تبليغاتX
نگاتیوهای سپید
یادداشتهای یک روزنامه نگار درباره سینماوتلویزیون
 کم توجهی رسانه ملی به رویدادهای ادبی- هنری
 
احمد صبریان

«ادبیات و هنر» در بیشتر کشورهای جهان، به عنوان پشتوانه ای فرهنگی، همواره مورد توجه سیاست گذاران، نهادهای دولتی و رسانه های خصوصی یا وابسته به دولت بوده است. اگر با نگاهی بدون حب و بغض بخواهیم نقش رادیو و تلویزیون را در تقویت پایه ها و بنیادهای ادبی و هنری کشورهای شرق و غرب بررسی کنیم، بی تردید این نکته برایمان آشکار خواهد شد که این دو عرصه مهم و سرنوشت ساز همپای مقوله های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی برای دولتمردان و بنگاه های دولتی و خصوصی، رسانه های تصویری و شنیداری، مطبوعات و نشریات جایگاه ویژه خود را دارد. بدین معنا که اگر یک حادثه، رخداد و اتفاق سیاسی در کشورهای غربی یا شرقی کانون توجه قرار می گیرد و رسانه ها بخشی از مهم ترین بخش های خبری خود را به بازتاب این رویداد اختصاص می دهند، به همان اندازه نیز در انتشار و بازتاب وسیع، گسترده و جهانی رویدادهای فرهنگی، هنری و ادبی اهتمام فراوان دارند. پایگاه های اینترنتی خبری، نشریات و مطبوعات، رادیو، تلویزیون و شبکه های ماهواره ای نیز در این شرایط، با اختصاص مهم ترین بخش خود به مرور سرفصل های اخبار، اتفاق ها و رویدادهای ادبی- هنری، به بازتاب این جریان های فرهنگی می پردازند. بی تردید در دنیای معاصر به سبب مشکلات فراوانی که برای مردم وجود دارد، رسانه های تصویری جایگاهی فراتر از نشریات و رسانه های نوشتاری و مکتوب یافته اند. اگر امروز ما جزئی ترین اخبار ادبی- هنری جهان را بر تلکس های خبری، سایت های اینترنتی و شبکه های ماهواره ای پی گیری می کنیم، نشان از سیاست های ویژه و منحصر به فرد آن ها، در انتقال، بازتاب و بررسی شرایط ادبی- هنری جامعه خویش به جهانیان دارد. بی شک با توجه به طیف انبوه مخاطبان و در اختیار داشتن رسانه های پیشرفته خبری، می توان ثانیه به ثانیه از اخبار و رویدادهای سیاسی، اقتصادی، ادبی، هنری و اجتماعی آن ها آگاه شد. اگر امروز رخدادهای ادبی و هنری غرب با سرعتی فزاینده و در شمارگان بالا به اطلاع مخاطبان جهانی می رسد باید آن را مرهون سیاست های منسجم دانست که به منظور معرفی، شناسایی و تسلط ادبی و هنری آن ها بر دیگر کشورها پایه ریزی شده است. البته اگر وجه اطلاع رسانی این قضیه را نیز از نظر دور نداشته باشیم، باید اعتراف کرد که جهان ادبیات و هنر برای آن ها به همان میزان ارزشمند و مهم است که رخدادهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی برایشان در کانون توجه قرار می گیرد. اما متاسفانه ما با وجود برخورداری از ادبیات، هنر و فرهنگ گرانسنگ و دیرینه پایمان، هنوز سهم چندانی در رسانه های تصویری خود نداریم. صدا و سیما به عنوان رسانه ملی چنان در انتشار و بازتاب مهم ترین رخدادهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی رویه ای افراطی را پیش گرفته که چندان جایی برای اطلاع رسانی اخبار ادبی- هنری باقی نمانده است. اگر بخش های مختلف خبری صدا و سیما را در نظر بگیریم به این حقیقت تلخ می رسیم که سهم ادبیات و هنر کشور در این رسانه و بازتاب رخدادهای هنری و ادبی و اطلاع رسانی آن به مخاطبان مشتاق چنان اندک است که گاه مایه تاسف اهالی فرهنگ، ادب و هنر را فراهم می کند. در شرایطی که برای کوچک ترین موضوع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی میزگردهای کارشناسی تشکیل داده می شود و با حضور صاحب نظران به بحث و تبادل نظر می پردازند، برای مهم ترین رخداد ادبیات و هنر کشور اگر به نظر آنان قابل طرح باشد، در حد یک خبر کوتاه و گذرا به آن بسنده می شود. شمار اندک برنامه ها و جنگ های ادبی، هنری، سینمایی، نبود میزگردهایی درخصوص مباحث ادبیات و هنر، اختصاص نیافتن شبکه ای به پخش، بررسی و نقد رویدادهای هنری- ادبی و... آن هم با توجه به نقش مهم، سرنوشت ساز و تاثیرگذار ادبیات و هنر بر تحولات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی موضوعی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. به راستی چند درصد از مخاطبان ادبیات، فرهنگ و هنر، جدیدترین و مهم ترین رخدادهای این عرصه را از طریق رسانه ملی پی گیری می کنند؟ در حالی که بیشتر نشریات و مطبوعات با اختصاص صفحه ای خاص به این موضوعات و نیز در نظر گرفتن ستون های خبری ویژه در بازتاب اخبار هنری، ادبی و سینمایی کشور تلاش شایان توجه و درخور تقدیری دارند، بی توجهی رسانه ملی به مسائل مهم این عرصه، جز این که اعتبار خود را به عنوان یک رسانه فراگیر و ملی زیر سوال ببرد و موضع مخالف خود را با ادبیات و هنر آشکار کند، پیامد دیگری به همراه ندارد. به راستی چند درصد از اخبار روزانه صدا و سیما به انتشار و بازتاب رخدادهای ادبی- هنری اختصاص دارد؟ چند درصد از اخبار مهمی که روزانه در نشریات و مطبوعات کشور به چاپ می رسد، از طریق رسانه ملی به گوش مخاطبان می رسد؟ تا چه میزان این رسانه در تعالی عرصه های ادبی و هنری کشور -به جز در ایام مناسبتی- که آن هم در حد یک اشاره کوتاه بوده، کوشیده است؟ شمار برنامه های تخصصی و میزگردهای ادبی- هنری و حضور صاحب نظران عرصه ادبیات و هنر در رسانه ملی تا چه حد است؟

اگر بخواهیم با آمار و ارقام درصدد پاسخ گویی به این پرسش ها برآییم، شاید حسرت دیگری در دلمان جا خوش کند و آه از نهادمان برآید. اما آنچه مسلم است این است که رسانه ملی به عنوان رسانه ای فراگیر که وظیفه آن اطلاع رسانی، برنامه سازی های متفاوت در عرصه های مختلف، تنویر افکار عمومی و فراهم کردن بستری لازم برای حضور بیشتر فرهیختگان و صاحب نظران است، در عرصه ادبیات و هنر نتوانسته است نقش تاثیرگذار خود را به انجام رساند. در حالی که جزئی ترین خبر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بارها و بارها در بخش های مختلف خبری رادیو و تلویزیون و در ساعات مختلف از شبکه های مختلف پخش می شود. مهم ترین اخبار عرصه ادبیات و هنر در کنداکتور پخش این رسانه جایی ندارد. درشرایطی که برای هر موضوع پیش پا افتاده و بارها مطرح شده ای، مصاحبه، گزارش، میزگرد و نقد برگزار می شود، کمتر شبکه ای درخصوص ادبیات و هنر کشور به برنامه سازی می پردازد.این حقیقت تلخ زمانی بیشتر آزاردهنده می شود که همین اخبار در شبکه های مختلف ماهواره ای خارج از کشور به نحو گسترده ای پوشش می یابد و با تهیه گزارش های مختلف سعی در جذب مخاطبان عرصه ادبیات و هنر ایران به خود را دارند. در حالی که شبکه های بی.بی.سی، سی.ان.ان، یورو نیوز، العالم، بلومبرگ، الجزیره و زی. اد.اف با برگزاری دوسالانه هنری ونیز و حضور پررنگ هنرمندان ایرانی، بخش مهمی از برنامه های بخش فرهنگی خود را به بازتاب این رویداد، گفت وگو با هنرمندان ایرانی و نمایش آثار هنرمندان ایرانی در این رخداد معتبر بین المللی اختصاص می دهند، شبکه های مختلف تلویزیون ایران بدون هیچ اشاره ای به چنین رخداد مهم و بحث برانگیزی، به پرکردن آنتن های خود با برنامه های سیاسی و اقتصادی می پردازند. زمانی که فروش آثار هنری ایران در حراج «ساتبی» خبرنگاران شبکه های مختلف را به این محل می کشاند که با تهیه گزارش های تصویری و صوتی ناخواسته به مطرح کردن نام ایرانیان بپردازند، با هیچ گونه بازتاب تصویری و شنیداری از این خبر مهم در رسانه های ملی مواجه نمی شویم. اگر مدیران، مسئولان و سیاست گذاران رسانه ملی به این حقیقت برسند که زیربنای توسعه ملی، توجه به پایه های فرهنگی از جمله ادبیات، هنر و سینمای کشور است، بی شک به این عرصه سرنوشت ساز اهمیت بیشتری می دهند. هنگامی که هم زمان با بزرگ داشت فردوسی در ایران خبرنگار شبکه «ART» به میان صاحب نظران و فردوسی شناسان از کشورهای مختلف می رود و با تهیه گزارش هایی از آذربایجان، ارمنستان، ایتالیا، آلمان، روسیه، ترکیه به بازتاب تصویری حضور تندیس های فردوسی در این کشورها می پردازد، صدا و سیمای ما از پوشش خبری  همایش ها، سخنرانی ها و میزگردهایی که در همین خصوص در کشورمان برگزار می شود، پرهیز می کند. انگار باید بپذیریم که آن ها برایمان دایه مهربان تر از مادرند.بی شک با استمرار چنین روندی دور از ذهن نیست که به سبب بی توجهی رسانه ملی به عرصه ادبیات و هنر در وجوه گوناگون خبری، تحلیلی، نقد و بررسی، در آینده ای نه چندان دور، نسل آینده کشور باید حتی نام مفاخر ادبی و هنری کشورش را، از زبان گویندگان شبکه های مختلف ماهواره ای بشنود.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه هفتم تیر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 رقابت سنگین 15 فیلم برای قرار گرفتن در میان 10 نامزد اسکار بهترین فیلم
دو برابر شدن تعداد نامزدهای اسکار بهترین فیلم تمام معیارها برای حدس زدن نام نامزدهای احتمالی این رشته در هشتاد و دومین دوره مراسم اسکار را دگرگون کرده است.

لس آنجلس تایمز اعلام کرد امروز دیگر گفتن اینکه اعضای آکادمی اسکار از فرصت و امکان انتخاب 10 فیلم برای بخش بهترین فیلم چگونه استفاده می‌کنند بسیار سخت شده است؛ آیا آنها مثل چند سال اخیر انگشت روی فیلم‌های جدی و بزرگ می‌گذارند یا امکان درخشش به فیلم‌های کمدی، مستقل انیمیشن یا کمتر دیده شده می‌دهند.

تا زمان برگزاری مراسم اسکار در ماه مارس سال 2010 ماهها وقت باقی است و پیش‌بینی فیلم‌های برتر امسال برای قرار گرفتن در فهرست 10 نامزد اسکار بهترین فیلم هنوز زود به نظر می‌رسد. اما آنچه در پی می‌آید فهرستی احتمالی از پنج فیلم خوب تا فوق‌العاده، پنج فیلم مستقل و مهجور و پنج فیلم مورد پسند تماشاگران است:

 

رقبای اصلی اسکار 2010:

خبرچین: استیون سودربرگ با بازی مت دیمن فیلمی کارگردانی کرده که چند فیلم نامزد اسکار مانند "نفوذی" مایکل مان و "مایکل کلیتن" تونی گیلروی را به یاد همه می‌آورد.

شکست‌ناپذیر: تنها چیزی که اعضای آکادمی اسکار از خود کلینت ایستوود بیشتر دوست می‌دارند، یک فیلم زندگینامه‌ای است و چه بهتر که این فیلم درباره نلسن ماندلا با بازی مورگان فریمن باشد.

استخوان‌های دوست‌داشتنی: همه پیتر جکسن را با سه‌گانه "ارباب حلقه‌ها" می‌شناسند. او این بار چرخشی در نوع فیلمسازی خود به وجود آورده و کتاب بسیار پرفروش آلیس سیبولد را فیلم کرده که محبوب اعضای آکادمی اسکار است.

 دانیل دی لوئیس، جودی دنچ، نیکول کیدمن، هاروی وینستین تهیه‌کننده و راب مارشال کارگردان موزیکال "شیکاگو". همه این ستارگان برنده اسکار در یک فیلم جمع شده‌اند.

شاتر آیلند: مارتین اسکورسیزی با لئوناردو دی کاپریو ستاره "مردگان" دوباره در یک فیلم همکاری کرده است. به توضیح بیشتر که نیاز نیست؟

ستارگان در حال ظهور:

آملیا: هیلاری سوانک ستاره‌ای که دو بار برنده جایزه اسکار شده نقش آملیا ارهارت را در این فیلم زندگینامه‌ای بازی می‌کند. کارگردان هم کسی نیست جز میرا نایر تحسین‌شده.

برادران: جیم شرایدن فیلمساز ایرلندی خالق "پای چپ من" در تازه‌ترین ساخته خود از بازی جیک گیلنهال، توبی مگوایر و ناتالی پورتمن بهره برده است در یک روایت امروز از داستانی جنگی.

آغوش‌های شکسته: پدرو آلمودوار هواداران بسیاری در هالیوودی دارد، اما هنوز یکبار هم نامزدی اسکار بهترین فیلم را تجربه نکرده است. شاید امسال طلسم با فیلم تازه پنه‌لوپه کروز بشکند.

ارزشمند: برنده سه جایزه اصلی از جشنواره فیلم ساندنس از جمله جایزه بزرگ هیئت داوران. درامی بسیار تلخ و جدی که در محافل رسمی فراوان تحسین شده است.

بالا در آسمان: جیسن ریتمن که با "جونو" نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم شد، این بار با یک کمدی دیگر بازگشته است. بازیگر فیلم هم جرج کلونی است که یکی از بازیگران محبوب اسکار به شمار می‌رود.

 

 

 

آواتار: این بیشتر استثنا است تا قانون که بلاک‌باسترهایی نظیر "تایتانیک" و "ارباب حلقه‌ها: بازگشت پادشاه" جوایز اسکار را درو کنند. اما تازه‌ترین تجربه سه‌بعدی جیمز کامرون بسیار مهمتر از آن است که بتوان نادیده‌اش گرفت.

جولی و جولیا: کمدی‌های عاشقانه نورا افرون معمولا چندان باب طبع اعضای آکادمی اسکار نیست. اما ستاره‌هایی مثل مریل استریپ و ایمی آدامز چرا. نخستین نشانه‌های فیلم هم بسیار قوی بوده است.

مستند بدون نام مایکل مور: مستندساز چپگرا یکی از چهره‌های محبوب هالیوود است و سابقه بردن جایزه اسکار را هم در کارنامه دارد. او این بار روی بحران اقتصادی تمرکز کرده که شاید به مذاق اسکاری‌ها خوش بیاید.

سفر ستاره‌ای: تا جایی که بتوانید تصور کنید از سنت‌های مورد پسند اسکار فاصله دارد. اما نمی‌توان تایید منتقدان و استقبال خوب تماشاگران را نادیده گرفت.

بالا: انیمیشن‌های پیکسار معمولا از فهرست اسکار بهترین فیلم جا می‌مانند. اما امسال با افزایش تعداد نامزدهای این بخش دیگر آکادمی توجیهی برای گذشتن از کنار نام فیلم‌های بهترین استودیو انیمیشن‌سازی ندارد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه هفتم تیر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 فیلمنامه مجموعه "رازی" با نظارت مهرجویی نوشته می‌شود
رئیس مرکز سیمافیلم از تولید 150 فیلم تلویزیونی، پروژه عمر خیام و نگارش فیلمنامه مجموعه تلویزیونی "رازی" با نظارت داریوش مهرجویی خبر داد.

حسن اسلامی‌مهر درباره تولید مجموعه "رازی" به کارگردانی داریوش مهرجویی که سیمافیلم دو سال پیش وعده آن را داده بود  گفت: ما وقت زیادی روی فیلمنامه‌ پروژه‌های الف ویژه می‌گذاریم. یک گروه زیر نظر مهرجویی مشغول نگارش فیلمنامه "رازی" هستند و بخش فرهنگی سیمافیلم هم بر فیلمنامه نظارت دارد.

وی در ادامه افزود: با توجه به انتقال تولید مجموعه‌ها از مرکز سیمافیلم به شبکه‌ها و تعریف ماموریت جدید برای این مرکز تا پایان نگارش فیلمنامه "رازی"، سیمافیلم بر آن نظارت دارد و بعد از آن معاونت سیما تصمیم می‌گیرد تولید این پروژه در کدام یک از شبکه‌ها انجام شود.

 

رئیس سیمافیلم درباره تولید فیلم‌های تلویزیونی در این مرکز توضیح داد: امسال 150 فیلم 90 دقیقه‌ای می‌سازیم که از این تعداد 30 فیلم از پارسال بوده که امسال تولید می‌شود. در حال حاضر مشکل مالی نداریم و می‌توانیم به تعهد خود عمل کنیم و کارها به صورت جدی در سیمافیلم پیگیری می‌شود. در مجموع این مرکز ظرفیت‌های خوبی برای تولید آثار فاخر دارد.

اسلامی‌مهر درباره تولید پروژه عمر خیام نیز گفت: چندی پیش هیئتی از روسیه با توجه به مطالعاتی که داشتند از سیمافیلم بازدید و برای تولید پروژه مشترک با محوریت حکیم عمر خیام ابراز علاقه کردند. در این جلسه با بررسی زمینه‌های مشترک همکاری مقرر شد امکانات هر دو گروه برای تولید فیلم یا مجموعه اپیزودیک با محوریت زندگی عمر خیام بررسی و تصمیم‌گیری شود.

وی در پایان گفت: اگر امسال بتوانیم به یک فیلمنامه منسجم در این باره برسیم و متن مشکل نداشته باشد، تولید پروژه عمر خیام را شروع می‌کنیم.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه هفتم تیر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 سينما سرش شلوغ است

حامد کمیلی

 با فیلم «وقتی نبودم» میهمان قاب شیشه ای می شود. این فیلم که کارگردانی آن را داریوش یاری برعهده داشته است، داستان پسری به نام «پدرام» را به تصویر کشیده است که پس از مدتی، به زادگاهش در کاشان بازگشته تا تکلیف ارث به جا مانده از پدر و مادرش را روشن کند. زیبا بروفه، محسن قاضی مرادی، طوفان مهردادیان و میترا خواجه نیان، از دیگر بازیگران این فیلم هستند. حامد کمیلی که در سریال های «پرواز در حباب»، «اغما» و «پیامک از دیار باقی» ایفای نقش کرده است، فیلم «تردید» به کارگردانی «واروژ کریم مسیحی» را آماده نمایش دارد. در «تردید» ترانه علیدوستی، بهرام رادان و مهتاب کرامتی نیز ایفای نقش کرده اند.

کامبیز دیرباز

به زودی با فیلم سینمایی «مقلد شیطان»، به کارگردانی «افشین صادقی»، میهمان سالن های سینما می شود. این فیلم که تجربه ای در گونه «نوآر» می باشد، براساس فیلم نامه ای از «حمید نعمت ا...» ساخته شده است. «مقلد شیطان» داستان پلیس اخراجی را روایت می کند که اکنون به تبهکاری خبره تبدیل شده و کارش، اخاذی از آدم هایی خاص است. اصغر همت، ساره بیات، شقایق فراهانی، امید زندگانی، شیوا خنیاگر و سیروس ابراهیم زاده، در «مقلد شیطان»، به ایفای نقش پرداخته اند. کامبیز دیرباز فیلم «عیار ۱۴» به کارگردانی پرویز شهبازی را، در نوبت اکران دارد.

شهره لرستانی

بازی در فیلم سینمایی «گل بارون»، به کارگردانی «شاهین باباپور» را به پایان رساند. این فیلم که هم اکنون آخرین مراحل فنی را پشت سر می گذارد، اواخر تیرماه آماده نمایش عمومی می شود. این فیلم داستان جوانی به نام حمید را به تصویر کشیده است که در یک شرکت بزرگ، برایش اتفاقاتی می افتد که موقعیت شغلی و زندگی خانوادگی وی را به خطر می اندازد. رضا شفیعی جم، مهران غفوریان، مجید صالحی، بهنوش بختیاری، مهران رجبی، کیانوش گرامی، جلیل فرجاد و کیومرث ملک مطیعی، از دیگر بازیگران «گل بارون» هستند.

حمید اعتباریان (تهیه کننده سینما)

از تلاش، برای ساخت فیلم سینمایی «سن پترزبورگ۲» خبر داد. نگارش فیلم نامه این اثر، توسط «پیمان قاسم خانی» به پایان رسیده است و در مرحله بازنویسی قرار دارد. «سن پترزبورگ ۲» سال آینده در خارج از کشور و با حضور بازیگران ایرانی و خارجی، کلید می خورد. هنوز کارگردان این فیلم مشخص نشده است. «سن پترزبورگ۱» که بهروز افخمی کارگردانی آن را برعهده دارد، سکانس های پایانی فیلم برداری را پشت سر می گذارد. در این کمدی حادثه ای که درباره «رفاقت»، «عشق» و «بلوف» است، پیمان قاسم خانی، شیلا خداداد، بهاره رهنما، اندیشه فولادوند، ماه چهره خلیلی، سروش صحت، امید روحانی، بابک برزویه و امین حیایی ایفای نقش کرده اند.

سیما تیرانداز

 بازی خود را در فیلم تلویزیونی «سایه های بلند گناه»، به کارگردانی «شهرام شاه حسینی» به پایان رساند. این فیلم داستان سرقت ادبی از نویسنده ای تنگدست را روایت می کند که عده ای، درصدد توطئه هایی برای از بین بردن حقوق وی هستند. به جز سیما تیرانداز، حمیدرضا پگاه، امیریل ارجمند، مهرداد ضیایی، احمد ساعتچیان و نگار عابدی در این فیلم ایفای نقش کرده اند. سیما تیرانداز بازی در فیلم های «بانو»، «هامون»، «پاداش سکوت» و مجموعه های تلویزیونی «حلقه سبز» و «باران عشق» و «بی بی یون» را در کارنامه دارد. «شهرام شاه حسینی» کارگردان «سایه های بلند گناه» به زودی مجموعه تلویزیونی «تاوان» را نیز برای شبکه سوم سیما کارگردانی خواهد کرد. وی سال گذشته فیلم «زن ها فرشته اند» را، بر پرده سینماهای کشور داشت.

سارا خوئینی ها

بازی خود را در فیلم سینمایی «یک بازی ساده» به پایان رساند. این فیلم که هم اکنون در مرحله تدوین قرار دارد، توسط «مهدی برقعی» کارگردانی شده است.«یک بازی ساده» داستان زوجی را روایت می کند که پس از ۱۵ سال زندگی مشترک، حدود سه سال است که از یکدیگر جدا شده اند. نیما شاهرخ شاهی، سحر زکریا، سحر قریشی و امیر جعفری، از دیگر بازیگران این فیلم هستند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در جمعه پنجم تیر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 رئیس جمهور پیشین چک بر صندلی کارگردانی می نشیند
دیوید فینچر با فیس بوک کلنجار می رود
 

ورایتی- «دیوید فینچر» کارگردان صاحب نام سینمای هالیوود، از سوی کمپانی «کلمبیا پیکچرز» برای کارگردانی پروژه سینمایی «شبکه اجتماعی»، انتخاب شد. این کمپانی که از مدت ها پیش با «فینچر» درباره ساخت این فیلم مذاکره داشت، سرانجام توانست نظر مساعد وی را برای کارگردانی این اثر جلب کند. «شبکه اجتماعی» به راه اندازی و توسعه شبکه «فیس بوک»، در سال ۲۰۰۴، توسط چند دانشجوی دانشگاه هاروارد می پردازد. فیلم نامه اثر جدید «دیوید فینچر» را «آرون سورکین» نوشته است. «فینچر» که ساخت این فیلم را اواخر سال میلادی جاری آغاز می کند، سال گذشته با فیلم «پرونده عجیب بنجامین باتن»، نامزد اسکار بهترین کارگردانی شد.

«بازی»، «هفت» و «اتاق وحشت»، از دیگر ساخته های مطرح «دیوید فینچر» است.

آنتونیو باندراس و یک جایزه ویژه سینمایی

 


خبرگزاری فرانسه- «آنتونیو باندراس»، «جان مالکوویچ» و «ایزابل هوپرت»، جایزه ویژه جشنواره فیلم «کارلو وی واری» جمهوری چک را دریافت خواهند کرد. برگزارکنندگان این جشنواره اعلام کردند، از این سه چهره نامدار و افتخارآفرین سینمای هالیوود، تقدیر خواهندکرد.«آنتونیو باندراس» بازیگر نام آشنای اسپانیایی، جایزه ویژه رئیس این جشنواره را دریافت خواهد کرد. «ایزابل هوپرت» که سال گذشته ریاست هیئت داوران جشنواره کن را برعهده داشت، و «جان مالکوویچ» بازیگر سرشناس آمریکایی، جایزه گوی بلورین یک عمر دست آورد سینمایی این جشنواره را دریافت می کنند. چهل و چهارمین جشنواره «کارلو وی واری»، از ۲ تا ۲۰ تیر ماه برگزار می شود.

رئیس جمهور پیشین چک بر صندلی کارگردانی می نشیند

 


واتسلاو هاول، نمایش نامه نویس و رئیس جمهور پیشین چک، بر اساس آخرین نمایش نامه خود با عنوان «جدایی» یک فیلم سینمایی را کارگردانی می کند.

 خبرگزاری فرانسه از پراگ اعلام کرد رادکا کادلکووا تهیه کننده «جدایی» از تصمیم جدی هاول برای ورود به دنیای سینما خبر داد و به روزنامه «دنس» گفت: ایده او برای کارگردانی فیلم کاملا روشن است و نقش اول آن را «داگمار» همسر هاول بازی خواهد کرد.«جدایی» نخستین تجربه فیلم سازی هاول ۷۲ ساله است که این روزها در مرحله پیش تولید قرار داردو قرار است فیلم برداری آن از اوایل سال آینده میلادی آغاز شود.

داستان درباره سختی های جدا شدن یک سیاستمدار از زندگی روزانه است و نمایش آن ماه مه سال ۲۰۰۸ در پراگ روی صحنه رفت.نمایش نامه «جدایی» بازگشت هاول به دنیای نویسندگی و تئاتر پس از یک دوره غیبت طولانی است که دلیل عمده آن، درگیری های وی با دنیای سیاست و حضور در کاخ ریاست جمهوری کشور چک بود. هاول یکی از قهرمانان انقلاب سال ۱۹۸۹است که به سرنگونی حکومت کمونیستی چکسلواکی انجامید.

