تبليغاتX
نگاتیوهای سپید
یادداشتهای یک روزنامه نگار درباره سینماوتلویزیون
 درخلوت شب
داستان‌کوتاه
نويسنده:ايتالو كالوينو

مترجم:احمد صبريان

همان طور ایستاده بودم و نگاه شان می کردم. نیمه شب بود. خیابان ها هم تا دل تان بخواهد خلوت. داشتند با دستگیره در مغازه ای، ورمی رفتند. زور می زدند تا آن را بشکنند. اما انگار در مغازه، خیلی محکم بسته شده بود. هرچه تلاش می کردند، به بن بست می خوردند.

یکی شان رفت سمت انتهای کوچه. دیگر ندیدمش. هم چون روحی ناپدید شد. هنوز داشتم حرکات آن ها را، برای باز کردن در مغازه نگاه می کردم. ناگهان همان که ناپدید شده بود، با یک اهرم آهنی برگشت همه شان در تاریکی شب، آن را زیر در گذاشتند تا شاید بتوانند آن را بالا ببرند. اما باز هم بی نتیجه بود. انگار در به پاشنه چسبیده بود.

من اتفاقی روبه روی آن ها ایستاده بودم. راستی! اصلا آن جا چکار داشتم؟ هنوز داشتم با خودم فکر می کردم که دیدم دارم به آن ها، در باز کردن در مغازه کمک می کنم. زیر اهرم را گرفته بودم. در میان خودشان برایم جا باز کردند. هیچ کدام شان هماهنگ کار نمی کردند. بلند فریاد زدم: بالاتر! کمی بالاتر!

 

مردك كنار دستي با آرنجش به من کوبید.

- ساکت باش احمق! مگر می خواهی تمام عالم و آدم، صدای مان را بشنوند؟

سرم را تکان داده و وانمود کردم که متوجه بلندی صدایم نبوده ام. همه مان در حالی که عرق از سر و روی مان سرازیر بود، تلاش می کردیم تا در را، آن قدر بالا بکشیم که بتوان از زیرش داخل مغازه شد. داشتیم موفق می شدیم. لبخندی از رضایت بر لب های مان نشست. خوشحال بودم که به کمک من توانسته بودند، موفق شوند. به نوبت از زیر در به دشواری و با خزیدن، وارد مغازه شدیم. در همان تاریکی که چشم چشم را نمی دید، کیسه ای به دستم دادند.

- زودباش! بازش کن. دارد دیر می شود. دیگر کار تمام است.

چند نفری هم وسایلی را که با خود از گوشه و کنار مغازه می آوردند، داخل کیسه جا می دادند. هنوز می خواستم بپرسم که آن وسایل چیست که یکی شان گفت:

- کافی است! الان است که سر و کله این پلیس ها پیدا شود. بجنبید! موفق شدیم ما واقعا آدم های شجاعی هستیم.

داشتم شجاعتم را زیر لب، ستایش می کردم. می دانید! نخستین باری بود که در دل تاریکی ماجراجویی می کردم. داشتم با خودم می گفتم که... یکی شان گفت:

- ساکت باش! این قدر سر و صدا نکن. انگار صدای پا می آید. مگر نمی شنوی؟

- نه مطمئن باشید آن ها نیستند. خیال تان راحت آن ها الان دارند در خواب رویا می بینند.

اما راستش خودم هم ترسیده بودم، گوش هایم را تیز کردم. انگار صدای پایی را شنیدم اما به روی خودم نیاوردم.

- نه! به شما اطمینان می دهم که این صدای پای آن پلیس های لعنتی نیست. شما اشتباه می کنید.

یکی شان در حالی که مرا سرزنش می کرد، با حالتی تحقیرآمیز نگاهم کرد و گفت:

- تو چقدر ساده ای هالو! درست زمانی که انتظارشان را نداری، سر و کله شان پیدا می شود.

سرم را به علامت تایید تکان دادم و گفتم:

- این آدم ها را، باید سینه دیوار گذاشت و با یک تیر خلاص شان کرد.

پلیس ها را می گفتم. همه شان پس از یک در گوشی گروهی، از من خواستند که بروم بیرون و سر پیچ کوچه را نگاه کنم تا ببینم پلیس ها دارند می آیند یا نیستند. من هم رفتم سرپیچ کوچه. آن ها را دیدم. به دیوار تکیه زده و آهسته آهسته، به سمت مغازه خیز برمی داشتند. رفتم کنارشان. همان طور ایستادم. کناردستی ام گفت:

- گوش کنید! صدا از آنجاست. نزدیک آن مغازه.

نگاه شان کردم. داشتند مغازه را، با انگشت به یکدیگر نشان می دادند. یکی شان که به نظر سردسته شان می آمد گفت:

- ساکت باشید! سرتان را بدزدید! اگر ما را ببینند فرار می کنند.

- چه خوب می شود اگر موفق شویم بدون آن که بفهمند محاصره شان کنیم. خیلی خنده دار است. مثل موش در تله می افتند.

من هم همراه شان شدم. نفس هایمان را در سینه حبس کرده بودیم. برای آن که صدای پایمان را نشنوند، با نوک پا راه می رفتیم. باز هم نمی دانم چرا با آن ها همراه شده بودم. اتفاقی مقابل من سبز شده بودند. باورم نمی شد تا دقایقی پیش من هم در مغازه بودم. خنده ام گرفت. ناگهان یکی شان گفت:

- خاطرتان جمع باشد! دیگر نمی توانند از دست ما فرار کنند.

- آره. من هم با تو موافقم سر بزنگاه گیرشان می اندازیم. ناگهان بی آن که بخواهم گفتم:

- بچه ها وقتش است، برویم کلک شان را بکنیم.

یکی از آن ها زیر لب گفت:

- بی شرف ها! دارند مغازه را خالی می کنند، دزدهای پست فطرت!

من هم در حالی که عصبانی شده بودم با هیجان گفتم:

- راست می گویی ها! واقعا آدم های رذل و پستی هستند.

تا آمدم به خودم بجنبم، مرا پیش تر فرستادند تا داخل مغازه را نگاه کنم. وارد آن جا شدم. ناگهان یکی شان کیسه ای را روی کولم گذاشت و گفت:

- حالا دیگر نمی توانند گیرمان بیندازند. خاطرجمع باش!

دیگری هم گفت:

- زود باش بجنب! از در پشتی بیرون می رویم، طوری که خودشان هم نفهمند.

همه مان لبخندی زدیم. من رو به یکی شان کردم و گفتم:

- باید خیلی مراقب باشیم. آدم های زرنگ و زیرکی هستند.

در حالی که هر کدام کیسه ای بر کول و دست داشتیم به سمت در عقب مغازه رفتیم.

- بچه ها بجنبید! باید سر کارشان بگذاریم. عجله کنید!

داشتیم می رفتیم که ناگهان صدایی میخکوبمان کرد:

- ایست! اگر حرکت کنید شلیک می کنم. چه کسی آن جاست؟

چراغ های مغازه روشن شد. به سرعت خودمان را پنهان کردیم. رنگ هایمان پریده و ترس تمام وجودمان را گرفته بود. دست همدیگر را گرفته بودیم. آن ها که از بیرون آمده بودند، به سمت مان هجوم آوردند. اما ما را ندیدند. چون ما از در عقبی رفتیم. اما خودم دیدم که به سمت دیگری پیچیدند. به هر مشقتی بود بیرون زدیم و پا به فرار گذاشتیم. از خوشحالی در پوستم نمی گنجیدم. همگی فریاد زدیم:

- شانس یارمان شد، خدا را شکر!

دو سه بار هم پاهایمان به هم گیر کرد و زمین خوردیم. تا آمدم بلند شوم، خودم را میان جمعی دیدم که داشتند فریاد می زدند که:

- تندتر بدوید! تا نرفته اند باید دستگیرشان کنیم.

همه شان به حالت تعقیب به سمت خیابان سرازیر شدند. من هم به دنبال آن ها می دویدم، تا بلکه بتوانم گیرشان بیندازم. پشت سر هم داد می زدند که:

- از این طرف برو! میان بر بزن! داریم نزدیک شان می شویم! تندتر!

داشتم با آن ها می رفتم که صدایی شنیدم.

- آفرین توانستی از دستشان فرار کنی. بیا! بدو! از این طرف. مطمئنا ما را گم خواهند کرد.

به دنبال او دویدم. اما سر کوچه ناپدید شد. تنها مانده بودم. صدایی شنیدم. دستی به شانه ام خورد. نگاه کردم. داشت می دوید. تا آمدم به خودم بجنبم، یکی از سر کوچه پیدایش شد. همان طور که می دوید رو به من کرد و فریاد زد:

- بدو! چرا این قدر معطل می کنی. مطمئنم نباید زیاد دور شده باشند.

من هم پشت سر او دویدم. اما نمی دانم چرا ناگهان ایستادم. کمی که گذشت کوچه خلوت خلوت شده بود. صدای هیچ کدام شان -حتی یک نفرشان- به گوش نمی رسید.

انگار همه شان آب شده بودند. به این سمت و آن سمت کوچه و خیابان نگاهی انداختم. انگار همه شان رفته بودند پی کارشان. خب فکر کردم من هم دیگر آن جا کاری نداشتم، باید می رفتم. دستانم را در جیبم کردم. همان طور که آوازی زیر لب زمزمه می کردم به سمت خانه به راه افتادم. نمی دانید قدم زدن در خیابان آن هم در خلوت شب، چقدر لذت بخش است!

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 بسون در پاریس کلید زد
 
فیلمبرداری نهمین فیلم بلند لوک بسون در مقام کارگردان با نام "ماجراهای شگفت‌انگیز آدله بلان ـ سه" در پاریس آغاز شد.

 پایگاه اطلاع‌رسانی سینمای اروپا اعلام کرد فیلمساز نامدار فرانسوی نخستین قسمت از سه‌گانه "ماجراهای شگفت‌انگیز" را بر اساس مجموعه کتاب‌های 9 جلدی کمیک استریپ ژاک تاردی می‌سازد که نخستین بخش آن سال 1976 در فرانسه منتشر و بسیار محبوب و پرطرفدار شد.

بسون 50 ساله فیلم تازه خود را بهار گذشته در جریان برگزاری شصت و دومین دوره جشنواره فیلم کن تلفیق "آملی" و "ایندیانا جونز" توصیف کرده بود. در "ماجراهای شگفت‌انگیز آدله بلان ـ سه" بازیگرانی چون لوئیس بورگوا، متیو آمالریک، ژان پل روو و فردریک بل ایفای نقش می‌کنند.

 

فیلمساز فرانسوی که فیلم‌های سینمایی "نیکیتا" و "لئون" را هم در کارنامه دارد، "ماجراهای شگفت‌انگیز آدله بلان ـ سه" را بر اساس چهار جلد اول کتاب‌های تاردی می‌سازد که عبارتند از "آدله و حیوان"، "اهریمن برج ایفل"، "دانشمند دیوانه" و "گردش مومیایی‌ها". داستان در سال‌های پس از جنگ جهانی اول روی می‌دهد و شهر پاریس را پر از موجودات عجیب به تصویر می‌کشد.

بسون "ماجراهای شگفت‌انگیز آدله بلان ـ سه" را با بودجه 25 میلیون یورویی در شرکت یوروپ‌کورپ می‌سازد و در بازار فیلم جشنواره کن گذشته هم اعلام شد که بسیاری از بازارهای مهم بین‌المللی غیر از آمریکا و بریتانیا حق پخش فیلم را بر اساس فیلمنامه آن خریده‌اند. فیلم بهار سال 2010 در فرانسه روی پرده می‌رود.

"ماجراهای شگفت‌انگیز آدله بلان ـ سه" بیشتر در فرانسه و مصر مقابل دوربین می‌رود و بسون در حالی فعالیت خود را برای آماده کردن آن شروع کرده که تازه‌ترین انیمیشن او با نام "آرتور و انتقام مالتازار" از روز دوم دسامبر در سینماهای فرانسه به نمایش عمومی درخواهد آمد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 پناهی رئیس هیئت داوران جشنواره فیلم مونترال شد
جعفر پناهی، فیلمساز ایرانی برنده شیر طلایی ونیز، ریاست هیئت داوران سی و سومین جشنواره جهانی فیلم مونترال را بر عهده دارد.

اسکرین دیلی اعلام کرد سرژ لوسیک رئیس جشنواره جهانی فیلم مونترال با ستایش از سینمای ایران درباره انتخاب پناهی گفت: این انتخاب در ادامه تاریخ طولانی جشنواره مونترال برای ارج نهادن به سینمای ایران است. مجید مجیدی فیلمساز شایسته ایرانی در پنج سال سه‌ بار و برای فیلم‌های "بچه‌های آسمان"، "رنگ خدا" و "باران" جایزه اصلی جشنواره را به دست آورد و سینمای ایران همیشه حضوری موفق در این جشنواره داشته است.

ایجی اوکورا بازیگر و فیلمساز ژاپنی، دیوید لاهای بازیگر و تهیه‌کننده کانادایی، فرناندو مندس ‌لیته سرانو نویسنده و کارگردان اسپانیایی، پاسکال توماس فیلمساز فرانسوی، راینهارت واگنر آهنگساز فرانسوی و دایان دمرس دیگر اعضای هیئت داوران بخش مسابقه اصلی جشنواره مونترال هستند.

امسال سینمای ایران حضوری پررنگ در جشنواره مونترال دارد، فیلم‌های سینمایی "آتشکار" محسن امیریوسفی، "بیست" عبدالرضا کاهانی، "وقتی لیموها زرد شدند" محمدرضا وطن‌پرست و "پنالتی" انسیه شاه‌حسینی در بخش‌های مختلف سی و سومین جشنواره فیلم مونترال روی پرده می‌روند. پناه پناهی فرزند جعفر پناهی هم با فیلم کوتاه "فیلم اول" جوان‌ترین نماینده سینمای ایران است که در بخش تمرکز بر فیلم کوتاه حضور دارد.

جعفر پناهی فیلم‌های سینمایی "بادکنک سفید"، "آئینه"، "دایره"، "آفساید" و "دایره سرخ" را کارگردانی کرده است. فیلم‌های این کارگردان در جشنواره‌های خارجی مختلف مورد توجه قرار گرفته و جوایز متعددی دریافت کرده است.

فیلم "آفساید" خرس نقره‌ای جایزه بزرگ هیئت داوران جشنواره برلین، "بادکنک سفید" دوربین طلایی جشنواره کن، "طلای سرخ" جایزه ویژه نوعی نگاه، "آئینه" یوزپلنگ طلایی لوکارنو و جایزه فیبرشی جشنواره سن‌سباستین، "دایره" شیر طلایی ونیز و جایزه فیبرشی جشنواره ونیز و "بادکنک سفید" جایزه طلایی توکیو را به دست آورده اند.

