تبليغاتX
نگاتیوهای سپید
یادداشتهای یک روزنامه نگار درباره سینماوتلویزیون
 گپ و گفتی با رامبد جوان:حسابی گیج شده ام
 
 

 
«رامبد جوان» متولد ۱۳۵۰ می باشد. وی با بازی در نقش کوتاهی، در مجموعه تلویزیونی پرمخاطب «همسران» شناخته شد. سپس با ایفای نقش در
 
سریال «خانه سبز»، به شهرت رسید. بازی در فیلم «مومیایی ۳» و مجموعه تلویزیونی «ولایت عشق»، چهره دیگری از وی را به نمایش گذاشت. رامبد جوان سال ۱۳۸۰ نخستین مجموعه تلویزیونی اش را، با نام «گمگشته» کارگردانی کرد که مورد توجه و استقبال فراوان قرار گرفت. او کارگردانی در سینما را، با ساخت فیلم «اسپاگتی در هشت دقیقه» تجربه کرد. از سال ۱۳۷۶ به حرفه بازیگری روی آورد و تاکنون در آثاری چون: «زن بدلی»، «سوغات فرنگ»، «اسپاگتی در هشت دقیقه»، «مکس»، «صورتی»، «سیندرلا»، «کمکم کن»، «مومیایی۳» و «پشت دیوار شب»، ایفای نقش داشته است. وی از سال ۱۳۷۳ در عرصه تلویزیون در مجموعه هایی چون: «نوروز ۷۴»، «صرفه جویی در آب»، «همسران»، «فروشگاه»، «نوعی دیگر»، «خانه سبز»، «هتل»، «کت جادویی»، «سرزمین سبز» و «ولایت عشق»، به ایفای نقش پرداخت. «رامبد جوان» از معدود هنرمندان کشور است که با بهره گیری از توانمندی های خویش، در عرصه کارگردانی و بازیگری سینما و تلویزیون، حضوری موفق و چشمگیر داشته است. وی که با فیلم سینمایی «پسر آدم دختر حوا» در مقام کارگردان ، میهمان جشنواره فجر امسال است، در این شب های سرد پاییزی، با مجموعه تلویزیونی طنز «مسافران» -به عنوان کارگردان و بازیگر- میهمان قاب شیشه ای است. در گفت وگویی که با وی داشتیم، در نهایت صمیمیت همراهی مان کرد و پاسخ گوی پرسش هایمان بود که جای تشکر فراوان دارد.

 پس از ساخت دو فیلم سینمایی «اسپاگتی در هشت دقیقه» و «پسر آدم دختر حوا»، قصد ندارید سومین فیلم خود را کلید بزنید؟

 فکر نمی کنم. درگیری ها و خستگی ناشی از آن، فرصت نمی دهد امسال پشت دوربین بروم. به احتمال بسیار، سال آینده فیلم جدیدم را جلوی دوربین خواهم برد. تصمیم دارم مجموعه ای از برنامه های پویانمایی درباره نیروی انتظامی را در قالب یک فیلم سینمایی و به صورت یک اثر موزیکال و کمدی، کارگردانی کنم. هم اکنون نیز سه فیلم نامه آماده ساخت دارم. در صورت فراهم شدن شرایط، یکی از آن ها را کارگردانی خواهم کرد. یکی از این فیلم نامه ها در گونه سینمای اجتماعی و به نوعی تلخ است. دیگری در ژانر کمدی است و سومین فیلم نامه هم، مضمونی پلیسی دارد.

 گویا در سال های اخیر، فقط به فعالیت در عرصه طنز اکتفا نکرده اید.

 بله. بیشتر دوست دارم در کنار حرفه بازیگری و کارگردانی سریال ها و فیلم های طنز، فعالیت های دیگری هم انجام دهم. به همین سبب برای نیروی انتظامی ۱۰ تیزر و برای ستاد مبارزه با موادمخدر، یک فیلم و ۱۵ قسمت سریال، به صورت اپیزودیک ساخته ام.

 از آن جا که بیش تر درعرصه ساخت و بازی در آثار طنز فعالیت دارید، بی تردید می دانید که چگونه می توان با بهره گیری از مضامین و سوژه های طنز، تماشاگران و مخاطبان را با گونه درست و صحیح این مقوله آشنا کرد.

 متاسفانه آثار طنز، به ویژه طنز تصویری، در سینما و تلویزیون ما جایگاه مناسب خود را نیافته است. به عبارت دیگر، مردم ماچندان ظرفیت شوخی ندارند. چون فرهنگ آن در جامعه ما، درست درک نشده است. ما از طریق رسانه های تصویری و مکتوب -تلویزیون، سینما و مطبوعات- می توانیم به این موضوع بپردازیم و مخاطبان را، با گونه های صحیح طنز آشنا کنیم. باید در زمینه آثار طنز، فرهنگ سازی کرد. قصد دارم برنامه ای با موضوع «خنده، خندیدن و خنداندن»، برای تلویزیون بسازم. یعنی این که: «چگونه بخندانیم یا چگونه بخندیم.» هدف من از تهیه این برنامه که داستانی اجتماعی دارد، فرهنگ سازی و نوع بیان و شوخی با تک تک افراد جامعه است. به گمان من، «شوخی» نشانه نبوغ و هوش شخصی است. باید این واقعیت را پذیرفت که بیشتر افراد بلد نیستند شوخی کنند. به همین سبب است که شمار طنزنویسان، بازیگران و کارگردانان آثار طنز، در کشور ما بسیار کم تر از دیگر گونه ها است. در بیشتر کشورها مردم و برنامه سازان تلویزیون و سینما، به خود اجازه می دهند تا به گونه ای سنجیده و هوشمند، با یکدیگر شوخی کنند. زیرا شاد بودن را حق خود می دانند. اما متاسفانه در سینما و تلویزیون ما آثار طنز خوش ساخت تماشاگرپسند و ارزشمند، کم تر ساخته می شود. چون فرهنگ درست شوخی کردن را، بلد نیستیم. به عبارتی برای شوخی هایمان هدف نداریم. یعنی اگر «رامبد جوان» می خواهد برنامه ای درباره خنده بسازد، باید هدفش فرهنگ سازی باشد. نه این که به هر بهانه ای فقط بخواهد به هر شکل ممکن، مردم را بخنداند. من در بیشتر کارهای تلویزیونی و سینمایی ام بلد نیستم الکی شوخی کنم. دوست دارم با شوخی های هدف دار و سنجیده، مخاطب را بخندانم.

 در جایی خواندم که گفته بودید زیاد اهل سینما رفتن نیستید.

 

 

بله؛ همین طور است. به گمان من، سینما مکانی برای دیدن و لذت بردن است. سینما نه کتابخانه است و نه دانشکده. دوست ندارم فیلمی را، تنها برای آموختن و یادگیری تماشا کنم. سینما باید تجربه ای برایم فراهم کند که نتوانم آن را در جای دیگری کسب کنم. با توجه به شرایط و موقعیت نامناسب سالن های سینما، ترجیح می دهم در خانه فیلم ببینم. بخش عمده ای از سینماهای ما، سیستم صوتی، تصویری، سرمایشی، گرمایشی و امکانات رفاهی مناسبی ندارند. این شرایط نامناسب تماشاگران را، از نشستن در سالن های سینما گریزان می کند با توجه به این حقیقت تلخ باید برای تماشاگری که برای دیدن حتی بهترین فیلم ها، به سالن سینما می آید فرش قرمز پهن کرد. بی شک تماشای فیلم در سالن هایی با شرایط کنونی، تحمل، صبوری و شکیبایی زیادی می خواهد.

 برخی ها بر این عقیده اند که «رامبد جوان» میان کارگردانی و بازیگری، بلاتکلیف مانده است.

 خودم هم تا حدی این نظر را قبول دارم اما حسابی گیج شده ام. گاهی که خوب فکر می کنم، به این نتیجه می رسم که کارگردانی را بیشتر دوست دارم. البته از بازیگری هم نمی توانم چشم بپوشم. چون آن را هیچ گاه از سر تکلیف و باری به هر جهت انجام نداده ام. در دوران دانشگاه تئاتر بازی می کردم و تمام گونه های بازیگری را، تجربه کردم. اما بزرگ ترین اتفاق زندگی ام هنگام بازی در سریال «خانه سبز» رخ داد. هنگام همکاری با زنده یاد «مسعود رسام» و «بیژن بیرنگ»، متوجه شدم یک بازیگر برای تامین درآمد و هزینه های جنبی زندگی، باید در حرفه دیگری هم فعالیت کند. چون اگر چنین نباشد، مجبور است به تمام پیشنهادهای مختلف و ضعیف، پاسخ مثبت دهد. به همین سبب وارد کار تبلیغات شدم. البته اگر به پرونده کاری ام مروری بیندازید می بینید که پیشینه کارگردانی ام، بیشتر از بازیگری است. اما این هرگز به آن معنا نیست که بازیگری را دوست ندارم.

فضای ذهنی شما در مقایسه با دیگر کارگردانان سریال های طنز تلویزیون تا حد زیادی متفاوت به نظر می رسد.فضایی فانتزی- تخیلی که در سریال «مسافران» به شدت مشهود است. آیا این فضا برای رامبد جوان که هم می خواهد کارگردان باشد و هم بازیگر پذیرفتنی است؟

 در این گونه موارد یعنی فضاهای فانتزی- تخیلی دست کارگردان بازتر است. در سریال «مسافران»، ترکیب گروه تا حد زیادی عجیب و پیچیده است. فیلم نامه نویسان «مسافران»، تخیلات ذهنی بالایی دارند و فضای فانتزی این سریال را به خوبی می شناسند. هم نمایش را می فهمند و هم به فلسفه و نگرش فانتزی آشنا هستند. تاکنون در تلویزیون کمدی فانتزی، از جنس «مسافران» نداشته ایم. هنوز بسیاری از مخاطبان به فضای این سریال عادت نکرده و با آن مأنوس نشده اند. چون کم تر این گونه فانتزی را دیده اند. زمان لازم است تا با آن همراه شوند و فضای آن را بپذیرند. من هم آدم عجولی نیستم. منتظر می مانم تا مخاطب با «مسافران» همراه شود. شاید «مسافران» مقدمه ای باشد برای آشنایی مخاطبان، با گونه هایی بهتر از این نوع کمدی فانتزی.

 گویا بسیاری از بینندگان «مسافران»، این سریال را عجیب و غریب می دانند و با آن همذات پنداری ندارند.

 

 بله، بسیاری دیگر از منتقدان مانند شما همین نظر را دارند. البته خودم نیز این موضوع را می پذیرم. چون به این نتیجه رسیده ام بینندگان سریال های شبانه و روتین، کمتر با این جنس از کمدی یا طنز مواجه بوده اند. اساس کار ما در «مسافران»، موضوع ها و سوژه های بامزه ای بود. همین نکته که یک عده از فضا می آیند، تا درباره زمین تحقیق کنند هم طنز دارد هم مفاهیم عمیق. اما بی شک پرداخت صحیح، سنجیده و کامل چنین سوژه ای هم به تحقیق نیاز دارد هم به زمان و هم به فیلم نامه ای منسجم. در «مسافران» باید برای هر یک از شخصیت ها، شناسنامه و پرونده ای جدا فراهم می کردیم. باید گروه جلوه های ویژه تصویری وجود داشت نه یک نفر با یک کامپیوتر. باید زمان تولید کافی و مناسب می داشتیم تا برای کار، به استودیوی ویژه ای می‌رفتیم. شاید باورتان نشود اما ما برای ساخت «مسافران»، یک سری ابزار و ادوات معمولی داریم که بسیاری از سریال های معمولی و روتین تلویزیون، با همین شرایط ساخته می شوند. در حالی که «مسافران» با توجه به «سوژه و فضا»، به امکانات بیشتری نیاز دارد.

 نگران نبودید که «مسافران» هنگام پخش نتواند چندان مخاطب را با خود همراه کند؟

 چرا، اتفاقا خیلی نگران بودم. مدام از خودم می پرسیدم آیا «مسافران» می تواند با وجود داستانی فانتزی و روایت نه چندان سرراست، مورد استقبال مخاطبان قرار گیرد. اما از آن جا که مطمئن بودم به تدریج مخاطب خود را می یابد، با بهره گیری از برخی عناصر و فاکتورهای آشنا، برای بیننده بیگانه زدایی کردم. اگرچه نتوانستم آن گونه که دلم می خواست، کارم را پیش ببرم. چون هم به لحاظ امکانات کمبود داشتیم و هم برای پرداخت بیشتر به جزئیات، زمان چندانی نداشتیم.

 گویا کمبود و زمان مناسب، بیش از سایر عوامل، شما و گروه سازنده «مسافران» را محدود کرده است.

 دقیقاهمین طور است. چون فرصت زیادی در اختیار نداشتیم، در بسیاری موارد امکان برنامه ریزی دقیق برایمان فراهم نبود. تلویزیون از من یک سریال پنجاه قسمتی می خواست. من در ساخت سریال «مسافران» ریسک بزرگی کردم. چون با وجود ضعف ها و کاستی های بسیاری که پیش رو داشتم، با امکانات اندک روی سوژه ای فانتزی- کمیک که نیاز به تجهیزات و امکانات فراوان و گسترده ای داشت تمرکز کردم. البته بسیاری از دوستان گروه هم مانند من مشکلاتی داشتند. اما به هر حال هر تجربه تازه، یک سری ضعف و کاستی هم دارد.

ولی من به عنوان کارگردان، دلم می خواست سریالی بسازم که همه آن را دوست داشته باشند. اگرچه برخی منتقدان در نوشته هایشان، با «مسافران» نامهربان برخورد کرده اند. اما برای من رضایت مخاطب بیش تر اهمیت دارد.

هیچ کس به اندازه کارگردان، ایرادهای کار خودش را نمی فهمد. من هم متوجه کاستی های کارم می شوم. همان طور که در بسیاری موارد، متوجه امتیازات و خوبی های کارم نیز هستم. اما تلاشم این است که از این تجربه ها، در کارهای آینده ام استفاده کنم و از آن ها بهره ببرم.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 كيارستمي : سرنوشت من در انتظار فيلم‌سازان مستقل است

كارگردان ايراني برنده‌ي نخل طلاي كن اعلام كرد: «آنچه در ايران بر سر فيلم‌هاي من آمده است، در انتظار فيلم‌سازان مستقل است.»

 عباس كيارستمي كه براي رياست هيات داوران جشنواره مراكش به مغرب سفر كرده است، اعلام كرد: فيلم‌هاي من در 12 سال گذشته در ايران نمايش نيافته‌اند و اين سرنوشت بر سر فيلم‌سازان مستقل زيادي افتاده است.

وي در بخشي از اين مصاحبه‌ با اشاره به برخي مميزي‌ها در ايران تصريح كرد:من خودم را به‌سوي ادامه‌ دادن سوق داده‌ام و اين واقعيت را قبول كرده‌ام كه فيلم‌هاي من 12 سال است نامرئي شده‌اند.

كيارستمي هم‌چنين درباره جديدترين فيلم‌اش با نام «رونوشت برابر اصل» كه در توسكاني ايتاليا ساخته شده گفت: ژوليت بينوش براي ديدن من به ايران آمد و به او اين داستان رمانتيك واقعي را گفتم كه او نيز به من گفت بايد اين به فيلم تبديل شود.

جشنواره فيلم مراكش كه تا روز 12 دسامبر ادامه خواهد داشت، امسال تاكيد ويژه بر سينماي كره‌جنوبي دارد. طي سال‌هاي گذشته، اسپانيا، ايتاليا، مصر و انگلستان در محوريت برنامه‌هاي جشنواره مراكش بودند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه هفدهم آذر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 عبدالرضا کاهانی: برای حضور در جشنواره فجر عجله ای ندارم
 

 
صبریان


امیدوارم شرایطی فراهم شود، تا بتوانم کارگردانی یک تئاتر را برعهده بگیرم. «عبدالرضا کاهانی» که این روزها سرگرم آماده ساختن جدیدترین فیلم خود با نام «هیچ» می باشد، با اعلام این مطلب به خراسان گفت: اگرچه صحبت های قطعی برای حضور من در عرصه تئاتر نشده است، اما امیدوارم سال آینده، بتوانم نمایشی را کارگردانی کنم. کاهانی که سال گذشته با فیلم «بیست» در جشنواره فجر حضور داشت، درباره جدیدترین فیلم خود با عنوان «هیچ» اظهار داشت: تدوین این فیلم به پایان رسیده است و از چندی پیش «جهانگیر میرشکاری»، کار صداگذاری «هیچ» را آغاز کرده است.

 

 وی درباره حضور «هیچ» در جشنواره فجر امسال گفت: عجله ای برای اکران یا حضور این فیلم، در جشنواره فجر ندارم. زیرا تمام تلاش من این است که این فیلم با کیفیت مطلوب آماده نمایش شود. کاهانی که با فیلم «بیست»، جوایز مختلفی را از جشنواره های معتبر جهانی دریافت کرده است، افزود: من فارغ التحصیل تئاتر هستم. دوست دارم پس از چند تجربه سینمایی، به تئاتر روی آورم، تا روحیه ام تازه شود. چون به گمان من تئاتر همیشه حرف های تازه ای برای گفتن دارد. وی خاطرنشان ساخت: ایده ام برای حضور در تئاتر هنوز خام است. اما قصد نگارش یک متن نمایشی را دارم. کاهانی از «مهتاب کرامتی» به عنوان گزینه قطعی برای بازی در این نمایش نام برد. در فیلم «هیچ» عبدالرضا کاهانی بازیگرانی چون «پانته آ بهرام»، «باران کوثری»، «مرضیه برومند»، «مهدی هاشمی»، «احمد مهران فر»، «مهران احمدی»، «صابر ابر» و «نیره فراهانی» نقش آفرینی کرده اند.

فیلم «آدم» کاهانی با بازی مهتاب کرامتی و حامد بهداد، با وجود گذشت چند سال از ساخت و نمایش در جشنواره فجر، هنوز فرصت نمایش عمومی در سینماهای کشور را نیافته است.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه هفدهم آذر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 پایتخت معنوی ایران باید قطب سینمای دینی باشد
    
مجید مصلحی، دبیر جشنواره فیلم دینی رویش در گفت وگو با خراسان:
 
 
پایتخت معنوی ایران باید قطب سینمای دینی باشد
 
احمد صبریان

پنجمین جشنواره فیلم دینی «رویش» که از نهم آذرماه جاری در مشهد آغاز به کار کرده است، عصر امروز با معرفی برگزیدگان بخش های مختلف به کار خود پایان می دهد. در مدت برگزاری این جشنواره دوستداران سینما، در سینما هویزه مشهد به تماشای آثار گوناگون از فیلم سازان مختلف نشستند.جلسات نقد و بررسی آثار حاضر در این جشنواره، نیز با حضور منتقدان، کارشناسان و علاقه مندان سینما، در ساعات پایانی روزهای برگزاری این جشنواره گرمی خاصی داشت. میزبانی جشنواره فیلم رویش در این چند روز، به مشهد رنگ و بویی دیگر داد. حضور سینماگران، برگزاری جلسات نمایش فیلم، نشست های نقد و بررسی آثار جشنواره و گردآمدن سینمادوستان مشهدی، به سرمای خزان -دست کم در عرصه سینما- کمتر مجال خودنمایی داد. در فرصتی که دست داد با «مجید مصلحی» دبیر جشنواره فیلم رویش، به گفت وگو نشستیم.وی که علاوه بر دبیری جشنواره رویش، مدیرکل امور استان ها و مجلس حوزه هنری هم هست در این گفت وگو در نهایت صداقت و صمیمیت پاسخ گوی پرسش هایمان شد که جای تشکر فراوان دارد.

 جناب مصلحی! فکر می کنید پس از گذشت پنج دوره، جشنواره فیلم رویش به اهدافی که مدنظر داشته دست یافته است؟

 

 

 به نظر من بین آن چه به عنوان اهداف این جشنواره تعریف کرده ایم و آن چه هست، فاصله زیادی وجود دارد.

برای رسیدن به این اهداف، به مدت زمان بیشتری نیاز است. اما جمع بندی ما از نتایج حاصله، حرکتی رو به جلو را نشان می دهد. بی تردید برای هر جشنواره موضوعی، شمار آثار ارسالی به دبیرخانه، نشانگر اعتماد فیلم سازان به آن رخداد سینمایی است. با توجه به این که در جشنواره امسال بخش های «ایده» و «کلیپ» را حذف کردیم احتمال می دادیم درخصوص تعداد آثار ارسال شده، کاهش آمار داشته باشیم. اما خوشبختانه در مقایسه با سال های گذشته و با توجه به شمار آثار ارسالی، می توان گفت امسال در اوج قله بوده ایم. در دوره های اول و دوم جشنواره رویش برداشت فیلم سازان از فیلم دینی، با اهداف جشنواره خیلی منافات داشت. در واقع تلقی فیلم سازان از فیلم دینی، پرداختن به نمادها و مناسک ظاهری دین بود. اما امسال این نگاه اصلاح شده است و دست کم در شصت درصد آثار ارسالی، فیلم سازان کمتر به مناسک و نمادهای ظاهری دین پرداخته اند.به گمان من این خود یک اتفاق مبارک و فرخنده است که ما را در رسیدن به اهداف جشنواره، امیدوارتر می سازد. همچنین درخصوص کیفیت آثار، امسال با رشد چشمگیری مواجه بودیم. در چهار دوره گذشته جشنواره، بالغ بر ۷۵ اثر به مرحله انتخاب راه می یافت. اما امسال هیئت های انتخاب و داوری اصرار داشتند که در گزینش آثار، سخت گیری بیشتری داشته باشیم. بدین معنا که تنها آثار قابل دفاع، به بخش مسابقه جشنواره معرفی شوند. به همین سبب امسال ما این تعداد را به ۴۴ فیلم کاهش دادیم. فیلم هایی که در این دوره از جشنواره، به نمایش گذاشته شدند، به مراتب از کیفیت بهتری برخوردار بودند. هم چنین در پنجمین دوره، گرایش تولیدات به سمت فیلم هایی که در مراکز استان ها ساخته می شوند، افزایش چشمگیری داشته است. بدین معنا که تولید آثار از تهران، به مراکز استان ها معطوف شده و حضور فیلم سازان مراکز استان در جشنواره چشمگیرتر است. اما با وجود این امتیازات و روند رضایت بخشی که در مقایسه با دوره های گذشته داشته ایم، هنوز هم تا رسیدن به اهداف متعالی این جشنواره، فاصله زیادی داریم. به گمان من چنان چه این جشنواره از یک نظام برنامه ریزی شده پیروی نکند، به مثابه یک «شو» یا «میتینگ» ساده است که با یک افتتاحیه آغاز می شود و با یک اختتامیه به پایان می رسد. ما اصرار داریم که جشنواره رویش، به حرکتی مستمر و جریان ساز تبدیل شود. چون متاسفانه ماهیت بیشتر جشنواره های کشور، بیشتر در حکم یک «شو» تعریف شده است. جشنواره باید ویترینی برای نمایش تولیدات و کارهایی باشد که طی یک سال انجام داده ایم. اگر این نگرش بر ماهیت جشنواره ها و نحوه برگزاری آن ها غالب شود و دستگاه های فرهنگی دست اندرکار و مسئولان جشنواره نیز در تربیت و پرورش این نگاه بکوشند، می توان به افق و چشم انداز آینده «رویش» امیدوار بود.