او عمده شهرت خود را مدیون نگارش مجموعه ای از نمایش نامه ها از دهه ۱۹۶۰ تا اواخر دهه هشتاد میلادی است؛آثاری که تئاتر ابزورد را با میراث کافکایی جمهوری چک درهم می آمیخت. هاول سال ۱۹۸۹رئیس جمهور چکسلواکی شد و پس از تشکیل کشور مستقل چک در ۱۹۹۳ به مدت ۱۰سال رئیس جمهور این کشور بود.

شکسپیر با مکبث امروزی به سینما می آید

 


هالیوود ریپورتر- نسخه جدیدی از نمایش نامه «مکبث» اثر «ویلیام شکسپیر»، به فیلم سینمایی تبدیل می شود.این فیلم که داستان «مکبث» را در دوران معاصر و روزگار مدرن روایت می کند، توسط «پت تراویس» کارگردانی خواهد شد. این نمایش نامه در روایت سینمایی به عنوان «مثل سایه بیا» تغییر نام خواهد داد. «تراویس» که کارگردانی آثاری چون فیلم سیاسی «پایان بازی» را در کارنامه دارد، فیلم برداری این اثر را تا پایان سال جاری میلادی به اتمام می رساند. فیلم نامه «مثل سایه بیا» را «وینسنت ریگان» و «جنیفر لی» به نگارش درآورده اند.

ستاره شهرت کامرون دیاز در پیاده رو مشاهیر

 


خبرگزاری فرانسه- «کامرون دیاز» بازیگر مطرح هالیوودی، در «پیاده رو»ی مشاهیر هالیوود، ستاره دار شد. وی در مراسم خاصی که برای نصب این ستاره شهرت در پیاده رو مذکور برگزار شد، گفت: «این اقدام مرا به ادامه کارم تشویق می کند و احساس می کنم نامم در کنار بزرگان تاریخ سینما جاودانه خواهد شد.» «دیاز» که برای بازی در فیلم «فرشتگان چارلی» صاحب ثروت شد، هفته آینده، با فیلم «محافظ دخترم»، به پرده سینماهای جهان بازمی گردد. وی با فیلم «همه چیز درباره ماری» به شهرت جهانی رسید و با بازی در فیلم «آسمان وانیلی»، به چهره ای مطرح تبدیل شد.

گریشام پس از یک دهه مخالفت موافقت کرد

 


ورایتی- رمان پرفروش و معروف «سفارش» نوشته «جان گریشام»، به فیلم تبدیل می شود.

از مدت ها پیش «جان گریشام» با اقتباس سینمایی این رمان توسط کارگردانان مختلف، مخالفت کرده بود. اما سرانجام پس از یک دهه مخالفت، اعلام کرد که توافق کرده است که رمان «سفارش» که سال ۱۹۹۹ فروش چشمگیری داشت، بر نگاتیو ثبت شود. «جان گریشام» سال ۱۹۹۶ با عقد یک قرارداد ۶ میلیون دلاری، موافقت کرده بود تا کمپانی برادران وارنر، نخستین کتاب وی «زمانی برای کشتن» را به فیلم سینمایی برگرداند. تاکنون یازده رمان از «جان گریشام» از جمله «موکل»، «مرد بی گناه» و «بازی برای پیتزا»، از سوی کارگردانان مختلف مورد اقتباس سینمایی قرار گرفته است.


«گلادیاتور» پس از هشت سال بازمی گردد

ورایتی- نسخه جدید ویدئویی فیلم «گلادیاتور» ساخته «ریدلی اسکات» پس از هشت سال، از هفتم سپتامبر (۱۶ شهریورماه) روانه بازارهای بین المللی می شود. این نسخه جدید در قالب دو دیسک عرضه می شود که شامل 11ساعت تصاویر اضافی این فیلم است. فیلم سینمایی «گلادیاتور» سال ۲۰۰۰ با بودجه ۱۰۳ میلیون دلاری تولید شد و در بازارهای جهانی ۲۵۸ میلیون دلار فروخت. این فیلم پنج جایزه اسکار را، از آن خود کرد. ...

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در جمعه پنجم تیر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 تولید انبوه فیلم های تلویزیونی کیفیت فدای کمیت
 

رونق و تولید انبوه فیلم های ۹۰ دقیقه ای با جذب کارگردانان سینما ابتدا به حمایت تلویزیون از سینما تعبیر شد، اما این روند در طول زمان تغییر کرد و اکنون تولید فیلم های تلویزیونی با توجه به کاهش کیفیت این فیلم ها و رکود فیلم سازی، تهدیدی برای سینما محسوب می شود.

تولید فیلم های تلویزیونی در سال های اخیر رونق داشته و سازمان صدا و سیما، از طریق خط تولید وسیعش نیازهای خود به پخش و نمایش فیلم های سینمایی را تامین کرده است. ساخت فیلم های ۹۰ دقیقه ای در این سبک و شیوه می تواند پیامدهای مثبت و منفی داشته باشد.

بازاری که تلویزیون برای فعالیت سینماگرانی فراهم کرده که به دلیل شرایط بحرانی سینما، نمی توانند فرصت کار داشته باشند، فریبنده و جذاب است. میزان دستمزدها با توجه به زمان کوتاه تولید این فیلم ها در تلویزیون بسیار بالاست و سینماگران از فعالیت در تلویزیون استقبال می کنند.تعداد قابل توجهی از بازیگران که دیگر نمی توانند نقش های اصلی در سینما بازی کنند، پای ثابت فیلم های تلویزیونی هستند و به برکت تولید این آثار همچنان به عنوان بازیگر فعالیت می کنند. اما نظارت محدود بر تولید این آثار و شتابی که بر ساخت آن ها حاکم است، باعث شده بیشتر فیلم های تلویزیونی با اشکال ها و نواقص ساختاری فاحش روبه رو باشد.بیشتر این آثار که نام کارگردان های گمنام و جوان را بر پیشانی دارد، به سیاه مشق هایی می ماند که نمایش آن از شبکه های پربیننده تعجب برانگیز است. ساخت فیلم های تلویزیونی می تواند عرصه ای برای آموختن و تجربه کردن کارگردان های جوان باشد تا با هزینه ای کمتر و در زمانی محدود الفبای سینما را بیاموزند. این عرصه که می تواند زمینه رشد و بالندگی نسل تازه ای از فیلم سازان را فراهم کند، به دلیل نیاز شبکه ها به پخش فیلم و تولید پرشتاب برنامه، به مسابقه ای برای پر کردن آنتن تبدیل شده است.نمایش فیلم های تلویزیونی با کیفیت های نازل در حالی که بسیاری از فیلم های سینمایی نمی تواند روی پرده برود، سوال برانگیز است. اگرچه تعدادی از این فیلم ها نام سازندگانشان را بر سر زبان انداخت، اما این جریان پس از مدتی به دلایل مختلف از جمله نیاز شبکه ها به پخش برنامه در ساعت های بیشتر، به شکلی ادامه پیدا کرد که کیفیت قربانی کمیت شد.فیلم های تلویزیونی در شرایط فعلی، پاسخ گوی نیاز مخاطب جدی و منتقدان نیست اما هدف پر کردن آنتن را تامین کرده است. در هفته تعداد قابل توجهی از این فیلم ها از شبکه های مختلف روی آنتن می رود و اخبار ساخت این آثار در شکل وسیع منتشر می شود. سهم سینمای ایران از رسانه ملی محدود شده است اما سینماگران در تلویزیون، مشغول ساخت فیلم و مجموعه هستند.دستمزدهایی که برای تولید فیلم و مجموعه به سینماگران داده می شود، آن قدر وسوسه کننده است که بازیگران ترجیح می دهند عطای حضور در سینما را به لقایش ببخشند. بیشتر تهیه کنندگان بخش خصوصی نیز از بالا بودن دستمزدها در تلویزیون ناراضی هستند و معتقدند که تلویزیون بازار سینما را به هم ریخته است.فیلم تلویزیونی پدیده ای منحصر و محدود به شبکه های داخلی نیست، شبکه های مختلف خارجی هم فیلم تولید و پخش می کنند و با هزینه ای کمتر از بودجه یک فیلم سینمایی تلاش می کنند بخشی از نیاز مخاطب به دیدن فیلم را تامین کنند، اما آن چه در شبکه های داخلی اتفاق می افتد گاهی جز نمایش خامی، بی تجربگی و سطحی نگری نیست.تهیه کننده فیلم سینمایی «آل» دلیل بی توجهی منتقدان را به فیلم های تلویزیونی، فقدان انگیزه هنری در ساخت این آثار دانست.

 

 

 

علی معلم  گفت: تا زمانی که فیلم های ۹۰ دقیقه ای بی برنامه و بی کیفیت ساخته می شود و در جلب توجه مخاطبان و منتقدان توفیقی کسب نمی کند، نباید توقع داشت منتقدان این آثار کم اهمیت و بی محتوا را ارزیابی و بررسی کنند.وی افزود: در سال های اخیر شاهد تولید انبوه فیلم های تلویزیونی بوده ایم و این تولیدات به نوعی زنگ تفریح، عرصه ای برای بخت آزمایی و منبع درآمدی برای افراد شاغل در این حرفه تبدیل شده و از نظر ساختار بی ارزش و از جنبه زیباشناسی با مشکل روبه روست و با کارکردهای مشخص و زمان دار ساخته می شود.معلم گفت: در صورتی که هدف تولید فیلم های ۹۰ دقیقه ای را ایجاد زمینه اشتغال برای فیلم سازان بدانیم، این پروژه با موفقیت روبه رو بوده و اگر به دنبال دستاوردی دیگر بوده ایم، باید بدانیم این پروژه با شکست مواجه شده است.وی گفت: رسانه ملی بهتر است با مشخص کردن اهدافی برای خود و با شرایط گذاری وارد جریان تولید در بخش خصوصی شود و از طریق سرمایه گذاری در آن بخش، تغذیه ای مناسب با استانداردهای قابل قبول برای مخاطبان خود به ارمغان آورد.کارگردان فیلم تلویزیونی «پدر کاغذی» نیز ضعف مدیریت نیروی انسانی را عامل اصلی افت کیفیت فیلم های تلویزیونی دانست.علیرضا اسحاقی گفت: با توجه به این که نویسندگان و کارگردانان به طور مستقیم با ذائقه تماشاچی در تماس و بر آن تاثیرگذار هستند، در ساخت برنامه ها و فیلم های تلویزیونی مهم ترین عامل، چیدمان درست گروه پروژه است که باید دارای تجربه و تخصص باشند.کارگردان فیلم سینمایی «تله روباه» ادامه داد: زودبازده بودن به کار لطمه می زند و این که تلویزیون خوراک می خواهد توجیه مناسب و پذیرفتنی برای ساخت فیلم های تلویزیونی طی چند روز، با عوامل غیرحرفه ای و با بودجه اندک نیست.وی افزود: فیلم های تلویزیونی معمولا در ۲۰ روز ساخته می شود و در این مدت کوتاه نباید انتظار یک تولید قابل قبول را داشت. متاسفانه به سابقه عوامل در تولید این فیلم ها اهمیت داده نمی شود، صدابردارها بوم من هستند، دستیاران تصویربردار تصویربرداری می کنند، دستیارهای کارگردان، کارگردانی می کنند، عوامل غیرحرفه ای پول کم می گیرند و حاصل کار هم قابل دفاع نیست.اسحاقی تاکید کرد: تلویزیون عرصه ای برای تربیت نیروی انسانی نیست و بهتر است با به وجود آوردن شرایط و امکانات برای دانشجویان این حرفه مسئولیت را به دانشگاه ها واگذار کنیم و فراموش نکنیم اگر به روند تولید و ارائه آثار ضعیف و کم بار ادامه دهیم، مخاطبان قربانیان این بازی خواهند بود.کارگردان فیلم سینمایی «چپ دست» نیز درجه بندی فیلم های ۹۰ دقیقه ای براساس کیفیت را برای برآورد بودجه ضروری دانست.آرش معیریان گفت: تلویزیون به عنوان رسانه ای که با سلیقه جمعی و عام روبه روست اطلاعات تربیتی، اخلاقی و رفتاری را به مخاطبان منتقل می کند، وظیفه مهمی در قبال مردم دارد و فقط به سرگرم کردن مخاطب نمی پردازد.وی درباره کیفیت این فیلم ها گفت: متاسفانه درجه بندی کیفی برای این آثار وجود ندارد و به هر اثر بدون توجه به این که در چه گونه ای ساخته می شود، بودجه ثابت تعلق می گیرد. اگر آثار با توجه به سابقه کارگردان و تهیه کننده و در مرحله عقد قرارداد و تصویب درجه بندی شود و بودجه هایی متناسب با درجه تعیین شده برآورد و ارائه شود با ارتقای کیفیت این آثار مواجه می شویم.رضا درستکار نیز بی توجهی به کیفیت فیلم های تلویزیونی را عامل اصلی ضعف های تکنیکی و ساختاری این آثار دانست.این منتقد و روزنامه نگار گفت: فیلم های ۹۰ دقیقه ای به دلیل محدودیت بودجه و زمان با سرعت بالایی ساخته می شود و این مسئله به کیفیت این آثار لطمه وارد می کند. هر اثری در تاریخ هنر برای ماندگار شدن باید کیفیت گرا و مطابق با مبانی و موازین زیباشناسی باشد، فیلم های ۹۰ دقیقه ای از این قاعده مستثنا نیست و اگر فیلم هایی براساس قواعد و اصول رایج در دنیا ساخته شود حتما با استقبال مخاطبان و منتقدان مواجه می شود.درستکار درباره پایین بودن کیفیت فیلم های تلویزیونی گفت: مهم ترین عامل افت کیفیت این آثار، سفارشی بودن آن هاست. تلویزیون به عنوان متولی اصلی این عرصه، تولید فیلم های ۹۰ دقیقه ای را جدی نگرفته و به این ترتیب موجب پایین آمدن کیفیت این آثار شده است. کیفیت این فیلم ها برای مدیران شبکه ها اهمیت ندارد و به دنبال پر کردن آنتن هستند.وی افزود: برای افزایش کیفیت فیلم های تلویزیونی و سینمایی باید شرایطی فراهم شود که رابطه بین منتقدان به عنوان نماینده افکار عمومی و وجدان بیدار جامعه با مدیران رسانه و سینما رابطه ای سالم و پویا باشد و اعتماد متقابل میان آن ها به وجود آید. نقد سازنده می تواند مسیر کارگردان ها را برای ساخت آثاری قابل دفاع هموار کند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در جمعه پنجم تیر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 فرهاد قائمیان در گفت وگو با خراسان: پرده نقره ای برایم خیال انگیز بود
 
 
احمد صبریان

در میان بازیگران سینما، تلویزیون و تئاتر ایران، شمار اندکی هستند که با ایفای نقش های متفاوت و خاص، ارائه بازی های باورپذیر و حسی، همکاری با کارگردانان صاحب نام، محبوبیت نزد مخاطبان و کسب افتخارات در عرصه حرفه ای، کارنامه ارزشمند و قابل تأملی دارند. بی تردید این شاخص ها از عواملی است که در ارزیابی حرفه ای یک بازیگر، تاثیر بسزایی دارد. «فرهاد قائمیان» یکی از همین بازیگران است. وی که متولد سال ۱۳۴۴ در اردبیل است، فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۷۰ با بازی در فیلم های کوتاه آغاز کرد.

با فیلم «دمرل» یدا... صمدی، به سینمای حرفه ای راه یافت. پس از آن نیز در سال ۱۳۷۹ به فعالیت در تلویزیون پرداخت و در سمت های مختلفی، هم چون بازیگر، تهیه کننده، مدیرتولید و طراح صحنه و لباس به فعالیت پرداخت. قائمیان علاوه بر حضور در عرصه سینما و تلویزیون، بازیگری و کارگردانی تئاتر را نیز در کارنامه هنری خود دارد. البته خودش در این باره می گوید: «از سنین کودکی، جادوی هنر، مسحورم کرده بود. صحنه تئاتر و پرده نقره ای سینما برایم خیال انگیز بود و کلک خیالم را، تا دوردست های آبی کودکانه می برد. با تشویق خانواده و حمایت برادران بزرگ ترم، تئاتر را آموختم و این هنر متعالی، مرا با سینما پیوند زد؛ تماشای بی شمار فیلم های سینمایی و سپس ورود به عرصه سینمای هشت میلی متری، کلنجار رفتن با دوربین، ساخت فیلم کوتاه، تدوین و گویندگی، تهیه کنندگی مدیریت تولید و در نهایت بازیگری.

حال پس از سال ها، کلک خیالم هنوز در دوردست های آبی کودکانه پرسه می زند و همیشه یاد عزیزترین کسم در دنیاست که حضورم را، در عرصه جادویی هنر شیرین کرده است. یاد و خاطره مادرم، تنها آموزگارم!»

فرهاد قائمیان سال ۷۷ برای بازی در فیلم «هیوا» به کارگردانی زنده یاد «رسول ملاقلی پور»، نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد جشنواره فیلم فجر شد. منتقدان سینما در سال ۱۳۸۰، وی را برای بازی در فیلم «قارچ سمی» ملاقلی پور، جزو ده بازیگر برتر سینمای ایران معرفی کردند. جشنواره فیلم فجر مشهد نیز سال ۱۳۸۲، جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را، برای بازی در فیلم «تارا و تب توت فرنگی»، به وی اهدا کرد.

قائمیان سال گذشته فیلم «دعوت» ابراهیم حاتمی کیا را، بر پرده نقره ای داشت. مخاطبان تلویزیون هم چهره وی را با سریال هایی چون «وفا»، «شهریار» (در نقش پدر شهریار)، «بی صدا فریاد کن» و... به خاطر سپرده اند. در فرصتی کوتاه و در یک تماس تلفنی که قرار هم نبود چندان به طول بینجامد، با وی هم کلام شدیم. ایشان نیز در نهایت صداقت و صمیمیت و با صدای گیرا، گرم و آهنگینش، پاسخ گوی پرسش هایمان شد. از «سینما»، «بازیگری»، «تلویزیون» و فعالیت های اخیرش گفتیم و شنیدیم. با تشکر فراوان از این که همراهمان شد، برایش آرزوی موفقیت در عرصه زندگی و بازیگری داریم.

 

 

 فیلم شناسی: دمرل (یدا... صمدی)، سکوت کوهستان (یدا... نوعصری)، سارای (یدا... صمدی)، هیوا (زنده یاد رسول ملاقلی پور)، نسل سوخته (زنده یاد رسول ملاقلی پور)، رنگ شب (محمدعلی سجادی)، سفر به فردا (محمدحسین حقیقی)، گام های لرزان (افسانه منادی)، قارچ سمی (زنده یاد رسول ملاقلی پور)، تارا و تب توت فرنگی (سعید سهیلی)، شهر زیبا (اصغر فرهادی)، به رنگ ارغوان (ابراهیم حاتمی کیا)، از تاریکی می ترسم (مژگان اسکویی)، شوریده (محمدعلی سجادی)، رامی (بابک شیرین صفت)، مخمصه(محمدعلی سجادی)، احضارشدگان (آرش معیریان)، کارناوال مرگ (رضا اعظمیان)، فرزند صبح (بهروز افخمی)، دعوت (ابراهیم حاتمی کیا)، شکار روباه (عقرب) (مجید جوانمرد)، تهران سیم آخر (مهدی کرم پور).

 آثار تلویزیونی: طریق عشق (حسین مختاری)، شهریار (کمال تبریزی)، وفا (محمدحسین لطیفی)، از شنبه تا پنج شنبه (حجت قاسم زاده)، به دنیا بگویید بایستد (محمدرضا آهنج)، بی صدا فریاد کن (مهدی فخیم زاده)، شکرانه (سعید سلطانی)، جایی نزدیک آسمان (سامان سالور)، سرقت (محمدرضا آهنج)، گروگان (محمدرضا آهنج)، یک فنجان چای گرم (یلدا جبلی)، راز (سعید اسدی)، نردبامی بر آسمان (محمدحسین لطیفی)، سرزمین کهن (کمال تبریزی).

آثار صحنه ای: چشم در برابر چشم، حکایت اول- روایت دوم، چپو، تراژدی دوم، مرگ و شاعر. *

 با توجه به توانمندی هایتان در عرصه بازیگری، بیشتر شما را در قاب شیشه ای تلویزیون می بینیم تا پرده نقره ای سینما. به نظر می رسد حضور کم رنگ تان در عرصه سینما، باید علت خاصی داشته باشد.

 من چندان با نظر شما موافق نیستم. چون حضورم در سینما، به نقش های پیشنهادی و در نهایت به انتخاب من بستگی دارد. گمان می کنم حضور در دو فیلم سینمایی در سال برای یک بازیگر، آن هم با شرایط من که هم زمان با فعالیت در عرصه سینما، به کارهای دیگری چون نقش آفرینی در ۲ سریال الف ویژه می پردازد، حضوری کم رنگ نیست. به ویژه با توجه به فیلم نامه های پیشنهادی که برخی از آن ها، برایم دلچسب نیست.

 

 

 

 پس می توان گفت شما هم به سبب فیلم نامه های نه چندان منسجم و قوی، کمتر در سینما حضور دارید.

 سخن من بدان معنا نیست که فیلم نامه های پیشنهادی را به کلی نپسندم. اما نکته این جاست، من ترجیح می دهم کارهایی را بپذیرم که فیلم نامه هایشان، با سلایق شخصی من هم خوانی داشته باشد. از طرفی باید برنامه ریزی های کاری ام به گونه ای باشد که امکان فعالیت در سینما را داشته باشم. به عنوان مثال هم اکنون درگیر بازی در مجموعه ای تلویزیونی هستم. به همین سبب باید برنامه ام را طوری تنظیم کنم که بتوانم به کار سینمایی هم بپردازم.

 پس انگار این روزها حسابی سرتان شلوغ است.

بله. به تازگی بازی در کار جدید «محمدحسین لطیفی» را به پایان رساندم که یک مجموعه تلویزیونی به نام «نردبامی بر آسمان» است. البته هم زمان نیز در کار جدید سینمایی رسول صدرعاملی با عنوان «زندگی با چشمان بسته» ایفای نقش می کردم. هم اکنون نیز مشغول بازی در سریال «سرزمین کهن»، به کارگردانی کمال تبریزی هستم. پیش از نوروز امسال نیز در ۲ فیلم سینمایی «تهران سیم آخر» به کارگردانی مهدی کرم پور و «دلواپسی» ساخته بهمن گودرزی، حضور داشتم.

 با بررسی کارنامه بازیگری شما می توان فیلم ها و نقش های متفاوت را، در گونه های مختلف سینمایی و تلویزیونی شاهد بود. بی تردید به عنوان یک بازیگر توانمند، باید شیوه ای خاص و ویژه برای نزدیک شدن به نقش و ایفای آن داشته باشید.

 

 

پاسخ به این پرسش، در این فرصت کم برایم امکان پذیر نیست. اما تلاش می کنم وقتی به طور هم زمان در دو یا سه پروژه بازی می کنم، خروجی کار برایم رضایت بخش و به گونه ای باشد که به عنوان بازیگر احساس کنم تلاشم برای ایفای هرچه بهتر نقش، نتیجه داده است. اما باورپذیری نقش از سوی تماشاگر، برایم اهمیت بسیاری دارد. چون معتقدم این باورپذیری نقش از سوی مخاطب، هم برایم حکم کلاس آموزشی دارد و هم این که کارم از سوی کسانی که برای آن ها وارد میدان شده ام، مهر تایید می خورد.

 در سال های اخیر تلویزیون با جذب نیروهای متخصص، کارگردانان، عوامل فنی و بازیگران سینما به این رسانه و ساخت فیلم های تلویزیونی، تلاش در افزایش شمار مخاطب و بالا بردن ارتقای کیفی آثار تلویزیونی داشته است. این روند فزاینده را چگونه ارزیابی می کنید؟

 ببینید! من به عنوان یک بازیگر نباید سینما و تلویزیون را از هم جدا کنم و میان آن ها تفاوت بگذارم. من یک بازیگرم و می توانم هر نوع بازی را چه در سینما و چه در تلویزیون ارائه دهم. البته شاید از لحاظ ساختار، دکوپاژ و کارگردانی، این دو رسانه از هم متمایز باشد اما به لحاظ کار تصویری، با هم برابری می کند. به اعتقاد من جدا کردن سینما و تلویزیون از یکدیگر، درست نیست. چون چه از طریق سینما وارد تلویزیون شویم یا به عکس، مهم این است که بازی مان مورد پسند و توجه مردم و مخاطبان قرار گیرد. این نکته ارزشمند است. چون ما به خاطر مردم کار می کنیم، حال چه در سینما و چه در تلویزیون. این که بخواهیم مردم را جدا کنیم و بگوییم «مخاطب سینما» یا «مخاطب تلویزیون»، چندان درست نیست. چون همان مخاطب تلویزیون هنگامی که در خانه یک سریال یا فیلم تلویزیونی را می بیند، پس از مدتی به سینما می رود و به تماشای یک فیلم سینمایی می پردازد. پس بنابراین بازیگری که برای مردم کار می کند با جدا کردن مخاطبانش از یکدیگر، به نوعی به شعور فرهنگی و اجتماعی آن ها توهین می کند. چون در نهایت مردم هستند که با تایید کار، به حرفه و نقش ما اعتبار می بخشند. از یک منظر اتفاقا حضور سینماگران مطرح در تلویزیون، می تواند به ارتقای سطح کیفی تولیدات این رسانه کمک کند و تاثیر مثبتی به همراه داشته باشد. البته امیدوارم این تاثیرگذاری متقابل باشد. حضور سینماگران در تلویزیون نباید سبب رکود سینمای ایران شود بلکه باید رشد کمی و کیفی تولیدات سینمایی را به همراه داشته باشد.

برخی از بازیگران معتقدند که با حضور در تلویزیون، با مخاطب میلیونی سروکار خواهند داشت و بهتر می توانند بازخورد تلاش خود را در زمینه بازیگری ارزیابی کنند. در حالی که پس از بازی در یک فیلم سینمایی، ماه ها و چه بسا چند سالی، باید در انتظار نمایش عمومی آن باشند.

 اگر ما برای جامعه و مردم عزیز کشورمان فعالیت می کنیم، نباید بازی در سینما و تلویزیون برایمان تفاوتی داشته باشد. حتی اگر فرض را بر تفاوت میان این دو رسانه بگذاریم، باید چنان به کار خود اشراف و تسلط داشته باشیم که با جدا کردن نوع فعالیت مان در سینما، تلویزیون یا حتی تئاتر، بتوانیم کارمان را به بهترین نحو ممکن در معرض تماشای مخاطب قرار دهیم. اگرچه معتقدم که جدا کردن سینما و تلویزیون از یکدیگر، کار درستی نیست. اما از طرفی هم فکر می کنم با توجه به شرایط موجود و روند حاکم بر سینما و تلویزیون، باید کارهای خوب و ارزشمند از کارهای متوسط و ضعیف متمایز باشد.بی تردید با برنامه ریزی صحیح مسئولان، کنار گذاشتن تولیدات نازلی که قطعا در تلویزیون هم هست و ارائه کارهای شسته رفته ای که کیفیت بالایی هم دارد، می توانیم سطح سلیقه مخاطب عام را هم بالا ببریم.

