محاکمه انتقام در دادگاه وجدان

نقد فیلم فروشنده 

  نویسنده : احمد صبریان sabrian@khorasannews.com

 دوست دارم وقتی فیلم تمام شد، در ذهن تماشاگر ادامه داشته باشد. این‌که تماشاگر مدام از خودش سوال بپرسد تا یک‌سری چیزها را کشف کند، مرا بیشتر و بهتر به مقصد می‌رساند. درواقع با نگفتن بعضی‌چیزها دارم خیلی‌چیزها به تماشاگرم می‌دهم. به همین دلیل هم است که بعضی‌ها دروغ می‌گویند؛ چون دروغ زندگی‌شان را راحت‌تر می‌کند. اما من این‌گونه راحتی را دوست ندارم فیلم‌های من پایان باز دارند اما کلیدها و سرنخ‌هایی هم در فیلم‌ها هست که با درک آنها تماشاگر می‌تواند بفهمد مقصد نهایی کجا خواهد بود. همیشه دوست داشتم فیلمی بسازم که در دنیای تئاتر روی می‌دهد. وقتی جوان‌تر بودم تئاتر کار می‌کردم و این برای من خیلی بامعنا بود.
 داستان «فروشنده» برای محیط تئاتر ایده‌آل است، بنابراین شروع به نوشتن فیلم  نامه ای  درباره بازیگران یک نمایش کردم. «مرگ فروشنده» از این نظر که در آن همه‌چیز با سرعت  درحال تغییر است، به  شرایط کنونی ایران بسیار مشابه است. پیچیدگی روابط اجتماعی درون خانواده ویژگی دیگر آن است که علاوه بر جذابیت عاطفی، بسیار تکان‌دهنده بوده و تماشاگر را به تفکر وادار می‌کند. ورود این نمایشنامه به داستان فیلم به من این اجازه را داد که رابطه‌ای موازی میان آن و زندگی شخصی زوج فیلم ایجاد کنم.
اصغر فرهادی
 

