تبليغاتX
نگاتیوهای سپید
یادداشتهای یک روزنامه نگار درباره سینماوتلویزیون
  گاردين:هاليوود ديگر در تسخير آمريكايي ها نيست
 
 
 

در حالي كه موفقيت فيلم «ميليونر زاغه نشين» ساخته «دني بويل» در اسكار ٢٠٠٩ در هند و انگلستان، هم چنان تيتر يك بيشتر مطبوعات است، اسپانيايي ها نيز براي درخشش بازيگر مشهور و هم وطن خود در رقابت هاي اسكار جشن گرفته اند.

«پنه لوپه كروز» براي بازي در فيلم «ويكي كريستينا بارسلونا»، اسكار بهترين بازيگر زن نقش مكمل را دريافت كرد و درخشش بازيگران اسپانيايي در هاليوود را، پس از اين كه «خاوير باردم» در سال گذشته اسكار بازيگري را به دست آورد، تكميل كرد. به عقيده بسياري از صاحب نظران و كارشناسان، هاليوود هم اكنون، پذيراي تعداد بيشتري از مليت ها و زبان هاست.

به گزارش گاردين،سينماگران اسپانيايي تبار كه بيشترين آمار جمعيت مهاجر را در آمريكا دارند، پس از حضور پررنگ در تلويزيون و راديو، اندك اندك راه خود را در هاليوود نيز هموار كردند. در چند سال گذشته، فضاي بسيار بازتري براي حضور بازيگران غيرانگليسي زبان در هاليوود ايجاد شده است به گونه اي كه مي توان گفت هاليوود ديگر فقط متعلق و در تسخير آمريكايي ها نيست.

 

 

 

فيلم بعدي «كروز»، بازسازي فيلم «هشت و نيم» ساخته مشهور «فدريكو فليني» است كه در آن، علاوه بر «كروز» اسپانيايي، «سوفيا لورن» ايتاليايي و «ماريون كوتيارد» فرانسوي نيز ايفاي نقش دارند.

به عقيده «كروز» ١٠ سال پيش بيشتر بازيگران يك فيلم هاليوودي، آمريكايي بودند. اما هم اكنون فيلم هاي هاليوودي، انعكاس دهنده واقعيت هاي موجود در جامعه آمريكا و شهرهايي نظير نيويورك، ميامي، لس  آنجلس و سان فرانسيسكو است.

آثاري كه در برخي سكانس هايش بازيگران با لهجه ها و زبان هاي متفاوتي سخن مي گويند.

حقيقت اين است كه در نخستين روزهاي پيدايش صنعت سينما در لس آنجلس، استوديوها مملو از مهاجران خارجي بود كه براي شباهت پيدا كردن با بازيگران آمريكايي هر كاري مي كردند؛ از تغيير چهره گرفته تا تغيير نام و لهجه. به نوشته گاردين، در دهه ٤٠ كه تسلط بازيگران آمريكايي بر هاليوود در اوج بود، بازيگراني مانند «ريتا هيورث» براي ايفاي نقش يك اسپانيايي تبار، تن به گريم هاي سنگين مي دادند.

در آن زمان شماري از بازيگران اسپانيايي، تلاش مي كردند برخلاف جريان رايج سينما، هويت اسپانيايي خود را پنهان كنند. در مقابل عده اي هم نظير «كتي خواردو» و «خوزه فرر» توانستند با به عهده گرفتن نقش هاي كوچك و كم اهميت، جايگاه خود را در سينما تثبيت كنند.

«فرر» كه اهل كشور پورتوريكو بود، نخستين اسپانيايي زباني بود كه در سال ١٩٥١ موفق به اخذ جايزه اسكار در آن زمان شد. آن سال ها اين امري عادي بود كه يك بازيگر آمريكايي، با گريم و تغيير لهجه ايفاي نقش يك شخصيت اسپانيايي را به عهده بگيرد.

كاري كه اورسن ولز در فيلم «Touch of Evil» در سال ١٩٥٨ كرد. «چارلتون هستون» در اين فيلم با گريم سنگين نقش يك شخصيت اسپانيايي زبان را بازي كرد. در سال ١٩٩٨ نيز نقش «النا مونترو» در فيلم «نقاب زورو» نه به يك بازيگر اسپانيايي، بلكه به «كاترين زتاجونز» ولزي تبار سپرده شد. اما نقش اصلي را «آنتونيو باندراس» اسپانيايي تبار برعهده گرفت. به هر حال اندك اندك بازيگران آمريكاي لاتين و اسپانيايي تبار، جاي خود را در هاليوود باز كردند.

«سلما هايك» در نقش «فريد اكالو»، هنرمند مكزيكي ظاهر شد و «بنيستيودل تورو» در فيلم هاي «قاچاق» و «چه گوارا» از ساخته هاي «استيون سودربرگ» درخشيد. «كروز» كه با بازي در فيلم هاي «پدرو آلمودوار»، كارگردان سرشناس اسپانيايي تبار در هاليوود مشهور شد، دو سال قبل براي فيلم «بازگشت» نامزد اسكار بهترين بازيگر زن شد.

هجده ماه پيش، نشريه «هاليوود ريپورتر» فهرستي از ٥٠ چهره مطرح آمريكاي لاتين را منتشر كرد. در صدر اين فهرست «آلفونسو كوران» كارگردان فيلم هايي هم چون «زنداني آزكابان»، «بچه هاي مرد» و «هري پاتر» قرار داشت.

«آلخاندرو گونزالس ايناريتو» تهيه كننده و كارگردان فيلم هاي «٢١ گرم»، «بابل» و «عشق سگي» نيز در رده دوم و «گيلرمو دل تورو» كارگردان فيلم هاي «هلبوي» و «هزارتوي پن» در سكوي سوم اين فهرست جاي گرفتند. «ديه گو لونا» نيز با همكاري «گائل گارسيا برنال» يك شركت تهيه و توليد فيلم را راه اندازي و فيلم هايي همچون «خاطرات موتورسيكلت» و «آموزش بد» را تهيه كرد. «مايكل پنا»ي ٣٣ ساله نيز در فيلم هايي نظير «شيرها براي بره ها» و «برج تجارت جهاني» ايفاي نقش كرد.

هم اكنون حدود ٤٦ ميليون اسپانيايي در آمريكا ساكن هستند و ٣٢ ميليون نفر از مردم اين كشور، به زبان اسپانيايي سخن مي گويند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 سينما باز است
بهروز افخمي

 فيلم برداري قسمت نخست فيلم «سن پترزبورگ» ، با عنوان «ريكس كنندگان» را آغاز كرد. اين فيلم اثري كمدي است. امين حيايي، پيمان قاسم خاني، محسن تنابنده، بهاره رهنما، انديشه فولادوند و اميد روحاني، از جمله بازيگران قسمت نخست «سن پترزبورگ» هستند.

 علي نصيريان

 به جمع بازيگران نخستين مجموعه تلويزيوني «سيروس الوند»، با عنوان «خسته دلان» پيوست. نصيريان و آتنه فقيه نصيري به تازگي مقابل دوربين رفته و در اپيزود «استاد»، هم بازي شده اند.داوود رشيدي، امين تارخ، مسعود رايگان، كوروش تهامي، آنا نعمتي، رامتين خداپناهي، پرديس افكاري و سعيد پيردوست، از ديگر بازيگران «خسته دلان» الوند هستند.

 پژمان بازغي

 با قرار گرفتن در مقابل دوربين «عليرضا زرين دست»، به فيلم برداري «نويسنده» به كارگرداني «نادر طريقت» پايان مي دهد. مهناز افشار و لادن طباطبايي از ديگر بازيگران اين فيلم هستند. «نويسنده» يك درام روان كاوانه است و شخصيت اصلي آن، يك زن نويسنده است كه در زندگي حرفه اي، با مشكلاتي مواجه مي شود.«نويسنده» قرار است براي جشنواره فيلم كودك همدان و جشن خانه سينما آماده نمايش شود.

 آرش معيريان

 بازنويسي جديدترين فيلم خود را با نام «شير و عسل»، به زودي به پايان مي رساند. مجيد صالحي، مهران غفوريان و فتحعلي اويسي از گزينه هاي بازي در «شير و عسل» هستند. «كما»، «شارلاتان»، «چپ دست» و «آن كه دريا مي رود» از فيلم هاي معيريان، در مقام كارگردان است.

 آنا نعمتي

به جمع نقش آفرينان فيلم سينمايي «آل» به تهيه كنندگي «علي معلم» پيوست. پيش از اين، حضور همايون ارشادي و مصطفي زماني -بازيگر نقش يوزارسيف در سريال يوسف پيامبر- در اين پروژه سينمايي قطعي شده بود. «آل» به زودي به عنوان پروژه اي بين المللي، به كارگرداني بهرام بهراميان در ارمنستان جلوي دوربين خواهد رفت.

 هانيه توسلي

 بازي خود را در فيلم «عصر روز دهم»، به كارگرداني «مجتبي راعي» به پايان رساند. وي در اين فيلم كه قرار بود زنده ياد «رسول ملاقلي پور» آن را كارگرداني كند، نقش يك پزشك را ايفا مي كند. احمد مهرانفر، آفرين عبيسي و جواد عاقبت بين از ديگر بازيگران اين فيلم هستند.

 ماني حقيقي

 جديدترين فيلم خود را با نام «پنجاه كيلو آلبالو» ارديبهشت ٨٨ جلوي دوربين مي برد.

وي مذاكرات خود را براي فيلم برداري اين پروژه با تورج منصوري و محمدرضا تخت كشيان (تهيه كننده فيلم) آغاز كرده است.

 بهروز افخمي

 فيلم تلويزيوني «مردان بدون زنان» را تهيه مي كند. كارگرداني اين فيلم را «كوروش سليم زاده» برعهده دارد. داستان اين فيلم در سه اپيزود مستقل روايت مي شود و هر اپيزود، داستان يك مرد است كه بايد يك شب را، دور از خانواده بگذراند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 نبض گيشه ها در نوروز تند مي زند

 

احمد صبریان

پرونده فيلم فجر كه بسته مي شود، بسياري از سينماگران، تهيه كنندگان و سينماداران به سبب تدارك ديدن اكران نوروزي، جنب و جوش خاصي دارند. همواره گونه، شرايط و سرانجام فروش فيلم هايي كه در ايام نوروز بر پرده سينماهاي كشور مي رود، اهميت خاص و ويژه اي دارد. زيرا از يك سو برخي فيلم هايي كه در جشنواره فيلم فجر به نمايش درمي آيد، بي درنگ مجال نمايش پيدا مي كند و از سوي ديگر نيز با توجه به پخش برنامه هاي متنوع تلويزيوني در تعطيلات نوروزي، حدس و گمان ها براي ميزان استقبال تماشاگران از فيلم هاي نوروزي افزايش مي يابد.تجربه نشان داده است، فرجام فروش فيلم هايي كه براي نمايش عمومي در سينماها -آن هم در ايام نوروز- انتخاب مي شود، تاثير به سزايي در انتخاب و گزينش نمايش آثار سينمايي در سال هاي آينده دارد. به عنوان نمونه آثار گونه هاي «كمدي» و «ملودرام» در نوروز، تماشاگران بيشتري را به سالن هاي سينما مي كشاند. در حالي كه آثار سينماي اجتماعي، سينماي مخاطب خاص و سياسي، چندان به مذاق تماشاگران اين فصل خوش نمي آيد.

امسال نيز هم چون سال هاي پيش، فيلم هاي خاصي، براي نمايش نوروزي سينماها انتخاب شده است. آثاري كه ميزان استقبال و توفيق آنان در گيشه، مي تواند سرنوشت اكران تابستان را نيز تحت تاثير قرار دهد. با نگاهي به فهرست فيلم هايي كه قرار است نوروز ٨٨، ميهمان سالن هاي سينما شود، درمي يابيم كه اين آثار با توجه به تنوع مضامين، جوايزي كه در جشنواره فيلم فجر امسال دريافت كرده اند و حاشيه هاي جذاب شان، اين توانايي را دارند كه مخاطبان را، به سالن هاي تاريك سينما كشانده و رونق بخش اكران نوروز امسال باشند. از زمان برگزاري جشنواره بيست و هفتم فجر و حتي پيش از آن، سخن از اكران احتمالي چند فيلم در نوروز ٨٨ درميان بود. اما از آن جا كه به رسم سال هاي گذشته و با توجه به تغيير جدول اكران، هنوز فهرست نهايي فيلم هايي كه احتمال مي رفت آغازگر فصل سينمايي ٨٨ باشد قطعي نشده بود، نمي شد درباره اكران نوروزي حكم نهايي صادر كرد. اما اكنون با توجه به انتخاب آثار و قطعيت نمايش آن ها در بهار ٨٨ مي توان چشم انداز اكران نوروزي را مورد بررسي قرار داد.در بررسي اين آثار سينمايي، بايد به تنوع مضموني، بازتاب نمايش آن ها در جشنواره فيلم فجر، تناسب موضوع فيلم ها با ايام تعطيلات نوروزي و رقابت آثار سينمايي با برنامه هاي تلويزيون - كه در اين ايام به گونه اي گسترده به پخش فيلم هاي ايراني، خارجي و مجموعه هاي گوناگون مي پردازد- توجه داشت.

شبانه روز- اميد بنكدار و كيوان علي محمدي

 اين فيلم با توجه به فهرست پرشمار بازيگران نامدار و ستاره هاي سينما، حال و هواي عاشقانه اثر، تنوع خطوط روايي براي درگير كردن سلايق مختلف و البته ساختار تصويري و خاص، تا حدي مي تواند تماشاگر را به سالن ها دعوت كند. حضور بازيگراني چون نيكي كريمي، مهتاب كرامتي، مهناز افشار، پارسا پيروزفر -آن هم پس از چند سال دوري از سينما- محمدرضا فروتن، حامد بهداد -به ويژه با گريمي خاص و نقشي متفاوت- حميدرضا پگاه و... از جمله برگ هاي برنده

شبانه روز» است.

 

 

 

بازتاب هاي جشنواره اي اين فيلم، كه مورد توجه نسبي منتقدان و مخاطبان قرار

 گرفت، جوايزي كه از جشنواره بيست و هفتم فجر گرفت و حاشيه هاي ايجاد شده، تماشاگر را به تماشاي اين فيلم فرامي خواند. كسب سيمرغ بلورين بهترين فيلم برداري براي «مرتضي پورصمدي»، نامزد شدن در بخش بهترين چهره پردازي و طراحي صدا نيز از ديگر نقاط قوت «شبانه روز»، براي اكران نوروزي است.از طرفي نمي توان تجربه تهيه كننده فيلم -جمال ساداتيان- را در اكران موفق نوروزي فيلم هاي «دايره زنگي» و «چهارشنبه سوري» ناديده گرفت. اتفاقي كه مي تواند در مورد «شبانه روز» هم تكرار شود.«شبانه روز» اين توان را دارد كه با تغيير ذائقه مخاطبان و ارزش دادن به فرصتي كه با آن ها سهيم مي شود، پايه گذار يك گيشه مناسب، براي فيلمي ساختارمند باشد.

درباره الي- اصغر فرهادي

 چهارمين فيلم اصغر فرهادي با توجه به سخنان وي و تهيه كننده فيلم، در جلسه مطبوعاتي كه پس از بازگشت آن ها از برلين برگزار شد، حاشيه ساز شد.خبر توقيف فيلم، بازي گلشيفته فراهاني و پي گيري وزير ارشاد براي نمايش اين فيلم در جشنواره فجر، به خودي خود مي تواند انگيزه هاي لازم را، براي تماشاي فيلم نزد مخاطب ايجاد كند.حاشيه هاي ايجاد شده و روندي غيرمعمول كه «درباره الي» براي حضور در جشنواره امسال پشت سر گذاشت -تا بدان جا كه رئيس جمهور و وزير ارشاد را به تعامل كشاند- به اندازه كافي كنجكاوي برانگيز است.

 اما مهم اين است كه «درباره الي» برخلاف ديگر فيلم ها، در حد حاشيه باقي نماند

و بازتاب نمايش آن در جشنواره نشان داد كه ويژگي هاي لازم را، براي جذب و

 

 

درگير كردن تماشاگر دارد. كسب خرس نقره اي بهترين كارگرداني از جشنواره فيلم برلين، دريافت سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني از جشنواره امسال و دريافت سيمرغ فيلم برگزيده تماشاگران -به طور مشترك با فيلم «بي پولي»- از ديگر امتيازهاي اين فيلم به شمار مي رود. حضور جمعي از بازيگران حرفه اي كه در اين فيلم درخشيده اند، هم چون گلشيفته فراهاني، شهاب حسيني، مريلا زارعي، صابر ابر، ترانه عليدوستي، رعنا آزادي ور، احمد مهران فر و نخستين نقش آفريني «ماني حقيقي» و «پيمان معادي»، از ديگر برگ هاي برنده «درباره الي» است.