 با توجه به نقش های متفاوتی که در کارنامه تان به ثبت رسانده و به خوبی هم از پس ایفای آن ها برآمده اید، به نظر می رسد باید ملاک های مشخصی برای پذیرش نقش های پیشنهادی تان داشته باشید.

بالطبع نوع انتخاب هر بازیگر، با توجه به یک سری عوامل از جمله ساختار شخصیتی و اخلاقی و براساس مصالح اجتماعی، فرهنگی و هنری و نیز تفکرات شخصی صورت می گیرد. من معتقدم وقتی یک بازیگر در یک ژانر یا گونه ای خاص محدود نشده باشد و بتواند عرصه های مختلف را تجربه کند، در حقیقت بستری مناسب برایش فراهم می شود که قطعا باید از این فرصت نهایت استفاده را ببرد. خدا را شکر می کنم که به لطف او توانسته ام با فیلم نامه ها و کارگردانان خوب و حرفه ای کار کنم و با پیشنهادهای خوب و نقش های خاص و متفاوتی مواجه شوم، کارگردانانی که توانایی های لازم را، برای ایفای چنین نقش هایی در من دیده اند. البته باز هم این اتفاق خوشایند را لطف خداوند می دانم. اما اگر بخواهم ملاک خاصی را برای پذیرش نقش قائل باشم، معیارهای فکری است که برای آن ها ارزش خاصی قائلم.

 به عنوان بازیگری محبوب که توانایی خود را در عرصه سینما، تلویزیون و تئاتر به اثبات رسانده اید، اوضاع و شرایط امروز بازیگری را چگونه ارزیابی می کنید؟

 بی تردید اگر یک بازیگر از پشتوانه علمی و آکادمیک کافی برخوردار باشد، این پشتوانه تاثیر بسزایی در انتخاب هایش دارد. به گونه ای که همراهی و همکاری با دیگر بازیگران حرفه ای، برایش اهمیت بسیاری خواهد داشت. اما به هر حال بخش مهمی از شرایط امروز بازیگری، به عملکرد مسئولان بازمی گردد که باید پاسخ گوی آن باشند. این که توضیح دهند چه اتفاقی افتاده که برخی بدون برخورداری از پشتوانه علمی و آکادمیک که لازمه حرفه بازیگری است، به راحتی وارد عرصه بازیگری شده اند و بدون هیچ قید و شرطی، نقش های اصلی به آن ها واگذار می شود. از طرفی فکر می کنم روندی که ما در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی داریم، پاسخ گوی هیچ کدام از بازیگران سینمای آینده ما نخواهد بود. متاسفانه آموزش بازیگری به روز نیست و پرورش استعدادها، به گونه ای صحیح انجام نمی گیرد. این حقیقت نیز با توجه به ارتباطم با دانشجویان، آموزشگاه های بازیگری، دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی برایم مشخص شده است. بد نیست شما هم به عنوان یک منتقد و روزنامه نگار، برای یافتن پاسخ این پرسش با مسئولان و دست اندرکاران سینمای کشور گفت وگوهایی داشته باشید، تا نتیجه این اتفاق ناخوشایند را فرجامی خوش دهید.

 با مشغله های فراوان در عرصه سینما و تلویزیون، آیا فرصت حضور در زمینه تئاتر را هم دارید؟

 

خوشبختانه بله. سال گذشته در نمایش «مرگ و شاعر» بازی داشتم که در تئاترشهر به روی صحنه رفت. در این نمایش که کارگردانی آن را «کیومرث مرادی» برعهده داشت محمدرضا حسین زاده و خانم ها پانته آ بهرام و بهاره کاتوزی هم ایفای نقش داشتند. این نمایش پس از اجرا در تهران، در جشنواره تئاتر «بهاماترا»ی هندوستان و در شهرهای کلکته، بمبئی و دهلی نو به روی صحنه رفت. اگر شرایط کاری ام اجازه دهد قرار است یک نمایش دیگر را هم به روی صحنه ببریم.

 جناب قائمیان با توجه به این که در عرصه تئاتر هم فعالیت می کنید و از بازیگران توانمند این عرصه به شمار می آیید، وضعیت تئاتر را در مقایسه با سینما و تلویزیون چگونه می بینید؟

اگر فرصت برای هر بازیگری فراهم شود که بتواند در تئاتر کار کند، نوعی آموزش حین خدمت به شمار می رود. به گمان من بازیگرانی که کار تصویری می کنند، بد نیست هر از گاهی حتما در عرصه تئاتر فعالیت کنند. چون هم اطلاعات و آموخته هایشان مرور می شود و هم این که به توانایی ها و ضعف های خود بیشتر پی می برند. بی گمان هر بازیگر حرفه ای، باید تئاتر را به عنوان یکی از عرصه های کاری تجربه کند. البته در مورد وضعیت تئاتر امروز و ارزیابی آن باز هم باید مسئولان پاسخ گو باشند.

 یکی از مباحث هماره بازیگری، «بازی تئاتری» و «بازی سینمایی» است. به گونه ای که به عنوان مثال بیشتر منتقدان همواره در نقد آثار بهرام بیضایی از بازی های تئاتری ، به عنوان یکی از مهم ترین نقاط ضعف فیلم های وی یاد می کنند. شما تا چه حد با این عقیده موافق اید؟

 البته من در حد و اندازه ای نیستم که درباره آثار استاد بهرام بیضایی اظهارنظر کنم. اما فکر می کنم اگر ما بهرام بیضایی را به عنوان یک استاد سینما و تئاتر قبول کرده ایم، باید این را هم بپذیریم که ایشان به خوبی می دانند که چه نوع بازی از بازیگرشان می گیرند. بی شک وی کارگردانی، نوع بازی ها و نمایش نامه نویسی را به خوبی می داند و می شناسد.ما در کلاس های استاد اصول بازیگری را آموخته ایم و با خواندن آثار و کتاب های ایشان، با بازیگری آشنا شده ایم. پس نمی توانیم بگوییم بهرام بیضایی نمی داند که چگونه از بازیگرش بازی بگیرد. نوع کار و خواست بیضایی این است که به گونه ای خاص از بازیگر بازی بگیرد و این هرگز به معنای «بازی تئاتری» نیست. از طرفی با سیر کارها و آثار استاد می توان به این نکته رسید که این سبک بازی، خاص ایشان است. ساختار آثار بهرام بیضایی براساس کارهای نمایشی ژاپن و شرق دور است که البته در نوع خود بسیار هم ارزشمند است. به اعتقاد من وقتی با فیلمی مواجه می شویم، باید براساس پیشینه کارگردان، نوع و ساختار آثار وی با آن برخورد کنیم.

 کارگردانان، بازیگران و منتقدان، هر کدام بنا به دیدگاه، نگرش و سلیقه خود، تعریفی خاص از «بازیگری» و «بازیگر خوب» دارند. بی شک نظر شما هم در این باره نباید خالی از لطف باشد.

 

بازیگری مقوله پیچیده ای است. هر لحظه آن، برای هر بازیگر می تواند کلاس درس باشد. بالطبع یک سری تکنیک هایی وجود دارد که بازیگر باید آن ها را بیاموزد. به اعتقاد من بازیگر باید تمام این تکنیک ها را در وجود خویش آن قدر پرورش دهد که جزئی از ذات او شود و وقتی با حس خویش آن را انجام می دهد، دیگر نباید به تکنیک فکر کند. بی شک زمانی که به تکنیک فکر نکرد و فقط حس آن شخصیت یا کاراکتر را گرفت، دیگر بازی نخواهد کرد و خود آن شخصیت خواهد شد و این یعنی بازی نکردن و بازیگری.

 تاکنون برایتان پیش آمده است که به دلایل مختلف، امکان ایفای نقشی دلخواه برایتان فراهم نشده باشد. در حالی که آرزوی بازی کردن آن نقش را داشته اید؟

 بله. این مورد اتفاق افتاده است. اما همیشه فکر کرده ام شاید آن نقش، قسمت من نبوده است. یا شاید اگر در آن مقطع آن نقش را ایفا می کردم به نفع و مصلحت من نمی بود. یا حکمتی در کار بوده است که من از آن اطلاعی ندارم و نمی توانم با آن مبارزه کنم. اما این حسرت وجود داشته که ای کاش من فلان نقش را بازی می کردم. با این حال من به این نکته از این منظر نگاه می کنم که شاید این به نفع من بوده است که آن نقش را بازی نکنم یا شاید اگر من آن نقش را ایفا می کردم، کارنامه حرفه ای ام را زیر سوال می بردم.

 آیا تنوع نقش ها در کارنامه تان می تواند به این معنا باشد که نمی خواهید کلیشه شوید؟ یا خودتان علاقه دارید که زوایای پنهان بازیگری را کشف و تجربه کنید؟

 بیشتر دوست دارم با خودم و توانایی هایم کلنجار روم. این که بتوانم در گونه های متفاوت کار کنم و توانایی هایم را بسنجم. هرگز دوست ندارم در یک نوع نقش خاص، درجا بزنم. بازیگر باید نقش های مختلف را بازی کند تا به کمال مطلوب برسد. تجربیات مختلف سبب می شود که بازیگر به لحاظ بازی، شخصیت و توانمندی به مراتب عالی و تکامل حرفه ای برسد.

 بی تردید کارهای جدیدتان که یا به تازگی بازی در آن ها را به پایان رسانده اید یا در حال ایفای نقش در آن ها هستید، باید همچون دیگر نقش هایتان کارهای متفاوت و خاصی باشد.

 بله، همین طور است. «نردبامی بر آسمان» که پس از سریال «وفا»، دومین همکاری من با «محمدحسین لطیفی» می باشد، کاری تاریخی است که داستان آن درباره زندگی «غیاث الدین جمشید کاشانی»، منجم و ریاضی دان ایرانی است. دانشمندی که خوشبختانه یک سال هم از سوی یونسکو، به نام وی نامگذاری شده است. شخصیتی که در جهان شهره است اما در ایران چندان شناخته شده نیست. به گمان من در عرصه مجموعه های تاریخی تلویزیون، این سریال نقطه عطفی محسوب می شود. «زندگی با چشمان بسته» هم نخستین تجربه همکاری من با «رسول صدرعاملی» است. این فیلم یک اثر متفاوت در کارنامه ایشان به شمار می رود و گروه حرفه ای خوبی، در این پروژه در کنار هم بودند. این فیلم به لحاظ شخصیت پردازی منحصر به فرد است. «سرزمین کهن» کمال تبریزی نیز درباره تاریخ معاصر ایران است که به بررسی تاریخ ایران از دهه ۱۳۲۰ تا دهه ۵۰ و ۶۰ می پردازد. «تهران سیم آخر» به کارگردانی مهدی کرم پور نیز یکی از اپیزودهای سه گانه ای است که دو اپیزود دیگر آن را، داریوش مهرجویی و سیف ا... داد کارگردانی می کنند و موضوع آن درباره تهران و مسائل اجتماعی- شهری آن است. «دلواپسی» ساخته بهمن گودرزی هم مضمونی اجتماعی دارد.

 و سخن آخر؟

 از شما که در جوار بارگاه امام رضا(ع) هستید، التماس دعا دارم. بسیار خوشحال شدم که با روزنامه خراسان گفت وگو داشتم. سلام مرا به مدیران، مسئولان و همکارانتان برسانید. از خوانندگان عزیز خراسان و آن ها که شاید جایی کوچک در دل شان دارم، می خواهم هرگاه در ساعت های خاصی در حرم امام رضا(ع) خلوت و با پروردگار راز و نیاز می کنند، ما را هم از یاد نبرند و از دعای خیر خود فراموش نکنند.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه سوم تیر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 هرگز تاریخ راجعل نکرده‌ام
حسن هدایت در یکی از شش فیلم مجموعه "بازیگران عصر جدید" زندگی میرزاده عشقی را به تصویر می‌کشد.

حسن هدایت در این باره گفت: مجموعه "بازیگران عصر جدید" به تهیه‌کنندگی محمود رضایی شامل شش فیلم تلویزیونی است که به سفارش سیمافیلم می‌سازم. نگارش فیلمنامه‌ها هم به عهده خودم است. تاکنون دو فیلمنامه این مجموعه را نوشتم و کد تولید هم دریافت کردند. طرح سه فیلمنامه دیگرهم به سیمافیلم ارائه کرده‌ام.

وی در ادامه افزود: محوریت این فیلم‌های تلویزیونی وقایع و شخصیت‌های تاریخ معاصر است. پیش تولید فیلم تلویزیونی "مرگ یک شاعر" بر مبنای زندگی میرزاده عشقی شروع شده و به زودی کلید می‌خورد. بعد از تولید "مرگ یک شاعر"، فیلم 90 دقیقه‌ای "جدایی" را می‌سازم. این فیلم به مسائل جدایی فوزیه همسر اول محمدرضا پهلوی می‌پردازد. فرهاد مافی مدیریت تصویربرداری پروژه "بازیگران عصر جدید" را به عهده دارد.

این کارگردان درباره اینکه تحقیقات این پروژه چه قدر زمان برد، گفت: معمولاً همزمان با انجام کار مشغول تحقیقات هستم و به تاریخ معاصر هم اشراف دارم. بعد از توافق با مسئولان سیمافیلم برای به تصویر کشیدن چند شخصیت و وقایع تاریخ معاصر در قالب یک مجموعه شامل چند فیلم 90 دقیقه‌ای داشتیم، کار پروژه "بازیگران عصر جدید" را شروع کردم.

هدایت درباره وفادار بودنش به مستندات تاریخی در پروژه "بازیگران عصر جدید" افزود: همیشه سعی کردم به مستندات تاریخ وفادار باشم و هیچ وقت سلایق شخصی خود را وارد کار نکردم. درست نیست وقایع تاریخی را مخدوش کنیم و هرگز علاقمند به جعل تاریخ نبوده‌ام.

نام اصلی میرزاده عشقی سید محمدرضا کردستانی بود. او دوازدهم جمادی‌الاخر سال ۱۳۱۲ هجری قمری مطابق ۲۰ آذرماه ۱۲۷۳خورشیدی و سال ۱۸۹۴ میلادی به دنیا آمد. او "اپرای رستاخیز شهریاران ایران" را در استانبول نوشت. این منظومه اثر مشاهدات آواز ویرانه‌های مدائن هنگام عبور از بغداد و موصل به استانبول بوده ‌است. او در سال 1333 روزنامه عشقی را در همدان منتشر کرد.

شاید شعرهای عشقی به علت عمر کوتاه شاعریش هیچ گاه مجال پخته شدن پیدا نکردند، اما صراحت لهجه، نکته‌بینی و تحلیل بسیار فنی او درباره تحولات سیاسی و اجتماعی دوره خودش بسیار مشهود است. به عقیده بسیاری از مورخان عشقی از مهم‌ترین روشنفکران مولود روشنگری پس از مشروطه بود.

عشقی، زبانی آتشین و نیش‌دار داشت. او ۱۲ تیر ماه ۱۳۰۳ شمسی در تهران هدف گلوله افراد ناشناس قرار گرفت و در ۳۱ سالگی چشم از جهان فرو بست.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه دوم تیر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 فیلمساز انگلیسی جنایت‌های آمریکا را در زندان گوانتانامو افشا می‌کند
فیلم سینمایی "جاده‌ای به گوانتانامو" ساخته مایکل وینترباتم با موضوع جنایت‌های جنگی آمریکا در زندان گوانتانامو، جایزه خرس نقره‌ای بهترین کارگردان جشنواره فیلم برلین را در کارنامه دارد.

 در ادامه نمایش عمومی فیلم‌های برتر سینماهای جهان در تهران از روز شنبه 30 خرداد فیلم سینمایی "جاده‌ای به گوانتانامو" به کارگردانی مشترک مایکل وینترباتم و مت وایتکراس در یک نوبت سینما فرهنگ روی پرده رفته است. این فیلم با بودجه 1.5 میلیون پوندی ساخته شد و در اکران محدود در آمریکا فقط 300 هزار دلار فروخت.

اطلاعات عمومی فیلم:

فیلم مستند داستانی "جاده‌ای به گوانتانامو" محصول 2006 سینمای بریتانیا است. ریز احمد، فرهاد هارون، وقار صدیقی، افران عثمان، شاهد اقبال، جیسن سالکی، مارک هلدن و... در این فیلم 95 دقیقه‌ای بازی کرده‌اند که به خاطر داشتن زبان نامناسب و خشونت آزادهنده درجه R گرفته است. ضمن اینکه در بریتانیا تماشاگران زیر 15 سال از دیدن آن منع شده‌اند.

داستان "جاده‌ای به گوانتانامو" سال 2001 پس از حادثه تروریستی 11 سپتامبر می‌گذرد و درباره چهار پاکستانی مقیم انگلیس است که برای شرکت در مراسم عروسی به زادگاه خود بازمی‌گردند و در اقدامی ایده‌آلیستی تصمیم می‌گیرند مناطق جنگزده افغانستان پس از 11 سپتامبر را از نزدیک ببینند. اما دستگیر و به زندان گوانتانامو در خلیج کوبا منتقل می‌شوند.

حضورهای بین‌المللی:

"جاده‌ای به گوانتانامو" سال 2006 در بخش مسابقه جشنواره فیلم برلین برای بردن خرس طلایی رقابت کرد و در نهایت موفق شد جایزه خرس نقره‌ای بهترین کارگردان را از آن خود کند. این فیلم در جوایز فیلم اروپایی همان سال نامزد جوایز بهترین فیلم و کارگردان بود و در جوایز روح مستقل / ایندیپندنت اسپیریت جایزه بهترین مستند را برد.

 

 

نامزدی دریافت جایزه بهترین درام در جوایز تلویزیونی بفتا و کسب جایزه بهترین مستند و نامزدی دریافت جایزه بهترین فیلم از مراسم جوایز مستقل فیلم بریتانیا از دیگر درخشش‌ها و حضورهای بین‌المللی مستند داستانی "جاده‌ای به گوانتانامو" است که در سال‌های 2006 و 2007 به دست آمده است.

نظر منتقدان:

"جاده‌ای به گوانتانامو" در سایت سینمایی معتبر متاکریتیک از 28 نقد نوشته شده بر آن نمره خوب 64 از 100 گرفته است. سن فرانسیسکو کرونیکل به فیلم نمره 100 داده و دیگر نمره‌های آن عبارتند از گلوب اند میل کانادا 88، هالیوود ریپورتر و تایم 80، شیکاگو تریبیون 75، ورایتی و ویلیج وویس 70، نیوزویک، نیویورک تایمز و لس آنجلس تایمز 60.

روث استاین در سن فرانسیسکو کرونیکل درباره "جاده‌ای به گوانتانامو" نوشته است: فیلمی که برای دانستن وقایع تلخ دوران امروز باید دیده شود. فیلم با حساسیت و خلاقیتی ساخته شده که می‌توان نشانه‌های آن را در آثار وینترباتم سراغ گرفت. کرک هانیکات در هالیوود ریپورتر فیلم را اثری توصیف کرده که همه باید آن را ببینند.

حاشیه‌ها:

پلیس بریتانیا دو بازیگر فیلم ـ ریز احمد و فرهاد هارون ـ را که برای شرکت در جشنواره برلین به آلمان رفته بودند، در بازگشت از برلین در فرودگاه دستگیر کرد و تحت بازجویی قرار داد. احمد پس از رهایی از دست پلیس به شبکه خبری بی بی سی گفت: آنها از من پرسیدند قصد دارم باز هم فیلم سیاسی بازی کنم یا نه.

درباره فیلمساز:

مایکل وینترباتم 29 مارس 1961 در بلکبرن انگلیس به دنیا آمد. در 13 سال گذشته 16 فیلم ساخته و سه بار با "به سارایوو خوش آمدید"، "واندرلند" و "مردم میهمانی 24 ساعته" در بخش مسابقه جشنواره فیلم کن برای نخل طلا رقابت کرده است. او پیش از تحصیل در رشته سینمای دانشگاه بریستول، مدتی در آکسفورد درس خواند.

وینترباتم از علاقمندان سینمای موج نوی آلمان است و بیشتر ساخته‌های راینر ورنر فاسبیندر را تحسین می‌کند. ضمن اینکه در فیلم‌هایش به آثار ورنر هرتسوگ و کریشتف کیسلوفسکی ارجاع می‌دهد. او سال 2003 با "در این دنیا" خرس طلایی برلین را برده و با پنج حضور از فیلمسازان محبوب این جشنواره به شمار می‌رود.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه دوم تیر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 خانه و یادگاری‌های شخصی برگمان حراج می‌شود
منزل مسکونی اینگمار برگمان در جزیره فارو و برخی اشیای شخصی فیلمساز فقید سوئدی از جمله یک فلوت جادویی بر طبق آخرین وصیت او حراج می‌شود.

 پایگاه اطلاع‌رسانی سینمای اروپا اعلام کرد برگمان که 30 ژوئیه 2007 در 89 سالگی در جزیره فارو از دنیا رفت در بخشی از وصیتنامه خود نوشته است: این [حراج خانه و وسایل شخصی] خواسته من است و هیچ بحث یا پریشانی عاطفی نباید مانع تحقق و انجام آن شود.

حراجی کریستی خانه فیلمساز شهیر سوئدی ـ که 9 بار نامزد جایزه اسکار شد ـ را از 18 مه به حراج گذاشته و خریداران می‌توانند تا 20 اوت پیشنهادهای خود را برای خریدن این خانه چهار میلیون یورویی ارائه دهند. حراجی بوکووسکی هم از 28 سپتامبر در استکهلم سوئد به وسایل شخصی برگمان چوب حراج می‌زند.

 

علاقمندان از 23 تا 27 سپتامبر فرصت دارند ابتدا این اشیا و وسایل تاریخی را از نزدیک ببینند و بعد در حراجی شرکت کنند. از جمله این وسایل می‌توان به فلوت جادویی که برگمان را به فیلمساز ترغیب کرد، مجسمه‌ای که در نشان شرکت فیلمسازی برگمان و فیلم "پرسونا" استفاده شده، عکس سیاه و سفید وی مربوط به 1965 که اروینگ پن انداخته و میز تحریر اشاره کرد.

حراج منزل مسکونی خالق فیلم‌های "مهر هفتم"، "توت‌فرنگی‌های وحشی" و "سونات پائیزی" پیش از این موجی از جنجال و اعتراض در سرزمین مادری او برانگیخته و بسیاری از شخصیت‌های فرهنگی و سیاسی سوئد دولت این کشور را متهم به ناتوانی در حفاظت از میراث معنوی برگمان کرده‌اند.

آنا آسپ همکار برگمان در فیلم‌های آخر او که برای طراحی هنری و طراحی صحنه "فانی و الکساندر" برنده اسکار شده، در این باره گفته بود: این یک رسوایی واقعی است که دولت سوئد نمی‌تواند منزل و وسایل ارزشمند یکی از بزرگترین و تحسین‌شده‌ترین هنرمندان سراسر دنیا را برای مردم سوئد حفظ کند.

بنیاد مرکز برگمان در فارو که دارایی‌های برگمان را در اختیار دارد، می‌کوشد منزل مسکونی او را به موزه تبدیل کند. این بنیاد همچنین هر سال یک هفته فیلم در فارو برگزار می‌کند که از 23 ژوئن آغاز می‌شود و تا 28 ژوئن ادامه می‌یابد. ویم وندرس فیلمساز مشهور آلمانی و انریکه ریورو فیلمساز مکزیکی از میهمانان این هفته فیلم هستند.


|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه دوم تیر 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 تولید انبوه فیلم‌های تلویزیونی و فرصت اندک پخش
 
 
 

تلویزیون در چند سال اخیر با پیش گرفتن روندی جدید، در ساخت مجموعه های روتین، برنامه های طنز، مسابقات و سرگرمی ها و تله فیلم ها، تلاش کرده است با استفاده از فرصت های مناسب و بهره گیری از امکانات لازم، بر شمار مخاطبان شبکه های مختلف خود بیفزاید. البته با بررسی عملکرد و مرور فعالیت های این رسانه -به ویژه در عرصه تولید و ساخت فیلم های تلویزیونی- می توان این تلاش ها را تا حد زیادی کارآمد و مثبت ارزیابی کرد. جذب کارگردانان حرفه ای سینما، بهره گیری از عوامل فنی و بازیگران نام آشنا، تشکیل گروه های حرفه ای در زمینه فیلم نامه نویسی، در اختیار داشتن شبکه های مختلف با رویکردهای گوناگون و... سبب شد تا تلویزیون با ساخت و تولید انبوه فیلم هایی با مضامین مختلف انتظار مخاطبانش را تا حد زیادی برآورده سازد.هرچند از جهاتی این رویکرد و رشد فزاینده آن، تهدیدی برای سینمای کشور به شمار می آید.

به هر حال روزی نیست که خبر آغاز تولید یک فیلم تلویزیونی بر تلکس خبرگزاری ها و نشریه ها منتشر نشود. اما آن چه در عرصه ساخت تله فیلم ها حائز اهمیت است، رشد کمی این تولیدات و کمبود زمان برای پخش آن هاست. به گونه ای که هم اکنون روند تولید فیلم های تلویزیونی به گونه ای است که بیشتر آن ها، پس از گذشت مدت زمان نسبتا طولانی از پایان تولید، هنوز در نوبت پخش قرار دارند و منتظرند تا پروانه ورود به قاب شیشه ای را بگیرند؛ میهمانانی که به سفارش میزبان دعوت شده اند اما هنوز کارت دعوتی، برایشان نیامده است. در فرصتی کوتاه به مرور فیلم هایی پرداخته ایم که در انتظار روانه شدن بر آنتن پخش به سر می برند، یا در نیمه راه تولید می باشند. البته در این میان فیلم هایی را هم که قرار است به زودی به کاروان آثاری بپیوندند که در صف پخش نوبت گرفته اند، از قلم نینداخته ایم. بی تردید چنان چه در سیاست های تلویزیون در زمینه پخش، تجدید نظرهای لازم صورت نگیرد، دور از ذهن نیست که کارگردانان فعال سینما، که در حال حاضر تلویزیون را برای فعالیت انتخاب کرده اند، بازیگرانی که با تلویزیون قرارداد بسته اند، عوامل فنی در عرصه تدوین، فیلم برداری، ساخت موسیقی و... امیدهایی را که به قاب شیشه ای بسته بودند، نقش بر آب ببینند و به خانه اصلی خود -سینما- بازگردند. بی تردید روند تولید و پخش فیلم های تلویزیونی با حضور کارگردانان و بازیگران حرفه ای سینما، تاثیر بسزایی در جذب مخاطب دارد. اما به شرطی که مدیران رسانه ملی، نسبت به سیاست های پخش اهتمام بیشتری داشته باشند.

عبدالحسین برزیده که در عرصه کارگردانی سینما فعالیت دارد، پس از ساخت مجموعه مناسبتی «مثل هیچ کس»، فیلم تلویزیونی «چیزی شبیه معجزه» را، پس از پایان مراحل فنی، برای پخش به سیمافیلم تحویل داده است. این فیلم تلویزیونی که نخستین تجربه «برزیده» در این عرصه می باشد، داستان سه خانواده است که در یک مجتمع مسکونی زندگی می کنند و هر یک با مفهوم «مرگ»، «زندگی» و «برزخ»، دست به گریبان هستند. احمد نجفی، مهسا کرامتی، سحر زکریا، شهرام پوراسد و ابراهیم برزیده از جمله بازیگران «چیزی شبیه معجزه» هستند. این فیلم برای پخش از شبکه سوم، تهیه و تولید شده است. برزیده کارگردانی فیلم های «دکل» و یک اپیزود از «قصه های شهر جنگی» را، در کارنامه سینمایی خود دارد.