 اصغر فرهادی پس از روایت بحران های خانوادگی در فیلم های «چهارشنبه سوری» ،«جدایی نادر از سیمین » و «گذشته»، این بار بابرداشتی هوشمندانه ازنمایش نامه«فروشنده» اثر«آرتور میلر» روایتگر زندگی بحران زده زوجی است که اتفاقی ناگوار،رمزآلود و شوم دامنگیرشان می‌شود . فیلمی ساختارمند درباره‌ انتقام که بر پایه‌های دروغ، خیانت و ترس بناشده  و حس شرم و گناه را بر پرده به نمایش می گذارد. در فضای تنش‌زا و رازآلود«فروشنده» ، گشودن هر گره داستانی به  گره افکنی دیگری می انجامد و کارگردان با خست در ارائه اطلاعات و نمایش ندادن صحنه‌های کلیدی رمز گشایی نمی کندو قضاوت تماشاگر را در باره خشم، انتقام، تحقیر، عصبانیت، افتخار، بخشش و ترحم به چالش می کشد. وی هیچکاک وار    روی پنهان‌ترین لایه‌های شخصیت‌هایش دست می‌گذارد و روند دراماتیک داستانش را پیش می برد وآن را به اوجی تکان‌دهنده می رساند. فرهادی باهمنشینی صحنه‌های پیچیده و تیره زندگی «عماد» و «رعنا»با نمایش نامه «مرگ فروشنده» به تماشاگر اجازه می‌دهد درباره کنش های عماد یا همان«ویلی لومن»  قهرمان نمایشنامه «مرگ فروشنده» در قبال اتفاقی که برای رعنا افتاده است به حدس و گمان بپردازد. رعنا وعماد هنگام بازی در نمایش درحال تجربه خودواقعی شان هستند اما درزندگی واقعی شان برای پنهان ماندن حقیقت نقش بازی می کنند.
***
فیلم  از همان سکانس نخست با روشن شدن چراغ‌های صحنه نمایش «مرگ فروشنده»  و اتاق گریم، تماشاگر را مبهوت می‌کند. آدم های «فروشنده» چنان ملموس و باورپذیرند که مخاطب را  با خود به بطن زندگی شان می‌برند. شهاب حسینی بادرک زیر و بم شخصیت عماد ، واکنش‌های متفاوت  وی را در موقعیت‌های مختلف با بازی درخشان،حسی باورپذیر و بدون اغراق به نمایش می گذارد.ترانه علیدوستی نیز به عنوان زنی مضطرب که اتفاقی ناگوار آرامشش را درهم  شکسته بازی‌های متفاوتی ارائه می‌کند که مرز بین آن‌ها اتفاق هایی است که برایش رخ می دهد. فرید سجادی حسینی در نقش یک متعرض به خوبی حس  بهت،شرمساری، گناه و درماندگی را به نمایش می گذاردو تماشاگر با وی همذات پنداری بسیار می  کند. کارگردانی، فضاسازی و بازیگردانی تحسین برانگیز، فیلم برداری درخشان ،تدوین بی‌نظیر ، نورپردازی  بهت انگیز، طراحی صحنه چشمگیر، دکورهای خاص و عظیم و میزانسن هایی  که کمتر کارگردانی سراغش می‌رود،«  فروشنده» راچند سر و گردن بالاتر از استاندارد رایج سینمای ایران معرفی می کند.
***
«فروشنده» مولفه‌های همیشگی درام‌های فرهادی‌را دارد و مثل دیگر فیلم هایش قدرتش را از پیچیدگی‌ها و تردیدهای اخلاقی می‌گیرد. کارگردان جریان معمولی زندگی را با یک اتفاق دچار اختلال می کند و پای بحران‌های احساسی ، پیچیدگی‌های اخلاقی وقضاوت ها به فیلم بازمی شود و البته شخصیت‌هایی خاکستری وباورپذیر که انگار تماشاگر آن ها را از پیش می شناسد.اگر چه «فروشنده »تلاش فرهادی برای ساخت فیلمی در فضای تنش‌زا، رازآلود و نامطمئن است؛ اما همان مضامین آثار گذشته اش را در خود دارد و با شخصیت‌های مرددی طرف هستیم که باید در دشوارترین لحظات  بهترین تصمیم رابگیرند، به ارزش‌های اخلاقی پایبند باشند و راهی برای رهایی بیابند.
***
«فروشنده» آغازی کوبنده و پایان‌بندی تأثیرگذاری دارد. در سکانس آغازین در صحنه ای به شدت ملتهب و متشنج، ترک ها قاب پنجره را می شکند  و از فاجعه ای خبر می دهد. ساختمان در آستانه فروریختن است و دوربین  روی  ترک روی شیشه و بولدوزر گودبرداری کات می‌شود. این آغاز ملتهب با نماهای دوربین روی دست تماشاگر را بر صندلی میخکوب می کند.
تلخ ترین ،پر تنش ترین و نفس گیر ترین پایان بندی در سینمای فرهادی ، در «فروشنده» رقم می خورد. پایانی که همچون چکش قاضی در دادگاه، سکوت همگان  را در پی دارد. در سکانسی آزاردهنده پیرمرد متعرض مجازات می شود و تماشاگر با حسی ترحم بر انگیز بر حقارت و بیچارگی‌اش  دل می سوزاند. دلسوزی و سنگدلی در هم می‌آمیزند و مخاطب حس و لحنی خاص رادر سینمای فرهادی  تجربه می‌کند.  عماد و رعنا در سکانس پایانی در حالی که جهنمی را تجربه کرده اند از این پس باید برای در کنار هم  بودن گریم شوند، تا با بازی روی صحنه، بازی واقعی وخطرناک زندگی را به فراموشی بسپارند. تاثیرگذارترین سکانس فیلم نیز سر میز شام رقم می خورد و صحنه غذا خوردن حسی مخرب می‌شود که با صحبت‌هاو نگاه هایی در سکوت حالتی مشمئز کننده به تماشاگرمی دهد و او حسی از گناه و شرم را با شخصیت های فیلم مزمزه می کند.
***
رعنا نیمه دوم «فروشنده»  به حاشیه می رود و فرهادی تمام توجهش را معطوف عماد می کند. بابک (بابک کریمی) که در بخش نخست فیلم تنها شخصیتی است که اطلاعات مهمی از فیلم به تماشاگر می دهد در بخش دوم خبری از او نیست. سکانسی هم که دانش آموز به خاطر اتفاقی که در تاکسی برای عماد افتاده به او توضیح می دهد  که ماجرا را برای آن خانم توضیح داده و پاسخ عماد مبنی بر این که شاید  وی پیش از این اتفاق تلخی را از مسافران تاکسی در خاطر دارد وصله ناچسب «فروشنده» است که  لحنی اندرز گونه  و شعاری دارد . برخی در نقد «فروشنده» ایراد ها یا به اصطلاح «گاف»هایی از فیلم را رو می کنند که منطقی نیست   هنگام حادثه هیچکس پلیس را خبر نکند و... بی شک از بهترین فیلم های تاریخ سینما هم می توان چنین ایرادهایی گرفت.  «فروشنده» بسیار پرجزئیات است وهر شخصیت، دیالوگ، هر لوکیشن و قاب با طرح و نقشه قبلی و در ارتباط با یکدیگر طراحی شده‌اند. شاید همین ریزه‌کاری‌هاست که حتی  با چند بار دیدن  باز هم فیلم را  تماشایی  می کند.

کپی برابر اصل نیست!