سی‌ و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم مونترال بیست و هفت اوت با نمایش فیلم رسمی المپیک پکن "مشعل جاودانی" به کارگردانی گو جون با حضور کارگردان افتتاح می‌شود. این جشنواره تا هفت سپتامبر در شهر مونترال کانادا برگزار می‌شود.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 استقبال گسترده رسانه‌های ایران از سفر تبلیغاتی جومونگ
 
بازیگر نقش جومونگ عصر دیروز در حالی برای شرکت در یک نشست خبری وارد مرکز همایش‌های صدا و سیما شد که خودش از ذوق‌زدگی نمایندگان رسانه‌های گروهی ایران ذوق‌زده شده بود.

 پس از آنکه مجموعه کره‌ای "افسانه جومونگ" در میان مردم و بینندگان تلویزیون ایران محبوبیتی خاص و فوق‌العاده یافت، یکی از شرکت‌های تولید لوازم خانگی و الکترونیکی تصمیم گرفت از این محبوبیت به نحو احسن استفاده کند و بازیگر اصلی مجموعه را در تهران مقابل نمایندگان رسانه‌های گروهی قرار دهد.

تیزهوشی و وقت‌شناسی مدیران بازاریابی و تبلیغات این شرکت کره‌ای باعث شد سفر ایل گوک سونگ با ممنوعیت تبلیغات کالاهای خارجی در خیابان‌های تهران و تلویزیون ایران همزمان شود و دوستداران جومونگ ناگهان با انبوه تصاویر این بازیگر کره‌ای در رسانه‌های مکتوب ایران روبرو شدند که در کنار یا مقابل نمایشگرهای تولیدی شرکت ... ایستاده است.

به میکروفن‌های مقابل آقای جومونگ دقت کنید!

سرانجام انتظارها به سر رسید و جومونگ دیروز برای دیدار با انبوه دوستداران خود در ایران همراه با اعضای تیم ملی بسکتبال ایران قهرمان آسیا وارد فرودگاه امام خمینی (ره) تهران شد و خودش هم در نشست خبری عصر سه‌شنبه از تمام آنها که برای استقبال از وی ـ نه قهرمانان ملی ایران ـ رنج سفر تا فرودگاه را تحمل کرده و احتمالا شب را بیدار مانده بودند، تشکر کرد.

قرار بود نشست خبری آقای جومونگ ساعت 14 دیروز در مرکز همایش‌های صدا و سیما برگزار شود که این نشست با دو ساعت تاخیر ـ به دلیل استقبال بیش از اندازه مخاطبان از جومونگ ـ آغاز شد و وی به همراه چند محافظ، نمایندگان شرکت ... و مترجم مقابل نمایندگان رسانه‌های گروهی ایران نشست و به پرسش‌های آنها پاسخ داد.

پرسش‌هایی از جمله اینکه می‌دانسته در ایران این همه طرفدار دارد، از کدام فیلم ایرانی خوشش می‌آید، معنی نام و فامیلش چیست، نحوه تحصیل در رشته بازیگری در کره، حضور احتمالی در فیلم‌های ایرانی، ماندگارترین صحنه مجموعه جومونگ، شایعه ازدواج با سوسانو، روز تولد خود و چگونگی انتخاب نام خود توسط پدر و مادرش و...

جومونگ با تسلیت گفتن درگذشت یک ایرانی به خاطر خانم سوسانو، از اینکه جومونگ توانسته به نوعی از معضل ترافیک شهرهای بزرگ کم کند ابراز خوشحالی کرد. ضمن اینکه متوجه سئوال یکی از خبرنگاران ورزشی درباره علاقه خود به یکی از دو رنگ آبی یا قرمز نشد و گفت که معمولا لباس‌های یکرنگ می‌پوشد.

ایل گوک سونگ در پایان با دادن این مژده که اگر بار دیگر مدیران شرکت ... او را دعوت کنند، حتما دوباره به ایران سفر خواهد کرد، بسیاری از علاقمندانش را از نگرانی رهانید و به نشست خبری خود خاتمه داد. قرار است از اقامت سه روزه جومونگ در ایران یک فیلم مستند هم تهیه شود.

در ساعت‌های پایانی روز سه‌شنبه 27 مردادماه مدیران شرکت کره‌ای ... از خوشحالترین بیزنسمن‌های روی زمین بودند، چون با شمشیر جومونگ چند نشان زده و موفق شده بودند تصاویر تبلیغاتی جومونگ را در بسیاری از بخش‌های خبری صدا و سیما روانه خانه‌های مردم کنند و قانون ممنوعیت تبلیغ تلویزیونی برای کالاهای خارجی را ماهرانه دور بزنند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 کیارستمی "رونوشت" را برای نمایش در سینماهای ایران نمی‌سازد
کیارستمی "رونوشت" را برای نمایش در سینماهای ایران نمی‌سازد
ماجرای ممنوعیت نمایش فیلم سینمایی "رونوشت برابر اصل است" عباس کیارستمی در سینماهای ایران از آن خبرهایی است که با یک سوء تفاهم آغاز شده و این خشت کج ظاهرا قرار است تا ثریا به راه کج خود ادامه دهد.

 پایگاه اطلاع‌رسانی سینمای اروپا پنجشنبه پیش خبری منتشر کرد با این مضمون که فیلمبرداری فیلم تازه کیارستمی با بازی ژولیت بینوش رو به پایان است و این فیلم هم مانند دیگر ساخته‌های اخیر فیلمساز سرشناس ایرانی در سینماهای ایران به نمایش عمومی درنمی‌آید و نسخه‌های DVD آن پنهانی بین مخاطبان دست به دست می‌شود.

کیارستمی در پاسخ به این پرسش که آیا فیلمش می‌تواند تغییری در واقیعت ایجاد کند هم گفته بود: فیلم می‌تواند قلب و ذهن تماشاگرانش را تغییر دهد. این خبر اوایل هفته در برخی رسانه‌ها با این مضمون مورد توجه قرار گرفت "فیلم جدید کیارستمی در ایران باز هم به صورت دی وی دی عرضه می‌شود."

 

 

مخاطبان سینما می‌دانند که عرضه یک فیلم در قالب DVD با دست به دست شدن پنهانی زمین تا آسمان تفاوت دارد و نام فروخته شدن یک فیلم در دستفروشی‌های کنار خیابان نمی‌تواند "عرضه در قالب DVD" تلقی شود. منظور خبرنگار ایتالیایی سینه‌یوروپ هم به احتمال زیاد همین دست به دست شدن پنهانی "رونوشت برابر اصل است" بوده است.

اما ماجرا وقتی جالبتر شد که یکی از اعضای شورای نمایش اداره کل نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی وزارت ارشاد درباره سرنوشت "رونوشت" کیارستمی اظهار نظر کرد و گفت: فیلمی که شخصی ساخته شده و پروانه ساخت نداشته باشد، نمی‌تواند اکران شود. پخش لوح فشرده آثار اینچنینی و اکران خصوصی آنها ممنوع [است] و پیگرد قانونی دارد.

این در حالی است که کیارستمی فیلم خود را خارج از ایران، با سرمایه خارجی و بازیگران خارجی و احتمالا برای جشنواره‌هایی مثل کن می‌سازد و هرگز هم جایی اعلام نکرده قرار است "رونوشت" را در سینماهای ایران اکران یا نسخه DVD آن را عرضه کند. طبیعی است که اکران در ایران تابع قوانین خاص است و احتمالا تمام سینماگران این قوانین را می‌دانند.

بر همین اساس دیروز برخی رسانه‌ها از جمله هالیوود ریپورتر با تیتر "رونوشت کیارستمی در ایران ممنوع شد" به استقبال اظهار نظر آن عضو شورای نمایش رفتند و چنین نتیجه گرفتند که به گفته یکی از مقام‌های رسمی وزارت ارشاد، ایران نمایش "رونوشت برابر اصل است" را ممنوع کرده است.

در شرایطی که وزارت ارشاد بیش از دو هفته است بدون وزیر فعالیت می‌کند و برخی جلسه‌های شوراهای معاونت سینمایی به دلایل مشخص برگزار نمی‌شود، دادن حکم ممنوعیت نمایش یک فیلم کاملا خارجی در ایران پیش از کامل شدن فیلم فقط می‌تواند به نوعی اظهار نظر عجولانه تعبیر شود و تنها فایده آن هم دادن یک تیتر جذاب به هالیوود ریپورتر است.

دوستان بهتر است اجازه بدهند وزیر ارشاد جدید به مجلس معرفی شود، رای اعتماد بگیرد، رسما فعالیت خود را در وزارت ارشاد آغاز و برای خود معاون سینمایی انتخاب کند، شوراهای نظارتی کار خود را آغاز کنند، فیلم کیارستمی آماده نمایش شود و تقاضای نمایش در ایران (در هر قالبی) ارائه دهد، بعد حکم کنند که "چون خارجی است" نمی‌تواند در ایران عرضه شود!

از آنجا که هنوز سرنوشت وزارت ارشاد و وزیر ارشاد، معاون سینمایی وی، مدیر کل نظارت و ارزشیابی و اعضای شورای نمایش این اداره کل هنوز مشخص نیست و معلوم هم نیست که "رونوشت برابر اصل است" قرار است چگونه وارد بازار سینمای ایران شود، هر گونه اظهار نظر درباره آن در رسانه‌ها صرفا نوعی خبرسازی به نظر می‌رسد.

فیلمنامه "رونوشت برابر اصل است" را کیارستمی نوشته که داستان یک نویسنده انگلیسی است که برای حضور در کنفرانسی درباره آثار اصل و رونوشت به ایتالیا سفر می‌کند. ژولیت بینوش و ویلیام شیمل در این فیلم بازی کرده‌اند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 حقیقت پای میز محاکمه
 
احمد صبریان

یادداشتی بر فیلم «درباره الی» اثر اصغر فرهادی
 
«اصغر فرهادی» در فیلم های پیشینش «رقص در غبار»، «شهر زیبا» و «چهارشنبه سوری»، اگر سبک ویژه ای برای بیان تصویری داستان هایش ندارد، اما همواره در پی یافتن دیدگاه خاص و شخصی خود بوده است. استمرار این تلاش نیز در جدیدترین ساخته اش -«درباره الی»- به وضوح آشکار است. «درباره الی» جریانی ظریف، پیچیده اما هولناک از زندگی را، پیش روی تماشاگر به قضاوت می گذارد. جریانی که تا بدان حد زنده و باورپذیر است که مخاطب را، روی صندلی میخکوب کرده و لحظه ای مجال نفس کشیدن به وی نمی دهد.

فرهادی در «درباره الی»، «تردید»، «شک»، «دروغ» و «راست گویی» را، دستمایه اصلی خود قرار داده است. وی در فیلمش از شخصیتی -«الی» با بازی ترانه علیدوستی- سخن می گوید که چونان شبحی، از دل جمعی ناهمخوان سربرمی آورد. در طول داستان نیز با ناپدید شدن رازآلودش، سفر را به کام همسفرانش تلخ می کند. داستان «درباره الی» با تمام پیچیدگی هایش، بسیار ساده و یک خطی است. تنها تمایل آدم های داستان، برای پنهان کردن یک حقیقت تلخ -غرق شدن الی در دریا- است که آن را پیچیده می نماید. تهدید، ترس، ناامنی، شک و تردید، از همان سکانس های آغازین -فریاد کشیدن شخصیت های اصلی فیلم داخل تونل- آغاز می شود. این دلهره و تردید در نمایی که «الی» کنار دریا می دود، می خندد و بادبادک را به سمت آسمان هدایت می کند، به اوج خود می رسد.

 

 

