علی نصیریان، دارنده نشان درجه یک هنر کشور، در گفتگو با خراسان:انگار هنوز در ابتدای راهم
نویسنده:احمد صبریان
در عرصه بازیگری سینما و تئاتر ایران، تکستارههایی وجود دارند که حضورشان در هر فیلم و نمایش، تشخص ویژهای به آن آثار میدهد. استاد «علی نصیریان»، نیز از نامهای ماندگار در تاریخ سینما و تئاتر ایران میباشد، که با بازیهای درخشان، تحسینبرانگیز و به یاد ماندنی کارنامهای پربار را برای خود رقم زده است. نصیریان متولد 1313 و دانشآموخته هنرستان بازیگری است. وی با بازی در فیلم «گاو» یکی از بهترین و ارزشمندترین آثار موج نو سینمای ایران اثر داریوش مهرجویی، سینما را تجربه کرد. هرچند پیش از آن در نمایشهای مختلفی ایفای نقش کرده بود، اما بازی در فیلم «گاو» نصیریان را به عنوان بازیگری توانمند و صاحب سبک به سینمای ایران معرفی کرد. وی در نخستین همایش «چهرههای ماندگار»، به عنوان چهره ماندگار عرصه سینمای ایران برگزیده و معرفی شد. هفته گذشته نیز رئیسجمهور، نشان درجه یک هنر کشور و لوح تقدیر را به عنوان یکی از شخصیتهای برگزیده فرهنگستان هنر، به علی نصیریان اهداء کرد. اگرچه همان زمان که وی به عنوان «چهره ماندگار» عرصه سینما برگزیده شد، با او گفتگویی داشتیم، اما کسب نشان درجه یک هنر کشور بهانه خوبی بود تا دیگرباره، با ایشان همکلام شویم. ایشان نیز همچون گذشته، در نهایت صداقت و صمیمیت همراهیمان کرد که جای تشکر فراوان دارد.
* فیلمشناسی: «گاو»، «آقای هالو»، «پستچی»، «مدرسهای که میرفتیم» و «دایره مینا» (داریوش مهرجویی)، «ستارخان»، «کمالالملک» و «کمیته مجازات» (زندهیاد علی حاتمی)، «جادههای سرد» و «شیر سنگی» (مسعود جعفری جوزانی»، «ناخدا خورشید» (ناصر تقوایی)، «آفتابنشینها» و «سالهای خاکستر» (مهدی صباغزاده)، «پول خارجی» (رخشان بنیاعتماد)، «بوی پیراهن یوسف» و «برج مینو» (ابراهیم حاتمیکیا)، «مهرگیاه» (زندهیاد فریدون گله)، «سرایدار» (خسرو هریتاش)، «فصل خون»، (حبیبکاووش)، «بند» (غلامحسین طاهریدوست)، جایزه (علیرضا داوودنژاد)، «کفشهای میرزانوروز» (محمد متوسلانی)، دزد و نویسنده (کاظم معصومی)، «ترنج» (محمدرضا اعلامی)، «روز باشکوه» (کیانوش عیاری)، «عشق من شهر من» (علی قویتن)، «شعلههای خشم» (حمیدرضا آشتیانیپور)، «زندانی 707»(حبیبا... بهمنی)، «دیوانهای از قفس پرید» (احمدرضا معتمدی)، «شاه خاموش» (همایون شهنواز)، «جزیره آهنی» (محمدرسول اف).
* مجموعههای تلویزیونی: «سربداران» (محمدعلی نجفی)، «هزاردستان» (زندهیاد علی حاتمی)، «زیر گنبد کبود» (بهمن زرینپور)، «گرگها» (داوود میرباقری)، «ماشاا... خان و صندوقچه اسرار» (داریوش مودبیان)، «بهشت گمشده» (کامران قدکچیان)، «همشاگردیها» (مسعود شاهمحمدی)، «همسایهها» (محمدحسین لطیفی)، «آشیانه سیمرغ» (شهرام اسدی).
* نمایشها: «بلبل سرگشته»، «امیر ارسلان»، «بنگاه تئاترال»، «بازرس»، «آگهی ازدواج»، «پهلوان کچل»، «هالو»، «چوب به دستهای ورزیل»، «طلسم حریر»، «مرد ماهیگیر»، «استعمال دخانیات ممنوع»، «مردی که مرده بود و خود نمیدانست»، «عروسی باقرخان»، «بازی سیاه»، «آی با کلاه، آی بیکلاه»، «بهترین بابای دنیا»، «بیگانهای در خانه»، «آنتیگون»، «هفتشب با مهمانی ناخوانده»، «سلطان و سیاه»، «پنجرهها».