کپی برداری‌های سینمای ایران از هالیوود

نویسنده : احمد صبریان 

بازسازی فیلم‌های کلاسیک سینمای جهان یا برداشت آزاد از فیلم‌های خارجی کار شایسته‌ای است به این شرط که به خلق اثری ایرانیزه برای تماشاگر ایرانی بینجامد. در غیر این صورت نمایانگر کاهلی ونداشتن جسارت و خلاقیت است. درچند سال اخیر برخی کارگردانان به تقلید یا به عبارتی کپی برداری از فیلم‌های هالیوودی یا اروپایی می‌پردازند  فیلم‌هایی که نه تنها برابر اصل نمونه‌های خارجی نیستندبلکه به لحاظ ساختار ،کارگردانی و فیلم نامه لنگ می‌زنند.بازسازی و کپی برداری برخی کارگردانان سینمای ایران از فیلم‌های مطرح خارجی اتفاقی نیست که به نفع سینمای ایران باشد، چرا که بیشتراین بازسازی‌ها تا به امروز فاجعه بوده اند. سینمای ایران  گاه چنان دچار کمبود سوژه می‌شود که برخی تهیه کنندگان  سراغ فیلمفارسی‌های پیش از انقلاب  می روند و آنها را  با بازیگران و شرایط کنونی با کمی دخل و تصرف بازسازی می‌کنند. گاه  نیزبه کپی کردن و بازسازی فیلم‌های خارجی می‌پردازند. این تقلید زمانی دستخوش تغییراتی می‌شود و گاه ساختار و درون مایه فیلم همان است. ولی   دربیشتر موارد بیراهه می‌روند و کپی هایشان هیچگاه برابر اصل نمی‌شود.

دو خواهر

محمد بانکی در فیلم «دو خواهر» نما‌به‌نمای «دوتا کافیه»ساخته« فرناندوتروبا» را به تصویر کشیده است.شخصیت‏ها و دیالوگ‏ها تقلیدی بوده و بارزترین قسمت کپی‌شده موهای گلزار است که در نقش دو برادر باز و بسته می‏شوند. علاوه بر کپی‌برداری، ضعف کارگردانی به شدت محسوس است.در «دو خواهر» همه آنچه در نسخه هالیوودی‌اش به چشم می‌خورد در سطحی بسیار ضعیف بازسازی شده است. فیلمی زیر استاندارد که قرار بود با بازی ستارگانی چون محمد رضاگلزار، نیکی کریمی، الناز شاکر دوست و حامد کمیلی گیشه را فتح کند ولی چون در دیالوگ‌ها ،دکوپاژ و میزانسن، بنا را بر کپی‌کاری صرف گذاشته بود شکست خورد.

جیب‌بر خیابان جنوبی
فیلم «جیب‌بر خیابان جنوبی » ساخته سیاوش اسعدی منتقدان را در  جشنواره فجر به وجد آورد؛ در حالی که  پس از جشنواره کاشف به عمل آمد فیلم بازسازی پلان به پلان بسیاری از قسمت‌های فیلم اسپانیایی «دزدان»  اثر«جیمی مارکوس» است. اسعدی در تیتراژ پایانی اشاره کرده که فیلمش اقتباس از یک داستان فرانسوی، با احترام به فیلم «دزدان» است. اما آنچه در فیلم «جیب بر خیابان جنوبی » به چشم می‌خورد بیش ازاقتباس است . به نظر می‌رسد حتی نورپردازی مشابه با فیلم «دزدان» در سکانس کپی شده تمرین جیب‌بری با مانکن، چیزی بیش از یک احترام باشد!

کافه ستاره
 فیلم «کافه ستاره»ساخته سامان مقدم با بازی حامد بهداد، افسانه بایگان، پژمان بازغی و رویا تیموریان ساختاری متفاوت از فیلم‌های متداول ایرانی دارد . کارگردانی هوشمندانه با فیلم نامه‌ای قوی وشخصیت‌هایی که بسیار خوب پرداخته شده اند. اما اگر سینما دوستی فیلم مکزیکی«کوچه میداک »ساخته«جورج فونس» را دیده باشد به این نکته پی می‌برد داستان ،شخصیت‌ها ،فلاش بک‌ها و ساختاراپیزودیک این فیلم در«کافه ستاره» تکرار شده است . دو دوست که رویای سفر به ایالات متحده دارند ،قتل نا خواسته ؛ مرد هوس باز  و مرد فالگیر همه در کافه ستاره کپی برداری شده است.

زن بدلی
 مهرداد میر فلاح درفیلم«زن بدلی»یکی از فاجعه‌بارترین بازسازی‌ها را از روی نمونه خارجی انجام داده است. این فیلم با بازی رامبد جوان و ماهایا پطروسیان کپی کامل فیلم «مرد خانواده» ساخته«برت راتنر» با بازی «نیکلاس کیج »و «تئا لئونی» است. نکته جالب درباره این فیلم این است که حتی بعضی از دیالوگ‌های فیلم هم به همان شکل اصلی باقی مانده و تغییری نکرده است. «زن بدلی» یک فیلم درجه چندم از روی فیلم موفق «مرد خانواده» است با این تفاوت که جای مرد و زن در فیلم تغییر یافته  و حتی سکانس‌ها در دو فیلم مشابه هستند.