 شما خودتان به عنوان دبیر جشنواره، چه تعریفی از سینمای دینی دارید و این تعریف، تا چه اندازه در آثار جشنواره امسال نمود داشته است؟

 ببینید، درباره تعریف و ماهیت سینمای دینی، مناقشه بسیاری میان صاحب نظران، مسئولان و کارشناسان سینما وجود دارد. ما در جشنواره ۳ جلد کتاب چاپ کردیم که پیامد مناقشات موجود سال های اخیر، درباره تعریف سینمای دینی است. در این کتاب ها نقل قول ها، مقالات مختلف و تحلیل های گوناگون، درباره سینمای دینی گنجانده شده است. اگرچه شاید تناقض هایی آشکار هم در این نوشته ها به چشم بخورد. جدای از مناقشاتی که درباره تعریف سینمای دینی وجود دارد، ما تعریف ساده ای از فیلم دینی داریم. تعریفی که باید به دقت مورد پرداخت قرار گیرد تا بتوان به یک مانیفست واحد، از سینمای دینی رسید. به گمان من هر فیلمی که حاوی پیام ارزشی منطبق بر فطرت، اهداف والای انسانی و دستورات الهی باشد، یک اثر دینی است. با این تعریف ساده، می توان به بسیاری از اصول کلی درباره سینمای دینی دست یافت. بسیاری از آثاری که در جشنواره های مختلف دیگر هم پذیرفته شده و به نمایش درمی آیند، اگر با این تعریف همخوانی داشته باشند، می توانند در فهرست آثار جشنواره رویش هم جای گیرند.

 شماری از فیلم سازان حاضر در جشنواره رویش، از مقطعی بودن این رخداد ، استمرار نداشتن این جریان و اکران نشدن آثارشان گلایه مندند. آیا برای نمایش آثار حاضر در این رویداد سینمایی، پس از پایان جشنواره و در طول سال، برنامه خاصی هم در نظر گرفته اید؟

 مقطعی بودن و استمرار نداشتن این جریان ، فقط خاص جشنواره رویش نیست. چون در بیشتر جشنواره های موضوعی دیگر هم که در طول سال برگزار می شود، مشهود است. سالانه بیش از سه هزار فیلم کوتاه در کشور ساخته می شود که متولی خاصی هم ندارد. هیچ دستگاهی نیز عهده دار اکران این آثار نیست. همچنین جای خالی رسانه ملی، برای نمایش و پخش این آثار کاملا محسوس است. ما برای تولیدات انیمیشن شبکه ویدیویی داریم. اما در این میان جای شبکه ویدیویی فیلم کوتاه خالی است. جای جدول پخش و اکران فیلم های کوتاه، در سینماهای کشور خالی است. به نظر من درخواست فیلم سازان درخصوص اکران آثارشان مطالبه ای به حق است. البته ما تاکنون در حد بضاعت های موجودمان، پاسخگوی بخشی از این مطالبات بوده ایم. امسال برای نخستین بار آثار برگزیدگان پنج دوره جشنواره رویش را، در قالب یک بسته ویدیویی در اختیار دیگر فیلم سازان و شرکت کنندگان حاضر در این رخداد سینمایی قرار خواهیم داد.

به تازگی نیز درخصوص ایجاد شبکه ویدیویی فیلم کوتاه، با موسسه هنرهای تصویری حوزه هنری به تفاهم رسیده ایم. سال آینده پیگیر این موضوع خواهیم بود، تا این شبکه را راه اندازی کنیم. هم چنین در نظر داریم از سال آینده در تعدادی از سالن های سینما که از طریق حوزه هنری در اختیار داریم، پیش از نمایش فیلم های بلند، فیلم های کوتاه این جشنواره، را به نمایش بگذاریم. همچنین با رسانه ملی نیز هماهنگ کرده ایم که جدول خاصی برای پخش فیلم های کوتاه این جشنواره، در شبکه های اول و چهارم سیما در نظر گرفته شود.

 در سال های اخیر بسیاری از جشنواره های موضوعی کشور، تلاش در کسب وجهه بین المللی دارند. با توجه به اهمیت سینمای دینی، آیا شما هم برای بین المللی شدن جشنواره «رویش»، برنامه خاصی مدنظر دارید؟

ما قصد داریم جشنواره ای با تعاریف خودمان، برای جهان اسلام و کشورهای مسلمان منطقه داشته باشیم. پیش از برگزاری پنجمین دوره جشنواره رویش، در شورای سیاست گذاری هم به طور رسمی اعلام کردیم که جشنواره ششم فیلم رویش، به صورت بین المللی برگزار می شود. البته ابتدا با دعوت از کشورهای مسلمان منطقه آغاز می کنیم. سپس سال های آینده این روند را گسترش خواهیم داد. برای حضور این کشورها در جشنواره ششم نیز از طریق رایزن های فرهنگی اقدام خواهیم کرد. همچنین در آینده برنامه اکران فیلم های پنجمین جشنواره رویش را در ۱۲ کشور جهان خواهیم داشت. این اقدام، مقدمه ای برای فعال کردن بخش بین الملل ششمین دوره جشنواره رویش خواهد بود.

 برخی منتقدان بر این باورند که در بیشتر جلسات نقد و بررسی فیلم های حاضر در جشنواره رویش، جای کارشناسان صاحب نظر در عرصه سینما و دین و فیلم سازان صاحب نام خالی است. علت این غیبت را در چه می دانید؟

 من با این نظر موافق نیستم. چون دست کم یکی دو نفر از منتقدانی که در جلسات نقد و بررسی فیلم های جشنواره حضور داشتند، طلبه هایی هستند که لباس ندارند. اما فیلم کوتاه و سینما را می شناسند و در این زمینه تحصیلات دانشگاهی هم دارند. حتی یکی از این افراد، به عنوان مجری-کارشناس، در جلسات نقد و بررسی حضور داشت. از طرفی ما برای نخستین بار در کشور، در ترکیب هیئت داوران جشنواره رویش، از حضور دکتر صادقی به عنوان یک روحانی صاحب نام که تحصیلات دانشگاهی هم دارد بهره گرفته ایم. در حقیقت حضور ایشان در ترکیب هیئت داوران، نشانگر نوع نگاه و میزان حساسیت ما نسبت به آثاری است که به بخش مسابقه جشنواره راه یافته اند.

فکر نمی کنید جای نمایش فیلم های بلند، در برنامه های جنبی جشنواره رویش خالی است؟

 برخی جشنواره های موضوعی کشور، از جمله جشنواره فیلم کوثر و جشنواره امام رضا(ع)، در کنار نمایش فیلم های کوتاه اقدام به پخش و نمایش فیلم های بلند هم می کنند. اما هدف ما از برگزاری جشنواره رویش، کشف استعدادهای جدید و حمایت و تقویت این استعدادها، برای ورود به عرصه فیلم بلند است. بنابراین تلاش داریم توجه خود را، بیشتر به فیلم کوتاه معطوف کنیم و به کشف استعدادها بپردازیم. البته برای رسیدن به این هدف، باید برنامه ریزی داشته باشیم. جشنواره های موضوعی باید براساس یک نظام برنامه ریزی شده تنظیم شوند،نه‌ براساس حضور اشخاص و افراد. زیرا در این صورت با تغییر یا حذف افراد، به برنامه  ریزی ها و بنیان جشنواره لطمه نمی خورد.

یکی از نقاط ضعف جشنواره های موضوعی، مقطعی بودن آن هاست بدین معنا که با یک مراسم افتتاحیه، نمایش فیلم ها، برگزاری جلسات نقد و بررسی، اهدای جوایز و مراسم اختتامیه پرونده شان تا سال آینده بسته می شود. به همین سبب نمی توانند به یک حرکت جریان ساز بدل شوند. این طور نیست؟

 فکر می کنم در این مورد خاص، می توانم از جشنواره رویش دفاع کنم. چون این جشنواره مقطعی نیست. سال گذشته هم اعلام کردیم مراسم اختتامیه چهارمین جشنواره، آغاز پنجمین دوره است. امسال هم به طور قطع این موضوع را در مراسم اختتامیه اعلام خواهیم کرد. ما پیگیر یک سری اقدامات هستیم که بی شک، نتایج خوشایندی را هم در پی خواهند داشت. نخست این که استان های کشور را به پنج منطقه جغرافیایی تقسیم کرده ایم و هر شش استان را، در یک منطقه گنجانده ایم. بیشتر فیلم سازان جوان و مستعد این استان ها را، شناسایی کرده ایم. اساتید و کارشناسان مجرب سینما را نیز از تهران به این استان ها و مناطق اعزام کرده ایم. در این مناطق کارگاه های آموزشی در بخش های «مستند»، «داستانی» و «فیلم نامه» برگزار کردیم. حاصل این کارگاه ها نیز، شماری از فیلم هایی است که به جشنواره امسال ارائه شده است. نکته دیگر پژوهش هایی است که در این جشنواره صورت می گیرد. بر این اساس هر شخصی که به طور مستمر، پنج دوره به جشنواره رویش کار ارائه داده باشد، عضو «باشگاه رویش» شده و از امکانات این جشنواره بهره مند خواهد شد.

هم چنین برگزیدگان دوره های پیشین و امسال جشنواره رویش، مورد حمایت قرار می گیرند. بدین صورت که تولیدات آن ها برای دوره های بعدی جشنواره، از طرف دبیرخانه جشنواره حمایت می شود. این کارها همه در طول یک سال انجام می گیرد و محدود به یک مقطع خاصی نیست. کما این که ۱۲ نفر از برگزیدگان دوره های پیش رویش، امسال آثارشان را، با حمایت مادی جشنواره تولید کرده اند. ما تلاش داریم جشنواره رویش برای تبدیل به یک حرکت جریان ساز در بدنه سینمای ایران، به عدد و ارقام و ارائه بیلان کار وابسته نباشد. چون کار فرهنگی با این شیوه، راه به جایی نمی برد.

 مشهد به تازگی به عنوان پایتخت معنوی کشور نام گذاری شد. با توجه به این که جشنواره رویش، جشنواره ای با مضامین فیلم های دینی می باشد، می توان امیدوار بود که این جشنواره از توانمندی های مشهد، برای تبدیل شدن به قطب سینمای دینی کشور بهره گیرد؟

 قطعا همین گونه خواهد بود. اگرچه دبیرخانه دائمی رویش در تهران مستقر است اما مکان دائمی برگزاری جشنواره رویش، مطابق آیین نامه جشنواره، مشهد مقدس خواهد بود. بی تردید اگر قرار باشد پایگاهی برای فیلم کوتاه دینی و حتی سینمای دینی در نظر گرفت، «مشهد» به عنوان پایتخت معنوی ایران باید قطب سینمای دینی کشور باشد.

ما به شدت بر این عقیده ایم که مشهد بهترین قطبی است که به سبب وجود بارگاه ملکوتی امام رضا(ع)، می تواند حمایت های معنوی از جشنواره دینی رویش داشته باشد. به همین سبب هم بر آن هستیم تا این جشنواره، برای همیشه در مشهد برگزار شود. تمام تلاش ما هم این است که مشهد به عنوان قطب تولید و نمایش فیلم دینی در کشور شناخته شود. همان طور که کن یا هالیوود تعریفی برای خود دارند، ما هم وقتی مشهد را به عنوان پایتخت معنوی ایران و محل برگزاری دائمی جشنواره فیلم دینی رویش معرفی می  کنیم، باید پرچمدار سینما چه در تولید و چه در حمایت از آثار دینی باشد. من معتقدم ما دستگاه های مختلف فرهنگی و منابع مالی کافی داریم. اگر همین منابع موجود، مدیریت متمرکزی هم داشته باشند و با تعقل و تدبیر مدیریت شوند، می توانند ما را در رسیدن به اهداف مان کمک کنند. بی شک مشهد مقدس با توجه به توانمندی هایش و به عنوان پایتخت معنوی ایران، می تواند قطب سینمای دینی کشور باشد. البته تحقق این امر، بستگی به حمایت دستگاه های فرهنگی کشور دارد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه پانزدهم آذر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
  فرزاد موتمن:خریدن نقش3باربه من پیشنهاد شد
 

«فرزاد موتمن» با اشاره به این که خریدن نقش توسط بازیگران، سه بار به وی پیشنهاد شده است، گفت: تا وقتی سرمایه داران و آدم های غیرحرفه ای این گونه دور و بر سینما حضور دارند، خریدن نقش هم وجود دارد.وی در گفت وگو با فارس، درباره سخنان اخیر معاون امور سینمایی درباره لزوم برخورد این معاونت و انجمن بازیگران سینما با بازیگرانی که با پول وارد سینما می شوند، اظهار داشت: به طور کل، خریدن نقش در سینمای ایران وجود دارد متاسفانه این کار تا به حال سه بار به خود من پیشنهاد شده است که البته هیچ وقت زیربار این مسئله نرفته ام.وی ادامه داد: یک بار، یک آدم بسیار متمول که معدن دار بود، به من گفت: «پول می دهم و از من در فیلمت استفاده کن.» من به او گفتم: من این کار را نمی کنم. اما حاضرم برایت یک معلم بگیرم که بعد از آموختن بازیگری و بعد از دوسال که بازیگری را یادگرفتی، در فیلم من بازی کنی. اما اگر می خواهی در سینما حضور داشته باشی، بیا در فیلمم سرمایه گذاری کن که قبول نکرد!

 

موتمن تصریح کرد: تا وقتی که سرمایه داران و آدم های غیرحرفه ای این گونه دور و بر سینما حضور دارند، خریدن نقش هم وجود دارد. این یکی از آفت های سینمای ما است که باید ریشه کن شود. وی گفت: در مورد دستمزدها هم روی آدم ها نمی توانیم برچسب بگذاریم. اما باید این مسئله سقف داشته باشد. انجمن صنفی بازیگران باید مشخصا تعرفه هایی داشته باشد و سقفی برای دستمزدها در نظر گیرد. موتمن گفت: سینمای ایران به لحاظ اقتصادی سینمای ضعیفی است. پخش بین المللی ندارد، فیلم ها به سختی ساخته می شوند و به سختی پول هایشان را برمی گردانند. در این شرایط، مواجهه تهیه کنندگان با دستمزدهای نجومی بازیگران خیلی سخت است.وی تاکید کرد: البته من یک جاهایی به بازیگر حق می دهم. وقتی یک بازیگر می داند فیلمی که برای بازی در آن قرارداد دارد، هیچ چیز ندارد و دار و ندار فیلم، فقط خود بازیگر است، طبیعتا باید مطالبه مالی اش از تهیه کننده بالاتر باشد. من حتی این را دیده ام که بازیگرها وقتی با کارگردان هایی که سطح آنها از حد معمول بالاتر است روبه رو می شوند، بلافاصله دستمزدشان را می شکنند. بازیگری داشته ام که دستمزدش خیلی بالا بوده اما در کار من، نصف دستمزد معمولش را گرفته است، حتی بعضی ها هستند که به خاطر فیلم سازان پیشکسوت، بیشتر از این هم حاضرند تخفیف دهند. وی تاکید کرد: این درست است که باید دستمزدها در سینمای ایران کنترل شوند اما معتقدم این کنترل باید روی چند بازیگری اعمال شود که به یک باره، به تهیه کننده ها دستمزدهای نجومی پیشنهاد می کنند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه پانزدهم آذر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 حاضرم سیمرغم را پس دهم تا فیلمم اکران شود
 

ابوالحسن داوودی کارگردان «زادبوم» با بیان این که این فیلم هنوز پروانه نمایش ندارد گفت: حاضرم سیمرغی که در جشنواره به این اثر تعلق گرفته را پس بدهم تا به جای آن فیلمم به نمایش عمومی درآید.به گزارش ایسنا، ابوالحسن داوودی با بیان این مطلب گفت: هنگامی که پذیرش و درک فیلم را در دانشجویان و نسل دانشگاهی می بینم، خستگی و گرفتاری فیلم از تنم درمی آید. البته گرفتاری های «زادبوم» هنوز به پایان نرسیده است و این فیلم هم چنان پروانه نمایش نگرفته است و احتمال دارد که هیچ گاه هم نگیرد.داوودی درباره دلایل اکران نشدن این اثر پاسخ داد: نگارش فیلم نامه این اثر سه سال پیش به پایان رسید و فیلم هم سال گذشته آماده بود. حال اگر همذات پنداری تاریخی یا اجتماعی درباره این اثر ایجاد شده است، مشکل بنده نیست.او افزود: همواره دوست داشته ام که از رشته تحصیلی ام در آثارم کمک بگیرم. من به شدت به سینمای اجتماعی گرایش دارم و اگر تعهدی احساس کنم، فکر می کنم که در این نوع سینما است که می تواند تحقق پیدا کند.

 

داوودی به کسب سیمرغ بهترین فیلم ملی جشنواره فجر اشاره کرد و گفت: امیدوارم به خاطر سیمرغ هم که شده این فیلم را به نمایش درآورند. حتی حاضرم سیمرغ را هم پس بدهم اما این فیلم اکران شود.این اثر هم دیدگاهی متفاوت ارائه کرده است که می توان آن را قبول یا رد کرد.داوودی در پاسخ به مطلبی که سینما را ترویج دهنده فرهنگ دانسته و بیان معضلات در سینما را موجب گسترش آن ها خوانده بود، عنوان کرد: اگر واقعا بدانم که فیلم ها باعث مشکلات جامعه می شود، حاضرم فیلم سازی را ترک کنم.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه پانزدهم آذر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 مونا زندی:ازکاردرسینما دلسرد نشده‌ام
 

مونا زندی تاکید کرد به نمایش در نیامدن فیلمش «عصرجمعه»،او را از کار در سینما دلسرد نکرده است.

 

وی درباره این که چرا این فیلم تا به حال به نمایش عمومی در نیامده گفت: خودم هم دلیل آن را به درستی نمی‌دانم این فیلم هیچ مشکلی برای نمایش ندارد.مونا زندی در پاسخ به این سؤال که آیا از فیلم سازی دلسرد شده که به سراغ تلویزیون رفته گفت: به هیچ عنوان از ساخت فیلم سینمایی دلسرد نشده‌ام . به این خاطر ساخت سریال "خط روی خط" را شروع کردم که کار بسیار خوب و تاثیر‌گذاری است.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه دوم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 مژده شمسایی:من هم بایدتست بازیگری بدهم
 

مژده شمسایی بازی در فیلم سینمایی "مقصد" به کارگردانی همسرش بهرام بیضایی را، منوط به موفقیت در تست بازیگری این فیلم دانست. بازیگر فیلم‌های "مسافران" و "سگ کشی" گفت: "مقصد" یکی از فیلم نامه‌هایی است که بهرام بیضایی برای ساخت آنها برنامه دارد و با تهیه‌کننده، برای ساخت آن به توافق اولیه رسیده است، اما به دلیل سفر

 

 

 

این تهیه‌کننده به خارج از کشور و بسته نشدن قرارداد ترجیح می‌دهم نام ایشان را مطرح نکنم.وی ادامه داد: با بازگشت تهیه‌کننده به ایران، برنامه‌ریزی برای تولید این فیلم سینمایی را شروع می‌کنیم. "مقصد" فیلمی با شخصیت‌های محدود است اما نگاه همیشگی بیضایی را می‌توان در آن دید.بازیگر فیلم "وقتی همه خوابیم" درباره حضورش در "مقصد" گفت: هیچ چیز قطعی نیست، بیضایی از همه بازیگران تست می‌گیرد و من هم مانند دیگران اگر گزینه ایشان باشم، باید تست ‌دهم و بعد مقابل دوربین می‌روم.مژده شمسایی همسر بهرام بیضایی در فیلم‌های سینمایی "مسافران"، "سگ‌ کشی" و "وقتی همه خوابیم" با این کارگردان همکاری کرد. "وقتی همه خوابیم" نوروز امسال روی پرده رفت و به تازگی وارد شبکه نمایش خانگی شده است. فیلم سینمایی "مقصد" به نویسندگی و کارگردانی بهرام بیضایی به تازگی پروانه ساخت دریافت کرد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه دوم آبان 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 ایرج کریمی: انگیزه ای برای کار درسینما ندارم

کار در تلویزیون را، به فعالیت در عرصه سینما ترجیح می دهم، چون انگیزه ای برای کار در سینما ندارم. تجربه این سال ها به من ثابت کرده است که سینمای ما چه در بخش تولید و چه توزیع و اکران، سیاست ها و چهارچوب های اصولی ندارد. «ایرج کریمی»، کارگردان سینما با بیان این مطلب و در گفت وگو با خراسان اظهار داشت: زمانی که فیلم تلویزیونی «روابط» به سبب وجود صحنه ای که مورد سلیقه مدیران نیست، به جای پخش از تلویزیون، در شبکه خانگی توزیع می شود متاسف می شوم. کارگردان «نسل جادویی» خاطرنشان ساخت: سینمای ما قانونمند نیست و من هم به سبب رعایت نکردن برخی اصول از سوی مسئولان، انگیزه لازم را برای کار در سینما ندارم.

