منتشر شده در هفته نامه همشهری جوان شمار0 752 شنبه 11 بهمن 99

احمد صبریان

جشنواره فیلم فجر با این که امسال سی و نهمین دوره خود را پیش رو دارد، برای جماعت روزنامه نگار پر است از خاطرات تلخ و شیرینی که در ذهنش جا خوش کرده و حک شده است. بی تردید برای هر روزنامه نگاری که بهمن ماه هر سال، ده روز را از صبح تا شب با سینما سپری کرده و تماشاگر ویترین یک سال تولیدات سینمای ایران بوده است، جشنواره فیلم فجر به عنوان مهم ترین رخداد سینمایی کشور آمیخته با خاطراتی است که هرگاه آنها را در ذهن خود مرور می کند، خواسته یا ناخواسته به همان روزهایی سفر می کند که مسبب رقم خوردن این خاطره ها در دفتر ذهن او شده اند. در این نوشتار به عنوان روزنامه نگاری که سال ها در جشنواره فیلم فجر حضور داشته ام، به بازگویی چند خاطره از این رویداد سینمایی پرداخته ام که شاید خواندنش برای دوستداران سینما و این جشنواره خالی از لطف نباشد.

یک تواضع تحسین برانگیز

 خوب  به خاطر دارم سال 79 و نوزدهمین جشنواره فیلم فجر بود. جدای از روزنامه نگاران، طیف انبوهی از اهالی سینما از کارگردان و بازیگر گرفته تا عوامل و دست اندرکاران جشنواره، هر طور بود خود را به سینمای مطبوعات رسانده بودند تا «سگ کشی» جدیدترین فیلم استاد بهرام بیضایی را پس از غیبت 10 ساله او در سینما به تماشا بنشینند و شاهد بازخورد اثری که حاشیه های پیش تولید زیادی داشت و طیف انبوهی از بازیگران صاحب نام در آن ایفای نقش کرده بودند، در بین اهالی رسانه باشند. جای خالی برای نشستن پیدا نمی شد و بسیاری روی سکوهای سینما نشسته بودند. در حالی که همه برای تماشای فیلم لحظه شماری می کردند فیلم با آن تیتراژ مسحورکننده اش بر پرده نقش بست و با دیدن نام بیضایی همه حاظران ایستاده با کف زدن های ممتد ابراز احساسات کردند. در طول نمایش فیلم  سکوتی عجیب بر سالن حاکم بود. با پایان فیلم ، تمام تماشاگران به احترام بهرام بیضایی و «سگ کشی» به پا خاستند و دقایقی متمادی به تشویق پرداختند. با ورود بیضایی و عوامل دست اندرکار تولید «سگ کشی» نشست نقد و بررسی آغاز شد. بهرام بیضایی با دقت و وسواس تحسین برانگیزی به پرسش اهالی رسانه و انبوه تماشاگران حاضر در سالن پاسخ می داد. زمان نمایش فیلم بعدی داشت آغازمی شد و هنوز بسیاری از پرسش ها بی پاسخ مانده بود .بیضایی و عوامل فیلم، آماده رفتن از سالن بودند که ناگهان فریاد یکی از تماشاگران در میان ازدحام جمعیت به گوش رسید که خطاب به بیضایی گفت: «استاد اگر به پرسش من پاسخ ندهید از شما نمی گذرم، چون برای تماشای فیلمتان خیلی سختی کشیدم.» بیضایی در حالی که با مژده شمسایی سخن می گفت، لحظه ای درنگ کرد و از تماشاگرانی که در حال ترک سالن بودند خواهش کرد به احترام آن خانم در سالن بمانند تا پاسخگوی پرسش او باشد. همگان از این تواضع و فروتنی بیضایی شگفت زده شدند  و این بزرگواری او در تاریخ نشست های پرسش و پاسخ جشنواره آن سال به یادگار ماند. «سگ کشی» با آن که نامزد دریافت سیمرغ بهترین فیلم، کارگردان، بازیگر نقش اول مرد (مجید مظفری)، بازیگر نقش اول زن (مژده شمسایی)، بازیگر نقش دوم زن (میترا حجار و رابعه اسکویی)، صدابرداری (جهانگیر میرشکاری)، چهره پردازی (فرهنگ معیری) شده بود، با دریافت سیمرغ های بهترین فیلمنامه (بهرام بیضایی)، بازیگر نقش اول زن در بخش بین الملل (مژده شمسایی)، نقش دوم مرد (داریوش ارجمند)، فیلمبرداری (اصغر رفیعی جم)، طراحی صحنه و لباس (ایرج رامین فر) و بهترین فیلم از نگاه تماشاگران با جشنواره خداحافظی کرد. بهرام بیضایی نیز در آیین پایانی جشنواره  و پس از دریافت سیمرغ بهترین فیلمنامه با لحنی گلایه آمیز گفت: «فکر نمی کردم امشب به من هم جایزه بدهند.» که البته بسیاری از حاضران طنز کلام بیضایی را درک نکردند و آن را به حساب اعتراض های گاه به گاه وی گذاشتند. با این وجود فیلم «سگ کشی» در زمان نمایش عمومی بحث های زیادی را برانگیخت و توانست نظر تماشاگران را با طرح مسائل اجتماعی و سیاسی به خود جلب و عنوان پرفروش ترین سال را از آن خود کند.