 مسعود آب پرور که کارگردانی فیلم های سینمایی «قتل آنلاین» و «ساعت ۲۵» را در کارنامه دارد، ساخت فیلم تلویزیونی «سکو» را به پایان رساند. این فیلم که هم اکنون آماده پخش از یکی از شبکه های سیماست، داستان مهندس جوانی را روایت می کند که در مناقصه و طراحی و ساخت سکوی نفت، با چند شرکت معتبر بین المللی رقابت می کند. زیبا بروفه، ناصر ممدوح، بهمن دان، میرطاهر مظلومی، صدیقه کیانفر و سیروس کهوری نژاد، در تله فیلم «سکو» به ایفای نقش پرداخته اند.

کیانوش عیاری کارگردان صاحب نام سینما که سال گذشته، مجموعه تلویزیونی «روزگار قریب» وی از سیما پخش شد، این بار به عنوان تهیه کننده فیلم تلویزیونی «از یاد رفته» به قاب شیشه ای بازگشته است.

«محمد قاسمی» به عنوان کارگردان «از یاد رفته»، در این فیلم داستان جوانی را به تصویر کشیده است که در روزهای پایانی خدمت سربازی، با پیرزنی مواجه می شود که خانواده اش را گم کرده است. وی تلاش می کند این پیرزن را به نوه اش برساند.

مهران رجبی، معصومه اسکندری، محمدرضا داوودنژاد، علی طالب لو، یوسف خداپرست و مصطفی اعلایی، از جمله بازیگران فیلم تلویزیونی «از یاد رفته» هستند که در نوبت پخش قرار دارد.

علیرضا امینی کارگردان فیلم های سینمایی «نامه های باد»، «زمان می ایستد» و «استشهادی برای خدا»، دومین فیلم تلویزیونی خود پس از «تلخون» را، با عنوان «بند آخر» برای بازبینی و قرار گرفتن در نوبت پخش به شبکه اول سیما تحویل داده است. «بند آخر» روایت گر داستان زندگی چهار مجرم است که بر اثر یک حادثه، از زندان فرار می کنند. نیما شاهرخ شاهی، بهزاد خداویسی، امیرحسین رستمی، بابک مرادی و سیامک جعفری در این فیلم حضور دارند.

شاهرخ دولکو نیز ماه گذشته مراحل فنی نخستین فیلم تلویزیونی خود را با عنوان «بازگشت»، برای پخش تحویل شبکه یک سیما داده است. داستان این فیلم درباره مردی است که به او هفت روز مهلت داده می شود، تا از زندان خارج شود و مدرک بی گناهی خود را بیاورد. حسین یاری، آتیلا پسیانی، شاهرخ فروتنیان، سعید ابراهیمی فر، رسول توکلی، قربان نجفی، مریم سلطانی و لیلا ارجمند، در تله فیلم «بازگشت» حضور دارند. تهیه کننده این فیلم «عباس رافعی» است که کارگردانی فیلم های سینمایی «راز مینا»، «پروانه»، «آفتاب بر همه یکسان می تابد» و «کیمیا و خاک» را در کارنامه اش دارد.

سعید ابراهیمی فر کارگردان فیلم های سینمایی «مواجهه»، «تک درخت ها» و «نار و نی»، ساخت فیلم تلویزیونی «ایران بیست سال بعد» را به پایان رسانده و این فیلم آماده پخش شده است.

داستان این فیلم که به سفارش شبکه اول در تهران جلوی دوربین رفت، درباره زنی به نام «شیرین» است که از آمریکا به ایران آمده، تا سهم خود را از شرکت آجرسازی پدرش دریافت کند. مهدی پاکدل، قاسم زارع، نازنین فراهانی و مهدی عبادتی، در تله فیلم «ایران بیست سال بعد» ایفای نقش کرده اند.

سعید ابراهیمی فر پیش از این، فیلم «ماه قرمز» را برای تلویزیون کارگردانی کرده است.

 بهنام بهزادی کارگردان فیلم سینمایی و تحسین شده «تنها دوبار زندگی می کنیم»، ساخت فیلم تلویزیونی «بغض شیشه ای» را به نیمه رسانده است. این فیلم داستان دختری به نام «خاطره» را روایت می کند. وی به خواستگارش جواب منفی می دهد و سپس، عازم خارج از کشور می شود.

پریوش نظریه، کتانه افشاری نژاد، قاسم زارع، رامین راستاد، علیرضا آقاخانی و پروین امیرحسینی، از جمله بازیگران «بغض شیشه ای» هستند.

«غافل» عنوان فیلمی تلویزیونی است که به کارگردانی «منوچهر هادی»، آماده پخش شده است. این فیلم داستان جوانی را به تصویر می کشد که در آستانه ازدواج، متوجه می شود که برخلاف گفته اطرافیان پدرش نمرده است. محمود پاک نیت، مهوش صبرکن، یوسف تیموری، سپیده خداوردی و دیبا شیرمحمدی در این فیلم بازی کرده اند.

«موش و گربه» به کارگردانی «حسن لفافیان» نیز قرار است از شبکه اول سیما، به روی آنتن پخش رود.

در این فیلم که مضمونی معمایی و پلیسی دارد، آزیتا حاجیان، امیرمحمد زند، مرجان شکوفگی و انوشیروان ارجمند حضور دارند.

 «عزیزی که ناپدید شد» برای پخش از شبکه سوم آماده است. این فیلم به کارگردانی «منوچهر هادی» داستانی اجتماعی دارد و بهنوش طباطبایی، امیررضا دلاوری، علی رزینی و ریما رامین فر، از جمله بازیگران این فیلم هستند.

 «آشیانه ای برای زندگی» نیز مراحل پایانی تدوین را سپری می کند، تا برای پخش از تلویزیون آماده شود. این فیلم که «حمید طالقانی» آن را کارگردانی کرده است، داستان زندگی پیرمردی را بازگو می کند که پس از مرگ همسرش، دچار افسردگی و توهم می شود. زنده یاد خسرو شکیبایی، فریبا متخصص، ابراهیم آبادی، بهزاد رحیم خانی، افشین سنگ چاپ، کیانوش گرامی و کیومرث ملک مطیعی، در «آشیانه ای برای زندگی» ایفای نقش کرده اند.

 «شاهد عینی» به کارگردانی «مهدی گلستانه» و بازی ناصر ممدوح، عبدالرضا اکبری، ستاره اسکندری، حسن جوهرچی، سعید داخ و غزاله جزایری، از دیگر فیلم هایی است که برای پخش از شبکه دوم سیما، در نوبت پخش قرار گرفته است. داستان این فیلم درباره صاحب یک کارخانه است که بر اثر دخالت های دامادش در کار وی، دچار مشکلاتی می شود.

 «داستان دوست» را نیز «سعید عقیقی» منتقد سینما و فیلم نامه نویس، به عنوان نخستین تجربه تلویزیونی اش، آماده پخش کرده است. در این فیلم که روایت دیدار دو برادر پس از سال ها دوری از یکدیگر است، آهو خردمند، فرخ نعمتی، مهدی احمدی، لیلا زارع و محمدرضا افشار نقش آفرینی کرده اند. سعید عقیقی فیلم نامه آثار «هفت پرده»، «شب های روشن» و «صداها»ی فرزاد موتمن را نوشته است.

 «یک بام و دو هوا» به کارگردانی «انوشیروان حداد» و بازی گوهر خیراندیش، محمد مطیع، سیروس ابراهیم زاده و آناهیتا اسماعیل خانی، برای پخش از شبکه سوم سیما، مراحل پایانی خود را پشت سر می گذارد. داستان این فیلم درباره زوجی است که با هم اختلاف دارند، اما موضوعی دوباره آن ها را به هم علاقه مند می کند.

 «سایه های بلند باد» نیز که درباره سرقت ادبی از نویسنده ای فقیر و توطئه هایی است که برای تضییع حقوق وی انجام می گیرد، آخرین مراحل تصویربرداری را پشت سر می گذارد.

سیما تیرانداز، امیریل ارجمند، حمیدرضا پگاه، مهرداد ضیایی، احمد ساعتچیان و نگار عابدی ایفای نقش دارند.

 «تابستان عزیز» نیز مراحل پایانی تدوین را سپری می کند تا روانه آنتن پخش شبکه یک سیما شود. امیرشهاب رضویان که ساخت فیلم های سینمایی «سفر مردان خاکستری»، «مینای شهر خاموش» و «تهران ساعت هفت صبح» را در کارنامه دارد، این فیلم تلویزیونی را کارگردانی کرده است. در نخستین فیلم تلویزیونی رضویان که مضمونی دینی دارد، مهران رجبی، سروش صحت، حمیرا ریاضی، هومن ذبیحی و فریبا آهنگ ایفای نقش کرده اند.

 «سرگیجه» مسعود آب پرور نیز با پایان مرحله میکس، آماده پخش شده است. در این فیلم تلویزیونی که فضایی معمایی- حادثه ای دارد، سیما تیرانداز، محمد حاتمی، بیژن امکانیان، بهناز توکلی و منصور میرزابابایی حضور دارند.

 

جدای از فیلم هایی که تمامی مراحل فنی را پشت سر گذاشته و آماده پخش شده یا در نوبت پخش قرار گرفته اند، برخی فیلم ها نیز مرحله پیش تولید را پیش رو دارند یا به تازگی جلوی دوربین رفته یا قرار است به زودی کلید بخورند.

فیلم های تلویزیونی «دکان های پیامبری» به کارگردانی مهدی علی میرزایی با بازی رامین راستاد، «خانم بزرگ خواب می بیند» به کارگردانی مهرداد متولی و بازی فردوس کاویانی، زهره مجابی، روشنک عجمیان و آتش تقی پور، «کاکوئا»ی اسماعیل فلاح پور با بازی اصغر همت و قاسم زارع، «تنهایی رود» علیرضا رزازی فر با بازی حسن پورشیرازی، «او هیچ گناهی نداشت» داوود اخویان با بازی مجید مظفری و فرخ نعمتی، «بادبادک» حسینعلی لیالستانی، «بهترین چای زندگی» سیروس حسن پور، «سفر سبز» سعید ابراهیمی فر، «کلیه بازیگران عصر جدید» حسن هدایت، «سنگ اول» ابراهیم فروزش، «برندگان» ایرج حبشی، «آبراه» محمد نوریزاد، «موندو»ی شهروز شکورزاده، «پروانه» علیرضا شاه حسینی، «تندباد مایا»ی علی عبدالهی زاده، «راز یک پروانه» مهدی ودادی، «پروانه های آبی عیسی» بیژن شکرریز، «لذت حقیقت» فریدون فرهودی و «بلور باران» به کارگردانی مهدی صباغ زاده، از جمله آثاری است که وارد بزرگراه تولید شده اند. با روند فزاینده تولید فیلم های تلویزیونی، دور از ذهن به نظر نمی رسد که با وجود شبکه های مختلف و در اختیار داشتن امکانات پخش و نمایش، این آثار نیز دچار سرنوشتی مشابه فیلم های سینمایی شود. به گونه ای که شماری از آن ها با وجود گذشت سال ها از تولید و ساخت، هنوز در نوبت اکران قرار دارند؛ یا تعدادی که دیگر هیچ امیدی به هم نشینی با پرده سینما ندارند؛ یا آثاری که به جای سالن های سینما روانه شبکه خانگی شده است. البته هنوز فیلم هایی را که از سال ها پیش در قفسه های وزارت ارشاد دارند خاک می خورند و در بلاتکلیفی به سر می برند باید به این گروه از آثار افزود. خدا کند فیلم های تلویزیونی سرنوشتی چنین تلخ نداشته باشند!

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 چهره ها و خبرها

حامد بهداد

بازی خود را در جدیدترین فیلم «رسول صدرعاملی»، با عنوان «زندگی با چشمان بسته» به پایان رساند.این فیلم که هم اکنون مرحله تدوین را پشت سر می گذارد، به روایت داستان زندگی خواهر و برادری می پردازد که در یک محله قدیمی زندگی می کنند و اتفاقات زیادی، برای آنان رخ می دهد.به جز حامد بهداد، ترانه علیدوستی، پولاد کیمیایی، فرهاد قائمیان، فرهاد آئیش، پریوش نظریه، الهام پاوه نژاد، اندیشه فولادوند، آناهیتا افشار و عاطفه رضوی، در این فیلم به ایفای نقش پرداخته اند. حامد بهداد که امسال با فیلم «کسی از گربه های ایرانی خبر نداره» بهمن قبادی، در جشنواره کن ۲۰۰۹ حضور داشت، فیلم «شبانه روز» را در نوبت اکران دارد.

علی ژکان

ششمین فیلم سینمایی خود را، به زودی جلوی دوربین می برد. این فیلم با عنوان «شوهران» در گونه سینمای اجتماعی است و با کارهای پیشین ژکان، تفاوت دارد. وی هم اکنون در انتظار دریافت پروانه ساخت این فیلم است. ژکان که ساخت فیلم هایی چون «عیسی می آید»، «سایه به سایه» و «مادیان» را در کارنامه اش به ثبت رسانده است، فیلم «چهره به چهره» را در نوبت اکران دارد.

آناهیتا نعمتی

 بازی خود را در فیلم سینمایی «آل»، به کارگردانی بهرام بهرامیان به نیمه رساند. در این فیلم که سکانس هایی از آن در ارمنستان فیلم برداری می شود، مصطفی زمانی، همایون ارشادی، هنگامه حمیدزاده، کیتوش آرزویان و جمعی از بازیگران محلی ارمنستان حضور دارند. «آل» به تهیه کنندگی علی معلم و در گونه سینمای وحشت ساخته می شود.

رامبد جوان

مجموعه تلویزیونی خود را که هنوز برایش نامی انتخاب نکرده است، از دهم تیرماه روانه آنتن پخش شبکه سوم می کند. در این مجموعه ۵۰ قسمتی در کنار رامبد جوان، حمید لولایی، حسن معجونی، نصرا... رادش، شقایق دهقان و سحر دولتشاهی بازی می کنند. محراب قاسم خانی، سروش صحت، فرخ نعمتی و علیرضا ناظرفصیحی، نگارش فیلم نامه این مجموعه را برعهده دارند.

ستاره اسکندری

 به زودی بازی در مجموعه تلویزیونی «شوق پرواز»، به کارگردانی یدا... صمدی را آغاز می کند. این مجموعه تلویزیونی که زندگی شهید سرلشکر خلبان عباس بابایی را به تصویر می کشد، در ۱۳ قسمت تهیه می شود.

الهام حمیدی، افسانه بایگان، سعید نیکپور، بهمن زرین پور، مهران رجبی، مینا جعفرزاده و حسن جوهرچی از دیگر بازیگرانی هستند که در این مجموعه، به ایفای نقش می پردازند. این مجموعه در شهرهای اصفهان، دزفول، بوشهر، مکه و یک کشور اروپایی تصویربرداری می شود. ستاره اسکندری که چندی پیش مجموعه «فاکتور هشت» را بر آنتن پخش داشت، بازی در سریال های «مرگ تدریجی یک رویا» و مجموعه پرطرفدار «نرگس» را در کارنامه اش دارد. اسکندری علاوه بر فعالیت در عرصه سینما و تلویزیون، به عنوان یکی از بازیگران توانمند تئاتر نیز در این زمینه فعالیت می کند.

مسعود اطیابی

جدیدترین فیلم خود با نام «اخلاقتو خوب کن» را اواخر تیرماه کلید می زند. این فیلم مضمونی کمدی و معناگرایانه دارد. اطیابی در «اخلاقتو خوب کن» داستان جوانی را به تصویر می کشد که برای چند ثانیه فوت کرده است اما با کمک تیم پزشکی دوباره جان می گیرد. پس از آن نیز، مدام فرشته مرگ را می بیند. فیلم «خروس جنگی» به کارگردانی «مسعود اطیابی»، هم اکنون بر پرده سینماهای کشور است.

فریبا کوثری

 به زودی با مجموعه تلویزیونی «بانو»، به کارگردانی «فرید سجادی حسینی»، میهمان شبکه سوم می شود. داستان این مجموعه، در سال ۱۳۱۶ روایت می شود و به ماجرای «کشف حجاب» می پردازد. داریوش ارجمند، سیاوش طهمورث، ساره بیات، شهاب کسرایی و مینا جعفرزاده از جمله بازیگران «بانو» هستند. فریبا کوثری عید امسال با فیلم «سوپراستار» تهمینه میلانی میهمان سینماهای کشور بود.

رضا عطاران

 در فیلم سینمایی «از ما بهتران»، به کارگردانی «مهرداد فرید»، با علیرضا اشکان هم بازی می شود. این فیلم اواسط تابستان کلید می خورد.

«از ما بهتران» سومین فیلم مهرداد فرید، پس از «آرامش در میان مردگان» و «هم خانه» است. فیلم «خروس جنگی» با بازی رضا عطاران، هم اکنون بر پرده سینماهاست.

شقایق فراهانی

 بازی خود را در فیلم «باغ قرمز»، به کارگردانی امیر سماواتی به نیمه رساند. این فیلم روابط انسانی میان زوجی به نام داوود و مهناز از جنوبی ترین نقطه شهر و دکتر سعیدی و همسرش از شمالی ترین نقطه شهر را که سبب ایجاد حوادثی می شود، روایت می کند. امین تارخ، لیلا اوتادی، مرتضی ضرابی، رامین راستاد، نیکی نصیریان و فریدالدین از دیگر بازیگران «باغ قرمز» هستند. شقایق فراهانی امسال با فیلم «وقتی همه خوابیم» بهرام بیضایی میهمان سالن های سینما بود.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 هنوز تعریف مشخصی از هنر و ادبیات ملی نداریم
 

ادبیات، فرهنگ و هنر ایران در طول تاریخ پرفراز و نشیبش، برای شکوفایی و بالندگی با چالش ها، دشواری ها ، موانع و گاه نیز بن بست هایی مواجه بوده است. اما خوشبختانه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و روی دادن حماسه ای عظیم، سرچشمه ای تمام ناشدنی برای تغذیه فرهنگی، ادبی و هنری فراهم آمد که با استفاده به جا و بهره گیری مناسب از آن، می توان انتظار افقی روشن تر در عرصه ادب و هنر کشور را داشت.

در چند سال اخیر مسئولان و سیاست گذاران فرهنگی- هنری، برای ملی و جهانی شدن سینما، ادبیات و هنر ایران راهکارهایی را در دستور کار خویش قرار داده اند. خط مشی هایی که بی تردید هدف از ارائه آن ها، تجلی «هویت ملی» در آثار ادبی و هنری کشور بوده است. نباید از خاطر برد همان گونه که هویت قومی و جنبه های بومی در عرصه ادبیات، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی و دیگر شاخه های هنری باید حفظ و صیانت شود، به همان میزان نیز باید در اعتلای وجهه ملی و هویت مندی فرهنگ، هنر و ادب ایرانی کوشید. در چند سال گذشته نیز بحث «سینمای ملی»، «ادبیات ملی» و «هنر ملی»، همواره در کانون توجه سیاست گذاران، صاحب نظران و اهالی ادب و هنر کشور بوده است. اما این که چرا با وجود تلاش های گاه و بیگاه هنوز وجهه بومی برخی آثار ادبی و هنری ایران، در مقایسه با ابعاد ملی و جهانی آن پررنگ تر است، نیاز به بررسی و موشکافی بیشتری دارد. بی شک در زمینه اعتلای ادب و هنر ملی ایران، سینما پیشتازتر از دیگر هنرها بوده است. حضور پررنگ سینمای ایران در محافل و مجامع سینمایی جهان، دریافت و کسب جوایز معتبر بین المللی، حضور سینماگران در عرصه های مختلف از جمله در مسند داوری جشنواره های جهانی و درخشش مستمر فیلم های ایرانی در رقابت های بین المللی گواه این ادعاست. اما این که آثار سینمای ایران تا چه میزان توانسته است تصویرگر هویت ملی و ایرانی باشد، نیاز به ارزیابی بیشتری دارد. به ویژه آن که سینمای ایران تاکنون از این فرصت درخشان و طلایی- حضور گسترده در مجامع سینمایی جهان- برای بازتاب، معرفی و اعتلای سینمای ملی، بهره کافی و لازم را نبرده است. ادبیات ایران نیز با توجه به گنجینه های ادبی انکارناپذیر، مفاخر صاحب نام جهانی، آثار ادبی و دوستداران فراوانش در دیگر کشورها، این توانمندی را دارد که برای رقابت و هم تراز شدن با سینما، بیش از این قد برافرازد؛ هرچند که تاکنون با برگزاری همایش های ادبی در خارج از کشور، ترجمه آثار ارزشمند ادبیات کهن به زبان های مختلف، حضور شاعران، نویسندگان و ادیبان در مجامع جهانی به منظور پاسداشت مفاخر ادبی ایران، تجلیل و تقدیر از شخصیت ها و مفاخر ادبی و تلاش در بزرگداشت و نکوداشت آن ها با حضور شخصیت های صاحب نام ادبیات جهان، تلاش شده است تا ادبیات نیز در بازتاب هویت ملی سهیم باشد.ازطرفی نیز هنرمندان شاخه های مختلف به ویژه موسیقی، نقاشی، کاریکاتور، عکس و... در حد توان برای همراه شدن با این جریان تاثیرگذار دست به خلق آثاری زده اند که امروزه در نمایشگاه ها، دوسالانه های هنری، مجامع موسیقی جهان و محافل هنری نام ایران را بر سر زبان ها انداخته است. بی شک نمی توان تلاش سینماگران، اهالی ادب و هنرمندان را در این عرصه پر فراز و نشیب نادیده گرفت. اما نکته اینجاست که متاسفانه هنوز تعریف جامع، صحیح و مشخصی از «سینمای ملی»، «ادبیات ملی» و «هنر ملی» از سوی مسئولان، سیاست گذاران و دست اندرکاران عرصه ادب و هنر کشور، ارائه نشده است. همین نبود تعریف کامل و جامع از یک فیلم ملی، اثر ادبی با هویت و رنگ و بوی ملی و نیز آثار هنری با وجهه ملی سبب شده است که سینماگران، اهالی ادبیات و هنرمندان معیار تعریف شده و خاصی برای پدید آوردن یک اثر ادبی- سینمایی و هنری با هویت ملی نداشته باشند. اگر هویت ایرانی و بازتاب آن در سینما بهره گیری از متون، فیلم نامه ها و به تصویر کشیدن پررنگ فرهنگ و هنر ایرانی باشد، باید گفت در این زمینه کم و بیش آثاری قابل تامل خلق شده است اما هنوز درخصوص ملی بودن و هویت مندی آن اتفاق نظر چندانی وجود ندارد. در عرصه ادبیات نیز با توجه به وجود گنجینه های ارزشمند و رشک برانگیزی چون اشعار فردوسی، خیام، عطار، مولانا، سعدی، حافظ و...، حضور نویسندگان و شاعرانی که در آثارشان می توان سراغ هویت ملی را گرفت، مشارکت صاحب نظران ادبیات ایران در مجامع ادبی بین المللی، برگردان آثار و شاهکارهای ادبی ایران به زبان های زنده جهان و برگزاری نکوداشت ها، هزاره ها و همایش هایی در پاسداشت مفاخر ادبی کشور که شهرت شان، مرزهای ایران را درنوردیده است، تلاش های فراوانی برای ملی شدن ادبیات انجام گرفته است اما هنوز هم بسیاری از مسئولان و صاحب نظران بر این باورند که در جهت اعتلای «ادبیات ملی» گام های اساسی برداشته نشده است. اگر به بخش های دیگر سرزمین هنر ایران هم سری بزنیم، با این حقیقت مواجه می شویم که موسیقی دانان، نوازندگان، خوانندگان، نقاشان، عکاسان و...، هر کدام با خلق آثاری باشکوه که دربرگیرنده هویت ملی ماست به این مهم توجه کافی داشته اند. حضور «استاد شجریان» به عنوان خواننده صاحب سبک ایران در عرصه موسیقی جهان، برگزاری تورهای موسیقی در کشورهای گوناگون، برگزاری نمایشگاه های هنری استاد محمود فرشچیان در کشورهای مختلف جهان، پیروزی عکاسان ایرانی در رقابت های نمایشگاهی و حضور هنرمندان در دوسالانه های بین المللی هنری و...، گواه این ادعاست. بی شک سینماگران، شاعران، مترجمان، نویسندگان و هنرمندان ایرانی تا حد ممکن، برای تجلی و بازتاب فرهنگ و هنر ملی تلاش کرده اند. در بسیاری از موارد نیز نتیجه این تلاش ها با موفقیت های چشمگیر همراه بوده است. اما نکته این که اگر قرار است در عرصه سینما، ادبیات و به طور کلی هنر وجهه ملی در معرض نمایش جهانیان گذاشته شود، مسئولان و سیاست گذاران عرصه ادب و هنر می توانند با ارائه تعریفی جامع و کامل، تبیین و تشخیص معیارها و ملاک های ادب و هنر ملی، ارائه راهکارهای لازم برای جهان شمولی بیشتر فرهنگ و هنر ملی ایران و حمایت آنان از هنرمندان برای تحقق این هدف ملی- میهنی، موانع بسیاری از پیش روی دوستداران فرهنگ و هنر ایران بردارند. مسئولانی که در سخنان، بیانیه ها، اظهارنظرها و دیدارهایشان با اهالی ادب و هنر بر سینما، ادبیات و هنر ملی تاکید می  ورزند، بهتر نیست که خود پرچمدار این نهضت جریان ساز باشند؟ به این معنا که با تصویب اساسنامه ای درخصوص ویژگی ها و شاخصه های فرهنگ و هنر ملی نگذارند تلاش های پراکنده سینماگران اهالی ادب و دیگر هنرمندان، ناخواسته به بیراهه رود؟ در آن صورت می توان امید داشت که در آینده ای نه چندان دور، جهان نه تنها با ادبیات، سینما و هنر بومی ایران آشنایی پیدا می کند بلکه آن را جزئی از فرهنگ و هنر ملی ایران می داند. چنان چه معیارها و ملاک های مشخص و مدونی برای یک اثر «سینمای ملی»، «ادبیات ملی» و «هنر ملی» تعریف و تبیین شود، بی تردید سینماگران، ادب دوستان و اهالی هنر هم چون گذشته در رشد، شکوفایی و اعتلای فرهنگ و ادب و هنر ایرانی تمام توان خود را به کار خواهند گرفت. همان گونه که در عرصه تجلی هنر و ادب بومی ایران رتبه قبولی گرفته اند؛ باشد که در آینده ای نه چندان دور سینمای ملی، ادبیات ملی و هنر ملی معرف و تجلی گر فرهنگ و هنر ایران در سراسر جهان باشد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 خسرو معتضد: ۲۰ هزارفیلم و مجموعه تلویزیونی می توان از تاریخ ایران ساخت
 

۲۰ هزار فیلم و مجموعه تلویزیونی با تکیه بر تاریخ ایران می توان ساخت و این کارها می توانند براساس سوژه ها و شخصیت هایی ساخته شوند که بسیاری از ایرانیان حتی نام آن ها را نشنیده اند.خسرو معتضد تاریخ نگار کشورمان در گفت وگو با ایسنا در پاسخ به این پرسش که کشور ما در کدام بخش ها می تواند وارد جذابیت های فیلم و مجموعه سازی شود که به عنوان یک اعتماد به نفس ملی از آن یاد شود، خاطرنشان کرد: ایران مثل ققنوس است؛ ققنوس پرنده ای مثل سیمرغ اسطوره ای است؛ آتش می گیرد، می سوزد و همه فکر می کنند تمام شده است، اما یک باره از بین آتش پرنده سالم و کامل و بسیار سرحال ظاهر می شود؛ ایران، ققنوس و پرنده ای اساطیری است که می سوزد و دوباره ظاهر می شود؛ حتی مناظر سوختن و شکستن ایران از نظر درس غیرت و شرفی که به ایرانیان می دهد و این که احساس کنند همیشه در معرض خطر بوده اند و دوباره سربلند کرده اند، خیلی ارزش دارد. این مسائل افتخارآمیز است اما متاسفانه ما این ها را در فیلم ها و سریال ها به مردم نمی گوییم؛  چرا که دانش و اطلاعش را نداریم و وقت هم نداریم.وی در بخشی از این گفت وگو به سوژه هایی که فیلم ها و سریال های تلویزیونی می توانند به آن ها بپردازند، اشاره کرد و گفت: از پیدایی ایران در عرصه جهان شروع کنیم،از اسطوره شناسی میتیولوژی بی نظیر ایران که بسیار غنی تر از یونان است و بسیار انسانی تر و تفاهم آمیزتر و مدنی تر از آن است آغاز کنید. از آغاز و زندگی نیاکان شروع کنید؛ ما براساس داستان های قدیمی ایران و شاهنامه فقط به تنهایی حدود ۶ تا ۷ هزار سریال می توانیم تولید کنیم.وی ادامه داد: نابود کردن امپراتوری وحشی و جنایتکار «آشور»، خود یک موضوع مهم است؛ ببینید «هوخشتره» چه نابغه ای بوده است. زندگی آخرین پادشاه مادر آژیتاک، ماندانا (مادر کوروش) و غیره را ببینید چقدر قشنگ است؛ داریوش کبیر خودش شگفت انگیز است. او امپراتوری ۵ میلیون کیلومتر مربعی تاسیس کرده است. روابط ایران و یونان خیلی جذاب است. چرا باید فیلم «۳۰۰» را بسازند و این مزخرفات و مهملات را بگویند؛ خوشبختانه شنیدم یونانی ها هم این فیلم را تحریم کردند؛ چرا که اسکندر را همجنس باز نشان داده و البته واقعیت هم داشته است؛ یونانی ها می گفتند چون در این فیلم به اسکندر توهین شده است، هر سینمای یونان این فیلم را اکران کند، مردم می ریزند آن جا را به هم می زنند.