«درباره الی» بدون گفتار فیلم (نریشن)، دیالوگ های تصنعی و زائد یا مونولوگ های کسالت بار روایت می شود. هیچ کدام از آدم های «درباره الی»، از اتفاق هایی که قرار است رخ دهد آگاه نیستند. آنان نیز هم چون تماشاگر، در پی کشف حقیقت و رها شدن از تردید و سوءظنی هستند که آن ها را  آزار می دهد. در روایت سرراست فرهادی، تنها مسئله مهم برای مخاطب این است که: «آیا «الی» غرق شده یا زنده مانده است؟» هیچ کدام از شخصیت های فیلم، هیچ چیز از «الی» نمی دانند و همین نکته، بر تعلیق داستان افزوده است. «پیمان» (پیمان معادی)، «سپیده» (گلشیفته فراهانی)، «امیر» (مانی حقیقی)، «احمد» (شهاب حسینی)، «منوچهر» (احمد مهران فر)، «علیرضا» (صابر ابر)، «شهره» (مریلا زارعی) و «نازی» (رعنا آزادی ور) در وادی حیرت و سرگردانی می آیند و می روند. ناپدید شدن «الی» وجست وجو برای یافتن نشانی از او، برای سایر شخصیت های فیلم چونان خوابی می ماند که انگار قرار نیست پایانی داشته باشد. حتی برای لحظه ای تماشاگر با خود شک می کند که انگار کارگردان قصد آن ندارد که به این خواب دلهره آمیز، پایان دهد. فرهادی در روایت داستان «درباره الی» تمام تلاش خود را، بر جزئیات روابط میان شخصیت های فیلم می گذارد. جزئیاتی که بر تعلیق و گره افکنی های داستان می افزاید. با آن که در طول فیلم، بر هیچ یک از شخصیت ها تاکید خاصی نمی شود. اما تمامی آن ها، به گونه ای در به فرجام رسیدن داستان سهیم اند. از طرفی با آن که تمامی آدم های داستان، درباره ناپدید شدن «الی» سخن می گویند، اما فرهادی از ساده به نتیجه رسیدن و باز شدن لایه های پیچیده داستان پرهیز می کند. چون می خواهد مخاطب خودش لذت کشف حقیقت را بچشد و گام به گام، زنجیره های پیوسته و گسسته فیلم را بیابد. بیشتر شخصیت های «درباره الی» با حرکات، تنش ها، سخنان و رفتارشان، به تماشاگر معرفی نمی شوند. بلکه این نوع روابط حاکم میان آن ها و نوع برخوردشان با «الی» است که آن ها را، به مخاطب می شناساند. نماهای دسته جمعی، میزانسن های سنجیده، شخصیت پردازی های عمیق، شوخی هایی که مدام میان آدم های فیلم رد و بدل می شود، نوعی تفکر جمعی را بر فضای اثر حاکم ساخته است. معمای مبهم غیرقابل وصفی، درون فیلم جاری است. «درباره الی» خیلی ساده آغاز می شود، هم چنان ساده پیش می رود و ساده تر از آن چه تصورش می رود به پایان می رسد. درباره فیلم جدید فرهادی، نمی شود به همین سادگی قضاوت کرد. اثری مدرن با ساختاری روان اما مبهم، که چندان تحلیل پذیر نیست. با تماشای «درباره الی» می توان به این نکته رسید که هنوز هم می توان فیلم هایی باورپذیر ساخت، بی آن که ذره ای از واقع گرایی ظاهری اثر کاسته شود. فرهادی در «درباره الی» چنان ظریف، هوشمندانه و آگاهانه، طعم تلخ دروغ و مخفی کاری و شیرینی حقیقت، راستی و صداقت را، در رگ های تماشاگر تزریق می کند که تا روزها پس از تماشای فیلم، هنوز مزه آن در خاطر مخاطب رسوب کرده و می ماند. «درباره الی» فیلمی محکم، تاثیرگذار و به یادماندنی است. اثری که برخلاف بیشتر فیلم های این روزها، دفاع از آن کار چندان دشواری نیست. فرهادی در فیلمش از شرایط به ظاهر ساده اما به شدت پیچیده روابط انسانی، در یک بستر سرشار از سوءتفاهم سخن می گوید. «الی» تنها بهانه ای است برای دست به دست شدن حقیقت. واقعیت و حقیقتی تلخ که همه به نوعی برای کشف آن می کوشند. اما از پذیرفتنش نیز واهمه دارند. دلهره ای بی پایان که تمامی وجود آن ها را متلاطم کرده است. امواج خروشان دریا هم بر این نگرانی و ترس درونی آن ها می افزاید. «درباره الی» بازی های درخشانی دارد. از گلشیفته فراهانی و شهاب حسینی گرفته تا ترانه علیدوستی، مریلا زارعی، پیمان معادی و مانی حقیقی که تماشاگر را از این همه بداهه پردازی اش به شگفتی وامی دارد. بازی هایی که در سطح جریان ندارند. زیرا نقش آفرینی هایی زیرپوستی هستند که تماشاگر را، با خود همراه می سازند. حتی «صابر ابر» و «رعنا آزادی ور» و کودکان خردسال فیلم، چنان باورپذیر در جلد نقش فرورفته اند که سرنوشت شان، برای مخاطب مهم می نماید. داستان سرراست و یک خطی اما پرتعلیق و رمزآلود «درباره الی»، آن چنان پرفراز و نشیب است که لحظه ای آرامت نمی گذارد. دلت می خواهد همگام با شخصیت های فیلم به دریا بزنی، سوار بر قایق نجات شوی، چشم هایت در پی نشانی از «الی» همه جا را جست وجو کند. فرهادی چنان با تبحر داستانش را روایت می کند که حتی مرگ «الی» هم تفسیرناپذیر جلوه می کند. «الی» مرده است، پیدایش نیست، در آب های دریای بیکران غرق شده است. اما با این وجود کارگردان باز هم به تماشاگر آدرس اشتباه می دهد، تا برای لحظاتی همان گونه که دلمان برای «الی» نگران است به خاطر نجات کودک -آرش- از آب نگران تر شویم. در هنگام تماشای «درباره الی»، انگار که در هزارتوی سیاه و سپید گیر افتاده ایم. میان موقعیت های مکانی، آدم ها و ماجراهای ریز و درشتی که قضاوت درباره حقیقت را برایمان دشوار می سازد. سکانس های آغازین «درباره الی» چنان با شور و شعف بر پرده می آیند که مخاطب، چندان در پی کشف حقایق پنهان داستان فیلم برنمی آید.انگار به خاطر همین است که دروغ بزرگ «سپیده» -با بازی گلشیفته فراهانی- به خانواده شمالی درباره ماه عسل «الی» -ترانه علیدوستی- و «احمد» -شهاب حسینی- را باور می کنیم. شاید ما «الی» را هم تنها با یک جمله به یادماندنی احمد که: «یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی پایانه» درک می کنیم.مکث ناگهانی و نگاه ممتد «الی» نیز پس از شنیدن این جمله، حکایت از درون و خاطر پرآشوبش دارد. ظاهری معصوم و پاک که از همان آغاز، می توان فهمید باید پشت آن چیزی رازآلود پنهان باشد. نگرش و دیدگاه دیگر شخصیت های فیلم به «الی» نیز کنجکاوی ما را، برای کشف زوایای پنهان شخصیت وی بیشتر می کند. از این لحظه به بعد است که گستره پرسش های تماشاگر، درباره «الی» وسعت می گیرد. همین نکته نیز قضاوت را درباره او دشوار می کند. همان طور که به پرده خیره شده ایم از خود می پرسیم چطور می شود هنگامی که پای منافع شخصی به میان می آید، هیچ کس از گفتن هیچ دروغی ابایی ندارد. همه چیز را به جان می خرد، تا خود را مبرا و پاک نشان دهد. سکانس های غرق شدن «آرش» در دریا و عملیات نجات وی که با شیوه فیلم برداری روی دست انجام گرفته، سبب همذات پنداری و باورپذیری بیشتر فیلم و شخصیت های داستان «درباره الی»، برای تماشاگر می شود. شخصیت اصلی فیلم نه «الی» است و نه سایر شخصیت ها. بلکه این دریای متلاطم است که شخصیت اصلی و نقش مهم فیلم فرهادی را، بازی می کند. دریایی که هر دو عنصر خیر و شر را در خود پنهان دارد و حضورش در هر نما، پلان و لحظه فیلم از طریق صدا و تصویر احساس می شود.فیلم تمام شده است اما سکانس زیبا، تاثیرگذار و به یادماندنی پایانی فیلم هنوز تو را در خود فروبرده است. همه تلاش دارند اتومبیلی را که در ساحل شنی دریا فرو رفته، بیرون بیاورند. اما همان طور که نتوانستند موفق شوند «الی» را پیدا کنند، اینجا هم نمی توانند موفق شوند. نمایی که مسافران خسته  ای را، بر پرده به نمایش می گذارد که تلاش بیهوده ای را برای بیرون کشیدن چرخ های اتومبیل از شن های کنار ساحل به خرج می دهند دنیایی از معنا و مفهوم را در دل دارد. فیلم به پایان رسیده است اما من هم چنان بهت زده ام من که نه گمان و حدس های برخی مسافران دریا را باور کرده ام و نه باور «علیرضا» را که «خیانت» را باور کرده است. همین طور مثل موج دریا بالا و پایین می روم و به این می اندیشم که حقیقت همیشه زنده است . شاید «الی» هم زنده است! اما شاید هم به راستی رفته است، آری رفته است آن هم با پای پیاده!

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 کلاف سردرگم
 
احمد صبریان

یادداشتی بر مجموعه تلویزیونی «رستگاران»
 
چند سالی است که تلویزیون برای جذب مخاطب بیشتر، ساخت و پخش مجموعه های شبانه را در دستور کار خود قرار داده است. تابستان امسال نیز پخش شمار زیادی از این دست مجموعه ها، بینندگان مختلف شبکه های گوناگون سیما را، پای جعبه جادویی کشانده است. «سیروس مقدم» از جمله کارگردانان تلویزیون است که با ساخت آثار مخاطب پسند و در دست گرفتن نبض بینندگان، در سال های اخیر مجموعه های پرطرفداری را روانه آنتن پخش کرده است. سریال های «نرگس»، «پیامک از دیار باقی»، «پرواز در حباب»، «دریایی ها»، «اغما»، «ریحانه»، «عروج» و «روز حسرت» گواه این ادعاست که مقدم در تلاش برای جذب مخاطب موفق بوده است. وی تابستان امسال نیز با سریال «رستگاران»، کوشیده است تا مخاطب گریزان از تلویزیون را، پای جعبه جادو بکشاند. بهره گیری از بازیگران مشهور و صاحب نامی چون «آتیلا پسیانی»، «پوریا پورسرخ»، «صبا کمالی»، «روناک یونسی»، «عباس امیری» و... «رستگاران» را مجموعه ای پرمخاطب معرفی می کند.اما «سیروس مقدم» با توجه به تجربه های فراوانی که در زمینه ساخت سریال های اجتماعی دارد، متاسفانه نتوانسته است در «رستگاران» هم چون دیگر آثارش، نظر مثبت بینندگان سخت پسند و هوشمند را جلب کند. مهم ترین ایرادی که می توان به این مجموعه گرفت این است که شخصیت های اثر، هویت مند نیستند. اگرچه دامنه داستان «رستگاران» به موضوع کلاهبرداری معطوف شده، اما هیچ کدام از آدم های سریال حرفه ای ندارند که در کنار آن، شخصیت مشخصی را برای خود تعریف کنند. بسیاری از شخصیت های «رستگاران»، حرفه مشخصی ندارند و مشخص نیست از کجا گذران زندگی می کنند. در حالی که باید کسب و کار آدم های قصه، خط زندگی آن ها را برای مخاطب روشن کند. در حالی که این شخصیت ها -که بیشتر به «تیپ» شبیه اند- بی شناسنامه در تار و پود قصه تنیده شده اند.«رستگاران» هم چون برخی سریال های سال های اخیر تلویزیون، روایت گر داستان بدبختی ها و تلاش و سخت کوشی های زنی است که در شهری بی در و پیکر و پر از گرگ های آدم نما در پی سرنوشت خویش است.داستانی کلیشه ای و نخ نما که نمونه های آن را در مجموعه هایی چون «بیداری»، «نرگس»، «طلسم شدگان» و... شاهد بوده ایم. سیروس مقدم در «رستگاران»، به مقوله «اخلاق» می پردازد. اما باید توجه داشت آن چه بیشتر آثار با مضامین اخلاقی را با شکست و ناکامی مواجه می سازد، آفت سطحی پردازی، شعاری بودن آدم ها و حرف ها، داستان تکراری و کلی گویی است.پرداخت نه چندان عمیق شخصیت ها و گره افکنی های ساده انگارانه در بیان مسائل اجتماعی، این سریال را به ورطه ساده انگاری و ساده پسندی کشانده است.
 
 
 