چپ دست
فیلم «چپ دست » آرش معیریان هم کپی مو به موی فیلم «50 قرار اول» ساخته«پیتر سگال» با بازی «آدام سندلر» و «دریو باریمور»است . فیلمنامه نویس حتی زحمت تغییر ظاهری شخصیت‌های داستان را هم به خود نداده است. «50 قرار اول» کمدی – رمانتیک نسبتاً قانع کننده‌ای است اما در «چپ دست» همه عناصر فیلم  وبازی‌های حمید گودرزی،لیلا اوتادی و رضا داوودنژاد تصنعی و به شدت آزار دهنده است. شخصیت اصلی تلاش دارد هم داستان را پیش ببرد و هم تماشاگر کم انتظارش را راضی کند به همین خاطر  در مقایسه با نمونه خارجی اش به شدت لوده است.

آتش بس
 فیلم « آقا و خانم اسمیت» به کارگردانی«دوگ لیمن»اکشنی معمولی با بازی «برد پیت» و «آنجلینا جولی » به سبب اتفاقات پشت پرده اش شهرت زیادی دست و پا کرد.  تهمینه میلانی درنسخه ایرانی آن «آتش بس» تغییراتی ایجاد کرد. شخصیت‌های اصلی به جای این که مامور باشند ،2 مهندس شدندو بحث فمینیسم نیز در آن موج می‌زند. با  وجود اذعان منتقدان به کپی بودن فیلم، میلانی نپذیرفت فیلمش کپی ایرانیزه شده فیلم «آقا و خانم اسمیت» است و اعلام کرد فیلم نامه اش اورجینال بوده است .«آتش بس» با اتکابه ستاره هایش محمد رضا گلزار ومهناز افشار پرفروش شد.

زندگی جای دیگری است
فیلم«زندگی جای دیگری است» به کارگردانی منوچهر هادی با بازی حامد بهداد ،نیکی کریمی، یکتا ناصر و پارسا پیروز فر با وجود فیلم نامه‌ای ساختارمند به اذعان برخی منتقدان شباهت عجیب و غریبی به فیلم «زیبا»ی  «ایناریتو» دارد. اماوی در مصاحبه هایش در جشنواره فجر گفت: «وقتی فیلم نامه را می‌نوشتیم اصلا به «زیبا» فکر نمی‌کردیم و اصلا نمی‌دانستیم چنین فیلمی ساخته شده است! بعدها عده‌ای گفتند کمی به آن فیلم شباهت دارد و دیدیم راست می‌گویند.»هادی ادعای کپی بودن فیلمش را نمی‌پذیرد و معتقد است این صرفا یک تصادف است؛ آن هم در باره فیلمی تا این اندازه مطرح!

 

ناگفته های یک فیلم پرحاشیه درمشهد

گزارشی از نشست نقد و بررسی فیلم «ایران سرای من است» در پردیس هویزه مشهد

 8/6/95

 نویسنده : احمد صبریان

 

 نشست های پرسش و پاسخ  گروه سینمایی «هنر و تجربه» پردیس سینمایی هویزه مشهد این هفته به فیلم «ایران سرای من است» اختصاص داشت.  پس از نمایش فیلم در نبود پرویز کیمیاوی که سال‌هاست در فرانسه اقامت دارد، «بهزاد خداویسی» بازیگر و «مرضیه قریشی» مدیر تولید این فیلم در جمع دوستداران سینما، منتقدان و دانشجویان سینما حضور یافتند تا پاسخگوی پرسش هایشان باشند. هر چند که این نشست دو ساعته بیشتر از این که درباره فیلم باشد به حاشیه های فیلم، چرایی توقیف یا به نمایش در نیامدن آن، خاطره گویی از کارگردان و وضعیت سینمای امروز  اختصاص یافت.

  «ایران سرای من است» ساخته «پرویز کیمیاوی» است که پس از18 سال در گروه «هنروتجربه» روی پرده رفته است. پرویز کیمیاوی سال ۱۳۱۸ متولد شد. پدرش اهل خراسان بود و او دوران کودکی و دوره دبیرستان خود را در نیشابور سپری کرد. سپس به فرانسه رفت و تحصیلات سینمایی خود را در این کشور به پایان رساند.کیمیاوی پس از بازگشت به ایران آثاری همچون «یا ضامن‌آهو»، «پ مثل پلیکان» و «تپه‌های قیطریه» را ساخت. وی سال ۵۵ برای فیلم «باغ سنگی» جایزه خرس نقره‌ای جشنواره برلین را دریافت کرد. فیلم «ایران سرای من است» درباره نویسنده جوان کرمانی است  که در تدارک تألیف کتابی درباره تاریخ شعر کهن ایران است و برای دریافت مجوز چاپ کتابش در راه تهران در کویر گم می‌شود. در راه شاعرانی چون خیام، سعدی، مولانا، حافظ و فردوسی در برابر او ظاهر می‌شوند. فیلم در هفدهمین جشنواره فجر (77) به نمایش درآمد و هیئت داوران جایزه ویژه خود را به این فیلم اهدا کردند. 