* * *
هنوز که هنوز است وقتی نامش بر زبان میآید، ناخودآگاه تمامی نقش های ماندگارش از جمله: مشاسلام «گاو»، فرحان «ناخدا خورشید»، قاضی شارح «سربداران»، فتحا... «هزاردستان»، مرتضی الفت «پول خارجی»، دایی غفور «بوی پیراهن یوسف» و... در خاطر جان میگیرد، نقش هایی که در تاریخ سینمای ایران جاودانه شدهاند. فراموش نکردهام سال گذشته، هنگامی که در مراسم باشکوه بزرگداشت علی نصیریان در موزه سینما، از تندیس وی، به عنوان نخستین تندیس سینمایی کشور پردهبرداری شد، اشک در دیدگانش حلقه زده بود. در حضور جمع کثیری که گردش حلقه زده بودند میگفت: «باورم نمیشود، انگار زمانه عوض شده است. من شایسته این همه توجه و تقدیر نیستم.» در حالی که باید پذیرفت علی نصیریان، از معدود شایستگانی است که تاکنون شاید درخور نامش قدر ندیده است.
* جناب نصیریان، ضمن تبریک، بیشک برگزیده شدن شما به عنوان «چهره ماندگار» سینما و نیز کسب نشان درجه یک هنر، در مسیر فعالیت حرفهای شما تاثیر بسزایی داشته و خواهد داشت.
* * باور کنید جدای از آنکه در انتخابهایم پروسواستر شده و مسیر دشواری را پیش روی خود میبینم، اما بیشتر خوشحالم که سهمی ناچیز و اندک، در عرصه هنر و فرهنگ دیارم داشتهام. طی سالیان اخیر در عرصه فرهنگ وهنر -بویژه سینما و تئاتر- اتفاقاتی رخ داده و میدهد که میتواند پیامدهای امیدوارکنندهای دربر داشته باشد. اگرچه بر این باورم که شاید هرگز دوران باشکوه گذشته هنر ایران تکرار نشود، ولی جای بسی خوشحالی است که هنوز در جامعهای زندگی میکنم که فرهیختگان آن، میان «سره» و «ناسره» تفاوت میگذارند.
* پس با این تفسیر، نباید انتظار درخششهایی در عرصه سینما و تئاتر آینده ایران را داشت.
* * نه، به هیچ وجه چنین منظوری نداشتم. میخواهم بگویم ما دوران دشواری را پشت سر گذاشتیم، تا بدینجا رسیدیم. اما انگار این مسیر امروزه برای جوانان هموارتر شده است. آن زمان ما امکانات و ارتباطات امروز را نداشتیم، و باورهایمان بسیار محدود بود. تنها یک کتاب تئاتر داشتیم و به صورت استادی و شاگردی تمرین میکردیم. اما امروز فضای هنری بسیار متفاوت میباشد، زیرا امکانات سینمایی، تئاتری و آموزشی گسترش یافته است. از اینرو گمان میکنم در این دوران هم شاهد اتفاقات خوشایندی خواهیم بود، اتفاقاتی که درخششهایی را هم در پی خواهد داشت. اگرچه دیگر دوران دکتر معین، استاد فروزانفر، جلالالدین همایی و... تکرار نمیشود.اکنون استادان و شاگردان جوانی را میبینم که در کارشان سرآمدند. جریان نبوغگرایی در عرصه هنر دیگرباره پا گرفته، و من و دیگر پیشکسوتان هنر به ادامه این جریان، بسیار خوشبین هستیم.
* اکنون که این نشان هنری توسط بالاترین مقام اجرایی کشور به شما اهدا شد، بیتردید از دولتمردان انتظاراتی هم دارید.
* * بدون تردید همینطور است. انتظارم این است کسانی که مدیریت کشور در دست آنهاست، اهل فکر، فرهنگ، اندیشه و هنر باشند. افرادی که گره از مشکلات اقشار مختلف جامعه بگشایند. امروزه بخش مهمی از گرفتاری هنرمندان و اهل فرهنگ، نبود سندیکاها و تشکلهای صنفی است، از اینرو اهل هنر با مشکلات بسیاری دست به گریبان هستند. بیمه خدمات درمانی، حقوق بیکاری و عدم تامین حرفهای از معضلات هنرمندان ماست. براستی اگر هنرمندی زمانی از کار افتاده شود و توانایی انجام کار نداشته باشد، چگونه باید گذران زندگی کند؟ دولت باید به این گروه از جامعه توجه بایسته و شایسته نماید. امیدوارم همانگونه که از مقام هنری ما تقدیر و تجلیل می شود -تا زمانی که هنوز نفس میکشیم- مشکلات معیشتی و اجتماعیمان نیز مد نظر دولتمردان قرار گیرد. این تجلیلهای بههنگام اتفاق خوبی است که در عرصه فرهنگ و هنر دارد نهادینه میشود، زیرا برای کسانی که عمرشان را به پای هنر ریخته و حتی برای جوانانی که به امید آینده گام در وادی هنر گذاشتهاند امیدآفرین است.