 
«رستگاران» داستان آدم هایی است که اگرچه هر کدام ماجرایی دارند، اما به سبب شتابزدگی در پرداخت، سرنوشت آن ها بین زمین و آسمان معلق است. «خجسته» با آن که چادری بر سرش انداخته است و تلاش می کند تا نماد زن مومن، فداکار و مسلمان ایرانی باشد، بیشتر به نمونه های مشابه قهرمانان فیلم های اکشن خارجی شبیه است. او یکه و تنها با تمامی مشکلات می جنگد، دشواری ها را به جان می خرد، برچسب توهین و افترا به او زده می شود. اما سرانجام نیز تنها پیروز میدان است، این یکسو نگری تا بدانجا پیش می رود که او به حمایت از «پونه» برمی خیزد که از خانه گریزان شده، در حالی که در قسمت های نخست، مدام وی را مورد عتاب و سرزنش قرار می داد. داستان سریال «رستگاران» از اعتماد «شایسته» به «احمدرضا» و وکالتی که برای ادامه انجام تعهدات درخصوص ساخت و ساز واحدهای ساختمانی به او واگذار شد، آغاز می شود. اما غیبت ناگهانی «احمدرضا» فضایی سرشار از سوءتفاهم، تضاد و تناقض های رفتاری و گفتاری را، برای شخصیت های بی هویت داستان فراهم می آورد. در حالی که فضای داستان علیه «احمدرضا» است و «شایسته» و مالباختگان، همگی در جست وجوی وی و محاکمه اش هستند و او را کلاهبردار می دانند، «خجسته» از شهرستان می آید و از راه های مختلف و ترفندهای متفاوت -که گاه به تناقض گویی ها و کور شدن نقاط روشن سریال می انجامد- در پی یافتن حقیقت برمی آید. اگر «رستگاران» که مضمونی اخلاقی- اجتماعی دارد، در قالب ساختار و روایتی دراماتیک و جذاب ارائه می شد، بی شک تا این حد موجب سردرگمی مخاطب نمی شد. اما اکنون به سبب کارگردانی شتاب زده، بیننده درمی ماند که کدام گره ای را که مقدم، برایش انداخته است بگشاید؛ هرچند تعلیقات و گره افکنی های سریال، پیش تر در ذهن مخاطب باز شده است. متاسفانه مقدم در پردازش روایت، کارگردانی، تصویربرداری، تداوم نماها و میزانسن ها، نورپردازی و طراحی صحنه و لباس، نتوانسته است جلوه ای باورپذیر از داستانش را برای بیننده فراهم کند تا او را به درک و رهیافتی جدید، از ماهیت داستان و آدم هایش برساند. اگر به خاطر داشته باشید، در سکانس آغازین «رستگاران» ارتباط ناگهانی و تصادفی «خجسته» با «پونه» از طریق سرقت کیفش، به هیچ وجه برای مخاطب باورپذیر و منطقی نمی نماید. از طرفی نیز خجسته در قسمت های نخست با مشکلات و موانعی مواجه می شود که زمینه همگامی مخاطب با داستان را، کم رنگ می کند. غیبت «احمدرضا»، اتهام کلاهبرداری به وی، تردید «خجسته» در ازدواج مجدد «احمدرضا» و... از آن جمله است.مهم ترین نکته هر سریال و به ویژه کارگردانی، شخصیت پردازی باورپذیر و صحیح و سنجیده است. موضوعی که مقدم به سادگی، از کنار آن گذشته است. شخصیت تک بعدی «خجسته» و این که او هیچ گاه در قضاوت هایش اشتباه نمی کند و وجه منفی در شخصیت وی نمود کم رنگی دارد گواه این ادعاست. همین توجه نکردن به جزئیات، دلیلی بر ضعف فیلم نامه «رستگاران» است.«سروان صادقی» رستگاران که مدام هم در حال آب خوردن با بطری است، نمی تواند نمونه مناسبی از یک پلیس ایرانی باشد زیرا هم چون وصله ای ناچسب به داستان تحمیل شده است. اگر قرار است اقتدار نیروی انتظامی به تصویر کشیده شود، این ویژگی باید از تمام ابعادش مورد توجه قرارگیرد. اما مقدم در «رستگاران» ویژگی های خاصی برای پلیس داستانش طراحی نکرده و به همین سبب پلیس وی، بیشتر با همتایان فانتزی اش در فیلم های غربی برابری می کند. «رستگاران» با آن که از حضور بازیگران صاحب نام سود می برد، اما تنها تک مهره بازیگری سریال را باید «آتیلا پسیانی» دانست. بازیگری که اقتدار او در ایفای نقش های منفی، همواره درخشش ویژه ای داشته است. بازی وی در فیلم های «دوزن»، «نیمه پنهان»، «راه بی پایان»، «آب و آتش» و... و ایفای نقش های چند بعدی و باورپذیر دلیل این ادعاست. «آتیلا پسیانی» این بار هم به عنوان تک مهره تیم بازیگران «رستگاران»، به ویژه در مقایسه با سایر بازیگران که بازی تخت و یکدستی دارند، بازی درخور توجه و شایانی از خود ارائه می دهد. با وجود برخی دیالوگ های دلنشین و زیبای «رستگاران» بعضی دیالوگ ها و گفتارهایی که از زبان آدم های سریال نقل می شود، چندان دلنشین، منسجم و محکم نیست. حتی در برخی موارد بازیگران به جای گفتن دیالوگ در کسوت خطیب های بسیار بلیغ و فصیح، سخنرانی می کنند! اگر بخواهیم در مقام مقایسه برآییم، «رستگاران» در مواردی نسبت به برخی از سریال های قاب شیشه ای، یک سر و گردن بالاتر است. اما این هیچ گاه بدان معنا نیست که می توان از کنار ضعف های آشکار و پنهان سریال، به سادگی گذشت. از طرفی داستان «رستگاران» آن قدرها هم پیچیده و چند لایه نیست که مخاطب در پی کشف لایه های متفاوت آن باشد. «زنی از شهرستان به تهران می آید تا همسرش را پیدا کند. غافل از آن که همسرش (احمدرضا) با مبلغ هنگفتی پول معلوم نیست چه بر سرش آمده است.» اما این خط اصلی و سرراست، به سبب پراکنده گویی ها و داستانک های فرعی، مخاطب را دچار سردرگمی ساخته است. در حالی که با وجود داستانی سرراست، دلیلی ندارد که کارگردان از طریق نماهای مختلف دوربین، نمایش حس و حال بازیگران و گره افکنی های دم دستی، از باورپذیری داستانش بکاهد. اصرار مقدم بر ارائه نکات اخلاقی -که در بیشتر موارد هم در قالب شعار بیان می شود- از ضعف هایی است که باید آن را متوجه فیلم نامه نویس «سعید نعمت ا...» دانست. اگر این موارد از طریق رفتار و کنش بازیگران و خلاقیت های حرفه ای آنان و گاه بداهه پردازی، صورت می گرفت ساده انگاری آن کمتر به چشم می آمد. سیروس مقدم در «رستگاران» بر آن است تا از خودگذشتگی یک زن برای حفظ بنیان خانواده و تلاش  وی، برای اثبات بی گناهی همسرش را به نمایش بگذارد. اما باید پذیرفت که این موضوع انسانی اگر با پرداختی مناسب و سنجیده، شخصیت پردازی باورپذیر، تعلیق و گره افکنی های بجا، دست کم نگرفتن مخاطب در همراهی با داستان، روایت پردازی صحیح و... همراه می شد تاثیرگذاری آن دوچندان می بود. موسیقی «رستگاران» چندان با مضمون آن هم خوانی ندارد و در بیشتر نماها، بر اثر سنگینی می کند و یک نواخت به نظر می رسد. قدرت همذات پنداری و اطلاعاتی که در هر قسمت از سریال به مخاطب داده می شود، باید به گونه ای باشد که او را از روند داستان آگاه کند. اما این اتفاق خوشایند به سبب اغراق در نمایش اخلاقیات در «رستگاران» نیفتاده است. به سبب پراکنده گویی ها در روایت داستان، چنانچه مخاطبی از قسمت های چهارم یا پنجم، بیننده این سریال شده باشد، کمتر در جریان داستان آن قرار می گیرد. از طرفی ریتم کند «رستگاران» این گمان را تقویت می کند که مقدم کیفیت کارش را، فدای کمیت -زمان- آن کرده است .بی تردید در داستانی که به اصطلاح تم پلیسی آن پررنگ تر است، ضرباهنگ داستان باید تندتر باشد تا موجبات کسالت مخاطب را فراهم نیاورد. در این که سریال «رستگاران» هر شب مخاطبان بسیاری را برای پی گیری داستان و سرانجام آن، پای تلویزیون می کشاند، تردیدی نیست. اما «رستگاران» چونان کلاف سردرگمی است که با وجود برخی نقاط قوت، به سبب کاستی های فراوانی که ذکر آن رفت، نمی تواند انتظار سلیقه سخت پسند مخاطب فهیم رسانه تلویزیون را برآورده سازد. اوج و فرود داستان «رستگاران» به گونه ای تنظیم نشده که در هر قسمت، با یک تعلیق و گره افکنی، ذهن بیننده را برای پی گیری قسمت بعدی با خود درگیر سازد. از طرفی پرتعداد بودن شخصیت های داستان، تمرکز کافی را برای پی گیری وقایع از مخاطبش می گیرد. بیشتر شخصیت های «رستگاران» از جمله «دختر عصیانگر»، «زن جست وجوگر»، «مرد ثروتمند ورشکسته»، «جوان عاشق پیشه» و... کلیشه ای پرداخت شده است و گاه حذف آنان هیچ صدمه ای به داستان نمی زند و چون فاکتورهای جذابی برای آن ها درنظر گرفته نشده است نخ نما به نظر می رسند.متاسفانه «رستگاران» با وجود مخاطبان انبوهی که جذب خود کرده، فدای شتابزدگی فیلم نامه نویس و کارگردان و تهیه کننده شده است. زیرا داستان چند قسمتی یک سریال را بیهوده کش دار و آن را به اثری طولانی مدت تبدیل کرده اند که ریتم، ضرباهنگ، اتفاق، حادثه و تعلیق کافی ندارد. «رستگاران» می توانست هم چون آثار دیگر سیروس مقدم، در کارنامه اش جایگاه خاصی داشته باشد، اما «شتابزدگی»، فرصت کافی را، برای پرداخت مناسب روایت و شخصیت ها از وی گرفته است.اگرچه «رستگاران» در انبوه سریال هایی که این شب ها در ساعات مختلف و از شبکه های گوناگون سیما به روی آنتن می رود، ممکن است مخاطب بیشتری داشته باشد، اما با قرار گرفتن در کنار سریال هایی چون «در چشم باد» و «شمس العماره» حرف قابل تأملی برای گفتن ندارد. سریالی که با وجود برخورداری از یک کارگردان مجرب، تیم بازیگری مناسب و فیلم نامه نویس و تهیه کننده حرفه ای، می توانست به نقطه عطفی در مجموعه سازی تلویزیون بدل شود، اما قربانی سیاست های تولید انبوه رسانه ملی شد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه بیستم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 عاشقان بازیگری بخوانند
 

بازیگرگزینی خوب می تواند كیفیت فیلم را تغییر دهد و هیچ كس منكر این نیست كه مخاطبان بی شماری در سراسر دنیا، به سبب نام فلان بازیگر به سینما می روند و قصه، فضا و كارگردان اغلب در اولویت بعدی قرار دارد. انتخاب بازیگر مناسب، هم در بازگشت پول و سرمایه موثر است، هم در جلب رضایت مخاطب و هم در كیفیت فیلم. سیستم انتخاب بازیگر در كشور ما، با استانداردهای جهانی فاصله بسیاری دارد. دلیل آن هم شاید به صنعتی نبودن سینمای ایران برگردد.

به گزارش سینمای ما، انتخاب بازیگر در ایران سیستم و روش مشخص و استانداردی ندارد. در بسیاری از موارد، به هزار و یك مسئله مرتبط و غیرمرتبط به بازیگری برمی گردد و بیشتر هم جنبه فردی و سلیقه ای دارد زیرا به بینش، نگاه سینمایی و حرفه ای كارگردان، دستیار كارگردان، مشاور كارگردان و عنوان جدید انتخاب بازیگر، مرتبط است. البته در بسیاری از موارد به ویژه در سینمای تجاری، نمی توان نقش ارتباط های شخصی، چهره های پرطرفدار و میزان موفقیت تجربه های قبلی یك بازیگر در ایفای نقش های مشابه را در نظر نگرفت. اما به دور از تمام گمانه زنی ها و حدس ها و صحبت های درگوشی، برای انتخاب بازیگر در سینمای ایران چه معیارهایی در نظر گرفته می شود و كارگردانان، منتقدان و بازیگران چه معیارها و ضوابطی را در این انتخاب دخیل می دانند؟

تجربه تئاتری یا تحصیلات دانشگاهی
 
اگر بیننده برنامه های زنده تلویزیونی باشید كه در بیشتر آن ها یك بازیگر مهم حضور دارد، با این سوال همیشگی كه آیا در رشته بازیگری تحصیل هم كرده اید، آشنا هستید كه میهمان در پاسخ آن، اگر هم تحصیلاتش مرتبط با سینما و بازیگری نباشد، حتما به گذراندن دوره تخصصی كوتاه یا بلندی اشاره می كند. ماجرای حضور در صحنه تئاتر و خاك صحنه خوردن و از نفس تماشاگر زنده بودن هم در همین برنامه های زنده تلویزیونی، مثل نقل و نبات بر زبان بازیگران، از جوان تا پیر جاری است. اما گذشته از همه این نمایش ها و حرف های تكراری و نه چندان باوركردنی، هنوز كه هنوز است داشتن تحصیلات دانشگاهی و تجربه اندوزی در صحنه تئاتر جدی و استاندارد، معیاری قوی و قابل استناد برای انتخاب یك بازیگر است. «بیژن میرباقری» كارگردان فیلم های «روز برمی آید» و «ما همه خوبیم»، تحصیلات دانشگاهی برای یک بازیگر را ضروری می داند. اما به ماجرای دیگری هم اشاره می كند: «تحصیلات فراآكادمیك برای یك بازیگر مهم تر از تحصیلات آكادمیك است، جهان بینی، آگاهی و نوع نگاه بازیگر به دنیاست كه او را از بقیه متمایز می كند و می تواند یكی از شاخص های انتخاب او باشد.»«مهرزاد دانش» ، استعداد ذاتی یك بازیگر را، شرط اصلی انتخاب او می خواند. اما بازیگری را در شرایط سینمای امروز به سن و سال متكی می داند: «بازیگر از سنی كه می گذرد به فراموشی سپرده می شود. در این سال ها هم می بینیم كه بیشتر تولیدات سینمای ایران فیلم های جوان گرا بوده است. شاید در دهه ۱۳۶۰ سینمای ما، سینمایی میانسال بود اما جوان گرایی شرط اصلی سینمای امروز است. زیرا شرایط انتخاب بازیگران، بر مبنای سن و سال تغییر كرده است.» «علی معلم» كه هم منتقد و هم تهیه كننده سینماست و گه گاه بازی هم می كند، حضور در تئاتر را تجربه مهمی می داند: «بازیگران تئاتر تجربه لازم را كسب كرده اند و معمولا بازیگران موفقی هستند. تحصیلات آكادمیك در سینما، حوزه های علمی و تكنیكی را به وجود می آورد كه می تواند شرط بسیار مهمی برای انتخاب یك بازیگر باشد. اما استعداد خدادادی در بازیگری را هم نمی توان نادیده گرفت.» تركیب آموزش و ذات بازیگر نكته ای است كه «حبیب رضایی»، بازیگر و بازیگردان شناخته شده سینما هم آن را مطرح می كند: «گاه ممكن است فردی به یك نقش خاص بخورد. انگار كه پایش درست هم اندازه آن كفش خاص است، در نتیجه انتخاب می شود. اما آن آدم الزاما به درد نقش های دیگر نمی خورد، مگر آن كه آموزش ببیند. در واقع بیشتر آدم ها در مسیر آموزش تغییر می كنند. یكی زمان كمتری لازم دارد و دیگری زمانی بیشتر.» البته در این میان افراد متفق القول، یك ویژگی را مختص بازیگران تئاتر می دانند. در حقیقت بیشتر عوامل پشت صحنه، كار كردن با بازیگران تئاتر را راحت تر می دانند، صدابرداران از صدای رسای بازیگران تئاتر خرسندند. مدیران تولید از اخلاق و انضباط حرفه ای و برخی هم از بازی آن ها. «رضا سخایی»، دستیار و برنامه ریز از جمله این افراد است: «بازیگرانی كه با ضابطه وارد سینما نشدند و پشتوانه تئاتری ندارند، در كار آدم های سختی هستند و حاشیه زیادی دارند. شك ندارم تجربه بازی در تئاتر، در كیفیت بازیگری موثر است و دست گروه كارگردانی را برای انتخاب بازیگر بازتر می گذارد.»

اما «حمید نعمت ا...» كه به انتخاب بازیگران با تركیب های عجیب و نامتعارف معروف است، تاكید می كند: «برای من، اعتبار و فیزیك بازیگر شرط اصلی است. این كه به نقش می خورد، با نقش تناسب فیزیكی دارد، و چقدر به ذهنیت من نزدیك است، اهمیت دارد.» «فرزاد موتمن»، كارگردان فیلم های «شب های روشن» و «باج خور»، فیزیك، سن و توانایی بازیگر را شرط انتخاب می داند و می گوید بازیگر باید به نقش بخورد: «سینمای ما پتانسیل بالای تولید دارد اما بازیگران مناسب، محدود هستند و ما با كمبود بازیگر در برخی سنین مواجهیم.»«حامد بهداد»، دانش آموخته رشته بازیگری كه هم در سینما و هم در تلویزیون بازی كرده و تئاتر را با اجرای موسیقی تجربه كرده است، مشكل را اساسی تر از این حرف ها می داند و اصرار دارد كه دست كارگردانان برای انتخاب بازیگر مناسب خالی است: «الان دست بسیاری از كارگردانان برای انتخاب خالی است. كسانی وارد عرصه بازیگری شده اند كه چیز زیادی ندارند و توانا نیستند. بنابراین همان یك فیلمی را هم كه بازی می كنند از سرشان زیاد است و خود به خود از گروه بازیگران حذف می شوند.»

بهداد یكی دیگر از مشكلات انتخاب بازیگر در ایران را بدسلیقگی و انتخاب های نادرست می داند: «همه سینمایمان بدسلیقه شده است، از كوچك و بزرگ، هیچ كس و هیچ چیز سرجای خود نیست، معیارهای انتخاب اشتباه است و بازیگرهای بسیاری را با بی سلیقگی جذب می كنیم و بی سلیقه كنار هم می چینیم. چیدمان مان بی سلیقه است و از بزرگ و كوچك هیچ كس جای خودش نیست.»

البته هیچ معیار مشخص و ثابتی، برای انتخاب بازیگر در سینمای ما وجود ندارد. برخی به عنصر غافل گیری تماشاگر در انتخاب بازیگر اعتقاد دارند، چنان كه «مانی حقیقی» در جواب انتقادهایی كه به انتخاب «ترانه علیدوستی» در فیلم «كنعان» شد، چنین پاسخ می دهد: «من از عنصر غافل گیری استفاده كردم. از بازیگرانی استفاده كردم كه به نظر همه، بهترین گزینه ها برای این نقش ها نیستند و این غافل گیری موجب جذابیت است.» به نظر او انتخاب بازیگر در شرایط فعلی روند خوبی را طی می كند و مشكلی ندارد: «مشکل خاصی وجود ندارد، حداقل برای من پیش نیامده است. البته همه چیز به نقشی بستگی دارد که کارگردان نیاز دارد. بعضی نقش ها با وجود اقتضای سنی نقش، به افرادی خاص در رده های سنی مشخص می خورد. همین باعث می شود انتخاب های ما محدود باشد.» فكر كردن به كسی كه قرار است نقش را ایفا كند البته هنگام نوشتن فیلم نامه، مهم ترین موضوعی است که برای مانی حقیقی اهمیت دارد: «نکته اصلی که درباره انتخاب نقش برایم مهم است، واکنش بازیگر هنگام قبول نقش است. این که چقدر نسبت به بازی در فیلم علاقه نشان می دهد و چه حرف هایی رد و بدل می شود.»