قهرمانان جالب شاهنامه
 
وی ادامه داد: شاهنامه که جای خود دارد، داستان سیاوش را روس ها تهیه کرده بودند که خیلی جالب بود. البته رستم را چندان که باید و شاید درست تصویر نکرده بودند؛ چرا که چشمش مورب و مغولی بود. قهرمانان شاهنامه بسیار قشنگ و جالب هستند. گیو، طوس، رستم، سهراب و اسفندیار، به آسمان رفتن کیکاووس همه را می توان به تصویر کشید. این ها همه افسانه های میتیولوژی ایران است. در دوره هخامنشیان اگر پایانش فساد است، ولی زندگی اشرافی داشتند؛اکتشافات جغرافیایی می کردند؛ سیلاخوس از طرف خشایارشاه دور آفریقا می چرخد.این مورخ درباره دیگر سوژه هایی که می توان در سریال های تلویزیونی به تصویر کشید، اظهار کرد: در دوره اشکانیان ایران با روم طرف می شود.

 

 

 

عشق و عاشقی ایرانی ها با رومی ها، ملکه ایتالیایی (موزا) در دربار ایران حوادث جالبی را رقم می زند؛ این ها مطالعه و سواد می خواهد که کارگردانان ما انجام نمی دهند.این مورخ در ادامه بیان سوژه هایی که می توان در فیلم ها و سریال ها به آن ها پرداخت، به دوران بعد از تاریخ اسلام اشاره کرد و گفت: بعد از تاریخ اسلام هم وضعیت همین طور بوده است؛ خوب است بدانیم که «یعقوب لیث» چه کسی بوده است؛ من کتاب «مرد آویز» را نوشته ام و خود گیلانی ها خبر نداشتند؛ او فردی قهرمان بوده که تا نزدیک بغداد رفته است.

شما می دانید چه کسی دین شیعه را در ایران گسترش داد؟ هیچ کس نمی داند؛ احمد معزالدوله (از خاندان ماهی گیر بویه دیلمی)؛ او از گیلان رفت و بغداد را گرفت و آنان را وادار کرد که علم علویان را برافرازند. آیا این ها را آقایان و کارگردانان و محققان می دانند؟! سلسله دیلمی بودند که شیعه را رواج دادند. چند شب پیش تلویزیون باکو فیلمی سراسر دروغ و بی معنی درباره بابک خرمدین قهرمان اردبیل به نمایش گذاشت و آن را قهرمان استقلال کشور آذربایجان(!) نامید که واقعا متاثر شدم که همه قهرمانان کشورمان را می دزدند و به نام خود مصادره می کنند.این نویسنده کتاب های تاریخی در عین حال گفت: درباره دوره صفویه، تلویزیون ایران دو-سه سریال تهیه کرد که واقعا خوب بود. اما متاسفانه سریالی مانند «شیخ بهایی» همه اش در اتاق می گذشت و نمی دانم چرا این سریال این قدر ضعیف شد.این تاریخ شناس معاصر ادامه داد: همین طور شما می آیید تا دوره نادرشاه؛ نادرشاه یک پهلوان است. وقتی شما سابقه افغان را نشان می دهید، مردم می فهمیدند امنیت نداشتن یعنی چه؟! وقتی آدم زیاد مرفه باشد، از صبح تا شب بخورد و بیاشامد و موادمخدر مصرف کند، این گونه می شود که ۱۲تا۲۰هزار افغانی می آیند و پایتخت ۸۰۰هزار نفری را می گیرند. به خدا همه این چیزها را می توان در فیلم ها و سریال ها درست کرد. اما متاسفانه می گویند سه ماهه فیلم و سریال بساز.

۸۰۰فیلم و سریال درباره دوره قاجاریه
 
وی گفت: از عباس میرزا می توانید یک قهرمان ملی و اسطوره شجاعت و وطن پرستی بسازید؛او اصلا به قاجاریه ربطی ندارد؛ پدر و پسر و نوه اش آدم های مهمل و قاطی هستند اما عباس میرزا یک موجود فوق العاده است؛ او یک نابغه است؛ در پایان هم از بس غصه می خورد سل می گیرد.این مورخ و تاریخ پژوه ادامه داد: حضور افسران ایتالیایی و روسی در ایران را می توان سریال کرد. ماجراهای جدایی قفقاز از ایران، جنگ هرات، دیوانه ای به نام حاجی میرزا آغاسی، صدراعظم، کشتن قائم مقام به دست محمدشاه که البته می گویند محمدرضا ورزی یک سریال درباره این موضوع تهیه کرده است که من ندیده ام. دوره ناصرالدین شاه فوق العاده است؛البته سریال «امیرکبیر» تهیه شده که بد نبوده است. در سریال دومی که درباره امیرکبیر ساخته شد، نقش ها و عکس ها اشتباه بوده است؛ پرچم ایران بعد از مشروطه سه رنگ بوده است؛امیرکبیر به هیچ وجه پشت میز نمی نشست. وقتی من امیرکبیر را دیدم که پشت میز نشسته است، گفتم یک رایانه و دستگاه تلفن هم روی میزش می گذاشتید بد نبود! امیرکبیر که پشت میز نمی نشست؛ او پشت میزهای کوچک روی زمین می نشست.وی گفت: در مورد سریال «عمارت فرنگی» ورزی، چند پایگاه خبری به من ایراد گرفتند در حالی که من فقط در مورد لباس ها، جایگاه و نشان های آن زمان نظر دادم و سریال با مشورت شخص دیگر بود. ورزی دانش آموخته تاریخ است مشورت هایی با من کرد، اما نگاه او نگاه شخص دیگری است. نکته عجیبی از او شنیدم که محمدعلی شاه را وطن پرست ترین شاه نشان می داد در حالی که او در سال ۱۲۹۰ هنگام مراجعت به ایران خود را به طور رسمی تحت پوشش و حمایت روس ها خواند.خسرو معتضد دوران مشروطه را پر از حادثه دانست و گفت: بعد از مشروطه جنگ اول جهانی آغاز می شود؛ البته همایون شهنواز کارهایی در این دوران کرده که بد نبوده است. در مورد احمدشاه بیشتر سریال های تلویزیونی غلط است. تلویزیون احمدشاه را موجودی معصوم و قانونی و مهربان نشان داده است؛ این درحالی است که این طور نبوده است؛احمدشاه ۱۲زن داشته است. به احمدشاه «احمد علاف و خباز» می گفتند و ملک الشعرای بهار او را هجو کرده است.وی بهترین منابع برای ساخت فیلم و سریال از دوره مغول را نقاشی های ایرانی دانست و افزود: از روی تمام نگارگری ها می توان لباس درست کرد؛ در دوران قاجار هم از زمان ناصرالدین شاه عکس آمده و قبل از آن هم نقاشی بوده که در موزه ها پر است. شما اگر به کاخ گلستان بروید تمام درباریان را کشیده اند اما ما افراد سهل انگار و تنبلی هستیم. کره ای ها که مستعمره چین یا ژاپن بودند از هیچ تاریخ می سازند اما این ها دنبال ساخت سریال حضرت مسیح (ع) هستند و ما می خواهیم کارهای هالیوود دهه ۶۰ و ۷۰ را تقلید کنیم. وی افزود: باید گروهی را برای انتخاب سوژه ها در صدا و سیما تشکیل داد. یک خانمی از طرف سیما فیلم به سراغ من آمد و مذاکراتی شد. در آن زمان فیلم نامه ای هم برایم آوردند که ببینم؛ در آن نشان داده می شد که رضاشاه در سال ۱۳۲۰ اتومبیل جیپ سوار بوده است. به نویسنده و کارگردان گفتم می دانید جیپ در سال ۱۹۴۱ اختراع شده است؟! چه طور رضاشاه سوار جیپ می شد؟! جیپ ۱۹۴۲ و ۴۳ به ایران آمده است. وی درباره سریال تاریخی «در چشم باد» که قرار است جایگزین «یوسف پیامبر(ع)» شود، گفت: هنوز نمی توانم درباره این سریال نظر دهم؛ اما دیدم کارگردان این سریال همان اشتباه علی حاتمی را کرده است. در این سریال هم یک تراموا گذاشته اند و از آن استفاده می کنند. این درحالی است که تراموا در سال ۱۳۰۸ برچیده شد. در دوران جنگ، اصلا ماشین اسبی نبود؛ البته تا سال ۱۳۵۳ در جنوب تهران درشکه بوده است. وی گفت: دوره پهلوی پر از سوژه های سریال سازی است مانند کودتای ۲۸مرداد، زندگی رضاشاه، زندگی مصدق، زندگی ضیاء طباطبایی، زندگی کاشانی، اشغال ایران و ملی کردن نفت.معتضد بار دیگر به دلیل اقبال بینندگان ایرانی به سریال های کره ای اشاره کرد و گفت: سریال ساز کره ای یک دوره حرفه ای دیده است. او می داند که وقتی می خواهی سریال بسازی، اول نمی روی دوربین را بکاری، بلکه اول باید درباره آن دوره تاریخی تحقیق کنی. در حقیقت وقتی می خواهی فیلم تاریخی بسازی، باید در جو آن زمان قرار بگیری.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در جمعه بیست و دوم خرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 جان مالکوویچ و یک تقدیر ویژه سینمایی
جان مالکوویچ و یک تقدیر ویژه سینمایی
 

اسکرین دیلی- جشنواره بین المللی فیلم «کارلو وی واری» چک امسال برنامه تقدیر ویژه خود را به «جان مالکوویچ» سینماگر آمریکایی، اختصاص داده است. در جریان برگزاری این جشنواره، گوی بلورین یک عمر دستاورد هنری در جهان سینما، به «جان مالکوویچ» اهدا می شود.

در این رخداد سینمایی «مالکوویچ» نخستین تجربه کارگردانی خود را، با عنوان «رقصنده طبقه بالا» محصول سال ۲۰۰۲، به نمایش خواهد گذاشت.

در جشنواره امسال هم چنین، از «جان اسوان کاچر» کارگردان فیلم های پویانمایی و اهل جمهوری چک، «آلن رودولف» کارگردان سینمای آمریکا و «پاترپس چروا» فیلم ساز فرانسوی، تقدیر خواهد شد.

آثار مطرح سینمای جهان از جمله «شیراندره» برنده خرس طلایی برلین، «پارک وبا» برنده یوزپلنگ طلایی لوکارنو، «کشتی گیر» برنده شیر طلایی ونیز و «روبان سفید» برنده نخل طلای کن ۲۰۰۹ امسال در جشنواره کارلووی واری به نمایش درمی آید.

لیام نیسن پای میز مذاکره

 


ورایتی- «لیام نیسن» برای پیوستن به گروه بازیگری پروژه سینمایی «تیم-ای»، به کارگردانی «ریدلی اسکات»، با این کارگردان به مذاکره نشست.

این فیلم که توسط کمپانی «فوکس قرن بیستم» تهیه می شود، تابستان سال آینده به نمایش عمومی درمی آید.«ریدلی اسکات» فیلم «تیم-ای» را، براساس یک سریال موفق تلویزیونی دهه ۱۹۸۰، جلوی دوربین می برد.

«لیام نیسن» بازیگر ایرلندی تبار هالیوود، در فیلم های مشهوری چون «فهرست شیندلر»، «جنگ ستارگان اپیزود نخست: تهدید شبح»، «بهشت آسمان» و «بتمن آغاز می کند»، بازی کرده است.

 

هاتاوی با سینمای اقتباسی می آید

 


هالیوود ریپورتر- «آن هاتاوی» بازیگر سرشناس سینمای هالیوود، در فیلم «عشق و دیگر درمان»، با «جک گیلن هال» هم بازی خواهد شد.

این دو پیش از این نیز در فیلم «کوهستان بروکبک» ساخته «آنگ لی»، با یکدیگر هم بازی بوده اند. کارگردانی این فیلم اقتباسی را «اد زوئیک» برعهده خواهد داشت. «عشق و دیگر درمان» براساس کتابی از «جیمی رایدی»، با عنوان «هاردسل» جلوی دوربین می رود.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در جمعه بیست و دوم خرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 چهره ها و خبر ها

رضا کیانیان

 به جمع بازیگران مجموعه تلویزیونی «پرانتزباز»، به کارگردانی «کیومرث پوراحمد» پیوست. این سریال که مضمونی اجتماعی دارد، داستان مسافرانی را روایت می کند که برای اقامت، به هتل های مختلفی می روند و ماجراهای گوناگونی برای آن ها رخ می دهد. اکبر عبدی، مرضیه برومند، مهرانه مهین ترابی، ابراهیم آبادی، مهدی باقربیگی، بهرام شاه محمدلو و بابک حمیدیان، از دیگر بازیگران «پرانتزباز» هستند. رضا کیانیان تابستان امسال با فیلم «خاک آشنا» به کارگردانی بهمن فرمان آرا، میهمان سینماهای کشور می شود.

مهدی پاکدل

 در مجموعه تلویزیونی «سنگ و صخره»، به کارگردانی «اصغر هاشمی»، مقابل دوربین می رود. هاشمی هم اکنون، درگیر کامل کردن فهرست عوامل و بازیگران این مجموعه است. مهدی پاکدل، داریوش ارجمند، محمود عزیزی و فریبا متخصص، ازجمله بازیگرانی هستند که حضورشان تاکنون در این سریال قطعی شده است. اما هنوز دو بازیگر اصلی این سریال انتخاب نشده اند. «سنگ و صخره» که مردادماه کار تصویربرداری آن آغاز می شود، فضایی خانوادگی دارد و قصه آن در زمان حال می گذرد. این مجموعه در ۲۶ قسمت، برای پخش از شبکه سوم سیما ساخته می شود. مهدی پاکدل که سابقه بازی در چندین سریال تلویزیونی را دارد، سال گذشته با فیلم «مخمصه» محمدعلی سجادی، میهمان سینماهای کشور بود.

دانیال عبادی

از بازی در فیلم «روز رستاخیز» به کارگردانی «احمدرضا درویش»، انصراف داد. وی که دو فیلم «امشب شب مهتابه» و «کریستال» را در نوبت اکران دارد، سال گذشته فیلم «غیرمنتظره» محمدهادی کریمی را بر پرده سینماها داشت. عبادی با این که برای بازی در فیلم «روز رستاخیز» تست گریم هم شد، اکنون پس از انصراف از حضور در این فیلم، مشغول بررسی فیلم نامه های پیشنهادی است.

رضا عطاران

به زودی بازی در فیلم سینمایی «سه درجه تب»، به کارگردانی منوچهر هادی را آغاز می کند. به جز «رضا عطاران» هنوز دیگر بازیگران این فیلم انتخاب نشده اند. «سه درجه تب» اثری کمدی است که حوادث آن در تهران و شمال کشور می گذرد. رضا عطاران که هم اکنون فیلم «خروس جنگی» را بر پرده سینماها دارد، مشغول بازی در فیلم «نیش و زنبور» است.

نسرین مقانلو

امسال با فیلم سینمایی «نفوذی» به کارگردانی «جمال شورجه»، در جشن خانه سینما شرکت می کند. این فیلم هم اکنون مرحله صداگذاری را توسط جهانگیر میرشکاری پشت سر می گذارد و به زودی ساخت موسیقی آن از سوی «آریا عظیمی نژاد» آغاز می شود. «نفوذی» براساس خاطره یک آزاده و با نگاهی به کتاب «حکایت زمستان» به قلم «سعید عاکف» ساخته شده است.به جز نسرین مقانلو، جمشید هاشم پور، امیر جعفری، محمد کاسبی و امیررضا دلاوری در این فیلم به ایفای نقش پرداخته اند. نسرین مقانلو به عنوان بازیگری توانمند بازی در فیلم هایی چون «مهمان مامان» داریوش مهرجویی و سریال هایی چون «ساعت شنی» را که مورد استقبال تماشاگران و منتقدان قرار گرفت، در کارنامه دارد. وضعیت اکران و نمایش عمومی فیلم «ماه وش» با بازی نسرین مقانلو هنوز مشخص نشده است.

عسل بدیعی

 بازی در مجموعه تلویزیونی «به کجا چنین شتابان» را، به نیمه رساند. این سریال که به کارگردانی «ابوالقاسم طالبی» جلوی دوربین رفته است، در ماه مبارک رمضان به روی آنتن پخش خواهد رفت. «به کجا چنین شتابان» که در ۲۶ قسمت تهیه می شود، داستان زندگی جوانی را به تصویر می کشد که قصد دارد یک شبه، ره صد ساله طی کند. اما در این راه، با مشکلات بسیاری مواجه می شود. آهو خردمند، رضا رویگری، بهروز بقایی، علی عمرانی، بابک حمیدیان، پرستو گلستانی، فریبا متخصص، شراره دولت آبادی و گیتی ساعتچی، از دیگر نقش آفرینان این سریال هستند. «عسل بدیعی» در فیلم های «بودن یا نبودن»، «از صمیم قلب»، «هفت پرده» و «دست های آلوده» بازی داشته است.

نگار فروزنده

پاییز امسال با فیلم «محاکمه در خیابان» به کارگردانی «مسعود کیمیایی»، میهمان سینما می شود. این فیلم که هم اکنون مرحله صداگذاری را پشت سر می گذارد، در جشن خانه سینما نیز حضور خواهد داشت. «محاکمه در خیابان»، داستان زندگی کارگری جوان را به تصویر می کشد که قصد دارد با دختری ازدواج کند. اما ناگهان با خبری غیرمنتظره مواجه می شود.

نیکی کریمی، پولاد کیمیایی، حامد بهداد، شبنم درویش، محمدرضا فروتن، شقایق فراهانی و اکبر معززی از دیگر بازیگران جدیدترین فیلم مسعود کیمیایی هستند. نگار فروزنده سال گذشته فیلم «پاپیتال» اردشیر شلیله را، بر پرده سینماهای کشور داشت.

مهرشاد کارخانی

 جدیدترین فیلم خود را با نام «زنبورها»، تابستان امسال کلید می زند. این فیلم با ساختاری مدرن، به معضل بیکاری جوانان می پردازد. این فیلم فقط دو شخصیت اصلی دارد. «گناه من» و «ریسمان باز»، ساخته های پیشین مهرشاد کارخانی است.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در جمعه بیست و دوم خرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 سینما و انتخابات

 
سینمای ایران از آغاز پیدایش تاکنون، آزمون های بسیاری را پشت سر گذاشته است. آزمون های گاه دشواری که تاب و توانش را گرفته و در طی مسیر پرفراز و نشیبی که پیش رو دارد او را خسته و نستوه کرده است. اما با وجود تمامی مشکلات، موانع، دشواری ها، سنگ اندازی ها و بی مهری ها، مسیر تاریخی اش را گام به گام پشت سر می نهد، تا این نکته را اثبات کند که «سینما همیشه زنده است». این روزها هم که جامعه در تب و تاب یک انتخاب سرنوشت ساز قرار دارد و از همان هنگام که نخستین جرقه های این رخداد حساس و تاریخی زده شد، سینما پابه پای دیگر بخش های مختلف جامعه ایران، خود را نمایاند و بی آن که بخواهد شانه از بار مسئولیت خالی کند، در خدمت سیاست های استمرار نظام جمهوری اسلامی قرار گرفت. از آغاز تبلیغات انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری، سینماگران نیز با حضور در مجامع فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پابه پای دیگر طبقات جامعه، کوشیدند تا مشارکت فعال، گرم و صادقانه خویش را تجلی دیگری ببخشند. اظهارنظرهای متفاوت اهالی سینما نسبت به برنامه ها و سیاست های نامزدهای انتخاباتی، اعلام حمایت آن ها از دیدگاه های فرهنگی و حتی سیاسی و اقتصادی آن ها، سفرهای دسته جمعی به شهرهای مختلف برای گرمابخشیدن به شور و شوق پرالتهاب روزهای تبلیغات حضور در ستادهای انتخاباتی نامزدهای مدنظر و همگام شدن با این موج فراگیر و دلگرم کردن مردم به این جریان سرنوشت ساز تنها گوشه ای از این مشارکت خودخواسته و گرم است. اما زمانی که بحث ساخت فیلم های تبلیغاتی و مستندهای تصویری از نامزدهای ریاست جمهوری پیش آمد، این کنجکاوی میان مردم، اهالی سینما، سینمادوستان و آن ها که از دور دستی بر سینما و سیاست دارند، دوچندان شد که فیلم های تبلیغاتی نامزد مورد نظرشان را چه کسی خواهد ساخت. این موضوع بیش از آن که برای مردم حاشیه ساز شود، سبب ایجاد جنجال ها و بروز واکنش های منفی و مثبت میان خانواده سینما شد. چرا که اعلام آمادگی کارگردانان صاحب نام از نسل های مختلف و میزان تبحر و چیره دستی آن ها بر ابزار تاثیرگذار سینما، انتظارات را از فیلم ساز مورد نظر بالا می برد. به هر حال عده ای با توافق و انتخاب نامزدهای انتخاباتی، به عنوان سازندگان فیلم های تبلیغی رئیس جمهور آینده ایران به میدان آمدند. از فردای پخش نخستین فیلم تبلیغاتی، حتی آنان که شاید چندان با مقوله فیلم و سینما و تصویر آشنایی نداشتند، از کیفیت فیلم ها، میزان تاثیرگذاری آن ها برمخاطب، توانمندی فیلم پخش شده در جذب آرای بیشتر و مقایسه آن ها با فیلم های دیگر نامزدهای انتخاباتی سخن بر زبان می آوردند. به عبارتی می توان گفت میزان تاثیرگذاری هنر سینما و تصویر در ذهن مخاطبان مختلف با سلیقه های خاص و در مقاطع گوناگون فکری و فرهنگی، با اوج گرفتن موج تبلیغات انتخاباتی بیشتر و بیشتر آشکار شد. آن ها هم که خارج از این دایره -ساختن فیلم تبلیغاتی نامزدها- بودند با تهیه و تولید مستندهای مختلف با سبک و سیاق خاص خود و انتشار و توزیع آن ها در ستادهای انتخاباتی، خود را در این جریان سهیم کردند. جریانی که نشانگر وحدت ملی در جهت تحقق اهداف نظام جمهوری اسلامی است.اما آنچه مهم است این که انتخابات برگزار می شود، رئیس جمهور برگزیده و منتخب هم معرفی می شود پس ای کاش آن که قرار است رئیس جمهور ملت شود، از یاد نبرد که او تنها رئیس جمهور شخصیت های سیاسی- اقتصادی نیست. اهل فرهنگ، هنر و سینما هم به او، برنامه هایش، سیاست هایش و چشم اندازی که برای مردم ترسیم کرده است دل خوش کرده اند. ای کاش هرکس که می آید فردی باشد که درک این حقیقت برایش مشکل نباشد که دولت ها می آیند و می روند اما آنچه می آید و جاودانه می ماند فرهنگ و هنر است، خدا کند این طور باشد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در جمعه بیست و دوم خرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 «سام مندس» برای فتح گیشه ها‌می آید
سام مندس برای فتح گیشه ها‌می آید
 

رویترز- «سام مندس» با جدیدترین اثرش به نام «به دوردست می رویم»، برای فتح گیشه های تابستانی هالیوود، به سینما می آید. این فیلم داستان زندگی یک زوج جوان را روایت می کند، که در پی یافتن بهترین مکان برای تولد نخستین فرزندشان، سراسر آمریکا را پشت سر می گذارند. در این فیلم «جان کراسینسکی» و «مایا رادولف»، ایفای نقش می کنند.

از دیگر فیلم های مطرح اکران تابستانی هالیوود می توان به کمدی ماجراجویانه «سرزمین گمشده» ساخته «براد سیلبرلینگ» و با بازی «ویل فارل»، «هنگوو» به کارگردانی «تدفیلیپس» و با حضور «برادلی کوپر» ، «اوهلمز»، «جاستین بارتام» و «جفری تامبور» و فیلم «فیلم زندگی من در خرابه ها» به کارگردانی «دونالد پتری» اشاره کرد.

