کسب و کار بازیگران پشت دوربین  

30/04/94

نویسنده : احمد صبریان sabrian@khorasannews.com

دو شغله بودن در زندگی امروزی ها خیلی چیز عجیب و غریبی نیست،همه ما دوروبر خود افرادی را می بینیم که دو شغله یا گاهی حتی چند شغله هستند تا خرج زندگی خود و خانواده را تامین کنند.این ماجرا اما در مورد هنرمندان شکل دیگری است . آنها اغلب در کنار حرفه خود  یعنی بازیگری سراغ شغل دیگری می روند تا از تکرار و روزمرگی خلاص شوند این  موضوع  به آنها این اطمینان را می دهد که در آینده و پس از پایان عصر طلایی خود پشتوانه مالی و درآمد داشته باشند. البته این موضوع  درهمه جای جهان  رواج دارد و شماری از سوپراستارهای هالیوودی و بالیوودی هم در کنار بازیگری به شغل‌های دیگری می‌پردازند. در سال‌های اخیر برخی بازیگران مطرح سینما همچون شهاب حسینی، امین حیایی، محمد صالح علاء، بهرام رادان، علی مصفا، سام درخشانی، حسین پاکدل، مهران غفوریان، محمدرضا هدایتی، جواد عزتی، سپند امیرسلیمانی و ... رستوران یا کافی شاپ‌هایی داشته‌اند. ابتکار علی مصفا بازیگر سینما هم در نوع خودجالب بود که «کافه فیلم» را طبقه بالای "سینما جمهوری" افتتاح کرد و جای دنجی یافت و با همسرش لیلا حاتمی بساط کافه را چید. به گفته مصفا قرار بود در این تریا فیلم نمایش بدهند و نمایش این فیلم‌ها همراه با جلسات نقد و بررسی باشد و در هر جلسه میهمانان ویژه‌ای حضور داشته باشند. اما با آتش گرفتن سینما جمهوری، کافه علی مصفا هم به سرانجام نرسید.البته بیشتر هنرمندان برای ورود به شغل دیگر خیلی راه دوری نرفته اند و بیشتر سراغ شغل هایی مرتبط با حوزه ی کاری خود مثل خوانندگی،نویسندگی،راه اندازی کافه و امثال اینها رفته اند.برخی سایت های خبری  از جمله سینما خبر، مهر، بولتن نیوز، دنیای کار ،باشگاه خبرنگاران ُ هنر آنلاین  ،هفته نامه حاشیه ،خبرگزاری برنا،جام  جم آنلاین و ... با گزارش هایی به مشاغل دوم بازیگران  سینماپرداخته اند که بی شک خواندن آن برای علاقه مندانی که بیشتر حواشی سینما را پیگیری می کنند خالی از لطف نیست.

رضا کیانیان

 

 مگر می شود رضا کیانیان را فقط در عرصه بازیگری دید. وی در بسیاری از رشته های هنری فعالیت می کند، مجسمه می سازد و عکاسی می کند و روزها و شب ها می نشیند پای برگه های سفید و می نویسد. او چندین کتاب با نام خودش چاپ کرده است. نویسندگی، عکاسی و مجسمه‌سازی را تجربه کرده و تاکنون مجسمه‌های چوبی و عکس‌هایش در نمایشگاه‌های متعددی به نمایش درآمده‌است.

مهتاب کرامتی
 بانوی بازیگر و سفیر حسن نیت یونیسف در ایران صاحب یک مزون لباس واقع در منطقه غرب تهران است. قدمت فعالیت این مزون ۲۲ سال است  و برای یکی از برندهای معروف، لباس طراحی و تولید می‌کند.

شهاب حسینی

 

 این  بازیگر محبوب  سینمای ایران صاحب «کافه هنر»   است. وی این کافه را همراه همسرش اداره می‌کند که  پاتوقی برای اغلب هنرمندان سینما شده است. کافه هنر برای شهاب به اندازه سینما مهم است. برای همین در خلق منو به جزئیات توجه داشته است. طراحی فضای داخلی کافه هم کار خود اوست.

بهرام رادان
کافی‌شاپی دارد  که به تازگی امتیاز آن را واگذار کرده است. این کافه دو شعبه در خیابان‌های معروف شمال تهران و چندین شعبه در شهرهای شمالی دارد. در هیچ کدام از این کافه‌ها  روی هیچ میزی جاسیگاری نیست و بزرگ نوشته شده است: «کشیدن سیگار دراین مکان ممنوع است».

محمدرضا گلزار
 ستاره سینمای دهه هشتاد و اوایل دهه 90 را نمی‌توان بازیگر دوشغله دانست. این بازیگر که همزمان با بازیگری‌اش مدل تبلیغاتی شده بود، تنها به این شغل اکتفا نکرده و اقدام به تاسیس کلوب زیبایی مردانه کرده است. وی پس از سفر به آمریکا برندی اختصاصی در عرصه پوشاک برای خود دارد و پیش از این مربی اسکی و سرپرست گروه موسیقی هم بوده است.

مهناز افشار
از بازیگرانی است که به پوشش خود اهمیت می‌دهد و مدتی هم مزون لباس داشت، اما به خاطر وقت‌گیر بودن این کار، آن را کنار گذاشت. افشار هم‌اکنون در شاخه دیگری از مد فعالیت می‌کند و به طراحی جواهرات می‌پردازد. او با توجه به سابقه برادرش در جواهرسازی، گاهی طرح‌های جدیدی به او ارائه می کند تا آنها را بسازد.

پیمان معادی
کارگردان، فیلمنامه نویس و بازیگری است که مدت زیادی از حضور موفقش در عرصه بازیگری می گذرد. او به دلیل علاقه وافرش به ساعت، صاحب گالری ساعت است.