«مانی حقیقی» درباره این که چقدر دستش در انتخاب بازیگر باز است، این طور می گوید: «به فیلم بستگی دارد، اگر خودم فیلم را بسازم و فیلم ساختار ارزان تری داشته باشد، خودم تصمیم گیرنده هستم. همان طور که دو فیلم اولم را ساختم و از بازیگران ناشناس استفاده کردم. اما اگر ابعاد حرفه ای تر شود و تهیه کننده باتجربه تری کار را بپذیرد و بحث فروش مطرح شود، این تصمیم گیری محدودتر خواهد شد.»«محمدعلی طالبی» که بیشتر در حوزه کودک و نوجوان فیلم می سازد، محدودیت را اولین مشکل در انتخاب بازیگر می داند: «وقتی یک ستاره را به عنوان نقش اول فیلم در نظر می گیرید، تعداد دختران بازیگری که از پس نقش بربیایند، خیلی کم است. تکثر بازیگر وجود ندارد و تنها دو یا سه نفر هستند که می توانند فیلم بازی کنند و خیلی باید خوش شانس باشی تا زمانی که از آن ها برای بازی در فیلم دعوت می کنی، مشغول بازی در پروژه دیگری نباشند.»

«محمدعلی طالبی»، در انتخاب نقش هایش بیشتر از افراد ناشناس استفاده می کند و به گفته خودش از این قضیه حسابی سود جسته است: «افرادی که برای بازیگری انتخاب می کنم، اغلب افرادی هستند که خیلی جلوی دوربین نقش بازی نمی کنند و به قولی خودشان هستند. به این شیوه انتخاب بازیگری علاقه مندم و در آینده هم همین طور پی گیری می کنم. در مواجهه با این قشر، از پیچیدگی ها و محدودیت هایی که با ستاره ها داری، خلاص می شوی.»

اما این شیوه بین تهیه کنندگان و مردم جا نیفتاده است و تهیه کننده ها در درجه اول به بازگشت سرمایه ای فکر می کنند که برای ساخت فیلم صرف کرده اند:  «استفاده از ستاره ها فروش فیلم را تضمین می کند، اما از طرفی هم این تضاد با من کارگردان پیش می آید که دوست دارم در قصه ای که نوشتم، فردی که خودش در همان محیط است، ایفای نقش کند. اما خب مخاطبان و تهیه کنندگان هم علاقه مند هستند در فیلم چند ستاره وجود داشته باشد تا به نحوی فروش فیلم را تضمین کند.»

اخلاق حرفه ای، پول، روابط پشت صحنه و...
 چه كسی می تواند منكر روابط در هر شغلی شود؟! به طور قطع هیچ كس. اما گاه روابط جای ضوابط را می گیرد، مسئله پول مطرح می شود، چهره بازیگری بیشتر به دل می نشیند و همه عوامل دست به دست می دهد تا یك بازیگر انتخاب شود یا نشود. «رضا سخایی» كه مانند دستیاران كارگردان خیلی اوقات امر خطیر انتخاب بازیگر را برعهده می گیرد، این معیارها را هم قبول دارد و هم ندارد. او اصل را اخلاق حرفه ای می داند: «برای من به عنوان دستیار، اخلاق حرفه ای بازیگر، شرط اصلی است. به طور قطع من یا هر آدم دیگری برای انتخاب بازیگر اول سراغ آشنایان خود می رویم، اما نباید به دلیل رابطه توانایی و اخلاق حرفه ای بازیگر دیگری را نادیده گرفت. خیلی از بازیگران هم توانا هستند اما از آنجا كه روحیه جمعی ندارند، هیچ كس حاضر نیست آنها را به پروژه ای معرفی كند.» «حمید نعمت ا...» هم كه در دو فیلمش «بوتیک» و «بی پولی»، با ستاره ها و بازیگرهای مطرح همكاری كرد، اخلاق حرفه ای را عنصری تاثیرگذار می داند: «اخلاق حرفه ای یك بازیگر بی گمان در انتخاب او تاثیر جدی دارد. اما این فقط در مورد بازیگرها نیست همه عوامل باید حرفه ای باشند چون اخلاق اعضای گروه همه چیز را تحت الشعاع خود قرار می دهد.» البته او پای تهیه كننده را هم به میان می كشد: «تهیه كننده نیز در انتخاب بازیگر نقش كلیدی دارد، چون هر تهیه كننده ای حق دارد نگران بازگشت سرمایه اش باشد چون بازیگر تاثیر مستقیمی در فروش یك فیلم دارد.» «افشین هاشمی»، بازیگر و كارگردان تئاتر كه در سینما هم بازی می كند و جایزه بازیگری هم گرفته است و دستیار كارگردان هم هست، چهره بازیگر را مهم می داند، نه كافی: «به هر حال چهره بازیگر مهم است و مخاطب این را می خواهد او ترجیح می دهد بازیگر زیبا باشد اما باید فرهنگ انتخاب بازیگر را در سینمای مان عوض كنیم، چون چهره به تنهایی برای انتخاب یك بازیگر كافی نیست .»این اظهارنظر «هاشمی» درست در تضاد با نظر «مهرشاد كارخانی»، عكاس و كارگردان سینماست: «بازیگر باید فتوژنیك باشد و تماشاگر بتواند او را، دو ساعت تحمل كند.» به جز چهره، قرارداد یك بازیگر و این كه چقدر در قبال قرارداد از خود انعطاف نشان می دهد، برای تهیه كنندگان بسیار مهم است. علی معلم هم قرارداد را مسئله مهمی می داند: «مسئله قرارداد بازیگر ویژگی مهمی است، این كه بازیگر چقدر از نظر مالی امكان همكاری را فراهم كند، نكته ای است كه همه تهیه كنندگان در نظر می گیرند.» اما جدا از مسئله قرارداد و انعطاف بازیگران، ماجرای پول و دستمزد هم نكته ای است كه «حامد بهداد» به آن اشاره می كند: «گاهی در سینمای ما بازیگر پول می دهد یا با رابطه وارد سینما می شود، آن هم بازیگری كه به نظر من حتی نمی توان گفت لااقل چهره اش مناسب است. تنها پول و رابطه است كه به آن ها اجازه می دهد وارد سینما شوند و بازی كنند. »«بیژن میرباقری» هم كه آخرین ساخته اش «دوزخ، برزخ، بهشت» در نوبت اکران عمومی است، برای اثر هنری سه اصل قائل است كه بی ارتباط با بازیگری نیست: «اثر سینمایی یعنی متن، اجرا و اقتصاد. در نتیجه هر اثر هنری باید حیطه كارگردان، بازیگر و تهیه كننده را در نظر بگیرد. یك بازیگر آشنا با مخاطب نوعی از ارتباط و یك نابازیگر ارتباط دیگری را با مخاطب برقرار می كند.»

حرف آخر: آژانس بازیگرگزینی آری یا نه
 آخرین پرسش به بودن یا نبودن چنین تخصصی -بازیگرگزینی یا انتخاب بازیگر- در سینمای ایران برمی گردد. این كه در سینمایی كه استانداردها، الگوها و حتی ابعاد آن، با نمونه های جهانی متفاوت است و شرایط و قواعد خودش را دارد، بالاخره وجود فردی با عنوان انتخاب بازیگر، بازیگرگزین، یا آژانسی برای انتخاب بازیگر معنایی دارد یا نه؟ چنین حرفه ای كمك كننده و پیش برنده است یا امری زائد و اضافه تلقی می شود؟ شاید حتی به نظر بعضی ها خیلی هم تجملی (لوكس) بیاید. «حبیب رضایی» كه به جز بازیگری، ماجرای بازیگردانی و انتخاب بازیگر هم برایش بسیار جدی است و تا به حال بازیگران جوان خوش آتیه و بااستعدادی را هم به سینما معرفی كرده، در جایی گفته است که انتخاب بازیگر برایش دردسرها و حرف و حدیث هایی درپی داشته است كه دیگر می ترسد به سمت آن برود. به هر حال این ماجرا در سینما موافقان و مخالفانی دارد. «رضا درستكار» از جمله موافقان این موضوع است: «بازیگرگزینی و اصولا سینما پدیده ای وارداتی است. اگر از آن الگوهای امتحان پس داده بتوانیم به درستی استفاده كنیم، شاید جواب دهد. در واقع مشكل سینمای ایران همین كنار هم چینی های اشتباه است، به طوری كه مثلا در یك فیلم ما یك خانواده را می بینیم اما حداقل شباهت های ظاهری بین آن ها رعایت نشده است. در سینمای ما فقط مهم این است كه روایت جلو رود اما موارد فنی نادیده گرفته می شود و جزئیات چندان مورد توجه قرار نمی گیرد. از سوی دیگر چرخه تولید و ورود نیرو به سینما هم متناسب نیست. برای همین است كه ما بعد از هدیه تهرانی سوپراستار نداشتیم و دستمان بسته است. به آژانس های انتخاب بازیگر نیاز داریم تا بازیگر تربیت كنیم. به نظرم وجود چنین شركت هایی می تواند، به سیستم تربیت بازیگر و انتخاب درست بازیگران كمك كند. به هرحال بودنش بهتر از نبودنش است.» گویا «نیما شاهرخ شاهی» كه با «پارك وی» به سینما آمد و او را در «دایره زنگی» هم دیدیم، به بحث انتخاب بازیگر خیلی اهمیت می دهد: «مهم ترین قضیه در سینما انتخاب بازیگر یك فیلم است. مسئول انتخاب بازیگر باید با ظاهر، رفتار، بازی و همه خصوصیات یك بازیگر آشنا باشد و علاوه بر آن رابطه خوبی با بازیگران داشته باشد تا بتواند سر هر پروژه ای كه می رود، بازیگرانی را كه خوب می شناسد با خود ببرد و بازیگران هم به او اعتماد كنند.» «بیژن میرباقری» هم بحث فضا را پیش می كشد و سینمایی كه صنعت نیست: «ما درباره یك صنعت حرف می زنیم؛ اما در سینمای ما صنعت وجود ندارد و این جور چیزها در آن صدق نمی كند. ما از كمپانی ها و آدم هایی حرف می زنیم كه كارشان اطلاع رسانی درباره بازیگرانی است كه كارگردان، آن ها را نمی شناسد ولی ما در سینمای خودمان این الگوها را نمی شناسیم. چون ما درباره هزاران بازیگر در سینمایمان حرف می زنیم. وقتی در فیلم های ما تعداد بازیگران از هشت نفر تجاوز نمی كند، چطور می توانیم این انتخاب ساده را به یك آژانس انتخاب بازیگر بسپاریم؟»

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه هفدهم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 خاک آشنا"؛ خروج از جشنواره فیلم فجر و درخشش در جشن خانه سینما
فیلم سینمایی "خاک آشنا" ساخته بهمن فرمان‌آرا در حالی پس از دو سال رنگ پرده را به خود دید که کارگردان آن معتقد است برخی اصلاحیه‌ها فیلم را به عکسی بدون چشم تبدیل کرده است.

 "خاک آشنا" هفتمین فیلم فیلمساز 68 ساله اصفهانی در مقام کارگردان است که از روز چهارشنبه هفتم مردادماه در گروه سینمایی آزادی اکران شده و در چهار روز اول نمایش 14.5 میلیون تومان فروخته است. رضا کیانیان، بابک حمیدیان، مریم بوبانی، بیتا فرهی و رویا نونهالی بازیگران اصلی فیلم هستند.

کارنامه فیلمساز:

بهمن فرمان‌آرا متولد 1320 اصفهان، دانش‌آموخته مدرسه هنرهای نمایشی لندن و کارگردانی سینما از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی است. او فعالیت در سینما را سال 1350 با کارگردانی فیلم‌های مستند و کوتاه آغاز کرد. "خانه قمرخانم" نخستین فیلم بلند فرمان‌آرا در مقام کارگردان است که سال 1351 با بازی پروین ملکوتی و علی‌اکبر آقاجانی تولید شد.

او در 33 سالگی روی صندلی کارگردانی "شازده احتجاب" نشست که فیلمنامه آن را از رمان هوشنگ گلشیری اقتباس کرده و با همکاری وی آن را نوشته بود. فرمان‌آرا در این فیلم داستان زوال خاندان قاجار را به تصویر می‌کشد و ماجرای شازده احتجاب آخرین بازمانده قاجارها را روایت می‌کند که در نهایت خبر مرگ خود را از پیشکارش می‌شنود.

"شازده احتجاب" در سومین جشنواره بین‌المللی فیلم تهران جایزه بهترین فیلم را گرفت و جمشید مشایخی، فخری خوروش، نوری کسرایی، ولی شیراندامی، حسین کسبیان، فیروز بهجت‌محمدی، پروین سلیمانی و... در این فیلم فرمان‌آرا ایفای نقش کردند. "سایه‌های بلند باد" سال 1357 با بازی فرامرز قریبیان تولید و سعید نیکپور تولید شد و در جشنواره کن هم شرکت کرد.

 

اما احتمالا خود کارگردان هم نمی‌توانست پیش‌بینی کند که برای ساختن فیلم بعدی خود باید بیش از دو دهه صبر کند. فرمان‌آرا که با پیروزی انقلاب مدتی را خارج از ایران سپری کرده و ترجیح داده بود در آمریکا و کانادا فیلم نسازد، به ایران بازگشت و سال 1378 "بوی کافور، عطر یاس" را کلید زد.

فیلم همان سال در هجدهمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و در 10 رشته نامزد دریافت سیمرغ بلورین شد. ضمن اینکه توانست در هفت رشته از جمله بهترین فیلم، کارگردان، بازیگر مکمل زن، فیلمبرداری و موسیقی متن سیمرغ بلورین را از آن خود کند. "بوی کافور، عطر یاس" در چهارمین جشن خانه سینما هم درخشید و دو تندیس گرفت.

چهارمین فیلم فرمان‌آرا از جشنواره‌های برلینة استانبول و مونترال به ترتیب جایزه نتپک، جایزه فیپرشی و جایزه بزرگ هیئت داوران را برد. "بوی کافور، عطر یاس" داستان فیلمسازی است که به تازگی به ایران بازگشته و قصد دارد به سفارش تلویزیون ژاپن مستندی درباره آداب و رسوم پس از مرگ ایرانیان بسازد.

