروش
سعید روستایی که تا کنون جوایز مختلفی را برای ساخت آثار کوتاه از جشنواره‌های داخلی و خارجی دریافت کرده است  امسال با «ابد و یک روز» نخستین فیلم بلندش به «نگاه نو» جشنواره فجرآمده که سعید ملکان  تهیه کنندگی آن را بر عهده داشته است. پیمان معادی که با برخی فیلم اولی‌ها از جمله  نیماجاویدی در«ملبورن» همکاری داشته در فیلم «ابد و یک روز» با گریمی متفاوت در نقش یک فلافل فروش حضور یافته و نوید محمدزاده بازیگر فیلم‌های «من عصبانی نیستم» و« ناهید» نیز نقش یک معتاد را در این فیلم بازی می‌کند .  پریناز ایزدیار، ریما رامین فر، شبنم مقدمی و شیرین یزدان بخش دیگر چهره‌های صاحب نام عرصه بازیگری  نیزدر این اثر ایفای نقش کرده اند. «ابد و یک روز» داستان خانواده‌ای است که در تدارک مراسم عروسی هستند اما اتفاقاتی روابط خواهران و برادران را سرد می‌کند  وباعث ماجراهایی می‌شود.«ابد و یک روز» یک حکم قضایی است که مثل حبس ابد است با این فرق که غیر قابل عفو است.
هومن سیدیبرداشتی آزاد از جنایت و مکافات
اکتای براهنی پس از آن که در چند سال گذشته سه فیلم نامه مختلف را برای کسب مجوز ارائه کردسرانجام «پل خواب» را که برداشتی آزاد از داستان«جنایت ومکافات» اثر داستایوفسکی است جلوی دوربین برد.هومن سیدی که چند سالی است با کارگردان‌های فیلم اولی همکاری می‌کند امسال با "پل خواب" در بخش «نگاه نو» حضوردارد. بازیگر مقابل وی نیز ساعد سهیلی است. اکبر زنجانپور  نیز پس از20 سال  دوری از سینمادر این فیلم نقش پدر ساعد سهیلی را بازی می‌کند. آناهیتا افشار  و شهین تسلیمی دیگر بازیگران «پل خواب» به تهیه کنندگی جهانگیر کوثری هستند .فیلم «پل خواب»  داستان شهاب در آستانه ازدواج با نامزدش است. شرایط اقتصادی و مالی باعث می‌شود به اتفاق دوستش وارد یک معامله تجاری شود اما در کمال ناباوری پول هایش را بالا می‌کشند وشرایط سختی بر زندگی او حاکم می‌شود . شهاب  نیزتحت تاثیر این فشارها دست به کار عجیبی می‌زند.
مهناز افشارزنی پریشان در کانون تنش و بحران
حمیدرضا قربانی  که در فیلم‌های « آسمان محبوب» داریوش مهر جویی،«درباره الی»و «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی، «هم نفس» فخیم زاده، «پستچی سه بار در نمی‌زند» حسن فتحی سابقه دستیار کارگردانی داشته است ،امسال با نخستین فیلمش "خانه‌ای در خیابان چهل و یکم" در بخش نگاه نو جشنواره فجر حضور دارد. مهناز افشار  در این فیلم   ایفا گر نقش زنی پریشان  است که در کانون تنش و بحران قرار گرفته است.علی مصفا هم که سال گذشته در فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟» نخستین تجربه کارگردانی صفی یزدانیان به ایفای نقش پرداخت یکی از نقش‌های اصلی فیلم را بازی می‌کند. سهیلا رضوی، آرش مجیدی و سارا بهرامی  دیگر بازیگران این فیلم هستند. « خانه‌ای در خیابان چهل‌ و یکم»  روایتگر دعوای دو برادراست که بحرانی در خانواده ایجاد می‌کند.
مهرداد صدیقیاندر پی ترک اعتیاد
فیلم نامه ملودرام اجتماعی « خماری» نخستین تجربه کارگردانی سینمایی داریوش غذبانی را فرهاد توحیدی نوشته است  که نخست «از نفس افتاده» نام داشت. قرار بود اشکان خطیبی، ایفاگر نقش اصلی فیلم "خماری" باشد ولی مهرداد صدیقیان جایگزین او شد که با بازی در «عصر جمعه» نخستین تجربه کارگردانی مونا زندی حقیقی پا به عرصه بازیگری گذاشت .فیلم روایتگر خانواده‌ای است که فرزند معتادشان را به درمانگاه ترک اعتیاد می‌برند. ولی درمانگاه به علت پر بودن ظرفیت از پذیرفتن او سر باز می‌زند . در این فاصله خانواده اش در به در به دنبال پیدا کردن جنس برای او می‌روند و در همین حین لحظات جالبی شکل می‌گیرد. لی‌لی فرهادپور، سوگل خلیلی و کاظم سیاحی دیگر بازیگران خماری به تهیه‌کنندگی منیژه حکمت هستند. داریوش غذبانی« خماری» رایک درام اجتماعی  می داند که یک معضل رایج در جامعه را مطرح می‌کندو می‌گوید:« فیلمم بیش از هرچیز به تاثیر اعتیاد بر زندگی آدم‌ها می‌پردازد. اما چون موضوع اعتیاد تلخ است و نمی‌خواهم مردم تلخی از فیلم دریافت کنند، این موضوع تلخ را با لحن شیرین روایت می‌کنم.»
مینا ساداتی عشقی از جنس  دهه شصت
مجید توکلی درنخستین تجربه سینمایی خود «متولد 65» دو کارگردان شناخته شده را درکنار خود دارد. رضا میرکریمی به عنوان مشاور و محمد مهدی عسگرپور در مقام تهیه‌کننده. قرار بود مینا ساداتی در این فیلم بازی کند اما هنگامه حمیدزاده  که بافیلم «آل» به سینما معرفی شد وبرای بازی در فیلم «اشباح» داریوش مهرجویی از جشنواره فجر جایزه گرفت جایگزین او شد. فیلم داستان دختر و پسر جوانی را روایت می‌کند که با رویای پولدار شدن، خود را در شخصیت‌های مختلف اجتماعی جا می‌زنند و از این طریق می‌خواهند به خواسته هایشان برسند. آن‌ها به طور اتفاقی به عنوان خریدار به ساختمانی مراجعه می‌کنند، ولی با حقایقی رو به رو می‌شوند. آنا نعمتی ،مریم سعادت و کامران ملکی دیگر بازیگران فیلم هستند. کارگردان فیلم   گفته است:« پرداختن به مسئله نسل دهه شصت همیشه برای من جذاب بود به نظرم این نسل ،نسل عجیبی است که اتفاقات عجیبی برایش افتاده. "متولد 65" فیلم سرحالی شده و عشقی از جنس عشق‌های دهه شصتی را در این فیلم می‌بینیم و همچنین نقدی بر شرایط اقتصادی و اجتماعی دارد. قصه و ایده‌ای تازه که آن را به دور از تکرار و شباهت به فیلم‌های دیگر روایت کرده ام.»