ادعای کیمیاوی را رد می کنم

در ابتدای نشست پرسش و پاسخ این فیلم، هایده قریشی مدیر تولید فیلم «ایران سرای من است»، درباره این که پرویز کیمیاوی در برخی گفت و گو هایش اعلام کرده نسخه‌ای که در حال اکران است مورد تایید وی نیست، اظهار کرد: «این ادعا را رد می کنم.آقای کیمیاوی نامه ای مبنی براین که همه چیز طبق نظر ایشان بوده امضا کرده که اکنون موجود است. وی با  طرح این پرسش که: «اگر این فیلم متعلق به ایشان نیست، پس چگونه دراین سال‌ها مدام در موزه‌ها و کشورهای مختلف با حضور خودشان  به نمایش درآمده است؟» اظهار کرد:« جناب کیمیاوی حتی این فیلم را در یکی از سایت‌ها بارگذاری کرده بودند که از طریق گوگل پیگیری کردیم و گفتند خود مولف این کار را کرده است! »

من و تهیه کننده سکته کردیم!

قریشی تصریح کرد: فیلم «ایران سرای من است» سه بار تدوین شد و هر سه بار خود کیمیاوی تدوین فیلم را انجام داد و نسخه کنونی نیزآخرین تدوینی است که سال ۸۰ انجام شد. همان زمان مسائل مالی مشکلاتی را فراهم کرد که به  سکته قلبی و درگذشت آقای سرهنگی انجامید. وی با بیان این که کیمیاوی نسخه اکران شده فیلم را از لحاظ فنی تایید و امضا کرده است، گفت: «این فیلم دو بار صداگذاری شد. خانه سینما هم  در مورد تدوین وارد ماجرا و فیلم دوباره تدوین شد و موسیقی را هم آقای حسین علیزاده دوباره ساخت». قریشی تاکید کرد: آقای کیمیاوی پیشتر فیلم «اوکی مستر» را ساخته بودند که مدیر وقت تلویزیون سر آن فیلم سکته کرد. خود من هم به خاطر این فیلم سکته کردم! ولی با این که پروداکشن واقعا سختی داشتیم، هنوز هم دوست دارم و حاضرم با ایشان بدون دستمزد کار کنم و سکته سومم را هم بکنم!

هیچ کس از واژه توقیف  برای این فیلم استفاده نکرد

بهزاد خداویسی بازیگر این فیلم نیز با اشاره به این که پرویز کیمیاوی یکی از بهترین کارگردان‌هایی است که با او همکاری کرده است، گفت: «اگر این فیلم در زمان خودش اکران می‌شد شاید برای آقای سرهنگی آن اتفاق نمی‌افتاد، آقای کیمیاوی فیلم بعدی‌اش را می ‌ساخت و در ایران ماندگار می‎شد، من هم در فیلم‌های بیشتری بازی می‎کردم.» خداویسی درباره  ادعای کارگردان درباه تدوین فیلم تصریح کرد:«اگر ایشان اعتقاد دارند این فیلم نسخه نهایی شان نیست به این خاطر است که  کارگردانی کمال گراست و دوست دارد همه چیز عالی و خوب پیش برود.» خداویسی درباره توقیف  این فیلم خاطر نشان کرد: «هیچ کس از واژه توقیف برای «ایران سرای من است» استفاده نکرد. ولی گفتند الان زمان مناسبی برای اکران این فیلم نیست. چون کل فیلم درباره سانسور است و درباره این‌که سانسور از زمان حافظ هم وجود داشته است. به هر حال این فیلم موضوعی را مطرح کرده که شاید به مذاق عده‌ای خوش نیامده است.»

فیلم تاریخ مصرف ندارد

بهزاد خداویسی درباره حساسیت و وسواس کیمیاوی برای گرفتن برخی از صحنه‌های فیلم هم عنوان کرد: فیلم‌برداری صحنه دوچرخه سواری که همه شعرا در آن حضور دارند و ده ثانیه هم بیشتر نیست، چهار روز طول کشید. این فیلم تاریخ مصرف ندارد و پنجاه سال دیگر هم عین همین امروز است. چون این فیلم اول درباره  ادبیات ایران است و بعد درباره ممیزی. خداویسی خاطره‌ای هم از کار کردن با کیمیاوی و زمان ساخت این فیلم تعریف کرد: آقای کیمیاوی در روستاها کار می‌کرد و از مردم عادی خوب بازی می‌گرفت و ارتباط داشت. راننده‌ای داشتند که خیلی عامی و دوست‌داشتنی بود. آقای کیمیاوی همیشه لویی آرمسترانگ در ماشین گوش می‌کرد. جالب بود این راننده که از روستاهای کرمان بود یاد گرفته بود عین آرمسترانگ می‌خواند... .