علاوه بر فيلم نامه روان و خوش ريتم اثر، كارگرداني سنجيده و فيلم برداري چشمگير، فضاي دلهره آور و تعليقي فيلم را نيز بايد به امتيازات «درباره الي» افزود كه بي شك، مخاطب را به تماشاي آن ترغيب مي كند.

اخراجي ها٢ - مسعود ده نمكي

دومين فيلم مسعود ده نمكي با توجه به حاشيه ها و جنجال هاي ايجاد شده، در طول ساخت و استمرار آن به هنگام نمايش در جشنواره فجر، به احتمال فراوان شانس زيادي براي توفيق در گيشه نوروز ٨٨ دارد. به ويژه اين كه كارگردان آن از هنگام كليد خوردن اين پروژه به نمايش نوروزي آن تاكيد داشت. قراري كه به نظر مي رسد، از پيش تعيين شده باشد. «اخراجي ها٢» با تكيه بر سابقه خوش اكران نوروزي «اخراجي ها» در سال گذشته، از همان آغاز براي كارگردان به منزله حركت در مسيري امتحان پس داده بود. البته تجربه هم نشان داده است كه هيچ چيز، نمي تواند پيش بيني هاي كارگردان را نقض كند.

 البته حضور بازيگران «اخراجي ها» به جز «كامبيز ديرباز» و اضافه شدن

 

 

جمعي ديگر از بازيگران ازجمله «حسام نواب صفوي» به گروه «اخراجي ها٢»، از گزينه هاي لازم براي جذب مخاطب است. «اخراجي ها٢» با يدك كشيدن عنوان «نخستين پروژه دنباله دار سينماي ايران»، فروش يك ميلياردي «اخراجي ها»، دريافت جايزه ويژه هيئت داوران بخش «نگاه نو» جشنواره و حركت در مسير حاشيه ها و حرف و حديث ها، شايد ركورد فروش فيلم قبلي كارگردان -اخراجي ها- را بشكند.

وقتي همه خوابيم- بهرام بيضايي

 دهمين فيلم بهرام بيضايي كه از گزينه هاي قطعي اكران نوروزي است، به سبب دوري هفت ساله بيضايي به عنوان كارگرداني خوش فكر، گزيده كار و صاحب نام، مخاطبان عام و خاص را جذب سالن هاي سينما خواهد كرد. اتفاقي كه براي فيلم پيشين وي «سگ كشي» افتاد و آن را، در سكوي نخست پرفروش ترين هاي سال قرارداد. «بهرام بيضايي» از جمله كارگرداناني است كه نامش در عرصه هاي مختلف، مي تواند براي همگان جذاب و ترغيب كننده باشد.

حاشيه هاي جشنواره اي فيلم «وقتي همه خوابيم» و بازتاب نمايش آن -به ويژه در

 

 

 

ميان منتقدان- فضايي ايجاد كرد كه در مطبوعات و رسانه ها از اين فيلم بسيار گفته شود و در حقيقت موج سازي كند. در اين ميان بايد به مولفه هاي غيرحاشيه اي فيلم از جمله مضمون جذاب فيلم كه نمايش پشت صحنه سينماي ايران است -آن هم با نگاه طنز خاص بيضايي- نقش آفريني متفاوت مژده شمسايي، حسام نواب صفوي و شقايق فراهاني، جلسه مطبوعاتي حاشيه ساز فيلم و نگاه ويژه و خاص بيضايي به سينما نيز اشاره كرد. كسب سيمرغ بلورين بهترين فيلم از نگاه تماشاگران بخش بين الملل جشنواره فجر، دريافت سيمرغ بلورين بهترين طراحي صحنه و لباس براي «ايرج رامين فر» و «آتوسا قلم فرسايي» در بخش مسابقه سينماي ايران و واكنش منفي و همراه با حب و بغض منتقدان نسبت به فيلم، تماشاگر سينما -به ويژه سينماي بيضايي- را به پي گيري و تماشاي جديدترين اثر وي تشويق مي كند. بي ترديد «وقتي همه خوابيم» يكي از برگ هاي برنده اكران نوروز ٨٨ به شمار مي رود.

سوپراستار- تهمينه ميلاني

 نهمين فيلم تهمينه ميلاني، از جمله آثاري است كه از هم اكنون مي توان موفقيت آن را در گيشه تضمين شده دانست. بي ترديد تماشاي فيلمي با مضمون پشت صحنه سينماي ايران و محور قرار دادن زندگي يك ستاره سينما، به خودي خود جذاب است. به ويژه آن كه ميلاني در اين فيلم، با پرداخت سنجيده و موزون زمينه مناسبي را، براي ارتباط لازم مخاطب عام و خاص با اثرش ايجاد كرده است.

 رويكرد جديد ميلاني به مضموني جديد، پرهيز از موضع گيري هاي فمينيستي،

 

 

 

 

سكوت وي در نشست مطبوعاتي فيلمش پس از نمايش در جشنواره، قرار گرفتن فيلم در بخش مسابقه آثار معناگرا، دريافت ديپلم افتخار بهترين بازيگر زن براي «فتانه ملك محمدي» و كسب سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد براي «شهاب حسيني» از جمله امتيازات «سوپراستار» به شمار مي رود. حاشيه هاي جنجال برانگيز فيلم و حضور بازيگراني چون نسرين مقانلو، فريبا كوثري، ليلا زارع، السا فيروزآذر و ورود به حاشيه هاي سياه و خاص زندگي يك ستاره سينما، از جمله مواردي است كه مي تواند اكران نوروزي موفقي را، براي «سوپراستار» به همراه داشته باشد و گيشه اي مناسب را براي جديدترين اثر ميلاني رقم بزند.

بيست- عبدالرضا كاهاني

 اگر «بيست» بدون مشكل، هياهو و جنجال بر پرده هاي سينما بيايد، نخستين فيلم «كاهاني» است كه رنگ پرده را به خود مي بيند. وي پيش از اين، دو فيلم «آدم» و «آنجا» را كارگرداني كرده است. كاهاني با محور قرار دادن مضموني اجتماعي و ملموس و بهره گيري از حضور بازيگران حرفه اي تلاش كرده است، تا در جديدترين ساخته اش با مخاطب عام تر ارتباط بي واسطه تري برقرار كند.

 

 

 

حضور بازيگراني چون پرويز پرستويي، مهتاب كرامتي، حبيب رضايي، عليرضا خمسه و فرشته صدرعرفايي، دريافت سيمرغ بلورين بازيگري براي نقش آفريني هاي متفاوت مهتاب كرامتي و عليرضا خمسه، واكنش تقريبا مساعد منتقدان پس از نمايش جشنواره اي فيلم و بازي و گريم متفاوت مهتاب كرامتي و عليرضا خمسه از جمله امتيازات فيلم «بيست» به شمار مي رود. «بيست» در مقايسه با ديگر گزينه هاي اكران نوروز ٨٨، چندان جاي مانور ندارد. اما چنان چه تبليغات كافي و اطلاع رساني مناسب براي فيلم انجام گيرد، مي توان به فروش و توفيق اين فيلم در نوروز ٨٨ اميد داشت. به ويژه آن كه اين فيلم به سبب حال و هوا و فضاي حاكم بر آن، پس از نمايش در جشنواره بازتاب مطبوعاتي چنداني هم نداشت.

....................................................................................

به هر حال امسال هم، فيلم هايي به صف اكران نوروزي سينماها پيوسته است كه امتيازات، مولفه ها، مشخصه ها و عناصر جذاب، كافي و لازم را، براي ترغيب تماشاگر به پي گيري و تماشاي اين آثار سينمايي دارد.

چنانچه شرايط مناسب از جمله در اختيار قرار دادن تعداد سالن هاي كافي، اكران هم زمان فيلم ها در تهران و شهرستان ها و پخش تيزرهاي تلويزيوني كافي براي اين فيلم ها فراهم شود، مي توان چشم انداز روشني را براي اكران نوروزي پيش بيني كرد. در غير اين صورت بايد حسرت روزهاي خوش گذشته را، كه گيشه هاي سينما در نوروز با فيلم ها طراوت و شادابي بهار را تجربه مي كردند بر دل داشت. شما جز اين فكر مي كنيد؟

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 کاردان :گفتند با "خائن‌ها" کار نمی‌کنیم
 
 
داریوش کاردان از هنرمندانی است که نسل بعد از انقلاب از او خاطره زیاد دارد؛ "عصرانه" در رادیو، "نوروز 72" در تلویزیون و... از کارهای ماندگار این چهره طناز است که می‌گوید کارش را با اجرا آغاز کرده، البته وقتی زلف‌هایش پرپشت‌تر و چهره‌اش جذابتر از الان بوده است!

 قرار ما با کاردان در یکی از روزهای سرد زمستان در دفتر او بود. دکور دفترش دست کمی از فضای یک خانه ـ کمی نامرتب ـ نداشت. کتری و قوری روی گاز آشپزخانه به راه بود و روی میز یک ظرف میوه قرار داشت که معلوم بود با سلیقه خود کاردان چیده شده است.

قبل از شروع گفتگو از او خواستیم خودش بگوید گفتگو را از کجا شروع کنیم. پاسخ داد: والله فکر می‌کنم پرسشگر حق دارد هر سئوالی بپرسد و پاسخگو هم هر چه دلش می‌خواهد، بگوید. با توجه به انواع خطوط قرمز، سبز، آبی و ... فرقی نمی‌کند گفتگو از کجا شروع شود.

بعد از شنیدن پاسخ او تصمیم گرفتیم گفتگو را با برنامه پرمخاطب "عصرانه" آغاز کنیم که کاردان گفت: "فعالیت من از خیلی پیشتر آغاز شد." وقتی از ورود او به رادیو از روزهای بعد از انقلاب شروع کردیم، گفت "برای شونصدمین بار باید بگویم..." او حین گفتگو چند بار برای پاسخ دادن به تلفن، پیدا کردن شعر، آوردن چای و یافتن کارد میوه‌خوری از جایش بلند شد!

برای شروع از ورودتان به رادیو بگویید؟ چطور رادیو را انتخاب کردید؟

ـ داریوش کاردان: دو هفته از پیروزی انقلاب می‌گذشت. نمی‌دانم یاد دارید و اصلاً وجود داشتید یا نه؟ آن موقع رادیو و تلویزیون برنامه زیاد نداشت. از سه ساعت برنامه تلویزیونی، یکساعت آن خبر بود. رادیو هم 24 ساعته یا متن می‌خواند یا موسیقی پخش می‌کرد. یکی از دوستان که از توانمندی من در نوشتن خبر داشت، خواست به عنوان نویسنده به رادیو بروم و با آنها همکاری کنم. آن روزها در رادیو هر کس هر کاری از دستش برمی‌آمد انجام می‌داد. من هم همه کار می‌کردم. مطلب برای گویندگان می‌نوشتم و... درها در آن زمان باز بود.

* با چه کسانی آشنایی داشتید؟

ـ من با چند نفر از دوستان از جمله احمد جلالی ـ که برای مدتی معاون سازمان و بعد نماینده ایران در ژنو بود ـ آشنایی داشتم و با دعوت آنها رفتم و چیزهایی می‌نوشتم. البته نه کلاس گویندگی دیده نه کاری در این زمینه کرده بودم. تا اینکه یک روز برحسب اتفاق هیچ گوینده‌ای در رادیو نبود و باید مطلبی خوانده می‌شد، متنی حدود 16 صفحه. کاغذهای کاهی پشت و رو، پر از خط خوردگی و فلش‌هایی که جملات مختلف را به هم ربط می‌داد.

* وقتی از شما خواستند متن را بخوانید، واکنش‌تان چطور بود؟

ـ وقتی تهیه‌کننده از من خواست بخوانم با تعجب به او گفتم چرا من؟! به هر حال آن روز داخل استودیو رفتم و تقریباً بدون تپق خواندم. این اولین گویندگی من بود. وقتی آمدم بیرون، دیدم همه به من چپ چپ نگاه می‌کنند! احساس کردم خرابکاری کرده‌ام! اما خیلی زود متوجه شدم این نگاه به خاطر تعجب بود. از آن روز به بعد من شدم گوینده رادیو و بعد از آن راه شب، راه روز، خانواده و ... را اجرا کردم.

* از قرار همان سال‌ها علاوه بر گویندگی رادیو، تفسیر خبر هم می‌خواندید؟

ـ بله، همان اوایل انقلاب که در رادیو برنامه اجرا می‌کردم، دوستانی هم در تلویزیون کار می‌کردند که من را خرکش از رادیو به تلویزیون می‌بردند و آنجا تفسیرهای خبر را می‌خواندم. البته فکر نمی‌کنم کسی از من و اجراهایم در آن روزها چیزی به یاد داشته باشند، چون آن موقع زلف داشتم و مثل الان بی‌نصیب نبودم! آن سال‌ها 24 ساعت در رادیو و تلویزیون بودم. کم کم مسئولیت‌های دیگری هم به من سپرده شد و می‌گفتند فیلم‌ها را ببینم که آیا قابل پخش است یا نه...

*از قرائت اولین قرآن بگویید که شما بعد از انقلاب زنده زمان تحویل سال 58 اجرا کردید؟

ـ بله، آن سال قرآن در پخش پیدا نمی‌شد و من چند آیه که حفظ بودم تلاوت کردم. آن زمان کسی نفهمید من اولین قرآن را خواندم. البته در آن سال‌ها صدایم خیلی باز بود و مثل الان نبود. در اولین ماه رمضان بعد از انقلاب، هنگام سحر پشت میکروفن رادیو ‌نشستم و دعای سحر را با صوت و قرائت خواندم و لحظه لحظه زمان را به سحرخیزان اعلام می‌کردم که چند دقیقه تا زمان اذان باقی مانده است. به یاد دارم دوستان هر چه گیرشان می‌آمد به من می‌دادند. مثلاً یک فیلم فلسطینی با عنوان "کلید" را برای دوبله به من سپردند و من همراه یک خانم و آقا جای 25 نفر صحبت کردیم. باید نوار این فیلم هم در آرشیو باشد. یادش بخیر ...

* بعد هم جنگ شروع شد و...

ـ بله، جنگ شروع شد و دو سال کامل در خط مقدم بودم. دلایل زیادی برای شهید شدن بود، اما نصیبم نشد و مختصر جراحاتی برداشتم.

* بعد از جنگ دوباره فعالیت‌تان را در رادیو و تلویزیون شروع کردید.

ـ بله، برگشتم به رادیو و تلویزیون. نسل جدید یادشان نمی‌آید، چون آن موقع زلف داشتم. در آن سال‌ها در کنار خواندن تفسیرهای قبل از خبر، پیام‌های حضرت امام خمینی (ره) را در رادیو و تلویزیون می‌خواندم. اولین روز سیزده بدر بعد از انقلاب را به یاد دارم که شیطنت بزرگی کردم و گفتم شاه رفت، فرح به کشور برگشت. این جمله را کاملاً جدی گفتم و مملکت به هم ریخت. دوستان مرتب زنگ می‌زدند.

آن زمان چیزی برای خنداندن و سرگرم کردن مردم وجود نداشت. یواش یواش سرودهای اوایل انقلاب ساخته شد و دست ما کمی باز شد، چرا که بیشتر مارش پخش می‌شد. برنامه‌های زنده را بدون متن اجرا می‌کردیم. به یاد دارم برنامه "سلام کوچولو" عذرا وکیلی را. او بچه‌ها را بغل می‌کرد و به استودیو می‌آمد و برنامه زنده پخش می‌شد. من هم در ابتدای برنامه او به استودیو می‌رفتم و می‌گفتم برنامه کودک و می‌آمدم بیرون.

* از اولین برنامه‌ای بگویید که گویندگی ثابت داشتید؟

ـ برنامه‌ای با عنوان "کشاورز" بود. این برنامه قبل انقلاب اجرا می‌شد، اما بعد از انقلاب تعطیل شد، اما به خاطر اهمیتی که به روستاها می‌دادند، دوباره پخش برنامه آغاز شد. تا اینکه پخش برنامه "عصرانه" سال 68 به سردبیری مرحوم مهرداد خسروی شروع شد و اولین برنامه‌ای بود که من نسبتاً در آن دخیل بودم. گویندگان این برنامه در طول سال‌ها شهین مهین‌فر، مهین فردنوا، ثریا قاسمی، ژاله صادقیان و... بودند. در این برنامه علاوه بر اجرا، اشعاری می‌نوشتم، تیپ‌های زیادی ساختم.

* از جمله خرناس و...

ـ بله آیتم‌های مختلف داشتیم. همچون خرناس، آن سفر کرده، خانواده خوشبخت و... برای این برنامه خیلی زحمت کشیدیم. البته 10 سالی است قصد دارم شعرهای برنامه "عصرانه" را چاپ کنم، ولی کو حسش! جنگل نمی‌گذارد درخت‌ها را ببینم.

* شعر عمو زنجیرباف را به یاد دارم...

ـ (با خنده) یادش بخیر ادای بچه‌های ورزشی مثل اسکویی را درمی‌آوردم. کلی چرت و پرت می‌گفتم یا صداهای بهرام شفیع یا محمدعلی اینانلو را درمی‌آوردم. وقتی اینانلو می‌دید چقدر طبیعی صدایش را درمی‌آوردم، خیلی می‌خندید.

