نقد فیلم «جنگ با پدر بزگ» منشر شده ئدر هفته نامه همشهری جوان شماره 744 سوم آبان ما1399

The War with Grandpa    /  جنگ با پدربزرگ

احمد صبریان

 

کارگردان: پیتر هیل

بازیگران : رابرت دنیرو(اد)، اوکس فگلی( پیتر دکر) ،کریستوفر واکن (جری)، اوما تورمن(سالی دکر) ،جین سیمور(دایان)، لورا مارانو( میا دکر)، چیچ مارین( دنی)

داستان فیلم

فیلم «جنگ با پدربزرگ» در حقیقت  کشمکش بین یک پدربزرگ و نوه‌اش را به نمایش می گذارد. بسر بچه‌ای به نام «پیتر» پس از این که متوجه می شود قرار است پدربزرگش با آنها زندگی کند، نخست بسیار هیجان‌زده می‌شود. اما دیری نمی گذرد که می فهمد پدربزرگ باید در اتاق  او سکونت کند و او به ناچار باید به طبقه زیرشیروانی برود که از نظر«پیتر»وحشتناک ‌ترین جای دنیاست. به همین خاطر تصمیم می گیرد برای آن که اتاقش را از چنگ پدربزرگ درآورد، به کمک دوستانش نقشه‌های عجیب و غریبی  را برای دستیابی به این هدف  در ذهن بپروراند. پدربزرگ پیتر(اد) نیز به هیچ وجه قصد تسلیم شدن ندارد و همین موضوع سبب آغاز نزاع بین آن ها می‌شود.

نقد فیلم

«جنگ با پدربزرگ» به کارگردانی «تیم هیل» یکی از کمدی‌های سال 2020 است که در ژانر کمدی- درام و با  اقتباسی از رمانی به همین نام نوشته «رابرت کیمل اسمیت» ساخته شده است و فیلمنامه آن را« لیزا آداریو»، «تام آستل» و «مت امب» نوشته‌اند. فیلم با نقش آفرینی بازیگران محبوبی چون «رابرت دنیرو»، «کریستوفر واکن»، «اوماتورمن» و «جین سیمور»، می‌تواند نظر هر مخاطب سینما دوستی را به خود جلب کند. اما از آن جا که  هدف فیلم سرگرم کردن مخاطب کودک و نوجوان است، نمی‌توان انتظار خیلی بالایی  از آن داشت. با این وجود وقتی کارگردانی مانند «تیم هیل» که با طنز بیگانه نیست  پشت دوربین آن است، بی تردید نتیجه کار پذیرفتنی خواهد بود. با خواندن خلاصه داستان فیلم می‌توان تصورکرد که  «جنگ با پدربزرگ» اثری کلیشه‌ای و تکراری باشد ولی فیلمی کودکانه و سالم است. بی شک قرار نیست تماشاگر در طول روایت فیلم غافلگیر شود یا اثری متفاوت باشد که مخاطب را تا پایان با خود همراه کند. در طول روایت تماشاگر شاهد رقابتی بین «پیتر» و پدربزرگش  است که این کشمکش  به تدریج  زمینه آسیب به دیگر اعضای خانواده  را نیز فراهم می کند، هر چند همین آسیب‌ها در نهایت ختم به خیر می شود و رابطه‌ای خوب بین پدربزرگ و نوه ایجاد می شود و تقابل نسل‌ها شکل می گیرد. حتی در مقطعی قراراست در مسابقه ای گروهی شرکت کنند  که البته پیروز میدانی هم ندارد. درنهایت یک خرابکاری بزرگ رخ می‌دهد که همگی نیز از این رقابت زیان می بینند. داستان ساده و سرراست «جنگ با پدربزرگ » سرشار ازمضامین انسانی است و ماهیتی اخلاقی و ضدجنگ دارد. فیلم با پیرنگ داستانی ساده و سرراستش، خالی از پیام های اخلاقی نیست و روابط اعضای خانواده با یکدیگر مسالمت‌آمیز است. هرچند کارگردان می‌توانست رابطه میان «پیتر» و پدربزرگش را به گونه ای تصویر بکشد تا تماشاگر دست کم شاهد کلیشه‌هایی مثل بزن بهادرهای مدرسه یا خواهری که روابطش با مادرش چندان رو به راه نیست نباشد یا از به تصویر کشیدن عناصر تکراری پرهیز می کرد و به روابط بین شخصیت‌ها در طول فیلم تمرکز بیشتری داشت.  در این صورت  سکانس های کمدی فیلم قابل پیش‌بینی نبود. به عنوان نمونه مشکلات پدربزرگ «پیتر» در استفاده از فناوری روز مثل استفاده از گوشی‌های هوشمند در فیلم‌های کمدی امروز، موضوعی جدید نیست. جدای از برخی صحنه های کمدی فیلم حتی در لحظات شروع جنگ، کاملا مشخص است که دو طرف تمایلی به آن ندارند. تشویق کردن دوست «پیتر» در مدرسه و دوست پدر بزرگش برای آغاز یک جنگ، زمینه‌ساز اتفاقات فیلم است . فیلم به شعور تماشاگرش اهانت  نمی کند و اگر نه به عنوان مخاطب کودک و نوجوان که در مقام مخاطب بزرگسال به فیلم نگاه کنیم، مشکلات فیلم بیشتر به چشم می آید و شاید دشوار باشد که بتوان از این تکرارها و کلیشه‌ها چشم پوشید. حتی پیام فیلم هم که نمایش ارزش‌های یک خانواده است تکراری است. اما این نکته که «پیتر هیل» چنین موضوعی را بدون حاشیه های پرزرق و برق نشان می‌دهد، نمی‌توان نادیده گرفت. در فیلم بازیگران مطرحی ایفای نقش می کنند و «رابرت دنیرو» یا «اوما تورمن» برای نقشی که بر عهده گرفته‌‌اند، ارزش قائل شده و در چنین فیلم ساده ای توانسته‌اند یک شیمی خیلی خوب و حتی دوست داشتنی ایجاد کنند. «تیم هیل» در ژانر کودک  تجربه های درخشانی چون «باب اسفنجی شلوار مکعبی» و «الوین و سنجاب‌ها» را در کارنامه دارد و همین تجربه‌ها و آشنایی با ساختار فیلم‌های هالیوودی باعث شده است عناصری را در فیلمش بگنجاند که مدت‌هاست بر پرده نقره‌ای بازتاب نداشته اند. «جنگ با پدربزرگ » اگرچه موضوعی تکراری، روایتی ساده و کاملا قابل پیش‌بینی و ترکیبی از شوخی‌های نخ نما دارد ولی برای تماشاگر کودک و نوجوان دوست داشتنی است.  از آن جا که فیلم هرگز قرار نیست  ذهن مخاطب را درگیر کند، به همین خاطر سادگی خود را تا پایان حفظ می‌کند حتی به این قیمت که اثری فراموش شدنی باشد