 

 

کریمی در پاسخ به سوال خراسان درباره رویکرد فزاینده کارگردانان سینما به ساخت فیلم ها و سریال های تلویزیونی گفت: زمانی که ساختن فیلم در سینما، بیشتر مبتنی بر روابط و سوددهی بیشتر برای تهیه کننده است، کارگردانان نیز ترجیح می دهند به جای بی کار نشستن و تن ندادن به ساخت فیلم های سطحی و کلیشه ای، کارگردانی فیلم های تلویزیونی را برعهده گیرند. چون دست کم می دانند برای پرداخت حقوق شان، با آن ها قراردادی بسته می شود.کریمی که ساخت فیلم هایی چون «از کنار هم می گذریم»، «چند تار مو»، «باغ های کندلوس» و «نسل جادویی» را در پرونده کارگردانی خود به ثبت رسانده است، درباره به نمایش درنیامدن «نسل جادویی» به تهیه کنندگی «جهانگیر کوثری» که ۴ سال از ساخت آن می گذرد، اظهار داشت: بسیار علاقه مند بودم که این فیلم، در جشنواره فجر چند سال گذشته روی پرده رود. اما نه تنها این کار انجام نشد که وضعیت نمایش عمومی آن، متاسفانه هنوز نامشخص است. باید تهیه کننده درباره نمایش عمومی آن تصمیم نهایی را بگیرد. کریمی خاطرنشان ساخت: همین مسائل پشت پرده سینما که من هم زیاد در جریان آن نیستم، مرا نسبت به سینما دلسرد و انگیزه لازم را، برای کار در سینما از من سلب کرده است.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 معصومی آذرماه میهمان تلویزیون می شود
 

صبریان-مجموعه تلویزیونی «خداحافظ بچه ها»، در آخرین مراحل فنی قرار دارد و پس از پشت سر گذاشتن میکس صدا، آماده پخش می شود. «خسرو معصومی»، کارگردان سینما، با اعلام این خبر به خراسان گفت: کارگردانی بخش های نخست مجموعه «خداحافظ بچه ها» را به پایان رسانده ام و قرار است «پیمان یزدانیان»، موسیقی این مجموعه را بسازد. وی با اشاره به این که بخش های نخست این مجموعه آذرماه آماده پخش از سیما می شود، اظهار داشت: در صورت توافق سیمافیلم، پخش این مجموعه تلویزیونی تا بهمن ماه ادامه خواهد داشت. معصومی تصریح کرد: مجموعه «خداحافظ بچه ها» پیش از این «چهارسوق خاطره» نام داشت که فیلم نامه اولیه آن را، «فرهاد علیزاده آهی» نوشته و «محمد رضایی راد» بازنویسی آن را برعهده داشته است. وی افزود: داستان این مجموعه تلویزیونی، درباره سه دوست است که در دوران پیش و پس از انقلاب اسلامی، مسائل مختلفی را، تجربه می کنند.معصومی خاطرنشان ساخت: حسین محجوب، مریم کاظمی، هادی دیباچی، حمیدرضا افشار، ناصر آقایی و جمشید جهان زاده، از جمله بازیگران «خداحافظ بچه ها» هستند. معصومی با بیان این که این مجموعه تلویزیونی را در ادامه روند فیلم سازی اش در عرصه سینما، می سازد اضافه کرد: سعید کشفی، روح ا... مفیدی و احمد صالحی به ترتیب به عنوان تصویربردار، طراح گریم و صدابردار در ساخت «خداحافظ بچه ها»، با من همکاری دارند. خسرو معصومی که فیلم هایی چون «رسم عاشق کشی»، «جایی در دوردست»، «پر پرواز» و «دلباخته» را کارگردانی کرده است، فیلم فرهنگی و تحسین شده «باد در علفزار می پیچد» را آماده نمایش عمومی دارد که هنوز وضعیت اکران آن بلاتکلیف است

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه بیست و پنجم مهر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 فرزاد موتمن: هیچ امیدی به اکران «هفت پرده» ندارم
 
 
صبریان

بسیار دوست داشتم که پس از هشت سال فیلم «هفت پرده» را مخاطبان سینما تماشا کنند، اما متاسفانه دیگر شرایط برای اکران عمومی آن فراهم نیست. «فرزاد موتمن» با بیان این مطلب به خراسان، اظهار داشت: من جزو کارگردانانی هستم که تمام تلاشم این بوده، تا فیلم های متفاوت و فرهنگی بسازم اما با توجه به شرایط موجود، هیچ امیدی به اکران فیلم «هفت پرده» ندارم. وی خاطرنشان ساخت: با آن که تهیه کننده در مورد نمایش عمومی این فیلم تصمیم می گیرد اما ترجیح می دهم پیش از آن که «هفت پرده»، وارد شبکه نمایش خانگی شود، بر پرده سینما جای گیرد. فرزاد موتمن که فیلم اکران نشده «جعبه موسیقی» را هم در کارنامه اش دارد، گفت: این فیلم هم قرار بود ماه گذشته اکران شود اما با توجه به التهاباتی که در جامعه به وجود آمد، ترجیح دادم این فیلم در زمان مناسب تری اکران شود. وی با اشاره به این که نه برای جشنواره ها و نه برای اکران فیلم می سازد، تصریح کرد: برای من مهم ساخت فیلم و بیان دغدغه های شخصی ام می باشد. موتمن با بیان این که جدیدترین فیلمش با عنوان «صداها»، از ۲۹ مهرماه جاری در سینماهای گروه فرهنگی به نمایش درمی آید، اضافه کرد: هرچند این فیلم اکران محدودی خواهد داشت اما به هر حال خوشحالم که در بهترین فصل، برای نمایش فیلم های جدی اکران می شود. فرزاد موتمن افزود: با درخشش گاه و بی گاه فیلم های فرهنگی و جدی در جشنواره های داخلی و خارجی، می توان آینده روشنی را برای سینمای ایران پیش بینی کرد. البته به این شرط که موانع موجود، برای دیده شدن این گونه آثار از بین برود. «فرزاد موتمن» که ساخت فیلم هایی چون «شب های روشن»، «باج خور»، «صداها» و «هفت پرده» را برعهده دارد، فیلم های «بیداری» و «اینک رستگاری» را نیز در نوبت نمایش دارد. وی هم اکنون درگیر پیش تولید جدیدترین فیلمش، با عنوان «مش ماشاءا...» است.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در جمعه بیست و چهارم مهر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 ابوالفضل جلیلی: انگیزه ای برای اکران فیلم هایم ندارم
 
صبریان

در حال حاضر سرگرم پیش تولید و فراهم کردن شرایط ساخت جدیدترین فیلمم، با نام «شطرنج» هستم. این فیلم را به تهیه کنندگی خودم و رسانه های تصویری، جلوی دوربین می برم. «ابوالفضل جلیلی» کارگردان صاحب سبک سینمای ایران ضمن اعلام این خبر به خراسان گفت: هم چنین در جشنواره بین المللی فیلم هند که از دوم تا دوازدهم آذرماه برگزار می شود، به عنوان داور بخش مسابقه حضور خواهم داشت.

 

 

 

 وی با بیان این که چندی پیش بزرگداشتی برای وی و تجلیل از فیلم «حافظ»اش، در جشنواره «ایزولا»ی اسلوونی برگزار شد، درباره وضعیت اکران فیلم هایش که هنوز فرصت نمایش عمومی نیافته اند، اظهار داشت: تاکنون به هر دری زده ام، نتوانسته ام شرایط نمایش فیلم هایم را در ایران فراهم کنم. با توجه به شرایط موجود سینمای ایران، دیگر انگیزه ای هم برای اکران فیلم هایم ندارم. جلیلی درباره تغییرات مدیریتی جدید، در عرصه سینمای ایران تصریح کرد: به نظر من با تعویض مدیریت ها در سینما، هیچ اتفاق تازه ای نمی افتد. بی شک با تغییر مستمر مدیران، سینمای ما به هیچ جا نمی رسد.جلیلی با اشاره به این که در سال های اخیر سینمای ایران هیچ حرف تازه ای برای گفتن نداشته است تاکید کرد: متاسفانه هر سال شاهد افت فیلم ها، به لحاظ مضمون و سوژه هستیم. این روند نیز جز کاهش مخاطبان، پیامد دیگری به همراه نداشته است. جلیلی در میان کارگردانان سینمای ایران به لحاظ اکران نشدن فیلم هایش، رکورددار است.وی ساخت فیلم های میلاد، بهار، گال، رقص خاک، دت یعنی دختر، یک داستان واقعی، دان، اپیزود کوتاه «سفارش»، دلبران، ابجد، گل یا پوچ و حافظ را، در کارنامه کارگردانی خود به ثبت رسانده است. تاکنون به جز فیلم «گال»، دیگر آثار وی هنوز رنگ پرده سینما را به خود ندیده است.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه چهاردهم مهر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 خسرو معصومی، کارگردان سینما، در گفت وگو با خراسان: بی توجهی به سینمای فرهنگی یعنی بازگشت فیلمفارسی
 
  بی توجهی به سینمای فرهنگی یعنی بازگشت فیلمفارسی
 
احمدصبریان

هفته گذشته مهدی کرم پور (رئیس شورای صنفی نمایش) اعلام کرد که نخستین مرحله از طرح جدید اکران فیلم های فرهنگی، با عنوان «نگاهی دیگر»، از ۲۹ مهرماه جاری آغاز خواهد شد.وی اظهار داشت که براساس این طرح، مجموعا ۴ فیلم به صورت اکران چرخشی، طبق اعلام برنامه شورای صنفی نمایش اکران خواهند شد. کرم پور هم چنین تصریح کرد که شورای صنفی نمایش، دست کم ۷۰ سئانس را، برای هر فیلم در نظر گرفته و زمان اکران فیلم های فرهنگی، به ۴ هفته افزایش یافته است. پس از اعلام این خبر شماری از تهیه کنندگان و کارگردانان سینما -به ویژه سینمای فرهنگی- با اظهارنظرهای متفاوت، نسبت به اجرای این طرح واکنش های مثبت و منفی نشان دادند. «خسرو معصومی» ازجمله کارگردانان صاحب نام و خوش قریحه سینمای ایران است. وی ساخت فیلم هایی چون «ملاقات»، «دوران سربی»، «آقای بخشدار»، «سفر شبانه»، «رسم عاشق کشی» و «جایی در دوردست» را، در کارنامه کارگردانی خود به ثبت رسانده است. وی از جمله فیلم سازانی است که دغدغه سینمای فرهنگی را دارد.معصومی که با فیلم تحسین شده و فرهنگی «باد در علفزار می پیچد» در جشنواره فیلم فجر چند سال گذشته حضور داشت، هنوز در انتظار اکران عمومی این فیلم به سر می برد. فیلمی که با وجود داشتن پروانه نمایش و به رغم کسب جوایز مختلف، هنوز موفق نشده است که رنگ پرده را ببیند. ارائه طرح جدید اکران فیلم های فرهنگی و واکنش سینماگران نسبت به این طرح، بهانه خوبی بود تا در فرصتی که دست داد با وی به گفت وگو بنشینیم و از چند و چون این طرح بگوییم و بشنویم. معصومی نیز در نهایت صمیمیت و صداقت، پاسخ گوی پرسش هایمان شد که جای تشکر فراوان دارد.

 

 جناب معصومی! بی تردید با اجرای طرح جدید اکران فیلم های فرهنگی، می توان چشم انداز روشنی را در عرصه سینمای فرهنگی پیش بینی کرد. شما هم به عنوان کارگردانی که بیشتر فیلم هایتان در فهرست آثار فرهنگی قرار می گیرد، باید نسبت به این موضوع خوش بین باشید.

** بی شک همین گونه است. من خودم بارها در گفت وگو با نشریات، خبرگزاری ها و در محافل سینمایی، به این نکته اشاره کرده ام که تنها راه برون رفت و گریز از بحران سطحی نگری در عرصه سینمای امروز، توجه بیشتر به سینمای فرهنگی است. چون در حقیقت بها دادن به این نوع سینما، احترام به شعور تماشاگر است. متاسفانه تاکنون حمایت از سینمای فرهنگی، فقط در حد حرف و شعار بوده است. در سی سال پس از انقلاب اسلامی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، توجه جدی به این بخش از سینما نداشته است. شما با یک بررسی اجمالی به این حقیقت تلخ می رسید که در حال حاضر، بیشتر فیلم های فرهنگی در دفاتر تولید فیلم یا استودیوها خوابیده و فرصت پخش و نمایش را، نیافته است. در حالی که برای حل این مسئله بارها راهکارهای مختلفی از سوی کارگردانان و تهیه کنندگان، ارائه شده است.

* چنین به نظر می رسد که امروزه با هجوم انبوه فیلم های سطحی به سالن های سینما، فرصت نمایش از فیلم های فرهنگی گرفته شده است. به عبارتی می توان به این نتیجه رسید که سیاست های سینمایی، همخوانی چندانی با اکران این گونه آثار ندارد.

دقیقا همین طور است که شما می گویید. با کمی دقت متوجه خواهید شد که این روزها متاسفانه یک فیلم سطحی، بی خاصیت و خنثی -که نمی خواهم نامی از آن بیاورم- روی پرده می آید، سالن های بسیاری را در اختیار می گیرد و البته فروش بالایی را هم نصیب گیشه خود می کند چون سلیقه سطحی مخاطب عام را نشانه گرفته و دریغ که نشانی از تفکر و اندیشه ورزی، در آن مشهود نیست.

در حالی که بسیاری از فیلم های ارزشمند ما، بیش از سه سال است که رنگ پرده را به خود ندیده اند. فیلم هایی که در قفسه آرشیوهای وزارت ارشاد، دارند خاک می خورند. به گمان من مسئولان و سیاست گذاران، با بی توجهی به سینمای فرهنگی و حمایت از آثار مبتذل، راه را برای ترویج سطحی نگری و تنزل سلیقه مخاطبان، هموار کرده اند.بی توجهی به سینمای فرهنگی نیز جز بازگشت فیلمفارسی بر پرده سینماهای کشور، پیامد دیگری ندارد، ادامه این سیاست یعنی تجلی دوباره «سینمای آبگوشتی». با توجه به شرایط موجود، تهیه کنندگان حاضرند روی هر فیلم سطحی و مبتذلی سرمایه گذاری کنند، اما به سمت سینمای فرهنگی نیایند.بی تردید اکران موفق آثار و فیلم های فرهنگی، در گرو حمایت مادی و معنوی دولت است. معاونت سینمایی باید به این بخش از سینما توجه جدی کرده و از سینماگرانی که قصد دارند فیلم های ارزشمند و ماندگار بسازند. حمایت کند. معاونت سینمایی باید وارد میدان شود و ضمن گفت وگو با سینماداران، آن ها را مجاب به اکران گسترده فیلم های فرهنگی کند. حمایت از سینمای فرهنگی، کار چندان دشواری هم نیست. می توان با اختصاص دادن شماری از سینماهایی که تحت نظر بنیاد سینمایی فارابی و وزارت ارشاد فعالیت می کنند، آن ها را وادار کرد که در کنار اکران فیلم های تجاری و سینمای بدنه، نمایش فیلم های فرهنگی را هم در دستور کار قرار دهند.

از سخنان شما می توان به این نتیجه رسید که اکران فیلم های فرهنگی، بدون حمایت و پشتیبانی دولت، محکوم به شکست است. به عبارتی باید از سوی دولت، تضمینی برای اکران مستمر این گونه فیلم ها وجود داشته باشد.

بله، کاملا با شما موافقم. به نظر من فیلم های فرهنگی که با بودجه و حمایت دولت ساخته می شوند، در بخش نمایش هم باید همراهی دولت را داشته باشند. صرفا انتخاب سینما یا نمایش چند هفته ای این فیلم ها، نمی تواند مشکل اکران فیلم های فرهنگی را حل کند. در

 

 

تمام جهان دولت برای نمایش این گونه فیلم ها، برنامه های حمایتی دارد. اما در طرح جدید اکران فیلم های فرهنگی، حتی شکل حمایت دولت از این گونه آثار مشخص نشده است. تا پیش از این که «شاه حسینی» به بنیاد سینمایی فارابی بیاید، همیشه فیلم هایی که مدیران وقت تشخیص می دادند، پروانه ساخت و نمایش می گرفتند و از آن ها حمایت مالی می شد. اما متاسفانه اکنون همان وام هم به کسانی اختصاص می یابد که از نظر آن ها فیلم ساز خودی، به حساب می آیند. اگر فیلم نامه ای در وزارت ارشاد تصویب می شود و در طول سال، بودجه ای هم به سینما اختصاص می یابد، وظیفه بنیاد فارابی هم این است که به آن فیلم -حتی اگر به سیاست های دولت هم انتقاد می کند- کمک مالی کند. نباید مسئولان و سیاست گذاران این گونه فکر کنند که کارگردان آن فیلم، دشمن دولت است. نباید با این نگرش فیلم سازان را طبقه بندی کرد. بهتر است مسئولان عینک بدبینی را از چشم خود بردارند. آن ها باید با این نگرش از فیلم ها حمایت کنند که اگر هم ساخته شد و به عنوان سفیر فرهنگی ایران در آن سوی مرزها، به نمایش درآمد باعث افتخار جمهوری اسلامی و در جهت تبلیغ اهداف فرهنگی انقلاب اسلامی خواهد بود. بی تردید تاکنون هیچ یک از فیلم های سینمای بدنه و تجاری، نتوانسته است اعتبار و افتخاری جهانی را برای ایران به همراه داشته باشد. بیشتر فیلم هایی که در آن ها مسائل فرهنگی و اجتماعی و موضوعات قابل تامل روز لحاظ و به تصویر کشیده شده است، در آن سوی مرزها، برای جمهوری اسلامی اعتبار کسب کرده و برای سینمای ایران، شخصیت آفرینی کرده اند.

 در سخنان تان به نقش معاونت سینمایی در اجرای این طرح اشاره کردید. انتصاب «جواد شمقدری» به سمت معاون سینمایی وزیر ارشاد، برخی واکنش های مثبت و منفی را از سوی سینماگران به همراه داشت. بد نیست نظر شما را هم در این باره جویا شوم.

 ببینید! من اکنون نمی توانم ارزیابی خاصی، درباره ایشان داشته باشم. من نظرم در مورد وی را، یک سال دیگر می توانم به شما بگویم. زیرا در طول این یک سال باید ببینیم شمقدری برای حل مشکلات انبوه فراروی سینمای کشور، چه عملکردی خواهد داشت. اگر وی به عنوان یک کارگردان سینما -که به خوبی با مشکلات ما آشناست- توانست سیاست هایی اتخاذ کند که سینما را از بحران کنونی نجات دهد، می توان به این انتخاب امیدوار بود. هنوز که شمقدری برنامه ای درخصوص سیاست هایش ارائه نکرده است. اما همگی ما سینماگران، امیدواریم که بتواند در جهت بهبود اوضاع و شرایط سینما، گامی تاثیرگذار بردارد. به عقیده من نباید در مورد ایشان پیش داوری کرد چون زمان همه چیز را مشخص می کند. زمانی که «آقای سجادپور» اعلام می کند که در دوران معاونت سینمایی جدید، هیچ سینماگری منع فعالیت نخواهد داشت، باید توجه کرد وی این سخن را، در مورد افراد لیست سیاه تلویزیون هم گفته است. کسانی که در جریان انتخابات اخیر، به نحوی ممنوع الفعالیت شده اند. ایشان ادعا می کنند که هیچ کس ممنوع نشده است. اما برخی از دوستان همکار ما که پای قرارداد ساخت سریال هایشان بودند، اکنون ممنوع الفعالیت شده اند. به نظر من اظهارنظرهای ایشان، بیشتر حکم تبلیغ را دارد. تجربه نشان داده هر مدیری که به میدان سینما می آید باز هم خودی و غیرخودی را در نظر می گیرد. در حالی که این خط کشی های سلیقه ای، به سود سینمای ایران نیست. ما همه ایرانی هستیم و تمام تلاش مان، برای اعتلای فرهنگ و سینماست.

 در طرح جدید اکران فیلم های فرهنگی، برخی فیلم هایی که دارای پروانه نمایش هستند، در زمره آثاری فهرست شده اند که در اولویت نمایش قرار دارند. بی تردید اختصاص چند سالن محدود آن هم در مدت زمان کوتاه، نمی تواند زمینه پویایی سینمای فرهنگی را فراهم نماید.

 

 

بله، اجرای این طرح نیازمند برنامه ریزی های طولانی مدت - دست کم یک ساله- است. به عنوان مثال فیلم خود من -«باد در علفزار می پیچد»- پروانه نمایش دارد و موفق به کسب جایزه نخست بخش بین الملل جشنواره فیلم فجر شده است. اما متاسفانه هنوز فرصت نمایش و اکران نیافته است. هر بار هم که برای اکران و پخش آن اقدام می کنم با این پاسخ مواجه می شوم که به این فیلم سالن نمی دهند و زمانی هم که علت را از تهیه کننده جویا می شوم می گوید: «مافیای سینما.»به گمان من فیلم های فرهنگی در طرح جدید، نیاز به تبلیغات گسترده و اکران طولانی مدت دارند. چون تنها از این طریق می توانند به مرور زمان، با مخاطب خود ارتباط برقرار نمایند. در اجرای موفق این طرح، تلویزیون هم باید کمک کند، دولت هم باید سوبسید دهد. نمی توان انتظار داشت که این طرح، بدون برنامه ریزی و بدون حمایت دولت محقق شده و راه به جایی ببرد. زیرا پیش از این نیز طرح اکران فیلم های فرهنگی، به شکل های مختلف اجرا شده اما متاسفانه در بیشتر موارد هم با شکست مواجه شده است. اگر واقعا قصد مسئولان و سیاست گذاران این است که سینما نابود شود، مطمئن باشید اتخاذ چنین تصمیم های مقطعی و سلیقه ای کارساز است.البته باید گفت شورای صنفی نمایش در تصمیم خود، برای اجرای طرح جدید اکران فیلم های فرهنگی، سینماهای خوبی را برای نمایش انتخاب کرده است. اما تنها انتخاب سینما یا نمایش این فیلم ها در طول چند هفته، نمی تواند مشکل اکران فیلم های فرهنگی را حل کند. به هر حال باید پذیرفت که مشکل نمایش این فیلم ها -حتی اگر لحن انتقادی هم داشته باشند- با اتخاذ سیاست های مقطعی و دوره ای حل نمی شود. اگر سینمای فرهنگی مورد توجه و احترام جدی قرار گیرد، بی شک می تواند نشان گر پیشینه ملی ما باشد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه دوازدهم مهر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 سعید ابراهیمی فر:فعلا کاری با سینما ندارم
 
 
 

«سعید ابراهیمی فر» کارگردان و بازیگر سینما گفت: در حال حاضر تمرکز خود را، روی ساخت تله فیلم هایم گذاشته ام و کاری به کار سینما ندارم.