* یکی از ویژگی‌های برنامه "عصرانه" این بود که از هر استانی به استانی دیگر می‌رفتید با لهجه‌های مختلف صحبت می‌کردید، چطور به این نتیجه رسیدید که از گویش‌های مختلف بهره ببرید؟

ـ اصل آن به رفیق ناباب برمی‌گشت. من از بچگی به تقلید خیلی علاقه داشتم. انگار برای این کار برنامه‌ریزی شده بودم. یادم می‌آید وقتی سه ساله بودم و دایی‌هایم از شهرستان به خانه می‌آمدند و می‌رفتند، من ادایشان را درمی‌آوردم. تقلید دست خودم نیست. هر وقت چیز خاصی باشد، تقلید می‌کنم.

* ما هم از در بیرون برویم، این اتفاق می‌افتد؟

ـ (با خنده) نه، چرا بیرون برید، الان هم این کار را می‌کنم. یکبار هوس کردم در یک برنامه با همه لهجه‌ها صحبت کنم، مانده بودم چه بکنم؛ تا اینکه مرحوم خسروی به من گفت یک سفرنامه بنویس و از یک شهر به شهر دیگر برو و با لهجه‌های مختلف صحبت کن. سفرنامه را از تهران شروع کردم و گشتی به همه شهرها زدم. البته اگر مدتی حرف نزنم، لهجه‌ها یادم می‌رود... اگر اجازه می‌دهید، همانطور که پاسخ می‌دهم، چای سنتی بیاورم؟

* چرا در آن سال‌ها برنامه‌ "عصرانه" قطع شد؟

ـ کم کم درگیر ساخت برنامه‌های تلویزیونی شدم و اولین برنامه طنز تلویزیونی را با عنوان "نوروز 72" با اجرای حسین پاکدل ساختم که مثل بمب صدا کرد.

* شما در برنامه "پرواز 57" هم دخالت داشتید؟

ـ (مشغول درآوردن استکان و نعلبکی از کمد و ریختن چای) نه، قصه این برنامه فرق می‌کرد. ما در فاصله "نوروز 72" چند جوان همچون مهران مدیری، حمید لولایی، نصرالله رادش، ارژنگ امیرفضلی، مرحوم اسدی و... را آوردیم. برنامه "پرواز 57" کپی ناقصی از "نوروز 72" بود. همزمان با برنامه ما "ساعت خوش" هم پخش شد. ما ویلن می‌زدیم و "ساعت خوشی‌ها" دهل. مسلماً صدای ما شنیده نمی‌شد! خب چای دارچین بفرمایید. این چای با همه چایی‌هایی که خوردید، فرق می‌کند.

* ممنون. ادامه بدهید.

ـ بعد هم سراغ ساخت برنامه "39" رفتم. در واقع کم کم به این نتیجه رسیدم که به رادیو نمی‌رسم. تلویزیون به حدی آدم را درگیر می‌کند که دیگر کمتر به کارهای دیگر می‌رسیدم. این بود که رادیو را ول کردم.

* و به انبوه مخاطبانی که در رادیو داشتید، فکر نکردید؟

ـ به هر حال مخاطبان تلویزیون بیشتر بودند و فکر کردم تلویزیون تاثیرگذارتر است، حتی مواردی همچون دوربین مخفی که در رادیو نداشتیم، می‌توانستیم در تلویزیون داشته باشیم.

* برنامه "39" هم در نیمه‌های پخش قطع شد.

ـ فقط 17 قسمت از برنامه "39" پخش شد، در حالی که قرار بود 39 قسمت باشد. وقتی این برنامه تمام شد، دچار افسردگی شدید شدم و کارم به بیمارستان کشید. دائم در خودم بودم. مرتب به این سئوالات فکر می‌کردم که چرا برای یک برنامه این همه زحمت می‌کشیم، مثلا برای ساخت یک سرود 15 روز وقت می‌گذاریم، هزینه و... نمی‌دانم، قاطی کرده بودم. شاید باور نکنید، اما برای آیتم سه دقیقه‌ای دوربین مخفی در برنامه "39" دو روز وقت می‌گذاشتیم. به هر دلیلی این برنامه دیگر پخش نشد.

* پس رادیو و تلویزیون را فیلتر کردید؟

ـ بله، تا اینکه سفیری از طرف آقای خجسته آمد و برنامه "آئینه" را صبح‌های پنجشنبه در رادیو جوان راه‌ انداختیم و عصرها هم برنامه "عصرانه". بعدها این برنامه به شبکه سراسری منتقل شد. یکی دو سال بعد هم نام برنامه "آدینه" شد.

* چرا نام برنامه تغییر کرد؟

ـ چون برنامه "صبح جمعه" مرگ مغزی شده بود و دیگر جواب نمی‌داد و تغییرات هم کارساز نبود. "آدینه" را دو سال و اندی اجرا کردیم. برنامه پرمخاطبی بود و مردم هم تماس‌های زیادی با ما داشتند و بعد هم خداحافظی کردیم.

* اگر دوباره نقبی به دهه 70 بزنیم، شما در اوایل این دهه وارد عرصه دوبلاژ شدید؟

ـ اوایل دهه 70 به واسطه ژاله علو به دوبلاژ معرفی شدم و در کنار ساخت و اجرای برنامه‌های تلویزیونی در دوبله هم مشغول بودم.

* از قرار چند سال بعد دوبلورها نام شما را از فهرست‌شان خط زدند، قضیه چه بود؟

ـ از همان سال دوم و سوم ورودم به دوبلاژ بود که به رل اول گویی رسیدم و بعد مدیر دوبلاژ شدم و چند فیلم و سریال با مدیریت من دوبله شد. در آن سال‌ها رل‌های ماندگاری گفتم، اما فضای دوبله غیر قابل تحمل بود. اگر شما در جایی کار خوبی انجام دهید، رفیق‌تان تشکر می‌کند، اما در دوبله یک رل خوب می‌گفتم با من قهر می‌کردند.

* و اما قصه کنار گذشته شدن شما از دوبله ...

ـ سازمان صدا و سیما کلاسی برای گویندگان جوان تشکیل داد. به یاد دارم من همراه داریوش ارجمند و خانم امیری از 300 تا 400 نفر تست گرفتیم. حدود 70 تا 80 نفر قبول شدند و ما قرار شد به این گویندگان آموزش دهیم. البته قبل از من با گویندگان دیگری صحبت کرده بودند، اما آنها قبول نکردند. وقتی من برای تدریس رفتم، دوستان دوبلاژ فرصت را مناسب دیدند و ضربه‌ای که می‌خواستند به من زدند. نام من را کاملاً از فهرست خط زدند.

* مگر چنین قانونی در دوبلاژ وجود داشت؟

ـ دوستان کاملاً غیر قانونی این کار را انجام دادند. بازیگرانی همچون امین تارخ و ... کلاس‌های بازیگری دارند، آیا بازیگران دیگر آنها را از بازی منع یا به او گلایه کردند؟ مسلماً نه. اما دوستان دوبلاژ از من یک دشمن فرضی درست کردند. فکر می‌کنم یکی از الطاف خداوند بود که من از دوبلاژ بیرون آمدم.

*این اتفاق هم به نوعی برای انجمن گویندگان جوان افتاد؟

ـ انجمن گویندگان جوان را سر کار گذاشتند. آنها را به قرن 21 آوردند و بال و پر دادند. فیلم‌هایشان را برای دوبله به آنها سپردند. بعد دوباره با قدیمی‌ها آشتی کردند و این بچه‌ها را کنار گذاشتند. من شاگردهایی را برای دوبله تربیت کرده بودم و گفتم در آینده آنها زیر دست شما می‌آیند و شما از آنها تست بگیرید اگر خوب بودند، استفاده کنید، ولی چنان سمپاشی کردند که وقتی شبکه تهران فیلم "حیفا" را برای دوبله به من سپرد و به گویندگان قدیمی زنگ زدم، گفتند ما با خائن‌ها کار نمی‌کنیم.

وقتی آنها تنها بودند با من احوالپرسی می‌کردند، اما وقتی با هم بودند، اخم می‌کردند و نشان می‌داد کنار گذاشتن من تصمیم جمعی بوده است. به همین دلیل من با شاگردان خودم فیلم "حیفا" را دوبله کردم. بعد از این فیلم هم چند مجموعه مستند و... برای شبکه‌های چهار و تهران دوبله کردم. بعدها شنیدیم دوستان می‌گفتند لشکر کاردان پشت دروازه‌های تهران رسید.

* با این حساب جنگ شما در دوبلاژ شروع شد؟

ـ نه، چون احساس کردم یک جنگ بی‌معنا است. اگر می‌خواستم، می‌توانستم با بچه‌ها بتازم، ولی متوجه شدم بی‌فایده است. به همین دلیل به شاگردانم گفتم که به سندیکا بروند و پشت سر من هم فحش بدهند تا آنها را بپذیرنند. در طول این سال‌ها حدود 2000 شاگرد داشتم.

* در چه عرصه‌هایی؟

ـ گویندگی و اجرا در رادیو و تلویزیون، گزارشگری، فن بیان و دوبلاژ. از همه دوره‌ها 20 نفر هم جذب سازمان نشدند. در حال حاضر چند نفر در شبکه خبر، دوبلاژ، رادیو و... هستند. برای مدتی هم تاجیکستان از من برای آموزش گویندگان شاغل دعوت کردند. در مجموع شاگردان یاد پدر نمی‌کنند.

* مدتی هم در رادیو پیام بودید؟

ـ بله، دوشنبه‌ها از ساعت شش تا 10 شب اجرا داشتم. بعد از یکی دو سال روزهای اجرایم به چهارشنبه‌ها منتقل شد. به یاد دارم چند کتاب را زیر بغل می‌زدم و سر این برنامه می‌رفتم. فریبرز گلبن تهیه‌کننده برنامه هم موسیقی‌های خوبی انتخاب می‌کردم. یک آرم پلنگ صورتی هم داشتیم و درباره چیزهای صورتی کشور می‌گفتم، مثل آموزش و پرورش صورتی و ... در واقع من از هر فرصتی که پیش می‌آمد برای نیشگون گرفتن خوب استفاده کردم، حتی در مطبوعات.

* از فعالیت‌تان در مطبوعات بگویید؟

ـ مدت زیادی در روزنامه جام جم برای ستون طنز مطلب می‌نوشتم و از آقای لاریجانی بگیر تا وزارتخانه‌ها، دادگاهها و... جایی از دست من در امان نبود. بعد برای اینکه ننویسم یا ... گفتند دیگر خطم را نمی‌توانند چاپ کنند. مدتی هم در مجله همشهری می‌نوشتم. آن زمان هنوز روزنامه همشهری منتشر نمی‌شد و این مجله ماهنامه بود. در این مجله چهار صفحه نیشخند هم داشتم. در روزنامه‌های اعتماد و تهران امروز هم نوشتم. معمولا هر جا نوشتم بسته شد.

در این سال‌ها فعالیت‌های مختلفی در مطبوعات، رادیو و تلویزیون داشتم، اما هیچیک به اندازه "عصرانه" و "نوروز 72" نبود. نویسندگی و کارگردانی "نوروز 75" را هم به عهده داشتم. اولین اخبار عربی آنجا پخش شد. "نوروز 76" را هم ساختم. تا اینکه سال 83 هم تولید برنامه "صندلی داغ" شروع و از من به عنوان مجری دعوت شد.

* پس چرا صندلی داغ را ترک کردید؟

ـ قبل از پذیرفتن اجرای "صندلی داغ" با آنها شرط کردم این صندلی باید داغ باشد و تا زمانی که صندلی داغ باشد در خدمت‌تان هستم، ولی متاسفانه این صندلی به یخی گراید و مسئولان نیامدند یا دعوتشان نکردند، به همین دلیل من هم از برنامه رفتم.

* بعد از رفتن شما از "صندلی داغ" جو بدی درست شد و برخی می‌گفتند شما پول زیادی برای اجرا می‌خواستید و شبکه قادر به پرداخت آن نیست؟

ـ بله این جو درست شد، در حالی که اینطور نبود و من به دلیل یخ شدن صندلی داغ برنامه را ترک کردم، حتی به گوش ضرغامی رساندند که من پول زیادی می‌خواهم و مدیر وقت شبکه دو هم همین حرف را به آقای ضرغامی گفته بودند، اما در ملاقاتی که با ضرغامی داشتم که از من پرسیدند چرا "صندلی داغ" را ترک کردم، گفتم مسئله پول نیست، چرا که این برنامه غیر از من چیزی نداشت، فقط دو صندلی داشت، نه کارگردانی، نه گریم و... گزارش‌های مردمی را هم از رفیق‌هایشان تهیه می‌کردند.

* سئوالات را چه کسی طراحی می‌کرد؟

ـ طراح محمد مهاجری بود، اما من فقط چند سئوال اول را می‌پرسیدم و بعد با توجه به تیپ میهمان و... سئوالاتی را می‌پرسیدم. بعد از ترک برنامه از من پرسیدند چه کسی را برای اجرا بیاورند. من هم زنده‌یاد نوذری و احمد نجفی را پیشنهاد دادم. نوذری خوب بود، نجفی هم همینطور، ولی دیگر "صندلی داغ" به لحاظ اجرا و میهمان داغ نبود و برنامه‌ای برای کسب روزی شد.

البته دو بار من را خرکش کردند و در هفته‌های دفاع مقدس و بسیج چند برنامه اجرا کردم. همچنین از دفتر قالیباف هم با من تماس گرفتند آیا من برنامه را اجرا می‌کنم. گفتم نه، اما اگر شبکه قبول کند حرفی ندارم و برنامه را اجرا می‌کنم. البته میسر نشد. در مجموع خوشحالم که با شخصیت‌های مهمی صحبت کردم، از معاون خاتمی گرفته تا سرداران جنگ، آقای محسن رضایی و... گفتگوهای مفید و بی‌محابایی با شخصیت‌های درشت داشتم.

* دوست داشتید با چه کسی در برنامه "صندلی داغ" گفتگو کنید که نشد؟

ـ خیلی دوست داشتم با آقای هاشمی رفسنجانی گفتگو کنم، اما نشد یا دوستان نخواستند. آقای خاتمی را هم چند بار دعوت کردیم، ولی نیامد.

* چه آینده‌ای برای این برنامه پیش‌بینی می‌کردید؟

ـ خیلی دوست داشتم این برنامه روزی به جایی برسد که بالاترین مقام‌های نظام در برنامه دعوت شوند. متاسفانه هدف برنامه تغییر کرد و پیرو آن کیفیت هم عوض شد. گفتگوی آقای رضایی را خیلی دوست داشتم. به یاد دارم در آن برنامه او بعد از سئوالی که کردم، اشک ریخت و این قشنگ بود، اما وقتی برنامه تبدیل به پرسیدن سئوالاتی از جمله قهوه‌ای خوب است یا رنگ دیگر؟ چند کیلو هستی و... کیفیت آن تغییر کرد.

* برویم سراغ برنامه "شبکه سه و نیم" و شوخی‌هایی که در این برنامه با شخصیت‌ها می‌کردید.

ـ در این برنامه شوخی‌هایی با سهیل محمودی کردیم که هنوز هم بعد از این همه سال ول نکرده و مرتب می‌گوید دوستان ادای من درنیاورید یا ادای آقای سلوکی را درمی‌آوردیم. تفسیرهای خبری و ... را نقد می‌کردیم یا برای شهرام جزایری سرود ساختیم. البته زمان پخش این برنامه با مجموعه "برره" یکی شد و بهنوش بختیاری را با کتک از ما گرفتند. همچنین هادی کاظمی را هم از برنامه ما گرفتند و حسام دو برره کردند.

* وقتی اواسط دهه 70 صدای استاد خرناس را در رادیو شنیدم، ذهنیتی از او پیدا کردم و وقتی تصویر او را در تلویزیون دیدم این ذهنیت به هم ریخت. دوست نداشتید شخصیت خرناس را رادیویی نگه می‌داشتید؟

ـ بله، خوب بود اگر رادیویی می‌ماند، ولی من به آدمی احتیاج داشتم عین خرناس که خل و چل و بهلول‌صفت باشد. حرف‌هایش هم جدی باشد و هم نه. عین این را در تلویزیون می‌خواستم، ولی با زمان کمی که داشتم، نمی‌توانستم تیپی خلق کنم و برای مردم هم جا بیفتد. البته ابتدا قرار بود برنامه هفتگی پخش شود، ولی بعد شبانه شد. به یاد دارم تصویربرداری قسمت اول یکماه طول کشید، برای قسمت دوم دو روز و برای قسمت سوم نصف روز وقت داشتیم.

البته از این نوع تصویربرداری حالم به هم می‌خورد. بعدها خودم متاسف شدم که کاش خرناس همینطور می‌ماند مثل آقای نوذری که شخصیت ملون را داشت. شاید خرناس را هر کس طوری تصور می‌کرد. دلم می‌خواست این موجود بیاید تا به وسطه او حرف‌هایم را بزنم. کار قشنگی نبود او را به تلویزیون آوردم، نباید این کار را می‌کردم. البته اگر حمایت می‌شد، خرناس می‌گرفت.