رفاقتی که چاره ساز شد

هر فیلم داریوش مهرجویی یک اتفاق جریان ساز در سینمای ایران است. فیلم «سنتوری» نیز از همان مرحله پیش تولید و انتخاب بازیگر گرفته تا فیلمبرداری، دادن مجوز به محسن چاووشی و پر کردن فرم حضور در جشنواره  در نشریات خبرساز شده بود. به همین خاطر بود که می شد حدس زد که «سنتوری» یکی از آثار پرحاشیه جشنواره بیست و پنجم فیلم فجر در سینمای مطبوعات باشد. تا آخرین روزهای برگزاری  جشنواره، هنوز هیچ نامی از این فیلم و زمان نمایش آن در بولتن جشنواره نبود. در حالی که همه مشتاق تماشای فیلم کنجکاوی برانگیز مهرجویی بودند، هر روز در سینمای رسانه خبر می رسید «سنتوری» به جشنواره نمی رسد. در حالی که بسیاری از روزنامه نگاران از نمایش فیلم ناامید شده بودند، سرانجام زمان نمایش فیلم «سنتوری» در سینمای مطبوعات اعلام شد، در حالی که سئانس نمایش آن با نمایش فیلم «رئیس» مسعود کیمیایی همزمان شده بود. مسئولان سینما فلسطین اعلام کردند:  به سبب این همزمانی دفتر جشنواره نمایش «سنتوری» را به روز دیگری موکول خواهد کرد. از آن جا که روزهای پایانی جشنواره بود و این احتمال می رفت که فیلم به نمایش درنیاید ، روزنامه نگاران  با تجمع و اعتراض در بیرون سالن خواستار نمایش «سنتوری» شدند، در حالی که مسئولان جشنواره اصرار به نمایش «رئیس» داشتند. ناگهان خبری مثل بمب در سالن مطبوعات ترکید که کیمیایی در تماسی با دفتر جشنواره اعلام کرده است به نفع رفیق صمیمی اش داریوش مهرجویی نوبت نمایش فیلمش را به «سنتوری» می دهد و «رییس» در روز دیگری اکران خواهد شد. این خبر تمام اهالی رسانه را که مشتاقانه چشم انتظار دیدن «سنتوری» بودند به داخل سالن سینما کشاند. در سالن جای سوزن انداختن نبود و خیلی ها روی زمین نشسته بودند و  بسیاری  نیز فشرده به دیوارهای سالن تکیه داده بودند. بناگاه جمعیت به قدری زیاد شد که ناگزیر مسئولان سینما درهای سالن را باز کردند و خارج از سالن هم صندلی چیدند. با آغاز نمایش فیلم  صدای چاووشی در سراسر سالن طنین انداز شد و تشویق های ممتد حاضران در طول نمایش و پس از تماشای فیلم پایان نداشت. زمان برگزاری نشست پرسش و پاسخ  نیز ازدحام به قدری بود که مهرجویی و بازیگران فیلم و عوامل برای حضور در نشست نتوانستند وارد سالن شوند و از در پشتی سینما وارد سینمای مطبوعات شدند . نشست پرسش و پاسخ فیلم هم با حاشیه های فراوانی برگزار شد و هجوم عکاسان به حدی بود که مهرجویی با خواهش از عکاسان خواست اجازه دهند پاسخگوی پرسش خبرنگاران باشند. در پایان نشست نیز مجبور شدند از همان در پشتی سینما را ترک کنند. درآیین پایانی جشنواره نیز مهرجویی با گلایه از نامزد شدن فیلمش فقط در بخش موسیقی متن (اردوان کامکار) با لحنی اعتراض آمیز اعلام کرد «سنتوری» مستحق دریافت سیمرغ های بیشتری  جدای از بهترین بازیگر نقش اول فیلم (بهرام رادان ) و بهترین فیلم از نگاه تماشاگران بوده است. متاسفانه «سنتوری» فرجام و سرنوشت تلخی داشت و توقیف آن با وجود داشتن پروانه نمایش داریوش مهرجویی و تهیه کننده را تا ماه ها پیش از قاچاق فیلم، در راهروهای وزارت ارشاد سرگردان کرد.