«سعید ابراهیمی فر» درباره سینما و شرایط آن، خاطرنشان کرد: من کاری به کار سینما ندارم، چرا که اگر درباره سینما صحبت نکنم، خیلی بهتر است. اصلا مگر می شود درباره این سینما صحبتی کرد«سعید ابراهیمی فر» تاکنون فیلم های سینمایی «مواجهه»، «نار ونی» و «تک درخت ها» را ساخته، که فیلم های «مواجهه» و «تک درخت ها» هرگز به نمایش عمومی در نیامده است. حالا «ابراهیمی فر» به یکی از شاخص ترین کارگردانان تلویزیونی تبدیل شده که نزدیک به ۱۰تله فیلم را، جلوی دوربین برده است. او این روزها بیشتر وقت خود را صرف ساخت فیلم تلویزیونی می کند. او از فضای حاکم بر تولید و نمایش فیلم در سینمای ایران راضی نیست و از این که تله فیلم هایش در تلویزیون به نمایش درمی آید، راضی به نظر می رسد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه چهارم مهر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
  عبدالرضا اکبری در گفتگو با خراسان:برگ برنده کارنامه ام ایفای نقش امام است

    
گفت وگو ی خراسان باعبدالرضا اکبری بازیگر نقش امام خمینی(ره)
در فیلم «فرزند صبح»
 
احمد صبریان

«عبدالرضا اکبری» بازیگر توانمند عرصه سینما و تلویزیون، نیاز چندانی به معرفی ندارد. وی متولد سال ۱۳۳۲ در کرمان است که تحصیلات مقدماتی خود را، در تهران سپری کرد. ۱۶ ساله بود که جذب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شد و به همراه دوستانش، گروه تئاتری «نجف آباد» را تاسیس کرد. سال ۱۳۶۰ به تلویزیون آمد و با بازی در چند تله تئاتر، مسیر خود را برای ورود به سینما هموار کرد. وی سال ۱۳۶۳ با بازی در فیلم «دوله تو» ساخته «رحیم رحیمی پور»، سینما را تجربه کرد. عبدالرضا اکبری امروز چهره سرشناسی است که در کارنامه بازیگری اش، همکاری با کارگردانان صاحب نام سینما را به ثبت رسانده است. بازی در فیلم های «کانی مانگا» ساخته زنده یاد «سیف ا... داد»، آخرین پرواز (احمدرضا درویش)، پناهنده (زنده یاد رسول ملاقلی پور)، دختری با کفش های کتانی (رسول صدرعاملی)، روز شیطان (بهروز افخمی)، ابجد (ابوالفضل جلیلی)، بی پناه (علیرضا داوودنژاد)، سرعت (محمدحسین لطیفی)، ساغر (سیروس الوند)، تو آزادی (محمدعلی طالبی) و... از جمله آثاری است که وی در آن ها به ایفای نقش پرداخته است. عبدالرضا اکبری در تلویزیون نیز از بازیگران پرکار می باشد. بازی در مجموعه های تلویزیونی «باغ گیلاس»، «شاهد عینی»، «پای پیاده»، «تولدی دیگر»، «پرواز در حباب»، «روزهای انتظار»، «اغماء»، «مار و پله»، «پس از سال ها»، «مسافر زمان» و... گواه این ادعاست. نام عبدالرضا اکبری هنگامی که «بهروز افخمی» در جریان ساخت فیلم «فرزند صبح» وی را برای ایفای نقش امام خمینی(ره) انتخاب کرد، یک باره بر سر زبان ها افتاد. فیلمی که پس از فراز و نشیب بسیار در مراحل تولید و ساخت، بخشی از زندگی امام خمینی(ره) را به تصویر کشیده است. حضور کم رنگ عبدالرضا اکبری در عرصه سینما و تلویزیون در سال های اخیر، بهانه گفت وگویی شد. وی از «سینما»، «فرزند صبح»، «تلویزیون» و «فعالیت های جدیدش» برایمان گفت و در نهایت صمیمیت، پاسخ گوی پرسش هایمان شد که جای تشکر فراوان دارد.

 

 

* بیشتر تماشاگران سینما و بینندگان تلویزیون، شما را به عنوان بازیگری پرکار می شناسند. اما مدتی است که در عرصه سینما و تلویزیون حضور کم رنگی دارید.

** بله، حق با شماست. متاسفانه بیشتر آثار سینمای امروز برای گیشه ساخته می شود و موضوعات و مضامین آن ها سطحی است. به دلیل وجود فیلم نامه های ضعیف و متوسط و ساخت آثار به اصطلاح جوان پسند و گیشه ای، ترجیح دادم برای مدتی از سینما فاصله بگیرم. در تلویزیون هم باید کار خوبی پیشنهاد شود، تا آن را بپذیرم. کاری که حرفی برای گفتن داشته باشد. به گمان من در سال های اخیر، مجموعه های تلویزیونی هم ساختار چندان منسجم و محکمی نداشته است. از آن جا که مخاطب برایم اهمیت فراوان دارد، سعی دارم با دقت و وسواس بیشتری، کارهای پیشنهادی را انتخاب کنم.

* شما تاکنون در سریال های متفاوت مناسبتی، ایفای نقش داشته اید. روند ساخت این گونه کارها را چگونه ارزیابی می کنید؟

** تجربه نشان داده است بسیاری از کارهایی که برای پخش در ایام خاصی ازجمله ماه رمضان ساخته می شود، مخاطبان زیادی دارد و بینندگان با آن ها ارتباط خوبی برقرار می کنند. امسال فرصتی فراهم نشد که در سریال های مناسبتی، حضور داشته باشم. گمان می کنم اگر از سوی مدیران و برنامه سازان، سیاست های از پیش تعیین شده ای برای ساخت این کارها در نظر گرفته شود، مجموعه های خوب، قوی و پرمخاطبی، برای پخش در مناسبت های مختلف ساخته خواهد شد.

* یکی از نقاط عطف پرونده بازیگری شما ایفای نقش امام خمینی(ره) در فیلم «فرزند صبح» به کارگردانی «بهروز افخمی» است. نقشی که بسیاری از تماشاگران، منتقدان و مردم در انتظار تماشای آن لحظه شماری می کنند. نظر خودتان درباره این نقش چیست؟

** بازی در نقش یک شخصیت بزرگ، جهانی و شناخته شده برایم بسیار خطیر، دشوار و سنگین بود. به ویژه آن که از همان نخست حساسیت زیادی، نسبت به ایفای این نقش وجود داشت. نقشی خاص که با توجه به شناخت اقشار مختلف مردم جهان از این شخصیت بزرگ، می بایست به گونه ای دقیق و موشکافانه اجرا می شد. با تلاش تمامی دوستان و عوامل دست اندرکار فیلم «فرزند صبح» فکر می کنم توانسته ام این مسئولیت بزرگ و خطیر را، در حد توان به انجام برسانم. اگر هم موفقیتی در ایفای این نقش داشته ام، آن را مدیون راهنمایی های جناب افخمی و دیگر عوامل تولید «فرزند صبح» می دانم.

* خودتان جایگاه این نقش را، در کارنامه بازیگری تان چگونه می بینید؟

** من هرگز در خود این توان را نمی دیدم که بتوانم ایفاگر نقش شخصیت بزرگی چون امام(ره) باشم. اما اغراق نیست اگر بگویم بازی در این نقش برایم سعادتی باورنکردنی است. من این نقش را یک کار به یادماندنی و برگ برنده کارنامه بازیگری ام می دانم. البته نخست قرار بود نقش دیگری به من واگذار شود، اما پس از مشورت هایی، تصمیم بر آن شد که من ایفاگر نقش امام(ره) باشم. با گریم خوب و باورپذیر «سعید ملکان»، به این شخصیت نزدیک شدم. تا حد امکان فیلم های بسیاری از ایشان دیدم، تا بتوانم از پس ایفای این نقش دشوار برآیم. من علاوه بر «فرزند صبح» در فیلم «۱۱ دقیقه و سی ثانیه» به کارگردانی بهروز افخمی و «میهمان حبیب خداست» ساخته حسین قاسمی جامی که محوریت آن ها شخصیت امام خمینی(ره) است نیز بازی کرده ام.

* در جایی خوانده بودم که گفته بودید، بازیگری را از روی عادت انجام می دهید. یعنی به حرفه تان علاقه مند نیستید؟

 

 

 

** چرا؛ اما الان هم می گویم که بازیگری برایم نوعی عادت است و از طریق این حرفه زندگی ام، تامین می شود. پیشتر با نوعی شیفتگی خاص، علاقه، جدیت و با نگاهی آرمانی پی گیر بازیگری بودم. البته اکنون هم، چنان چه متن خوب و گروه حرفه ای وجود داشته باشد، انگیزه ام برای کار بیشتر است. به باور من نباید نسبت به هر کاری -ازجمله بازیگری- بی توجه بود. من به عنوان بازیگر باید مراقب جایگاهی باشم که آن را، پس از سال ها تلاش و کوشش به دست آورده ام.

* چه شد که برای ایفای این نقش مهم در «فرزند صبح» انتخاب شدید؟

** بیشتر به دلیل شناختی بود که «بهروز افخمی» و من، از یکدیگر داشتیم. چون پیش از آن با یکدیگر کار کرده بودیم. البته به جز من، یکی دو نفر دیگر نیز نامزد ایفای این نقش بودند. اما پس از انجام تست و به یک سری دلایل، من انتخاب شدم. «شانس» و «قسمت» هم در این انتخاب، بی تاثیر نبود.

* در کارنامه بازیگری تان فراز و نشیب زیادی، در ایفای نقش های مختلف دیده می شود. آیا برای رسیدن به نقش های تان، شگرد خاصی دارید؟

** ببینید! یک سری دیده ها، شنیده ها و تجربیات مجموعه ای ایجاد می کند که بازیگر براساس آن ها، می تواند نقش مورد نظرش را پایه ریزی کند. من شگرد ویژه ای، برای نزدیک شدن به نقش ندارم. فقط تلاش می کنم آن قدر به نقش نزدیک شوم، تا در یک نقطه خاص به هم برسیم. در بیان دیالوگ ها یا طرز نگاهم نیز به گونه ای عمل می کنم که ساختگی و تصنعی به نظر نرسد.

* حضور پررنگ ترتان در رسانه تلویزیون -صرف نظر از چند سال اخیر- گویای این است که به فعالیت در تلویزیون بیشتر از کار در سینما علاقه دارید.

** نه، برای من بازی در سینما و تلویزیون فرقی نمی کند. اتفاقا از بازی در هر دو رسانه، استقبال می کنم. البته با توجه به این که تلویزیون مخاطب بیشتری دارد، اغلب بازیگران در تلویزیون فعالیت بیشتری دارند. اما اگر کار خوبی در سینما پیشنهاد شود با وجود مخاطب کمتر باز هم آن را ترجیح می دهم چون بازی در سینما هدفمندتر است. اگرچه تلویزیون از آن جهت که ارتباط نزدیک تری با مردم دارد، میزان تاثیرگذاری اش بیشتر است، اما بی شک انتخاب هر بازیگری در وهله نخست سینماست.

* یکی از باورپذیرترین نقش هایتان را در فیلم «اخراجی ها» ایفا کرده اید. خودتان قبول دارید؟

** بله. بیشتر منتقدان هم در نوشته ها و نقدهایشان برای این فیلم، به نکته ای که شما می گویید اشاره کردند. شخصیت سرهنگ «اخراجی ها» را، بارها و بارها تجربه کرده بودم. البته منظورم نقش سرهنگ این فیلم نیست بلکه منظورم این است که آدم ها و تیپ هایی این چنینی را بسیار دیده بودم و با روحیات آن ها آشنایی داشتم. به همین سبب با این که این نقش در یک چارچوب محدودی حرکت می کرد، تلاش کردم تا همان افرادی را که دیده بودم و نسبت به رفتار و کنش های آنان، آموخته هایی داشتم، در قالب این نقش زنده کنم.

* گویا پس از پایان ماه مبارک رمضان، قرار است مجموعه تلویزیونی «دلنوازان» با بازی شما، از شبکه سوم پخش شود.

** بله. کارگردانی مجموعه تلویزیونی «دلنوازان» را، «حسین سهیلی زاده» برعهده داشته است. تهیه کنندگان آن هم «ایرج محمدی» و «مهران مهام» هستند. گمان می کنم این سریال نیز همانند دو مجموعه قبلی آن ها (نرگس و ترانه مادری) اثری پرمخاطب باشد چون با نگاهی به مسائل روز جامعه ساخته شده است. مسائل گوناگونی چون، «جوانان»، «ازدواج»، «مشارکت» و... در این سریال، دستمایه کار قرار گرفته است. خانم ها فریبا کوثری، فریده صابری، زهره فکورصبور، سحر قریشی و آقایان پرویز فلاحتی، شاهرخ استخری، محمد حاتمی و سیاوش خیرابی، از جمله بازیگران «دلنوازان» هستند که در کنار آن ها به ایفای نقش پرداخته ام. البته نقش من در قسمت های نخست این سریال کمی با راز و رمز و ابهام همراه است. اما در طول داستان مخاطب با آن همراه می شود. به نظر خودم نقش متفاوتی است که تلاش کردم آن را به گونه ای باورپذیر ایفا کنم.

* در مجموعه تلویزیونی «پس از سال ها» که چندی پیش پخش آن به پایان رسید، بازی تحسین برانگیزی از خود ارائه دادید. این گونه به نظر می رسید که نقش خیلی جذبتان کرده است.

** دقیقا همین طور است. امروزه برخی نقش ها روی کاغذ به لحاظ ویژگی های اخلاقی، رفتاری و گفتاری صددرصد مثبت هستند. اما در طول کار، نقش هایی بی تحرک، خنثی و مرده به نظر می رسند. نقش هایی که تاثیرگذار نیستند و فقط محوریت داستان را برعهده دارند. به عبارتی «به سادگی» تعریف می شوند. من این گونه نقش ها را، در کارنامه ام داشتم. اما برخی نقش ها هم هستند که با وجود خاکستری بودنشان برای بازیگر فرصت تحرک و مانور بسیاری فراهم می کنند. اوج و فرود پنهان در این نقش ها، بازیگر را به چالش می خواند. بی تردید بازی کردن در این گونه نقش ها، انرژی بیشتری از بازیگر می طلبد. نقش «بهمن بردبار» در مجموعه «پس از سال ها» که من ایفاگر آن بودم، از این گونه نقش ها بود. تنش ها، پیچیدگی ها و اوج و فرودهای این نقش، نیروی بسیاری از من گرفت. نقش های یکنواخت خسته ام می کند. به همین سبب در انتخاب نقش به طول و حجم آن ها اهمیتی نمی دهم. ارزش های نهفته در نقش -حتی اگر کوتاه هم باشد- برایم مهم تر است.

* از کارهای جدیدتان بگویید.

** فعلا مشغول مطالعه چند فیلم نامه هستم. مجموعه های تلویزیونی «دلنوازان» به کارگردانی حسین سهیلی زاده، «روزها و رازها» ساخته فریدون خسروی ، «خونمردگی» به کارگردانی جواد مزدآبادی و فیلم تلویزیونی «میهمان حبیب خداست» را آماده پخش از تلویزیون دارم. از طرفی قرار است در فیلم تلویزیونی «نود دقیقه» به کارگردانی «محسن یوسفی» هم بازی کنم. «عملیات ۱۲۵» به کارگردانی «محمدرضا آهنج» هم مراحل پایانی تولید را برای پخش پشت سر می گذارد. در سینما هم فیلم «فرزند صبح» را آماده نمایش عمومی دارم که هنوز تاریخ قطعی اکران آن مشخص نشده است.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
  عباس رافعی در گفت وگو با خراسان:سینمای امروز جریان ساز نیست
 عباس رافعی:
 سینمای امروز جریان ساز نیست
 
احمد صبریان

«عباس رافعی» از جمله کارگردانان توانمند و مستعد سینمای ایران است که کارنامه سینمایی اش، بیش از آن که نشانگر سیاهه فیلم سازی اش باشد، حکایت از دغدغه های وی برای بازتاب مسائل و معضلات اجتماعی دارد. رافعی سینما را با ساخت فیلم «راز مینا» با بازی «لعیا زنگنه» آغاز کرد. اثری که در زمان خود به یکی از پرفروش های سینما تبدیل شد. «آیه های زمینی»، «راه طی شده» و «آفتاب بر همه یکسان می تابد» با بازی «مریلا زارعی» و «لاله اسکندری»، از دیگر آثار خوش ساخت وی است.

«آفتاب بر همه یکسان می تابد» که با نام «مسیر سبز» از یکی از شبکه های تلویزیونی پخش شد، پس از نمایش در جشنواره فیلم فجر مورد توجه جدی منتقدان و تماشاگران قرار گرفت. «پروانه» دیگر فیلم وی نیز با بازی «شقایق فراهانی» و «فریبرز عرب نیا»، با حضور در جشنواره های معتبر خارجی، موفقیت هایی چند را نصیب خود کرد و جایزه بهترین بازیگر زن را، برای «شقایق فراهانی» به همراه آورد. رافعی فیلم های «کیمیا و خاک» با بازی حامد بهداد، حسین یاری و آزیتا حاجیان با موضوع انقلاب اسلامی و «تولدی دیگر» درباره جنگ ۳۳ روزه لبنان را در نوبت نمایش و فیلم «روز داوری» را با مضمون فلسطین در مراحل پایانی ساخت دارد. در گفت وگویی که با وی داشتیم از سینما، سیاست گذاری های سینمایی و اوضاع و شرایط سینمای امروز سخن گفت و در نهایت صمیمیت، هم کلام مان شد که جای تشکر بسیار دارد.

 جناب رافعی انگار قرار نیست «تولدی دیگر» را روانه سالن سینماهای کشور کنید.

 چرا. اما از آن جا که ساخت این فیلم با فراز و نشیب های فراوانی همراه بود، آماده کردن آن برای نمایش عمومی زمان زیادی برد. چون این فیلم با حضور بازیگران عرب ساخته شده است، هنگام نمایش در جشنواره فجر با زیرنویس فارسی پخش شد. اما احساس کردم مخاطب ایرانی چندان با زیرنویس مأنوس نیست. به همین سبب این فیلم اکنون برای نمایش عمومی دوبله شده است و امیدوارم با کیفیت عالی، میهمان سینماهای کشور شود و تماشاگران با  آن ارتباط خوبی برقرار کنند.

 در بیشتر آثارتان نوعی دغدغه خاص نسبت به مسائل اجتماعی مشهود است. گویا خود را نسبت به بازتاب واقعیات جامعه متعهد می دانید.

 به باور من یک هنرمند متعهد وظیفه دارد که آینه تمام قدی در مقابل جامعه بگذارد، تا مخاطبان در این آینه کژی ها، زشتی ها و خوبی های جامعه شان را تماشا کنند و نسبت به اصلاح بدی ها و کژی های آن بکوشند. به گمان من تنها هنرمندی می تواند این وظیفه را به خوبی به انجام برساند که نگرش، شناخت و تحلیل درست و همه جانبه ای از جامعه و زمانه خویش داشته باشد. بی شک هنگامی که یک هنرمند در جامعه حضور داشته باشد و برج عاج نشین نباشد، می تواند ترسیم گر چنین آینه ای باشد. من نیز به عنوان یک کارگردان سینما، وظیفه دارم مخاطب آثارم را نسبت به آسیب ها و ناهنجاری های اجتماعی، بی آن که از خطوط قرمز سینما عبور کنم، آگاه کنم.

 با توجه به دغدغه های تان و بهره گیری از رسانه تاثیرگذار سینما، چنین به نظر می رسد که چندان به شرایط سینمای امروز خوش بین نیستید.

 متاسفانه سینمای ما در سال های اخیر، نتوانسته است با تحولات اجتماعی و جامعه همگام شود. بدین معنا که سینما آینه تمام نمای جامعه معاصر نبوده است. در حالی که «واقع نمایی» و «حقیقت نگری»، از اصول اساسی برای بازتاب مسائل و مشکلات اجتماعی است. سینما امروز از بازتاب حقایق جامعه دور شده است و این مایه نگرانی است. از سویی برخی تهیه کنندگان سینما احساس می کنند چنان چه بخواهند حقایق جامعه را واگویی کنند، اثر با لحن تلخی آمیخته می شود و تولیداتشان در گیشه، به فروش خوبی دست نمی یابد. به همین سبب بیشتر کارگردانان و تهیه کنندگان، به ساخت فیلم هایی با پایان خوش روی آورده اند. در حالی که ما در جامعه معاصرمان با حقایق تلخی مواجه هستیم که می تواند دستمایه خوبی، برای ساخت فیلم هایی تاثیرگذار باشد. زمانی هم که تهیه کنندگان به بازتاب این مسائل در آثارشان گرایش پیدا می کنند، نگاه شان صرفا به گیشه است. در نتیجه همین نگرش سینما خاصیت جریان سازی اجتماعی خود را از دست داده است. در حالی که سینما یعنی جریان سازی و تاثیرگذاری.

بی تردید در این نوع نگرش، سیاست گذاری ها، خط مشی ها و تفکر مدیران و مسئولان نهادهای مختلف سینمایی بی تاثیر نبوده است.

بله، همین گونه است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اداره کل نظارت و ارزشیابی و بنیاد سینمایی فارابی هم، استقبال خوبی از ساخت و تهیه آثاری که به آسیب های اجتماعی -آن هم به گونه ای جدی و ریشه ای- می پردازد، نمی کنند. زیرا احساس می کنند اگر کارگردانان و تهیه کنندگان سینما تصویری ملموس از آسیب های اجتماعی و ناهنجاری ها ارائه کنند، از خط قرمز عبور کرده اند و فیلم آنان قابل نمایش نخواهد بود. در حالی که نمی شود فیلمی درباره اجتماع ساخت و وارد بحث های تحلیلی و آسیب شناسانه نشد. اگر ما به عنوان کارگردان این حقایق تلخ و شیرین را به تصویر نکشیم و صرفا با نگاهی

 

خوش بینانه، تصویری سراسر زیبایی، خوبی و  آرمانی از جامعه مان به نمایش بگذاریم که هیچ اتفاق ناگواری هم در آن رخ نمی دهد، اثرمان دیگر به هیچ وجه بار دراماتیک نخواهد داشت. به عبارتی فیلمی بی خاصیت و خنثی ساخته ایم. بی تردید تولید چنین آثاری نیز هیچ تاثیری بر جامعه و مخاطب نخواهد گذاشت.

 شاید یکی از دلایل اصلی ایجاد این شرایط پرهیز و اجتناب فیلم نامه نویسان، از نگارش متونی باشد که فاصله نزدیکی با حقایق اجتماعی دارد.