* پس خودتان معتقدید خرناس در تلویزیون گل نکرد؟

ـ نه، الان هم نمی‌توانم بگویم خرناس نگرفت. شبکه سه و نیم جای خودش را داشت و قشر دانشجو و فرهیخته مطلب سه و نیم را گرفتند. وقتی زیرنویس می‌کردیم بازنشستگان عزیز نگران رئیس مجلس نباشید حالشان خوب است، متوجه می‌شدند.

* قصد ندارید سری جدید شبکه سه و نیم را دوباره بسازید؟

ـ نه، من توبه کردم، چرا که مدیران تحمل برخی مطالب را ندارند و هر شب که برنامه پخش می‌شد 20 تا 30 فاکس می‌آمد. ما عادت کردیم برنامه‌هایی را ببینیم که نخود بخورند و عشق در کنند. اتفاقاً یکی از مدیران شبکه به من گفت طنز بسازم، گفتم طنز کوچه‌ای باریک و بن‌بست است که ته آن عطاران است و دیگر نمی‌توان از آن رد شد. من مانده‌ام سال بعد تلویزیون می‌خواهد در عرصه طنز چه بکند؟ متاسفانه از برخی طنزها در مجموعه‌ها استفاده می‌شود که نمی‌توان در یک جمع عمومی استفاده کرد. نمی‌دانم چرا با فحش می‌خواهند مردم را بخنداند؟ من اهل اینطور خنداندن مردم نیستم.

* شما در سه دوره محمد هاشمی، علی لاریجانی و عز‌ت‌الله ضرغامی در صد او سیما حضور داشتید، در کدام دوره راحت‌تر بودید؟

ـ در همه دوره‌ها در عرصه رادیو خیلی راحت بودم، در عرصه تلویزیون هم اگر تفاوت‌هایی بوده، تغییر در نگرش حکومت بود نه در مدیریت سازمان. یک موقع اگر ریتم موسیقی تند می‌شد، غیر قابل پخش بود. اوایل انقلاب در زمان آقای هاشمی موسیقی غیر قابل پخش بود. تقصیر او نبود، جو اینطور بود، ولی در زمان آقای لاریجانی موسیقی پاپ راه افتاد، در حالی که در دوره قبلی اجازه پخش این نوع موسیقی را نداشتیم.

* نظرتان درباره دوره مدیریت آقای خجسته چیست؟

ـ زمان مدیریت آقای خجسته دوران طلایی من در رادیو بود. امیدوارم در دوره آقای صوفی هم باشد وگرنه می‌شویم همان شیر بی یال و دم و اشکم. من همیشه منطقی حرکت می‌کنم. دلم می‌خواهد از تمام کسانی که انتقاد می‌کنم بدانند من دشمن‌شان نیستیم. تیتراژ پایانی برنامه "عصرانه" که به زودی از رادیو ایران پخش می‌شود، تیتراژ پایانی شبکه سه و نیم است. من اگه عیب تو رو می‌گم، تو رو دوستت دارم.

* ولی اکثر بچه‌های رادیو نگرانند که رادیو به اندازه دوره قبل پررونق نباشد؟

ـ این را می‌توان خیلی زود فهمید. وقتی تلویزیون مدیرش تغییر می‌کند شش ماه طول می‌کشد تا تغییرات روی آنتن مشخص شود، ولی رادیو به یک تا دو ماه نمی‌رسد. باید صبر کرد، الان قضاوت زود است. در مجموع من نگران نیستم.

* در این سال‌ها چه هدفی را دنبال می‌کردید؟

ـ در این سال‌ها هدفم این بود که مردم را بخندانم و وسط خنده هم بگویم در کدام قسمت یک وزارتخانه یا نهاد و سازمان اشکالی هست. حالا اگر این کار گناه است یا مباح، بگذارند بگوییم.

* حالا با رویکرد قبلی رادیو جوان موافق بودید؟

ـ مدتی پیش مهران دوستی از رادیو جوان با من تماس گرفت. پنج گوینده در استودیو بودند. همان جا گفتم من با شما نیستم، اما به رادیو جوان می‌گویم تند می‌روی جوان ترسم فرومانی. فکر می‌کنم فروماند. طنز با فحش فرق می‌کند. رادیو جوان در یک زمانی بیخود می‌تاخت. اگر یکروز می‌گویم شهرداری بد است، فردا باید بگویم مسئولان محترم شهرداری ممنون از اینکه یادگار را ادامه دادید به سئول رسیدید.

اگر یک روز از اتوبوس‌رانی گلایه می‌کنم، فردا بگویم  آقای مترو ممنون که با صد تومان از میرداماد تا بهشت زهرا می‌برید. همه اشکالات به دولت برنمی‌گردد. مگر وقتی ساعت یک شب میهمان از خانه‌ام می‌رود و بعد یکساعت با سر و صدا خداحافظی می‌کنم و دو ساعت هم بوق می‌زنم، باید وزارت میهمانی داشته باشیم؟ به نظرم باید از خودمان هم انتقاد کنیم. باید یک آینه صاف نه محدب و مقعر باشیم. فقط سیاهنمایی کردن قشنگ نیست... من چقدر حرف می‌زنم!

* در رادیو هم خیلی حرف می‌زدید و اگر موسیقی پخش نمی‌شد، معمولاً به حرف زدن ادامه می‌دادید؟

ـ بله، همینطور است. در مجموع فکر می‌کنم رادیو جوان و طنزپردازان یک موقع تند رفتند. خوب بود آهسته و پیوسته باشد. به یاد دارم زمان آقای خاتمی که شعارشان آزادی بیان بود، یکروز در رادیو گفتم نفت خیلی گران شد، مرغ هم گران شد، چرا؟ در آن سال یکی از وزیران در روزنامه خود نوشت کاردان در برنامه به مواضع اقتصادی خاتمی حمله کرد. من هم در کمال پررویی هفته بعد در برنامه گفتم من به مواضع آقای خاتمی کار ندارم، بلکه به مواضع مرغ حمله کردم. اگر در برنامه انتقاد نکنیم، می‌گویند برنامه بی‌مزه است. اگر انتقاد کنیم می‌گویند سوپاپ هستید!

* وضعیت گویندگی در رادیو و تلویزیون در دو دهه اخیر را چطور ارزیابی می‌کنید؟

ـ در کمال شجاعت می‌گویم گویندگی و اجرا در سازمان صدا و سیما دچار اشکال است. صداها خوب نیست. برخی گویندگان و مجریان لوازم اولیه را ندارند. یک گوینده باید مخارج حروفش درست باشد. وقتی گوینده‌ای هنوز بلد نیست دمشق را درست تلفظ کند، چرا باید گوینده شود؟ متاسفانه تاکیدهای برخی گویندگان در خبر اشتباه است.

* در دوبله چطور؟

ـ دوبله هم خیلی مشکل دارد... متاسفانه اکثر گویندگان و گزارشگران فوتبال تلفظ اشتباه در گزارش‌هایشان دارند.

* آیا در این باره هشداری به رئیس سازمان صدا و سیما هم داده‌اید؟

ـ به آقای لاریجانی گفته بودم، فکر می‌کنم به آقای ضرغامی و آقای خجسته هم گفتم، حتی پیشنهاد دادم حاضرم دو سال از زندگی‌ام را بگذارم و این وضعیت را درست کنم. گویندگی و اجرا پیشانی صدا و سیما است. صدا باید قشنگ باشد، گوینده باید خوب حرف بزند نه اینکه ادا دربیاورد. در این سال‌ها ثابت کردیم گوینده، طنزپرداز و... خوب زیاد داریم. به نظرم گویندگی سازمان دچار اشکال بزرگی است و کسی هم به فکرش نیست.

من اجرای برخی مجری‌ها را قبول ندارم. جنس صدای آنها می‌گوید که من با شما صادق نیستم. آنها همچون گیاهانی هستند که به واسطه حصیر ایستاده‌اند و اگر حصیر را بردارید، می‌افتند. نباید فکر کنید با دو نفر صحبت کردید، گل کرد کار بزرگی کردید. من سخت‌ترین سئوالات را از رضایی پرسیدم، اما هرگز از حوزه احترام خارج نشدم یا فردی را با نام کوچک صدا نکردم.

* و مجری محبوب شما؟

ـ در حال حاضر امیرحسین مدرس را خیلی دوست دارم و در حال غایب هم اسماعیل میرفخرایی. بقیه هم مثل خودم هستند.

* به نظرم مدرس کوچک شده شماست؟

ـ می‌دانید چه چیزی از مدرس من را شیفته کرده، او خودش است و ادا درنمی‌آورد. سواد قرآنی و حوزوی دارد. سواد ادبی‌اش بیش از حد بالا است. صدای خوبی دارد و خیلی خوب هم ساز می‌زند.

* از شاگردانتان بگویید؟

ـ حسین رفیعی خوبه، بیژن بنفشه‌خواه کمی مثل خودش مانده، علی سلیمانی خیلی خودش را خوب حفظ کرد و برای بازی در هر فیلمی نرفت. کیهان ملکی خیلی خوب بود، اما محو شد. مهران غفوریان خودش را بدبخت کرد و...

*نظرتان درباره طنز "زیر آسمان شهر" چه بود؟

ـ خیلی خوب بود. فقط چند اشکال کوچک داشت، چرا که هر روز به یکی از معضلات می‌پرداخت. همان زمان هم گفتم بهتر است سری‌های بعدی این مجموعه ساخته نشود، اما ادامه پیدا کرد و متاسفانه داغون هم شد. متاسفانه دور باطل حرکت در صدا و سیما است. من خودم در هر برنامه که رفتم شرط گذاشتم، الان هم به من می‌گویند، چرا نمی‌آیی؟ می‌گویم نمی‌شود 24 ساعت جلو دوربین باشید. باید برای هر برنامه زمان کافی گذاشت.

 و سئوال آخر. چطور شد بازی در مجموعه‌‌های "کلاه پهلوی" و "نردبام آسمان" را پذیرفتید؟

ـ با پیشنهاد محمدرضا شریفی‌نیا در "کلاه پهلوی" بازی کردم. نقش جمال شیر رئیس امنیت کل کشور را بازی کردم. گریم خوبی داشتم و چهره‌ام متفاوت شده. در مجموعه "نردبام آسمان" هم نقش مسعود طبیب پدر غیاث‌الدین جمشید کاشانی را بازی می‌کنم. صدایم را فقط در زمان پیری مسعود تغییر داده‌ام.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 نگاهي به بازي هايي كه داوران فيلم فجر ناديده گرفتند
 
بازيگراني كه ديده نشدند

 
جشنواره فيلم فجر با تمامي فراز و نشيب ها و حاشيه هايش به پايان رسيد. سال هاي گذشته درباره نحوه داوري ميان داوران و سينماگران و مطبوعات، مناقشه هاي بسياري صورت مي گرفت. اما امسال پس از معرفي برگزيدگان و اهداي جوايز، كمتر به حواشي داوري ها پرداخته شد. اما بي شك مهم ترين و جذاب ترين بخش برگزيدگان براي تماشاگران عام و خاص، بخش بازيگري مرد و زن جشنواره است. به همين سبب فهرست نامزدها و اعلام برگزيدگان نهايي اين دو بخش، همواره مورد بحث و بررسي محافل سينمايي و مطبوعات بوده و هست: «آيا آن ها كه سيمرغ گرفتند مستحق اين جايزه بودند؟» «چرا به فلان بازيگر جايزه اي تعلق نگرفت» و... امسال نيز همانند سال هاي گذشته، بازي برخي بازيگران با وجود تاثيرگذاري و درخشان بودنشان، چندان مورد توجه داوران قرار نگرفت.در اين مطلب با نگاهي به برخي از اين موارد به بررسي آن ها پرداخته شده است.

محمد مطيع- ترديد
مطيع پس از دو دهه دوري از سينما، بازگشت خوبي به اين عرصه داشت و انتظار مي رفت بازي وي، مورد توجه داوران قرار گيرد. آن هم در فيلمي كه در ده رشته نامزد دريافت جايزه شده بود. نقش «انوري» در فيلم «ترديد» جديدترين ساخته «واروژ كريم مسيحي» ، برخلاف ديگر شخصيت هاي اين اثر، فراز و نشيب ها و ويژگي هاي خاصي داشت. با اين كه حضور محمد مطيع در «ترديد»، با دشواري هاي زيادي همراه بود، اما فرجام درخشاني براي وي داشت؛ به گونه اي كه تماشاگران و منتقدان بازي مطيع را در «ترديد»، به يادماندني توصيف كردند.

 

 

از ميان بازيگران پرشمار فيلم «ترديد»، تنها «ترانه عليدوستي» و «حامد كميلي»، در ميان فهرست نامزدهاي دريافت سيمرغ بلورين بازيگري جاي گرفتند. «مطيع» كه زمان فيلم برداري «ترديد»، براي بازي در مجموعه تلويزيوني «عمارت فرنگي» قرارداد بسته بود، مجبور شد در سكوت خبري در اين فيلم بازي كند. به همين سبب نام او در پايان مرحله فيلم برداري «ترديد»، در ميان بازيگران اين فيلم جاي گرفت. بيشتر بينندگان مجموعه هاي تلويزيوني، «محمد مطيع» را با سريال هاي «سلطان و شبان» -وزير اعظم-، اميركبير و «شاه شكار» به ياد مي آورند.

بهرام رادان- ترديد، زادبوم، بي پولي
بهرام رادان پس از گرفتن آن سيمرغ جنجالي براي بازي در فيلم «سنتوري» اثر داريوش مهرجويي، دومين سال است كه نامش در ميان نامزدهاي بازيگري جشنواره به چشم نمي خورد. وي سال گذشته با فيلم «كنعان» ماني حقيقي، در جشنواره فجر حضور داشت. اما امسال در سه فيلم «بي پولي» حميد نعمت ا...، «زادبوم» ابوالحسن داوودي و «ترديد» واروژ كريم مسيحي، ايفاي نقش كرد. بنا به شنيده ها بازي وي در «زادبوم» و «ترديد»، به شدت مورد توجه هيئت داوران قرارگرفته بود.
 
 
 
 
 
اما در كمال شگفتي، وي در ميان ده نامزد «ترديد» و پنج نامزد «زادبوم» جايي نداشت. فيلم هايي كه به گمان بسياري از منتقدان و تماشاگران، انتظار مي رفت بازي بهرام رادان در آن ها، مورد توجه داوران قرار گيرد. «بي پولي» حميد نعمت ا... هم تنها در يك رشته، نامزد بازيگري براي «ليلا حاتمي» را، به همراه داشت. رادان، در اين فيلم، كه از معدود فيلم هاي كمدي كارنامه حرفه اي اش به شمار مي رود، بازي به مراتب بهتري نسبت به «ترديد» داشت. در «زادبوم» هم با وجود كوتاه بودن نقشش، حضوري قابل تأمل داشت. در شرايطي كه تكرار نام برخي بازيگرها، در ميان نامزدهاي دريافت جايزه و حتي سيمرغ گرفتنشان، تبديل به امري عادي شده است، نام بهرام رادان مي توانست در ميان فهرست نامزدهاي امسال جشنواره جاي گيرد.

حامد بهداد- شبانه روز
خوب بازي كردن «حامد بهداد» در فيلم ها، ديگر براي بيشتر منتقدان و تماشاگران عادي شده است. شايد به همين سبب است كه براي دومين سال پياپي نام وي، در فهرست نامزدهاي بهترين هاي بازيگري جشنواره به چشم نمي خورد. حامد بهداد، متفاوت ترين نقش فيلم «شبانه روز» اميد بنكدار و كيوان علي محمدي را ايفا كرد.
 
 
 
 
 
 نقشي كه خيلي ها بدون آگاهي قبلي از حضور وي در اين فيلم، محال است شخصيت او را در «شبانه روز» تشخيص دهند. اين متفاوت بودن و كليشه زدايي، همان ويژگي انتخاب هاي حامد بهداد، در چند سال اخير است. شايد بسياري سپردن اين نقش را به يك بازيگر جوان، غيرمنطقي بدانند. اما نمي شود ريسك بزرگ بهداد را در قبول اين نقش ناديده گرفت. ريسكي كه كمترين بازتاب آن، مي توانست نامزد شدنش، در جشنواره بيست و هفتم باشد.

شقايق فراهاني- وقتي همه خوابيم
به جرأت مي توان گفت كه متفاوت ترين بازي «شقايق فراهاني»، پس از «ليلا»ي مهرجويي، در فيلم بهرام بيضايي رقم خورد. اگرچه اين موضوع، از ابتدا هم قابل پيش بيني بود.