رضا عطاران

 

در کنار بازیگری، در عکاسی هم دستی بر آتش دارد. یک آتلیه عکاسی در شمال تهران دارد. شعاری که روی تابلوی ورودی آتلیه این بازیگر و کارگردان طنز و کاربلد ایرانی نقش بسته، این است: " متخصص عکسبرداری و فیلمبرداری از مجالس در منوهای متفاوت".

نگار جواهریان

 این  بازیگر سینمای ایران، تجربه روزنامه‌نگاری هم دارد. او مدتی در یکی از مجلات، تحلیل بازیگری می‌نوشت و نمایشنامه «خیانت» با ترجمه او منتشر شده است. وی نویسنده و تحلیلگر هم بوده است.

نیکی کریمی
 یک سر دارد و هزار سودا. یک روز فیلم می سازد. یک روز بازی می کند و روز دیگر هم مجبور است به سالن و انستیتو زیبایی پوست و مویش سر بزند. نیکی کریمی هم در بیزینس دستی بر آتش دارد و در یکی از خیابان های بالای شهر تهران مدیریت یک موسسه زیبایی را برعهده دارد.

محمد رضا فروتن
شغل دیگری برای خود تدارک دیده تا مجبور نباشد برخلاف میل باطنی اش برای درآمد در کارهای ضعیف حضور پیدا کند. هرچند این اتفاق بارها و بارها برای او افتاده. شاید دلیلش این باشد که چرخ دفتر طراحی داخلی اش درست و حسابی نمی چرخد!

ستاره اسکندری

 

 مؤسس گروهی به نام «تار اول» است که به کار ریسندگی و بافندگی پارچه به صورت سنتی مشغول است. همچنین صاحب یک مغازه طراحی لباس در یکی از پاساژهای بنام تهران  است و تا به حال چندین شوی لباس برگزار کرده است. او بیشتر دوست دارد از هنرهای سنتی ایران ایده بگیرد و از پارچه هایی استفاده می کند که رنگ و لعابی اصیل دارد.

 لاله اسکندری

 

 حتما تا امروز نقاشی دیواری و کاشی کاری لاله اسکندری را در تقاطع بزرگراه شهید همت و ستاری دیده‌اید. البته کسانی که پیگیر کارهای این بازیگر جوان هستند می دانند که او عکاس بسیار ماهری هم هست و از کشورهای مختلفی عکاسی کرده و بارها نمایشگاه عکس دایر کرده است.

نیوشا ضیغمی

 صاحب یک موسسه زیبایی است. او در این مرکز به بانوان خدمات زیبایی ارائه می کند. موسسه او در یکی از گران ترین خیابان‌های تهران است و گفته می‌شود نام این بازیگر موجب استقبال خوبی از این موسسه شده است.

اکبر عبدی

 

دیوارهایی با طاقچه‌های دایره‌ای که هرکدام با مجسمه‌ای فلزی از فیل، بودا، مجسمه‌های شیوا و ...  تزیین شده درفضای  این رستوران به چشم می خورد. برخی به رستوران هندی عمواکبر می‌شناسندش که وقت‌هایی پذیرای صاحبش اکبر عبدی است.

حسین یاری

 

کارمند رسمی بانک مرکزی است . وی  می گوید: با چنگ‌ودندان کار در بانک را نگه داشتم. چون  به‌لحاظ صنفی در بازیگری حمایت نمی‌شویم. می‌دانم که سینما امنیت اقتصادی ندارد. طبیعی است به‌عنوان بازیگر حرفه‌ای تلاش کنم شغلم را در بانک حفظ کنم. چون می‌دانستم هیچ‌جا از من حمایت نخواهد شد.

 امین تارخ
اگر این روزها می خواهید او  را ببینید باید به آموزشگاه بازیگری وی بروید. چند سالی است که امین تارخ در حال آموزش هنرجوهاست و استعدادهای زیادی را به سینما و تئاتر معرفی کرده است.

 شاهرخ استخری
این روزها وارد کار تولید و فروش طلا شده است. به نوشته پویش، استخری می گوید: همه داشته‌های من از بازیگری و از قبل از بازیگری که از رشته مهندسی صنایع درآمد داشتم، به یک خانه برای زندگی و درصدی سرمایه در این گالری تبدیل شد. علاقه‌ای به رستوران داری نداشتم کارهای دیگری هم بود که درباره آنها تحقیق کرده بودم که درنهایت رسیدم به کار طلا.

پوریا پورسرخ
 دکترای فیزیولوژی گیاهی دارد و در کنار بازیگری به کار طراحی فضای سبز و ترجمه مقاله برای مجله‌های علمی نیز مشغول است.

 اشکان خطیبی
مدتی مدیر رستورانی در تهران بوداما دیگر علاقه‌ای به داشتن کافی شاپ در ایران ندارد. سال 91 آلبومی با نام ترافیک منتشرشد که ترانه سرای بسیاری از آثار این آلبوم و خوانندگی چند قطعه ازآن به عهده اشکان خطیبی بود. وی  تک آهنگ هایی هم برای برنامه های مختلفی مثل تیتراژ سریال «بچه های بد» خوانده و تک آهنگ هایی هم برای دل خودش  می خواند که گاه در فضای مجازی منتشر می شود.

امیر آقایی
این روزها به عنوان یکی از فعالان عرصه مد شناخته می‌شود. او دو سال قبل به همراه خواهرش مزون لباسی را افتتاح کرد و گرچه کار طراحی همه لباس‌ها به عهده خواهرش نرمین آقایی  است، نام برادر مشهورش اعتبار دیگری به این مجموعه می‌دهد. علاوه بر آن امیر آقایی به عنوان مدل هم فعالیت می کند و در عکس‌های تبلیغاتی حضور دارد.