سینما؛ سکانس بی‌پولی

03/06/95

نویسنده:  احمد صبریان

در حالی که به جز تعدادی انگشت شمار از آثار قابل تامل، مخاطب پسند و تاثیر گذار  وارزشمند، بیشتر تولیدات این روزهای سینما حرفی برای گفتن ندارند، بسیاری از کارگردانان مجال ساخت آثاری تامل‌برانگیز رانیافته‌اند؛ فیلم نامه هایی چون: «ثارا...» مجتبی فرآورده  با موضوع قیام امام حسین(ع) ،«در این مکان آشغال نریزید»محسن قرایی با مضمون محیط زیست،« صلیب زرد »داریوش فرهنگ با موضوع دفاع مقدس ،«سال کبیسه »سامان سالور ،«الموت »محمدعلی نجفی درباره ماجرای قلعه الموت ،«مرداب» کامران قدکچیان ،«کرگدن »مجید جوانمرد، «آشیخ» احمد کاوری درباره عملیات کربلای ۵ و شهدای غواص ، «مرگ در برلین » حبیب ا... بهمنی با مضمون مجروحان شیمیایی سردشت، «زنبورهای بی‌کندو» آرش معیریان ،«امیرعلی و بچه جن»حسین قناعت ،«کوری » رضا دادویی ، «آبان ماه، میانه پاییز»پوریا آذربایجانی  بامضمونی عاشقانه ، «وقتی پروانه ها به خدا می اندیشند»مسعود آب پرور ،«همکلاسی من» ،«شمال؛جنوب »سعید سهیلی، «پرنده» جلال فاطمی درباره سهراب سپهری  و.... در این نوشتار به هفت کارگردان و فیلم نامه ای پرداخته ایم که با وجود داشتن پروانه ساخت و پشت سر گذاشتن مرحله پیش تولید به سبب حمایت نکردن تهیه کنندگان و سرمایه گذاران بخش دولتی یا خصوصی و برخورداری از موضوعات و دستمایه های متنوع که جای خالی شان در تولیدات سینمای ایران به چشم می خورد بر کاغذ مانده و این فرصت را نیافته اند که در کادر دوربین‌هایشان ثبت و ضبط شوند.

  کورش کبیر

 کارگردان فیلم های «جاده های سرد» ،«شیر سنگی» و «ایران برگر» نیز برای ساخت فیلمش همچنان منتظر سرمایه گذار است . آخرین روزهای سال ۹۲با ساخت پروژه سینمایی «کورش کبیر» به کارگردانی مسعود جعفری جوزانی و تهیه کنندگی علی معلم موافقت شد و معلّم اعلام کرد این پروژه سال ۹۳ وارد مرحله جذب سرمایه‌گذاری و پیش‌تولید خواهد شد. جوزانی فیلم نامه «کورش کبیر» را با استناد به منابع تاریخی و مشاوره با مورخان نوشت و در مراجع ذیصلاح ثبت کرد. وی اسفند 94اظهار کرد فیلم اواخر خرداد 95با حضور یک بازیگر ایرانی در نقش "کورش" کلید می خورد  و با شرکت‌های آمریکایی برای بخش جلوه‌های ویژه فیلم مذاکراتی داشته است. جوزانی 14 اسفند در رونمایی کتاب فیلم نامه «کورش کبیر» بیان کرد: قرار بود این فیلم را با علی معلم بسازیم که نشد . یکسری سرمایه ‌گذاران قصد همکاری در این پروژه را دارند وتمام لوکیشن‌های خارجی فیلم در ایران است اما جمع کردن کار در بزرگترین استودیوهای جهان انجام خواهد شد.  قرار است بازیگران بین المللی هم در این فیلم حضور داشته باشند، این فیلم به دوران تولد کورش تا رسیدن به امپراتوری و مرگ او می پردازد. جوزانی29 فروردین 95 در برنامه «خندوانه» تصریح کرد در حال حاضر در پی سرمایه‌گذار برای ساخت این فیلم است و اگر منابع مالی فیلم تامین نشود «کورش کبیر» را با سرمایه های مردمی خواهد ساخت .

