نقدی بر فیلم «روزهای نارنجی» ساخته آرش لاهوتی 

منتشر شده در روزنامه صبح امروز

احمد صبریان:روزنامه نگار و منتقد سینما

فیلم «روزهای نارنجی» روایتگر زندگی پرفراز و نشیب «آبان» زنی میانسال است که واسطه استخدام کارگران زن فصلی، برای کار در باغ‌های مرکبات شمال کشور است. آرش لاهوتی در نخستین ساخته بلند سینمایی اش، تماشاگر را با طیفی از زنان مواجه می کند که زندگی آشفته ای دارند و ناگزیرند که با حقوق اندکی در باغ های شمال، در چیدن پرتقال با سرکارگری آبان (هدیه تهرانی) همکاری کنند.اگرچه فیلم مضمونی زنانه و اجتماعی دارد اما ساختار فیلم به گونه ای است که از سیاه نمایی می پرهیزد و در ورطه شعارزدگی و نگره های فمینیستی نمی افتد. کارگردان با هوشمندی وتکیه بر فیلم نامه ای سرشار ازجزئیات می کوشد تا با روایتی یکدست، فضای پیرامون زنی محصور در جامعه مردان را به نمایش بگذارد. زنی با اعتماد به نفس، مستقل و محکم که درعرصه کاری و در ستیز با جامعه‌ ای مردانه می‌خواهد در رقابت با آن ها چیزی کم نیاورد. لاهوتی در به تصویرکشیدن موقعیت ها و روابط انسانی بین زوج آبان (هدیه تهرانی) و مجید (علی مصفا)، به خوبی توانسته است به لایه های پنهانی زندگی سرد و بی روح آنها نقبی بزند. در حالی که امور اقتصادی و حساب و کتاب خانه و رسیدگی به زنان کارگر باغ های مرکبات برعهده آبان است، مجید کار خاصی انجام نمی‌دهد و در هیچ کاری به او کمک نمی کند. حتی هنگام تعویق در پرداخت حقوق کارگران ،به هزینه ماهی‌های آکواریومش فکرمی کند و پول هایشان را نیز در این راه به هدر می‌دهد. بیشتر خانه نشین است و چندان همراه آبان نیست. ولی درونمایه فیلم درست از جایی رنگ می‌گیرد که این زوج با یکدیگر همراه می‌شوند و فردیت خویش را کنار می‌گذارند. «روزهای نارنجی» از زمره معدود فیلم اولی‌های ارزشمند است که به لحاظ فیلم نامه، ساختار و محتوا، حرفی جدید برای گفتن دارد. لاهوتی با همراه کردن آبان و مجید هنگامی که شریک یکدیگر می‌شوند، موضوع عشق و کمبود عاطفی  در زندگی  زناشویی را به گونه ای ظریف، هوشمندانهو  با نگاهی آسیب شناسانه به نقد می کشد چرا که آبان هنوز در درون احساس تنهایی می کند. بعید به نظرمی رسد کمتر زنی نگاه منصفانه و تحلیل گر کارگردان رابه زنان شایسته تحسین نداند. در «روزهای نارنجی» شخصیت‌ های فرعی یا همان زنانی که برای آبان کار می‌ کنند، هرکدام داستانک‌ ها و خرده روایت ‌هایی را به قصه می افزایند که در طول فیلم پیرنگ داستانی می گیرند و مخاطب را با خود همراه می کنند.

آرش لاهوتی درانتخاب بازیگران نقش های محوری فیلمش بجا و مناسب عمل کرده است. از آن جا که فیلم روایتگرزندگی آبان که زنی سرد و مستقل و درونگرا است، انتخاب هدیه تهرانی با وجود سیمایی سرد و سنگی و به مدد چهره پردازی  و یک بازی  زیرپوستی و باورپذیر همراه با درونگرایی و احساس کنترل شده و همچنین نقش آفرینی سرد و به اندازه علی مصفا تحسین برانگیزاند. این دو بازیگر دقیقا همان ویژگی هایی را دارند که شخصیت های آبان و مجید «روزهای نارنجی» نیاز دارند و شاید به همین خاطر است که تماشاگر با آن ها همذات پنداری می کند. فیلم با وجود امتیازاتی چون بازی های خوب بازیگران، شخصیت پردازی های منسجم، فیلم نامه ای سرشار از جزئیات، موسیقی متن  دلنشین و همخوان با فضای صحنه کریستف رضاعی، طراحی لباس و صحنه هماهنگ با فضای حاکم بر اثر و فیلم برداری روی دست و یک پایان بندی غافلگیرکننده از برخی کاستی ها چون ضرباهنگ و ریتم کند و نبود تعلیق ها و گره افکنی های نه چندان پررنگ عاری نیست. «روزهای نارنجی» نوید کارگردان خوش ذوقی را به سینمای ایران می‌دهد که متفاوت از سینمای رایج این روزها فکرمی‌ کند. نگاه عمیق او به جزئیات و زیبایی شناسی ستودنی است. ازآن جا که فیلم از مفاهیم ظریف انسانی سخن می‌گوید حرفی نو برای ارائه به مخاطبش دارد. کارگردان بی آن که نگاه جانبدارانه ای به مقوله زنان داشته باشد، به تماشاگرش این نکته را یادآورمی شود که درهر موفقیتی چه زن و چه مرد به وجود یکدیگر نیاز دارند. وی شرط رسیدن به هدف را کنار هم قرار گرفتن زن و مرد می داند و از این دیدگاه فیلمش قابل احترام است. «روزهای نارنجی» آرش لاهوتی فیلمی آرام اما عمیق و انسانی است وچون حرفی که می زند به دل می نشیند، مخاطب نیز با کششی درونی آن راهمراهی می کند.