هنگامه قاضیانی
علاوه بر بازیگری کار ترجمه هم انجام می دهد؛ مدتی پیش کنسرت او مخصوص بانوان ایران زمین هم برگزارو با استقبال خوبی مواجه شد. خوانندگی واجرای کنسرت برای بانوان از دیگر مشاغل هنگامه قاضیانی است.

نیما شاهرخ شاهی

 

پیش  از  بازیگری، مهندس ناظرساختمان بود. وی فارغ التحصیل رشته مهندسی عمران است و در مقاطع زمانی که در پروژه های سینمایی نیست، در پروژه‌های ساختمانی فعالیت می‌کند.

بهاره افشاری

 

فعالیت زیادی در زمینه طراحی لباس دارد. افشاری که دارای دیپلم بازیگری و لیسانس نقاشی است، به دلیل اینکه پدرش تولیدی لباس داشت، از کودکی به مدل‌ لباس و ترکیب‌رنگ‌ علاقه‌مند شد. بنابراین همزمان با تحصیلات خود پیگیر صنعت مد بود و زمانی که هنوز مزون‌های زیادی در شهر تهران وجود نداشت، کار خود را آغاز کرد .

 

کیارستمی ،مشهد،زمستان 85

 

خاطراتی پراکنده ازحضور زنده یادکیارستمی در یک نشست سینمایی

28/4/95

 نویسنده : احمد صبریان

 خاطرات خوش و تکرار ناشدنی از کیارستمی فقید را در خاطرم قاب گرفته ام. به ویژه این روز ها که همه در سوگش  نشسته و  از وی، فیلم ها ، منش و شخصیت اش سخن می گویند .

 زمستان 85 بود، درست دی ماه 85. هر از گاهی نمایش فیلم و نشست های پرسش و پاسخ  دردانشکده  پزشکی مشهد برگزار می شد . مدیریت روابط عمومی این نشست هارا  یکی از دوستانم بر عهده داشت که دانشجوی همین دانشکده بود. با وی تماس گرفتم  تااز برنامه های سینمایی دانشکده شان بپرسم. خوش خبری خواست و تاکید کرد اگر می خواهم فیلمی را  ببینم که مدت ها در باره اش با هم سخن گفته بودیم فردای آن روزبه دانشکده شان بروم. گفت:« کیارستمی به  مشهد آمده  است و فردا فیلم «ای بی سی آفریقا» در سالن رازی به نمایش درمی آید. » حرفش را جدی نگرفتم چرا که در خاطرم نمی گنجید او زودتر ازمن که مدام سر و کارم با خبر و فیلم و سینما بود از این اتفاق خوشایند در مشهد با خبر شده باشد. این که کارگردانی که نام سینمای ایران را در جهان سر زبان ها انداخته به مشهد بیاید  بی شک برایم هیجان انگیز و    وجدآور بود. پس از تنظیم خبر ، فردای آن روزهمراه یکی از همکارانم(یوسف بهروز) که اگر چه اهل ورزش است ولی دل در گرو سینما  هم داردبرای حضور در سمینار«نگاهی به  سینمای کیارستمی در دهه اخیر » راهی دانشکده پزشکی شدیم.
***
نزدیک محل برگزاری سمینار که شدیم،  جمعیت انبوهی در سرمایی استخوان سوز،  درانتظار باز شدن درهای ورودی تالار   رازی بودند. پوسترهای سمینار با چهره این کارگردان بر نرده های ساختمان و داخل حیاط دانشکده در هر گوشه و کناری  نصب شده بود .ترجیح  دادم به جای این که از در دیگری که  نشانم داده بودند وارد سالن  شوم ،در بین جمعیت منتظربمانم  و حرف های دوستداران و علاقه مندان کیارستمی را بشنوم که ازشوق وهیجان ناشی ازحضور  کیارستمی در مشهد حکایت می کرد.سر انجام درهای دانشکده باز و جمعیت سراسیمه به سوی سالن سرازیر شد تا جایی برای نشستن نصیب شان شود. همان دقایق نخست دوست پزشکم که این خبر خوش را به من داده بود سراغم آمد و گلایه کرد که چرا خبر حضور کیارستمی و نمایش فیلمش دراین دانشکده  رارسانه ای کرده ام.چون نشست مخصوص دانشجویان پزشکی بود و اکنون بسیاری بر اساس خبر خراسان به این نشست آمده و پشت درهای تالار مانده اند. این موضوع آزرده خاطرش کرده بود که جمعیت حاضر بیش از ظرفیت سالن است و بسیاری شانس حضور در این نشست را  ندارند.
***
 با همکارم  داخل سالن شدیم ودر ازدحام جمعیت جایی برای نشستن یافتیم .دو ردیف برای میهمانان ویژه در نظر گرفته  بودند . چشمان همه در پی کیارستمی بود. چراغ ها خاموش شد تا فیلم کوتاهی از سکانس های برگزیده  سینمای کیارستمی پخش شود که البته  تا پایان سمینار بر پرده ننشست. چراغ ها روشن شد و نگاه های جستجو گر هنوز در پی کیارستمی بود. همهمه ای در سالن پیچید  و به ناگاه همه  به احترام  ورود  زنده یاد کیارستمی ایستادند  وصدای کف زدن های ممتد درسالن طنین انداز شد. کیارستمی به همراه امید روحانی (منتقد سینما )و سیف ا... صمدیان (فیلمبردار و عکاس)  که از دوستان صمیمی اش بودند پس از تشویق حاضران در جایگاهش نشست.پس از چند بار خاموش و روشن شدن ویدئو پروجکشن، فیلم «روزی روزگاری مراکش» ساخته سیف ا...صمدیان پخش شد.  فیلمی درباره ورک‌شاپ فیلمسازی «عباس کیارستمی» و «مارتین اسکورسیزی »در مراکش.حواسم به فیلم نبود و مدام  نگاهم خیره در پی کیارستمی بود که گاه و بی گاه  به بیرون از سالن می رفت و باز می گشت. از سر کنجکاوی خواستم به خارج از سالن  بروم  وببینم چه چیزی  وی را به  بیرون می کشاندکه  خودش آمد و نشست و در تاریکی سالن  سرگرم صحبت با امید روحانی و سیف ا... صمدیان شد. زمزمه های « کیارستمی آن جاست» در ردیف های جلو و پشت سر  به گوش می رسید .در تاریکی  سالن  بسیاری نیم خیز می شدند  تااو را ببینندو صندلی اش را با اشاره به  بغل دستی هایشان  نشان  می دادند. در حین رفت و آمد های ممتد حاضران درسالن نگاهم به بیرون خیره ماند . برخی  سینما دوستان شهرستان های استان  آمده بودند و چون سالن گنجایش نداشت، بیرون ایستاده  و منتظر بودند از  کیارستمی امضا و  با وی عکس یادگاری بگیرند . کیارستمی هم  به احترام این دوستدارانش مدام سالن را ترک می کرد و باز می گشت.
***
فیلم «ای.بی.سی آفریقا» با نماهایی که کیارستمی مدام دوربین به دست، به سراغ آفریقایی های بی خانمان و مبتلابه ایدز می رفت فضای سالن را دگرگون کرد. کیارستمی فیلم «جاده ها» یش را با خود به مشهدآورده بود و خواست برای حاضران به نمایش در آید. فیلمی که پر بود از تصاویر و عکس های کیارستمی، با دکلمه ای که خود روی آن ها خوانده بود و اشعاری از سهراب و فروغ فرخزاد و برخی هایکوهای ژاپنی. کیارستمی پس از پایان  نمایش این دوفیلم به همراه امید روحانی و سیف ا...صمدیان برای پاسخگویی به پرسش دانشجویان و حاضران پشت تریبون رفت . از همان نخست  تاکید کرد ترجیح می دهد به جای پاسخ  به پرسش های مکتوب ،مخاطبان پرسش هایشان را رو در رو مطرح کنند  تابا آن ها«برخوردی بی واسطه» داشته باشد. کیارستمی  اشاره کرد «مارتین اسکورسیزی» فیلم «ای.بی.سی آفریقا»  را بسیار پسندیده و بارها تماشایش کرده . فیلم«جاده ها» را نیز بیش از   « ای. بی. سی آفریقا »به مولفه های سینمایش  نزدیک دانست و آن را آمیزه ای از عکاسی ،سینما و ادبیات خواند.