بی تردید فیلم نامه ها هم به گونه ای نیست که بتوان مسائل و مشکلات اجتماعی را، در آن ها ریشه یابی کرد. تا زمانی که در ساختار فیلم نامه ها و مضامین آثار سینمایی، بحرانی وجود نداشته باشد و فیلم نامه نویسان در متون خود، بحران های موجود جامعه را از طریق تعلیق و گره افکنی ها به نمایش نگذارند، فیلم خوبی ساخته نمی شود؛ فیلمی که بتوان آن را «سینما» نامید. متاسفانه ما چه از سوی تهیه کنندگان و چه از سوی متولیان، در شرایطی قرار گرفته ایم که این اتفاق خوشایند، یعنی بازتاب واقعی آسیب های اجتماعی در آثارمان نمود چندانی ندارد. به همین سبب سینمای امروز ایران با واقعیت های اجتماعی و جامعه بیگانه است. چون تماشاگر تصویر درستی از جامعه خود، در آثار این سینما نمی بیند.

 در مقایسه با سینما، تلویزیون در سال های اخیر بیشتر به سمت واقع گرایی و نمایش «آن چه هست» گام برداشته است.

** بله؛ دقیقا همین طور است. در حالی که برخی کارگردانان و تهیه کنندگان سینما، از نمایش واقعیات جامعه فاصله گرفته اند، تلویزیون به عنوان رسانه ملی به خوبی از این فرصت برای جذب مخاطب بیشتر بهره گرفته است. یقین بدانید که ما در سینما نمی توانیم فیلمی با مضمون سریال «ساعت شنی» بسازیم. این در حالی است که تلویزیون در سال های اخیر، پا به عرصه هایی گذاشته است که سینماگران ما جسارت ورود به این حوزه ها را ندارند. شاید یکی از دلایل اصلی رویکرد سینماگران به تلویزیون همین نکته است که در تلویزیون فضایی باز ایجاد شده است. فضایی که آن ها احساس می کنند می توانند دغدغه ها و حرف هایشان را راحت تر بیان کنند. از طرفی نیز با فعالیت در این رسانه، دیگر دغدغه گیشه و مشکلات مالی هم برای آثارشان ندارند. البته این موضوع برای سیاست گذاران و مسئولان سینمایی جای تامل دارد. به نظر من برای پویایی، شکوفایی، بالندگی سینما و ساخته شدن فیلم های تاثیرگذار، متولیان و دست اندرکاران سینمای کشور باید دایره نظارت خود را گسترش دهند؛ بدین مفهوم که اجازه دهند مسائل و مشکلات سینما را خود صنوف و اهالی سینما حل و فصل کنند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در جمعه ششم شهریور 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 دانیال عبادی: برای بازیگر شدن پول ندادم
 

بازیگر امشب شب مهتابه گفت: من دغدغه بازیگری نداشتم و اتفاقی وارد سینما شدم اما برای بازی پول خرج نکردم.عبادی عنوان کرد: به بازی در نقش های پرهیجان فکر کرده ام، اما نمی دانم بتوانم داد بزنم یا نه؟ وی افزود: در ۳فیلمی که حضور داشتم، همه شخصیت هایی که بازی کردم احساسی بودند. دوست دارم موقعیتی فراهم شود تا حتی نقش منفی ایفا کنم و نشان دهم که استعداد این نوع بازی را دارم. شخصیت هایی که در فیلم های «غیرمنتظره»، «امشب شب مهتابه» و «آن سوی پرچین» بازی کردم شبیه به یکدیگر بود. من دوست دارم تجربه های دیگری را در عرصه بازیگری به دست آورم و به دنبال آن هستم.بازیگر «غیرمنتظره» در پاسخ به این پرسش که آیا شما از آن دسته از بازیگرانی بودید که با صرف هزینه وارد سینما شدید، گفت: من با پول خرج کردن وارد سینما نشدم. در ابتدا دغدغه بازیگری نداشتم. همه در برهه ای می خواهند مشهور شوند اما من در این مقطع سنی درگیر درس بودم. ماجرای بازیگر شدن من از این قرار است که روزی با دوستم «شهاب حسینی» برای بازدید از کلاس های فیلم نامه نویسی کریمی به حوزه هنری رفتیم آنجا بود که وی از من تست گرفت و این گونه شرایط حضور من در اولین اثر سینمایی فراهم شد.بازیگر نقش یحیی در «امشب شب مهتابه» در ادامه با اشاره به حضور بازیگران جوان در سینمای ایران عنوان کرد: تعداد بازیگران معروفی که در دهه ۶۰و۷۰ در سینمای ایران حضور داشتند، محدود بود از این رو بیشتر فیلم های سینمایی بر دوش آن ها می چرخید و این از لحاظ موقعیتی و مالی به این بازیگران کمک می کرد. از دهه ۸۰ با حضور بازیگران جوان در سینما این رویه متفاوت شد. حضور جوانان در سینمای ایران،عرصه رقابتی بین بازیگران را تنگ تر کرده و دیگر بازیگری انحصار تعدادی خاص نیست. تعدد بازیگران جوان که خود من نیز یکی از آن ها هستم، سبب می شود بازار رقابت داغ تر شود. عبادی در ادامه خاطرنشان کرد: من بازی در همه گونه ها را دوست دارم اما از جایی که ورزش رزمی کار می کنم همیشه دوست داشتم در فیلمی رزمی به ایفای نقش بپردازم. از بازی در نقش های طنز نیز استقبال می کنم اما به شرطی که حرفی برای گفتن داشته باشد و صرفا برای خنداندن مردم ساخته نشود.این بازیگر سینما یادآور شد: هم اکنون در حال بررسی چند پیشنهاد هستم که بعد از پایان امتحانات، به یکی از آن ها پاسخ خواهم داد. به گفته محمدهادی کریمی، کارگردان فیلم «امشب شب مهتابه» عبادی یکی از بازیگران احتمالی اثر سینمایی او به نام «مستاجر طبقه وسط» است که پیش تولید آن، از اوایل پاییز آغاز می شود.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه دهم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 محمدعلي سجادي، كارگردان سينما، در گفت وگو با خراسان:فيلمنامه هايم دارند خاك مي خورند
 
 
احمد صبریان

سينماي ايران در دهه گذشته، برخلاف سال هاي پيش از آن، براي ساخت فيلم هاي ماندگار و ارزشمند، كمتر به سراغ «گنجينه ادبيات» رفته است. بي شك اقتباس سينمايي از آثار ادبي، امروزه جايگاه ويژه و شايسته اي، در عرصه سينماي جهان دارد. اما متاسفانه در كشور ما بنا به دلايلي، با وجود متون ادبي پربار و كهن كه مي تواند مورد استفاده كارگردانان و فيلم سازان، براي ساخت آثارشان قرار گيرد، تا به حال آثار ادبي كم شماري، تبديل به فيلم سينمايي شده اند. در حالي كه فيلم هايي كه براساس رمان ها، داستان هاي كوتاه، خاطرات و... ساخته شده اند، جزو آثار ماندگار سينماي ايران به شمار مي روند. «محمدعلي سجادي»، از جمله كارگرداناني است كه در حوزه فعاليت خود- سينماي جنايي و روانكاوانه- تا حد امكان، به سراغ آثار ادبي رفته است. وي متولد ١٣٣٦ است و فعاليت سينمايي اش را، از سال ١٣٥٨ با كارگرداني فيلم هاي كوتاه آغاز كرد.

«بازجويي يك جنايت»، «جدال»، «گنج»، «گمشدگان»، «چون باد»، «گزل»، «افسانه مه پلنگ»، «مهره»، «بازيگر»، «شيفته»، «رنگ شب»، «اثيري»، «جنايت»، «شوريده»، «تردست»، «رمز» و «مخمصه»، از جمله آثاري هستند كه سجادي، كارگرداني آن ها را، در كارنامه خود به ثبت رسانده است.وي علاوه بر فعاليت در عرصه كارگرداني، دستي هم در ادبيات دارد و تاكنون، چند رمان و نيز فيلم نامه هاي بسياري را نوشته كه برخي از آن ها، هنوز جلوي دوربين نرفته اند.در فرصتي كه دست داد با وي در گفت وگويي هم كلام شديم.«اقتباس ادبي در سينما»، محور بحث مان شد. وي نيز در كمال صميميت و صداقت پاسخ گوي پرسش هايمان شد، كه جاي تشكر فراوان دارد. سجادي در دوره هاي مختلف جشنواره فيلم فجر و در جشنواره هاي داخلي و خارجي، جوايزي را نيز نصيب خود و سينماي ايران ساخته است.

 

جناب سجادي در سياست هاي اخير سينمايي، «اقتباس ادبي» مورد توجه قرار گرفته است. حتي در بنياد سينمايي فارابي، هسته اي با عنوان «اقتباس هاي ادبي سينما» تشكيل شده است. رويكرد سينماي ايران به اقتباس ادبي را، چگونه ارزيابي مي كنيد؟

 

به گمان من، اين اتفاق تازه اي نيست، زيرا اين موضوع در عرصه سينماي ايران، پيشينه دارد. حتي در سينماي جهان نيز آثار سينمايي بسياري، با بهره گيري از آثار ادبي ساخته شده و مي شوند. بي ترديد بخش مهمي از سينما، وامدار ادبيات است. به عنوان مثال ارزشمندترين آثار شاخص، برجسته و ماندگار سينماي خودمان، از جمله فيلم هاي «گاو» اثر داريوش مهرجويي، شازده احتجاب (بهمن فرمان آرا)، آرامش در حضور ديگران (ناصر تقوايي)، مرگ يزدگرد (بهرام بيضايي)، خاك (مسعود كيميايي) و...، همگي برگرفته از متون ماندگار و ارزشمند ادبيات ايران مي باشند. اما موضوع اين است كه اقتباس ادبي، كار دشواري است.به ويژه آن كه كارگردان قصد داشته باشد اثر خود را، با شرايط روز جامعه تطبيق داده و همخوان كند. متاسفانه در سينماي ايران، به سبب وجود برخي محدوديت ها از جمله نداشتن امكانات، كمبود بودجه، ضعف فيلم نامه، مميزي هاي سليقه اي و... نمي توان به آساني به سمت اقتباس سينمايي از آثار ادبي رفت چون به نظر مسئولان و مديران سينمايي، ساخت بسياري از آثار ادبي، به دلايل مختلف كه البته سليقه شخصي در آن دخالت دارد، امكان پذير نيست. به همين سبب حركت خودجوش فيلم ساز و فيلم نامه نويس براي اقتباس ادبي، هنگامي كه در اين فضا قرار مي گيرد، روند طبيعي خود را از دست مي دهد. هيچ كس به من ديكته نكرد كه فيلم «مهره» را، براساس اثر «كارل چابك»، يا فيلم «جنايت» را براساس رمان «جنايت و مكافات» داستايوفسكي بسازم. من فيلم نامه هاي بسياري دارم كه در كشوي ميزم دارند خاك مي خورند. چون امكان ساخت آن ها به دلايلي برايم فراهم نمي شود. فيلم نامه هايي كه هرگاه سراغ شان رفته ام تا آن ها را به فيلم تبديل كنم، آن قدر تبصره و اما و اگر برايشان مي تراشند كه خودت مي ماني چرا بايد اين اتفاق بيفتد. اين موضوع زماني تاسف بارتر مي شود كه به گفته شما، «اقتباس ادبي» در دستور كار سياست گذاران و مديران سينمايي كشور قرار مي گيرد. اين فضاي فرمايشي حاكم بر سينما، مانع رشد، پويايي، بالندگي و خلاقيت، در عرصه كارگرداني واقتباس ادبي مي شود. حتي اگر فرض را بر اين بگيريم كه حسن نيتي در كار است.

 

دو فيلم «تردست» و «شوريده» شما، با اين كه چند سال پيش ساخته شده اند، اما هنوز به لحاظ نمايش عمومي و اكران، وضعيت مشخصي ندارند. اين موقعيت و شرايط، شما را در عرصه فيلم سازي و كارگرداني دلسرد نمي كند؟

 مگر مي شود دلسرد نشد؟ اما چاره چيست؟ من با تمام دلسردي، به اين شرايط عادت كرده ام. شرايطي كه هر كارگردان را در ساخت اثر بعدي اش دو دل مي كند. من اگر بتوانم فيلم خوبي بسازم و اثري ارزشمند، به كارنامه خود و سينماي ايران اضافه كنم، گليم خودم را از آب كشيده و كار بزرگي انجام داده ام. من نه قرار است جامعه را اصلاح كنم (چون مصلح اجتماعي نيستم)، نه قادرم سياستي را تغيير دهم (چون سياستمدار نيستم) و نه مي خواهم يك بيماري را درمان كنم و نه روانشناسم. تعهد من سينماست. اگر فيلم خوب بسازم، تعهدم را به انجام رسانده ام. اگر هم نتوانم جز اندوه و يأس، چيز ديگري دستگيرم نمي شود. اين را هم مي دانم كه هيچ كس نمي آيد در خانه ام را بزند و بگويد كه: «آقاي سجادي! بيا اين ٥٠٠ ميليون تومان را بگير و هرچه دلت خواست بساز.» تاكنون كه -برخلاف برخي كارگردانان- براي من چنين شرايطي فراهم نشده است.

 

شما در برخي گفت وگوهايتان، بارها به اين نكته اشاره كرده ايد كه منتقدان، با حوزه اي كه شما در آن فعاليت مي كنيد- سينماي جنايي و روانشناسانه- مشكل دارند.

 

 

 

مشكل كه نه، ولي حوزه كارم، يعني سينماي جنايي را، جدي نمي گيرند. البته در عرصه سينماي جهان هم، همين گونه است. منتقدان نيز در ديگر كشورها، گمان مي كنند سينما يعني فقط «تئوآنجلو پلوس» و «اينگمار برگمان». اگرچه من خودم اين كارگردانان و آثارشان را، بسيار دوست دارم. اما برخلاف منتقدان، بر اين باورم كه اين كارگردانان مثلا «آندري تاركوفسكي»، در جايگاه خودش، جذابيت دارد. اما هيچ گاه نمي توان «آلفرد هيچكاك» را، ناديده گرفت و او را فراموش كرد. همان گونه كه در عرصه شعر، نمي توان گفت از ميان شاعران فقط «سهراب سپهري» و از ديگر شاعران فاكتور گرفت. اين يك سويه نگري است. برخي منتقدان، وقتي فيلم هاي مرا مي بينند، توجه چنداني به ساختار آن ها ندارند. زيرا با يك پيش فرض از پيش تعيين شده، به سراغ آثار من مي آيند، بي شك همين پيش فرض ها نمي تواند در قضاوت و داوري آنان،  بي تاثير باشد. در حالي كه بايد هر اثر سينمايي را، به دور از برداشت هاي شخصي از كارگردان و كارنامه اش ارزيابي كرد.

 

اين روزها مرسوم شده است كه از روي رمان فيلم نامه مي نويسند، تا زمينه براي اقتباس ادبي فراهم شود. از آن جا كه شما علاوه بر كارگرداني در عرصه نگارش رمان هم دستي داريد، آيا تاكنون براي ساخت فيلم به سراغ رمان هاي شما آمده اند؟

 

 متاسفانه هنوز اين اتفاق نيفتاده است. من چهار رمان از جمله «چه كسي روجا را كشت؟» و «حلقه گمشده» را نوشته ام. اما تاكنون مذاكره اي براي ساخت فيلم، براساس آن ها نداشته ام. اما خودم گاه براساس رماني كه به من پيشنهاد شده، كار كرده ام. پيش از اين هم براساس رمان «چه كسي پالومينو مولورو را كشت» نوشته «ماريو بارگاس يوسا»، فيلم نامه «گيتاريست» را نوشته بودم. جالب اين كه نگارش اين فيلم نامه را خود بنياد فارابي به من سفارش داد. اما خودشان هنگام ساخت زدند زيرش. بي شك بخش اقتباس ادبي فارابي با حسن نيت تاسيس شده است. اما به هر حال تجربه نشان داده كه تغيير مديريت ها در عرصه سينما همواره مشكل ايجاد كرده است.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 خسرو سينايي: وسوسه فيلم سازي ندارم
 
خسرو سينايي فراهم نبودن شرايط فيلم سازي براي توليد فيلم هاي فرهنگي را دليل دوري خود از سينما دانست.

اين فيلم ساز در اين باره  گفت: با اين كه سه فيلم نامه آماده دارم، از دو سال قبل تا امروز هنوز شرايط ساخت هيچ يك از آن ها فراهم نشده است. دوستان قول هايي مي دهند اما زماني كه قرار است كار به مرحله اجرا برسد هيچ حمايتي نمي شود. در اين فضا همچنان انتظار مي كشم و اميدوارم بالاخره ساخت فيلم بعدي ام را شروع كنم.كارگردان فيلم «عروس آتش» گفت: فيلم نامه «صورتگران عصر خون» را كه درباره رضا عباسي هنرمند بزرگ عصر صفوي است از دو سال قبل بارها بازنويسي كردم تا براي توليد آن مشكلي به وجود نيايد. دغدغه من ساخت فيلم ارزشمند و فرهنگي است و وسوسه فيلم سازي ندارم. وي ادامه داد: سينماي فرهنگي براي بقا و ادامه حيات نياز به حمايت دارد، اما متأسفانه اين حمايت كم رنگ شده است.فيلم «عروس آتش» كه سال ٧٩ اكران عمومي شد آخرين فيلمي بود كه از اين كارگردان روي پرده رفت و فيلم هاي «مثل يك قصه» و «گفت و گو با سايه» او هنوز اكران نشده است. «يار در خانه» و «در كوچه هاي عشق» از ديگر فيلم هاي سينايي است.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه بیست و نهم فروردین 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 كيانوش عياري: سينما جاي اعتراض نيست

 كيانوش عياري گفت: لطف كنيد به من لقب فيلم ساز اجتماعي ندهيد.
كارگردان فيلم «آباداني ها» يادآور شد: در طول دوران كاري ام، هيچ گاه بر اساس يك تئوري از پيش تعيين شده فيلم نساخته ام، فيلم سازي براي من از جايي شروع مي شود كه احيانا خبري خوانده باشم. البته بايد به خاطر داشت وقتي فيلمي ساخته مي شود هنگام تحليل، تئوري هايي از بطن آن امكان بررسي كردن مي يابد. من نمي توانم با فيلم هايم فرهنگ سازي كنم و اگر قطره اي از اقيانوس فرهنگ باشم، مفتخرم.وي تصريح كرد: اعتقاد ندارم سينما يك اعتراضيه محسوب شود و اگر فيلم ساز با نيتي يا نقشي فراتر از باورهايش اثري ارائه بدهد، اين موضوع در اثرش مشخص مي شود.به اعتقاد عياري سينما و هنر قرار نيست جايگاهي فراتر از خودش داشته باشد، سينما يك جايگاه بسيار مقدس است. سينما هيچ گاه توسط افرادي چون «جان فورد» جايگاهي براي اعتراض نيست.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه بیست و نهم فروردین 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 رضا ميركريمي در گفتگو با خراسان:انتظار از سينما متناسب با سرمايه گذاري ها نيست
 
احمد صبریان

«يك حبه قند» را در نخستين فرصت جلوي دوربين مي برم
سينماي ايران در طول تاريخ پرفراز و نشيب خود، از ميدان هاي پرمانع و كوچه پس كوچه هاي پرسنگلاخ بسياري عبور كرده است. بي شك سينمايي كه امروزه به عنوان رسانه اي تاثيرگذار، سفير فرهنگي ايران در جهان به شمار مي آيد، اين جايگاه را به آساني كسب نكرده است. با توجه به حمايت هاي دولتي و غيردولتي، سياست گذاري هاي گاه سليقه اي، تغيير و جابه جايي مداوم و مستمر مسئولان، مراحل دشوار توليد فيلم، كمبود تجهيزات فني، نامناسب و ناكافي بودن سالن هاي نمايش فيلم، نظارت هاي دولتي و مميزي هاي شخصي و سليقه اي و... بايد اعتراف كرد كه سينماي ايران، بيش از ظرفيت و توانمندي خود درخشيده است به عبارتي بيش از توانايي هايش، براي سربلندي كشور از خود مايه گذاشته است.

كارگردانان و سينماگران نيز با توجه به ديدگاه ها و نگرش هاي خاص خويش در عرصه فيلم سازي، براي شكوفايي و بالندگي صنعت سينما تلاش كرده اند. اما در هر دوره و با توجه به شرايط مختلف اجتماعي، سينما همواره كانون بحث و جدل بوده است به گونه اي كه در مواجهه با اظهارنظرهاي متفاوت منتقدان، تماشاگران و دست اندركاران سينمايي، تغيير مسير داده و گاه به بيراهه رفته است، اگرچه نيز نمي توان واكنش هاي منطقي، كارشناسانه و سنجيده را، در تعالي و بالندگي آن ناديده گرفت. اين روزها نيز با روي پرده آمدن سه فيلم جنجال آميز «اخراجي ها٢» ساخته مسعود ده نمكي، «وقتي همه خوابيم» اثر بهرام بيضايي، «سوپراستار» به كارگرداني تهمينه ميلاني و «بيست» ساخته عبدالرضا كاهاني، اكران بهاري رنگي ديگر به خود گرفته است چرا كه ميزان واكنش ها، اظهارنظرها، مخالفت ها و هواداري ها و برخورد مغرضانه و گاه جانبدارانه منتقدان در مواجهه با اين آثار، در برخي موارد اعتراض كارگردانان اين آثار را به همراه داشته است. در حالي كه بايد در نظر داشت همين بحث و جدل ها و اظهارنظرهاي موافق و مخالف موجبات از بين رفتن بسياري از سوءتفاهم ها را فراهم مي آورد.«رضا ميركريمي» از جمله كارگردانان صاحب نام و خوش قريحه سينماي ايران است. وي كه در كارنامه خود، ساخت فيلم هاي بحث برانگيزي چون «كودك و سرباز»، «زير نور ماه»، «اينجا چراغي روشن است» و «به همين سادگي» را، به ثبت رسانده است در گفت وگو با خراسان، در همين خصوص تصريح مي كند: سينماي ايران بيش از آن كه نگران انتقادها و واكنش هاي ضد و نقيض مسئولان، دست اندركاران و سياست گذاران و منتقدان باشد، بيشتر اين دلهره و نگراني را دارد كه به بازي گرفته شود. وي با خاطرنشان ساختن اين نكته كه نمي توان نقش سينما را، در ايجاد جريان هاي مختلف فرهنگي و اجتماعي ناديده گرفت، اظهار مي دارد: سينماي ايران به عنوان رسانه اي جهاني و تاثيرگذار كه مي تواند نقش مهم و بسزايي، در سازندگي كشور، ارتقاي سطح فرهنگ عمومي و شكل گيري جريان هاي سازنده سياسي، فرهنگي و اجتماعي داشته باشد، متاسفانه هنوز به گونه اي شايسته، جدي گرفته نشده است.وي مي افزايد: اگر از خاطر نبرده باشيم، تا چندي پيش، سينما را در زمره «كارهاي فرهنگي فوق برنامه» قرار مي دادند و چندان در متن جامعه، حضور و جريان نداشت. در حالي كه سينما يك هنر استراتژيك مي باشد كه در بسياري از حوزه ها -حتي فراتر از حوزه هاي فرهنگي- هم چون حوزه هاي امنيت ملي، اقتصادي، سياسي و اجتماعي تاثيرگذار است. ميركريمي تاكيد مي كند: امروزه بيش از آن چه در سينما سرمايه گذاري شده است، از آن انتظار داريم. گاه نيز بيشتر اين توقعات و انتظارات نيز، غيركارشناسانه و به دور از معادلات منطقي است. همين مسئله، نيز سينما را نسبت به حوزه هاي ديگر آسيب پذير مي سازد. به گمان من اگر بتوان تناسب منطقي و معقول، ميان حمايت هاي زيرساختي و برنامه ريزي هاي طولاني مدت سينمايي ايجاد كرد، آن هنگام مي توان اين انتظار را داشت كه سينماي كشور نقش خود را در خصوص مسائل كلان و موضوع هاي مهم فرهنگي ايفا كند. وي درخصوص اظهارنظرهاي گاه و بيگاه منتقدان، نسبت به گسترش سطحي نگري و ابتذال در عرصه سينماي امروز ايران، تصريح مي كند: بي ترديد همگان با هر اثر هنري كه توليد سطحي نگري كرده و سطح سليقه مخاطب را، تنزل دهد مخالفند.