  مشدی عباد

خالق فیلم های «اتوبوس» ،«معجزه خنده » و «پدر آن دیگری» نیز مانند دیگر کارگردان هایی که در بخش خصوصی و مستقل کار می‌کنند،برای جذب سرمایه ساخت جدیدترین فیلمش با عنوان «مشدی عباد» به در بسته خورده است. با وجود این که پروانه ساخت این فیلم نامه صادر شده اما ید ا... صمدی کماکان  در پی جذب سرمایه است و  ساخت این فیلم  به حالت تعلیق در آمده ودر صورت تأمین بودجه وارد مرحله پیش تولید خواهد شد. پس از صدور پروانه ساخت کارگردان برای ایفای نقش نخست در این کمدی موزیکال که قرار است به زبان آذری ساخته شود با اکبر عبدی پشت میز مذاکره نشست و حضور وی به عنوان بازیگر اصلی، سعید کریمی به عنوان برنامه ریز و مشاور کارگردان و سعید ملکان به عنوان مجری طرح قطعی شده وصمدی با چندآهنگساز نیز مذاکره  کرده است . داستان «مشدی عباد» درباره پیرمردی 60 ساله است که در شهری کوچک حجره دار است و فردی متمول شناخته می شود. در طرف مقابل رستم بیگ تاجری ورشکسته است که تمام زندگی خود را در قمار از دست داده و حتی به مشدی عباد نیز بدهکار است. رستم بیگ دختر جوانی دارد که مشدی عباد خواستگار سرسخت اوست و یکی از شرط های رستم بیگ برای ازدواج  مشدی عباد با دخترش بخشیدن تمام بدهی هایی است که به وی دارد.

  قطار زمستانی

خسرو سینایی کارگردان فیلم «عروس آتش» چهار سال است می خواهد فیلم مورد علاقه اش را بسازد ولی برای تامین بودجه آن منتظر بودجه فارابی برای گرم کردن موتور « قطار زمستانی» است .وی سال گذشته فیلم "جزیره رنگین" را ساخت که در گروه سینمایی «هنروتجربه» روی پرده رفت. به گفته سینایی  که بیش از ۱۰ بار برای گرفتن بودجه به بنیاد فارابی و نهاد های مختلف رفت و آمد داشته ولی تا کنون پاسخی نگرفته است بودجه این فیلم در مقایسه با آثاری که  این روز ها ساخته می شود یک دهم ،هم نمی شود. این فیلم که ایران دهه 1320 و حضور متفقین در تهران را به تصویر می‌کشدقراربود به صورت مشترک از سوی ایران و لهستان جلوی دوربین برود. سینایی برای نگارش فیلم نامه و بازدید محل فیلم برداری در لهستان مدت‌ها وقت صرف  کردو حتی عزت ا... انتظامی برای ایفای نقش نخست مرد و همچنین بازیگرنقش اول زن هم انتخاب شد . وی در گفت و گویی تصریح کرد: «پس از مرگم حسرت ساخته نشدن سوژه‌هایی را خواهم خورد که می‌توانست به درد مردم بخورد و امکان ساخت آنهافراهم نشد وشرمنده انتظامی هستم که بسیار به این کار علاقه دارد . » «قطار زمستانی» به خاطر کمبود بودجه فعلا از دستور کار خارج شده و سینایی تاکید داردهر زمان مشکلات بر طرف شود آمادگی دارد فیلم کار را کلید بزند.

  سرو زیر آب

محمد علی باشه آهنگر کارگردان فیلم های دفاع مقدس همچون « فرزند خاک»،« بیداری رویاها »و«ملکه» برای ساخت فیلم جدید خود با عنوان  «سرو زیر آب» منتظرسرمایه است .پروانه ساخت این فیلم تیر 94 تصویب شد اما ساخت آن تا به امروز همچنان بی نتیجه مانده ودر بلاتکلیفی به سر می‌برد. برای نگارش فیلم نامه کارکارگاهی جدی وطولانی انجام شده است. «سرو زیر آب» نگاه متفاوتی به سال های میانی تا پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق دارد و داستان آن درباره شهدای گمنام و اتفاقاتی است که حوالی سال‌های 66 و 67 در معراج شهدا و نبرد لوله اهواز رخ داده است. فیلم با یک سکانس در زمان حال و زیر آب آغازمی‌شود و با همان لوکیشن به پایان می‌رسد.  کارگردان (باشه آهنگر) و تهیه کننده (سید حامد حسینی ) فقط قادر به تامین بخشی از سرمایه"سرو زیر آب"  هستند. چون داستان فیلم درحوزه دفاع مقدس می گذرد و بودجه بسیاری برای تولید می طلبد و بخش دولتی باید برای ساخت این فیلم کمک کنند. فیلم «سرو زیر آب» متفاوت ترین کار باشه آهنگردرعرصه دفاع مقدس و بسیار پر بازیگر و پر لوکیشن است .علیرضا زرین دست به عنوان فیلم بردار و سعید ملکان به عنوان گریمور و محسن روز بهانی به عنوان مسئول جلوه های ویژه برای حضور در این پروژه اعلام آمادگی کرده اند.