***
کیارستمی بر این تاکید داشت  که میان «سینمای داستانگو» و «مستند» تفاوتی قائل نیست و  گفت:«همه این‌سال‌ها تلاشم این بوده مرز باریک میان مستند و داستانی را از میان بردارم.  در تمامی فیلم هایم تلاش کرده ام مخاطب بی آن که احساس کند دوربین روایتگر داستان است، به لذت کشف و شهود اثر دست یابد. »  کیارستمی در پاسخ به این پرسش من که چرا  برخی فیلم هایش در ایران اکران عمومی نمی شود گفت: «به شدت از این موضوع آزرده خاطر هستم.  متاسفانه بیشتررسانه های داخلی، مطبوعات سینمایی و منتقدان ایرانی همواره مرا متهم می کنند فیلم هایم را برای آن سوی آب و جشنواره های خارجی می سازم. در حالی که من به عنوان یک ایرانی فیلم هایم را در ایران و برای مردم سرزمینم می سازم و اگر گاه در ایران امکان نمایش نمی یابند به خاطر محدودیت های اکران است که دامن  برخی فیلم های مرا نیز گرفته است». وی  درپاسخ   به پرسش یکی از حاضران که با لهجه شیرین مشهدی  خواستار این شد که در مشهد نیز کلاس آموزش فیلم سازی بگذارد ابراز امید واری کرد «اگر شرایط مهیا شود در تمام شهر های ایران و برای سینما دوستان مشهدی نیز آموزگاری خواهم کرد.» سمینار «نگاهی به سینمای کیارستمی در دهه اخیر» فقط با نمایش دو فیلم «ای  بی  سی آفریقا » و «جاده ها» ی کیارستمی پایان یافت. او وهمراهانش با تحسین دانشجویان ،و دوستدارانش پس از تشویق های بسیار سالن را ترک کرد  و در راهرو در میان جمعی از دوستدارانش  ودر هیاهوی امضا و عکس یادگاری و شاتر دوربین ها محاصره شد.
*****
امروز که دیگر کیارستمی فقید در بین مان نیست برخی حرف هایش را  که در این سمینار  گفته بود در خاطرم مرور می کنم و  چیزی جز حسرت از دست دادنش برایم نمی ماند. وقتی به  تنهایی نزدش رفتم تا با او گفت و گویی داشته باشم  ازاین که وقت ندارد و ساعاتی دیگر باید آماده پرواز به تهران شود عذر خواهی کردو قول داد در فرصت مناسب دیگری که به مشهد می آید با هماهنگی قبلی گفت و گویی مفصل  داشته باشیم‌که تقدیر چنین نخواست . کیارستمی‌سرود زندگی را با وداعی ابدی سرود و رفت،چون نشانی خانه دوست را یافته بود...

