نمایش یک حقیقت تلخ
نقد فیلم دستیار The Assistant
منتشر شده در هفته نامه همشهری جوان شماره 746 شنبه 8 آذر ماه 99
منتقد: احمد صبریان

کارگردان: کیتی گرین
بازیگران: جولیا گارنر، کریستین فروست، متیو مک فادین، پاتریک ویلسون، داگمارا دومینچیک، نوآ رابینز، جان اورسینی، مکنزی لی
خلاصه داستان: فیلم به ماجراهای یک روز کاری پراسترس و کسالت بار در زندگی جین (با بازی جولیا گارنر) می پردازد. وی که به تازگی وارد یک شرکت بزرگ تولید فیلم شده است، تلاش دارد با سخت کوشی مسیرش را برای رسیدن به آرزویش که تهیه کنندگی سینماست، هموار سازد. او تصمیم می گیرد روابط ناسالم و سوءاستفاده های جنسی علنی رئیس خود را گزارش دهد ولی...
نقد فیلم
«کیتی گرین» در نخستین تجربه کارگردانی اش، زاویه دید خوبی را در مورد سوءاستفاده از زنان در فضای مسموم محیط کار برگزیده است. وی به جای پرداختی مستقیم و بیانی صریح، به نشانه ها و فضاسازی هایی اتکا کرده که البته نمایشگر هیچ صحنه آشکاری نیست. در پی جنبش #MeToo و محاکمه «هاروی واینستاین» تهیه کننده صاحب نام هالیوود به دلیل سوءاستفاده های جنسی، فیلم «دستیار» نیز با تمرکز بر جزئیات به این موضوع جنجال برانگیز می پردازد. ساختار فیلمنامه یک خط سیر داستانی مشخص دارد، یعنی «توصیف یک روز کاری از زندگی «جین». فیلم در برخی از صحنه ها به ورطه تکرار می افتد و در پایان نیز پاسخ روشنی برای انتقادش ارائه نمی کند. کارگردان با نمایش یک روز کاری طاقت فرسای جین، او را در انتهای قاب رها می کند و ما را چشم انتظار اقدام بعدی او نگه می دارد. به نظر می رسد «جین» تسلیم شرایط شده است اما با توجه به شخصیت پردازی اش، دور از ذهن به نظر می رسد این فساد را برتابد. «دستیار» امتیازهای خوبی را از منتقدان دریافت کرده و به مثابه یک بیانیه فرهنگی، با نمایش سوءاستفاده های کاری، به شکلی سینمایی از آن انتقاد می کند. «جولیا گارنر» بازیگر اصلی چنان بازی باورپذیر و تاثیرگذاری دارد که به تنهایی سبب جذابیت اثر شده است. دوربین هم با تمرکز بر بازی درونی وی با کمترین حسی در چهره، لبخندی به اندازه، چشمانی نگران و کنجکاو، شخصیتی را به تصویر می کشد که تنها کارش برایش مهم است. او به عنوان یک دستیار باید کارهایش را از درست کردن قهوه، گذاشتن کاغذ در دستگاه کپی، سفارش دادن ناهار، سامان دادن به برنامه سفرها، دریافت پیغام های تلفنی گرفته تا رسیدگی به اقامت کارکنان در هتل، بدرقه مهمانان، راهنمایی آنها به اتاق کنفرانس و تمیز کردن میز و زمین انجام دهد. اگرچه او به محیط اداری وحشتناک شرکتش عادت کرده است اما هنگامی که رئیس حضور ندارد، از سوی کارمندان مورد تمسخر قرار می گیرد. با این وجود هنگامی که پس از گزارش دادن تخلفات رئیسش دو ایمیل عذرخواهی برای او می فرستد، از واژه هایی استفاده می کند که تماشاگر احساس می کند در پی چاپلوسی است. هرچه ساعت کاری روزانه «جین» بیشتر می شود، وی به این حقیقت