فرمان‌آرا دو سال بعد "خانه‌ای روی آب" را ساخت که در بیستمین جشنواره فیلم فجر نامزد پنج سیمرغ بلورین شد و هر پنج جایزه را در رشته‌های بهترین فیلم، بازیگر نقش اول و مکمل مرد (رضا کیانیان و عزت‌الله انتظامی)، بازیگر نقش مکمل زن (بهناز جعفری) و بهترین طراحی صحنه را برد. برخی ارجاعات سیاسی از نکات حاشیه‌ای "خانه‌ای روی آب" بود.

"یک بوس کوچولو" ششمین فیلم فرمان‌آرا است که سال 1384 ساخته شد و مهمترین حاشیه آن این بود که پائیز پارسال اعلام شد در مراحل تولید این فیلم داربست‌های مربوط به مرمت مقبره کورش باز و به بخشی از آن آسیب وارد شده است. گرچه در نهایت مشخص نشد ماجرا از چه قرار است و آیا فرمان‌آرا و گروه تولید او مقصر بوده‌اند یا نه.

درباره فیلم:

"خاک آشنا" محصول 1386 و داستان هنرمندی (رضا کیانیان) است که در گریز از هیاهو به روستایی در کردستان پناه برده و مشغول خلق آثار هنری است. ورود خواهرزاده جوان او به روستا در کنار وقایعی که آنجا رخ می‌دهد، باعث تغییری شگرف در زندگی مرد می‌شود و او را وامی‌دارد در شیوه زندگی خود بازنگری کند.

بابک حمیدیان، مریم بوبانی، بیتا فرهی، رویا نونهالی، نیکو خردمند، هدایت هاشمی، رعنا آزادی‌ور، فرزین صابونی و... از دیگر بازیگران "خاک آشنا" هستند که با وقفه‌ای دو ساله روی پرده سینماهای تهران رفته و فروش روزهای اول آن نشان می‌دهد مخاطبان چندان از تازه‌ترین فیلم فرمان‌آرا استقبال نکرده‌اند.

"خاک آشنا" همان سال به دلایلی از حضور و نمایش در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر بازماند، اما سال 1387 در دوره دوازدهم جشن بزرگ سینمای ایران ـ آن هم بدون داشتن پروانه نمایش عمومی ـ شرکت کرد و در 12 رشته نامزد دریافت تندیس خانه سینما شد. در واقع داوران جشن بی‌مهری جشنواره فجر را با این تعداد نامزدی جبران کردند.

هفتمین فیلم فرمان‌آرا در پنج رشته ـ از جمله بهترین کارگردانی ـ تندیس خانه سینما را برد و پس از یکسال کش و قوس سرانجام رنگ پرده را به خود دید. این فیلم دی‌ماه پارسال پروانه نمایش گرفت و پخش آن به هدایت فیلم سپرده شد. مصطفی شایسته هم همان زمان گفت: در حال بررسی شرایط و زمان مناسب اکران فیلم هستیم.

حاشیه‌ها و نقل قول‌ها:

نام "خاک آشنا" در میان فیلم‌های بخش مسابقه جشنواره بیست و ششم فیلم فجر بود، اما به گفته فرمان‌آرا مسئولا‌ن شرط حضور فیلم را در جشنواره حذف صحنه‌ای از فیلم قرار دادند که از نظر او رکن فیلم بود؛ صحنه‌ای که نامدار پس از شنیدن خبر مرگ دوستش بر پله‌ها می‌نشیند و از ته دل گریه می‌کند.

فرمان‌آرا همان زمان تایید کرد به خاطر نپذیرفتن این شرط "خاک آشنا" از جشنواره حذف شده است: فیلم از چند هفته‌ گذشته آماده‌ نمایش بود و نظر به اینکه در حذف یک سکانس به توافق نرسیدیم، اجازه‌ شرکت در جشنواره داده نشد ... تماس گرفتند که یک سکانس اساسی از فیلم خود را دربیاورم تا در جشنواره اجازه‌ نمایش بگیرد. اما ترجیح دادم این کار را نکنم.

حاشیه‌های فیلم به همین جا و جا ماندن از قافله فیلم فجر ختم نشد و کمتر از 9 ماه بعد در دوازدهمین جشن خانه سینما حضور "خاک آشنا" در میان فیلم‌های حاضر در جشن شائبه‌ساز شد. معمول جشن خانه سینما این است که فیلم‌های دارای پروانه نمایش، حاضر در جشنواره و اکران‌شده در جشن داوری می‌شوند، اما فیلم فرمان‌آرا بدون این موارد داوری شد و جایزه هم برد.

امین تارخ دبیر جشن دوازدهم همان زمان به مهر گفت: آثاری که برای رقابت در جشن برای داوران به نمایش درآمده‌اند مشکل قانونی ندارند. تاکید می‌کنم تنها فیلم‌هایی در جشن شرکت می‌کنند که پروانه نمایش دارند یا در یک جشنواره معتبر داخلی حضور داشته‌اند. جشن خانه سینما صنفی است و ما ترجیح می‌دهیم وارد مناسبات غیر صنفی نشویم.

 

در مقطعی دیگر گفته شد محمدمهدی عسگرپور مدیر عامل خانه سینما مجوز نمایش این فیلم‌ها را برای هیئت داروان جشن خانه سینما گرفته و داوران به آنها رای نخواهند داد. اما اعلام فهرست نهایی نامزدهای جشن خانه سینما نشان داد علاوه بر نمایش "خاک آشنا"، "کتاب قانون" و "صد سال به این سال‌ها"، این فیلم‌ها مورد قضاوت قرار گرفته و نامزد نیز شده‌اند.

محمود اربابی، مدیر کل نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی وزارت ارشاد، هم در واکنش به این اقدام خانه سینما به مهر گفت: قانون جشن خانه سینما برخلاف آن چیزی است که در حال حاضر اتفاق افتاده است، از همین رو برگزارکنندگان جشن خود باید پاسخ دهند که چرا چنین کرده‌اند.

در هر حال، "خاک آشنا" اواخر شهریورماه 1387 در جشن دوازدهم خانه سینما خوش درخشید و چند ماه بعد ـ زمستان 87 ـ از اداره کل نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی وزارت ارشاد پروانه نمایش گرفت تا گفته یکی از مدیران خانه سینما به حقیقت بپیوندد که گفته بود: این فیلم‌ها در آستانه گرفتن پروانه نمایش هستند!

فرمان‌آرا در تازه‌ترین اظهار نظر خود به مناسبت اکران "خاک آشنا" گفته است: گرچه در فیلم مسایلی درباره ارتباط نسل جوان و قدیمی جامعه هنوز وجود دارد. اما با برخی حذفیات فیلم مانند عکسی شده که چشم‌هایش را درآورده‌اند. هویت شخصیت‌های فیلم به نوعی گم شده، اما من امیدوارم مردم و تماشاگران خود این موارد را در ذهنشان جایگزین کنند.

پیشنهاد:

"خاک آشنا" همزمان با فیلم‌های "دلخون"، "کیش و مات" و "پستچی سه بار در نمی‌زند" به نمایش عمومی درآمده و پیش‌بینی می‌شود در رقابت برای فتح گیشه قافیه را به رقبای خود واگذار کند. جمعه گذشته فیلم فرمان‌آرا در حالی به فروش 6.5 میلیون تومانی رسید که "کیش و مات" جمشید حیدری همان روز 16 میلیون تومان فروخت.

اگر دنبال فیلمی می‌گردید که پر از ستاره چشمنواز باشد و داستانش را هم بتوان تا حدودی از همان صحنه‌های ابتدایی حدس زد، "خاک آشنا" آن نیست که شما دنبالش هستید. نه کیانیان و نونهالی و حمیدیان ستاره پولسازند نه فرمان‌آرا فیلمسازی که از عناصر تماشاگرپسند استفاده کند. "خاک آشنا" فضایی شبیه دیگر آثار فرمان‌آرا دارد و تماشای آن تا پایان حوصله می‌خواهد.


|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 محمدرضا فروتن و جایی نزدیک زمین
 
 

محمدرضا فروتن نقش اصلی فیلم سینمایی «جایی نزدیک زمین» به کارگردانی مهدی رحمانی و تهیه کنندگی محمدعلی نجفی را بازی می کند.کارگردان «جایی نزدیک زمین» گفت: فیلم داستان پسربچه ای است که پدرش را از دست داده و در روستایی زندگی می کند. او مجبور است همراه مردی که قرار است ناپدری اش شود، به تهران سفر کند. در این سفر آن ها با اتفاق های مختلف روبه رو می شوند. برای نقش ناپدری فروتن انتخابی مناسب بود. او بازیگری است که نقش های متنوع و متفاوتی بازی کرده است و قابلیت  ایفای این نقش را دارد. رحمانی افزود: فروتن هم در نقش جوان عاصی و معترض دوست داشتنی است، هم در نقش های شهری و شیک جذاب است. در چند سال اخیر سیمایی تازه از این بازیگر دیده ایم که در نقش های خاص هم حضوری قابل قبول داشته است. اطمینان دارم فروتن در نقش مرد روستایی در «جایی نزدیک زمین» بازی ماندگاری از خود ارائه می دهد.این فیلم ساز ادامه داد: گزینه هایی برای نقش های دیگر داریم، اما منتظریم تا با قطعی شدن بازیگر نقش اصلی، بازیگرهای دیگر انتخاب شوند. بازیگران حرفه ای نقش های کوتاه و فیلم دارند. برای نقش پسربچه هم به انتخاب رسیده ایم و به زودی تمرین ها و دورخوانی با بازیگران شروع می شود. فیلم سینمایی «جایی نزدیک زمین» آخر خردادماه در کاشان کلید خورد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه دهم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 دانیال عبادی: برای بازیگر شدن پول ندادم
 

بازیگر امشب شب مهتابه گفت: من دغدغه بازیگری نداشتم و اتفاقی وارد سینما شدم اما برای بازی پول خرج نکردم.عبادی عنوان کرد: به بازی در نقش های پرهیجان فکر کرده ام، اما نمی دانم بتوانم داد بزنم یا نه؟ وی افزود: در ۳فیلمی که حضور داشتم، همه شخصیت هایی که بازی کردم احساسی بودند. دوست دارم موقعیتی فراهم شود تا حتی نقش منفی ایفا کنم و نشان دهم که استعداد این نوع بازی را دارم. شخصیت هایی که در فیلم های «غیرمنتظره»، «امشب شب مهتابه» و «آن سوی پرچین» بازی کردم شبیه به یکدیگر بود. من دوست دارم تجربه های دیگری را در عرصه بازیگری به دست آورم و به دنبال آن هستم.بازیگر «غیرمنتظره» در پاسخ به این پرسش که آیا شما از آن دسته از بازیگرانی بودید که با صرف هزینه وارد سینما شدید، گفت: من با پول خرج کردن وارد سینما نشدم. در ابتدا دغدغه بازیگری نداشتم. همه در برهه ای می خواهند مشهور شوند اما من در این مقطع سنی درگیر درس بودم. ماجرای بازیگر شدن من از این قرار است که روزی با دوستم «شهاب حسینی» برای بازدید از کلاس های فیلم نامه نویسی کریمی به حوزه هنری رفتیم آنجا بود که وی از من تست گرفت و این گونه شرایط حضور من در اولین اثر سینمایی فراهم شد.بازیگر نقش یحیی در «امشب شب مهتابه» در ادامه با اشاره به حضور بازیگران جوان در سینمای ایران عنوان کرد: تعداد بازیگران معروفی که در دهه ۶۰و۷۰ در سینمای ایران حضور داشتند، محدود بود از این رو بیشتر فیلم های سینمایی بر دوش آن ها می چرخید و این از لحاظ موقعیتی و مالی به این بازیگران کمک می کرد. از دهه ۸۰ با حضور بازیگران جوان در سینما این رویه متفاوت شد. حضور جوانان در سینمای ایران،عرصه رقابتی بین بازیگران را تنگ تر کرده و دیگر بازیگری انحصار تعدادی خاص نیست. تعدد بازیگران جوان که خود من نیز یکی از آن ها هستم، سبب می شود بازار رقابت داغ تر شود. عبادی در ادامه خاطرنشان کرد: من بازی در همه گونه ها را دوست دارم اما از جایی که ورزش رزمی کار می کنم همیشه دوست داشتم در فیلمی رزمی به ایفای نقش بپردازم. از بازی در نقش های طنز نیز استقبال می کنم اما به شرطی که حرفی برای گفتن داشته باشد و صرفا برای خنداندن مردم ساخته نشود.این بازیگر سینما یادآور شد: هم اکنون در حال بررسی چند پیشنهاد هستم که بعد از پایان امتحانات، به یکی از آن ها پاسخ خواهم داد. به گفته محمدهادی کریمی، کارگردان فیلم «امشب شب مهتابه» عبادی یکی از بازیگران احتمالی اثر سینمایی او به نام «مستاجر طبقه وسط» است که پیش تولید آن، از اوایل پاییز آغاز می شود.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه دهم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 ابراهیم حاتمی کیا: منو از دلشورگی در بیارین
 

 ابراهیم حاتمی کیا در یادداشتی آورده است: این ایام بعضی شوخی و جدی ازم آدرس  حاج کاظم و سلحشور و اصغر و سلمان و عباس رو می گیرن. عزیزم من هم مثل شما گاهی وقتا اونارو می بینم. از شما چه پنهون یه وقتایی فهمیدم که شونه به شونه هم وایستادیم، ولی ساکت. بیایید گیوه های مکاشفه رو وربکشیم و بریم تعقیب شون. ببینیم کجا می رن. با کی نشست و برخاست دارن. حرف دل شون چیه. حال و روزشون چطوره. نکنه دارن «آژانس شیشه ای۲» رو می سازن و ما بی خبر نشستیم. ممنون تون می شم منو از دلشورگی در بیارین

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه دهم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 ترافیک بازیگران در خیابان تلویزیون
 
احمد صبریان

در سال های اخیر بنا به دلایل مختلف، بسیاری از بازیگران سینما مسافر دیار تلویزیون شده اند. آن ها که با نقش آفرینی های درخشان، توجه تماشاگران و منتقدان را به خود جلب می کردند، این روزها از این شبکه به آن شبکه سیما می روند. از بازیگران پیشکسوت گرفته تا نسل میانی سینما و بازیگران جوانی که هنوز، تازه طعم بازتاب تصویرشان بر پرده سینما را چشیده اند.