روایتی دوپاره از یک درد مشترک

احمد صبریان 

نقدفیلم «دختر» ساخته رضا میرکریمی

   رضا میر کریمی  :  شناخت دنیای نسل مقابل در فیلم «دختر»برایم بسیار اهمیت داشت و به همین دلیل دستم را به لحاظ فرم و اجرا باز گذاشتم. برخی دغدغه‌‌هایم در دو سه فیلم اخیرم به سینمایی نسبتا آرام با کمترین پلان و اتفاق بیرونی  منجرشده بود اما حالا که می‌خواستم وارد دنیای دیگری شوم که متعلق به نسلی دیگر است، مجبور بودم سبک و سیاق قبلی‌‌ام را تا حدی کنار بگذارم و فرم جدیدی را تجربه کنم که تا جای ممکن به دنیای دختران نزدیک باشد. به نظر خودم «دختر» نسبت به دیگر فیلم‌‌هایم می‌تواند بیشترین ارتباط را با مخاطب برقرار کند.

  احمدعزیزی( فرهاد اصلانی) که سرپرست بخش تعمیرات و نگهداری پالایشگاه آبادان است برای مراسم خواستگاری دخترش آماده می‌شود و ستاره (ماهور الوند) دختر دیگرش در همان روز قصد سفر به تهران برای شرکت در جشن خداحافظی یکی از دوستان هم‌دانشگاهی‌اش را دارد. پدرش به دلایلی به این سفر مشکوک است و رویارویی ستاره با عمه اش فرزانه(مریلا زارعی) آغاز ماجراست...

گره خوردن سرنوشت ستاره و فرزانه

رضا میرکریمی پس از ساخت آثار تحسین‌برانگیزی همچون «زیر نور ماه»، «خیلی دور، خیلی نزدیک»، «به همین سادگی»، «یه حبه قند» و «امروز» به سبک و سیاق شخصی خود در فیلمسازی رسیده است. تجربه‌گرایی او در کنار دغدغه‌های اجتماعی و اهمیتی که به شیوه‌های مدرن داستانگویی با تکیه بر قهرمانان غیرکلیشه‌ای در فیلم‌هایش می‌دهد، تماشای آثارش را تبدیل به تجربه‌ای شیرین کرده است.وی در جدید ترین ساخته اش «دختر»سراغ دغدغه های مدرن جامعه معاصرمی رود  وبه محدودیت های نسل جوان و تصویر کردن آزادی های پنهانی جوانان امروز می پردازد.«دختر» در مقایسه با «امروز» ساخته پیشین کارگردان ،به خاطر  تمرکز بر روایت وگسترش خط داستانی و  همچنین شخصیت های باور پذیر گامی به پیش  در کارنامه اش به شمار می آید واز مناسبات جامعه  امروزدور نیست. گره خوردن سرنوشت ستاره(ماهور الوند) و عمه اش فرزانه(مریلا زارعی) و ایجاد موقعیتی موازی این فرصت را برای تماشاگر فراهم می کندتا کنش ها و باور های احمد(فرهاد اصلانی)  را  ارزیابی کند و به رابطه پیچیده دختر و پدر بپردازد. اگر چه پایه های اخلاقی و سنتی خانواده همچنان در فیلم جاری است ولی تلاش میر کریمی  برای نمایش گسست نسل ها  تا حد زیادی به فرجام رسیده است. میر کریمی اگر چه  در «دختر»ازتفاوت نسل‌ها و نبود درک مشترک   میان آدم‌های جامعه امروزمی گوید اما فیلمش تلنگری است برای لحظه‌ای  درنگ.

سکوتی سرشار از ناگفته ها

کارگردان درسکانس آغازین جمعی از دختران را در کافی  شاپی گرد هم  می آوردتااز هر دری سخن بگویند و سکانس پایانی نیز با ادامه همین دورهمی شکل می گیرد. کادربندی های چشم نواز، نماهای طولانی و حرکت آرامش بخش  دوربین خضوعی ابیانه و موسیقی دلنشین محمدرضا علیقلی «دختر» رادرسینمای میرکریمی متمایز کرده و استفاده از فضاهای خارجی  همچون پالایشگاه ،جاده ،شخصیت‌ها و مکان‌ها در لانگ‌شات‌های متوالی و… به آن هویتی متفاوت داده است. فیلم به دور از پیچیدگی و اغراق، مخاطب را با خود همراه می کند. سکوت احمد(فرهاد اصلانی) برخلاف سکوت یونس(پرویز پرستویی) راننده تاکسی فیلم «امروز»،  منطقی و توجیه پذیر و کنش مند و سرشار ازناگفته هاست. چرا که «ستاره»اش را گم کرده و اکنون در آستانه ویرانی، دختر و خواهرش را که در سال‌هایی دور گم کرده  یک جا یافته است. سکانس صحبت های خواهر(فرزانه) و برادر(فرهاد اصلانی) در آشپزخانه که پس از چندین سال همدیگر را دیده اند، (با بازی  تحسین بر انگیزمریلا زارعی و  بازی درخشان فرهاد اصلانی)  وسکانسی که احمدو فرزانه در کنار چراغ خوابی متعلق به خاطرات پدری شان، گذشته ها را مرور می کنند از سکانس های تاثیر گذار و به شدت باور پذیر فیلم است.