راب راینربه توافق رسید

 


ورایتی- «راب راینر» کارگردان صاحب نام هالیوود، برای ساخت پروژه سینمایی «فیلپد»، با کمپانی «برادران وارنر» به توافق رسید. این فیلم که براساس کتابی از «وندلین ون درانن» جلوی دوربین خواهد رفت، داستان دوستی ۶ ساله گروهی از نوجوانان هم سن و سال را روایت می کند. تاکنون حضور بازیگرانی چون «مادلین کارول»، «آیدین کوئین» و «پنه لوپه آن میلر»، در این پروژه قطعی شده است. «فیلپد» که فیلم برداری آن در میشیگان آغاز خواهد شد، هم اکنون مرحله نهایی نگارش و بازنویسی فیلم نامه را پشت سر می گذارد. «راب راینر» ۶۲ ساله که در کارنامه کارگردانی خود، ساخت آثاری چون «چند مرد خوب»، «مصیبت» و «فهرست خداحافظی» را به ثبت رسانده، تاکنون بیش از ۲۰ فیلم را کارگردانی کرده است.

سینمای رومانی و نروژ پیروز شدند

 


مووی وب- سینمای رومانی و نروژ جایزه نخست جشنواره فیلم «ترانسیلوانیا»ی رومانی را، از آن خود کردند. فیلم «شمال» به کارگردانی «رون دنتاد» به همراه فیلم «بازرس پلیس» ساخته «کورنیلو پورومبوی» که پیش از این، در بخش «نوعی نگاه» کن ۲۰۰۹ حضور داشت، به طور مشترک جایزه نخست این رخداد سینمایی را دریافت کردند.

جایزه فدراسیون جهانی منتقدان فیلم نیز، به «از پوست می گذرد» اثر «استر رونز» اختصاص یافت. همچنین جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران، به فیلم «ماچان» ساخته «اوبرتو پازولینی»، اهدا شد. امسال از سینمای ایران فیلم «درباره الی» جدیدترین ساخته اصغر فرهادی، در بخش «سوپرنووا»ی این جشنواره حضور داشت.

شانگهای در مسیر رقابت با برادوی

خبرگزاری فرانسه- مقام های تئاتری چین در نظر دارند که «شانگهای» را، به «برادوی» شرق تبدیل کنند.این تصمیم از سال ها پیش مدنظر مسئولان تئاتری کشور چین بوده، اما تاکنون بنا به دلایلی امکان اجرایی شدن آن فراهم نشده بود. قرار است در یک طرح ۱۰ ساله، در کنار سالن بزرگ شانگهای، یک سالن مدرن و عظیم ساخته شود، تا هنرمندان بتوانند با «برادوی» آمریکا به رقابت های هنری بپردازند. مقام های تئاتری این کشور معتقدند چنان چه بودجه ای که برای انجام این اقدام، در اختیار مدیران قرار گرفته درست مصرف شود، تا چندی دیگر «شانگهای» میزبان نمایش هایی خواهد شد که در «برادوی» به روی صحنه می روند.

پایان تحت تعقیب در زمستان

 


هالیوود ریپورتر- ساخت قسمت دوم فیلم اکشن «تحت تعقیب» به کارگردانی «تیمور بکماتوف» کارگردان سرشناس روسی اوایل زمستان به پایان می رسد. این فیلم که فیلم برداری آن از ماه جولای آغاز می شود، با بودجه ۱۵۰ میلیون دلاری ساخته می شود. فیلم برداری «تحت تعقیب» در سه کشور روسیه، هند و آمریکا انجام می گیرد. در قسمت دوم فیلم «تحت تعقیب»، «آنجلینا جولی» نیز ایفای نقش می کند. تهیه کنندگی این فیلم را کمپانی یونیورسال برعهده دارد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیستم خرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 سينماگران مشغول كارند

کوروش تهامی

 بازی خود در مجموعه تلویزیونی «خسته دلان»، به کارگردانی «سیروس الوند» را به نیمه رساند. تاکنون قصه های «استاد»، «حبیب»، «اسفندیار»، «وروجک» و «راحله»، با حضور سیروس ابراهیم زاده، سیامک اطلسی و مونا فرجاد تصویربرداری شده اند. در «خسته دلان» که نخستین تجربه مجموعه سازی سیروس الوند به شمار می رود، مسافرانی سوار بر قطاری می شوند و هر یک در طول مسافرت، با سرنوشتی که دارند اتفاقات بخشی از این سریال را رقم می زنند. در «خسته دلان» که قرار است از شبکه اول سیما پخش شود، علاوه بر کوروش تهامی، داوود رشیدی، مسعود رایگان، رامتین خداپناهی، بهرام شاه محمدلو، آناهیتا نعمتی، حسین یاری، پردیس افکاری، سعید پیردوست، ابراهیم آبادی و عارف لرستانی نیز حضور دارند. کوروش تهامی در مجموعه «زیر تیغ» محمدرضا هنرمند بازی درخشانی از خود ارائه داد.

عباس کیارستمی

 از آغاز فیلم برداری نخستین فیلم انگلیسی زبان خود، با عنوان «رونوشت برابر اصل است» در شهر توسکانی ایتالیا خبر داد. این فیلم نخستین اثر کیارستمی است که در خارج از ایران ساخته می شود. «ژولیت بینوش» بازیگر سینمای فرانسه که پیش از این در فیلم «شیرین» کیارستمی بازی کرده بود، ایفاگر نقش اصلی این فیلم است. «ویلیام شیمل»، بازیگر و خواننده بریتانیایی نیز در این فیلم حضور دارد. «رونوشت برابر اصل است» داستان یک نویسنده انگلیسی را روایت می کند که برای حضور در کنفرانسی، درباره آثار اصل و رونوشت، به ایتالیا سفر می کند.شرکت فیلم سازی MK2، تهیه کننده جدیدترین فیلم کیارستمی است.

شقایق فراهانی

 تیرماه با فیلم سینمایی «پسرتهرانی»، میهمان سینماهای کشور می شود. این فیلم که هم اکنون آخرین مراحل فنی را برای نمایش عمومی سپری می کند، از مضمونی کمدی برخوردار است. «پسر تهرانی» داستان زندگی پسری را روایت می کند که پنج بار در عشق شکست خورده و پدرش، قصد دارد او را وادار به ازدواج کند. محمدرضا شریفی نیا، امین حیایی، سارا خوئینی ها، طناز طباطبایی، فلامک جنیدی و شیلا خداداد، در «پسر تهرانی» به ایفای نقش پرداخته اند.

افسانه بایگان

 پیشنهاد بازی در مجموعه تلویزیونی «شوق پرواز» به کارگردانی یدا... صمدی را پذیرفت. این سریال، زندگی شهید بابایی را به تصویر می کشد و ناگفته هایی از زندگی کاری و خانوادگی وی را روایت می کند. افسانه بایگان که سال گذشته فیلم سینمایی «کنعان» ساخته مانی حقیقی را بر پرده سینماهای کشور داشت، با حضور در مجموعه های تلویزیونی «روز حسرت» و «پیامک از دیار باقی»، بار دیگر توانمندی های خود را در عرصه بازیگری به اثبات رساند. وی که برای بازی در دو فیلم «کافه ستاره» سامان مقدم و «کنعان» مانی حقیقی مورد تشویق منتقدان قرار گرفت و حتی نامزد دریافت سیمرغ بلورین بازیگری شد، در مجموعه تلویزیونی «شوق پرواز» در کنار بازیگرانی چون الهام حمیدی، ستاره اسکندری، سعید نیک پور، بهمن زرین پور، مینا جعفرزاده، پوراندخت مهیمن، مهران رجبی، حسن جوهرچی و عباس امیری به ایفای نقش خواهد پرداخت.

احمد نجفی

 قصد دارد نخستین فیلم سینمایی خود را در مقام کارگردان، جلوی دوربین ببرد. این فیلم که «من یک ایرانیم» نام دارد، درباره ورزش کشتی است. نجفی به منظور جذب مشارکت های لازم برای ساخت این فیلم، به زودی به اوکراین سفر خواهد کرد.وی در این فیلم با نگاهی به ورزش کشتی، موضوع «مهاجرت» و «غرور ملی» را نیز مورد نقد و بررسی قرار خواهد داد. قرار است فیلم برداری «من یک ایرانیم»، در کشورهایی چون اوکراین، بلاروس و روسیه انجام گیرد. احمد نجفی این روزها مشغول بازی در سریال تلویزیونی «عملیات ۱۲۵»، به کارگردانی «محمدرضا آهنج» است.

بهناز جعفری

 تمرینات خود را برای بازی در نمایش «عشق لرزه»، به کارگردانی سهراب سلیمی، تیرماه آغاز می کند.تاکنون حضور بازیگرانی چون افسانه ماهیان، ناهید مسلمی و فرهاد قائمیان، در این نمایش قطعی شده است. نمایش «عشق لرزه» مهر و آبان سال جاری، در مجموعه تئاتر شهر تهران به روی صحنه خواهد رفت. بهناز جعفری علاوه بر فعالیت در عرصه سینما، به عنوان بازیگر توانمند تئاتر، در این عرصه نیز حضوری جدی دارد. «بیدار شو آرزو»، «خانه ای روی آب»، «عشق طاهر» و «تهران ساعت هفت صبح» از جمله فیلم هایی است که بهناز جعفری در آن ها ایفای نقش داشته است.

حسن فتحی

 مجموعه تلویزیونی «پاساژ» را، در ۹۰ قسمت ۴۵ دقیقه ای کارگردانی خواهد کرد. این سریال نخستین پروژه تلویزیونی است، که با مشارکت بخش خصوصی ساخته می شود. سریال «پاساژ» که فضایی طنز دارد، به مشکلات و مسائل اجتماعی می پردازد. حسن فتحی که به تازگی پروانه ساخت دومین فیلمش با عنوان «کیفر» را گرفته، هم اکنون در حال انتخاب بازیگران سریال «پاساژ» است. وی که قرار است نمایش «آنتیگونه» را نیز به روی صحنه ببرد، فیلم «پستچی سه بار در نمی زند» را در نوبت اکران دارد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در چهارشنبه بیستم خرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 از سینمای جهان
چهارمین مرد عنکبوتی هم با«کریستین دانست» می آید
 

خبرگزاری فرانسه- چهارمین قسمت از فیلم «مرد عنکبوتی»، با حضور «کریستین دانست» ساخته می شود. وی پیش از این در قسمت های پیشین مجموعه فیلم های «مرد عنکبوتی» نیز ایفای نقش کرده است. این فیلم قرار است سال ۲۰۱۱ اکران شود و «سام ریمی» نیز کارگردانی آن را، بر عهده خواهد داشت. حوادث «مرد عنکبوتی۴» در نیویورک می گذرد.

پس از ۳۰ سال اهالی ریاض میهمان‌سینما شدند

رویترز- ساکنان ریاض، پایتخت عربستان برای نخستین بار طی ۳۰ سال گذشته، میهمان سالن سینما شدند.

مقام های مذهبی عربستان طی سه دهه گذشته، به بهانه کمرنگ شدن و از بین رفتن ارزش های اسلامی، اقدام به تعطیلی سالن های سینما و کنسرت های موسیقی کردند. البته برگزارکنندگان این برنامه که در یک مرکز فرهنگی دولتی شهر ریاض، اقدام به نمایش فیلم «منها» محصول عربستان کردند، مانع از ورود زنان به سالن های سینما شدند.

رستگاری ترمیناتور» هم چنان پیشتاز‌است

 


مووی وب- فروش فیلم «رستگاری ترمیناتور» در ۶۶ کشور جهان حائز رتبه نخست شد. این فیلم در انگلستان با ۶/۱۱ میلیون دلار فروش، بیشترین استقبال را به همراه داشته است. مجموع فروش جهانی «رستگاری ترمیناتور» تاکنون مرز ۱۸۷ میلیون دلار را، پشت سر گذاشته است و برای بار دوم، به عنوان پرفروش ترین فیلم سینمای جهان از «شب در موزه» پیشی گرفت. پس از «شب در موزه» نیز فیلم «فرشتگان و شیاطین» در مقام سوم فروش جای گرفت.

«جفری راش» در فهرست برگزیدگان جوایز «تونی»

 


هالیوود ریپورتر- «جفری راش» بازیگر سرشناس سینمای هالیوود، در بخش بهترین بازیگر نقش اول مرد، توانست جایزه «تونی» را دریافت کند. وی که علاوه بر فعالیت در عرصه سینما، در تئاتر هم به بازیگری می پردازد، امسال از سوی برگزارکنندگان مراسم جوایز «تونی» -که به برگزیدگان تئاتر اهدا می شود- جایزه بهترین بازیگر مرد را به خاطر بازی در نمایش «شاه را بیرون کن» دریافت کرد. در این مراسم که با حضور جمع بسیاری از صاحب نامان تئاتر «برادوی» برگزار شد، نمایش موزیکال «بیلی الیوت» توانست برنده ۱۰ جایزه «تونی» شود. نمایش «بیلی الیوت» توسط «استفان دالدری» کارگردانی شده است.

«باردم» سینمای ادبی را برگزید

      


رویترز- «خاویر باردم» بازیگر صاحب نام اسپانیایی، به تیم بازیگری پروژه سینمایی «بخور، نیایش کن، عشق بورز» پیوست. این درام عشقی و ادبی که کارگردانی آن را «رایان مورفی» برعهده دارد، براساس کتابی از «الیزابت گیلبرت» ساخته می شود. تاکنون حضور بازیگرانی چون «جولیا رابرتز» و «ریچارد جان کینز» در این فیلم قطعی شده است. «باردم» سال گذشته در فیلم جدید «وودی آلن»، با عنوان ویکی کریستیانا بارسلونا، بازی کرد و به تازگی در فیلم «زیبا» به کارگردانی «آلخاندرو گونزالس ایناریتو» نیز ایفای نقش کرده است. وی سال ۲۰۰۷ برای بازی در فیلم «پیرمردها سرزمین ندارند»، موفق به اخذ اسکار بهترین بازیگر مرد شد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 دیگه چه خبر؟

پولاد کیمیایی

 به زودی بازی در فیلم تلویزیونی «پشت در خبری نیست»، به کارگردانی «شبنم عرفی نژاد» را آغاز می کند. این فیلم داستان زندگی زنی را روایت می کند که برای گرفتن حضانت فرزندش از دادگاه، با مشکلاتی مواجه می شود. تهیه کنندگی این اثر را «کیانوش عیاری» برعهده دارد. پولاد کیمیایی تابستان امسال، با فیلم «محاکمه در خیابان» به کارگردانی پدرش مسعود کیمیایی، میهمان سالن های سینمای کشور می شود. لیلا اوتادی، مریم سلطانی، حسن معظمی و صالح میرزاآقایی، از دیگر بازیگران «پشت در خبری نیست» هستند.

محمدرضا فروتن

پس از برطرف شدن مشکلات فنی فیلم «پای پیاده» جدیدترین ساخته فریدون حسن پور، به سینما می آید. این فیلم داستان عشقی مقدس را که یکی از جوانان یک روستا دچار آن شده، به تصویر کشیده است. رضا ناجی، فاطمه صادقی، مریم بوبانی، فریبا آهنگ، دانیال محمودنیا، اردشیر وزیری، الناز ثقفی و نوشین بابایی در «پای پیاده»، به ایفای نقش پرداخته اند. فروتن فیلم های «می زاک»، «پستچی سه بار درنمی زند» و «شبانه روز» را، در نوبت اکران عمومی دارد. وی چندی پیش بازی در فیلم «چهل سالگی»، به کارگردانی علیرضا رئیسیان را به پایان رساند. وی در این فیلم با لیلا حاتمی هم بازی است.

سحر زکریا

بازی در فیلم «یک بازی ساده» به کارگردانی مهدی برقعی را، به پایان رساند. این فیلم مضمونی خانوادگی و طنز دارد و داستان زوج جوانی را به تصویر می کشد که پس از پانزده سال زندگی مشترک، از هم جدا شده اند. حمید گرشاسبی فیلم نامه این اثر را، براساس ایده ای از رامبد جوان نوشته است. امیر جعفری، سارا خوئینی ها، نیما شاهرخ شاهی، سیاوش خیرابی و ساعد هدایتی از دیگر بازیگرانی هستند که در فیلم «یک بازی ساده»، به ایفای نقش پرداخته اند. سحر زکریا علاوه بر فعالیت در عرصه طنزهای تلویزیونی، هم اکنون مشغول بازی در چند فیلم سینمایی است.

علی مصفا

با فیلم سینمایی «دوزخ، برزخ، بهشت»، به کارگردانی بیژن میرباقری، مسافر سینما می شود. این فیلم که در جشنواره فجر سال گذشته به نمایش درآمد، برای نمایش عمومی بدون اعمال تغییرات، آماده نمایش شده است. این فیلم دارای ۳ اپیزود است که هر یک، داستان جداگانه ای دارد. مهتاب کرامتی، مسعود رایگان، مسعود کرامتی، آتیلا پسیانی، پریوش نظریه، امیر آقایی و رحیم نوروزی نیز در «دوزخ، برزخ، بهشت»، حضور دارند. علی مصفا علاوه بر بازی در فیلم هایی چون «لیلا»، «پارتی»، «جایی دیگر»، «چه کسی امیر را کشت»، در سریال هایی از جمله «پریدخت» و «کیف انگلیسی» نیز به ایفای نقش پرداخته است.

مریلا زارعی

بازی در فیلم سینمایی «نیش و زنبور» را، به پایان رساند. این فیلم کمدی که به کارگردانی «حمیدرضا صلاحمند» جلوی دوربین رفته است، داستان دو دوست کلاهبردار را روایت می کند که در یک سرقت حرفه ای مقابل هم قرار می گیرند. رضا عطاران، ژاله صادقی، بیتا سحرخیز، الیزابت امینی و پوراندخت مهیمن از دیگر بازیگران «نیش و زنبور» هستند. فیلم نامه این اثر را «سروش صحت» نوشته است. مریلا زارعی که سال گذشته فیلم «دست های خالی» ابوالقاسم طالبی را بر پرده سینماها داشت، تابستان با فیلم «خروس جنگی» مسعود اطیابی میهمان سینماهای کشور می شود. وی در این فیلم نیز با رضا عطاران هم بازی است.

پرویز شهبازی

 از نمایش عمومی فیلم جدید خود با عنوان «عیار ۱۴»، در فصل پاییز خبر داد. این فیلم تجربه ای ویژه در سینمای ایران است و اثری قابل قبول، در کارنامه کارگردانی شهبازی به شمار می رود. «عیار ۱۴» داستان مردی را روایت می کند که پس از سال ها به شهری دورافتاده بازمی گردد، تا نشانی از دخترش پیدا کند. در این فیلم که در جشنواره فجر سال گذشته، نظر مساعد منتقدان و تماشاگران را به همراه داشت، محمدرضا فروتن، کامبیز دیرباز، پوریا پورسرخ و مینا ساداتی بازی کرده اند. «نجوا»، «مسافر جنوب» و «نفس عمیق» فیلم های پیشین پرویز شهبازی است.

ابوالحسن داوودی

پیش تولید جدیدترین فیلمش با عنوان «رخ دیوانه» را، پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آغاز می کند. این فیلم درامی اجتماعی است که داستان آن در تهران روایت می شود و مضمون آن، درباره مشکلات و مسائل جوانان است. داوودی هم اکنون مشغول انتخاب عوامل فنی و بازیگران این فیلم است. داوودی فیلم «زادبوم» با بازی بهرام رادان، رویا تیموریان، مسعود رایگان و عزت ا... انتظامی را، در نوبت اکران دارد.

حسن فتحی

 از احتمال اجرای نمایش «آنتیگونه»، در تابستان خبر داد. وی که سال هاست از صحنه تئاتر دور بوده است، اعلام کرد اگر شرایط ساخت فیلم جدیدش با عنوان «کیفر» فراهم نشود، به تئاتر بازمی گردد. فتحی هم اکنون منتظر صدور پروانه نمایش عمومی فیلم «پستچی سه بار درنمی زند» با بازی محمدرضا فروتن، باران کوثری، پانته آ بهرام، امیر جعفری، علی نصیریان و رویا تیموریان است.

سیامک شایقی

 از ساخت یک فیلم کمدی- حادثه ای خبر داد که در صورت فراهم شدن شرایط ساخت، تجربه ای تازه در کارنامه وی به شمار می رود. وی چندی پیش فیلم نامه مجموعه تلویزیونی طنز ۱۳ قسمتی را با نام «خراب آباد» به صدا و سیما تحویل داده است. شایقی سال گذشته فیلم «خواب زمستانی» با بازی لادن مستوفی، فاطمه معتمدآریا، پگاه آهنگرانی و شاهرخ فروتنیان را، بر پرده سینماها داشت.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 محمد علي سجادي : شايد كسي يادش نمانده كه من فيلمي ساخته‌ام به نام تردست
محمد علي سجادي :
«شايد كسي يادش نمانده كه من فيلمي ساخته‌ام به نام «تردست»!»


 


 

محمد علي سجادي كارگردان سينماي ايران در نامه‌اي درباره‌ شرايط اكران عمومي آخرين ساخته‌اش «تردست» توضيحاتي داد.

 در نامه‌ اين كارگردان كه به همراه با نامه‌اي كه براي معاون سينمايي وزارت ارشاد نوشته شده، منتشر شده است آمده است: «يك:در اوضاع درهم ريخته‌ي كه ناگهان عقده‌هاي خفته و يا آشكار محتسب خورده سرريز كرده و كار به جايي رسيده كه خود عوامل دولتي هم آن چنان از مشكلات بگويند كه يادمان برود پس چرا تا با حال اين همه سكوت كرده بودند؟ يا اين‌كه وقتي ما هم از اين دست حرف و سخن داريم و در آثار ديداري و نوشتاري‌مان بيان مي‌كنيم ممنوع مي‌شويم؟ اين‌كه در فضاي كنوني شرايطي فراهم شده كه لااقل حرف بزنيم خوب است. ولي يادم نمي‌رود كه هروقت حرف زديم بعد از بازي تازه همه چيز فراموش‌مان مي‌شود. من باور دارم البته كه نمي‌شود ساكت بود و هيچ نگفت ولي متاسفانه دراين حركت تدريجي فرسوده‌كننده يا فرسايشي عمر ماست كه بر باد مي‌رود. اين حرف‌ها هم ربطي به تغيير فصل‌ها و بادها ندارد چه بمانند چه بروند و چه بيايند اين حرف و درد گويا سرجايش است چرا كه تا به حال چنين بوده؛ هرچند من هميشه اميدوارم و گاه ناچارا اميدوارم!

دو:نه من نمي‌خواهم درباره‌ي انتخابات حرف بزنم. چون كار من نيست. من فيلمسازم. داستان نويسم. شاعرم و هميشه به اين هنر و ادبيات صرفا سياسي يا سياست زده معترض بودم. هرچند به عنوان يك شهروند و يك آدم مواضع سياسي‌ام را دارم. اما در شرايط سياسي يا سياست‌زده و ايدئولوژيك كه همه‌چيز در چهارچوب قرار مي‌گيرد و عده‌اي هم‌چنان تصور مي‌كنند بايد چوپان اين رمه‌ي ميليوني باشند و هيچ‌وقت از خودشان نمي‌پرسند چه كسي به آنها اين افتخار يا اختيار را داده است!

بارها درد دل كرده‌ام و گفته‌ام به عنوان يك نظر البته كه مميزي چه عواقب دردناكي دارد. اين‌كه كتابي در بيايد يا نيايد اين‌كه فيلمي ساخته شود يا نشود... اين‌كه سانسور و حذفيات بيشتر از آنكه مانع از ارائه‌ي توليدات فرهنگي شود عواقب هولناك‌تري دارد و آن ايجاد توهم در توليد‌كنندگان اثار هنري است كه اگر بگذارند چه مي‌كنيم! من از عواقب آن بيشتر مي‌ترسم چرا كه مي‌بينم دوستان ديگر در كشورهاي آزاد چه ميزان توانستند فيلم‌هاي بهتري بسازند و يا شعر بهتري بسرايند. حاصل آن آثار به‌طور اعم نه اخص چشم‌گير نيست و شايد اين بر اين نكته صحه مي‌گذارد كه به قول زنده ياد شاملو چراغ هنرمند بايد در اين خانه بسوزد! اما در خانه‌اي كه ناپدري‌هاي خانمان سوز پدران دل‌سوز را كنار زده‌اند و فرزندان‌شان را مجبور به چريدن در چراگاه خود مي‌كنند چگونه مي‌شود سر كرد؟ چگونه مي‌توان خلق كرد. درچنين شرايط غير طبيعي‌اي كه طبيعت ما شده كمتر كسي مي‌تواند خودش باشد و اين طوري است كه چنين اوضاعي درهمي داريم كه وقتي به ناچار از شكستن سد مي‌هراسيم دريچه‌ها را باز مي‌كنيم و اجازه مي‌دهيم تعداد انگشت‌شماري از خودي‌ها اطلاعات سوخته را باز كنند و به ناچار اپوزسيون‌مان هم دولتي مي‌شود‌!

سه:

يك‌بار در همان اوايل روي كار‌آمدن وزير ارشاد آقاي صفارهرندي به همراه شوراي مركزي كانون كارگردانان به ديدارشان رفتيم و هريك از دوستان اندر باب مشكلات سينما و مسائل فرهنگي درد‌ دل كردند برحسب وظيفه و من هم به‌عنوان يك عضو؛ نمايشي را برايشان مثال زدم از برتولت برشت كه در سالن اصلي شهر اجرا مي‌شد گفتم ميزان تماشا‌گران از بازيگران روي صحنه كمتر بود و اين به مانند شرايط مميزي ماست كه دستگاه‌هاي نظارتي و مميزي بيشتر از تعداد توليد‌كنندگان آثار هنري و ادبي ! ايشان در پاسخ همه‌ ما البته از محاسن انرژي هسته‌اي گفتند!

 

 

چهار:

فيلم «تردست» پس از شش‌سال هنوز در محاق مانده است، چرا؟ دو رمانم «حيراني» و «با نوشته كشتن» هم در توفيف است. (قابل توجه است كه جلد نخست رمان حيراني در دوره‌ي اقاي ميرسليم چاپ شده بود!)

اين مشكل من نيست ولي من دارم از مشكل خودم حرف مي‌زنم. بله حرفي مي‌زنم كه مي‌دانم باد هواست. چون در طول اين همه سال چنين بوده است. غم‌انگيز است و زمان به شكل بي‌رحمانه‌اي مي‌گذرد و كسي هم به ياد نمي‌آورد كه چرا؟ فيلم «چون باد» كه شايد كسي يادش نباشد كه چه بر من گذشت. آن فيلم كه دراين دوسال اخير دوبار در روزهاي سوگواري ائمه (ع) پخش‌شده، به باور عده‌اي كه خودشان را قيم ديگران مي‌دانند متهم به ضد ارزش‌هاي مذهبي شد و من هم بد و ملحد و دگرانديش؛ اين غم‌انگيز نيست!؟

چه كسي به ياد مي‌آورد كه من خانه‌نشين شده بودم براي اين اتهام واهي و حالا فيلم «چون باد» البته با تدوين ويژه‌ي سيما به نمايش درآمد در روزهاي مقدس!