 

 

 

شقايق فراهاني كه چند سالي است، در فيلم هاي درجه چندم بازي مي كند، در «وقتي همه خوابيم» در جاي درستي قرار گرفت، تا مشخص شود توانمندي و قابليت بازي در نقش هاي ديگري را هم دارد. حضور شقايق فراهاني در فيلم بهرام بيضايي هرچند كوتاه بود، اما براي منتقدان و تماشاگران، تاثيرگذار و باورپذير از كار درآمده است. به ويژه آن كه او در اين فيلم، نقش برادرزاده سرمايه گذار فيلمي را بازي مي كند كه پيش از وي، يك بازيگر مشهور نقش اصلي آن را برعهده داشت. البته گريم «سعيد ملكان» كمك زيادي به شقايق فراهاني، براي ايفاي اين نقش و باورپذيري آن كرده است. به همين سبب تماشاگران و منتقدان جشنواره، بازي فراهاني را پسنديدند.

هرچند به دليل مشكلاتي كه براي خواهرش- گلشيفته فراهاني- رخ داد، ناديده گرفتن بازي وي چندان هم دور از انتظار نبود.

پانته آ بهرام- پستچي سه بار درنمي زند
نقش «پانته آ بهرام» در فيلم «حسن فتحي»، از آن نقش هايي بود كه مي توانست مورد توجه هيئت داوران، قرار گيرد. شايد به اين سبب كه شخصيت وي كه نمونه اش را فقط مي توان در فيلمفارسي هاي پيش از انقلاب، سراغ گرفت مانع از آن شد كه نام وي در ميان پنج نامزد دريافت سيمرغ بازيگري قرار گيرد.
 
 
 
 
 
 با وجود كوتاه بودن نقش «پانته آ بهرام»، به سبب برخي مميزي ها، «مهوش» -پانته آ بهرام- در «پستچي سه بار در نمي زند»، از ديگر شخصيت هاي فيلم بيشتر به چشم مي آيد. البته اين موضوع شامل ديگر شخصيت اين فيلم، يعني «امير جعفري» هم شد. بده بستان هاي ابرام غيرت -امير جعفري- و مهوش -پانته آ بهرام- با آن ديالوگ هاي شيرين حسن فتحي، هرچند خيلي زود به ديگر طبقه هاي فيلم كات مي خورد، اما به دل تماشاگر مي نشيند. شايد بتوان موفقيت بازي اين زوج را در فيلم «پستچي سه بار در نمي زند»، به همكاري قبلي «بهرام» و «جعفري» در تئاتر نسبت داد. پانته آ بهرام دو سال پيش، براي بازي در فيلم «بچه هاي ابدي» ساخته پوران درخشنده، از جشنواره فيلم فجر سيمرغ بازيگري گرفت. اتفاقي كه مي توانست امسال هم تكرار شود، اما نشد!

حسام نواب صفوي- وقتي همه خوابيم
در حالي كه نزديك بود «نواب صفوي» به يك تيپ كليشه اي در فيلم هاي سينمايي كمدي سطحي تبديل شود، فيلم بهرام بيضايي، روي ديگري از بازيگري او را نشان داد. خيلي ها زماني كه نام «حسام نواب صفوي» را، در ميان بازيگران فيلم جديد بيضايي ديدند، به اين انتخاب استاد خرده گرفتند. اما نواب صفوي از پس ايفاي اين نقش به خوبي برآمد. او مرز ميان اغراق و واقعيت را به درستي تصوير كرد، تا «وقتي همه خوابيم» در لحظاتي شيريني خاصي داشته باشد.
 
 
 
 
نواب صفوي در «اخراجي ها٢» نيز نقش متفاوتي ايفا كرد. نقشي كه مشابه آن را در «اخراجي ها» «كامبيز ديرباز»، برعهده داشت. قرار گرفتن نام حسام نواب صفوي در ميان نامزدهاي بازيگري جشنواره امسال، مي توانست تشويقي براي حضور متفاوت اين بازيگر در سينما باشد. نكته اي كه البته براي «شقايق فراهاني»، «عليرضا جلالي تبار» و «مژده شمسايي» هم اتفاق نيفتاد.

پوريا پورسرخ- عيار ١٤
بازي متفاوت وي در فيلم «پرويز شهبازي»، خيلي به چشم منتقدان و تماشاگران آمد. بازي درخور توجه «پوريا پورسرخ» و بقيه بازيگران فيلم «عيار ١٤»، نخستين نكته اي بود كه تماشاگران اين فيلم، به آن اعتراف مي كنند.

 

 

نقش احسان «عيار١٤» -پوريا پورسرخ- هرچند كوتاه اما تاثيرگذار بود، به ويژه در تقابل با دو شخصيت ديگر فيلم، يعني «محمدرضا فروتن» و «كامبيز ديرباز».بازي پوريا پورسرخ را در آن سكانسي كه با محمدرضا فروتن وارد معامله مي شود، به ياد بياوريد. شايد اگر «فروتن» و «ديرباز» براي «عيار ١٤» نامزد نمي شدند، نام پوريا پورسرخ، در ميان فهرست نامزدهاي بازيگري نقش دوم قرار مي گرفت. البته «عيار ١٤» براي پورسرخ، سرآغازي جديد در عرصه بازيگري است. بازي در نقش هاي كوتاه و متفاوت كه اين اواخر، در فيلم هاي حميدنژاد (آناهيتا) و نادر طريقت (نويسنده) نيز تكرار شده است.

امير جعفري- بي پولي
جعفري امسال دو فيلم در جشنواره داشت كه اتفاقا هر دو فيلم، جزو شاخص ترين آثار جشنواره بود. هرچند «بي پولي» هم چون فيلم پيشين «حميد نعمت ا...» -بوتيك- با بي توجهي داوران روبه رو شد. اما نقش آفريني بازيگران «بي پولي»، همانند «بوتيك» قابل توجه بود. امير جعفري در كنار «بابك حميديان» و «سيامك انصاري» نقشي كوتاه اما متفاوت داشت. گروه بازيگران «بي پولي» دقيقا شبيه همان جمعي بود كه در خانه مجردي جهان -محمدرضا گلزار- در «بوتيك» ديده بوديم. آدم هايي شبيه خودمان كه هر روز آن ها را، در اطرافمان مشاهده مي كنيم.

 

امير جعفري در فيلم «پستچي سه بار در نمي زند»، نيز حضوري درخشان، تاثيرگذار و باورپذير داشت. «ابرام باغيرت» يك كلاه مخملي دهه پنجاه است كه عاشق يك زن مي شود. امير جعفري خيلي خوب از پس ايفاي اين نقش برآمده است. به ويژه ديالوگ هاي پرطمطراق و طولاني حسن فتحي، از زبان وي بسيار باورپذير از كار درآمده است.

ماني حقيقي- درباره الي
چه كسي فكر مي كرد در فيلم شلوغ و پربازيگر «درباره الي» اصغر فرهادي، شخصي به نام «ماني حقيقي» قد علم كند. جدا از بازيگري يك دست ماني حقيقي- كارگردان فيلم كنعان- نخستين تبريك را بايد به اصغر فرهادي، براي اين انتخاب درست گفت. وقتي نام «ماني حقيقي» و «پيمان معادي» در ميان فهرست بلندبالاي بازيگران «درباره الي» ديده شد، كمتر كسي فكر مي كرد اين دو نفر بتوانند در ميان بازيگراني چون «گلشيفته فراهاني»، «ترانه عليدوستي»، «مريلا زارعي»، «شهاب حسيني» و «صابر ابر» خودي نشان دهند. ماني حقيقي خيلي به شخصيت روزمره ما شباهت دارد.

 

 

او حتي مثل يك بازيگر حرفه اي، خيلي خوب توانسته است مرز ميان شادي و فاجعه را رعايت كند. براي اثبات اين ادعا كافي است دو سكانس از دو نيمه فيلم «درباره الي» را به خاطر آوريد. پايكوبي سرشار از شادي امير با احمد -شهاب حسيني- كه سپيده -گلشيفته فراهاني- هم همسرش را همراهي مي كند. اما در نيمه دوم فيلم امير موبايل به دست و مستأصل و هاج و واج، «سپيده» را نگاه مي كند، تا بدان جا كه خونش به جوش مي آيد. از اين فصل هاي درخشان در فيلم «درباره الي» كم نيست. انصافا ماني حقيقي، يكي از روان ترين بازي هاي اين فيلم را، ارائه كرد.

بازيگراني كه در فهرست نبودند
محمدرضا فروتن در فيلم «شبانه روز»، آتيلا پسياني (صداها)، نيكي كريمي (شبانه روز)، رويا نونهالي (صداها)، ميكائيل شهرستاني (صداها)، رويا تيموريان (پستچي سه بار درنمي زند) و (زادبوم) علي مصفا و پريوش نظريه (دوزخ، برزخ، بهشت)، مژده شمسايي (وقتي همه خوابيم)، حبيب رضايي (بي پولي)، فرشته صدرعرفايي (بيست)، علي نصيريان (پستچي سه بار درنمي زند)، فريبا كوثري (سوپراستار)، نسرين مقانلو (سوپراستار)، نازنين فراهاني (صداها)، فريبرز عرب نيا (صندلي خالي)، زنده ياد خسرو شكيبايي (حيران)، رضا كيانيان (صداها)، حبيب رضايي (بيست)، حميد فرخ نژاد (پوسته)، باران كوثري (حيران) و... از ديگر بازيگراني هستند كه با وجود ارائه بازي هاي درخشان، روان، تاثيرگذار و باورپذير، نامي از آن ها در فهرست نامزدهاي بازيگري جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر به چشم نمي خورد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه هفدهم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 اخراجي‌ها2، سوپراستار، شبانه‌روز و وقتي‌همه‌خوابيم در راه اكران نوروز88
 

 4 فيلم ايراني «اخراجي‌ها2»، «سوپراستار»، «شبانه‌روز» و «وقتي‌همه‌خوابيم» براي نمايش در اكران نوروز 88 شانس بالايي دارند.


 در حالي كه كم‌تر از 13 روز به پايان سال 87 زمان باقي است و طبق روال سال‌هاي گذشته، فيلم‌هاي نوروزي بايد نمايش خود را آغاز كنند، امسال به دليل تحولات ايجاد شده در آئين‌نامه نمايش فيلم‌هاي ايراني، هنوز تكليف قطعي اكران نوروزي اعلام نشده است.
بنا بر اين گزارش، در حالي كه اعلام رسمي اسامي فيلم‌هاي اكران نوروز 88 به تصويب نهايي و اجراي آئين‌نامه جديد اكران موكول شده و بر اساس اعلام رئيس شوراي صنفي نمايش تا قبل از آن، عقد قرار داد و اعلام اسامي فيلم‌ها قانوني نيست، اما گمانه‌زني‌ها نشان از قطعيت نمايش 4 فيلم جديد ايراني در گروه‌هاي مختلف دارد و بعد از اعلام رسمي آئين‌نامه و به دليل كمبود زمان تا آغاز سال 88، احتمال نمايش اين 4 فيلم را بايد نزديك به واقعيت و تا حد زيادي قطعي دانست.
«اخراجي‌ها2» ساخته «مسعود ده‌نمكي»، «سوپر استار» ساخته «تهمينه ميلاني»، «شبانه روز» ساخته «كيوان علي‌محمدي و اميد بنكدار» و «وقتي همه مي‌خوابيم» ساخته «بهرام بيضايي»، 4 فيلمي هستند كه در راه اكران نوروزي 88 قرار دارند.
از اين بين، فيلم «اخراجي‌ها2» در ادامه اكران «اخراجي‌ها» در نوروز 86، زمينه لازم را براي موفقيت در اختيار دارد و فيلم‌هاي «سوپراستار» و «شبانه‌روز» نيز دو فيلم پرمخاطب جشنواره امسال بودند كه توانايي ارتباط با مخاطبان سينماي ايران را دارند ضمن اين كه «بهرام بيضايي» براي فيلم «وقتي همه خوابيم» در بخش بين‌الملل جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر توانست به سيمرغ بلورين بهترين فيلم از نگاه تماشاگران دست يابد.
اين 4 فيلم در بيست‌وهفتمين جشنواره فيلم فجر اكران شده‌اند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه هفدهم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 چهره‌های سال 87 سینمای ایران
 
بازیگران پرکار و برگزیده، فیلمسازان جوان و پیشکسوت با جوایز معتبر از جشنواره‌های داخلی و خارجی و سینماگران فعال چهره‌های شاخص سینمای ایران در سال 87 بودند.

 دومین بخش از مرور سینمای ایران در سال 87 به چهره‌های برجسته در عرصه‌های مختلف اختصاص پیدا کرده است. چهره‌هایی از میان کارگردانان که از وجوه مختلف و چه بسا متفاوت به جایگاه سینمای ایران در این سال اعتباری خاص دادند.

در این فهرست فیلمسازانی با وجهه جهانی در کنار پیشکسوتانی که پس از سال‌ها حضور خود را در عرصه فعالیت ثبت کردند، دیده می شوند. در این میان فیلمسازان جوان نیز که جرقه‌های حضوری درازمدت و بادوام را می‌دهند سهمی عمده را به خود اختصاص داده‌اند.



هر چند می‌توان از هنرمندان عرصه‌های مختلف چون بازیگری، فیلمنامه‌نویسی، فیلمبرداری و ... نیز نام برد که توانسته‌اند وجهی از تخصص خود را در سینمای امسال و فیلم‌های اکران شده و به نمایش درآمده در جشنواره‌ها پررنگ کنند.

به این ترتیب زوج پرکار بازیگری فصل بهار؛ نیوشا ضیغمی و حمید گودرزی، فصل تابستان؛ گلشیفته فراهانی و محمدرضا فروتن و پاییز؛ پگاه آهنگرانی، شهاب حسینی و محمدرضا فروتن بودند که به واسطه فیلم‌هایی که روی اکران داشتند جزء پرکاران هر فصل قرار گرفتند.

در فصل زمستان نیز به واسطه برگزاری بیست و هفتمین جشنواره فجر بازیگرانی که بیشترین تعداد فیلم را داشتند، پرکارترین‌ها بودند. مهتاب کرامتی و محمدرضا فروتن بازیگرانی بودند که به ترتیب با چهار و پنج فیلم پرکارترین‌ها بودند. به این ترتیب فروتن با پرکاری در فصل‌های تابستان، پاییز و زمستان به نوعی چهره بازیگری برگزیده سال محسوب می‌شود.

محمدرضا فروتن امسال فیلم‌های "زن دوم"، "خاک سرد"، "حس پنهان"‌، "کنعان" و "دعوت" را بر اکران سینماها داشت و در جشنواره فجر نیز با "پستچی سه بار در نمی‌زند"،‌ "شبانه‌روز"،‌ "عیار 14"، "پای پیاده" و "می‌زاک" حضور داشت. وی اجرای مراسم افتتاحیه جشنواره فجر را نیز بر عهده داشت که حضورش را پررنگ‌تر کرد.

در میان بازیگران لیلا حاتمی و شهاب حسینی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد و زن جشنواره فجر را گرفتند که می‌تواند حضور آنها در سال 87 را برجسته‌تر کند. همانطور که مهتاب کرامتی و علیرضا خمسه نیز سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مکمل را به خود اختصاص دادند.

از میان نویسندگان نیز فرید مصطفوی با دریافت سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه از بیست و هفتمین جشنواره فجر به نوعی حضور فیلمنامه‌نویسان مستقل را در سال 87 نهادینه کرد.

 

 

 

اصغر فرهادی از کارگردانانی است که فعالیت‌های او در سال 87 به نوعی برجسته و تأثیرگذار بود. این کارگردان امسال در مقام نویسنده فیلم‌های "دایره زنگی" و "کنعان" را روی اکران داشت و در حال ساخت چهارمین فیلم خود "درباره الی" بود. فرهادی با پایان ساخت این فیلم را به طور همزمان به جشنواره فجر و جشنواره برلین ارائه داد که البته با حاشیه‌هایی همراه بود.

اما بالاخره با برطرف شدن حاشیه‌های ایجاد شده فیلم فرهادی در هر دو عرصه رقابت کرد و دست پر بازگشت. "درباره الی" سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را از بخش سودای سیمرغ (مسابقه سینمای ایران) و خرس نقره‌ای بهترین کارگردانی را از پنجاه و نهمین جشنواره برلین گرفت و این فیلمساز را خوش‌آتیه‌ترین کارگردان سال 87 معرفی کرد.

عباس کیارستمی امسال با اجرای نخستین اپرای خود در جشنواره هنرهای شاعرانه شهر اکس ان پرونس فرانسه فصلی تازه را در فعالیت‌هایش رقم زد. وی در این جشنواره اپرای معروف "زن‌ها همگی همان‌جورند" موتزارت را روی صحنه برد و اجرای صحنه‌ای او با واکنش‌های مختلف همراه بود.

آخرین ساخته کیارستمی "شیرین" به بخش خارج از مسابقه شصت و پنجمین جشنواره فیلم ونیز راه پیدا کرد و جایزه افتخار فیلمساز را دریافت کرد که به استادان به‌گزین دنیای سینما تعلق می‌گیرد. همچنین جدیدترین اثر او که یک اینستالیشن چندرسانه‌ای به نام "نگاهی به تعزیه" است در جشنواره ادینبورگ افتتاح ‌شد.