شاید یکی از دلایل اصلی این رویکرد، مخاطبان انبوه و میلیونی تلویزیون است. بینندگانی که راحت تر از تماشاگران سینما، بازیگران را نقد و بررسی می کنند و سخت گیری چندانی، در این ارزیابی از خود نشان نمی دهند، شاید هم دشواری های کار در سینما، اکران دیرهنگام آثار سینمایی و رکود تولید در سینمای ایران، برخی از بازیگران سینما را، به این صرافت انداخته است که با حضور و بازی در فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی، از دوران طولانی مدت بیکاری خود بکاهند. اگرچه برخی از بازیگران تلویزیون نقش آفرینانی هستند که هم در سینما سرشان شلوغ است و هم مدام، پیشنهادی تلویزیونی دارند. اما به هر حال در سال های اخیر بیشتر بازیگران سینما، ترجیح داده اند تلویزیون را کانون اصلی فعالیت های خود قرار دهند. اگرچه این روند به سود قاب شیشه ای است، اما هرگز نمی تواند جای خالی پرده سینما را برای این بازیگران پر کند بازیگرانی که در جذب مخاطب بیشتر و افزایش بینندگان تلویزیون تاثیر بسزایی دارند. اما شرایط تلویزیون هم اکنون به گونه ای شده است که به سبب تراکم تولید و کمبود زمان پخش، بسیاری از تولیدات این رسانه هم، باید در نوبت پخش باشد. نگاهی به فعالیت برخی از این بازیگران در تلویزیون خالی از لطف نیست.

کوروش تهامی مسافر یک قطار خاطره انگیز
 
ر فیلم به نمایش درنیامده و بلاتکلیف «به رنگ ارغوان» ابراهیم حاتمی کیا، بر پرده سینما ببینند، این روزها مشغول بازی در مجموعه تلویزیونی «خسته دلان» به کارگردانی «سیروس الوند» است. وی که پیش از این در فیلم هایی چون «این زن حرف نمی زند»، «شبانه» و «از دوردست» بازی کرده، در مجموعه تلویزیونی چون «زیرتیغ» محمدرضا هنرمند نیز ایفای نقش داشته است.وی درباره این سریال به خراسان می گوید: «خسته دلان» روایت مسافران قطاری است که هر یک با سرنوشتی که دارند، بخشی از داستان این مجموعه را در طول مسافرت رقم می زنند.در این سریال در کنار بازیگران مشهوری چون داوود رشیدی، مسعود رایگان، آناهیتا نعمتی، حسین یاری، علی نصیریان، پردیس افکاری، سعید پیردوست و ابراهیم آبادی ایفای نقش می کنم. سیروس الوند کارگردان فیلم هایی چون «یک بار برای همیشه»، «مزاحم»، «برگ برنده»، «تله»، «دست های آلوده» و «رستگاری در هشت و بیست دقیقه» است. کوروش تهامی فیلم های «نسل جادویی»، «آن مرد می آید» و «شبانه» را آماده نمایش دارد.

الهام حمیدی و بازتاب تصویری زندگی یک خلبان مبارز
 
 الهام حمیدی نامش با فیلم سینمایی «خیلی دور خیلی نزدیک» سیدرضا میرکریمی، در محافل و جشنواره های سینمایی بر سر زبان ها افتاد. وی پس از آن نیز در فیلم هایی چون «دلداده»، «محیا» ، «سرگیجه»، «شهر آشوب»، «بچه های ابدی» و سریال «یوسف پیامبر» بازی کرد. وی در گفت وگو با خراسان اظهار می دارد: این روزها به شدت درگیر بازی در مجموعه تلویزیونی «شوق پرواز»، به کارگردانی «یدا... صمدی» هستم. سریالی که به دلیل مشکلات متعدد از سال ۷۰ متوقف شده بود، اما با ۸ بار بازخوانی فیلم نامه در ۳ سال گذشته، سرانجام جلوی دوربین رفت. «شوق پرواز» روایت گر زندگی سرلشکر خلبان «عباس بابایی» است که هنگام بازگشت از یک ماموریت هوایی، به شهادت رسید. وی می افزاید: «در این سریال ۱۳ قسمتی با بازیگران صاحب نام دیگری چون شهاب حسینی، افسانه بایگان، ستاره اسکندری، مهران رجبی، حسن جوهرچی، سعید نیک پور و بهمن زرین پور هم بازی هستم.» یدا... صمدی ساخت فیلم هایی چون «اتوبوس»، «معجزه خنده»، «سارای»، «ساوالان» و «شهر آشوب» را در کارنامه کارگردانی خود دارد. الهام حمیدی فیلم «ملک سلیمان» شهریار بحرانی را، در نوبت نمایش دارد.

فریبا کوثری با «دلنوازان» می آید
 
 فریبا کوثری که تماشاگران سینما بازی های تاثیرگذارش را در فیلم های سینمایی «دندان مار» مسعود کیمیایی و «خسوف» زنده یاد رسول ملاقلی پور به خاطر دارند، بازی در سریال تلویزیونی «بانو» به کارگردانی فرید سجادی حسینی را به پایان رساند. وی درباره این مجموعه تلویزیونی می گوید: «این سریال که برای پخش از شبکه سوم سیما آماده شده است داستان زنی را روایت می کند که پس از سال ها به شهری برمی گردد که مردمانش تصوری نادرست از او در ذهن دارند اما وی می خواهد این تصور اشتباه را از ذهن آنان پاک کند.»فریبا کوثری که بهار امسال با فیلم «سوپراستار» تهمینه میلانی، میهمان سالن های سینما بود، در مجموعه های تلویزیونی «معصومیت از دست رفته» داوود میرباقری و «بی صدا فریاد کن» مهدی فخیم زاده بازی کرده است. وی اظهار می دارد: در سریال «بانو» بازیگران دیگری چون داریوش ارجمند، سیاوش تهمورث، ساره بیات، کاوه خداشناس، زهرا سعیدی و مینا جعفرزاده نیز حضور دارند.

هم چنین مجموعه تلویزیونی «دلنوازان» به کارگردانی «حسین سهیلی زاده» را، آماده نمایش دارم. این سریال قرار است هر شب از شبکه سوم سیما، پخش شود. سیاوش خیرآبی، شاهرخ استخری، زهره فکورصبور و پرویز فلاحی پور، از جمله بازیگران «دلنوازان» هستند.

مهدی هاشمی از قصه ها و واقعیت ها می گوید
 
 مهدی هاشمی پس از پایان پخش سریال «اشک ها و لبخندها»، به کارگردانی «حسن فتحی» بیکار ننشست. اگرچه این سال ها کمتر در عرصه سینما به نقش آفرینی پرداخته است، اما پیشنهادهای خوب تلویزیونی را، رد نمی کند. وی به تازگی بازی در فیلم تلویزیونی «قصه ها و واقعیت ها» به کارگردانی «حجت قاسم زاده اصل» را به پایان رساند. وی در این باره می گوید: «این فیلم درباره آدم هایی است که قرار است نیم ساعت دیگر بمیرند اما خودشان، از مرگشان اطلاعی ندارند.» مهدی هاشمی که بازی های خوبش در فیلم های سینمایی «همسر»، «معجزه خنده»، «دو فیلم با یک بلیت» و «زرد قناری» در خاطر مانده، در سریال هایی چون «هزاران چشم»، «روزگار قریب» کیانوش عیاری و «افسانه سلطان و شبان» نیز بازی کرده است. هاشمی اضافه می کند: امین زندگانی، مجید مشیری، آتنه فقیه نصیری، امیرحسین مدرس، شبنم معززی و علی صالحی، از دیگر بازیگران فیلم تلویزیونی «قصه ها و واقعیت ها» هستند. به زودی نیز در فیلم سینمایی «پری دریایی» به کارگردانی همسرم «گلاب آدینه» به ایفای نقش می پردازم. رویا نونهالی، شهاب حسینی و جمشید هاشم پور نیز در این فیلم حضور خواهند داشت.

بیژن امکانیان از ناگفته های جنگ می گوید
 
 بیژن امکانیان که زمانی در بیشتر فیلم های سینمایی نقش اول جوان این آثار را بازی می کرد، پس از یک دوره کم کاری دیگربار به عرصه سینما برگشته است.

فیلم های «تقاطع» ابوالحسن داوودی، «قلقلک» و «غروب شد بیا» ازجمله آثاری است که در چند سال اخیر با بازی وی بر پرده سینما آمده است. امکانیان که بازی در فیلم هایی چون «گل های داوودی»، «دبیرستان»، «سربازهای جمعه»، «نابخشوده» و... را در کارنامه دارد، می گوید: «به زودی با فیلم تلویزیونی «یکی از میان ما» به کارگردانی «حبیب بهمنی»، میهمان شبکه دوم سیما می شوم. این فیلم در قالب داستانی جذاب به بیان برخی ناگفته ها و زوایای پنهان دوران دفاع مقدس می پردازد.»وی می افزاید: بابک انصاری، امیرحسین مدرس، اسماعیل سلطانیان و علی صالحی از دیگر بازیگران این فیلم تلویزیونی هستند. به تازگی نیز بازی در فیلم سینمایی «زیر آب» به کارگردانی «سپیده فارسی» را به پایان رسانده ام. این فیلم هم اکنون مراحل فنی را پشت سر می گذارد تا برای نمایش عموم آماده شود.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه دهم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 بیضایی "جهانگشای ذیل" را آبان‌ماه به تئاتر شهر می‌برد
 
 

بهرام بیضایی نمایش "جهانگشای ذیل" را آبان‌ماه در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه می‌برد.  این مدرس، کارگردان و نمایش نامه نویس برجسته تئاتر ایران قرار است آبان و آذرماه امسال نمایش "جهانگشای ذیل" را در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر ببرد. بهرام بیضایی که بی‌شک یکی از تأثیر گذارترین هنرمندان در عرصه تئاتر است از سال 1340 کتاب هایی را درباره تئاتر در چین، ژاپن و ایران منتشر کرده که به عنوان منابعی مرجع مورد توجه بسیاری از دانشجویان و علاقه مندان به تئاتر هستند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه دهم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 بیضایی "جهانگشای ذیل" را آبان‌ماه به تئاتر شهر می‌برد
 
 

بهرام بیضایی نمایش "جهانگشای ذیل" را آبان‌ماه در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه می‌برد.  این مدرس، کارگردان و نمایش نامه نویس برجسته تئاتر ایران قرار است آبان و آذرماه امسال نمایش "جهانگشای ذیل" را در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر ببرد. بهرام بیضایی که بی‌شک یکی از تأثیر گذارترین هنرمندان در عرصه تئاتر است از سال 1340 کتاب هایی را درباره تئاتر در چین، ژاپن و ایران منتشر کرده که به عنوان منابعی مرجع مورد توجه بسیاری از دانشجویان و علاقه مندان به تئاتر هستند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه دهم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 سلحشور نسخه ایرانی «كلید اسرار» را می‌سازد
 

«فرج‌ا... سلحشور» قصد دارد مجموعه تلویزیونی با ساختارهای سریال تركیه‌‌ای «كلید اسرار» بسازد. «فرج‌ا... سلحشور» كارگردان و تهیه‌كننده مجموعه یوسف پیامبر (ع)، با اشاره به جدیدترین كارش گفت: مشغول گردآوری داستان‌های واقعی در قالب فیلم‌های كوتاه با مدت زمانی حدود 25 تا 50 دقیقه هستیم تا با حمایت خدا، توفیق ساخت آن را داشته باشیم. وی افزود: این داستان‌ها به موضوعات ارزشی، دینی و عبرت‌آموز می‌پردازد و عنایات خداوند و ائمه معصومین را به تصویر می‌كشد. سلحشور به فارس گفت: در این مجموعه تلویزیونی انسان‌ها نتیجه و حاصل اعمال خود را می‌بینند. به گفته این كارگردان سینما، هنوز نام مشخصی برای این سریال در نظر گرفته نشده و در مرحله تحقیق و گردآوری است.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه دهم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 رقابت بزرگان سینمای جهان برای شکار شیر طلایی ونیز


اسکرین دیلی- در شصت و ششمین جشنواره فیلم ونیز بسیاری از بزرگان سینمای جهان برای کسب شیر طلایی این جشنواره معتبر، با هم به رقابت خواهند پرداخت. با اعلام اسامی فیلم های مختلف بخش های گوناگون، گمانه زنی ها برای برنده اصلی شیر طلایی، از سوی منتقدان آغاز شد. امسال شش فیلم آمریکایی، چهار فیلم فرانسوی، چهار فیلم ایتالیایی، دو فیلم آلمانی و نمایندگانی از سینمای ژاپن، سریلانکا، مصر، چین، اتریش و هنگ کنگ، برای شکار شیر طلایی ونیز رقابتی فشرده خواهند داشت. در این دوره از جشنواره ونیز ۲۳ فیلم برای کسب جایزه اصلی این رخداد سینمایی، وارد میدان می شوند. «ورنر هرتزوگ»، «مایکل مور»، «فاتح آکین» «جوزپه تورناتوره»، «تام فورد» و «استیون سودربرگ»، از جمله کارگردانان صاحب نامی هستند که امسال در جشنواره ونیز، با جدیدترین آثارشان با هم به رقابت می پردازند. جشنواره فیلم ونیز ۱۱ شهریورماه با نمایش فیلم رمانتیک «باریا» ساخته «جوزپه تورناتوره» آغاز و تا ۲۱شهریور، به کار خود ادامه خواهد داد.

موزه نیویورک میزبان «تیم برتون» می شود
رویترز- برای نخستین بار «تیم برتون» کارگردان صاحب نام سینمای هالیوود، مجموعه ای شامل بیش از ۷۰۰ اثر هنری از جمله فیلم، نقاشی و طراحی های خود را، در موزه هنر مدرن نیویورک به معرض تماشا می گذارد.به گفته مدیران این موزه، در این نمایشگاه تمام فیلم های بلند، کوتاه، کارتون ها، نقاشی های دوران کودکی، عروسک ها و فیلم های دوران دانشجویی «تیم برتون»، به نمایش درمی آید. در این نمایشگاه که از آبان ماه امسال تا آوریل ۲۰۱۰ دایر خواهد بود، برخی از فیلم های به نمایش درنیامده «برتون»، نیز به روی پرده می رود.

لوکارنو با یوزپلنگ افتخاری از خالق «جن گیر» تقدیر می کند

ورایتی- جشنواره بین المللی فیلم «لوکارنو»ی سوئیس با اهدای یوزپلنگ طلایی افتخاری، از «آلفرد فریدکین»، کارگردان سرشناس آمریکایی، تقدیر می کند. وی این جایزه را به پاس یک عمر دستاورد سینمایی، دریافت خواهد کرد. «فریدکین» که ساخت فیلم مشهور «جن گیر» را، در پرونده کاری خود دارد، طی چهار دهه گذشته ۱۸ فیلم بلند را کارگردانی کرده است. وی سال ۱۹۷۲ با فیلم «ارتباط فرانسوی»، اسکار بهترین کارگردانی را کسب کرد.