تلخ پی می برد که چه سوءاستفاده هایی در میان است. شاید به همین خاطر است لباس هایی می پوشد که بدن او کامل را دربرمی گیرند و نوعی حس امنیت به او می دهند. وقتی «جین» تصمیم می گیرد مقابل آنها بایستد، به این حقیقت پی می برد که این سوءاستفاده ها در سیستمی که وارد آن شده، ریشه دوانده است. پازل هایی گمشده و مهیج در «دستیار» تماشاگر را سردرگم می کنند و نمی داند اتفاقاتی که در حال رخ دادن هستند شوم اند یا حوادثی بی اهمیت. «کیتی گرین» مخاطب را به حدی به «جین» نزدیک می کند که تجربیات او را با تمام وجود حس می کند. در بیشتر صحنه های فیلم «گارنر» با حرکات و نگاهش با ما صحبت می کند. دستپاچگی و تردیدش را توامان می بینیم و وقتی تردیدش رنگ یقین می گیرد، یا هنگامی که می شنود نباید نگران باشد؛ چون موردپسند سلیقه مدیر نیست، با حس زدایی هوشمندانه، «سرخوردگی خشم» خود را به نمایش می گذارد. یکی از سکانس های تماشایی و تاثیرگذار «دستیار»، سکانسی است که «جین» تصمیم می گیرد با «ویلکاک» (با بازی متیو مک فادین) در بخش منابع انسانی گفت و گو کند. او می کوشد به «ویلکاک» توضیح دهد چه چیزی دیده است و فکر می کند اشتباهاتی دارد رخ می دهد. متن این سکانس با دقت زیادی نوشته شده و هر دو بازیگر آن را به خوبی اجرا کرده اند. در «دستیار» تماشاگر هیچگاه تصویر کاملی از رئیس نمی بیند چون او بیشتر اوقات در هاله ای تاریک از جلوی دوربین عبور می کند تا به جایی برود ولی حضورش در تمام صحنه ها حس می شود. «کیتی گرین» با ترفند نمایش حضور شبح گونه رئیس، فضایی تهدیدکننده و پرتنش خلق کرده و توانسته است با تمرکز بر جزئیات و تأکید نکردن بیش ازحد روی موضوعی خاص، روایتش را به خوبی پیش ببرد. نشان ندادن چهره رئیس در طول فیلم، ترفندی است تا مخاطب تاثیر تصمیمات او را واضح تر مجسم کند. بی تردید ساخت فیلمی که نمایش «روزمرگی»، در آن سهم عمده ای دارد کار ساده ای نیست ولی « کیتی گرین» با تمرکز بالا و برش های بجا، ما را با دیدگاهی جدید شگفت زده و اثری قابل ستایش خلق می کند. کارگردان در انتها ما را به نتیجه گیری مشخص نمی رساند و فیلم در ابهام به پایان می رسد. آیا «جین» یک حقیقت تلخ را که با آن مواجه شده است، می پذیرد یا دوباره فردا ممکن است به جهان درونی خود بازگردد؟ خطوط افقی و عمودی در قاب ها، زوایای دوربین، قاب های نامتوازن، رنگ بندی سرد و بی روح، حس اسارت «جین» را به ما هم القا می کند. به همان اندازه که در سکانس آغازین فیلم، پنجرهها با چراغ های روشن اسرارآمیزند، در سکانس پایانی پشت پرده فضای کاری «جین» نیز مرموز است. نمی دانیم در پشت پنجره ای که چراغش روشن و کرکره هایش پایین است چه می گذرد، یک کنجکاوی شدید همراه با ترس. «دستیار» اگرچه ریتم کندی دارد ولی با فیلم نامه ای منسجم، بازی هایی باورپذیر، طراحی صحنه و لباس موزون و لوکیشن محدود، فیلمی خوش ساخت و قابل تحسین است.
نوشتارهایی از سینما تئاتر و تلویزیون