 

 

 

 

 

اما بايد اين نكته را در نظر داشت كه اين مشكل و آسيب، در بسياري ديگر از حوزه ها، نيز به چشم مي خورد. بي شك سطحي نگري و ابتذال خاص و منحصر به سينما نيست. به ديگر عبارت، سينما تافته جدابافته نيست كه بتوان ادعا كرد، هيچ ايرادي بر آن وارد نيست، اما گاه چنين به نظر مي رسد كه حساسيت ها، ميزان اظهارنظرهاي غيركارشناسانه و واكنش هاي اقشار مختلف اجتماع، نسبت به سينما و آثار سينمايي - به خاطر فراگير بودنش- به مراتب بيشتر از ساير حوزه ها و رسانه هاست. به نظرم چون براي سينما ظرفيت سازي نكرده ايم، بايد انتظار چنين بازتاب ها و واكنش هايي را هم داشته باشيم.

ميركريمي مي گويد: هنوز سينما در نظر بسياري از صاحب نظران و كارشناسان حوزه هاي مختلف، هنري خودي و محرم به شمار نمي آيد زيرا در بسياري از موارد، به سينما اين اجازه داده نشد كه درباره برخي از مسائل سخن گفته و به ميدان برخي محدوده ها پا بگذارد. در حالي كه ديگر هنرها اين اجازه را يافتند به همين سبب حساسيت مسئولان، نسبت به اين هنرها در مقايسه با سينما، كمتر است.بايد اين نكته را در نظر گرفت كه امروزه سينما نه تنها در ايران، بلكه در گستره جهان جايگاهي ويژه دارد. به گمان من بايد به سينما اجازه داد كه از سر دلسوزي و تعهد و باهدف سازندگي، سراغ موضوع هاي مهم اجتماعي برود زيرا بي شك توانايي هاي اين رسانه پس از گذشت چندين دهه از انقلاب اسلامي، براي همگان تاييد شده و غيرقابل انكار است. ميركريمي درباره فعاليت هاي آينده اش خاطرنشان مي سازد: دو كار براي توليد در دست دارم كه در مقايسه با آثار پيشينم -به لحاظ محتوايي و ساختاري- تا حدي متفاوت است. فيلم نامه «سياوش نامه» و فيلم نامه اي طنز با عنوان «يك حبه قند» كه تا حدي، ادامه مسير فيلم سازي ام مي باشد. چندي پيش با توجه به دغدغه هميشگي ام نسبت به مسائل و مشكلات اجتماعي، نگارش فيلم نامه «يك حبه قند» را با همكاري «شادمهر راستين» به پايان رسانده ام و در نخستين فرصت آن را جلوي دوربين مي برم. در اين فيلم نيز جنبه ديگري از مسائل اجتماعي را به تصوير خواهم كشيد

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 حسام نواب صفوي: بازي در «وقتي همه خوابيم» اعتراض من به نوعي از سينماست



 

حسام نواب صفوي گفت: با بازي در نقش «شاهين» فيلم «وقتي همه خوابيم» مي‌خواستم اعتراض خودم را به آن نوع سينماي خاص كه در فيلم مطرح شده، نشان بدهم.

اين بازيگر سينما اظهار داشت: شايد اينگونه تصور شود آن شخصيت خود من باشد، اما وقتي آن نقش را بازي كردم يعني روبه‌روي اين جريان هستم. من مخالف سينماي تجاري نيستم، اما سينمايي را كه در پشت صحنه «وقتي همه خوابيم» به تصوير كشيده شده بود، بارها از نزديك ديده بودم و با آن آشنا هستم.

وي افزود: نقش «شاهين» كسي است كه هيچ‌گونه تحصيلاتي در اين خصوص نداشته و به واسطه پول و ظاهرش وارد سينما شده است، اما من 4 سال تحصيلات حرفه‌اي داشته‌ام.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه بیست و دوم فروردین 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 کاردان :گفتند با "خائن‌ها" کار نمی‌کنیم
 
 
داریوش کاردان از هنرمندانی است که نسل بعد از انقلاب از او خاطره زیاد دارد؛ "عصرانه" در رادیو، "نوروز 72" در تلویزیون و... از کارهای ماندگار این چهره طناز است که می‌گوید کارش را با اجرا آغاز کرده، البته وقتی زلف‌هایش پرپشت‌تر و چهره‌اش جذابتر از الان بوده است!

 قرار ما با کاردان در یکی از روزهای سرد زمستان در دفتر او بود. دکور دفترش دست کمی از فضای یک خانه ـ کمی نامرتب ـ نداشت. کتری و قوری روی گاز آشپزخانه به راه بود و روی میز یک ظرف میوه قرار داشت که معلوم بود با سلیقه خود کاردان چیده شده است.

قبل از شروع گفتگو از او خواستیم خودش بگوید گفتگو را از کجا شروع کنیم. پاسخ داد: والله فکر می‌کنم پرسشگر حق دارد هر سئوالی بپرسد و پاسخگو هم هر چه دلش می‌خواهد، بگوید. با توجه به انواع خطوط قرمز، سبز، آبی و ... فرقی نمی‌کند گفتگو از کجا شروع شود.

بعد از شنیدن پاسخ او تصمیم گرفتیم گفتگو را با برنامه پرمخاطب "عصرانه" آغاز کنیم که کاردان گفت: "فعالیت من از خیلی پیشتر آغاز شد." وقتی از ورود او به رادیو از روزهای بعد از انقلاب شروع کردیم، گفت "برای شونصدمین بار باید بگویم..." او حین گفتگو چند بار برای پاسخ دادن به تلفن، پیدا کردن شعر، آوردن چای و یافتن کارد میوه‌خوری از جایش بلند شد!

برای شروع از ورودتان به رادیو بگویید؟ چطور رادیو را انتخاب کردید؟

ـ داریوش کاردان: دو هفته از پیروزی انقلاب می‌گذشت. نمی‌دانم یاد دارید و اصلاً وجود داشتید یا نه؟ آن موقع رادیو و تلویزیون برنامه زیاد نداشت. از سه ساعت برنامه تلویزیونی، یکساعت آن خبر بود. رادیو هم 24 ساعته یا متن می‌خواند یا موسیقی پخش می‌کرد. یکی از دوستان که از توانمندی من در نوشتن خبر داشت، خواست به عنوان نویسنده به رادیو بروم و با آنها همکاری کنم. آن روزها در رادیو هر کس هر کاری از دستش برمی‌آمد انجام می‌داد. من هم همه کار می‌کردم. مطلب برای گویندگان می‌نوشتم و... درها در آن زمان باز بود.

* با چه کسانی آشنایی داشتید؟

ـ من با چند نفر از دوستان از جمله احمد جلالی ـ که برای مدتی معاون سازمان و بعد نماینده ایران در ژنو بود ـ آشنایی داشتم و با دعوت آنها رفتم و چیزهایی می‌نوشتم. البته نه کلاس گویندگی دیده نه کاری در این زمینه کرده بودم. تا اینکه یک روز برحسب اتفاق هیچ گوینده‌ای در رادیو نبود و باید مطلبی خوانده می‌شد، متنی حدود 16 صفحه. کاغذهای کاهی پشت و رو، پر از خط خوردگی و فلش‌هایی که جملات مختلف را به هم ربط می‌داد.

* وقتی از شما خواستند متن را بخوانید، واکنش‌تان چطور بود؟

ـ وقتی تهیه‌کننده از من خواست بخوانم با تعجب به او گفتم چرا من؟! به هر حال آن روز داخل استودیو رفتم و تقریباً بدون تپق خواندم. این اولین گویندگی من بود. وقتی آمدم بیرون، دیدم همه به من چپ چپ نگاه می‌کنند! احساس کردم خرابکاری کرده‌ام! اما خیلی زود متوجه شدم این نگاه به خاطر تعجب بود. از آن روز به بعد من شدم گوینده رادیو و بعد از آن راه شب، راه روز، خانواده و ... را اجرا کردم.

* از قرار همان سال‌ها علاوه بر گویندگی رادیو، تفسیر خبر هم می‌خواندید؟

ـ بله، همان اوایل انقلاب که در رادیو برنامه اجرا می‌کردم، دوستانی هم در تلویزیون کار می‌کردند که من را خرکش از رادیو به تلویزیون می‌بردند و آنجا تفسیرهای خبر را می‌خواندم. البته فکر نمی‌کنم کسی از من و اجراهایم در آن روزها چیزی به یاد داشته باشند، چون آن موقع زلف داشتم و مثل الان بی‌نصیب نبودم! آن سال‌ها 24 ساعت در رادیو و تلویزیون بودم. کم کم مسئولیت‌های دیگری هم به من سپرده شد و می‌گفتند فیلم‌ها را ببینم که آیا قابل پخش است یا نه...

*از قرائت اولین قرآن بگویید که شما بعد از انقلاب زنده زمان تحویل سال 58 اجرا کردید؟

ـ بله، آن سال قرآن در پخش پیدا نمی‌شد و من چند آیه که حفظ بودم تلاوت کردم. آن زمان کسی نفهمید من اولین قرآن را خواندم. البته در آن سال‌ها صدایم خیلی باز بود و مثل الان نبود. در اولین ماه رمضان بعد از انقلاب، هنگام سحر پشت میکروفن رادیو ‌نشستم و دعای سحر را با صوت و قرائت خواندم و لحظه لحظه زمان را به سحرخیزان اعلام می‌کردم که چند دقیقه تا زمان اذان باقی مانده است. به یاد دارم دوستان هر چه گیرشان می‌آمد به من می‌دادند. مثلاً یک فیلم فلسطینی با عنوان "کلید" را برای دوبله به من سپردند و من همراه یک خانم و آقا جای 25 نفر صحبت کردیم. باید نوار این فیلم هم در آرشیو باشد. یادش بخیر ...

* بعد هم جنگ شروع شد و...

ـ بله، جنگ شروع شد و دو سال کامل در خط مقدم بودم. دلایل زیادی برای شهید شدن بود، اما نصیبم نشد و مختصر جراحاتی برداشتم.

* بعد از جنگ دوباره فعالیت‌تان را در رادیو و تلویزیون شروع کردید.

ـ بله، برگشتم به رادیو و تلویزیون. نسل جدید یادشان نمی‌آید، چون آن موقع زلف داشتم. در آن سال‌ها در کنار خواندن تفسیرهای قبل از خبر، پیام‌های حضرت امام خمینی (ره) را در رادیو و تلویزیون می‌خواندم. اولین روز سیزده بدر بعد از انقلاب را به یاد دارم که شیطنت بزرگی کردم و گفتم شاه رفت، فرح به کشور برگشت. این جمله را کاملاً جدی گفتم و مملکت به هم ریخت. دوستان مرتب زنگ می‌زدند.

آن زمان چیزی برای خنداندن و سرگرم کردن مردم وجود نداشت. یواش یواش سرودهای اوایل انقلاب ساخته شد و دست ما کمی باز شد، چرا که بیشتر مارش پخش می‌شد. برنامه‌های زنده را بدون متن اجرا می‌کردیم. به یاد دارم برنامه "سلام کوچولو" عذرا وکیلی را. او بچه‌ها را بغل می‌کرد و به استودیو می‌آمد و برنامه زنده پخش می‌شد. من هم در ابتدای برنامه او به استودیو می‌رفتم و می‌گفتم برنامه کودک و می‌آمدم بیرون.

* از اولین برنامه‌ای بگویید که گویندگی ثابت داشتید؟

ـ برنامه‌ای با عنوان "کشاورز" بود. این برنامه قبل انقلاب اجرا می‌شد، اما بعد از انقلاب تعطیل شد، اما به خاطر اهمیتی که به روستاها می‌دادند، دوباره پخش برنامه آغاز شد. تا اینکه پخش برنامه "عصرانه" سال 68 به سردبیری مرحوم مهرداد خسروی شروع شد و اولین برنامه‌ای بود که من نسبتاً در آن دخیل بودم. گویندگان این برنامه در طول سال‌ها شهین مهین‌فر، مهین فردنوا، ثریا قاسمی، ژاله صادقیان و... بودند. در این برنامه علاوه بر اجرا، اشعاری می‌نوشتم، تیپ‌های زیادی ساختم.

* از جمله خرناس و...

ـ بله آیتم‌های مختلف داشتیم. همچون خرناس، آن سفر کرده، خانواده خوشبخت و... برای این برنامه خیلی زحمت کشیدیم. البته 10 سالی است قصد دارم شعرهای برنامه "عصرانه" را چاپ کنم، ولی کو حسش! جنگل نمی‌گذارد درخت‌ها را ببینم.

* شعر عمو زنجیرباف را به یاد دارم...

ـ (با خنده) یادش بخیر ادای بچه‌های ورزشی مثل اسکویی را درمی‌آوردم. کلی چرت و پرت می‌گفتم یا صداهای بهرام شفیع یا محمدعلی اینانلو را درمی‌آوردم. وقتی اینانلو می‌دید چقدر طبیعی صدایش را درمی‌آوردم، خیلی می‌خندید.

* یکی از ویژگی‌های برنامه "عصرانه" این بود که از هر استانی به استانی دیگر می‌رفتید با لهجه‌های مختلف صحبت می‌کردید، چطور به این نتیجه رسیدید که از گویش‌های مختلف بهره ببرید؟

ـ اصل آن به رفیق ناباب برمی‌گشت. من از بچگی به تقلید خیلی علاقه داشتم. انگار برای این کار برنامه‌ریزی شده بودم. یادم می‌آید وقتی سه ساله بودم و دایی‌هایم از شهرستان به خانه می‌آمدند و می‌رفتند، من ادایشان را درمی‌آوردم. تقلید دست خودم نیست. هر وقت چیز خاصی باشد، تقلید می‌کنم.

* ما هم از در بیرون برویم، این اتفاق می‌افتد؟

ـ (با خنده) نه، چرا بیرون برید، الان هم این کار را می‌کنم. یکبار هوس کردم در یک برنامه با همه لهجه‌ها صحبت کنم، مانده بودم چه بکنم؛ تا اینکه مرحوم خسروی به من گفت یک سفرنامه بنویس و از یک شهر به شهر دیگر برو و با لهجه‌های مختلف صحبت کن. سفرنامه را از تهران شروع کردم و گشتی به همه شهرها زدم. البته اگر مدتی حرف نزنم، لهجه‌ها یادم می‌رود... اگر اجازه می‌دهید، همانطور که پاسخ می‌دهم، چای سنتی بیاورم؟

* چرا در آن سال‌ها برنامه‌ "عصرانه" قطع شد؟

ـ کم کم درگیر ساخت برنامه‌های تلویزیونی شدم و اولین برنامه طنز تلویزیونی را با عنوان "نوروز 72" با اجرای حسین پاکدل ساختم که مثل بمب صدا کرد.

* شما در برنامه "پرواز 57" هم دخالت داشتید؟

ـ (مشغول درآوردن استکان و نعلبکی از کمد و ریختن چای) نه، قصه این برنامه فرق می‌کرد. ما در فاصله "نوروز 72" چند جوان همچون مهران مدیری، حمید لولایی، نصرالله رادش، ارژنگ امیرفضلی، مرحوم اسدی و... را آوردیم. برنامه "پرواز 57" کپی ناقصی از "نوروز 72" بود. همزمان با برنامه ما "ساعت خوش" هم پخش شد. ما ویلن می‌زدیم و "ساعت خوشی‌ها" دهل. مسلماً صدای ما شنیده نمی‌شد! خب چای دارچین بفرمایید. این چای با همه چایی‌هایی که خوردید، فرق می‌کند.

* ممنون. ادامه بدهید.

ـ بعد هم سراغ ساخت برنامه "39" رفتم. در واقع کم کم به این نتیجه رسیدم که به رادیو نمی‌رسم. تلویزیون به حدی آدم را درگیر می‌کند که دیگر کمتر به کارهای دیگر می‌رسیدم. این بود که رادیو را ول کردم.

* و به انبوه مخاطبانی که در رادیو داشتید، فکر نکردید؟

ـ به هر حال مخاطبان تلویزیون بیشتر بودند و فکر کردم تلویزیون تاثیرگذارتر است، حتی مواردی همچون دوربین مخفی که در رادیو نداشتیم، می‌توانستیم در تلویزیون داشته باشیم.

* برنامه "39" هم در نیمه‌های پخش قطع شد.

ـ فقط 17 قسمت از برنامه "39" پخش شد، در حالی که قرار بود 39 قسمت باشد. وقتی این برنامه تمام شد، دچار افسردگی شدید شدم و کارم به بیمارستان کشید. دائم در خودم بودم. مرتب به این سئوالات فکر می‌کردم که چرا برای یک برنامه این همه زحمت می‌کشیم، مثلا برای ساخت یک سرود 15 روز وقت می‌گذاریم، هزینه و... نمی‌دانم، قاطی کرده بودم. شاید باور نکنید، اما برای آیتم سه دقیقه‌ای دوربین مخفی در برنامه "39" دو روز وقت می‌گذاشتیم. به هر دلیلی این برنامه دیگر پخش نشد.

* پس رادیو و تلویزیون را فیلتر کردید؟

ـ بله، تا اینکه سفیری از طرف آقای خجسته آمد و برنامه "آئینه" را صبح‌های پنجشنبه در رادیو جوان راه‌ انداختیم و عصرها هم برنامه "عصرانه". بعدها این برنامه به شبکه سراسری منتقل شد. یکی دو سال بعد هم نام برنامه "آدینه" شد.

* چرا نام برنامه تغییر کرد؟

ـ چون برنامه "صبح جمعه" مرگ مغزی شده بود و دیگر جواب نمی‌داد و تغییرات هم کارساز نبود. "آدینه" را دو سال و اندی اجرا کردیم. برنامه پرمخاطبی بود و مردم هم تماس‌های زیادی با ما داشتند و بعد هم خداحافظی کردیم.

* اگر دوباره نقبی به دهه 70 بزنیم، شما در اوایل این دهه وارد عرصه دوبلاژ شدید؟

ـ اوایل دهه 70 به واسطه ژاله علو به دوبلاژ معرفی شدم و در کنار ساخت و اجرای برنامه‌های تلویزیونی در دوبله هم مشغول بودم.

* از قرار چند سال بعد دوبلورها نام شما را از فهرست‌شان خط زدند، قضیه چه بود؟

ـ از همان سال دوم و سوم ورودم به دوبلاژ بود که به رل اول گویی رسیدم و بعد مدیر دوبلاژ شدم و چند فیلم و سریال با مدیریت من دوبله شد. در آن سال‌ها رل‌های ماندگاری گفتم، اما فضای دوبله غیر قابل تحمل بود. اگر شما در جایی کار خوبی انجام دهید، رفیق‌تان تشکر می‌کند، اما در دوبله یک رل خوب می‌گفتم با من قهر می‌کردند.

* و اما قصه کنار گذشته شدن شما از دوبله ...

ـ سازمان صدا و سیما کلاسی برای گویندگان جوان تشکیل داد. به یاد دارم من همراه داریوش ارجمند و خانم امیری از 300 تا 400 نفر تست گرفتیم. حدود 70 تا 80 نفر قبول شدند و ما قرار شد به این گویندگان آموزش دهیم. البته قبل از من با گویندگان دیگری صحبت کرده بودند، اما آنها قبول نکردند. وقتی من برای تدریس رفتم، دوستان دوبلاژ فرصت را مناسب دیدند و ضربه‌ای که می‌خواستند به من زدند. نام من را کاملاً از فهرست خط زدند.

* مگر چنین قانونی در دوبلاژ وجود داشت؟

ـ دوستان کاملاً غیر قانونی این کار را انجام دادند. بازیگرانی همچون امین تارخ و ... کلاس‌های بازیگری دارند، آیا بازیگران دیگر آنها را از بازی منع یا به او گلایه کردند؟ مسلماً نه. اما دوستان دوبلاژ از من یک دشمن فرضی درست کردند. فکر می‌کنم یکی از الطاف خداوند بود که من از دوبلاژ بیرون آمدم.

*این اتفاق هم به نوعی برای انجمن گویندگان جوان افتاد؟

ـ انجمن گویندگان جوان را سر کار گذاشتند. آنها را به قرن 21 آوردند و بال و پر دادند. فیلم‌هایشان را برای دوبله به آنها سپردند. بعد دوباره با قدیمی‌ها آشتی کردند و این بچه‌ها را کنار گذاشتند. من شاگردهایی را برای دوبله تربیت کرده بودم و گفتم در آینده آنها زیر دست شما می‌آیند و شما از آنها تست بگیرید اگر خوب بودند، استفاده کنید، ولی چنان سمپاشی کردند که وقتی شبکه تهران فیلم "حیفا" را برای دوبله به من سپرد و به گویندگان قدیمی زنگ زدم، گفتند ما با خائن‌ها کار نمی‌کنیم.