  تنهایی پر هیاهو

ساخت فیلم «تنهایی پرهیاهو» به کارگردانی تهمینه میلانی  نیزهنوز به سرانجام نرسیده است. این  نخستین  پروژه میلانی در حوزه دفاع مقدس است و با این که بخشی از پیش تولید فیلم سال93 آغازشد اما در همان مرحله متوقف ماند. قرار بود بنیاد سینمایی فارابی از این پروژه سینمای دفاع مقدس حمایت کند، اما به گفته محمد نیک بین تهیه کننده «تنهایی پرهیاهو» تا امروز از حمایت خبری نشده است. این فیلم‌نامه نیازمند حمایت نهادهای دولتی مانند بنیاد سینمایی فارابی است و هنوز جوابی دریافت نکرده وپروژه مسکوت مانده است. تهمینه میلانی  برای ساخت«تنهایی پر هیاهو» در ژانر دفاع مقدس به دنبال بازبینی لوکیشن های مختلف این فیلم دو بار به خرمشهر و آبادان سفر کرد تا بخشی از فیلم برداری را در محل بازمانده از جنگ تحمیلی و بخش های دیگر را نیز با ساخت دکور جلوی دوربین ببرد.«تنهایی پر هیاهو» روایتی از هشت سال دفاع مقدس است و آغازداستان از زمان حال آغاز می‌شود و  فلاش بکی به روزهای آغاز جنگ تحمیلی دارد. میلانی این  موضوع که  فیلم نامه اش براساس کتاب «دا» نوشته شده  واین دو به هم شباهت دارند را تایید نکرده و گفته است: «تنهایی پرهیاهو» قصه ای عاشقانه دارد و درباره دختری خیاط است که داستان آن از روز اول جنگ آغاز می شود. میرعلایی مدیرعامل  پیشین بنیاد سینمایی فارابی تاکید کرده بود: به محض تامین بودجه، «تنهایی پرهیاهو» مقابل دوربین می رود.

  پله‌ها نزدیک است

حمید بهمنی  کارگردان عرصه دفاع مقدس که فیلم های سینمایی «آن مرد آمد»، «آخرین نبرد»،«گلوگاه شیطان» و «گام های شیدایی» را درکارنامه اش دارد نیز برای ساخت فیلم سینمایی «پله‌ها نزدیک است» همچنان در انتظار فراهم شدن بودجه‌ لازم است.  وی ۹ تیر ۹۲  به هنرنیوز گفت: مضمون این فیلم در خصوص امام رضا (ع) است و با توجه به این که حدود ۸۰ درصد از فیلم «پله ها نزدیک است» باید در خارج از کشور فیلم برداری شود تامین هزینه کار بسیار سختی است.  وی تصریح کرد: تهیه کننده فیلم که بخش خصوصی است در پی تامین مسائل مالی است و به محض فراهم شدن بودجه، مراحل پیش تولید و تولید آغاز خواهد شد وبا توجه به این که نگاه و نگرش حضرت امام رضا (ع) نگاه جهان شمولی بوده لذا آن حضرت نیز به همه شیعیان دنیا و انسان های آزاده تعلق دارند و باید بتوانیم پس از گذشت بیش از سه دهه از پیروزی انقلاب ، تصویر جهانی مطلوبی از ایشان به دنیا ارائه کنیم. وی افزود: نگاه به حضرت رضا(ع) در این فیلم ؛ نگاهی جهانی است و درصدد هستیم از بازیگران و عوامل خارجی در این فیلم استفاده کنیم. به گفته بهمنی حدود ۱۵ درصد این فیلم در حرم امام رضا ( ع) فیلم برداری خواهد شد و بقیه سکانس ها در یکی از کشورهای اروپایی جلوی دوربین خواهد رفت. 

   طاووس مست

 در پی دیدار حجت ا...ایوبی رییس سازمان سینمایی با «اومیت یاردیم» سفیر ترکیه مقرر شد مجتبی راعی «طاووس مست» را درباره شمس و مولانا به صورت تولید مشترک بین ایران و ترکیه کارگردانی کند اما با وجود آماده بودن فیلم نامه و انجام بازنویسی های مکرر این تولید به سرانجام نرسید. به گفته راعی«طاووس مست» داستانی درباره فرهنگ مولانا است که به صورت مدرن و امروزی روایت شده است. پس از مدتی که وعده های مالی برای ساخت این فیلم تحقق نیافت، مجتبی راعی اظهار کرد معتقد است اراده ای محکم در کار است تا فیلم «طاووس مست» درباره زندگی شمس و مولانا ساخته نشود.وی اردیبهشت 95 به میزان گفت: ساخت فیلم "طاووس مست" با محوریت زندگی مولانا به دلیل نبود بودجه متوقف شده است، برخی نهادها برای سرمایه گذاری اعلام آمادگی کردند اما بودجه کافی نداشتند.   به گفته راعی سرمایه گذار ترکیه ای حاضر به سرمایه گذاری است اما سرمایه گذار ایرانی برای انجام کار نداریم. این فیلم که با محوریت مولانا است از مزار مولانا در قونیه آغاز می شود به طوری که یک استاد دانشگاه ترکیه ای که علاقه مند به عرفان است  طبق الگوی داستان اصلی با شمسی که در تبریز است آشنا می شود که در نهایت "طاووس مست" برسر مزار شمس در خوی تمام می شود.