این فیلمساز نخستین جام جهان‌نما را در جشن مستقل فیلم کوتاه از انجمن فیلم کوتاه خانه سینما دریافت کرد و پروژه بین‌المللی وی؛ "رونوشت برابر اصل" با حضور ژولیت بینوش و فرانسوا کلوزه به دلیل تراکم زمانی این دو بازیگر، همچنان در پیش‌تولید به سر می‌برد. کیارستمی قرار است چهارمین کارگاه آموزش فیلمسازی خود را نیز برگزار کند.

بهمن فرمان‌آرا هر چند امسال موفق نشد جدیدترین فیلمش، "خاک آشنا" را به نمایش دربیاورد و اقداماتی برای تولید پروژه‌های جدید انجام داد که به قطعیت نرسید، اما به واسطه اخباری مبنی بر اجرای نمایش "مردی برای تمام فصول" نقطه عطفی در کارنامه خود ثبت کرد.

این نمایشنامه نوشته دیوید بولت قرار است با حضور بازیگران برجسته سینما چون عزت‌الله انتظامی، رضا کیانیان، هدیه تهرانی، آتیلا پسیانی، بابک حمیدیان و ... در تالار وحدت اجرا شود. هر چند این اجرا به دلایلی به تعویق افتاد، اما آخرین خبرها حاکی از آن است که "مردی برای تمام فصول" فرمان‌آرا به اجرای عمومی خواهد رسید.

رضا میرکریمی درسال 87 اولین پروانه ساخت صادر شده را به خود اختصاص داد. هر چند "یک حبه قند" به دلیل از دست دادن فصل هنوز به تولید نرسیده، اما پروژه "ماه در آب" که اقتباسی از داستان سیاوش و رستم و سهراب شاهنامه است به عنوان یک تولید مشترک قرار است به مرحله ساخت برسد. 

فیلم "به همین سادگی" نیز موفق شد جایزه جرج طلایی بهترین فیلم و جایزه منتقدین سی‌امین جشنواره فیلم مسکو را به خود اختصاص دهد. میرکریمی در سال 87 جای خود را در ریاست خانه سینما به محمدمهدی عسگرپور داد. 

بهروز افخمی امسال سکان پروژه‌های مختلف را در تلویزیون به دست گرفت، در حالیکه فیلم سینمایی "فرزند صبح" را که چند سالی است در مرحله ساخت دارد نتوانست به بهانه سی سالگی انقلاب به جشنواره فجر برساند. افخمی همچنین توانست گزینه قطعی کارگردانی پروژه "سن پترزبورگ" شود که با فیلمنامه‌ای از پیمان قاسمخانی و بازی وی در روزهای پایانی سال کلید می‌خورد. افخمی مجموعه "عملیات 125"، فیلم تلویزیونی "یازده دقیقه و سی ثانیه" و ... را امسال به مرحله تولید رساند.

عبدالرضا کاهانی امسال توانست با فیلم "آن جا" اسکندر طلایی بهترین فیلم جشنواره تسالونیکی را دریافت کند و پروانه ساخت فیلم سومین را نیز بگیرد. "بیست" با حضور در جشنواره بیست و هفتمین فجر توانست حضوری درخشان را از این فیلمساز ثبت کند که دیپلم افتخار بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر مکمل زن و مرد برای مهتاب کرامتی و علیرضا خمسه را به همراه داشته باشد.

 

مجید مجیدی و ابراهیم حاتمی‌کیا از فیلمسازان نسل اول انقلاب بودند که سال 87 موقعیتی مشترک داشتند. فیلم جدید هر دو امسال به اکران عمومی درآمد و "آواز گنجشک‌ها" و "دعوت" توانستند حضور این دو فیلمساز را پس از چند سال ثبت کنند. البته هر دو در طول سال روی خط اظهار نظر درباره مسائل مختلف سینمای ایران بودند که به نوعی حضورشان را برجسته‌تر کرد. 

سعید سهیلی و پریسا بخت‌آور به جهت کارگردانی دو فیلم که امسال از مرز فروش یک میلیارد تومان گذشت توانستند نام خود را در فهرست چهره‌های سال 87 ثبت کنند. "چارچنگولی" و "دایره زنگی" به ترتیب پاییز و بهار 87 به اکران عمومی درآمده و در کنار "توفیق اجباری"، "اخراجی‌ها" و "آتش بس" به باشگاه فیلم‌های یک میلیاردی پیوستند.  

از فیلمسازانی که ساخت فیلم جدیدشان سال 87 را واجد اعتباری خاص کرد می‌توان به فهرستی خاص اشاره کرد. بهرام بیضایی با "وقتی همه خوابیم"، واروژ کریم‌مسیحی با "تردید"، تهمینه میلانی با "سوپراستار"، حمید نعمت‌الله با "بی‌پولی"، امید بنکدار و کیوان علیمحمدی با "شبانه‌روز" و شهرام مکری با "اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر" از جمله این فیلمسازان بودند که ترکیبی از پیشکسوت‌ها و جوان‌ها را شکل می‌دهند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در جمعه شانزدهم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 رضا ميركريمی در کفتگو با خراسان: واكنش تماشاگران اميدوارم كرد
 
 

«رضا ميركريمي» كارگردان صاحب سبك و توانمند سينماي ايران، متولد ١٣٤٥ تهران است. وي تحصيلاتش را، در رشته گرافيك دانشگاه تهران به پايان رساند. كارگرداني را با ساخت چند فيلم كوتاه از جمله «خدا نزديك است»، «براي او» ،«يك روز باراني» و «خروس» آغاز كرد. ميركريمي هم چنين دو مجموعه تلويزيوني «آفتاب و عزيزخانم» و «بچه هاي مدرسه همت» را نيز ساخته است. وي با ساخت فيلم «كودك و سرباز» -١٣٧٨- نويد استعدادي نوظهور، در عرصه كارگرداني را به منتقدان داد. اما «زير نور ماه» -١٣٧٩- نام وي را بر سر زبان ها انداخت و اين حقيقت را آشكار كرد كه «كودك و سرباز»، يك اتفاق نبوده است. ميركريمي با كارگرداني فيلم هاي «اينجا چراغي روشن است» -١٣٨١- و «خيلي دور خيلي نزديك» -١٣٨٣- جايگاه خود را نزد منتقدان تثبيت كرد و در فهرست كارگردانان خوش فكر و مستعد سينماي ايران جاي گرفت.

وي با كارگرداني فيلم «به همين سادگي» -١٣٨٦- مايه شگفتي همگان شد. ميركريمي با ساخت اين فيلم، مسيري متفاوت را برگزيد كه بر ارزش جايگاهش افزود. كسب جوايز مختلف از جشنواره هاي داخلي و خارجي، «به همين سادگي» را فيلمي «مدرن و نوگرا» معرفي كرد. ميركريمي علاوه بر كارگرداني سينما، مسئوليت هاي اجرايي مختلفي در عرصه سينما داشته است. مديرعاملي خانه سينما و عضويت در هيئت داوران چندين جشنواره داخلي و خارجي از جمله آن هاست.

 

 

فيلم «به همين سادگي» اين روزها در «سن خوزه» و چند شهر ديگر آمريكا، بر پرده سينماهاست. ميركريمي هم اكنون نيز به عنوان ميهمان ويژه، در هفته فيلم ايران در فيليپين حضور دارد. در اين مراسم قرار است جداي از بررسي كارنامه سينمايي وي، فيلم «به همين سادگي» او، كه تاكنون از جشنواره فيلم فجر و چندين جشنواره خارجي موفق به كسب جوايز معتبري شده است، به نمايش درآيد.

در فرصتي كه دست داد با وي درباره «به همين سادگي» به گفت وگو پرداختيم. وي نيز در نهايت صداقت و صميميت كه جاي تشكر فراوان دارد، پاسخ گوي پرسش هايمان بود.

دلم مي خواست تجربه متفاوتي داشته باشم
ميركريمي مي گويد: پس از ساخت فيلم «خيلي دور خيلي نزديك» و موفقيت آن نزد تماشاگران و منتقدان، عده اي انتظار داشتند كه همان سبك فيلم سازي را ادامه دهم. حتي داستاني نيز در همان سبك و سياق نوشتم اما احساس كردم ساخت اين اثر، چيزي بر تجربيات من اضافه نمي كند. دلم مي خواست، تجربه جديد و متفاوتي در كارنامه ام داشته باشم. اين گونه شد كه تصميم به ساخت فيلم «به همين سادگي» گرفتم. «رضا ميركريمي» درباره ويژگي هاي فيلم نامه «به همين سادگي» مي گويد: سخن اصلي اين فيلم، انتقاد به برخي بسترهاي فرهنگي اشتباه در جامعه است. بسياري از آمارهاي خطرناك و تكان دهنده امروز، درخصوص فروپاشي كانون خانواده، در جامعه ناشي از كمبودهاي عاطفي است. هدف من به عنوان يك كارگردان، بررسي اين شكاف و گسست اجتماعي بود. اصولا «بي اعتنايي» و «غفلت» در كلان شهرها، شرايط سنگين و پرتنشي را بر جامعه و افراد تحميل مي كند. در حالي كه «طلاق عاطفي»، در جوامع كوچك تر كمتر رخ مي دهد. زيرا افراد مسئول رفتارشان هستند. اما در جوامع گسترده، نامتوازن، غيرهدفمند و بي برنامه، انسان ها قرباني شرايطي هستند كه در دام آن گرفتارند.

فيلم من زنانه نيست
 
رضا ميركريمي مضمون فيلم «به همين سادگي» را «تنهايي» مي داند و اظهار مي دارد: مي توان شرايط موجود براي «طاهره» را براي يك مرد هم در نظر گرفت. چون فيلم من زنانه نيست. هم چنان كه مرد داستان «به همين سادگي» آدمي تنها و قرباني شرايط دشوار اجتماعي است. البته براي ساخت فيلم در جست وجوي يك همكار بودم، تا روي قصه آن كار كنيم. خوشبختانه با كمك «شادمهر راستين» توانستيم در مدت زمان سه ماه نگارش و بازنويسي فيلم نامه را به پايان برسانيم.

واكنش مخاطب نسبت به فيلم «به همين سادگي»، برايم اميدواركننده و حتي شگفت انگيز بود. زيرا برخلاف تصوري كه نسبت به ذائقه تماشاگران داشتم، به راحتي با اين فيلم ارتباط برقرار كردند. بي ترديد اگر فيلم نامتعارفي ساخته شود، تماشاگران فهيم امروز، آمادگي تماشاي چنين آثاري را دارند. من در «به همين سادگي» تلاش كردم درونيات زنان خانه داري را كه پيش چشم ما هستند اما ديده نمي شوند، به تصوير بكشم. ميركريمي درخصوص شباهت فيلم نامه «به همين سادگي» با داستان هايي چون «چراغ ها را من خاموش مي كنم» نوشته زويا پيرزاد مي گويد: فيلم نامه «به همين سادگي» براساس برخي داستان هايي كه درباره زنان به نگارش درآمده، اقتباس شده است؛ چه داستان هايي كه خوانده ام، چه آن هايي كه نخوانده ام. در حقيقت اين فيلم، انباشتي از خاطره و تجربه است.

فرصت چنداني براي تجربه ندارم
 
«به همين سادگي»، طرح موضوع يك «گسست اجتماعي» و روايت يك «بحران پنهان» است. رضاميركريمي با اشاره به اين نكته، اضافه مي كند: ساده ترين نوع ارتباط در زندگي حرف زدن است. همگي ما، بيشتر از طريق سخن گفتن با يكديگر ارتباط برقرار مي كنيم. اين در حالي است كه اين نكته، تمام آن چيزي نيست كه در اطراف ما جاري است. ديالوگ، تنها بخشي از
 
 
 
 
ارتباط بياني است. بخش عمده ارتباط بين آدم ها، لحظاتي است كه ما از زاويه اي ديگر، به هم مي نگريم. به باور من انسان هاي پيچيده با نگاه، حس و مكث هاي بين كلماتشان و حتي با واكنش هايشان، با هم سخن مي گويند. بحراني كه امروزه، به تدريج كانون خانواده ها را دربر مي گيرد، تنها ناشي از «تنهايي آدم ها» نيست و مسائل ديگري، نيز در ايجاد اين بحران، نقش دارد. ميركريمي درباره تغيير شيوه كارگرداني اش در فيلم «به همين سادگي» مي گويد: انتظاري كه از سوي تماشاگران حرفه اي و منتقدان، از من مي رفت ادامه همان شيوه و سبك فيلم سازي پيشينم بود. اما چون فرصت چندان زيادي براي تجربه گونه هاي مختلف سينما ندارم، ترجيح دادم فيلمي بسازم كه به لحاظ شيوه و سبك كارگرداني، ريسك بالايي داشت. البته از اين ريسك خشنودم چرا كه توانستم خودم را ثابت كنم.

«به همين سادگي» بخشي از يك قصه است كه تلاش كرديم برشي از زندگي، همراه با بحران دروني «طاهره» -با بازي هنگامه قاضياني- باشد. بنابراين در پايان بندي فيلم ماندن «طاهره» خيلي قطعي و حتمي نيست. حضور وي در پايان فيلم يك ماندن با تعليق است. انگار هنوز، «بحران» را پشت سر نگذاشته است.

همواره منتظر اين فرصت بودم
رضا ميركريمي خاطرنشان مي سازد: مي خواستم تماشاگر پس از تماشاي «به همين سادگي»، احساس كند كه زندگي عادي اش كه به نظر وي، همه چيز در آن سرجاي خود قرار دارد، ممكن است كمبودهايي هم داشته باشد.

كمبودهايي كه وي وظيفه دارد آنها را جبران كند و برايشان راه حل مناسبي بيابد. به همين سبب، دوست داشتم فيلمي بسازم كه سرشار از حقيقت و واقعيت باشد. اثري كه آن قدر واقعي باشد كه تماشاگر، فراموش كند در حال تماشاي فيلم است. ايده ساخت «به همين سادگي»، پيش از كارگرداني «خيلي دور خيلي نزديك»، در ذهنم شكل گرفته بود. همواره منتظر اين فرصت بودم تا براساس آن ايده فيلم نامه اي بنويسم. «به همين سادگي» به لحاظ روايي و شكل داستاني، ظاهري بسيار ساده داشت و با كارهاي پيشينم، قابل قياس نبود. اما با وجود سادگي، برايم بي نهايت دشوار به نظر مي رسيد. چون ساخت فيلمي كه با وجود داستاني كوتاه و صرفا با تكيه بر جزئيات و فضاسازي، بتواند يك معضل اجتماعي را به خوبي به تصوير بكشد چندان ساده نيست.

دلم مي خواست وارد دنياي جديدي شوم كه توأم با ريسك و هيجان باشد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
  "ژانی گه ل" در ایران اکران نمی‌شود
 
جمیل رستمی اوایل سال آینده نخستین بخش از سه‌گانه سینمایی "چشم، گوش، زبان" را در تهران با بازیگران حرفه‌ای کلید می‌زند.

رستمی درباره ساخت سومین فیلم خود گفت: فیلمنامه را شاهد سلطانی می‌نویسد و من هم درجریان نگارش متن با او تعامل دارم. داستان در تهران می‌گذرد و اشاره‌ای به نقش چشم این عضو موثر بر زندگی انسان در روابط اجتماعی دارد. روی طرح فیلمنامه‌های "گوش" و "زبان" هم کار کرده‌ایم و سال آینده این سه‌گانه سینمایی را کارگردانی و تهیه می‌کنم.

 

 

این کارگردان افزود: این اولین‌بار است که فیلمسازی اجتماعی را تجربه می‌کنم. "مرثیه برف" در روستا که جامعه‌ای کوچک است روایت می‌شد و داستان "ژانی گه ل" در شهری کوچک اتفاق می‌افتاد. با این سه‌گانه به جامعه‌ای بزرگتر قدم می‌گذارم و می‌کوشم فضای جامعه‌ای شهری را با مسائل و مشکلاتش به تصویر بکشم.

رستمی ادامه داد: قصه هر سه فیلم در تهران سال 88 روایت می‌شود و انعکاسی از روابط و مناسباتی است که در جامعه امروز و بین اقشار مختلف وجود دارد. در این فیلم‌ها از بازیگران حرفه‌ای استفاده می‌کنم.

این کارگردان با اشاره به اکران "ژانی گه ل" در آمریکا گفت: اکران فیلم در سینماهای آمریکا شروع شده و یک ماه دیگر نسخه دی وی دی آن وارد بازار می‌شود. نمایش فیلم در سینماهای ایران طبق گفته مسئولان امکانپذیر نیست. کارگردانی نیستم که بخواهم با حاشیه و جنجال فیلمسازی را ادامه بدهم، با اینکه علاقه داشتم فیلم در ایران اکران شود، به قوانین احترام می‌گذارم و ترجیح می‌دهم به فیلم‌های بعدی فکر کنم.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 خسرو سینایی :دغدغه من تولید فیلم ارزشمند و فرهنگی است
خسرو سینایی فراهم نبودن شرایط فیلمسازی برای تولید فیلم‌های فرهنگی را دلیل دوری خود از سینما دانست.