وقتی آنها تنها بودند با من احوالپرسی می‌کردند، اما وقتی با هم بودند، اخم می‌کردند و نشان می‌داد کنار گذاشتن من تصمیم جمعی بوده است. به همین دلیل من با شاگردان خودم فیلم "حیفا" را دوبله کردم. بعد از این فیلم هم چند مجموعه مستند و... برای شبکه‌های چهار و تهران دوبله کردم. بعدها شنیدیم دوستان می‌گفتند لشکر کاردان پشت دروازه‌های تهران رسید.

* با این حساب جنگ شما در دوبلاژ شروع شد؟

ـ نه، چون احساس کردم یک جنگ بی‌معنا است. اگر می‌خواستم، می‌توانستم با بچه‌ها بتازم، ولی متوجه شدم بی‌فایده است. به همین دلیل به شاگردانم گفتم که به سندیکا بروند و پشت سر من هم فحش بدهند تا آنها را بپذیرنند. در طول این سال‌ها حدود 2000 شاگرد داشتم.

* در چه عرصه‌هایی؟

ـ گویندگی و اجرا در رادیو و تلویزیون، گزارشگری، فن بیان و دوبلاژ. از همه دوره‌ها 20 نفر هم جذب سازمان نشدند. در حال حاضر چند نفر در شبکه خبر، دوبلاژ، رادیو و... هستند. برای مدتی هم تاجیکستان از من برای آموزش گویندگان شاغل دعوت کردند. در مجموع شاگردان یاد پدر نمی‌کنند.

* مدتی هم در رادیو پیام بودید؟

ـ بله، دوشنبه‌ها از ساعت شش تا 10 شب اجرا داشتم. بعد از یکی دو سال روزهای اجرایم به چهارشنبه‌ها منتقل شد. به یاد دارم چند کتاب را زیر بغل می‌زدم و سر این برنامه می‌رفتم. فریبرز گلبن تهیه‌کننده برنامه هم موسیقی‌های خوبی انتخاب می‌کردم. یک آرم پلنگ صورتی هم داشتیم و درباره چیزهای صورتی کشور می‌گفتم، مثل آموزش و پرورش صورتی و ... در واقع من از هر فرصتی که پیش می‌آمد برای نیشگون گرفتن خوب استفاده کردم، حتی در مطبوعات.

* از فعالیت‌تان در مطبوعات بگویید؟

ـ مدت زیادی در روزنامه جام جم برای ستون طنز مطلب می‌نوشتم و از آقای لاریجانی بگیر تا وزارتخانه‌ها، دادگاهها و... جایی از دست من در امان نبود. بعد برای اینکه ننویسم یا ... گفتند دیگر خطم را نمی‌توانند چاپ کنند. مدتی هم در مجله همشهری می‌نوشتم. آن زمان هنوز روزنامه همشهری منتشر نمی‌شد و این مجله ماهنامه بود. در این مجله چهار صفحه نیشخند هم داشتم. در روزنامه‌های اعتماد و تهران امروز هم نوشتم. معمولا هر جا نوشتم بسته شد.

در این سال‌ها فعالیت‌های مختلفی در مطبوعات، رادیو و تلویزیون داشتم، اما هیچیک به اندازه "عصرانه" و "نوروز 72" نبود. نویسندگی و کارگردانی "نوروز 75" را هم به عهده داشتم. اولین اخبار عربی آنجا پخش شد. "نوروز 76" را هم ساختم. تا اینکه سال 83 هم تولید برنامه "صندلی داغ" شروع و از من به عنوان مجری دعوت شد.

* پس چرا صندلی داغ را ترک کردید؟

ـ قبل از پذیرفتن اجرای "صندلی داغ" با آنها شرط کردم این صندلی باید داغ باشد و تا زمانی که صندلی داغ باشد در خدمت‌تان هستم، ولی متاسفانه این صندلی به یخی گراید و مسئولان نیامدند یا دعوتشان نکردند، به همین دلیل من هم از برنامه رفتم.

* بعد از رفتن شما از "صندلی داغ" جو بدی درست شد و برخی می‌گفتند شما پول زیادی برای اجرا می‌خواستید و شبکه قادر به پرداخت آن نیست؟

ـ بله این جو درست شد، در حالی که اینطور نبود و من به دلیل یخ شدن صندلی داغ برنامه را ترک کردم، حتی به گوش ضرغامی رساندند که من پول زیادی می‌خواهم و مدیر وقت شبکه دو هم همین حرف را به آقای ضرغامی گفته بودند، اما در ملاقاتی که با ضرغامی داشتم که از من پرسیدند چرا "صندلی داغ" را ترک کردم، گفتم مسئله پول نیست، چرا که این برنامه غیر از من چیزی نداشت، فقط دو صندلی داشت، نه کارگردانی، نه گریم و... گزارش‌های مردمی را هم از رفیق‌هایشان تهیه می‌کردند.

* سئوالات را چه کسی طراحی می‌کرد؟

ـ طراح محمد مهاجری بود، اما من فقط چند سئوال اول را می‌پرسیدم و بعد با توجه به تیپ میهمان و... سئوالاتی را می‌پرسیدم. بعد از ترک برنامه از من پرسیدند چه کسی را برای اجرا بیاورند. من هم زنده‌یاد نوذری و احمد نجفی را پیشنهاد دادم. نوذری خوب بود، نجفی هم همینطور، ولی دیگر "صندلی داغ" به لحاظ اجرا و میهمان داغ نبود و برنامه‌ای برای کسب روزی شد.

البته دو بار من را خرکش کردند و در هفته‌های دفاع مقدس و بسیج چند برنامه اجرا کردم. همچنین از دفتر قالیباف هم با من تماس گرفتند آیا من برنامه را اجرا می‌کنم. گفتم نه، اما اگر شبکه قبول کند حرفی ندارم و برنامه را اجرا می‌کنم. البته میسر نشد. در مجموع خوشحالم که با شخصیت‌های مهمی صحبت کردم، از معاون خاتمی گرفته تا سرداران جنگ، آقای محسن رضایی و... گفتگوهای مفید و بی‌محابایی با شخصیت‌های درشت داشتم.

* دوست داشتید با چه کسی در برنامه "صندلی داغ" گفتگو کنید که نشد؟

ـ خیلی دوست داشتم با آقای هاشمی رفسنجانی گفتگو کنم، اما نشد یا دوستان نخواستند. آقای خاتمی را هم چند بار دعوت کردیم، ولی نیامد.

* چه آینده‌ای برای این برنامه پیش‌بینی می‌کردید؟

ـ خیلی دوست داشتم این برنامه روزی به جایی برسد که بالاترین مقام‌های نظام در برنامه دعوت شوند. متاسفانه هدف برنامه تغییر کرد و پیرو آن کیفیت هم عوض شد. گفتگوی آقای رضایی را خیلی دوست داشتم. به یاد دارم در آن برنامه او بعد از سئوالی که کردم، اشک ریخت و این قشنگ بود، اما وقتی برنامه تبدیل به پرسیدن سئوالاتی از جمله قهوه‌ای خوب است یا رنگ دیگر؟ چند کیلو هستی و... کیفیت آن تغییر کرد.

* برویم سراغ برنامه "شبکه سه و نیم" و شوخی‌هایی که در این برنامه با شخصیت‌ها می‌کردید.

ـ در این برنامه شوخی‌هایی با سهیل محمودی کردیم که هنوز هم بعد از این همه سال ول نکرده و مرتب می‌گوید دوستان ادای من درنیاورید یا ادای آقای سلوکی را درمی‌آوردیم. تفسیرهای خبری و ... را نقد می‌کردیم یا برای شهرام جزایری سرود ساختیم. البته زمان پخش این برنامه با مجموعه "برره" یکی شد و بهنوش بختیاری را با کتک از ما گرفتند. همچنین هادی کاظمی را هم از برنامه ما گرفتند و حسام دو برره کردند.

* وقتی اواسط دهه 70 صدای استاد خرناس را در رادیو شنیدم، ذهنیتی از او پیدا کردم و وقتی تصویر او را در تلویزیون دیدم این ذهنیت به هم ریخت. دوست نداشتید شخصیت خرناس را رادیویی نگه می‌داشتید؟

ـ بله، خوب بود اگر رادیویی می‌ماند، ولی من به آدمی احتیاج داشتم عین خرناس که خل و چل و بهلول‌صفت باشد. حرف‌هایش هم جدی باشد و هم نه. عین این را در تلویزیون می‌خواستم، ولی با زمان کمی که داشتم، نمی‌توانستم تیپی خلق کنم و برای مردم هم جا بیفتد. البته ابتدا قرار بود برنامه هفتگی پخش شود، ولی بعد شبانه شد. به یاد دارم تصویربرداری قسمت اول یکماه طول کشید، برای قسمت دوم دو روز و برای قسمت سوم نصف روز وقت داشتیم.

البته از این نوع تصویربرداری حالم به هم می‌خورد. بعدها خودم متاسف شدم که کاش خرناس همینطور می‌ماند مثل آقای نوذری که شخصیت ملون را داشت. شاید خرناس را هر کس طوری تصور می‌کرد. دلم می‌خواست این موجود بیاید تا به وسطه او حرف‌هایم را بزنم. کار قشنگی نبود او را به تلویزیون آوردم، نباید این کار را می‌کردم. البته اگر حمایت می‌شد، خرناس می‌گرفت.

* پس خودتان معتقدید خرناس در تلویزیون گل نکرد؟

ـ نه، الان هم نمی‌توانم بگویم خرناس نگرفت. شبکه سه و نیم جای خودش را داشت و قشر دانشجو و فرهیخته مطلب سه و نیم را گرفتند. وقتی زیرنویس می‌کردیم بازنشستگان عزیز نگران رئیس مجلس نباشید حالشان خوب است، متوجه می‌شدند.

* قصد ندارید سری جدید شبکه سه و نیم را دوباره بسازید؟

ـ نه، من توبه کردم، چرا که مدیران تحمل برخی مطالب را ندارند و هر شب که برنامه پخش می‌شد 20 تا 30 فاکس می‌آمد. ما عادت کردیم برنامه‌هایی را ببینیم که نخود بخورند و عشق در کنند. اتفاقاً یکی از مدیران شبکه به من گفت طنز بسازم، گفتم طنز کوچه‌ای باریک و بن‌بست است که ته آن عطاران است و دیگر نمی‌توان از آن رد شد. من مانده‌ام سال بعد تلویزیون می‌خواهد در عرصه طنز چه بکند؟ متاسفانه از برخی طنزها در مجموعه‌ها استفاده می‌شود که نمی‌توان در یک جمع عمومی استفاده کرد. نمی‌دانم چرا با فحش می‌خواهند مردم را بخنداند؟ من اهل اینطور خنداندن مردم نیستم.

* شما در سه دوره محمد هاشمی، علی لاریجانی و عز‌ت‌الله ضرغامی در صد او سیما حضور داشتید، در کدام دوره راحت‌تر بودید؟

ـ در همه دوره‌ها در عرصه رادیو خیلی راحت بودم، در عرصه تلویزیون هم اگر تفاوت‌هایی بوده، تغییر در نگرش حکومت بود نه در مدیریت سازمان. یک موقع اگر ریتم موسیقی تند می‌شد، غیر قابل پخش بود. اوایل انقلاب در زمان آقای هاشمی موسیقی غیر قابل پخش بود. تقصیر او نبود، جو اینطور بود، ولی در زمان آقای لاریجانی موسیقی پاپ راه افتاد، در حالی که در دوره قبلی اجازه پخش این نوع موسیقی را نداشتیم.

* نظرتان درباره دوره مدیریت آقای خجسته چیست؟

ـ زمان مدیریت آقای خجسته دوران طلایی من در رادیو بود. امیدوارم در دوره آقای صوفی هم باشد وگرنه می‌شویم همان شیر بی یال و دم و اشکم. من همیشه منطقی حرکت می‌کنم. دلم می‌خواهد از تمام کسانی که انتقاد می‌کنم بدانند من دشمن‌شان نیستیم. تیتراژ پایانی برنامه "عصرانه" که به زودی از رادیو ایران پخش می‌شود، تیتراژ پایانی شبکه سه و نیم است. من اگه عیب تو رو می‌گم، تو رو دوستت دارم.

* ولی اکثر بچه‌های رادیو نگرانند که رادیو به اندازه دوره قبل پررونق نباشد؟

ـ این را می‌توان خیلی زود فهمید. وقتی تلویزیون مدیرش تغییر می‌کند شش ماه طول می‌کشد تا تغییرات روی آنتن مشخص شود، ولی رادیو به یک تا دو ماه نمی‌رسد. باید صبر کرد، الان قضاوت زود است. در مجموع من نگران نیستم.

* در این سال‌ها چه هدفی را دنبال می‌کردید؟

ـ در این سال‌ها هدفم این بود که مردم را بخندانم و وسط خنده هم بگویم در کدام قسمت یک وزارتخانه یا نهاد و سازمان اشکالی هست. حالا اگر این کار گناه است یا مباح، بگذارند بگوییم.

* حالا با رویکرد قبلی رادیو جوان موافق بودید؟

ـ مدتی پیش مهران دوستی از رادیو جوان با من تماس گرفت. پنج گوینده در استودیو بودند. همان جا گفتم من با شما نیستم، اما به رادیو جوان می‌گویم تند می‌روی جوان ترسم فرومانی. فکر می‌کنم فروماند. طنز با فحش فرق می‌کند. رادیو جوان در یک زمانی بیخود می‌تاخت. اگر یکروز می‌گویم شهرداری بد است، فردا باید بگویم مسئولان محترم شهرداری ممنون از اینکه یادگار را ادامه دادید به سئول رسیدید.

اگر یک روز از اتوبوس‌رانی گلایه می‌کنم، فردا بگویم  آقای مترو ممنون که با صد تومان از میرداماد تا بهشت زهرا می‌برید. همه اشکالات به دولت برنمی‌گردد. مگر وقتی ساعت یک شب میهمان از خانه‌ام می‌رود و بعد یکساعت با سر و صدا خداحافظی می‌کنم و دو ساعت هم بوق می‌زنم، باید وزارت میهمانی داشته باشیم؟ به نظرم باید از خودمان هم انتقاد کنیم. باید یک آینه صاف نه محدب و مقعر باشیم. فقط سیاهنمایی کردن قشنگ نیست... من چقدر حرف می‌زنم!

* در رادیو هم خیلی حرف می‌زدید و اگر موسیقی پخش نمی‌شد، معمولاً به حرف زدن ادامه می‌دادید؟

ـ بله، همینطور است. در مجموع فکر می‌کنم رادیو جوان و طنزپردازان یک موقع تند رفتند. خوب بود آهسته و پیوسته باشد. به یاد دارم زمان آقای خاتمی که شعارشان آزادی بیان بود، یکروز در رادیو گفتم نفت خیلی گران شد، مرغ هم گران شد، چرا؟ در آن سال یکی از وزیران در روزنامه خود نوشت کاردان در برنامه به مواضع اقتصادی خاتمی حمله کرد. من هم در کمال پررویی هفته بعد در برنامه گفتم من به مواضع آقای خاتمی کار ندارم، بلکه به مواضع مرغ حمله کردم. اگر در برنامه انتقاد نکنیم، می‌گویند برنامه بی‌مزه است. اگر انتقاد کنیم می‌گویند سوپاپ هستید!

* وضعیت گویندگی در رادیو و تلویزیون در دو دهه اخیر را چطور ارزیابی می‌کنید؟

ـ در کمال شجاعت می‌گویم گویندگی و اجرا در سازمان صدا و سیما دچار اشکال است. صداها خوب نیست. برخی گویندگان و مجریان لوازم اولیه را ندارند. یک گوینده باید مخارج حروفش درست باشد. وقتی گوینده‌ای هنوز بلد نیست دمشق را درست تلفظ کند، چرا باید گوینده شود؟ متاسفانه تاکیدهای برخی گویندگان در خبر اشتباه است.

* در دوبله چطور؟

ـ دوبله هم خیلی مشکل دارد... متاسفانه اکثر گویندگان و گزارشگران فوتبال تلفظ اشتباه در گزارش‌هایشان دارند.

* آیا در این باره هشداری به رئیس سازمان صدا و سیما هم داده‌اید؟

ـ به آقای لاریجانی گفته بودم، فکر می‌کنم به آقای ضرغامی و آقای خجسته هم گفتم، حتی پیشنهاد دادم حاضرم دو سال از زندگی‌ام را بگذارم و این وضعیت را درست کنم. گویندگی و اجرا پیشانی صدا و سیما است. صدا باید قشنگ باشد، گوینده باید خوب حرف بزند نه اینکه ادا دربیاورد. در این سال‌ها ثابت کردیم گوینده، طنزپرداز و... خوب زیاد داریم. به نظرم گویندگی سازمان دچار اشکال بزرگی است و کسی هم به فکرش نیست.

من اجرای برخی مجری‌ها را قبول ندارم. جنس صدای آنها می‌گوید که من با شما صادق نیستم. آنها همچون گیاهانی هستند که به واسطه حصیر ایستاده‌اند و اگر حصیر را بردارید، می‌افتند. نباید فکر کنید با دو نفر صحبت کردید، گل کرد کار بزرگی کردید. من سخت‌ترین سئوالات را از رضایی پرسیدم، اما هرگز از حوزه احترام خارج نشدم یا فردی را با نام کوچک صدا نکردم.

* و مجری محبوب شما؟

ـ در حال حاضر امیرحسین مدرس را خیلی دوست دارم و در حال غایب هم اسماعیل میرفخرایی. بقیه هم مثل خودم هستند.

* به نظرم مدرس کوچک شده شماست؟

ـ می‌دانید چه چیزی از مدرس من را شیفته کرده، او خودش است و ادا درنمی‌آورد. سواد قرآنی و حوزوی دارد. سواد ادبی‌اش بیش از حد بالا است. صدای خوبی دارد و خیلی خوب هم ساز می‌زند.

* از شاگردانتان بگویید؟

ـ حسین رفیعی خوبه، بیژن بنفشه‌خواه کمی مثل خودش مانده، علی سلیمانی خیلی خودش را خوب حفظ کرد و برای بازی در هر فیلمی نرفت. کیهان ملکی خیلی خوب بود، اما محو شد. مهران غفوریان خودش را بدبخت کرد و...

*نظرتان درباره طنز "زیر آسمان شهر" چه بود؟

ـ خیلی خوب بود. فقط چند اشکال کوچک داشت، چرا که هر روز به یکی از معضلات می‌پرداخت. همان زمان هم گفتم بهتر است سری‌های بعدی این مجموعه ساخته نشود، اما ادامه پیدا کرد و متاسفانه داغون هم شد. متاسفانه دور باطل حرکت در صدا و سیما است. من خودم در هر برنامه که رفتم شرط گذاشتم، الان هم به من می‌گویند، چرا نمی‌آیی؟ می‌گویم نمی‌شود 24 ساعت جلو دوربین باشید. باید برای هر برنامه زمان کافی گذاشت.

 و سئوال آخر. چطور شد بازی در مجموعه‌‌های "کلاه پهلوی" و "نردبام آسمان" را پذیرفتید؟

ـ با پیشنهاد محمدرضا شریفی‌نیا در "کلاه پهلوی" بازی کردم. نقش جمال شیر رئیس امنیت کل کشور را بازی کردم. گریم خوبی داشتم و چهره‌ام متفاوت شده. در مجموعه "نردبام آسمان" هم نقش مسعود طبیب پدر غیاث‌الدین جمشید کاشانی را بازی می‌کنم. صدایم را فقط در زمان پیری مسعود تغییر داده‌ام.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 رضا ميركريمی در کفتگو با خراسان: واكنش تماشاگران اميدوارم كرد
 
 

«رضا ميركريمي» كارگردان صاحب سبك و توانمند سينماي ايران، متولد ١٣٤٥ تهران است. وي تحصيلاتش را، در رشته گرافيك دانشگاه تهران به پايان رساند. كارگرداني را با ساخت چند فيلم كوتاه از جمله «خدا نزديك است»، «براي او» ،«يك روز باراني» و «خروس» آغاز كرد. ميركريمي هم چنين دو مجموعه تلويزيوني «آفتاب و عزيزخانم» و «بچه هاي مدرسه همت» را نيز ساخته است. وي با ساخت فيلم «كودك و سرباز» -١٣٧٨- نويد استعدادي نوظهور، در عرصه كارگرداني را به منتقدان داد. اما «زير نور ماه» -١٣٧٩- نام وي را بر سر زبان ها انداخت و اين حقيقت را آشكار كرد كه «كودك و سرباز»، يك اتفاق نبوده است. ميركريمي با كارگرداني فيلم هاي «اينجا چراغي روشن است» -١٣٨١- و «خيلي دور خيلي نزديك» -١٣٨٣- جايگاه خود را نزد منتقدان تثبيت كرد و در فهرست كارگردانان خوش فكر و مستعد سينماي ايران جاي گرفت.

وي با كارگرداني فيلم «به همين سادگي» -١٣٨٦- مايه شگفتي همگان شد. ميركريمي با ساخت اين فيلم، مسيري متفاوت را برگزيد كه بر ارزش جايگاهش افزود. كسب جوايز مختلف از جشنواره هاي داخلي و خارجي، «به همين سادگي» را فيلمي «مدرن و نوگرا» معرفي كرد. ميركريمي علاوه بر كارگرداني سينما، مسئوليت هاي اجرايي مختلفي در عرصه سينما داشته است. مديرعاملي خانه سينما و عضويت در هيئت داوران چندين جشنواره داخلي و خارجي از جمله آن هاست.

 

 

فيلم «به همين سادگي» اين روزها در «سن خوزه» و چند شهر ديگر آمريكا، بر پرده سينماهاست. ميركريمي هم اكنون نيز به عنوان ميهمان ويژه، در هفته فيلم ايران در فيليپين حضور دارد. در اين مراسم قرار است جداي از بررسي كارنامه سينمايي وي، فيلم «به همين سادگي» او، كه تاكنون از جشنواره فيلم فجر و چندين جشنواره خارجي موفق به كسب جوايز معتبري شده است، به نمايش درآيد.

در فرصتي كه دست داد با وي درباره «به همين سادگي» به گفت وگو پرداختيم. وي نيز در نهايت صداقت و صميميت كه جاي تشكر فراوان دارد، پاسخ گوي پرسش هايمان بود.

