نقد فیلم «دوئت» ساخته نوید دانش

احمد صبریان

منتشر شده در روزنامه صبح امروز دوشنبه 5 آبان ماه 1399

 

بازیگران: هدیه تهرانــی، علی مصفا، نگار جواهریان، پانتهآ پناهیها، علیرضا آقاخانی، مرتضی فرشباف و مهسا طهماسبی

خلاصه داســتان: مینو همسرش حامد را به دیدار سپیده می برد. زنی که همسرش با او گذشته مشــترکی داشته است. این ملاقات یادآوری خاطرات گذشته آنهاست و ...

نوید دانش در نخستین ساخته سینمایی خود «دوئت» روایتگر داستان آدم هایی است که هنوز درگیر ارتباط ها و اتفاق های گذشته زندگی شان هستند. روابطی که در تنهایی بارها مرورشان کرده و اکنون بنا به موقعیت هایی ناگزیرند در تقابلی چالش برانگیز با آن کنار بیایند. مینو(هدیه تهرانی) برخالف دیگر شــخصیت های فیلم، گذشته را چندان مهم نمی داند و معتقد است دیگران هم مانند او باید آن را به فراموشی بسپارند. او هرچند در پی برطرف کردن گیرهای گذشته همسرش حامد (مرتضی فرشباف) است اما قصدش شخم زدن گذشته و یادآوری خاطرات تلخ نیست. مسعود (علی مصفا) برخالف مینو، کنجکاوانه در پی افشای گذشته همسرش سپیده(نگار جواهریان) است و دلش می خواهد همه جزئیات رابطه او و حامد که ذهنش را درگیر کرده اســت، بداند. انگار احســاس می کند چیزی در زندگی اش دزدیده شده است. حامد و سپیده نیز گرفتار گذشته و در پی مواجهه با رابطه ای هستند که هنوز تمام نشــده است. نوید دانش الگوی روایی فیلمش را بر ساختار روایت های مجزا از زندگی شخصیت های اثرش بنا نهاده است. فیلم با مواجهه «مینو» و «حامد» در کتابفروشی آغاز می شود، ولی شخصیت های پیش برنده داســتان «مسعود»و «سپیده» هســتند. در پایان فیلم نیز حامد و مینو در کنار هم قرار می گیرند و از پرداختن به فرجام مسعود و سپیده پرهیز می شود. طراحی صحنه و تمرکز بر خانه حامد و مینو، در فیلم، کارکردی درام دارد. خانه  ای قدیمی و در حال نوسازی که دیوارهایش نم پس داده است   که انگار از گذشته ساکنانش به این خانه رسوخ کرده است. دوربین مدام در پی شخصیت هاست  تا به گذشته شان سرک بزند و اتفاقا به فرم تصویری قابل اعتنایی هم دست یافته است. دکوپاژهای «دوئت» دقیق و سنجیده اند و فیلم لحن یکدستی دارد و چندپاره نمی شود. سکون و سردی حاکم بر فضای اثر نیز موجب شــده است نقش آفرینی های درونی بازیگران باورپذیر باشد. علی مصفا، مردی متفکر و سرشــار از سکوتی است که در پس آن ناگفته های بسیاری پنهان است. هدیه تهرانی نیز با بازی سرد و زیرپوستی تحولی ظریف و درونی را به نمایش می گذارد که به جا و به اندازه است. نگار جواهریان هم واکنش های باورپذیری دارد. ولی مرتضی فرشباف بازی چندان روان و یکدستی ندارد. کاربلدانی چون حسین جعفریان )مدیر فیلمبرداری(، هایده صفی یاری )تدوینگر(، کیوان مقدم )طراح صحنه( و پیمان یزدانیان )آهنگساز( توانسته اند به خوبی در خدمت روند فیلم باشند و برخی کاستی های کارگردانی را جبران کنند. شاید حضور حامد در کنار همسرش مینو در سکانس پایانی نشان از آغازی دوباره برای آنها باشد. اما فیلمنامه به لحاظ شخصیت پردازی پرداخت چندان درستی ندارد و نمی تواند به مخاطبش در باورپذیری آدم های داستان در مواجهه با گذشته شان کمک چندانی کند. کارگردان از گذشته سپیده و حامد اطلاعات چندانی به تماشاگر نمی دهد و این رابطه صرفا از دل دیالوگ هایی رد و بدل شده میان آنها در کتابفروشی واکاوی می شود. فیلمنامه«دوئت»، به لحاظ شخصیت پردازی آدمها و گذشته شان می توانست پرداخت مناسبی داشته باشد که با ارائه پیشینه ای از شخصیت ها، به مخاطب در باورپذیری آنها کمک کند. اما پس از درگیر شدن مسعود با ماجرای حامد و سپیده، فیلم به تکرار و سکون می افتد. موقعیت های فیلمنامه به قصه تبدیل نمی شوند و فیلم ریتمی ایستا پیدا میکند. حضور خرده روایت های میانه داستان نیز کارآیی ندارند و در بافت فیلم تنیده نشده اند. «دوئت» داستان ناتمام عشــق هایی را روایت می کند که در گذشته شکل گرفته اند ولی تماشاگر در طول فیلم فقط با روزمره آن ها مواجه می شــود و به این درک نمی رســد که در عمق هر رابطه چه بوده و هست. نوید دانش در عاشــقانه تلخ و سرد «دوئت» روزمرگی شخصیت هایش را به گذشته ای تلخ و پراحساس پیوند می دهد و در موقعیتی پیچیده به پایان می رســاند. از آن جا که «دوئت» در پی ایجاد سرگرمی یا خلق پیچش های داستانی هیجان انگیز نیست، فیلم خوش ساختی است که داستان ساده اش را به آرامی پیش می برد و با وجود ریتمی کند، تماشاگر را تا پایان پیگیر شخصیت هایش می کند.