این فیلمساز در این باره گفت: با وجود اینکه سه فیلمنامه آماده دارم، از دو سال قبل تا امروز هنوز شرایط ساخت هیچیک از آنها فراهم نشده است. دوستان قول‌هایی می‌دهند اما زمانی که قرار است کار به مرحله اجرا برسد هیچ حمایتی نمی‌شود. در این فضا همچنان انتظار می‌کشم و امیدوارم بالاخره فیلم بعدی را شروع کنم.

 

کارگردان "عروس آتش" گفت: فیلمنامه "صورتگران عصر خون" را که درباره رضا عباسی هنرمند بزرگ عصر صفوی است از دو سال قبل بارها بازنویسی کردم تا برای تولید آن مشکلی به وجود نیاید. بعضی دوستان این فیلمنامه را نمونه سینمای فاخر و ملی می‌دانستند، اما متاسفانه برای ساخت آن از من حمایتی نشد.

سینایی افزود:  فیلمنامه "دادگاه تلویزیونی" را سال پیش آماده کردم که آن هم به نتیجه نرسید و فیلمنامه دیگری را شش ماه پیش نوشتم که برای آن هم شرایط تولید فراهم نشد. دغدغه من ساختن فیلم ارزشمند و فرهنگی است و وسوسه فیلمسازی ندارم. حتی در زمینه ساخت مستند هم این نگاه را دارم و می‌خواهم با ساخت یک فیلم سینمایی فاخر پرونده فیلمسازی‌ام را کامل کنم.

این مستندساز ادامه داد: سینمای فرهنگی برای بقا و ادامه حیات نیاز به حمایت دارد، اما متاسفانه این حمایت کمرنگ شده است.

"عروس آتش" که سال 79 اکران عمومی شد آخرین فیلمی بود که از این کارگردان روی پرده رفت و فیلم‌های "مثل یک قصه" و "گفتگو با سایه" او اکران نشده‌اند. "یار در خانه" و "در کوچه‌های عشق" از دیگر فیلم‌های سینایی است.


|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 مهرجويي فيلم سرگذشت شمس و مولانا را به زبان انگليسي مي‌سازد
 

 «داريوش مهرجويي» براساس كتاب كيميا خاتون، فيلم سينمايي «كيمياي رومي» را به زبان انگليسي و با عوامل خارجي مي‌سازد.

«داريوش مهرجويي» درباره ساخت اين پروژه بين‌المللي گفت: اين فيلمنامه را با همكاري سعيده قدس، براساس يكي از كتابهاي ايشان با عنوان «كيميا خاتون» نوشته‌ايم كه به سرگذشت مولانا و شمس تبريزي از ديد يك دختر 15 ساله مي‌پردازد.

 

وي افزود: اين فيلمنامه با عنوان «كيمياي رومي»، اقتباسي از كتاب خانم قدس است كه به زبان انگليسي ساخته مي‌شود و قرار است با عوامل و بازيگران بين‌المللي ساخته شود كه به دليل انگليسي زبان بودن فيلم، احتمالا از بازيگران داخلي مسلط به اين زبان استفاده خواهيم كرد.
مهرجويي در ادامه به فارس گفت: فيلمنامه اين اثر را سال گذشته نوشتيم و حدود 8 ماه ترجمه‌اش به انگليسي طول كشيد كه از دو ماه پيش نيز براي توليد آماده است.
وي گفت: «كيمياي رومي» را در درنا فيلم و به تهيه‌كنندگي مرجان مقيمي كارگرداني مي‌كنم و از آنجايي كه وقايع فيلم در قونيه مي‌گذرد، فيلمبرداري آن در تركيه و بخش‌هايي نيز در هندوستان انجام مي‌شود.
داريوش مهرجويي با بيان اين مطلب كه پيشنهاد ساخت اين فيلم را از سوي تهيه‌كننده، دريافت كرده،گفت:خانم مقيمي كتاب «كيميا خاتون» را خوانده بودند و پيشنهاد ساخت آن را به من دادند و از آنجايي كه هميشه ادبيات كهن ايران برايم جذاب است و به آن علاقمندم، براي ساخت آن ترغيب شدم.
وي افزود: پيش از اين نيز قرار بود در حيطه ادبيات كهن فيلم‌ بسازم، مثلا مي‌خواستم فيلمي درباره عطار بسازم، يا فيلمي درباره زكرياي رازي كه كماكان در مرحله نگارش فيلمنامه است و در «سيمافيلم» ساخته مي‌شود.اينگونه مضامين در حيطه فلسفي-ادبي افكار من قرار گرفته است.
مهرجويي با اشاره به جزئيات فيلمنامه فوق گفت: در نگارش فيلمنامه فقط به كتاب بسنده نكرديم و پژوهش و تحقيقاتي نيز در اين زمينه در منابع انگليسي و فارسي صورت گرفت تا به فرمت فيلمنامه برسيم.
وي افزود: در اين فيلمنامه به مقطعي از زندگي مولانا پرداخته مي‌شود كه همسرش را از دست داده و شخصيت عالي‌قدر شهر است. در اين مقطع او مي‌خواهد با كيميا خاتون ازدواج كند و اتفاقاتي كه طي اين دوسال برايش مي‌افتد، به تصوير كشيده مي‌شود.
اين كارگردان سينما ادامه داد: در فيلمنامه چندين شعر از اشعار مولانا آورده شده و به بهترين شكل ترجمه شده، ضمن اين كه در فيلمنامه صحنه‌هاي سماع هم داريم.
وي گفت: تهيه‌كننده به دنبال سرمايه‌گذار و حمايت‌كننده توليد است كه با كسب حمايت لازم وارد مرحله توليد شويم.
مهرجويي همچنين درباره اپيزود«تهران،تهران»گفت: در اواسط مرحله فيلمبرداري هستيم و كار به خوبي پيش مي‌رود.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 «خاوير باردم» 40 ساله شد

 




 



«خاوير باردم»، بازيگر سرشناس برنده اسكار سينماي اسپانيا 40 ساله شد.

«خاوير آنخل اينسيناس باردم» روز اول مارس 1969 در لاس‌ پالماس اسپانيا از مادري بازيگر متولد شد و در خانواده‌اي رشد يافت كه همه‌ي بستگان او كارگردان، بازيگر يا فيلم‌نامه‌نويس بودند.

«باردم» اولين‌بار در شش سالگي در فيلم «آدم شرور» مقابل دوربين قرار گرفت و پيش از آن‌كه به‌شكل حرفه‌اي وارد دنياي سينما شود، درچند سريال تلويزيوني در كشورش بازي كرد.

وي در 20 سالگي دومين تجربه بازيگر‌ي‌اش را در فيلم «عصر لولو» به‌دست آورد و پس از آن اولين حضورش در يك فيلم بين‌المللي را در سال 1992 رقم زد و در فيلم «جامون، جامون» در كنار «پنه‌لوپه كروز»، ديگر بازيگر نام‌دار اسپانيايي ايفاي نقش داشت.

«باردم» پس از بازي در چندين فيلم سينمايي در اسپانيا، سرانجام با فيلم «پيش از آنكه شب برسد» به كارگرداني «جولين اشنابل» به يك بازيگر بين‌المللي تبديل شد. وي براي اين فيلم و بازي در نقش «رينالدو آرناس» -شاعر كوبايي- براي اولين‌بار نامزدي اسكار را براي سينماي اسپانيا به‌همراه آورد كه اولين فيلم او بود كه در آن به زبان انگليسي صحبت مي‌كرد.

پس از آن در سال 2002 بود كه «جان مالكويچ» در اولين تجربه كارگرداني‌اش، «باردم» را براي فيلم

«رقاص طبقه بالا» انتخاب كرد. دو سال بعد «باردم» براي فيلم «درياي درون» جايزه‌ بهترين بازيگر مرد را از جشنواره‌ ونيز كسب كرد.

اين بازيگر خوش‌چهره در سال 2007 در دو فيلم اقتباسي ايفاي نقش داشت؛ نخست فيلم «جايي براي پيرمردها نيست» و ديگري فيلم «عشق سال‌هاي وبا» بر اساس رماني از «گابريل گارسيا ماركز». بازي باردم در فيلم «جايي براي پيرمرد‌ها نيست» با آن چهره‌ي‌ به‌ظاهر آرام، اما خوف‌ناك آن‌قدر جذابيت داشت كه جايزه‌ اسكار بهترين بازيگر نقش مكمل مرد را براي او به‌همراه آورد تا وي اولين بازيگر تاريخ سينماي اسپانيا نام بگيرد كه موفق به دريافت اسكار شده باشد.

وي اخيرا در فيلم «ويكي كريستينا بارسلونا» به كارگرداني «وودي آلن» بارديگر دركنار «پنه‌لوپه كروز» و

«اسكارلت جانسون» نقش‌آفريني داشت. «خاوير باردم» در بيش از 20 نقش‌آفريني سينمايي‌اش جوايز متعددي كسب كرده است كه در ذيل به بخشي از آنها اشاره شده است:

*جايزه اسكار بهترين بازيگر نقش مكمل مرد در سال 2008 براي «جايي براي پيرمرد‌ها نيست»

*جايزه «بافتا» بهترين بازيگر مرد براي «جايي براي پيرمرد‌ها نيست»

*بهترين بازيگر مرد از جوايز فيلم اروپا در سال 2004 براي «درياي درون»

*جايزه‌ «گلدن گلوب» بهترين بازيگر مرد سال 2008 براي «جايي براي پيرمرد‌ها نيست»

*چهار جايزه‌ بهترين بازيگر مرد از جوايز «گويا» معروف به اسكار سينماي اسپانيا در سال‌هاي 2005، 2003، 1996 و 1995

*صدف نقره‌اي بهترين بازيگر مرد جشنواره سن‌سباستين در سال 1994 براي فيلم «پايان زمان»

*دو جايزه بهترين بازيگر مرد از جشنواره‌ ونيز در سال 2004 براي «درياي درون» و 2000 براي «پيش از آنكه شب برسد»

 

 
|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 حضور نمایندگان اسکار در تهران به رشد سینمای ایران کمک می کند
 
رئیس کانون کارگردانان سینمای ایران حضور تعدادی از اعضای آکادمی اسکار در ایران را کمک به رشد و اعتلای سینمای ایران دانست.

علیرضا رئیسیان درباره حضور این گروه در ایران  گفت: این اتفاق به خودی خود مسئله‌ای بسیار مهم در بحث رشد سینمای داخلی و ارتباط با مهمترین بخش سینمای دنیاست.

فرهاد توحیدی در کنار فرانک پیرسون و فیل آلدن رابینسن فیلمنامه‌نویسان برنده و نامزد اسکار

او در مورد میزان آشنایی این میهمانان با سینمای ایران گفت: گویا قبل از حضور این افراد در ایران هماهنگی‌هایی شده بود تا آنان تعدادی از فیلم‌های مهم سینمای ایران را ببینند و با آثار کارگردانان صاحبنام آشنا شوند. به همین خاطر گروه حاضر نسبت به فضای سینمای ایران بیگانه نیستند و می‌دانند فضای سینمای ما در چه حال و هوایی است.

رئیس کانون کارگردانان درباره برنامه‌های خانه سینما برای این گروه گفت: خانه سینما برنامه‌هایی خوب و مناسب برای گروه طراحی کرده، اما تصور می‌کنم اگر نشستی مشترک هم برای فیلمبردارها، تدوینگران، آهنگسازان و طراحان صحنه برگزار می‌شد، اتفاقی خوب بود. البته برنامه کنونی هیئت مدیره خانه سینما دارای بهترین بخش‌ها برای تبادل نظرات و اطلاعات است.

رئیسیان همچنین درباره تاثیر حضور این گروه بر داوری‌های جشن خانه سینما گفت: این گروه ملاقاتی با اعضای تدوین اساسنامه جشن خانه سینما دارد تا به این شکل تجربیات خود را با ما در میان بگذارند و تصور می‌کنم این تبادل نظرات مثبت و ثمربخش باشد.

سید گنیس رئیس آکادمی علوم و هنرهای سینمایی و تعدادی از اعضای آکادمی اسکار برای شرکت در سمینارهای تخصصی در خانه سینما به ایران سفر کرده‌اند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه یازدهم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 تجديدچاپ 5 عنوان از آثار بهرام بيضايي



 

 

تعدادي از آثار بهرام بيضايي تجديدچاپ شده و دو عنوان ديگر هم تجديدچاپ مي‌شوند.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، فيلم‌نامه‌هاي «زمين» و «پرونده‌ي قديمي پيرآباد» كه چند سال پيش منتشر شده، براي نوبت دوم تجديدچاپ خواهند شد.

از سوي ديگر، كتاب‌هاي «فيلم در فيلم»، مجموعه‌ي دوجلدي «ديوان نمايش» و همچنين «هيچكاك در قاب» (بعد از گذشت بيش از شش سال) به تازگي از سوي انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، تجديدچاپ شده‌اند.

كتاب «هزار افسان كجاست» هم پس از تكميل شدن توسط بيضايي، وارد مراحل چاپ خواهد شد.

قرار است فيلم‌نامه‌ي «وقتي همه خوابيم» نيز همراه با اكران عمومي فيلم، منتشر ‌شود.

از آثار ديگر بهرام بيضايي كه چندي پيش با فيلم «وقتي همه خوابيم» در جشنواره‌ي فيلم فجر حضور يافته بود، به نمايش‌نامه‌هاي «سهراب‌كشي»، «سه برخواني»، «شب هزار و يكم»، «ندبه»، «افرا»، «چهار صندوق»، «مجلس قرباني سنمار»، فيلم‌نامه‌هاي‌ «مقصد»، «عيارنامه»، «اتفاق خودش نمي‌افتد»، «چشم‌انداز»، «اشغال» و «طومار شيخ شرزين»، و همچنين «نمايش در ايران» (تحقيق و پژوهش) و «ديوان نمايش» در دو جلد مي‌توان اشاره كرد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه دهم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 "یوزارسیف" در "آل" بازی می‌کند
مصطفی زمانی بازیگر مجموعه تلویزیونی "یوسف پیامبر" در فیلم سینمایی "آل" به کارگردانی بهرام بهرامیان و تهیه‌کنندگی علی معلم نقش اصلی را بازی می‌کند.

 "آل" اولین فیلم سینمای ایران است که با همکاری شماری از سینماگران ارمنی اواخر اسفندماه در ایروان مرکز ارمنستان جلوی دوربین می‌رود.

 

زمانی این روزها مجموعه تلویزیونی "یوسف پیامبر" به کارگردانی فرج‌الله سلحشور را روی آنتن دارد که در آن به نقش حضرت یوسف (ع) ظاهر شده است. "آل" نخستین تجربه بازیگری او در سینماست. اسامی سایر بازیگران این فیلم به زودی اعلام می‌شود.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه دهم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 علی ژکان :بی‌توجهی مطبوعات به "چهره به چهره" سئوال‌برانگیز است
کارگردان فیلم سینمایی "چهره به چهره" با انتقاد از سکوت مطبوعاتی درباره فیلم، از برنامه‌ریزی برای نمایش آن در تابستان آینده خبر داد.

درباره زمان اکران فیلم خود  گفت: زمان مطلوب برای من شش ماه اول سال آینده است و مشخصا به تابستان فکر می‌کنم که بهترین فصل اکران در ایران است. صحبت‌های اولیه برای پخش فیلم شده و این هفته قرارداد اکران فیلم قطعی می‌شود. البته شرایط اکران نگران‌کننده است و نمی‌دانم سهم "چهره به چهره" از این بازار آشفته چه خواهد بود.

 

 

این کارگردان و تهیه‌کننده درباره اکران فیلم در جشنواره فجر امسال گفت: "چهره به چهره" را زمان جشنواره همراه تماشاگران در سالن‌های مختلف دیدم و به نظرم واکنش‌ها مثبت بود، اما مطبوعات و منتقدان واکنشی به فیلم نداشتند. این سکوت و بی‌توجهی به فیلم سؤال‌برانگیز است و به همین دلیل نمی‌توانم درباره سرنوشت فیلم در زمان اکران عمومی اظهار نظر کنم.

وی ادامه داد: فیلم‌های پلیسی در سینمای ایران سرنوشت خوبی نداشته‌اند و اغلب آن‌ها نتوانسته‌اند با مخاطب ارتباط برقرار کنند. معمولا تجربه‌های موفق این زمینه در تلویزیون ساخته و نمایش داده شده‌اند. با اینکه امیدوارم فیلم در گیشه موفق باشد، اما نمی‌توانم سلیقه تماشاگر ایرانی را پیش‌بینی کنم. مخاطبی که در جشنواره فیلم را دیده، مخاطب عام نیست که تکلیف فروش فیلم را مشخص می‌کند.