 انتظاری که برآورده نمی شود

فیلم «دختر»از همان دقایق ابتدایی مخاطب را با خود همراه می‌کندو ایده درگیرکننده‌ای دارد اما نمی‌تواند به انتظار مخاطبش پاسخ دهد. فیلمی که اساس درام و روایت خود را بر رابطه‌ بین پدر و دختر قرار داده  و از جایی ادامه‌ کار را بر پایه رابطه‌ پدر با خواهر می گذارد؛ و  تلاش‌ کارگردان در توجیه این دوپارگی و پیوند این دو خط داستانی برای بیان تنهایی به عنوان درد مشترک دخترش« ستاره»  و خواهرش«فرزانه»به جایی نمی رسد. میر کریمی در جدید ترین ساخته اش دقت همیشگی‌اش را  به کار  نگرفته ومخاطب را بر سر این دو راهی قرار می دهد که  آیا «دختر»در تقدیس و ستایش خانواده است یا  قصد دارد الگوهای سنتی خانواده را نقد کند. فیلم آغازنسبتا خوبی دارد اما در ادامه به لکنت می افتد. «دختر» به سیاق بسیاری از آثار میرکریمی ریتمی کند دارد  ودیالوگ ها به شعاری ترین شکل ممکن عنوان می شود. دیالوگ هایی چون:« تو تو زندگیت هیچ اشتباهی نکردی؟ از هیچی پشیمون نیستی؟»یا«هیچکی خونواده خود آدم نمیشه». فیلم برداری موزون و نماهای قاب گرفته به شدت زیبا  و چشم نواز متاسفانه به هیچ عنوان در خدمت پیشبرد  داستان  نیست .  سکانس آغازین  با حضور دختران دور یک میز در کافی شاپ شلوغ،  با چاشنی شوخی و شعار های  گل درشت هیچ تناسبی با فیلم ندارد. سکانس پایانی  نیزهمچون میز گردی مطبوعاتی با گفت و گو های مستقیم و به شدت شعاری دختران درباره مهاجرت وخانواده به فیلم سنجاق شده است. با وجود برخی امتیازات«دختر» از پایان‌بندی فیلم نمی‌توان چشم پوشید. پایان‌بندی ضعیفی که به شکل میزگردهای تلویزیونی قرار است همه‌ گفته‌های تصویری فیلم را یکبار دیگر به صورت شفاهی و گل‌درشت مرور کند.

مکث

 

 6/4/95

نویسنده : احمد صبریان

نام کارگردان آلمانی در پیاده‌ رو هالیوود

با قرار دادن اثر دست و پا بر قالب سیمانی معروف بلوار هالیوود، رولند امریش در کنار نام های بزرگ هنر هفتم جای گرفت. کارگردان آلمانی فیلم «روز استقلال: بازخیز»  با اشاره به اولین سفرش به هالیوود گفت: روزهایی را به یاد دارم که این جا قدم می زدم .

بازیگری را کنار نگذاشتم

 رزیتاغفاری گفت: در حال حاضر مشغول کارگردانی یک سریال عروسکی به نام «ماماهوت» هستم خیلی ها فکر می کنند من بازیگری را کنار گذاشته ام کارگردانی من دلیل بر این نیست که بازیگری را کنار بگذارم اگر کار خوب و بهتر از کارهای قبل پیشنهاد شود، قبول می کنم.

  بازیگر محتاط سرش کلاه نمی‌رود

ماه چهره خلیلی بازیگر سریال «مختار نامه» گفت :درزمینه تعیین دستمزدها و پرداخت آنها به دلیل این که اخیراً چندان در روند کار نبوده ام اطلاع زیادی ندارم اما فکر می کنم همه موارد مربوط به دستمزد به خود شخص بستگی دارد و اگرفرد سختگیر و محتاط باشد و برای دریافت دستمزدش شرایطی را درنظر بگیرد سرش کلاه نمی رود.

سایه یک خروج بر سریال «بازی تاج و تخت»

 مسئولان شبکه اچ‌بی‌او جمعه اعلام کردند خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا تاثیر مخربی بر سریال «بازی تاج و تخت» یکی از موفق ترین برنامه های محصول شبکۀ اچ‌بی‌او که فصل گذشته در هر قسمت به صورت میانگین 20 میلیون تماشاگر داشتن می‌گذارد. سریال «بازی تاج و تخت» در سال های نخست از حمایت مالی اتحادیۀ اروپا استفاده کرده است، اما در فصل های جدید دیگر از حمایت مالی این اتحادیه بهره نبرده است این سریال که هم‌اکنون به فصل ششم رسیده است برای هر قسمت بودجه ای برابر با 10 میلیون دلار دارد.

اگر بخواهند به «خندوانه» بازمی گردم

لاله صبوری که این روزها مشغول تدریس در کارگاه بازیگری خود است گفت: پیشنهاد برای بازی دارم ولی از آن جایی که نقش خوبی که آدم درگیر آن شود و بخواهد آن را بازی کند در حال حاضر پیشنهاد نشده است، اکثر آن ها را قبول نمی کنم.صبوری همچنین برای حضور دوباره اش در خندوانه به عنوان استندآپ کمدی گفت : اگر با من تماس بگیرند حتما به خندوانه می روم.

امکان اصلاح  فیلم جدید کاهانی وجود ندارد

محمدحسین لطیفی عضو شورای صدور پروانه نمایش گفت: فیلم «ارادتمند، نازنین، بهار، تینا» به هیچ وجه جای اصلاح ندارد چراکه سوژه فیلم از ابتدا تا انتها مشکل دارد. وی افزود: در مورد فیلم کاهانی جمع نظرات شورا این است که امکان اصلاح برای این فیلم وجود ندارد.

«درمدت معلوم 2» را کارگردانی نمی کنم 

کارگردان کمدی «درمدت معلوم» که یکی از فیلم های پرفروش شد درخصوص ساخت قسمت دوم این فیلم سینمایی گفت: قطعا به عنوان کارگردان فیلم «درمدت معلوم 2» همکاری ندارم. وحید امیرخانی گفت: بنا ندارم در مسیر فیلمسازی نگاهم صرفا به مسائل اقتصادی سینما باشد و ترجیح می‌دهم قسمت دوم این فیلم و اساسا قسمت دوم فیلم های دیگری را نسازم.

سریال اسکورسیزی متوقف شد

شبکه اچ‌بی‌او پس از یک فصل به ساخت سریال «واینل» به کارگردانی «مارتین اسکورسیزی» پایان داد. این شبکه آمریکایی اعلام کرد علیرغم احترام زیاد به سازندگان سریال «واینل» تصمیم به ادامه ساخت آن ندارد. داستان این سریال درباره مدیر کاریزماتیک عرصه موسیقی در دهه 70 میلادی است که می‌کوشد برند خود را در دنیای موسیقی بازسازی کند.