ما را زير‌ورو مي‌كنند و مي‌كردند و سرشان را از لاك اوهام بيرون نمي‌آورند كه ببينند نسبت اين نگاه با واقعيت چه‌قدر است. فيلم «گزل» را يك‌سال به تعويق انداختند آن هم به بهانه‌ي اين‌كه رزمنده‌ي فيلم كمي تلخ و گاه تندخو است. حالا كافي است كه فيلم پرفروش ارزشي نگاه كنيد كه چقدر دارد ازش اخلاق و ارزش مي‌بارد؟!

نه نمي‌خواهم از مشكل فيلم‌هايم از «بازجويي» تا «رنگ شب» بنويسم بلكه به‌طور مشخص مي‌خواهم درباره‌ي فيلم «تردست» بنويسم كه در طول اين شش سال اخير تلاش كردم تا شايد در آرامش مشكل فيلم «تردست» را حل كنيم كه نشد و اين نامه شرح اين نشدن است!

 

شرح مراحل سخت پروانه نمايش گرفتن آن در دوره‌ي آخر اصلاحات كه با اصلاحيه روبه‌رو شد و آن‌قدر پروانه‌ي نمايش فيلم را ندادن و به ديگران/ از ما بهتران دادند تا ما بمانيم و حوض خالي! بعد كه پروانه نمايش را با دق مرگ شدن گرفتيم تازه نوبت رسيد به چاپ عكس و پوستر و ... مجوز همه‌ اين‌ها را هم گرفتيم و دلخوش نمايش فيلمي كه قرار بود زنگ تفريح ما باشد پس از آن همه به قول مسوولين فيلم‌هاي تلخ ! اما اين شيريني در كاسه كوزه‌ي انتظار ماند و ترشي شد؛ كه چيزي به شراب شدنش/ هفت سالگي‌اش نمانده !

طي اين شش سال از هر طريق كه تلاش كرديم تا به راهي برسيم بي‌نتيجه ماند و تا همين روزهاي آخر كه به اميد وعده و وعيد‌ها نشستم، نشد و باز هم ما مانديم و روسياهي !

مي‌دانم اين فقط مشكل من نيست ولي مشكل من هنوز حل نشده باقيمانده و به همين دليل مي‌گويم، مي‌نويسم چون شايد كسي يادش نمانده باشد كه من فيلمي ساخته‌ام به‌نام «تردست» كه توي قوطي مانده و اگر به سادگي روي پرده مي‌آمد طبق معمول عده‌اي از آن خوششان مي‌امد وعده‌اي هم نه مثل فيلم‌هاي ديگر !

آخرين تلاش من نامه براي آقاي جعفري‌جلوه بود كه هنوز بي‌جواب مانده و همين چاپ اين نوشته و نامه‌ي پيوست را در من برانگيخت تا اگر هيچ اتفاقي نيفتاد ديگران بدانند با ما چه مي‌كنند كه نه اهل هوار زدنم و نه اهل شلوغ بازي، چرا حالا دست به چاپ و اطلاع‌رساني مي‌زنم، براي آنكه تا به حالا به شكل كاهلانه‌اي در انتظار گشايش مشكلم بودم. آن هم براي فيلمي ساده كه تجربه‌اي در حوزه‌ي طنز بود. اين‌كه فيلم «تردست» چقدر خوب است يا بد است به‌جاي خود، اين‌كه چقدر مي‌تواند در اكران موفق باشد به‌جاي خود ولي اين‌كه من تا چرا بايد دائم در قوطي قرار بگيرم و در تقويم رسمي خط بخورم و اين‌طور از انرژي‌ام صرف سرپا ماندن بشود تاكي ؟!

نامه‌هاي بسيار نوشتم و رايزني‌ها كردم و كارم به اينجا رسيد و اين نامه‌ي بي‌پاسخ آخرين تلاش من بود تا به اينجا و اما اين نامه كه به تاريخ سي‌ام ارديبهشت براي آقاي جلوه نوشتم:

پنج

معاونت سينمايي

جناب آقاي مهندس جعفري جلوه

با سلام و احترام

من و شما مي‌دانيم كه جوكيان و اهل مراقبه باور دارند كه اگر به دانه در كف دست خيره بمانند با باوري عميق، حتم آن دانه سبز خواهد شد. من هم سال‌هاست كه در زندگيم به چنين باوري رسيدم، وگرنه نمي‌توانستم بمانم و كار كنم و مثل باقي همكارانم به حاشيه رانده مي‌شدم، اين‌كه سعي كنيد چون نيلوفر بر مانداب بمانيم امر ساده‌اي نيست ولي اگر اين توان را داشته باشيم زيبا مي‌مانيم. تلاش من چنين بوده تا به اين‌جا!

جناب جلوه درباره‌ي فيلم «تردست» كه در سال هشتادوسه ساخته شده و درعين حال داراي پروانه نمايش، مجوز پوستر و عكس و آنونس بوده و حتا در آن مقطع در سينماها به نمايش در آمده است هنوز در محاق مانده. اداره‌ي نظارت دست به كار غيرقانوني زده است و فيلم من را از اكران بازداشته كه بارها به كرات برايتان نوشتم و گفتم (اگر به دست‌تان رسانده باشند!) حاصل چند سال دوندگي من و شريكم آقاي تسليمي به اينجا رسيد كه اقاي نبوي درجلسه‌ي روز سه‌شنبه بيست‌ونهم ارديبهشت از سوي شما به بنده اعلام كردند كه فيلم «تردست» مي‌تواند به رسانه‌هاي خانگي فروخته شود و در مورد وام هم مدد شود. نمي‌توانم از حسن نظر شما تشكر نكنم ولي واقعا بعد از شش سال خواب سرمايه شخصي من و شريكم اين كار يعني چه؟ حتم مي‌دانيد/ همان‌طور كه خود اقاي نبوي مي‌دانستند كه رسانه‌ها فيلمي را كه به اكران عمومي نرسيده باشد با قيمت پايين مي‌خرند. تازه اين فيلم به‌دليل موضوع وجنس فيلم در اين شرايطي مي‌تواند در يك برآورد نسبي فروش قابل قبولي داشته باشد. سينماها، باشگاه‌ها و تلويزيون... اگر از وجه معنايي كارم بگذرم تا فيلم را مخاطب عام‌ نبيند/ هرچند در حال حاضر رويكرد مردم به رسانه‌ي خانگي بسيار چشم‌گير است / و به همين بسنده كنم باز هم جبران مسائل مالي من نمي‌شود؛ مي‌شود؟

تازه پرسش اين است كه آيا برد رسانه‌ها كمتر از اكران آن است، چرا پروانه نمايش دراين دو رسانه اين همه دچار مشكل است؟ شما كه داريد بعد از شش سال به رويت اين كار كمك مي‌كنيد از چه‌رو تمام و كمال به اين كار نمي‌پردازيد؟ اكران عمومي اين فيلم چرا اين‌قدر شما را نگران مي‌كند؟ يا بعد از گذشت سي‌سال من و امثال من بايد هم‌چنان جزو سياه‌پوستان و سرخ‌پوستان باشيم؟ آقاي جلوه من براي شما احترام قائلم ولي درعين حال اين همه تبعيض را نمي‌فهمم/ مي‌فهمم كه چرا به كسي اجازه داده مي‌شود تا چارچنگولي از ديوار و دهليز ابتذال بالا برود و يا به آناني كه بار نمك و نمد بردوش دارند و روزگاري با منطق چماق سعي در مسلمان‌كردن مردم داشتند اجازه داده شود تا هر نوع افعال و اعمال و سخن سخيفي را برپرده نمايش دهند و ما از ساده‌ترين كار بر كنار باشيم ؟ فيلم «تردست» را ببينيد/ چون مي‌دانم نديديد و به من بگويد در سالي كه گذشت با اين فيلم هاي اكران‌ شده‌ي موجود چه مقدار مظلوم واقع شده است. نمي‌دانم مي‌دانيد كه اين ظلم به من توليد‌كننده‌اي است كه شما به توانايي‌هاي تكنيكي و توليدي‌اش باور داريد. آيا سهم من اين است كه در دور مسووليت شما تنها يك فيلم سينمايي بسازم به نام «مخمصه» كه آن‌طور بعد از دوسال با خفت اكران شود و «شوريده» روي هوا مانده باشد و «تردست» هنوز در محاق دست و پا بزند؟ اين حق من نيست آقاي جلوه. من متانت به خرج دادم درحالي ديگران با فحاشي و فرصت‌طلبي و آشوب فيلم‌هايشان اكران كردند و من دم بر نياوردم. باز هم بايد سكوت كنم؟ باز هم مدارا كنم. جواب اين مدار را شما داديد يا من كه زيربار قرض ماندم و «تردست» را هركس تكه پاره كرده و با خودش برد بي‌آنكه نامي از آن برده باشد. اسمش، شخصيت‌اش، داستان‌اش را، از اين مرده‌ي نيمه‌جان هم نمي‌توانيد بگذريد؟ اين پاسخ به عمل و رفتار فرهنگي ماست در حالي كه دلالان و سلف خران سينما را در قدرت خودشان گرفته‌اند و ما مبدل به كارمندان نازل و بي‌جير و مواجب تلويزيون شديم (كه البته اگر نبود ما گرسنه مي‌مانديم!!). آقاي جلوه درست است كه عده‌اي به‌نام دين جلوه‌گري مي‌كنند ولي خدايي كه دراين نزديك‌هاست علي‌رغم ادعاشان متعلق به كسي نيست و شما كه باور به روز داوري داريد به من بگوييد آناني كه من و امثال من را در سي‌سال اين‌طور زير ضرب گرفته‌اند مي‌توانند پاسخ‌گو باشند؟ اين چه عدالتي است كه من به‌عنوان يك ايراني / نه مسلماني از آن آناني كه دكانش را دارند/ اين‌طور بايد زيردست عده‌اي مثلا هموطن زجر‌ بكشم؟ اين حق‌كشي تا كي؟ چون شما مي‌دانيد مي‌پرسم؟ اين‌كه چه عواملي وجود دارد را هم مي‌فهمم ولي اين همه سخت‌گيري را براي فيلمي ساده‌اي كه من براي بقاي خود درسينما ساخته‌ام را نمي‌فهمم. فيلم را ببينيد و ديگر از من نخواهيد كه مدارا كنم. چون زمان بي‌رحم است و شرايط بي‌رحمانه‌اي كه ساختيد بي‌رحم‌تر. شما به‌جاي مدارا پاي يك حق بايستد، حتي اگر فيلم «تردست» را دوست نداشته باشيد. به پاس سي‌سال كار و زحمت و عرق‌ريزان من كه با چنگ و دندان ايستاده‌ام بايستد!»

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 «وقتي همه خوابيم» آخر خط بود و من از اين بابت متأسفم
فراستي: «وقتي همه خوابيم» آخر خط بود

 «وقتي همه خوابيم» آخر خط بود و من از اين بابت متأسفم.


«مسعود فراستي» در مورد فيلم «وقتي همه خوابيم»ساخته بهرام بيضايي، گفت: نمي‌دانم «وقتي همه خوابيم» فيلم برتري است يا «رئيس»؟ هر دو فيلم‌هاي پرت و پلا و هذياني‌اند، متشنج، عقب‌مانده و ناتوان؛ حتي ناتوان از قصه‌گويي و چقدر بد كه «وقتي همه خوابيم» تحت تأثير سازنده «رئيس» است - هم در برخي ديالوگ‌ها، هم در آدم‌كشي ‌و بدمن‌ها هم در مثلاً دفاع از سينما.
وي در ادامه افزود: هر دو فيلم اداي سازندگان خود را در مي‌آورند و همه آدم‌هاي‌شان كه هيچ‌كدام شخصيتي ندارند، يك ادبيات دارند: ادبيات فيلم‌ساز.فيلم انتلكت‌هاي امروزي كه دست دوم ديروزند، نوستالژي فيلمفارسي دارند و آرزوي گيشه.
فراستي گفت: وقتي ديگر نشود پز انتلكت‌ ديروزي داد و با عبارت «نمي‌گذارند فيلم بسازم» دل خوش كرد و زنده ماند، چه كار بايد كرد؟
وي در پايان افزود: «وقتي همه خوابيم» آخر خط است. متأسفم.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه هجدهم خرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 گیشه هادرانتظارفرصت طلایی اکران
 
 

نگاهی به فیلم هایی که تابستان میهمان سینما می شوند

 

 

سینمای ایران روزهای پایانی اکران بهاری را، در حالی پشت سر می گذارد که با تمامی فراز و نشیب ها، حواشی، حرف و حدیث ها چند فیلم را روانه سالن ها کرد و البته گیشه موفقی را هم برای خود رقم زد. فیلم های «وقتی همه خوابیم» بهرام بیضایی، «بیست» عبدالرضا کاهانی، «سوپراستار» تهمینه میلانی، «حریم» رضا خطیبی، «پاتو زمین نذار» ایرج قادری، «کلبه» جواد افشار، «آخرین ملکه زمین» محمدرضا عرب و...، در حالی آخرین روزهای میهمانی خود را بر پرده سینماهای کشور سپری می کنند که در شرایطی نابرابر، میدان رقابت را به «اخراجی ها۲» واگذار کردند.

بی تردید پخش مستمر و مداوم تیزرهای تلویزیونی، در اختیار گذاشتن سالن های مناسب و کافی و از همه مهم تر جنجال های مطبوعاتی و رسانه ای، «ده نمکی» را یکه تاز بی رقیب اکران بهاری کرد. متاسفانه فیلم هایی که هم زمان با «اخراجی ها۲» بر پرده ها جا گرفتند، با آن که توانمندی های لازم را به لحاظ مضمون، بازیگری و دیگر عوامل تماشاگرپسند داشتند، قربانی سیاست های ناعادلانه اکران شدند. اگرچه فروش میلیاردی «اخراجی ها۲» سرمایه و سود هنگفتی را، به بدنه نحیف اقتصاد سینما تزریق کرد، اما نکته این است که چنان چه هر یک از این آثار، در فرصت مناسب دیگری به نمایش عمومی درمی آمدند، بی تردید این توانایی را داشتند که در ایام مختلف سال، مخاطبان کافی را جذب سالن ها کنند؛ نه آن که با فروشی نه در حد انتظار، بساط خود را از پرده برچینند. به هر حال پس از یک اکران بهاری دلگرم کننده، و در آستانه فرارسیدن تعطیلات تابستانی، با توجه به فیلم هایی که قرار است در این فصل از اکران، -که نزد اهالی سینما فرصتی طلایی به شمار می رود- به نمایش عمومی درآید، می توان روزهایی خوب و پررونق را برای سینمای ایران انتظار داشت. اکران پرسود بهاری نیز بیشتر تهیه کنندگان و کارگردانان را به تلاش واداشته است، تا به هر نحو ممکن آثار تولیدی خود را، در تابستان روانه سالن های سینما کنند.

 

نمايي از فيلم در باره الي

با اعلام اسامی فیلم هایی که میهمان تابستانی پرده های سینما می شوند، می توان به تابستانی خوش و خاطره انگیز، برای سینمای ایران دلخوش داشت. «درباره الی» به کارگردانی اصغر فرهادی، «هرچی تو بخوای» محمد متوسلانی، «امشب شب مهتابه» محمدهادی کریمی، «دلخون» محمدرضا رحمانی، «خرو س جنگی» مسعود اطیابی، «خاک آشنا» بهمن فرمان آرا و «سایه وحشت» عماد اسدی، فیلم هایی است که تلاش می شود با فرارسیدن تابستان، راهی سینماهای کشور شوند و در رقابتی نفس گیر، به اکران تابستانی رونقی خاص دهند.اگرچه هر یک از این آثار ویژگی های مناسب و لازم را برای جذب تماشاگر دارند، اما از هم اکنون می توان پیش بینی کرد که درام اجتماعی «درباره الی» برنده از پیش تعیین شده این کارزار باشد. جنجال ها و حواشی ایجاد شده درباره این اثر، به هنگام نمایش در جشنواره فیلم فجر سال گذشته نیز این حدس و گمان را، دوچندان می سازد. البته قرار بود «اصغر فرهادی» این فیلم را، نوروز ۸۸ روانه سینماها کند اما با وجود حاشیه هایی که پیش و پس از نمایش جشنواره برایش پیش آمد، تابستان بر پرده می آید. از طرفی «درباره الی» با ربودن خرس نقره ای بهترین کارگردانی جشنواره بین المللی فیلم برلین و نقش آفرینی بازیگران توانمندی چون ترانه علیدوستی، شهاب حسینی، گلشیفته فراهانی و مریلا زارعی، شانس زیادی برای کسب عنوان «پرمخاطب ترین فیلم اکران تابستان» دارد. با توجه به تجربه موفق نمایش عمومی «چهارشنبه سوری» اصغر فرهادی و کسب عنوان پرفروش ترین فیلم اکران نوروزی، با جرأت می توان گفت «درباره الی» این موفقیت را دیگربار برای وی تکرار خواهد کرد. «محمد متوسلانی» نیز «هرچی تو بخوای» را، که یک کمدی اجتماعی است، از مدتی پیش آماده نمایش کرد. اما شرایط لازم برای اکران آن فراهم نشده بود. لادن مستوفی، مجید صالحی و حسن شکوهی از جمله بازیگران این فیلم هستند که برای تماشاگران سینما، چهره هایی نام آشنا می باشند. فروش خوب و قابل قبول فیلم های «کفش های میرزانوروز» و «دو روی سکه» متوسلانی، این تردید را به یقین تبدیل می کند که وی پس از چند سال دوری از سینما، شاهد گیشه خوبی برای جدیدترین اثرش باشد. «محمدهادی کریمی» نیز برای شرکت در رقابت های اکران تابستانی، با فیلم عاشقانه و جوان پسند «امشب شب مهتابه» به میدان می آید. بازی مهناز افشار و دانیال عبادی و صدای احسان خواجه امیری تا حد زیادی می تواند این امیدواری را به همراه داشته باشد، قشر جوانی که با فیلم «غیرمنتظره» وی ارتباط برقرار کنند، این بار نیز به اشتیاق تماشای اثری دیگر از وی راهی سینما شوند. «دلخون» نیز از دیگر فیلم هایی است که شانس کافی و لازم را برای «دیده شدن» دارد. «محمدرضا رحمانی» البته یک فیلم اکران نشده به نام «ستایش» هم دارد. اما فضای تلخ «دلخون» که یک درام تراژیک اجتماعی است، این توانمندی را دارد که پس از مدت ها خنده، -که «اخراجی ها۲» برای تماشاگران در پی داشت- فضایی متفاوت را بر سالن های سینما حاکم کند. از طرفی حضور بازیگرانی چون حامد بهداد آن هم در نقشی متفاوت- یک قاتل که چندان تعادل روانی هم ندارد- و الناز شاکردوست، از جذابیت های «دلخون» است که همدلی مخاطب را برمی انگیزد. به هر حال باید منتظر بود و دید آیا این فیلم تلخ می تواند در رقابت با درام اجتماعی «درباره الی»، کمدی «هرچی تو بخوای» و عاشقانه «امشب شب مهتابه» سربلند از گیشه درآید. جابه جایی موقعیت یک زوج جوان و ایجاد لحظه هایی کمیک در «خروس جنگی» مسعود اطیابی نیز به خودی خود جذاب و مفرح است. به ویژه آن که این زوج رضا عطاران و مریلا زارعی باشند. علاوه بر رضا عطاران نقش آفرینی «احمد پورمخبر» و «کیانوش گرامی» از دیگر برگ های برنده «خروس جنگی» است. اگرچه «مصائب دوشیزه» فیلم نخست «مسعود اطیابی»، به سبب شرایط نامناسب اکران این فرصت را نیافت که مخاطبان خود را بیابد، اما انگار وی با دستمایه قرار دادن مضمونی جذاب و ایجاد فضایی کمیک در جدیدترین فیلمش قصد آن دارد که یکی از برنده های اکران تابستانی باشد. «سایه وحشت» عماد اسدی نیز با انتخاب گونه سینمای وحشت و فضایی دلهره آور، بی شک طرفداران خود را خواهد یافت. به ویژه آن که دو فیلم «حریم» و «کلبه» -که هم اکنون بر پرده سینما و در حال نمایش است- با اقبال چشمگیر تماشاگران مواجه شده اند. شهاب حسینی، شیلا خداداد و ماه چهره خلیلی از جمله بازیگران نام آشنا هستند که در «سایه وحشت» ایفای نقش کرده اند.از آن جا که گونه وحشت و دلهره به عنوان گونه ای پرطرفدار همواره این جذابیت را داشته است که تماشاگران انبوهی را به سالن های سینما بکشاند، می توان امید داشت که «سایه وحشت» نیز در این آزمون موفق و در اکران تابستانی نمره قبولی بگیرد. اما مهم ترین، بحث برانگیزترین و حاشیه سازترین فیلم اکران تابستان، «خاک آشنا»ی بهمن فرمان آراست. اثری که قرار بود در جشنواره بیست و ششم فجر -زمستان ۸۶- به نمایش درآید. اما اصلاحیه های متعدد که قرار شد بر این اثر اعمال شود و ممیزی های سلیقه ای مسئولان نظارت و ارزشیابی، کارگردان اثر را بر آن داشت تا از نمایش این فیلم در جشنواره فیلم فجر، منصرف شود. وی پس از این شرایط نیز سکوت پیشه کرد، تا فرصت مناسبی برای نمایش عمومی اثرش فراهم شود. این فیلم هم چون ساخته پیشین فرمان آرا -یک بوس کوچولو- به واگویی ارتباط نسل جدید و قدیم و نقد آن می پردازد. رضا کیانیان و بابک حمیدیان، ایفاگر نقش های اصلی این اثر هستند. بی شک با توجه به تنوع فیلم های اکران تابستان به لحاظ گونه و مضمون می توان امید داشت که سینمای ایران در تابستان، گرمای این فصل را با استقبال مخاطبان احساس کند. مخاطبانی که بارها این حقیقت را به اثبات رسانده اند که چنان چه اثری به شعور آنان توهین نکرده، آنان را دست کم نگرفته و استانداردهای لازم یک اثر سینمایی را داشته باشد، از آن استقبال می کنند و به تماشای آن خواهند رفت. «درباره الی»، «هرچی تو بخوای»، «امشب شب مهتابه»، «دلخون»، «خروس جنگی»، «سایه وحشت» و «خاک آشنا»، هر کدام با برخورداری از داستان و مضمونی متفاوت،کارگردانانی صاحب نام، بازیگرانی نام آشنا، سبک های سینمایی مختلف و ویژگی های لازم، برای جذب مخاطب لحظه شماری می کنند تا با فرارسیدن تابستان، بر سردر سینماها جا خوش کنند و تعطیلات خوبی را با تماشاگران سینما پیش رو داشته باشند. تعطیلاتی که بخشی از آن، به ضیافت سالن های سینما اختصاص می یابد. البته تمام این پیش بینی های امیدوارکننده زمانی رنگ تحقق و واقعیت می گیرد که شرایط اکران، سالن های مناسب، تیزرهای تلویزیونی و ابزار تبلیغاتی کافی وزمینه یک رقابت سالم و عادلانه برای همه آثار فراهم باشد. اگر جز این باشد می توان گفت از میان آثاری که قرار است گرمابخش اکران تابستان باشد، تنها یکی دو فیلم بازی را به نفع خود تغییر خواهند داد و توانایی های دیگر آثاری که هم زمان با آن ها به نمایش عمومی درمی آید، نادیده گرفته خواهد شد. در این صورت فرصت طلایی اکران تابستان، که بسیاری از فیلم ها در حسرت آن به سر می برند باز هم ناخواسته می سوزد و جز تاسف و حسرت پیامد دیگری برای سینمای ایران به همراه نخواهد داشت. ای کاش این طور نباشد!

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 نامه‌ سرگشاده «چيستا يثربي» به «ابراهيم حاتمي‌كيا»
 
 

 «چيستا يثربي» فيلمنامه‌نويس فيلم سينمايي دعوت خطاب به «ابراهيم حاتمي‌كيا» كارگردان اين فيلم، نامه‌اي سرگشاده نوشت.


