نقد فیلم «من به پایان دادن به او ضاع فکر می کنم » منتشر شده در هفته نامه سینمای جوان شماره 744 سوم آبان 1399ماه 

 

من به پایان دادن به اوضاع فکر می کنم I'm Thinking of Ending things

احمد صبریان

کارگردان:چارلی کافمن

بازیگران:جسی بالکی ( سیندی)، جسی پلمونس (جیک)، تونی کلت (مادر جیک)، دیوید تیولیس (پدر جیک)، گای بوید (سرایدار)، کالبی مینفی( ایوون)، جیسون رالف( مرد جوان)، اشلین السی، ابی کویین، هادلی رابینسون 

 

داستان فیلم: «سیندی»که از نامزدی‌اش با «جک» شش ماه می‌گذرد قصد می کند به ملاقات خانواده‌ «جک» برود. برای رسیدن به مزرعه‌ ترسناک والدین «جک» ،آن هاباید مسیری طولانی و ناهموار را طی کنند. در حین یک طوفان برفی در این مزرعه ، زن جوان به تدریج  به درک جدیدی از برخی چیزهایی درباره  خود ونامزدش  وهمچنین جهان پیرامونش  می رسد و تصمیم می‌گیرد به رابطه‌اش با «جک» پایان دهد.

*******************

«چارلی کافمن» که نگارش فیلمنامه‌های درخشانی آثاری  چون«درخشش ابدی یک ذهن پاک» ،«اقتباس»، «جان مالکوویچ بودن»،«اعترافات یک ذهن خطر ناک» را بر عهده داشته ،در جدید ترین فیلمش «من به پایان دادن به اوضاع فکر می‌کنم» به سراغ اقتباسی از رمانی به همین نام نوشته«ایان رید» رفته است.  اثری ترسناک، رازآلود و معمایی   که دنیایی پیچیده و گیج‌کننده را به‌تصویرمی کشد. فیلم فضایی وهم آلود دارد که با ذهن مخاطب بازی و او را تا پایان فیلم با خود همراه می‌کند. فیلمنامه‌ «من به پایان دادن به اوضاع فکر می‌کنم» از شاه ‌پیرنگ آغاز می کندو به تدریج با گذر از خرده پیرنگ ها ،به یک روایت کاملا ضد پیرنگ در بستری بی مکان و بی زمان می رسد. کافمن با هوشمندی تمام می کوشد تا به معما  هایی که در طول روایت طرح کرده است،  پاسخی در خور و قانع کننده  بدهد.  کارگردان از تمام عناصرلازم  ازتصویرهای کریسمسی گرم گرفته تابازی‌های شبه جریان سیال ذهن استفاده می‌کند، تا تصویری باور پذیر ازجهان فیلمش پیش روی تماشاگر بگذارد.  وی همچنین به تحلیل و بررسی روابط خانوادگی، مشکلات روانشناختی و بیماری‌های ذهنی می پردازد که شخصیت های فیلمش با آن دست به گریبان هستند.«چارلی کافمن» در «من به پایان دادن به اوضاع فکر می‌کنم» به نوعی با مؤلفه‌های سینمای وحشت و کمدی نیز بازی می‌کند. همچنان که «باکلی »با خودش کلنجار می‌رود تا رابطه‌اش را با نامزدش تمام کند، اتمسفر فیلم‌های ترسناک کلاسیک با قاب‌هایی زیبا ،بر داستان حاکم می‌شود و جهان «جسی باکلی » فرو می‌ریزد. فیلم  جدید «کافمن»ویژگی‌های مشترک زیادی با آثار پیشین  او همچون خلق جهانی کابوس وار نشات گرفته از فرهنگ عامه ،تنهایی ،ترس،ناراحتی، تنش ،استرس دارد. «من به پایان دادن به اوضاع فکر می‌کنم» یک درام  درگیرکننده است که در آن برای تلطیف فضا ازچاشنی کمدی نیزبهره گرفته است.مرکزوحشت داستان فیلم همان مزرعه‌ سرد و تاریک است که سبب می شود دختر به باز خوانی ارتباطش با نامزد خود بپردازد و در تصمیمش برای پایان دادن به این رابطه بیشتر بیندیشد.زوج عجیب و غریب «کولت» و «تیولیس» جشنی نامناسب به راه انداخته‌اند. همین که ظاهرو مبلمان خانه تغییر می‌کند، «باکلی» از «جیک» با اصرار فراوان می‌خواهد به خانه‌ خود برگردندو «کافمن» در این صحنه ها، توانایی خود را در خلق  فیلمنامه ای رویاگونه به اثبات می رساند. طراحی صحنه دقیق و هوشمند ، قاب‌بندی فوق‌العاده و موسیقی متن  همخوان با فضای اثر،در ایجادفضا ی کابوس وار فیلم تأثیر شایانی دارند.« چارلی کافمن» با ساخت این فیلم بار دیگر ثابت کرد که می تواند اثری اثری دلهره‌آور و روانشناختی  خلق و با شخصیت پردازی های مناسب آدم های داستان به درون تماشاگرش نفوذ کند. سفر جاده‌ای دو نوجوان که قراراست همراه یکدیگر برای نخستین بار پس ازسپری کردن مسیری طولانی به خانه روستایی پسر بروند، با هوایی گرفته و زمین پر از برف ، خودرویی قدیمی و رادیویی فرسوده از همان نخست برای تماشاگر عجیب‌ به نظر می‌رسد. رابطه این دو شخصیت رویایی نیست ولی از دیالوگ‌ها می‌توان حدس زد این رابطه   زودتر از آن که مخاطب فکرش را می کند، به پایان می رسد. جو گرفته‌ ، روابط سرد و محیط بی احساس نیز به این تصور شدت می بخشد. مشکلات فیلم دقیقا از هنگامی آغاز می‌شود که «چارلی کافمن» به تدریج بر بار سورئالیسم اثرش می افزاید.  در طول روایت فیلم مخاطب به این یقین می رسد که همه چیز با آن‌چه در ذهن داشته است متفاوت است و رابطه «سیندی» و«جیک» و  خانواده پسر آن‌چیزی نیست که انتظارش را دارد. خانه و جاده به عنوان دو لوکیشن اصلی فیلم، به فضایی ماندگار در ذهن مخاطب تبدیل  می شوند. طراحی خانه و موقعیت‌های تصویری جذابی که شخصیت های فیلم در آن قرار می‌گیرند ،این امکان را به کارگردان داده است که هم تنشی که بر فضا حاکم است را به خوبی منتقل کند و هم فضایی شبیه به خواب و رویاگونه که فیلم در آن جریان دارد به تصویر بکشد.  «چارلی کافمن» به بیشتر اتفاقات اصلی داستان که در سکانس های پایانی فیلم رخ می‌دهند با  ریتم تندی می پردازد.تا بدان جا که هم مخاطب خطی داستانی را از دست می دهد و هم فرصت شخصیت‌پردازی آدم های فیلم در این رخداد ها گرفته می‌شود.