واکنش رضا عطاران به سوالی درباره واژه سیاه نمایی

رضا عطاران در پاسخ به سوالی که برخی معتقدند بعضی فیلم های ایرانی که سیاه نمایی می کنند در خارج از کشور بیشتر دیده می شوند، گفته است: شاید این طورباشد. اما به هر حال دیده شدن مهم است. سیاه نمایی واژه ای دهان پرکن شبیه همان واژه سخیف است که ساخته برخی مخالفان فیلم ها برای ضربه زدن به آنهاست وگرنه فیلم خوب کار خودش را می کند .

 نظر محمد علیزاده درباره چاوشی و بنیامین بهادری!

شب گذشته از ابتدای خندوانه نظر دادن در مورد افرادی که رامبد از آن ها اسم می‌برد، از دیگر بخش های این گفتگو بود که علیزاده طی آن «بنیامین بهادری» را پسری باهوش، «محسن چاوشی» را آدمی متفکر و با جسارت خواند، همچنین وی راجع به «احسان خواجه امیری» گفت: من هوش و خواندن او را خیلی دوست دارم.

 

واکنش اهالی فرهنگ و هنر به حادثه ناگوار درگذشت سربازان پادگان 05

نویسنده:احمد صبریان

  نخستین ساعات بامداد روز چهارشنبه(دوم تیر) با وقوع حادثه ای ناگوار برای دو اتوبوس حامل سربازان پادگان صفرپنج کرمان همراه شد. حادثه ای  که ساعت ۱:۲۰ بامداد چهارشنبه در محور سیرجان  - نی‌ریز رخ داد و یک دستگاه اتوبوس از مسیر خود خارج و به دره سقوط کرد و 20 سرباز لیسانس وظیفه بر اثر واژگونی اتوبوس جان باختند.گرچه  این سانحه دیر دررسانه ها بازتاب یافت اما   از همان دقایق نخست انتشار این خبر ناگوار تا کنون واکنش های فراوانی در فضای مجازی داشته وپویشی هم به نام #سرباز_تسلیت تشکیل شده وگروهی از کاربران شبکه های اجتماعی  نیزدر اقدامی خودجوش عکس پروفایل خود را تغییر داده اند .همچنین بسیاری نیز با طراحی پوستر ، تلفیق تصاویر سربازان با طرح های گرافیکی ،عکس یادگاری سربازان جانباخته را در پروفایل خود قرار دادند. هنرمندان و چهره های شناخته شده عرصه سینما ،تلویزیون ،تئاتر و موسیقی کشور نیز در صفحه های شخصی شان در فضای مجازی ،ضمن انتشار تصاویرو سلفی این سربازان و تایپو گرافی ،کولاژ وتلفیق عکس و نوشته هایشان با پوستر و طرح های گرافیکی  بانوشتن پست هایی در گذشت سربازان در این حادثه تصادف را به مردم و خانواده های داغدار این عزیزان تسلیت گفتند ویادشان را گرامی داشتند. خبرها ابتدا از کشته شدن  19 سرباز حکایت داشت که تا لحظه تنظیم این گزارش به 20 نفر افزایش یافته  بود

*پرویز پرستویی در اینستاگرامش با اشاره به این حادثه نوشت: نوزده سرباز وبیست و نه زخمی در یک روز در دوسانحه رانندگی می میرند.....واقعا چه کسی پاسخگوی این وسیله نقلیه های اسقاطی است؟

 *بهاره رهنما:  حادثه تصادف اتوبوس حامل سربازان جوان کشورم و فوت نوزده جوان ایرانی که شاید هر کدام برای آینده کشورم سرمایه ای بودند، قلب همه ما رو به درد آورد ،...، برای روح پاک این سربازان علو درجات الهی را آرزو دارم.

*مهراب قاسم خانی:چقدر غم انگیز رفتن... دور از خانواده به اجبار... تلخ تر از این نمی شد. چقدر حس غریبی داره نگاه کردن به چهره های توی این عکس. تسلیت می گم.

*پریناز ایزدیار:قلبم درد گرفت از شنیدن این خبر. باید چی گفت ؟

 *سارا خویینی ها:چقدر ناخوشایند است هربار بخواهیم برای اخباری تاسف بار و دلخراش ابراز ناراحتی و اطلاع رسانی کنیم . البته اطلاع رسانی وظیفه رسانه ها ست 

 *بهنوش طباطبایی:وای ...وای از دل داغ دیده مادر. خدا صبر بده به دل هاشون.

 *حبیب رضایی :دل مچاله میشه از این واقعه.پرکشیدن بی هوای این ١٩ جان ِجوان ... بی هیچ اراده و قصد و تقصیری...غم بی رحمی است... بچه های آسمان، غمگین تونیم. همین.

*فرهاد آئیش:غمگینم ...همانندسربازی که پا بر روی مین گذاشته و جرأت قدم برداشتن ندارد و تمام آرزوهای خود را بر باد رفته می داند.تسلیت به مادران و پدران داغدار.

 *بهرام رادان:امان از این جاده های لعنتی، امان از این سفرهای بی بازگشت، امان از دل ماتم زده عزیزانشون. خدا به همه شون صبر بده.

 *الناز حبیبی: مرگ این سربازان وطن چه مظلومانه و بی صدابود.

*اندیشه فولادوند با انتشار سلفی این سربازان جانباخته نوشت:گردان رفت و نفر برگشت... آخرین عکس از سربازهایی که برای ابد کارت پایان خدمت گرفتند..  .خداحافظ سرباز.