دلم مي خواست تجربه متفاوتي داشته باشم
ميركريمي مي گويد: پس از ساخت فيلم «خيلي دور خيلي نزديك» و موفقيت آن نزد تماشاگران و منتقدان، عده اي انتظار داشتند كه همان سبك فيلم سازي را ادامه دهم. حتي داستاني نيز در همان سبك و سياق نوشتم اما احساس كردم ساخت اين اثر، چيزي بر تجربيات من اضافه نمي كند. دلم مي خواست، تجربه جديد و متفاوتي در كارنامه ام داشته باشم. اين گونه شد كه تصميم به ساخت فيلم «به همين سادگي» گرفتم. «رضا ميركريمي» درباره ويژگي هاي فيلم نامه «به همين سادگي» مي گويد: سخن اصلي اين فيلم، انتقاد به برخي بسترهاي فرهنگي اشتباه در جامعه است. بسياري از آمارهاي خطرناك و تكان دهنده امروز، درخصوص فروپاشي كانون خانواده، در جامعه ناشي از كمبودهاي عاطفي است. هدف من به عنوان يك كارگردان، بررسي اين شكاف و گسست اجتماعي بود. اصولا «بي اعتنايي» و «غفلت» در كلان شهرها، شرايط سنگين و پرتنشي را بر جامعه و افراد تحميل مي كند. در حالي كه «طلاق عاطفي»، در جوامع كوچك تر كمتر رخ مي دهد. زيرا افراد مسئول رفتارشان هستند. اما در جوامع گسترده، نامتوازن، غيرهدفمند و بي برنامه، انسان ها قرباني شرايطي هستند كه در دام آن گرفتارند.

فيلم من زنانه نيست
 
رضا ميركريمي مضمون فيلم «به همين سادگي» را «تنهايي» مي داند و اظهار مي دارد: مي توان شرايط موجود براي «طاهره» را براي يك مرد هم در نظر گرفت. چون فيلم من زنانه نيست. هم چنان كه مرد داستان «به همين سادگي» آدمي تنها و قرباني شرايط دشوار اجتماعي است. البته براي ساخت فيلم در جست وجوي يك همكار بودم، تا روي قصه آن كار كنيم. خوشبختانه با كمك «شادمهر راستين» توانستيم در مدت زمان سه ماه نگارش و بازنويسي فيلم نامه را به پايان برسانيم.

واكنش مخاطب نسبت به فيلم «به همين سادگي»، برايم اميدواركننده و حتي شگفت انگيز بود. زيرا برخلاف تصوري كه نسبت به ذائقه تماشاگران داشتم، به راحتي با اين فيلم ارتباط برقرار كردند. بي ترديد اگر فيلم نامتعارفي ساخته شود، تماشاگران فهيم امروز، آمادگي تماشاي چنين آثاري را دارند. من در «به همين سادگي» تلاش كردم درونيات زنان خانه داري را كه پيش چشم ما هستند اما ديده نمي شوند، به تصوير بكشم. ميركريمي درخصوص شباهت فيلم نامه «به همين سادگي» با داستان هايي چون «چراغ ها را من خاموش مي كنم» نوشته زويا پيرزاد مي گويد: فيلم نامه «به همين سادگي» براساس برخي داستان هايي كه درباره زنان به نگارش درآمده، اقتباس شده است؛ چه داستان هايي كه خوانده ام، چه آن هايي كه نخوانده ام. در حقيقت اين فيلم، انباشتي از خاطره و تجربه است.

فرصت چنداني براي تجربه ندارم
 
«به همين سادگي»، طرح موضوع يك «گسست اجتماعي» و روايت يك «بحران پنهان» است. رضاميركريمي با اشاره به اين نكته، اضافه مي كند: ساده ترين نوع ارتباط در زندگي حرف زدن است. همگي ما، بيشتر از طريق سخن گفتن با يكديگر ارتباط برقرار مي كنيم. اين در حالي است كه اين نكته، تمام آن چيزي نيست كه در اطراف ما جاري است. ديالوگ، تنها بخشي از
 
 
 
 
ارتباط بياني است. بخش عمده ارتباط بين آدم ها، لحظاتي است كه ما از زاويه اي ديگر، به هم مي نگريم. به باور من انسان هاي پيچيده با نگاه، حس و مكث هاي بين كلماتشان و حتي با واكنش هايشان، با هم سخن مي گويند. بحراني كه امروزه، به تدريج كانون خانواده ها را دربر مي گيرد، تنها ناشي از «تنهايي آدم ها» نيست و مسائل ديگري، نيز در ايجاد اين بحران، نقش دارد. ميركريمي درباره تغيير شيوه كارگرداني اش در فيلم «به همين سادگي» مي گويد: انتظاري كه از سوي تماشاگران حرفه اي و منتقدان، از من مي رفت ادامه همان شيوه و سبك فيلم سازي پيشينم بود. اما چون فرصت چندان زيادي براي تجربه گونه هاي مختلف سينما ندارم، ترجيح دادم فيلمي بسازم كه به لحاظ شيوه و سبك كارگرداني، ريسك بالايي داشت. البته از اين ريسك خشنودم چرا كه توانستم خودم را ثابت كنم.

«به همين سادگي» بخشي از يك قصه است كه تلاش كرديم برشي از زندگي، همراه با بحران دروني «طاهره» -با بازي هنگامه قاضياني- باشد. بنابراين در پايان بندي فيلم ماندن «طاهره» خيلي قطعي و حتمي نيست. حضور وي در پايان فيلم يك ماندن با تعليق است. انگار هنوز، «بحران» را پشت سر نگذاشته است.

همواره منتظر اين فرصت بودم
رضا ميركريمي خاطرنشان مي سازد: مي خواستم تماشاگر پس از تماشاي «به همين سادگي»، احساس كند كه زندگي عادي اش كه به نظر وي، همه چيز در آن سرجاي خود قرار دارد، ممكن است كمبودهايي هم داشته باشد.

كمبودهايي كه وي وظيفه دارد آنها را جبران كند و برايشان راه حل مناسبي بيابد. به همين سبب، دوست داشتم فيلمي بسازم كه سرشار از حقيقت و واقعيت باشد. اثري كه آن قدر واقعي باشد كه تماشاگر، فراموش كند در حال تماشاي فيلم است. ايده ساخت «به همين سادگي»، پيش از كارگرداني «خيلي دور خيلي نزديك»، در ذهنم شكل گرفته بود. همواره منتظر اين فرصت بودم تا براساس آن ايده فيلم نامه اي بنويسم. «به همين سادگي» به لحاظ روايي و شكل داستاني، ظاهري بسيار ساده داشت و با كارهاي پيشينم، قابل قياس نبود. اما با وجود سادگي، برايم بي نهايت دشوار به نظر مي رسيد. چون ساخت فيلمي كه با وجود داستاني كوتاه و صرفا با تكيه بر جزئيات و فضاسازي، بتواند يك معضل اجتماعي را به خوبي به تصوير بكشد چندان ساده نيست.

دلم مي خواست وارد دنياي جديدي شوم كه توأم با ريسك و هيجان باشد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
  "ژانی گه ل" در ایران اکران نمی‌شود
 
جمیل رستمی اوایل سال آینده نخستین بخش از سه‌گانه سینمایی "چشم، گوش، زبان" را در تهران با بازیگران حرفه‌ای کلید می‌زند.

رستمی درباره ساخت سومین فیلم خود گفت: فیلمنامه را شاهد سلطانی می‌نویسد و من هم درجریان نگارش متن با او تعامل دارم. داستان در تهران می‌گذرد و اشاره‌ای به نقش چشم این عضو موثر بر زندگی انسان در روابط اجتماعی دارد. روی طرح فیلمنامه‌های "گوش" و "زبان" هم کار کرده‌ایم و سال آینده این سه‌گانه سینمایی را کارگردانی و تهیه می‌کنم.

 

 

این کارگردان افزود: این اولین‌بار است که فیلمسازی اجتماعی را تجربه می‌کنم. "مرثیه برف" در روستا که جامعه‌ای کوچک است روایت می‌شد و داستان "ژانی گه ل" در شهری کوچک اتفاق می‌افتاد. با این سه‌گانه به جامعه‌ای بزرگتر قدم می‌گذارم و می‌کوشم فضای جامعه‌ای شهری را با مسائل و مشکلاتش به تصویر بکشم.

رستمی ادامه داد: قصه هر سه فیلم در تهران سال 88 روایت می‌شود و انعکاسی از روابط و مناسباتی است که در جامعه امروز و بین اقشار مختلف وجود دارد. در این فیلم‌ها از بازیگران حرفه‌ای استفاده می‌کنم.

این کارگردان با اشاره به اکران "ژانی گه ل" در آمریکا گفت: اکران فیلم در سینماهای آمریکا شروع شده و یک ماه دیگر نسخه دی وی دی آن وارد بازار می‌شود. نمایش فیلم در سینماهای ایران طبق گفته مسئولان امکانپذیر نیست. کارگردانی نیستم که بخواهم با حاشیه و جنجال فیلمسازی را ادامه بدهم، با اینکه علاقه داشتم فیلم در ایران اکران شود، به قوانین احترام می‌گذارم و ترجیح می‌دهم به فیلم‌های بعدی فکر کنم.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 خسرو سینایی :دغدغه من تولید فیلم ارزشمند و فرهنگی است
خسرو سینایی فراهم نبودن شرایط فیلمسازی برای تولید فیلم‌های فرهنگی را دلیل دوری خود از سینما دانست.

این فیلمساز در این باره گفت: با وجود اینکه سه فیلمنامه آماده دارم، از دو سال قبل تا امروز هنوز شرایط ساخت هیچیک از آنها فراهم نشده است. دوستان قول‌هایی می‌دهند اما زمانی که قرار است کار به مرحله اجرا برسد هیچ حمایتی نمی‌شود. در این فضا همچنان انتظار می‌کشم و امیدوارم بالاخره فیلم بعدی را شروع کنم.

 

کارگردان "عروس آتش" گفت: فیلمنامه "صورتگران عصر خون" را که درباره رضا عباسی هنرمند بزرگ عصر صفوی است از دو سال قبل بارها بازنویسی کردم تا برای تولید آن مشکلی به وجود نیاید. بعضی دوستان این فیلمنامه را نمونه سینمای فاخر و ملی می‌دانستند، اما متاسفانه برای ساخت آن از من حمایتی نشد.

سینایی افزود:  فیلمنامه "دادگاه تلویزیونی" را سال پیش آماده کردم که آن هم به نتیجه نرسید و فیلمنامه دیگری را شش ماه پیش نوشتم که برای آن هم شرایط تولید فراهم نشد. دغدغه من ساختن فیلم ارزشمند و فرهنگی است و وسوسه فیلمسازی ندارم. حتی در زمینه ساخت مستند هم این نگاه را دارم و می‌خواهم با ساخت یک فیلم سینمایی فاخر پرونده فیلمسازی‌ام را کامل کنم.

این مستندساز ادامه داد: سینمای فرهنگی برای بقا و ادامه حیات نیاز به حمایت دارد، اما متاسفانه این حمایت کمرنگ شده است.

"عروس آتش" که سال 79 اکران عمومی شد آخرین فیلمی بود که از این کارگردان روی پرده رفت و فیلم‌های "مثل یک قصه" و "گفتگو با سایه" او اکران نشده‌اند. "یار در خانه" و "در کوچه‌های عشق" از دیگر فیلم‌های سینایی است.


|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 علی ژکان :بی‌توجهی مطبوعات به "چهره به چهره" سئوال‌برانگیز است
کارگردان فیلم سینمایی "چهره به چهره" با انتقاد از سکوت مطبوعاتی درباره فیلم، از برنامه‌ریزی برای نمایش آن در تابستان آینده خبر داد.

درباره زمان اکران فیلم خود  گفت: زمان مطلوب برای من شش ماه اول سال آینده است و مشخصا به تابستان فکر می‌کنم که بهترین فصل اکران در ایران است. صحبت‌های اولیه برای پخش فیلم شده و این هفته قرارداد اکران فیلم قطعی می‌شود. البته شرایط اکران نگران‌کننده است و نمی‌دانم سهم "چهره به چهره" از این بازار آشفته چه خواهد بود.

 

 

این کارگردان و تهیه‌کننده درباره اکران فیلم در جشنواره فجر امسال گفت: "چهره به چهره" را زمان جشنواره همراه تماشاگران در سالن‌های مختلف دیدم و به نظرم واکنش‌ها مثبت بود، اما مطبوعات و منتقدان واکنشی به فیلم نداشتند. این سکوت و بی‌توجهی به فیلم سؤال‌برانگیز است و به همین دلیل نمی‌توانم درباره سرنوشت فیلم در زمان اکران عمومی اظهار نظر کنم.

وی ادامه داد: فیلم‌های پلیسی در سینمای ایران سرنوشت خوبی نداشته‌اند و اغلب آن‌ها نتوانسته‌اند با مخاطب ارتباط برقرار کنند. معمولا تجربه‌های موفق این زمینه در تلویزیون ساخته و نمایش داده شده‌اند. با اینکه امیدوارم فیلم در گیشه موفق باشد، اما نمی‌توانم سلیقه تماشاگر ایرانی را پیش‌بینی کنم. مخاطبی که در جشنواره فیلم را دیده، مخاطب عام نیست که تکلیف فروش فیلم را مشخص می‌کند.

ژکان درباره فیلم تازه‌اش گفت: چند طرح و فیلمنامه دارم که  گفتگوهایی برای ساخت آن‌ها شده است. در صورت فراهم شدن شرایط یکی از آن‌ها را انتخاب می‌کنم و فیلم بعدی‌ام را سال آینده کلید می‌زنم.

"چهره به چهره" با بازی جمشید هاشم‌پور، شیوا خنیاگر، علی عمرانی، مصطفی طاری، کاوه کاویان و زهرا سعیدی داستانی پلیسی معمایی دارد. "مادیان" ،"سایه به سایه" و "عیسی می‌آید" فیلم‌های قبلی این کارگردان هستند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه دهم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 درخشش "درباره الی" در جشنواره برلین دور از انتظار نبود
تهیه‌کننده پروژه سینمایی "درباره الی" موفقیت‌های اخیر این فیلم را در جشنواره‌های فجر و برلین حاصل زحمات اصغر فرهادی کارگردان و گروه تولید آن دانست.

سیدمحمود رضوی در این باره  گفت: باعث خوشحالی است که در نخستین تجربه سینمایی موسسه سیمای مهر و من توانستیم به چنین موفقیتی دست یابیم. زیرا پیش از این موسسه تنها در تولید "هفت و پنج دقیقه" محمدمهدی عسگرپور مشارکت داشت. این اتفاق هر چند بسیار خوب است، اما انتخاب را برای ما در آینده سخت می‌کند.

 

وی در ادامه افزود: همه گروه تولید "درباره الی" در گرفتن جایزه خرس نقره‌ای برلین دخیل بودند، ما نیز عضوی کوچکی از این تیم بودیم. فیلم مطابق با استانداردهای سینمای دنیا ساخته شده و به همین دلیل این امید وجود داشت که در عرصه‌های جهانی مورد توجه قرار بگیرد. دریافت این جایزه بزرگ را به فرهادی تبریک می‌گویم و شاید بخشی از زحمات وی جبران شود.

رضوی درباره اکران عمومی "درباره الی" در عید نوروز نیز گفت: پیش‌بینی اکران عمومی فیلم در کنار دیگر آثار در نوروز یا تابستان وجود دارد. اما با توجه به اینکه فضای فیلم تلخ است، نمی‌خواهیم مخاطبان در این ایام اذیت شوند. امیدوارم "درباره الی" را بتوانیم در نوروز اکران کنیم که نزدیک به زمان دریافت خرس نقره‌ای برلین و برگزیده شدن در جشنواره فجر باشد.

در خلاصه داستان "درباره الی" آمده است: احمد پس از سال‌ها زندگی در آلمان برای تعطیلات به ایران برمی‌گردد. او که به تازگی از همسر آلمانی‌اش جدا شده تمایل دارد با زنی ایرانی ازدواج کند. دوستان دوران دانشجویی او سفری سه روزه به شمال ترتیب می‌دهند و دختری به نام الی را هم با خود می‌برند.

گلشیفته فراهانی، ترانه علیدوستی، شهاب حسینی، مریلا زارعی، مانی حقیقی، احمد مهرانفر، رعنا آزادی‌ور و پیمان معادی در "درباره الی" بازی کرده‌اند. فیلم در پنجاه و نهمین جشنواره فیلم برلین خرس نقره‌ای بهترین کارگردانی را به خود اختصاص داد و در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر نیز چند جایزه مهم برد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 محمود كلاري:بعد از سي‌ سال عكاسي، حس غريبي دارم
  


 

 

محمود كلاري بعد از سي‌سال عكاسي از هيجان غريبش براي چاپ مجموعه عكس‌هاي «خيابان انقلاب» در قالب يك كتاب مي‌گويد.

كلاري كه سال‌ها با هنر عكاسي‌اش لحظه‌ها را ثبت كرده است درباره‌ي انتشار اولين كتاب عكس‌هايش گفت: بهمن 57 تازه تحصيل عكاسي را تمام كرده بودم و هنوز به‌صورت حرفه‌اي وارد حوزه‌ي عكاسي خبري و هنري نشده بودم و بيشتر تحت تاثير جرياني كه پيش‌رويم در حال اتفاق بود،عكاسي كردم.

او ادامه داد: شايد در آن سال در جايگاه يك عكاس حرفه‌اي لحظه‌ها را ثبت نكردم بلكه بيشتر از آن تحت‌تاثير جرياني بودم كه در كنارم در شرف اتفاق بود و گاه اين اتفاق من را به سمت عكاسي پيش مي‌برد، از اين جهت عكس‌هاي انقلابم اولين قدم‌هاي حرفه‌اي من در حوزه‌ي عكاسي به‌حساب مي‌آيد و اميدوارم براي مخاطبي كه با اين عكس‌ها برخورد مي‌كند اين رويارويي دوباره با تاريخ تكرار شود و اتفاق بيافتد.

اين فيلمبردار سينماي ايران با اشاره به عنوان «خيابان انقلاب» كه براي اين مجموعه در نظر گرفته است گفت: بيشترين وقايع مربوط به انقلاب به نوعي دراين خيابان اتفاق افتاد و شايد «انقلاب» مركز ثقل وقايع بهمن 57 تلقي شود كه براي نام كتابم انتخاب كردم.

كلاري اضافه كرد: سي‌سال است كه عكاسي مي‌كنم و اين كتاب اولين تجربه‌ي چاپي‌ام محسوب مي‌شود و به نوعي نخستين تجربه‌هاي عكاسي‌ام را در خود جاي مي‌دهد. بيشتر عكس‌هاي اين مجموعه نيز مربوط به بهمن 57 است و تعدادي از آنها براي شكل‌دادن به فرم روايي جريان انقلاب در ماه‌هاي بعد از بهمن عكاسي شده است.

به گفته ي كلاري در اين كتاب حدود 110 عكس رنگي و سياه‌وسفيد ، در قالب يك مجلد 130 صفحه‌اي در قطع خشتي كه همراه با مقدمه‌ي عكاس و شرح‌حال آن روزهاست منتشر مي‌شود.

هم‌چنين قرار است همزمان با ايام دهه‌ي فجر و چاپ اين كتاب تعداد 30 عكس از اين مجموعه در قالب نمايشگاهي مجزا عرضه شود.

به گزارش ايسنا، همزمان با سي‌امين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي، بسته‌ي فرهنگي با عنوان «سي‌سال سي‌نما» كه حاوي 30 فيلم بلند، 30 فيلم كوتاه، 30 مستند و 30 قطعه موسيقي فيلم است، همراه با مجموعه‌ي عكس‌هاي منتشرنشده‌ي محمود كلاري از انقلاب اسلامي در كتابي از سوي خانه سينما منتشر مي‌شود. اين بسته‌ي فرهنگي با همكاري گروهي به مديريت رضا ميركريمي انتخاب و آماده‌سازي مي‌شود.

همچنين بزرگداشت محمود كلاري در جشنواره‌ي فيلم فجر امسال برپا خواهد شد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه سی ام دی 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 روزی نیست که پیگیر سرنوشت "به رنگ ارغوان" نباشیم
تهیه‌کننده فیلم سینمایی "به رنگ ارغوان" با اشاره به اینکه فیلم تمام مراحل قانونی را برای تولید و اکران طی کرده، خواستار تعیین تکلیف و روشن شدن وضعیت فیلم ابراهیم حاتمی‌کیا پس از چهار سال شد.
سیدجمال ساداتیان در این باره  گفت: "به رنگ ارغوان" از همان ابتدا طبق شرایط قانونی وزارت ارشاد مجوز تولید گرفت و پس از ساخته شدن نیز در سال 83 پروانه نمایش دریافت کرد. در مجموع این فیلم تمام قوانین و شرایط اداری را در زمان خود پشت سر گذاشته است.

 

وی در ادامه افزود: اما همان زمان به ما اعلام کردند به دلیل نزدیک بودن انتخابات ریاست جمهوری بهتر است چند صباح اکران فیلم به تعویق بیفتد. حالا همان چند صباح به چهار سال تبدیل شده و با وجود اینکه فیلم تمام شرایط قانونی را طی کرده، حالا این وزارت ارشاد است که باید برای اکران آن رایزنی کند.

 

 

تهیه‌کننده "دایره زنگی" گفت: در این سال‌ها هر بار ما پیگیر قضیه از وزارت ارشاد یا وزارت اطلاعات شدیم، متاسفانه پاسخی روشن نگرفتیم و دلایل به نمایش درنیامدن فیلم نیز به روشنی گفته نشده است. چهار سال سرمایه معنوی و مادی ما بلاتکلیف است و حاتمی‌کیا نیز اخیرا در صحبت‌هایش تقاضا کرده مشکل اکران "به رنگ ارغوان" برطرف شود.

ساداتیان با اشاره به تلاش‌های خود برای نمایش "به رنگ ارغوان" در جشنواره گفت: ما به مناسبت 30 سالگی انقلاب برای حضور فیلم در جشنواره اقدام کردیم، اما متاسفانه به نتیجه نرسیدیم. "به رنگ ارغوان" فیلمی است که در هر شرایطی مخاطب خود را خواهد داشت. ما با جلسات حضوری و رایزنی‌های مختلف به نتیجه نرسیدیم و امیدوارم پیگیری رسانه‌ها به ما کمک کند.

فیلم سینمایی "به رنگ ارغوان" به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا داستان یک مامور وزارت اطلاعات است که در شرایطی بسیار دشوار باید میان عشق و وظیفه یکی را انتخاب کند. حمید فرخ‌نژاد، خزر معصومی، فرهاد قائمیان، کورش تهامی و... در این فیلم بازی کرده‌اند.


|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه بیست و نهم دی 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
 
بالا