یک بی مهری تمام و کمال     

 یکی از کنجکاوی برانگیزترین فیلم های جشنواره بیستم که روزنامه نگاران و اهالی رسانه برای تماشای آن روز شماری می کردند، « کاغذ بی خط» ناصر تقوایی بود که پس از ۱۲ سال دوری از سینما آن را جلوی دوربین برده بود. داستان فیلم و پشت صحنه پرحاشیه آن و همچنین گفت و گوهای بازیگرانش در طول ساخت و شنیده هایی مبنی بر این که تقوایی پس از سال ها فیلم نساختن در «کاغذ بی خط»، اشارات آشکار و پنهانی به شرایط سیاسی معاصر از جمله قتل های زنجیره ای و توقیف مطبوعات هم داشته است، این اشتیاق را دو برابر کرده بود. سرانجام پس از اما و اگرهای مرسوم جشنواره درخصوص رسیدن یا نرسیدن فیلم برای نمایش در سالن مطبوعات،  همین که تاریخ و سئانس نمایش فیلم در بولتن جشنواره قطعی شد، روز نمایش «کاغذ بی خط» هر لحظه بر تعداد حاضران در سالن  سینما کانون افزوده می شد.  باحضورهنرمندان که سینمایی مجزا داشتند  و بیشتر با هدف ارزیابی رسانه ای فیلم و حضور در نشست های پرسش و پاسخ به سینمای مطبوعات می آمدند نیز این ازدحام پررنگ تر شده بود.  با وجود دقت، وسواس و کنترل دقیق ماموران برای ورود تماشاگران به داخل سالن، ظرفیت صندلی ها کمتر از تماشاگران بود و خیلی ها نشسته بر سکوهای سالن در انتظار نمایش فیلم بودند. با آغاز نمایش «کاغذ بی خط» و آمدن نام تقوایی در تیتراژ، کف زدن های ممتد تماشاگران در سالن طنین انداز شد با وجود سکوت عجیب حاکم بر سالن هنگام نمایش، پایان فیلم با تشویق های بسیار همراه بود. نشست پرسش و پاسخ فیلم آغاز شد و ناصر تقوایی برخلاف دیگر کارگردانان فقط به همراه فرهاد صبا (مدیر فیلمبرداری) و آرین مطلبی (بازیگر خردسال) با عبور از سیل جمعیت، خود را به میز نشست رساند. پرسش های فراوانی درباره فیلم مطرح شد که تقوایی و صبا پاسخگوی آن ها بودند اما نکته جالب توجه تمرکز سوالات درخصوص غیبت خسرو شکیبایی و هدیه تهرانی به عنوان بازیگران اصلی فیلم  بود. تقوایی  در پاسخ به پرسشی درخصوص طولانی بودن زمان فیلم گفت: «من خودم نه تنها این فیلم را طولانی نمی‌ بینم بلكه مدت آن را 125 دقیقه در نظر داشتم  ولی به دلیل مشكلات اكران بعضی پلان‌ها را حذف كردم». فیلم «کاغذ بی خط» با آن که در این دوره از جشنواره نامزد دریافت  سیمرغ بهترین فیلم، کارگردانی، بازیگر نقش اول زن (هدیه تهرانی)، بازیگر نقش اول مرد (خسرو شکیبایی) بود، در نهایت برنده جایزه ویژه هیئت داوران شد. در آیین پایانی جشنواره نیز نه تنها ناصر تقوایی در سالن نبود که جایزه را بگیرد بلکه بعداً هم آن را نپذیرفت و در نامه انصرافش نوشت: «استدعا دارم از پذیرفتن تندیس بلورین سیمرغ اهدایی و همچنین حواله نوبت برای خرید پراید، بنده را معذور بدارید. با شرمندگی از یک به یک داوران عادلی که بهترین نیات خیرشان نصیب کار من شد، به اطلاع می ‌رسانم که در جیب من نه برای خرید اتومبیل پول هست و نه در خانه تنگ و کوچک من جای مناسبی برای نگهداری بهترین و بزرگ ‌ترین جایزه‌ ها، مخصوصا اگر ویژه هم باشند.»