  * مهتاب کرامتی :تسلیت به مادران و خانواده های سربازان عزیزی که به خانه باز نگشتند ، تسلیت به همه مردم ایران

*گلاره عباسی : این خبر قلب همه ما را به درد آورد. روح شان شاد .

*نعیمه نظام دوست: مسافران اتوبوس این سانحه دلخراش ، سرباز های نازنین و جگر گوشه های مادران وطن بودند که پر کشیدند .روح شان شاد

*شبنم مقدمی:رفتند با حادثه ای که خبر نکرد...باز نیامدند...باز نمی آیند...وغصه شان چه سنگین است بر دل مادران شان و ما....نه وقت رفتنتان بود...غرق نورسربازان وطن ... دل بازماندگان تان صبور.

*شهره سلطانی نیز با انتشار عکسی از سربازان جان باخته نوشت: سرباز ..... واژه ای که هزاران مفهوم رو در بر می گیره و با شنیدن این اسم چه تصاویری که به ذهن خطور نمی کنه... مثل این عکس یادگاری قبل از ...دلم گرفت برای شما و آرزوهاتون ، چه زود و چه غمگین رفتین ... خیلی جوون بودین ..آرزوی صبر برای دل  های مادران داغدارشون 

 *رویا تیموریان:فرزندان مام وطن... از نبودنتان سوگواریم و ملتی عزادار.

*حمید فرخ نژاد: در غم این عاشقان،چشم فلک خون فشان.

* اشکان خطیبی با انتشار عکسی از رو بوسی یک مادر با پسرسربازش هنگام اعزام  نوشت:نوگلی پرورده بودم خدمت از دستم ربود/آن چنان او را گرفت گویا در این عالم نبود

-المیرا شریفی مقدم:.پلک‌ها کم‌کم سنگین می‌شوند... حتی پلک‌های اتوبوس و همه می‌خوابند... دیگر هر چه می‌روند نمی‌رسند که ببینند واقعا خبری نیست... نمی‌رسند که لباس‌ها را بگیرند ...نمی‌رسند که تلفن بزنند بگویند : «الو مادر، رسیدم، حالم خوب است ...»

*شراره رخام: با انتشار سلفی سربازان این سانحه نوشت: آخرین عکس یادگاری سربازان عزیز و آینده سازانی که در حادثه دلخراش سقوط اتوبوس به دره جان باختند ... جوانان نازنینی که خدا گلچین شان کرد و برد ...

*فریدون آسرایی(خواننده):درگذشت سربازان عزیزی را که در راه حفاظت از خاک کشور عزیزمان ایران جانشون رو از دست دادند به خانواده های داغدارشون و مردم ایران تسلیت عرض می کنم.

*پرواز همای با انتشار عکسی از سربازان مهاجر نوشت:هرکه دردل عشق دارد درد را داند که چیست/هرکه عاشق بوده درد مرد را داند که چیست

*محمد علیزاده :19سرباز...١٩مادر چشم به راه...١٩پدر بی پسر و... در آغوش خدا آرام  آرام بخوابید .

*سعید شهروز:روح تان شاد سربازان وطنم.زمین جایش را با آسمان عوض کرد برای شما پاکان

*احسان خواجه امیری با انتشارسلفی یادگاری 19 سرباز جانباخته نوشت:این اتفاق تلخ دل همه مون ر و به درد  آورد این عکس آخرین خنده شونه خیلی ناراحت  کننده است.

*شهراد میدری( شاعر ):با اشک برای آخرین بار بایست/در حسرت برگشتن و دیدار بایست/از صندلی ات بلند شو ، دره رسید/مرگ آمده سرباز ؛ خبردار بایست…

برزوارجمند ،سعید آقا خانی ،لیلا اوتادی، الیکا عبد الرزاقی ، لیلا بلوکات، فاطمه گودرزی،مهدی سلطانی، آرش میر احمدی ،پژمان بازغی،امین حیایی، رامبد جوان،فلور نظری ، سید علی ضیاء ،بهنام صفوی،محسن یگانه،محسن چاوشی،بابک جهانبخش،شیلا خداداد،امیر جعفری و شهرام قائدی  نیز با نوشتن پیام کوتاه به مردم و خانواده و مادران داغ دیده این سربازان تسلیت گفته وبه آنان ادای احترام کرده و یادشان را پاس داشته اند.

 

عوامل تولید فیلم سینمایی «ایستاده در غبار» که در حال اکران بر پرده سینماست، برشی از این فیلم را به سربازان مظلوم حادثه نی‌ریز تقدیم کردند.به گزارش ایرنا، جمعی از کاربران شبکه های اجتماعی، با اشاره به فیلم «ایستاده در غبار» از صحنه‌ای سخن گفته‌اند که حاج احمد متوسلیان، بی‌مسئولیتی رئیس بیمارستان تحت نظرش را در قبال یک جوان کم سن و سال بسیجی که برای خدمت به میهن به جنگ رفته بود، تاب نمی‌آورد و او را به شدت بازخواست می‌کند. 

در این بخش از فیلم، حاج احمد، جملاتی را درباره مادر و پدر چشم به راه این جوان بیان می‌کند که تکرار آن در حادثه نی‌ریز مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است.محمدحسین مهدویان کارگردان فیلم ایستاده در غبار نیز پس از شرح این سکانس از فیلمش در صفحه شخصی فضای مجازی خود نوشت: «خلاصه مرد که باشی، سی و چهار سال بعد اگر خودت را هم گم کرده باشی، برای مردانگی‌ات، دل‌مان تنگ می‌شود... چقدر جای یک حاج احمد متوسلیان در حادثه دلخراش سربازها خالی  است؛ حداقل اندازه آرام گرفتن دل یک مادر و پدر چشم انتظار.