احمد صبریان
«ادبیات و هنر» در بیشتر کشورهای جهان، به عنوان پشتوانه ای فرهنگی، همواره مورد توجه سیاست گذاران، نهادهای دولتی و رسانه های خصوصی یا وابسته به دولت بوده است. اگر با نگاهی بدون حب و بغض بخواهیم نقش رادیو و تلویزیون را در تقویت پایه ها و بنیادهای ادبی و هنری کشورهای شرق و غرب بررسی کنیم، بی تردید این نکته برایمان آشکار خواهد شد که این دو عرصه مهم و سرنوشت ساز همپای مقوله های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی برای دولتمردان و بنگاه های دولتی و خصوصی، رسانه های تصویری و شنیداری، مطبوعات و نشریات جایگاه ویژه خود را دارد. بدین معنا که اگر یک حادثه، رخداد و اتفاق سیاسی در کشورهای غربی یا شرقی کانون توجه قرار می گیرد و رسانه ها بخشی از مهم ترین بخش های خبری خود را به بازتاب این رویداد اختصاص می دهند، به همان اندازه نیز در انتشار و بازتاب وسیع، گسترده و جهانی رویدادهای فرهنگی، هنری و ادبی اهتمام فراوان دارند. پایگاه های اینترنتی خبری، نشریات و مطبوعات، رادیو، تلویزیون و شبکه های ماهواره ای نیز در این شرایط، با اختصاص مهم ترین بخش خود به مرور سرفصل های اخبار، اتفاق ها و رویدادهای ادبی- هنری، به بازتاب این جریان های فرهنگی می پردازند. بی تردید در دنیای معاصر به سبب مشکلات فراوانی که برای مردم وجود دارد، رسانه های تصویری جایگاهی فراتر از نشریات و رسانه های نوشتاری و مکتوب یافته اند. اگر امروز ما جزئی ترین اخبار ادبی- هنری جهان را بر تلکس های خبری، سایت های اینترنتی و شبکه های ماهواره ای پی گیری می کنیم، نشان از سیاست های ویژه و منحصر به فرد آن ها، در انتقال، بازتاب و بررسی شرایط ادبی- هنری جامعه خویش به جهانیان دارد. بی شک با توجه به طیف انبوه مخاطبان و در اختیار داشتن رسانه های پیشرفته خبری، می توان ثانیه به ثانیه از اخبار و رویدادهای سیاسی، اقتصادی، ادبی، هنری و اجتماعی آن ها آگاه شد. اگر امروز رخدادهای ادبی و هنری غرب با سرعتی فزاینده و در شمارگان بالا به اطلاع مخاطبان جهانی می رسد باید آن را مرهون سیاست های منسجم دانست که به منظور معرفی، شناسایی و تسلط ادبی و هنری آن ها بر دیگر کشورها پایه ریزی شده است. البته اگر وجه اطلاع رسانی این قضیه را نیز از نظر دور نداشته باشیم، باید اعتراف کرد که جهان ادبیات و هنر برای آن ها به همان میزان ارزشمند و مهم است که رخدادهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی برایشان در کانون توجه قرار می گیرد. اما متاسفانه ما با وجود برخورداری از ادبیات، هنر و فرهنگ گرانسنگ و دیرینه پایمان، هنوز سهم چندانی در رسانه های تصویری خود نداریم. صدا و سیما به عنوان رسانه ملی چنان در انتشار و بازتاب مهم ترین رخدادهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی رویه ای افراطی را پیش گرفته که چندان جایی برای اطلاع رسانی اخبار ادبی- هنری باقی نمانده است. اگر بخش های مختلف خبری صدا و سیما را در نظر بگیریم به این حقیقت تلخ می رسیم که سهم ادبیات و هنر کشور در این رسانه و بازتاب رخدادهای هنری و ادبی و اطلاع رسانی آن به مخاطبان مشتاق چنان اندک است که گاه مایه تاسف اهالی فرهنگ، ادب و هنر را فراهم می کند. در شرایطی که برای کوچک ترین موضوع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی میزگردهای کارشناسی تشکیل داده می شود و با حضور صاحب نظران به بحث و تبادل نظر می پردازند، برای مهم ترین رخداد ادبیات و هنر کشور اگر به نظر آنان قابل طرح باشد، در حد یک خبر کوتاه و گذرا به آن بسنده می شود. شمار اندک برنامه ها و جنگ های ادبی، هنری، سینمایی، نبود میزگردهایی درخصوص مباحث ادبیات و هنر، اختصاص نیافتن شبکه ای به پخش، بررسی و نقد رویدادهای هنری- ادبی و... آن هم با توجه به نقش مهم، سرنوشت ساز و تاثیرگذار ادبیات و هنر بر تحولات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی موضوعی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. به راستی چند درصد از مخاطبان ادبیات، فرهنگ و هنر، جدیدترین و مهم ترین رخدادهای این عرصه را از طریق رسانه ملی پی گیری می کنند؟ در حالی که بیشتر نشریات و مطبوعات با اختصاص صفحه ای خاص به این موضوعات و نیز در نظر گرفتن ستون های خبری ویژه در بازتاب اخبار هنری، ادبی و سینمایی کشور تلاش شایان توجه و درخور تقدیری دارند، بی توجهی رسانه ملی به مسائل مهم این عرصه، جز این که اعتبار خود را به عنوان یک رسانه فراگیر و ملی زیر سوال ببرد و موضع مخالف خود را با ادبیات و هنر آشکار کند، پیامد دیگری به همراه ندارد. به راستی چند درصد از اخبار روزانه صدا و سیما به انتشار و بازتاب رخدادهای ادبی- هنری اختصاص دارد؟ چند درصد از اخبار مهمی که روزانه در نشریات و مطبوعات کشور به چاپ می رسد، از طریق رسانه ملی به گوش مخاطبان می رسد؟ تا چه میزان این رسانه در تعالی عرصه های ادبی و هنری کشور -به جز در ایام مناسبتی- که آن هم در حد یک اشاره کوتاه بوده، کوشیده است؟ شمار برنامه های تخصصی و میزگردهای ادبی- هنری و حضور صاحب نظران عرصه ادبیات و هنر در رسانه ملی تا چه حد است؟
اگر بخواهیم با آمار و ارقام درصدد پاسخ گویی به این پرسش ها برآییم، شاید حسرت دیگری در دلمان جا خوش کند و آه از نهادمان برآید. اما آنچه مسلم است این است که رسانه ملی به عنوان رسانه ای فراگیر که وظیفه آن اطلاع رسانی، برنامه سازی های متفاوت در عرصه های مختلف، تنویر افکار عمومی و فراهم کردن بستری لازم برای حضور بیشتر فرهیختگان و صاحب نظران است، در عرصه ادبیات و هنر نتوانسته است نقش تاثیرگذار خود را به انجام رساند. در حالی که جزئی ترین خبر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بارها و بارها در بخش های مختلف خبری رادیو و تلویزیون و در ساعات مختلف از شبکه های مختلف پخش می شود. مهم ترین اخبار عرصه ادبیات و هنر در کنداکتور پخش این رسانه جایی ندارد. درشرایطی که برای هر موضوع پیش پا افتاده و بارها مطرح شده ای، مصاحبه، گزارش، میزگرد و نقد برگزار می شود، کمتر شبکه ای درخصوص ادبیات و هنر کشور به برنامه سازی می پردازد.این حقیقت تلخ زمانی بیشتر آزاردهنده می شود که همین اخبار در شبکه های مختلف ماهواره ای خارج از کشور به نحو گسترده ای پوشش می یابد و با تهیه گزارش های مختلف سعی در جذب مخاطبان عرصه ادبیات و هنر ایران به خود را دارند. در حالی که شبکه های بی.بی.سی، سی.ان.ان، یورو نیوز، العالم، بلومبرگ، الجزیره و زی. اد.اف با برگزاری دوسالانه هنری ونیز و حضور پررنگ هنرمندان ایرانی، بخش مهمی از برنامه های بخش فرهنگی خود را به بازتاب این رویداد، گفت وگو با هنرمندان ایرانی و نمایش آثار هنرمندان ایرانی در این رخداد معتبر بین المللی اختصاص می دهند، شبکه های مختلف تلویزیون ایران بدون هیچ اشاره ای به چنین رخداد مهم و بحث برانگیزی، به پرکردن آنتن های خود با برنامه های سیاسی و اقتصادی می پردازند. زمانی که فروش آثار هنری ایران در حراج «ساتبی» خبرنگاران شبکه های مختلف را به این محل می کشاند که با تهیه گزارش های تصویری و صوتی ناخواسته به مطرح کردن نام ایرانیان بپردازند، با هیچ گونه بازتاب تصویری و شنیداری از این خبر مهم در رسانه های ملی مواجه نمی شویم. اگر مدیران، مسئولان و سیاست گذاران رسانه ملی به این حقیقت برسند که زیربنای توسعه ملی، توجه به پایه های فرهنگی از جمله ادبیات، هنر و سینمای کشور است، بی شک به این عرصه سرنوشت ساز اهمیت بیشتری می دهند. هنگامی که هم زمان با بزرگ داشت فردوسی در ایران خبرنگار شبکه «ART» به میان صاحب نظران و فردوسی شناسان از کشورهای مختلف می رود و با تهیه گزارش هایی از آذربایجان، ارمنستان، ایتالیا، آلمان، روسیه، ترکیه به بازتاب تصویری حضور تندیس های فردوسی در این کشورها می پردازد، صدا و سیمای ما از پوشش خبری همایش ها، سخنرانی ها و میزگردهایی که در همین خصوص در کشورمان برگزار می شود، پرهیز می کند. انگار باید بپذیریم که آن ها برایمان دایه مهربان تر از مادرند.بی شک با استمرار چنین روندی دور از ذهن نیست که به سبب بی توجهی رسانه ملی به عرصه ادبیات و هنر در وجوه گوناگون خبری، تحلیلی، نقد و بررسی، در آینده ای نه چندان دور، نسل آینده کشور باید حتی نام مفاخر ادبی و هنری کشورش را، از زبان گویندگان شبکه های مختلف ماهواره ای بشنود.
|
+| نوشته شده توسط
احمد صبریان در یکشنبه هفتم تیر 1388
|