* بیتردید به عنوان بازیگری برگزیده، نگاهتان به مدیوم سینما، تئاتر و بازیگری باید نگاهی آرمانگرایانه باشد.
* * به باور من اگر سینما و تئاتر را ابزار بیان بدانیم، بازیگر واسطهای است که با آفرینش لحظات گویا و تاثیرگذار، احساس را به مخاطب تزریق میکند. این وظیفه در عرصه ادبیات برعهده شاعران داستاننویسان، و در یک تابلوی نقاشی به عهده نقاش است. سینما و تئاتر یک روایت است، و بازیگر نیز روایتگری که به بیان ایده، پیام و فکر میپردازد.به گمان من سینما و تئاتر ناب و حقیقی، یک خواب بیتکرار است. رویایی شیرین که در لایهلایه وجود بازیگر نفوذ میکند، و او را تحت تاثیر قرار میدهد. البته اصل جریان بازیگری در تئاتر رخ میدهد. بدون حضور بازیگر حرفهای، میتوان وجود سینما را ممکن دانست. اما تئاتر بدون حضور بازیگر حرفهای، هرگز مفهوم نمییابد.بیتردید این سخن بدان معنا نیست که ارزشهای سینما نادیده گرفته شود، زیرا امروز در عرصه هنر جهان و ایران، سینما حرف نخست را میزند.
* شما از انگشتشمار بازیگرانی هستید، که تجربه همکاری با کارگردانان صاحبنام سینمای ایران را دارید. میخواهیم بدانیم بیاغراق و بدور از تعارف کدام فیلم و کارگردان را در روند کاری و مسیر بازیگریتان تاثیرگذار میدانید؟
* * من برای تمام کارگردانانی که با آنان چه در سینما و چه در تئاتر همکاری داشتهام، احترام خاصی قائلم. اما اگر قرار به انتخاب باشد، گزینه نخست من در میان کارگردانان سینما «داریوش مهرجویی» است. زیرا نخستین و ارزشمندترین تجربه بازیگریام در سینما را با «گاو» مهرجویی کسب کردم و از او بسیار آموختم، فرصتی طلایی که هنوز هم به آن میبالم. مهرجویی کارگردانی است که به سبب تحصیلات و تسلط به سینما، فلسفه، عرفان، ادبیات و برخورداری از ذهنی خلاق، با عوامل صحنه -بویژه بازیگران- ارتباط حسی و ذهنی عمیق و زیبایی برقرار میکند. به گونهای که با راهنمایی ایشان، نقش من در فیلمهای «گاو» و «آقای هالو» چنان عمیق، باورپذیر و تاثیرگذار شد، که هنوز خاطرهاش در ذهنم زنده است.من موفقیت خود در سینما را مدیون مهرجویی هستم، و هنوز هم این دو فیلم را برگهای برنده کارنامه بازیگریام در سینما میدانم.زندهیاد «علی حاتمی»، نیز از جمله کارگردانانی بود که از او بسیار فراگرفتم. خاطره خوش همکاری با وی در فیلمهای «ستارخان»، «کمالالملک» و بویژه سریال «هزاردستان» را هرگز فراموش نمیکنم. او به من آموخت که چگونه با نقش زندگی کنم و اینکه در انتخاب نقش هایم وسواس به خرج دهم، همانگونه که خودش در کارگردانی وسواس فراوان داشت. نقش «قاضی شارح» در «سربداران» محمدعلی نجفی را نیز بسیار دوست دارم. البته این گزینشها، بدان مفهوم نیست که ارزش همکاری با دیگر کارگردانان سینما، تئاتر و تلویزیون را نادیده بگیرم. من هنوز هم تشنه آموختن هستم و هر بار که قرار است در فیلم، نمایش یا سریالی ایفای نقش کنم، انگار در ابتدای مسیر بازیگری قرار دارم. باور کنید،
نوشتارهایی از سینما تئاتر و تلویزیون