 «چيستا يثربي» نمايشنامه‌نويس، فيلمنامه‌نويس و كارگردان تئاتر در نامه‌اي خطاب به «ابراهيم حاتمي‌كيا» نوشته است:
جناب آقاي «ابراهيم حاتمي‌كيا» كارگردان گرامي؛ با عرض سلام، قرار است اين يك نامه سرگشاده باشد، براي همين بايد تا حد ممكن مختصر و موجز باشد و به قول شما فايل‌هاي جديدي در ذهن شما و مخاطبان باز نكند و يك راست بروم سراغ اصل مطلب.
غرض‌ام ادبي نوشتن نيست و برخلاف مجله صنعت سينما كه در آن خيلي شاعرانه از «دعوت» نوشته بودم، اين بار قصدم صرفا درد دل است، اما چون اين درد و دل فقط متعلق به من و نسل من نيست و به تمام علاقمندان سينما و علاقمندان شما اختصاص دارد، تصميم گرفتم آن را به شكل سرگشاده بنويسم.
من هرگز اشتياقي را كه در اولين برخوردمان درباره سوژه «دعوت» در نگاه‌تان مي‌ديدم، فراموش نمي‌كنم، بارها شده است كه موضوع بسيار خوبي براي نوشتن به ذهنم رسيده است، اما هرگز اين شور و شيدايي شما را پيدا نكرده‌ام. دليلش هر چه كه باشد، پاسخ‌اش در فيلم ديده مي‌شود. به قول شما، كه اين ديالوگ من نيست و شما آن را به فيلم اضافه كرده‌ايد، (از قول شريفي‌نيا به مهناز افشار) ،« "خانم صوفي، صوفي شدن آسونه، صوفي موندن سخته... ".
در ادامه اين نامه مي‌خوانيم: من فقط فيلم را در شب افتتاحيه، در كنار جمع منتقدان عبوس، برخي طرفداران آثار شما مثل آقاي خاتمي و خانواده و اطرافيان شما ديدم و شما هم آنقدر درگير بوديد كه با ميكروفن كارگرداني با مردم، سلام و احوال‌پرسي كرديد و براي من خنده‌دار بود كه يك كارگردان حتي در خصوصي‌ترين شب زندگي‌اش هم نمي‌تواند از هويت كارگرداني‌اش جدا باشد.
اما برويم سر اصل مطلب؛ چيزي كه باعث اين نام را به شكل سرگشاده براي شما بنويسم، سوز دل و دغدغه‌اي است كه نسبت به سينماي ايران احساس مي‌كنم، خطري كه حس مي‌كنم سينماداران واقعي را به انزوا كشانده و بسياري از فيلمنامه‌نويسان حرفه‌اي كاملا اين شغل را رها كرده‌اند و به قول استادم دكتر قيصر امين پور، "در سرزمين كوتوله‌ها با قد معمولي، غول به نظر آمدن، هنري نيست. "
راستش اكنون مدتي است كه احساس مي‌كنم سينما به سرزمين كوتوله‌ها تبديل شده است. حالا به هر كس كه مي‌خواهد بربخورد، وقتي كتايون رياحي، خيلي مستقيم در رسانه‌ها اعلام مي‌كند كه سينما آنچنان با او مهربان نبود كه رسانه ملي و وقتي بسياري از فيلمسازان حرفه‌اي ما ديگر فيلم نمي‌سازند و وقتي دليلش را جويا مي‌شوند، مي‌گويند "مگر سينما هم داريم؟ سينما كه مرده است. مگر اينكه پنهاني و زيرزميني براي جشنواره‌هاي خارجي فيلم بسازي از سگ‌ها و گربه‌هاي ايراني... "
وي نوشته است: دغدغه امروز من اين نيست كه چرا نمي‌توانم براي سينما بنويسم. خودتان به خوبي مي‌دانيد به يك فيلمنامه‌نويس پيشنهادات زيادي مي‌شود و من متأسفانه بعد از «دعوت»، دل خيلي‌ها را شكستم، نام نمي‌برم چون همه آدم‌هاي حرفه‌اي و شناخته شده‌اي در سينما هستند. اما من به دلايل شخصي ترجيح مي‌دهم كه يا با عشق بنويسم و سوژه‌ام را دوست داشته باشم و يا نان‌ام را از روش ديگري مثلا تدريس به دست بياورم. چرا كه كار من ميرزابنويسي نيست و در سينمايي كه گيشه، بازيگران، خنده، سطحي‌نگري و در يك كلام امكان تخمه‌شكستن با خانواده، تعيين‌كننده همه چيز است، من ترجيح مي‌دهم كه انزواي نوشتن رمان را به دوري از سينما به جان بخرم، تئاتر همه كه مصيبت خودش را دارد. ما كه تئاتر خصوصي نداريم و همه راه‌ها به اتاق رئيس ختم مي‌شود و اگر هم نخواهند به تو سالن بدهند، نمي‌دهند.
اما مي‌خواهم از سينما بگويم كه متأسفانه آنچه امروز به اسم فروش ويژه و استثنايي به شكل آماري به چشم مي‌‌خورد، نه نشانه رشد سينما و نه نشانه گسترش علاقمندان سينماست. مردم فقط جايي براي تفريح مي‌خواهند و چون هيچ جايي براي تفريح در ايران پيدا نمي‌شود كه بتوان خانوادگي از آن استفاده كرد، كجا بهتر از سالن تاريك و امن سينما ؟
يثربي در ادامه نوشته است: باور كنيد يك روز دخترم از من خواست او را جايي ببرم تا دلش باز شود، وضع پارك‌هاي پر از معتاد را كه مي‌دانيد؟ ‌وضع خيابان‌هاي شلوغ پر از ازدحام را هم كه مي‌دانيد؟ او را به ديدن يك فيلم گيشه‌اي روز بردم كه تنها فيلم مطرح اكران بود، من كه 2 ساعت فيلم خوابيدم و او 2 ساعت فيلم با موبايلش بازي كرد و وقتي از او دليلش را پرسيدم، گفت: اصل اين فيلم را سال‌ها پيش با نسخه سياه و سفيد نشانم داده‌اي و گفته بودي كه فيلمفارسي است و زمان قبل از انقلاب ساخته شده و تازه آن فيلم خيلي بهتر بود، ‌لااقل بازيگران‌اش خيلي بهتر بازي مي‌كردند! از آن روز سينما در خانواده ما تحريم شد و اگر امروز به تمام كارگردانان محترمي كه به من زنگ مي‌زنند، جواب منفي مي‌دهم، به خاطر نفرت از سينما كه دقيقا به خاطر عشق شديدم به اين رسانه است. عشقي كه قبل از من، شما احساس كرديد در از كرخه تا راين، ‌آژانس شيشه‌اي، روبان قرمز و ...
وي ادامه داده: من مي‌توانم بدون سينما هم زندگي كنم، چون نويسنده‌ام و مي‌توانم رمان بنويسم. اما هميشه به شما فكر مي‌كنم و به نسل شما، شماياني چون رسول صدر عاملي، تهمينه ميلاني، ابوالحسن داوودي و خيلي‌هاي ديگر و شايد از همه به بهرام بيضايي و داريوش مهرجويي. به شماياني فكر مي‌كنم كه حرفه‌تان سينماست و از طريق سينما تنفس مي‌كنيد، همانطور كه من از طريق قلم. به راستي چه بر سينماي ما رفته است كه مردم فرق بين فيلم‌هايي چون دلارا، دلبر، نازنين و ... را با «دعوت» نمي‌دانند. چند روز پيش تهمينه ميلاني به من زنگ زد و گفت كه فيلم «دعوت» را در DVD‌ ديده است، به من تبريك گفت و به شما، گفت: "فيلم آنچنان تأثيرگذار بود كه براي هميشه در ذهن باقي مي‌ماند، پس چرا منتقدان جوان آن را چنين كوبيدند؟ " همين سؤال در سميناري در آلمان از من پرسيده شد، كه چرا «دعوت» يك فيلم نوگرا، متفاوت و جسورانه در سينماي ايران است و آن هم يك كارگردان مرد به ابعاد جهاني و فراجنسيتي آن اشاره داشته است و چنين ظريف تماشاگر را در 5 اپيزود به دنبال خود مي‌كشاند، در ايران با بي‌مهري مواجه شد، من پاسخي براي آن منتقد آلماني نداشتم جز اين كه به شوخي بگويم، "اگر «دعوت» را يكي از نسل سومي‌ها ساخته بود، مطمئن باشيد تا به حال چندين جايزه خارجي هم گرفته بود. " و بالاخره خلاصه كنم آقاي حاتمي‌كيا، كارگردان سخت‌گيري كه مرا وادار به نوشتن «دعوت» كرد، در دانشگاه فردوسي مشهد خيلي از بچه‌ها حتي اسم فيلم «دعوت» را نشنيده‌ بودند و آن وقت از من ايراد مي‌گرفتند كه چرا امضاي حاتمي‌كيا را ندارد، اين اوج تراژدي مدرن در كشور ما است، همين كه در همه عرصه‌ها با آن روبرو هستيم، يعني برچسب چسباندن به آدم‌ها و طبقه‌بندي كردنشان، مثلا اگر من 10 نمايشنامه هم راجع به دين‌ام بنويسم، باز چون اسمم «چيستا يثربي» است، يك فمينيست، ضد انسان به شمار مي‌آيم، در حالي كه من عاشق انسانم و شما اگر ده‌ها فيلم موفق بسازيد، باز هم مردم در وجود شما به دنبال حاج كاظم مي‌گردند.
چيستا يثربي در ادامه آورده است: خوش به حال اصغر فرهادي‌ها و سامان مقدم‌ها و سامان سالورها ... چون در سني پا به سينما پا گذاشتند كه كسي به آنها برچسبي نچسبانده و بدا به حال ما كه براي تراژدي سينماي از دست رفته‌اي، دل مي‌سوزانيم كه دست كم من در مقام يك منتقد و شما در مقام يك فيلمساز، عمرمان را پاي آن گذاشتيم.
‌باز هم مي‌گويم علي‌رغم آنچه روزنامه‌هاي زرد به آن ناجوانمردانه دامن زدند و با دروغ و فريب خواستند، مشكل شخصي مرا به فيلم «دعوت» ربط دهند، علي‌رغم محيط گل آلودي كه درست كردند، هنوز «دعوت» يك سر و گردن از فيلم‌هاي اپيزودگونه ايراني بالاتر است و اصلا اگر يكي از نويسندگان آن نبودم، به جرأت مي‌گفتم «دعوت» از تمام اكران فيلم‌هاي اين سال اخير بالاتر است، چون در آن پژوهش يك گروه جوان و پرانرژي ، فكرهاي جديد، سوز دل و شيدايي شما و شوق من پيداست. ما فقط براي سينما دوستان ننوشتيم و نساختيم، براي مردم هم نوشتيم و ساختيم، «دعوت» را آن‌ها كه نخواستند اجابت شود، با دعوا و جنجال‌هاي رسانه‌اي بيهوده به حاشيه بردند. به نظرم «دعوت» فيلمي است كه ارزش آن چند سال بعد آشكار مي‌شود، حتي وقتي من و شما ديگر نباشند.
در بخش پاياني اين نامه آمده است: نامه‌ام را با اين گفتار به پايان مي‌برم، نيمه شبي خانمي به من زنگ زد كه مرا نمي‌شناخت و شماره شما را نداشت، به من گفت: "من 7 صبح وقت سقط جنين داشتم و با ديدن «دعوت» منصرف شدم. " اين پاداش شماست آقاي حاتمي كيا كه در از كرخه تا راين، فرياد مي‌زنيد چرا اينجا؟ چرا كنار كرخه نه، كنار راين؟ و من پاسختان را مي‌دهم، براي اينكه ما قبل از سينما، شيداي معناي آن و تأثيرگذاري‌اش در ميان مردم هستيم و متأسفانه اين معنا در سينماي ما فراموش شده است. به قول پروين، انزواي من و انزواي بسياري از سينماگران ديگر، همين است كه مي‌گويد: "كشتي صبر اندر اين دريا در افكندن چو نوح / ديده و دل فارغ از آشوب طوفان داشتن "«دعوت» مي‌ماند اما ابراهيم حاتمي‌كيا و چيستا يثربي رفتني هستند، "پرواز را به خاطر بسپار " و فراموش نكنيد به قول پروين "زمانه زرگر و نقاد هوشياري بود ".

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه یازدهم خرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 منتقدان کن برگزیدگانشان را معرفی‌کردند
 

ورایتی- جوایز اصلی چهل و هشتمین دوره هفته منتقدان کن ۲۰۰۹، به فیلم های «خداحافظ گری» از فرانسه، «منطقه افراد گمشده» از بلژیک، هلند و مجارستان و «من مادرم را کشتم» از کانادا تعلق گرفت. فیلم های«خداحافظ گری» به کارگردانی «نسیم آموش» جایزه بزرگ هفته منتقدان کن و «منطقه افراد گمشده» کارولین استروب، جایزه بهترین فیلم نامه را، از بخش هفته منتقدان کن نصیب خود کردند.«دانه های پاییزی» پاتریک اکلوند از سوئد نیز جایزه بزرگ بهترین فیلم کوتاه هفته منتقدان را دریافت کرد و جایزه کداک کشف فیلم کوتاه ، به فیلم «لوگوراما» از فرانسه اهدا شد. هم چنین فیلم «زمزمه با باد» ساخته «شهرام علیدی» محصول عراق، موفق به دریافت ۳ جایزه انجمن سینمای مستقل، صندوق اصلی فعالیت اجتماعی و جایزه منتقدان جوان و نبوغ چشمگیر بخش هفته منتقدان کن ۲۰۰۹ شد. مراسم اهدای جوایز این بخش جمعه گذشته برگزار شد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه سوم خرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 «تارانتینو» جنجال آفرید
 

خبرگزاری فرانسه- «کوئنتین تارانتینو» با نمایش فیلم «لعنتی های بی آبرو»، در کن جنجال به پا کرد و واکنش مساعد تماشاگران و منتقدان را برانگیخت. داستان این فیلم در روزهای جنگ جهانی دوم اتفاق می افتد و «برادپیت»، ایفاگر نقش اصلی آن است. «لعنتی های بی آبرو» که صحنه های خشونت بار فراوانی دارد، مورد توجه رسانه های گروهی در کن قرار گرفت و از آن به عنوان اثری جذاب نام برده اند. «تارانتینو» در جلسه مطبوعاتی این فیلم گفت که برای فیلم سازان، در روی زمین هیچ جایی بهتر از کن وجود ندارد. وی از استقبال منتقدان اثرش ابراز خشنودی کرد.

مجله تایم «طعم گیلاس» را یکی از ۱۰فیلم تاریخ «کن» معرفی کرد

 


فیلم «طعم گیلاس» ساخته «عباس کیارستمی» از سوی نشریه «تایم» به عنوان یکی از ۱۰ فیلم برتر تاریخ جشنواره کن انتخاب شد.هفته نامه آمریکایی «تایم» در گزارشی به قلم «ریچارد کورلیس»، ۱۰ فیلم برتر تاریخ ۶۲ ساله جشنواره کن را که موفق به کسب نخل طلا شده اند در حالی اعلام کرد که فیلم «طعم گیلاس» ساخته «عباس کیارستمی» در رتبه نهم دیده می شود.در ادامه فهرست بهترین فیلم های تاریخ جشنواره کن، فیلم های «درخت چوب صندل» ساخته «ارمانو اولمی»، «جنسیت، دروغ ها، نوار ویدئو» ساخته «استیون سودربرگ»، «وداع با محبوبه ام» ساخته «چن کایگه»، «داستان عامه پسند» ساخته «کوئنتین تارانتینو» و «چهارماه، سه هفته و دو روز» ساخته «کریستین مونگیو» قرار دارند.

«هیث لجر» میهمان کن شد

رویترز- «هیث لجر» بازیگر فقید سینمای هالیوود، با نمایش فیلم «تخیلات دکتر پارناسوس» ساخته «تری گیلیام»، میهمان جشنواره کن شد. این فیلم که «هیث لجر» به سبب مرگ ناگهانی اش، نتوانست نقش خود را در آن به پایان رساند، مورد توجه تماشاگران و منتقدان قرار گرفت. فیلم «تخیلات دکتر پارناسوس» در بخش خارج از مسابقه جشنواره کن به نمایش درآمد.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه سوم خرداد 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 یک مهاجرت اجباری
 
 

نگاهی به رویکرد سینماگران به فعالیت در تلویزیون

 

 

شرایط بحرانی سینمای ایران، تنگناهای اقتصادی در عرصه سینما، محدودیت تولید، شرایط نابسامان اکران، وضعیت مبهم نمایش عمومی برخی از آثار تولیدی، کمبود سالن های نمایش، ممیزی های سلیقه ای، سیاست گذاری های مقطعی در عرصه سینما و... زمینه ای را فراهم کرده تا در چند سال اخیر، برخی از کارگردانان سینما رسانه تلویزیون را، برای فعالیت های خود به سینما ترجیح دهند. البته طی چند سال گذشته نیز مدیران شبکه های مختلف تلویزیون، تلاش کرده اند تا سینماگران را برای ساخت تله فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی به سمت قاب شیشه ای جذب کنند. برخی سینماگران نیز این اتفاق را، به فال نیک گرفتند. اما گروهی از آنان نیز این رخداد را، به سبب اوضاع ناپایدار اقتصاد سینما مقطعی دانستند. اما به هر حال در چند سال اخیر، تولید انبوه فیلم های تلویزیونی و مجموعه ها در شبکه های مختلف سیما، بستری را برای فعالیت کارگردانان و شماری از تهیه کنندگان سینما، فراهم کرده است. اگرچه با بررسی ابعاد و وجوه مختلف این مهاجرت دسته جمعی، می توان به این نتیجه رسید که این رویکرد، پیامدی جز نحیف تر شدن پیکره بیمار سینمای ایران به همراه ندارد. بازیگران و کارگردانان سینما پیش از این، کمتر به سراغ تلویزیون می آمدند. به نوعی می توان گفت که فعالیت و کار در این رسانه ملی را، در حد و اندازه های خود و توانمندی هایشان نمی دانستند.از طرفی نیز شرایط امروز سینما، به گونه ای است که بسیاری از آثار سینمایی هنوز بر پرده نیامده، با سالن های سینما خداحافظی می کنند. در این شرایط شمار بسیاری از کارگردانان و تهیه کنندگان سینما، که مبالغ هنگفتی را برای تولید فیلم هزینه کرده اند به سبب شکست تجاری این آثار در گیشه، دلسرد شده و بیکاری را به فعالیت کم رنگ در عرصه سینما ترجیح داده اند. نتیجه کوتاه مدت این شرایط، ایجاد فرصت های شغلی برای سینماگرانی است که در نتیجه محدودیت تولید و اکران، امکان فعالیت مستمر در سینما را نمی یابند. اما در سال های اخیر بازار پررونق تولید فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی، مجال و فرصتی طولانی مدت را برای ساخت و ساز آثار مختلف، برای سینماگران ایجاد کرده است. از طرفی سیاست گذاری های حمایتی رسانه ملی در تولید فیلم، فضایی رقابتی را با سینما فراهم آورده است. در پی ایجاد این موقعیت، برخی از کارگردانان مطرح و بازیگران محبوب نیز، با دستمزدهای چشمگیر به صدا و سیما دعوت شدند. گاه نیز پیشنهادهای وسوسه کننده برنامه سازان و تهیه کنندگان تلویزیونی، زمینه حضور پررنگ و مستمر آن ها را در شبکه های مختلف فراهم کرده است. این اتفاق بیش از آن که به سود سینماگران تمام شود، به نفع تلویزیون بوده است. در چند سال اخیر کارگردانانی صاحب سبک و نام آشنا، ساخت فیلم ها و مجموعه های گوناگون را برای شبکه های مختلف سیما، برعهده گرفتند.شرایط فیلم سازی و ساختن مجموعه های مختلف نیز به گونه ای بوده است که حتی برخی کارگردانان سخت پسند و گزیده کار، که برای فعالیت در تلویزیون اما و اگرهای بسیاری داشتند، حاضر شدند بخت خود را در این عرصه بیازمایند.

حضور کیانوش عیاری با ساخت مجموعه «روزگار قریب»، ابراهیم حاتمی کیا (خاک سرخ، حلقه سبز)، اصغر هاشمی (یک مشت پر عقاب)، کمال تبریزی (دوران سرکشی، شهریار)، سامان مقدم (پریدخت)، داوود میرباقری (رعنا، امام علی(ع)، معصومیت از دست رفته، مختارنامه)، مهدی فخیم زاده (تنهاترین سردار، ولایت عشق، خواب و بیدار، حس سوم، بی صدا فریاد کن)، بهرام بهرامیان (ساعت شنی)، همایون اسعدیان (روز بی پایان)، احمد امینی (تصویر یک رویا، آخرین شب آرامش، بیگناهان)، حسن هدایت (کارآگاه علوی ۱ و ۲)، محمدرضا هنرمند (کاکتوس، زیرتیغ، آشپزباشی) و... گواه این ادعاست. با ایجاد شرایط مطلوب برای ساخت سریال یا فیلم از سوی تلویزیون، برخی کارگردانان سینما که فعالیت هایشان در این عرصه با محدودیت همراه بود و آثارشان با توجه به مقررات و قواعد حاکم بر تلویزیون، از شبکه های مختلف این رسانه قابل نمایش بود، فرصت فعالیت در جعبه جادویی را یافتند. بی تردید تلویزیون رسانه ای فراگیر با مخاطب عام است و برای جلب رضایت بینندگان، باید قواعد بازی را رعایت کرد به همین سبب وجه سرگرمی سازی در تولیدات امروز تلویزیون پررنگ تر شده است. از طرفی سیاست گذاری های مدیران تلویزیون، برای جذب کارگردانان و سینماگران گاه فضایی را به وجود آورده تا ممیزی ها کمتر و ساده تر شود.

این روزها اغلب کارگردانان سینما در پروژه های مختلف تلویزیونی پشت دوربین هستند. مازیار میری پس از تجربه ساخت یک فیلم تلویزیونی، مجموعه تلویزیونی «گاوصندوق» را کارگردانی می کند. کمال تبریزی مشغول ساخت مجموعه تاریخی «سرزمین کهن» است. سیروس الوند پس از ساخت دو فیلم تلویزیونی، درگیر ساخت سومین فیلم تلویزیونی اش با نام «ساعات ناامیدی» است. منوچهر محمدی، علیرضا رئیسیان، رسول صدرعاملی، کیانوش عیاری و پوران درخشنده نیز به عنوان تهیه کننده، این روزها در تلویزیون به فعالیت مشغول اند.مدیران تلویزیون و تهیه کنندگان رسانه ملی، با فراهم کردن زمینه لازم برای فعالیت سینماگران، تسهیل نمودن مراحل تولید و پرداخت دستمزدهای مناسب و... هیچ دغدغه ای برای سینماگران -که پیش از آن در سینما با آن درگیر بودند- باقی نگذاشتند.بی شک در چنین شرایطی کارگردانان، بازیگران و تهیه کنندگان سینما، ترجیح می دهند از سر ناچاری به سمت تلویزیون کوچ کنند. متاسفانه با توجه به شرایط اقتصادی نامناسب، سینما قدرت رویارویی با چنین رقیب قدرتمندی را هم ندارد. به همین سبب از هم اکنون می توان گفت سینما بازنده بزرگ این بازی است. با مقایسه آمار تولید و نمایش فیلم های تلویزیونی با آثار سینمایی، می شود صدای زنگ خطر را شنید به ویژه آن که نگاه مثبت مدیران تلویزیون، استقبال سینماگران را برای ادامه فعالیت در این رسانه فراگیر فراهم کرده است. اما اگر این روند گسترده هم چنان استمرار داشته باشد، باید تلویزیون را تهدیدی جدی برای سینما به شمار آورد. اگر امروز مدیران سینمایی برای اقتصاد بیمار سینما، کمبود سالن های نمایش، دلگرمی سینماگران برای ادامه فعالیت، ممیزی های سلیقه ای و شخصی، شرایط ناگوار چرخه تولید، وضعیت نامشخص قوانین اکران و... چاره ای نیندیشند، باید در انتظار روزی بود که در گرمای تابستان، از سردی سالن های سینما به خود لرزید!!

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 یک فیلم انتخاباتی صادقانه برای احمدی‌نژاد می‌سازم
مشاور هنری رئیس جمهوری بیان صادقانه شرایط اجتماعی و واقعیات موجود را یکی از مهمترین اهداف فیلم تبلیغاتی دکتر محمود احمدی‌نژاد ذکر کرد.

جواد شمقدری درباره کارگردانی فیلم انتخاباتی احمدی‌نژادگفت: تولید این فیلم از زمانی که رئیس جمهوری ثبت نام کرد شروع شده و یک گروه اغلب جوان در تصویربرداری، انتخاب تصاویر از آرشیو و تدوین به من کمک می‌کنند. زمان محدودی برای ساخت فیلم داریم و با شتاب و عجله مشغول کاریم.

وی افزود: چهار سال پیش هم فیلم تبلیغاتی آقای احمدی‌نژاد 25 فروردین کلید خورد و زمان کمی تا پخش داشت، اما به نتیجه مطلوب رسیدیم. این فیلم شباهت‌هایی به فیلم قبلی دارد و مهمترین دلیل آن تغییر نکردن آقای احمدی‌نژاد، تفکر و باورهای ایشان است. من تلاش می‌کنم فیلمی که می‌سازم صادقانه، برپایه واقعیات و نشاندهنده پیشرفت‌هایی باشد که کشور در این چهار سال داشته است.

مشاور هنری رئیس جمهوری ادامه داد: شرایط کاری مانع از این شد که زودتر ساخت فیلم را شروع کنم. بالاخره مرخصی گرفتم و ساخت فیلم شروع شد، کار با حساسیت و وسواس پیش می‌رود و امیدوارم تا زمان پخش تلویزیونی آماده شود. در شرایط طبیعی تولید چنین فیلمی دو ماه وقت می‌گیرد و در فرصت محدود پیش رو با سرعت کار می‌کنیم و سعی داریم بر کمبود زمان غلبه کنیم.

|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 نامه گلایه‌آمیز جلیلی
ابوالفضل جلیلی در آستانه دهمین انتخابات ریاست جمهوری با نوشتن نامه‌ای خطاب مدیران هنری و سینمایی دولت نهم از اکران نشدن فیلم‌های خود گله کرد.

 جلیلی در ابتدای نامه خود نوشته است: در این موقعیت که پایان دوره چهار ساله دولت نهم و آغاز تبلیغات انتخاباتی است ظاهرا باعث شده برخی چراغ قرمزها سبز شوند وعده‌ای شروع به استفاده و به عبارتی سوء استفاده کنند. اما من نه در خیال استفاده نه فکر سوء استفاده هستم.

وی در ادامه این یادداشت تاکید می‌کند: بعضی از دوستان مسئول می‌گویند اکران نشدن فیلم‌های جلیلی مربوط به خودش می‌شود، از نظر ما همه چیز مرتب است، اما اشکال از خود اوست که پیگیری نمی‌کند. تصمیم گرفتم این چند خط را بنویسم. من و شما حتما از یک آب و خاک و ایدئولوژی هستیم.

کارگردان فیلم اکران‌نشده "حافظ" در ادامه این نامه خاطرنشان می‌کند: اگر چهار سال درس بخوانید و در پایان به شما بگویند لیسانس نمی‌دهیم و دوره‌ای که طی کرده‌اید اشکال دارد، چه حالی خواهید شد و اگر این عمل چند بار تکرار شود چقدر بر سر ایمانتان می‌ایستید؟

در بخش دیگر نامه جلیلی آمده است: من از 24 سالگی تاکنون 14 فیلم سینمایی تقدیم انقلاب کردم و این 14 اثر از نظر اکران مردود شناخته شد. اما دلسرد نشدم، آن زمان که الفبای سینما را می‌آموختم بهترین و پاکترین جوانان کشورم در جبهه‌های جنگ جانشان را تقدیم امنیت و آسایش من و امثال من کردند.

وی ادامه می‌دهد: پس اگر دین هم نداشتم لااقل به فرموده سالار شهیدان رسم آزادگی را در این مکتب آموخته‌ام. ایستادم و درست است که گاهی ناله کردم که آن هم از ضعف ایمانم بود، اما سوختم و ساختم که در برابر شهدا و جانبازان سرزمینم ذره‌ای ادای دین کنم. اما وقتی می‌شنوم من را مقصر می‌دانند، مجبور می‌شوم این چند خط را بنویسم که نگویند زیرکانه عمل می‌کند.

جلیلی خاطرنشان می‌کند: "گل یا پوچ" در دولت نهم ساخته شد و پروانه نمایش گرفت. اما از شرکت پخش فیلم بپرسید چرا در دو سالی که در نوبت اکران بود به نمایش درنیامد. باز هم می‌گویم اشکالی ندارد، اما "حافظ" چطور؟ من که نرفتم فیلم پوشالی از جنس عشق و عاشقی‌های دست دوم و سوم بازاری بسازم. رفتم سراغ "حافظ"؛ کسی که یکی از افتخارات این سرزمین است. اگر در فیلم اشتباهاتی مرتکب شده‌ام نباید اینگونه تحریم شوم.

این فیلمساز می‌نویسد: آیا مصلحت نبود وقتی در حال ورشکستگی بودم و پنج بار به معاونت محترم سینمایی مهندس جعفری جلوه که قلبا و ایمانا افکار و اندیشه و ایدئولوژی ایشان را دوست و ارادتی خاص به وی دارم، نامه نوشتم و عنوان کردم آقای جعفری جلوه عزیز شما در حالی که به دوستان همکار من کمک‌های میلیونی و میلیاردی بلاعوض می‌کنید، بیایید و به عنوان کمک روی "حافظ" قیمت بگذارید و آن را نه برای اکران بلکه برای آرشیو به یک سوم قیمت از من بخرید تا بتوانم بدهی خود را بپردازم.

جلیلی در پایان تاکید می‌کند: ایشان هر بار موافقت کردند و دستور خرید فیلم را به بنیاد سینمایی فارابی ارسال کردند. اما چه شد که ما دو سال سوختیم و ساختیم، اما از جانب دوستان هیچ مرحمتی نشد. حالا که این یادداشت را می‌نویسم نه خیال استفاده دارم و نه سوء استفاده و نه درخواست ریالی از شما نه هیچکس... فقط خواستم بدانید این انقلاب فرزندانی اینچنین دارد.


|+| نوشته شده توسط احمد صبریان در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388  |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
 
بالا