ژکان درباره فیلم تازه‌اش گفت: چند طرح و فیلمنامه دارم که  گفتگوهایی برای ساخت آن‌ها شده است. در صورت فراهم شدن شرایط یکی از آن‌ها را انتخاب می‌کنم و فیلم بعدی‌ام را سال آینده کلید می‌زنم.

"چهره به چهره" با بازی جمشید هاشم‌پور، شیوا خنیاگر، علی عمرانی، مصطفی طاری، کاوه کاویان و زهرا سعیدی داستانی پلیسی معمایی دارد. "مادیان" ،"سایه به سایه" و "عیسی می‌آید" فیلم‌های قبلی این کارگردان هستند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه دهم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 تماشاگران از "گناه من" و "شبی در تهران" استقبال کردند
 
"گناه من" و "شبی در تهران" در میان فیلم‌های اکران جدید سینماها به ترتیب بیشترین مخاطب روزانه و فروش را داشتند و "چهارچنگولی" در آستانه گذر از مرز یک میلیارد تومان فروش است.
 
 "ستاره می‌شود" با فیلمنامه‌ای از فریدون جیرانی بخشی از سه‌گانه "ستاره‌ها" است که به بخشی از مسائل پشت صحنه سینمای ایران می‌پردازد. این فیلم در بیست و چهارمین جشنواره فجر به نمایش درآمد.

از عوامل فیلم می‌توان به عزت‌الله انتظامی، امین حیایی، اندیشه فولادوند، آهو خردمند و رضا رویگری بازیگران، محمد آلادپوش مدیر فیلمبرداری و مهرداد میرکیانی چهره‌پرداز اشاره کرد.



ستاره می‌شود 

"ستاره می‌شود" از چهارشنبه 23 بهمن در گروه سینما آفریقا اکران شد و پس از 8 روز نمایش در 12 سینما 000/300/32 تومان فروش داشته است. این فروش با در نظر گرفتن نرخ بلیت 2000 تومان، تعداد 16150 تماشاگر را برای این فیلم ثبت می‌کند. به این ترتیب تماشاگران روزانه فیلم حدود 2019 نفر بوده که 168 مخاطب روزانه در هر سینما برای "ستاره می‌شود" ثبت می‌شود.

"گناه من" نخستین فیلم مهرشاد کارخانی بر اساس فیلمنامه‌ای از سعید دولتخانی و خودش ساخته شده است. حمید گودرزی، نیوشا ضیغمی و افسانه چهره‌آزاد بازیگران این فیلم هستند که در بیست و پنجمین جشنواره فجر به نمایش درآمد.

فیلم داستان آشنایی پسری جوان با دختری است که در آستانه خودکشی قرار دارد. از دیگر عوامل می‌توان به عزیزالله حمیدنژاد مشاور کارگردان، حسن قلی‌زاده مدیرفیلمبرداری، علی رنج‌دوست مدیرتولید، فرهنگ معیری طراح گریم، افسانه صمدزاده طراح صحنه، محمود خرسند صدابردار، غلامرضا گمرکی تهیه‌کننده و حمیدرضا و عماد اسدی سرمایه‌گذار اشاره کرد.

"گناه من" از 23 بهمن در گروه فرهنگی اکران شد و پس از 9 روز نمایش در 10 سینما 000/500/31 تومان فروش داشته است. این فروش با در نظر گرفتن نرخ بلیت 2000 تومان، تعداد 15750 تماشاگر را برای این فیلم ثبت می‌کند. به این ترتیب تماشاگران روزانه فیلم حدود 1750 نفر بوده که 175 مخاطب روزانه در هر سینما برای "گناه من" ثبت می‌شود.

"کتونی سفید" دومین فیلم محمدابراهیم معیری و داستان معلمی است که به شهری کوچک می‌رود و با بچه‌های مدرسه ارتباط برقرار می‌کند. حسین یاری و باران کوثری بازیگران اصلی فیلم هستند.

از دیگر عوامل این فیلم که در بیست و ششمین جشنواره فجر به نمایش درآمد می‌توان به جهانگیر کوثری تهیه‌کننده، محمد داودی مدیر فیلمبرداری، یدالله نجفی صدابردار و عاطفه رضوی طراح چهره‌پردازی اشاره کرد.

"کتونی سفید" از چهارشنبه 23 بهمن در گروه سینما قدس اکران شد و پس از 9 روز نمایش در 9 سینما 000/400/18 فروش داشته است. این فروش با در نظر گرفتن نرخ بلیت 2000 تومان، تعداد 9200 تماشاگر را برای این فیلم ثبت می‌کند. به این ترتیب تماشاگران روزانه فیلم حدود 1022 نفر بوده که 113 مخاطب روزانه در هر سینما برای "کتونی سفید" ثبت می‌شود.

"شبی در تهران" چهارمین فیلم بهرام کاظمی است که مضمونی کمدی اجتماعی دارد و داستان زن و شوهری جوان را روایت می‌کند که برای کار از رشت به تهران می‌آیند. ماهایا پطروسیان، رامبد جوان، منوچهر علیپور، سعید پیردوست، محمد شیری و امیر نوری بازیگران فیلم هستند.

این فیلم از چهارشنبه 23 بهمن در گروه سینما عصرجدید اکران شد و پس از 9 روز نمایش در 18 سینما 47 میلیون تومان فروش داشته است. این فروش با در نظر گرفتن نرخ بلیت 2000 تومان، تعداد 23500 تماشاگر را برای این فیلم ثبت می‌کند. به این ترتیب تماشاگران روزانه فیلم حدود 2611 نفر بوده که 145 مخاطب روزانه در هر سینما برای "شبی در تهران" ثبت می‌شود.

"سوگند" هجدهمین فیلم شاپور قریب بر اساس فیلمنامه‌ای از احمد میرکمالی ساخته شده است. فیلم داستان جوانی به نام اشکان است که از طریق نامزدش شیما به محافل اکس راه پیدا می‌کند. شیما بر اثر زیاده‌روی در مصرف مواد می‌میرد و این بهانه‌ای برای آشنایی اشکان با سوگند دانشجوی رشته سینما و ازدواج آنها می‌شود.

یوسف مرادیان، الهام چرخنده، روشنک عجمیان، مهدی امینی‌خواه، فرنوش آل‌احمد، محمدسادات ابهری، ساناز کیهان و سعیده عرب از بازیگران این فیلم هستند. از دیگر عوامل می‌توان به نصرالله کبیری فیلمبردار، مهدی بداغی طراح صحنه و لباس، محمدعلی ضرابی طراح چهره‌پردازی، علی صادقی تهیه‌کننده و مجتبی متولی مدیرتولید اشاره کرد.

"سوگند" از چهارشنبه 23 بهمن به نمایش درآمده و پس از 9 روز نمایش در 6 سینما 000/400/5 تومان فروش داشته است. این فروش با در نظر گرفتن نرخ بلیت 2000 تومان، تعداد 2700 تماشاگر را برای این فیلم ثبت می‌کند. به این ترتیب تماشاگران روزانه فیلم 300 نفر بوده که 50 مخاطب روزانه در هر سینما برای "سوگند" ثبت می‌شود.

"ایستگاه بهشت" چهارمین فیلم نادر مقدس بر اساس فیلمنامه‌ای از مقدس و افسانه منادی ساخته شده است. فیلم داستان زندگی جوانی نابینا را روایت می‌کند که در نواختن ساز مهارت دارد. او به خاطر مهربانی‌های پرستارش دلباخته وی می‌شود و می‌خواهد بینایی‌اش را به دست آورد.

شهاب حسینی، فرهاد اصلانی، سپیده خداوردی، مهدی میامی و پورانداخت مهیمن بازیگران فیلم هستند. از دیگر عوامل این فیلم که در جشنواره بیست و پنجم فجر به نمایش درآمد می‌توان به غلامرضا آزادی مدیر فیلمبرداری، محسن بابایی طراح چهره‌پردازی و آزادی و مقدس تهیه‌کنندگان اشاره کرد.

"ایستگاه بهشت" از چهارشنبه 25 دی در گروه سینما آزادی اکران شد و پس از 37 روز نمایش در 7 سینما 000/900/73 تومان فروش داشته است. این فروش با در نظر گرفتن نرخ بلیت 2000 تومان، تعداد 36950 تماشاگر را برای این فیلم ثبت می‌کند. به این ترتیب تماشاگران روزانه فیلم حدود 999 نفر بوده که 143 مخاطب روزانه در هر سینما برای "ایستگاه بهشت" ثبت می‌شود.

"پاپیتال" نخستین فیلم سینمایی اردشیر شلیله عکاس باسابقه سینمای ایران است. فیلم روایتگر داستان زندگی یک زن وکیل موفق است که وکالت زنی را که از جانب همسرش مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد برعهده دارد. او با تلاش‌ حکم طلاق موکلش را می گیرد و این ماجرا برای او ایجاد دردسر می‌کند.

مسعود رایگان، نگار فروزنده، اردلان شجاع‌کاوه، علیرضا اوسیوند و شیرین ایزدی بازیگران این فیلم هستند که در بیست و پنجمین جشنواره فجر به نمایش درآمد. از دیگر عوامل می‌توان به فریدون فرهودی فیلمنامه‌نویس، رضا رخشان مدیرفیلمبرداری، کارن همایونفر آهنگساز، محمدعلی سجادی تدوینگر و روح‌الله خوشکام تهیه‌کننده با مشارکت مرکز گسترش سینمای مستد و تجربی اشاره کرد.

"پاپیتال" از چهارشنبه 25 دی در گروه سینما استقلال اکران شد و پس از 40 روز نمایش در 9 سینما 59 میلیون تومان فروش داشته است. این فروش با در نظر گرفتن نرخ بلیت 2000 تومان، تعداد 29500 تماشاگر را برای این فیلم ثبت می‌کند. به این ترتیب تماشاگران روزانه فیلم حدود 738 نفر بوده که 82 مخاطب روزانه در هر سینما برای "پاپیتال" ثبت می‌شود.

"چارچنگولی" نهمین فیلم سعید سهیلی بر اساس فیلمنامه‌ای از خودش است. این فیلم کمدی داستان دو برادر دوقلو است که از ناحیه دست به هم چسبیده‌اند و هر کدام زندگی و عقاید خاص خود را دارند.



چارچنگولی

جواد رضویان، رضا شفیعی‌جم، فتحعلی اویسی، بهاره رهنما، رضا فیض نوروزی، مهران رجبی، شهرام قائدی، مینا جعفرزاده، ساعد سهیلی و مژگان بیات در فیلم بازی کرده‌اند. از دیگر عوامل فیلم می‌توان به حسین ملکی مدیرفیلمبرداری، جهانگیر میرشکاری صدابردار، عباس بلوندی طراح صحنه و لباس، بابک شعاعی طراح گریم، میترا احمدی مدیرتولید و سهیلی و محمد نجیبی سرمایه گذاران اشاره کرد.

"چارچنگولی" از چهارشنبه 29 آبان در گروه سینما عصر جدید اکران شد و پس از 83 روز نمایش در 18 سینما 995 میلیون تومان فروش کرده است. این فروش با در نظر گرفتن نرخ بلیت 2000 تومان، تعداد 497500 تماشاگر را برای این فیلم ثبت می‌کند. به این ترتیب تماشاگران روزانه فیلم حدود 5994 نفر بوده که 333 مخاطب روزانه در هر سینما برای "چارچنگولی" ثبت می‌شود.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه چهارم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 حمایت مشاور هنری احمدی نژاد از بازگشت گلشیفته فراهانی و انتقاد از توقیف سنتوری
 

مشاور فرهنگی رئیس جمهور از بازگشت "گلشیفته فراهانی" حمایت کرد و از توقیف سنتوری انتقاد.

جواد شمقدری که جمعه شب با رادیو گفت وگو حرف زده است حرکت بازیگر سینمای ایران در حضور با حجاب اسلامی در جشنواره برلین نشانه پشیمانی و جبران خطایش در مراسم افتتاحیه فیلم"مجموعه دروغها" در آمریکا عنوان کرد.او در این باره گفت:"«خانم فراهاني از خانواده هنرمندي است. پدرش آقاي فراهاني سال هاي زيادي در عرصه فرهنگ کشور خدمت کرده است. خود گلشيفته فراهاني در فيلم «ميم مثل مادر» مرحوم ملاقلي پور نقشي را بازي کرد که دل ميليون ها ايراني را به درد آورد. حالا خطايي کرده و بعد پشيمان شده است.

 

فکر مي کنم مسوولان جامعه اسلامي بايد با سعه صدر با اين موضوع برخورد کنند.» مشاور هنری احمدی نژاد که خود فیلمساز است درباره مشکلات فیلم "سنتوری" نیز گفت:« دليلي براي توقيف فيلم سنتوري وجود نداشت. اين موضوع فقط براي نظام ايجاد هزينه کرد و تصوير نادرستي در خارج از کشور نشان داده شد. بالاخره مهرجويي فيلم «گاو» را ساخته است. فيلمساز قديمي و ارزشي است نبايد با فيلمش اين گونه برخورد شود.» خبر کامل این گفتگو را که روزنامه اعتماد امروز چاپ کرده  می توانید اینجا بخوانید.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه چهارم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 والبرگ نوروز با "مکس پین" به تلویزیون می‌آید
فیلم‌های سینمایی "غار"، "مکس پین"، "9 ملکه" و "در آینه" در تعطیلات نوروز از شبکه چهار روی آنتن می‌رود.

 فیلم ترسناک و افسانه‌ای علمی "غار" 27 اسفند از شبکه چهار پخش می‌شود. این فیلم به کارگردانی بروس هانت تولید سال 2005 آلمان و آمریکا است و در آن کول هاوزر، ادی سبریان، ماریس چستنات، لینا هدی و پایپر پرابو نقش‌آفرینی کرده‌اند.

 

در خلاصه داستان این فیلم 97 دقیقه‌ای آمده است: عده‌ای پژوهشگر هنگام حفاری در جنگلی در رومانی به یک دیر بزرگ برمی‌خورند که قدمتش به قرن سیزدهم میلادی برمی‌گردد و... فروش جهانی فیلم "غار" 33 میلیون دلار بود. این فیلم اولین تجربه کارگردانی بروس هانت است که پیش از این به عنوان دستیار کارگردان در مجموعه سینمایی "ماتریکس" ساخته برادران واچووسکی حضور داشته است.

فیلم حادثه‌ای جنایی "مکس پین" به کارگردانی جان مور بر مبنای یک بازی رایانه‌ای معروف به همین نام ساخته شده که سال 2001 به بازار آمد. مارک والرگ در این فیلم نقش پلیسی به نام مکس ‌پین را بازی می‌کند که وقتی اعضا خانواده او به شکلی وحشیانه به قتل می‌رسند، برای انتقام از قاتلان وارد عمل شده و به این شکل به درون دنیای تبهکاران کشیده می‌شود.

 

"مکس پین" سال 2008 با بودجه‌ای 35 میلیون دلاری ساخته شد و فروش جهانی آن 85 میلیون دلار بود. بو بریجز، میلا کانیس، کریس اودانل و نلی فورتادو دیگر بازیگران این فیلم 100 دقیقه‌ای آمریکایی هستند که با واکنش عمدتاً منفی منتقدان رو به رو شد. جان مور کارگردان "مکس پین" سازنده فیلم‌هایی چون "پشت خطوط دشمن"، "پرواز ققنوس" و بازسازی "طالع نحس" است.

تریلر جنایی "9 ملکه" را فابین بیلینسکی سال 2000 کارگردانی کرد و گاستون پولز، ریکاردو دارین و لتیشیا بردیس در آن نقش‌آفرینی کردند. داستان این فیلم 114 دقیقه آرژانتینی درباره دو کلاهبردار حرفه‌ای است که به طور تصادفی با هم آشنا می‌شنوند و تصمیم می‌گیرند در یک پروژه با هم همکاری کنند.

این فیلم در جشنواره‌های سینمایی مختلف از جمله تلوراید و تورنتو به نمایش درآمد و جوایز بسیار دریافت کرد، ضمن اینکه در هفت بخش برنده جوایز سالانه انجمن منتقدان فیلم آرژانتین شد. "9 ملکه" اولین فیلم بلند بیلینسکی بود که سال 2006 بر اثر حمله قلبی در 47 سالگی در سائوپولو درگذشت.

تریلر ترسناک "در آینه" با عنوان اصلی "آینه‌ها" ساخته الکساندر آژا فیلمساز فرانسوی است و کیفر ساترلند، پولا باتن و ایمی اسمارت در آن بازی می‌کنند. این فیلم داستان یک پلیس سابق (ساترلند) و خانواده اوست. آنها هدف یک نیروی اهریمنی قرار می‌گیرند که از آینه‌ به عنوان راهی برای ورود به خانه آنها استفاده می‌کند.

"در آینه" تولید مشترک سال 2008 آمریکا و رومانی و مدت زمان آن 110 دقیقه است. این فیلم اقتباسی آزاد از یک فیلم کره‌ای به همین نام تولید سال 2003 است و فروش جهانی فیلم 77 میلیون دلار بود.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در شنبه سوم اسفند 1387  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
 
بالا