نمایش نگاتیوهای حذف شده به جای فیلم

   به جرات می توان گفت یکی از فیلم هایی که در جشنواره نوزدهم کنجکاوی بیشتر روزنامه نگاران را در سالن سینمای مطبوعات برانگیخته بود «موج مرده» حاتمی کیا بود. اخباری که از مضمون حساسیت برانگیز فیلم، موضع گیری های جدید حاتمی کیا درباره تقابل پدری از نسل جنگ و پسرش از نسل کاملا متفاوت پس از جنگ و اختلاف کارگردان و تهیه کننده درخصوص اصلاحیه هایی بر فیلم در نشریات منتشر می شد، اشتیاق طرفداران سینمای حاتمی کیا و روزنامه نگاران جناح های مختلف را برای تماشای این فیلم پررنگ تر کرده بود. اما در نهایت تعجب، درست همان روزی که زمان قطعی نمایش فیلم مشخص شد «موج مرده» به نمایش درنیامد. ولی باوجود اکران نشدن «موج مرده» دفتر جشنواره و مسئولان سینما استقلال اعلام کردند نشست خبری فیلم با حضور حاتمی کیا برگزار خواهد شد. در حالی که همگان از این موضوع مبهوت و متعجب شده بودند، حاتمی کیا علاوه بر حضور در این نشست با آوردن نگاتیوهای بریده و حذف شده فیلمش مهم ترین اتفاق جشنواره را رقم زد. او نگاتیوهای فیلمش را به نشانه اعتراض به سانسورهای فیلم توسط تهیه کننده در روی میز و مقابل چشم خبرنگاران چید و به معرض نمایش گذاشت. وی در این نشست به پرسش های فراوان اهالی رسانه درباره به نمایش درنیامدن «موج مرده» با انتقاد تند و تیز از کج فهمی ها و یکسونگری های تهیه کننده و مسئولان سینمایی اظهار کرد که تهیه کننده با نمایش فیلم در جشنواره مخالفت کرده است و پا درمیانی زنده یاد سیف ا... داد هم در این خصوص نتیجه بخش نبود و حتی با وجود تن دادن کارگردان به اصلاحیه های مورد نظر تهیه کننده، موسسه «روایت فتح» با نمایش فیلم در جشنواره مخالفت کرده است. حاتمی کیا با لحنی تند و اعتراض آمیزاعلام کرد که دیگر فیلم جنگی نخواهد ساخت و دلیل اصلی حضورش در این نشست را برطرف کردن ابهامات موجود در مورد «موج مرده» و دفاع از فیلمش ابراز کرد. وی با اشاره به بعضی از صحنه‌ های حذف شده توسط تهیه‌ كننده فیلم، نظیر گل ریختن توسط بالگرد آمریكایی بر سر «سردار راشد» و تعجب از حذف این صحنه اظهار داشت: «اگر امروز سكوت کنم، نشانه این است كه اشتباه كرده‌ ام و نسبت به بلایی كه بر سرم آمده است اعتراضی ندارم.» روز بعد عکس های حاتمی کیا با نگاتیوهای حذف شده در نشست پرسش و پاسخ روی جلد بولتن جشنواره و صفحه اول مطبوعات رفت. اگرچه آن زمان «موج مرده» توقیف شد ولی هنگامی هم که به اکران عمومی درآمد چندان مورد استقبال قرار نگرفت.