تورنتو برای ۳ فیلم کارت دعوت فرستاد

هالیوود ریپورتر- مدیران جشنواره فیلم «تورنتو»، فیلم هایی از «ورنر هرتزوگ»، «برادران کوئن» و «مایکل مور» را به این رخداد سینمایی دعوت کردند. مستند «کاپیتالیسم؛ یک داستان عاشقانه»، مایکل مور، «ستوان بد» ورنر هرتزوگ و «مردم قاطع» برادران کوئن، از آثاری هستند که برای نمایش در این جشنواره، دعوت شده اند. جشنواره تورنتو ۱۹ شهریور با نمایش فیلم حماسی «چارلز داروین» آغاز به کار می کند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه دهم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 خالق فیلم بیادماندنی "بازمانده" به دیار باقی شتافت
سیف‌الله داد کارگردان فیلم سینمایی "بازمانده" پس از تحمل یک دوره بیماری در 54 سالگی دار فانی را وداع گفت.

 سیف الله داد نویسنده، کارگردان، تدوینگر و مدیر سینمایی که از 29 تیرماه در بیمارستان مهر بستری بود امروز صبح بر اثر حمله قلبی درگذشت.

داد متولد 1334 خرمشهر و فارغ‌التحصیل رشته جامعه‌شناسی از دانشگاه شیرازبود. وی در دهه 60 عضو شورای بررسی فیلمنامه و گروه فیلم شبکه یک سیما بود در سال‌های بعد در بخش فرهنگی بنیاد سینمای فارابی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول به کار بود. سیف‌الله داد در سال 74 تا 76 ریاست هیئت ‌مدیره خانه سینما را بر عهده داشت.

سیف‌الله داد به عنوان معاون امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از سالهای 1376 تا 1379 فعال بود که دوران فعالیت او در معاونت سینمایی با رضایت سینماگران همراه بود. داد در دهه 60 فیلم پرفروش "کانی‌ مانگا" را کارگردانی کرد و در دهه 70 فیلم "بازمانده" را ساخت.

قرار بود او اپیزود "تهران از ماورا" را در فیلم سینمایی "تهران در جستجوی زیبایی" را کارگردانی کند. با درگذشت این فیلمساز سومین تجربه کارگردانی او فرجامی نیافت. آخرین فعالیت داد در عرصه سینما تدوین فیلم سینمایی "فرزند صبح" به کارگردانی بهروز افخمی بود.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه ششم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 سينماگران در حال كارند
حسن جوهرچی

بازی در فیلم «نیمه شکسته» به کارگردانی «محسن توکلی»، را به پایان رساند. این فیلم که هم اکنون مراحل پایانی را برای نمایش عمومی پشت سر می گذارد، داستان دختری را روایت می کند که پس از برخورد با یک خودرو مجروح می شود و خانواده اش پس از این حادثه، متوجه مشکلات روحی وی می شوند. در «نیمه شکسته» که با حمایت انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس ساخته می شود، مهدی امینی خواه، نفیسه روشن، افسانه ناصری، ترلان پروانه، سعید بحرالعلومی و هوشنگ سالک به ایفای نقش پرداخته اند.

 نگار جواهریان

 به زودی با فیلم «طلا و مس» به کارگردانی «همایون اسعدیان»، میهمان سالن های سینما می شود. این فیلم که تا هفته آینده آماده نمایش عمومی می شود، داستان زندگی مردی را به تصویر می کشد که به تازگی به تهران آمده است و متوجه بیماری خاص همسرش می شود. بهروز شعیبی، جواد عزتی، سحر دولتشاهی، رضا رادمنش و نگین عبداللهی، از دیگر بازیگران «طلا و مس» هستند. نگار جواهریان بازی در فیلم هایی چون «قدمگاه»، «خوابگاه دختران»، «تنها دو بار زندگی می کنیم»، «نسل جادویی» و مجموعه تلویزیونی «زیر تیغ» را، در کارنامه خود به ثبت رسانده است.

 شیلا خداداد

 ماه مبارک رمضان با فیلم «سایه وحشت» به کارگردانی «عماد اسدی»، به سینما می آید. این فیلم که هم اکنون مرحله ساخت موسیقی متن را پیش رو دارد، اثری متمایز در گونه سینمای وحشت به شمار می آید. «سایه وحشت» داستان چند جوان را روایت می کند که ناخواسته سبب مرگ دختر جوانی شده و درگیر ماجراهایی غریب می شوند.

شهاب حسینی، ماه چهره خلیلی، نیما رئیسی، گیتی ساعتچی، شیوا خسرومهر، شیوا خنیاگر، میرمحمد تجدد و نسرین خسروانی، از دیگر بازیگران «سایه وحشت» هستند.

شیلا خداداد تا چندی پیش، فیلم «پاتو زمین نذار» ایرج قادری را، بر پرده سینماهای کشور داشت.

 امین تارخ

بازی در فیلم سینمایی «باغ قرمز» به کارگردانی «امیر سماواتی» را به پایان رساند. این فیلم که مرحله تدوین را پشت سر می گذارد، برای نمایش در اواخر تابستان آماده می شود.

«باغ قرمز» روابط انسانی میان دو زوج را، از شمالی ترین نقطه شهر تا جنوبی ترین منطقه تهران به تصویر کشیده است. شقایق فراهانی، لیلا اوتادی، مرتضی ضرابی، رامین راستاد، نیکی نصیریان و فریدالدین، از دیگر بازیگران «باغ قرمز» هستند.

 سارا خوئینی ها

اواخر پاییز با فیلم «لج و لجبازی» به کارگردانی «سیدمهدی برقعی»، میهمان سالن های سینما می شود. این فیلم که هم اکنون در مرحله ساخت موسیقی متن قرار دارد، آبان ماه آماده نمایش می شود. «لج و لجبازی» که پیش از این «یک بازی ساده» نام داشت، داستان زوجی را روایت می کند که حادثه ای سبب می شود پس از پانزده سال زندگی مشترک، از هم جدا شوند.

به جز سارا خوئینی ها، امیر جعفری، نیما شاهرخ شاهی، سحر زکریا و سحر قریشی، از دیگر بازیگران «لج و لجبازی» هستند.

 بیژن میرباقری

جدیدترین فیلم خود را با نام «طبقه سوم»، نیمه مرداد امسال جلوی دوربین می برد. پیش تولید این فیلم به تازگی آغاز شده است و بازیگران اصلی آن به زودی انتخاب خواهند شد. این فیلم که مضمونی اجتماعی دارد، اثری متفاوت در کارنامه میرباقری به شمار می آید. وی پیش از این فیلم های «ما همه خوبیم»«روز برمی آید» و «دوزخ، برزخ، بهشت» را کارگردانی کرده است.

 تهمینه میلانی

 پیش تولید جدیدترین فیلم خود را به نام «پرنسیپ» پس از دریافت پروانه ساخت آغاز می کند. فیلم نامه «پرنسیپ» را تهمینه میلانی نوشته است و تهیه کنندگی آن را، محمد نیک بین برعهده دارد. تهمینه میلانی بهار امسال فیلم «سوپراستار» را که اکران آن در آمریکا و کانادا آغاز شده است، بر پرده سینماهای کشور داشت.

 جمشید هاشم پور

 به زودی با فیلم «خیابان بیست و چهارم»، میهمان سینماها می شود. این فیلم که کارگردانی آن را «سعید اسدی» برعهده دارد، هم اکنون مراحل پایانی ساخت موسیقی متن را پشت سر می گذارد. این فیلم داستان مردی جوان را به تصویر کشیده که نظم و قواعد خاصی را در خانه اش حکمفرما کرده است و این موضوع سبب اختلافاتی میان اعضای خانواده اش می شود. نیکی کریمی، حمید گودرزی، شیلا خداداد و بهاره افشار از دیگر بازیگران «خیابان بیست و چهارم» هستند.

آتیلا پسیانی

عید فطر با جدیدترین ساخته کمال تبریزی با عنوان «پاداش»، به سینما می آید. این فیلم که هم اکنون در مراحل پایانی فنی است، قرار بود در جشنواره فیلم فجر سال گذشته به نمایش درآید. «پاداش» براساس فیلم نامه ای از «محمد رحمانیان»، ساخته شده است.این فیلم داستان مردی را روایت می کند که در سفر حج، برایش اتفاق های عجیبی رخ می دهد. حسن معجونی، احمد آقالو، آشا محرابی و بهمن زرین پور، از دیگر بازیگران «پاداش» هستند. آتیلا پسیانی هم اکنون مجموعه تلویزیونی «رستگاران» سیروس مقدم را بر آنتن پخش دارد.

مریلا زارعی

 بازی در فیلم سینمایی «دیگری» به کارگردانی مهدی رحمانی را، به پایان رساند.

این فیلم داستان پسر نوجوانی را روایت می کند که با مردی که قرار است ناپدری اش شود، به تهران سفر می کند و در این سفر، اتفاق هایی برای آن ها می افتد.

به جز مریلا زارعی، محمدرضا فروتن، میلاد مرادی نسب، مهران رجبی، سیروس همتی و نوبر قنبریان، از دیگر بازیگران فیلم سینمایی «دیگری» هستند.

«مریلا زارعی» هم اکنون فیلم «خروس جنگی» مسعود اطیابی را بر پرده سینماهای کشور دارد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه سوم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 چرخ تولید در سینمای ایران به آهستگی می‌چرخد
 
در فاصله کمتر از 200 روز مانده به برگزاری بیست و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر‌ چرخ تولید در سینمای ایران به آهستگی می‌چرخد.

 در ماههای اخیر تولید فیلم‌های سینمایی متاثر از شرایط اجتماعی روندی آهسته پیدا کرده است. کمتر پروژه‌ای در بخش خصوصی کلید خورده و حتی تولید فیلم‌هایی که در مراحل فنی هستند، به کندی پیش می‌رود. این وضعیت نگرانی‌هایی را برای برگزاری جشنواره بیست و هشتم به وجود می‌آورد و وضعیت این دوره را در هاله‌ای از ابهام قرار می‌دهد.

بنیاد سینمایی فارابی به تازگی فهرستی از تولیدات سینمای ایران در مراحل مختلف منتشر کرده که در این فهرست 47 فیلم مراحل مختلف تولید را پشت سر می‌گذارند و به زودی آماده نمایش می‌شوند. این آمار در نگاه اول امیدوارکننده است، اما باید در نظر گرفت که تمام این آثار در جشنواره بیست و هشتم روی پرده نمی‌روند.

آناهیتا نعمتی و مصطفی زمانی در فیلم سینمایی "آل"

بخشی از این آثار قابلیت نمایش در جشنواره را ندارند و بخشی به خواست و سلیقه تهیه‌کننده و کارگردان پیش از جشنواره و در زمان مناسب اکران عمومی می‌شوند، بخش دیگری در مسیر پر پیچ و خم فنی به نتیجه مطلوب نمی‌رسند و به جشنواره نمی‌رسند.معمولا فیلم‌‌هایی که در نیمه دوم سال تولید می‌شوند کمتر فرصت حضور در جشنواره را پیدا می‌کنند. پس می‌توان پیش‌بینی کرد که تولیداتی که در نیمه اول امسال کلید خورده‌اند بخش قابل توجهی از سهم جشنواره را به خود اختصاص دهند.

از میان این فیلم‌ها "فرزند صبح" بهروز افخمی، "پاداش" کمال تبریزی  و "ملک سلیمان" شهریار بحرانی سال گذشته تولید شده‌اند و قرار بود در جشنواره بیست و هفتم شرکت کنند، اما برای نمایش آماده نشدند. هشت فیلم سینمایی از میان تولیدات امسال برای نمایش در جشنواره مناسب نیستند و اگر فرصت پیش بیاید،قبل از جشنواره بیست و هشتم اکران عمومی می‌شوند.

فیلم‌های سینمایی "گل بارون" شاهین باباپور، "زندگی شیرین" قدرت‌الله صلح‌میرزایی، "در شب عروسی" رضا قهرمانی، "شیر و عسل" آرش معیریان، "لج و لجبازی" سیدمهدی برقعی، "وقتی که دزد بودم" شهرام شاه‌حسینی، "غریبه‌ای در شهر" جهانگیر جهانگیری و "خانواده ارنست" محسن میردامادی گزینه‌های مناسبی برای نمایش در جشنواره نیستند و برای مخاطب انبوه ساخته شده‌اند.

از این فهرست 39 فیلم بخت بیشتری برای حضور در جشنواره و رقابت در بخش‌های مختلف بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر را دارند. "فرزند صبح"، "پاداش"، "ملک سلیمان"، خیابان بیست و چهارم" سعید اسدی، "نفوذی" جمال شورجه، "یک گزارش واقعی" داریوش فرهنگ، "نظام از راست" محمد ورزی، "سفر مرگ" حسن آقاکریمی، "شکارچی" رفیع پیتز، "چهل سالگی" علیرضا رئیسیان"، "زندگی با چشمان بسته" رسول صدرعاملی، "کیمیا و خاک" عباس رافعی و "رز سفید" کامران قدکچیان

"شب واقعه" شهرام اسدی، "حوالی اتوبان" سیاوش اسعدی، "بیداری" فرزاد موتمن، "نیش و زنبور" حمیدرضا صلاحمند، "سن پترزبورگ" بهروز افخمی، "پسر آدم، دختر حوا" رامبد جوان،"نخودی" جلال فاطمی، "آناهیتا" عزیزالله حمیدنژاد، "پرواز مرغابی‌ها" علی شاه‌حاتمی، "لالایی" منیژه حکمت، "عصر روز دهم" مجتبی راعی، "باغ قرمز" امیر سمواتی، "زخم شانه حوا"

حسین قناعت، "آل" بهرام بهرامیان، "همبازی" غلامرضا رمضانی، "خواب‌های دنباله‌دار" پوران درخشنده، "راه آبی ابریشم" محمد بزرگ‌نیا،"تهران در جستجوی زیبایی" مهدی کرمپور، داریوش مهرجویی و سیف‌الله داد، "بی‌خوابی" محمدجعفر باقری‌نیا، "راند هفتم" سامان استرکی، "جایی نزدیک زمین" مهدی رحمانی و "پرسه در مه" بهرام توکلی آثاری هستند که قابلیت نمایش در جشنواره را دارند و در مراحلی هستند که حضورشان در جشنواره طبیعی به نظر می‌رسد.

در این روزها فیلمسازانی هم ترجیح می‌دهند پس از تغییر مدیران فرهنگی و شروع فعالیت دولت جدید، فیلم تازه‌شان را کلید بزنند. ابراهیم حاتمی‌کیا، رخشان بنی‌اعتماد، رضا میرکریمی، تهمینه میلانی، احمدرضا درویش، مجید مجیدی و... فیلمسازانی هستند که می‌توانند با حضورشان به جشنواره گرما و شور بیشتر بدهند، اما به نظر نمی‌رسد برنامه‌ای برای جشنواره بیست و هشتم داشته باشند.

شاید بهتر است بپذیریم که آسمان جشنواره بیست و هشتم کمتر ستاره دارد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه سوم مرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
 
بالا